سه شنبه، 24 ارديبهشت 1387 - شماره 1675
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
گزارش توليد سينماي ايران
اميدوار به نام هاي در راه
گروه فرهنگي؛ به رغم ادامه نگراني ها درباره وضعيت نمايش و اکران فيلم هاي ايراني، جريان توليد سينماي ايران با حضور نام هاي شناخته شده بي اعتنا به اين اتفاقات فعاليت خود را ادامه مي دهد.همين که بهرام بيضايي توانسته بعد از 9 سال پشت دوربين کارگرداني قرار بگيرد و فيلمي را که دوست دارد بسازد نويد خوبي است براي دوستداران اين استاد تئاتر و سينما که بعد از تماشاي اجراي نمايشنامه «افرا، يا روز مي گذرد» او در سال گذشته، امسال هم منتظر دهمين ساخته سينمايي او «وقتي همه خوابيم» باشند. بهرام بيضايي اين فيلم را از صبح روز پنجشنبه پنجم ارديبهشت ماه در خيابان نوفل لوشاتوي تهران جلوي دوربين برد. «مژده شمسايي»، «حسام نواب صفوي»، «شقايق فراهاني»، «مجيد مشيري» و تعداد زيادي از بازيگران تئاتر و تلويزيون در اين فيلم ايفاي نقش مي کنند. ايرج رامين فر طراحي صحنه لوکيشن هاي فيلم را بر عهده دارد که گفته مي شود از ويژگي خاصي برخوردار است. احتمال اينکه «بيضايي» بخواهد فيلم تازه اش را قبل از جشنواره اکران کند زياد است، پس مي توانيم خوشحال باشيم که زمان انتظارمان کوتاه تر خواهد شد. اما ديگر اتفاق توليد سينماي ايران کليد خوردن فيلم تازه «اصغر فرهادي» است که بعد از فيلم «چهارشنبه سوري» ترجيح داده است بيشتر در مقام فيلمنامه نويس فعاليت کند تا کارگردان. فيلمنامه هاي «کنعان» و «دايره زنگي» حاصل دوري دو ساله فرهادي از صحنه کارگرداني است که البته درخشش کمتري نسبت به دوره فيلمسازي اش نداشته است. «فرهادي» همچنين سيناپس فيلم نوشت «محاکمه در خيابان» را براي مسعود کيميايي نوشت که البته به مرحله فيلمبرداري نرسيد و فيلم نوشت «شريک» جايگزين آن شد. «درباره الي ...» با عنوان قبلي «مجهول الهويه» چهارمين ساخته اصغر فرهادي است که اين روزها با حضور هنرپيشه هاي شناخته شده يي چون گلشيفته فراهاني، ترانه عليدوستي، شهاب حسيني و مريلا زارعي در شمال کشور جلوي دوربين رفته است. مضمون کلي «درباره الي ...» ماجراهاي مربوط به چند زوج جوان است که براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه به شمال کشور سفر کرده اند و روابط و چالش هاي ميان آنها گره اصلي فيلم را رقم مي زند. از نکات اين فيلم حضور «پيمان معادي» نويسنده فيلمنامه هاي «آواز قو»، «عطش» و «کافه ستاره» و همچنين ماني حقيقي فيلمنامه نويس و کارگردان در مقام بازيگر است. با توجه به مسائلي که در جشنواره سال گذشته براي فيلم «دايره زنگي» پريسا بخت آور به وجود آمد و نامه انتقادآميز فرهادي به مسوولان سينمايي بعيد به نظر مي رسد او بخواهد فيلم تازه اش را براي جشنواره نگه دارد. از پروژه هاي مهم ديگري که به زودي جلوي دوربين خواهند رفت مي توان به «بي پولي» دومين ساخته حميد نعمت الله و «هفت دقيقه به پاييز» به کارگرداني عليرضا اميني اشاره کرد که البته قرار بود اواسط ارديبهشت فيلمبرداري شان آغاز شود که ظاهراً به دليل طولاني شدن پيش توليد هنوز اين اتفاق نيفتاده است. «حميد نعمت الله» که اولين ساخته اش «بوتيک» با استقبال خوبي از سوي منتقدان و تماشاگران مواجه شد چندين بار تا مرحله ساخت فيلم دومش پيش رفت اما هر بار بنا به دلايلي اين امر ميسر نشد تا اينکه بالاخره امسال مرتضي شايسته تهيه کنندگي فيلمنامه «بي پولي» را به کارگرداني نعمت الله برعهده گرفت و بهرام رادان و ليلا حاتمي هم به عنوان بازيگران اصلي فيلم معرفي شدند. «بي پولي» که نوشته مشترک حميد نعمت الله و هادي مقدم دوست است داستان زوج جواني است که پس از ازدواج در آستانه بچه دار شدن با مشکل بزرگي به نام بي پولي مواجه مي شوند. عليرضا اميني اين بار با قصه يي اجتماعي و شهري قصد دارد تجربه تازه يي رقم بزند. «هفت دقيقه به پاييز» داستان زندگي دو خانواده جوان است. زوج اول درصدد کمک و ترميم روابط زوج دوم که داراي مشکلاتي در زندگي شان هستند برمي آيند که در اين بين اتفاقي ناخواسته زندگي آنها را تحت الشعاع قرار مي دهد.جمشيد هاشم پور، حامد بهداد، پانته آ بهرام، نيما شاهرخ شاهي و مهراوه شريفي نيا بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
اکران قرنطينه و همخانه از چهارشنبه
دو فيلم «قرنطينه»(منوچهر هادي) و «همخانه»(مهرداد فريد) از اين هفته اکران مي شوند. يکي از اعضاي شوراي صنفي نمايش در گفت وگو با فارس اظهار داشت؛ در جلسه روز دوشنبه اين شورا، مقرر شد از بين فيلم هاي روي پرده، نمايش عمومي دو فيلم «پابرهنه در بهشت»(بهرام توکلي) (در گروه عصر جديد) و «زن دوم» (سيروس الوند) (در گروه آزادي) به پايان برسد. بدين ترتيب نمايش فيلم هاي «مجنون ليلي»(قاسم جعفري)، «تلافي»(سعيد اسدي) و «دايره زنگي»(پريسا بخت آور) در گروه هاي آفريقا، استقلال و قدس و فيلم هاي «به همين سادگي»(رضا ميرکريمي) و «روزي که حسني مرد شد»(در سينماهاي آزاد) ادامه خواهد يافت. طبق اعلام شوراي صنفي نمايش «تيغ زن» ساخته عليرضا داودنژاد به جاي «دايره زنگي» در گروه سينمايي قدس و «زن ها فرشته اند» ساخته شهرام شاه حسيني به جاي «مجنون ليلي» در گروه سينمايي آفريقا از هفته هاي آينده صورت خواهد پذيرفت.
فروش جهاني فيلم ها
«مرد آهني» رقيب ندارد
فيلم «مرد آهني» با بازي رابرت داوني جونير در دومين هفته اکران رقيب تازه از راه رسيده خود «راننده مسابقه سرعت» را کنار زد و با 5/50 ميليون دلار بار ديگر در صدر جدول فروش قرار گرفت.

به گزارش مهر ورايتي اعلام کرد «مرد آهني» که بر مبناي يکي از قصه هاي مصور انتشارات مارول ساخته شده اين هفته 49 درصد تماشاگران خود را از دست داد و مجموع فروش خود را پس از 11 روز به 177 ميليون دلار رساند. فروش جهاني اين فيلم با حساب بازار خارج از امريکا 342 ميليون دلار شده است. رده دوم جدول از آن «راننده مسابقه سرعت» برادران واچوفسکي با بازي اميل هيرش، متيو فاکس و کريستينا ريچي شد که بر مبناي يک کارتون ژاپني معروف در دهه 1960 ساخته شده است. فيلم جديد خالقان سه گانه «ماتريکس» در 3215 سينما حدود 20 ميليون دلار فروش داشت که کمتر از پيش بيني ها بود.با توجه به عملکرد ضعيف «راننده مسابقه سرعت» در سطح بين المللي مي توان اين طور تعبير کرد که يک فيلم ناموفق روي دست برادران وارنر مانده است. کمدي رمانتيک نه چندان پرهزينه «آنچه در وگاس اتفاق افتاد» که از اين هفته در سينماهاي امريکا اکران شده، در 3215 سينما به فروش 20 ميليون دلاري دست يافت و فيلم سوم هفته شد. فيلم اکشن و رزمي «کمربند قرمز» به کارگرداني ديويد ممت که نمايش آن از هفته پيش به طور محدود آغاز شد، اين هفته با وجود اضافه شدن تعداد سينماهاي آن به 1379 سينما تنها يک ميليون دلار فروخت و فيلم دهم هفته شد. اين هفته مجموع فروش فيلم ها رقمي در حدود 128 ميليون دلار و 21 درصد بيشتر از زمان مشابه پارسال بود، اما به لحاظ مجموع فروش از ابتداي سال 2008 تاکنون، رقمي در حدود 93/2 ميليارد دلار حاصل شده که 5/2 درصد کمتر از پارسال است. تعداد تماشاگران نيز 3/5 درصد کمتر است.
هسته مرکزي جشنواره موسيقي فجر تشکيل شد
هسته مرکزي برنامه ريزي بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر که همزمان با سي امين سالگرد پيروزي انقلاب برگزار مي شود با حضور کامبيز روشن روان(دبير اين دوره جشنواره)، داود گنجه يي، شاهين فرهت و مصطفي کمال پورتراب تشکيل شد. به گزارش مهر نخستين جلسه از شوراي سياستگذاري و برنامه ريزي بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر با حضور اعضاي هسته مرکزي جشنواره موسيقي عصر روز گذشته برگزار شد. در اين نشست موضوعاتي مانند چگونگي حضور گروه هاي بين الملل در جشنواره و بالا بردن سطح کيفي اين بخش، توجه به جوانان در حوزه موسيقي پاپ و ...مورد بررسي قرار گرفت. همچنين بيست و چهارمين دوره از جشنواره موسيقي فجر مقارن با سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي است به همين منظور شوراي برنامه ريزي اين دوره از جشنواره در نظر دارد بخشي ويژه در خصوص موسيقي انقلاب و اجراي برخي از آثار شاخص و خاطره انگيز آن دوران را به طور زنده اجرا کند. همچنين در اين دوره قرار است شرايطي فراهم شود تا استادان صاحب نام موسيقي که سال هاي سال در جشنواره موسيقي فجر حضور پيدا نمي کردند در سي امين جشنواره برنامه داشته باشند.
«حاتمي کيا» يک اپيزود از «دعوت» حذف کرد
فيلم سينمايي «دعوت»، آخرين ساخته «ابراهيم حاتمي کيا» با حذف يکي از اپيزودها با نام «دانشجو»، روانه اکران عمومي مي شود. به گزارش فارس، فيلم «دعوت» اثري اپيزوديک است که ابتدا قرار بود با ساختاري تودرتو ساخته شود اما در نسخه نهايي، به يک فيلم اپيزوديک تبديل شد که در هر اپيزود، داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت مي شود که هر کدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واکنش هايي از خود بروز مي دهند. به گفته يک منبع آگاه، «حاتمي کيا» يکي از اين شش اپيزود را حذف خواهد کرد، تا «دعوت» در پنج اپيزود روانه اکران عمومي شود. همچنين فيلمنامه اوليه «دعوت»، 7 اپيزودي بود که قبل از شروع فيلمبرداري نيز يک اپيزود از فيلمنامه اوليه «دعوت» کنار گذاشته شده بود. به گزارش فارس، بازيگران هر کدام از اين اپيزودها متفاوت با ديگري هستند و در اپيزود حذفي اين فيلم سينمايي که «دانشجو» نام دارد، «پژمان بازغي» و «ليلا اوتادي» ايفاي نقش کرده بودند. در آخرين فهرست عوامل فيلم «دعوت» که اخيراً انتشار يافت نيز ذکري از نام اين دو بازيگر نشده است.
از ازل تا به ابد فرصت درويشان است
سيد علي ميرفتاح

ديروز نوشتم «ادامه دارد»، اما چه چيز ادامه دارد؟ افسردگي استر ادامه دارد يا پولدار شدن رفيق قديمي اش؟ داستاني از روزگاران پيشين، در ولايت فرنگ يادم آمده که نقلش در اينجا بي مناسبت نيست. مشهور است که ژان پي ير و ژان پل دو دوست همکلاسي بودند که يکي شان همش به فکر درس و مشق بود و ديگري به فکر عياشي و الواطي. يکي مدام دود چراغ مي خورد و شب را با کتاب و دفتر صبح مي کرد و يکي ديگر، شب زنده دار خانه خمار و نشسته بر مصطبه پياله فروشي. سال ها مي گذشت و ژان پل پله هاي ترقي علم و فضل و هنر را يکي پس از ديگري درمي نورديد و در عوض ژان پي ير، مست لايعقل، شيشه بود که از پس شيشه خالي مي کرد. اولي شاگرد اول شد و بعد دانشجوي نخبه و بعد استاديار و استاد دانشگاه و سرآمد روزگار و دومي همچنان پياله پر مي کرد و آب آتشين در کام خود مي ريخت، بلکه ره به حال خرابش ببرد که البته اين اواخر، ديري بود که ره به اين حال خراب نمي برد. بيچاره فرانسوي بود و بلد نبود که پند شاعر دردآشنا را بشنود که «کفاره شراب خوري هاي بي حساب / هشيار در ميانه مستان نشستن است». مهم نيست. يعني اين موضوع به قصه ما ربطي ندارد، موضوع اين است که بعد از چهل سال علم و فضلي که دل ژان پل جمع کرد، رنوي دودر گوجه يي رنگي توانست بخرد و خدا را هم شکر کند که آب باريکه يي از مواجب دانشگاه و گاهي حق التاليف و پروژه هاي تحقيقاتي به دستش مي رسد. روزي در ميدان اتوال داشت خارج از سرويس دنده صدتا يک غاز عوض مي کرد و براي انتهاي شانزه ليزه مسافر مي زد که از بد حادثه ژان پي ير را ديد که سوار بر ليموزين و با راننده مخصوص و بلکه منشي مخصوص و -البته در بعضي نسخه ها قيد شده منشي هاي مخصوص - دارد به سمت پيگال و سن دنيس مي رود. هر چقدر که شما از اين موقعيت تعجب کرديد و يکه خورديد ضرب در هزار کنيد تا حال ژان پل را بفهميد. چيزي مثل حالي که رفيق استر ما از ديدن همکلاسي قديمش، توي بالادست جنگل پيدا کرده بود. دو دوست به حکم ايام قديم که بالاخره مودتي بين شان بود، با هم دست دادند و سلام و عليک کردند، اما ژان پل نتوانست خودداري کند و به روي خودش نياورد. دل به دريا زد و گفت که «من هتک خود را در راه علم و دانش گذاشتم و خودم را آش و لاش کردم و براي هميشه از خودم و اطرافيانم سلب آسايش کردم و همه اش درس و مشق و کار، اين است حال و روزم که حال و روز سگ اين چنين مباد. تو که همه اش توي پياله فروشي ها ولو بودي و داشتي زنجير پاره مي کردي و... تو کجا؟ اين وضع و حال کجا؟» آري عزيزان. درست حدس زده ايد. ژان پي ير يک روز به خود آمده بود و رفته بود تمام شيشه هايي را که در اين چهل سال تلمبار کرده بود فروخته بود و به چنين مکنتي رسيده بود... اما استر به ما گفت که رفيق سابقش حتي اهل شيشه جمع کردن هم نبوده و اين طور کاشف به عمل آمد که صرفاً با زد و بند و مال ديگران را خوردن و جعل و جنايت و رانت و هزار کار زشت ديگر به چنين مکنتي رسيده است. يعني که اشک ديده من و خون دل شما را برده فروخته و زانتيا خريده و... زانتيا کجا بود؟ بي ام دبليوي ايکس تري خريده...

ادامه دارد، اما نه اين داستان و اين صفحه، که بساز و بندازي و خوردن مال ديگران و رانت خواري و گاوبندي و کاخ روي کوخ بقيه ساختن و منشي مخصوص گرفتن، بلکه منشي هاي مخصوص گرفتن همکلاسي سابق استر، همچنين افسردگي حاد استر و من و ساير حيوانات ادامه دارد. بي خود نفرموده که «پار دمش دراز باد اين حيوان خوش علف». و باز بي جهت هم در باره من و رفقاي قلندرم نفرموده که «از ازل تا به ابد فرصت درويشان است»... mirfattah@yahoo.com
من روياهايي دارم
بهروز غريب پور

دوازده سال پيش، پس از کوششي چندساله و سرانجام به روي صحنه آوردن «بينوايان» اتفاق جديدي در صحنه تئاتر ايران رخ داد که بسياري آن را درک کردند، ستودند و هنوز که هنوز است آن را به ياد مي آورند و برخي آن را نپسنديدند، يا به عمد با آن درافتادند. اما هر چه بود دو هدف من به ثمر رسيد؛ نخست اينکه هنر نمايش صحنه يي مي تواند توانمند و موثر سخت ترين و دشوارترين مضامين و داستان ها را به ثمر برساند و دوم آنکه قرار نيست هنر نمايش صحنه يي در حلقه نام هاي محدود به نمايشنامه نويسان مشهور باقي بماند و ضروري است که براي جذب مخاطبان جديد پا را فراتر گذاشت و رمان ها و داستان هاي نام آشنا و پرطرفدار را به روي صحنه آورد. مدعايم اين است که اجراي بينوايان مرزهاي جديدي براي تئاتر ايران تعريف کرد که در حوصله اين نوشته کوتاه نيست و به همين دو تعريف جديد يعني؛ در محدوده نام آشناهاي نمايش باقي نماندن و نامحدود بودن زبان تئاتر بسنده مي کنم. از آن پس نيز در عرصه افسانه هاي ايراني (قصه تلخ طلا) و حماسه هاي ايراني (هفت خوان رستم و رستم و سهراب) موضوعاتي را به روي صحنه آوردم که اين دايره را وسيع تر کنم و از حلقه تماشاگران محفلي تئاتر بگريزم و با اينکه از سوي همان حلقه تنگ هم محفلان مورد بي توجهي يا بي حرمتي واقع مي شدم اما استوارتر، بر همان مسيري که عقيده داشته و دارم که براي دگرگون کردن تئاتر ايران لازم و ضروري است، حرکت کردم. پس نمايشنامه کلبه عمو تم را به روي صحنه آوردم که طي قريب به پنجاه اجرا- ابتدا در فرهنگسراي بهمن و سپس در سالن اصلي تئاتر شهر- اين آرمان را به داوري گذاشتم و باز مدعايم اين است که بسيار موفق بود، نزديک به سه ساعت تماشاگران را بر صندلي نشاندن و مجذوب کردن آنها يکي از موفقيت ها بود. بماند که برخي به خاطر طولاني بودن نمايش از من گلايه مي کردند و توقع داشتند با در نظر گرفتن يک وقفه کوتاه- آنتراکت- و فرصت تمدد قوا و نفسي تازه کردن به آنها احترام بيشتري مي گذاشتم اما هر آنچه که من شنيدم و از امواج تماشاگران دريافت کردم در امتداد آن دو تعريفي که گفتم قرار مي گرفت؛ تئاتر بضاعت داستان گويي دارد. توان پا فراتر گذاشتن از مرزهاي محدود را دارد و تئاتر به پايان نرسيده است و هنوز بسيار حرف ها براي گفتن و بسيار ظرفيت ها براي به نمايش گذاشتن دارد. من در اين راه ممکن است در کشورم تنها باشم اما در جهان تئاتر تنها نيستم. در جهان تئاتر بسياري همچون من اين دغدغه را دارند که تئاتر محفلي نشود، اين نگراني را دارند که تئاتر تنها ابزار بيان عقايد و نظرها و زيبايي شناسي يک گروه کوچک نشود و اين همدردان من در دنياي تئاتر به درستي مي دانند که سينما براي گروه معدود، شعر براي چند صد نفر، هنرهاي تجسمي براي يک جمع محدود، نمايش براي يک جماعت بسيار کوچک يعني سوق دادن تماشاگران و خوانندگان به سوي سطحي ترين آثار و سراندن آنها به سمت آثاري که سرانجام به تهي کردن مغز آنان خواهد انجاميد.

به هر روي در اين روزها که جشن هاي خانواده تئاتر را پشت سر گذاشته ايم و جشنواره تئاتر دانشجويي را به پايان رسانده ايم، مي توانم به بانگ بلند و براي آن دست از هنرمندان تئاتر که دغدغه ادامه حيات هنرشان را دارند دردمندانه بگويم که تئاتر بدون امواج تماشاگر بي معني است و به گفته ايتاليايي ها «تنها لويي شانزدهم آنقدر احمق است که تئاتر را به تنهايي ببيند» که معکوس هم اين است؛ آنها که از اجرا براي گروه محدود ترس و واهمه يي ندارند، يا عاشق نيستند يا به تمامي از نتيجه منفي عمل شان غافلند. بلافاصله اضافه کنم که تئاتر آزمايشگاهي حديث ديگري است. هرگز اقدام هنرمنداني چون گروتفسکي، کانتور و منوشکين را نبايد از اين زاويه ديد اما اگر تصورمان اين باشد که همه آثار تئاتري بايستي به راه اين بزرگان بروند به هنر تئاتر خيانت کرده ايم... و دست آخر با وام گرفتن عنوان سخنراني مارتين لوترکينگ، در ارتباط با ايستادگي در مقابل برده داري، تبعيض و پايمال کردن حقوق انسان ها و به مناسبت اجراي کلبه عمو تم که همين موضوع را پي گرفته است، مي گويم؛ من روياهايي دارم.

- تئاتر ديگر بار به ميان مردم برود.

- مردم يکي از لذت بخش ترين ساعات ماه و سال شان تماشا کردن تئاتر باشد.

- چراغ همه سالن ها در تهران و شهرهاي بزرگ و کوچک روشن شود و تمام تئاتر ايران محدود به تهران مجموعه تئاتر شهر نشود.

- صحنه محل نمايش، تمام جهان باشد و هر نويسنده و کارگرداني به قدر وسع و توانش افسانه ها، اسطوره ها، رمان ها و داستان هاي ايراني و غيرايراني را دستمايه قرار دهد تا حلقه کوچک تماشاگران محفلي را فراخ کند و بر شمار تماشاگران و دوستداران دائمي تئاتر بيفزايد.
عناوين اين صفحه
اميدوار به نام هاي در راه
اکران قرنطينه و همخانه از چهارشنبه
«مرد آهني» رقيب ندارد
هسته مرکزي جشنواره موسيقي فجر تشکيل شد
«حاتمي کيا» يک اپيزود از «دعوت» حذف کرد
از ازل تا به ابد فرصت درويشان است
من روياهايي دارم
پيشنهادها
جزئيات مراسم پاياني جايزه «روزي روزگاري»
دريچه
چهره ها
زير درخت گردو

پيشنهادها
نمايش و نقد فيلم «ريسمان باز» ؛ فيلم سينمايي «ريسمان باز» دومين تجربه بلند مهرشاد کارخاني ساعت 16 امروز در موسسه آموزش عالي سوره به نمايش درمي آيد. در اين مراسم هنرمنداني چون پژمان بازغي، بابک حميديان، فرشاد محمدي و علي خوشروني حضور دارند و اين فيلم را نقد مي کنند. آدرس موسسه آموزش عالي سوره خيابان آزادي، بين خوش و بهبودي، نبش کوچه کامياران است.


 نشست بازيگران با سخنراني محمود کلاري؛ هفتمين نشست تخصصي بازيگران امروز ساعت 18 در خانه سينما با سخنراني محمود کلاري برگزار مي شود. علاقه مندان براي شرکت در اين نشست مي توانند به خيابان بهار، کوچه سمنان مراجعه کنند.







نمايش فيلم هاي مستند و نقالي؛ عصر امروز در ادامه برنامه «بزرگداشت فردوسي» در سالن سينما حقيقت چهار فيلم مستند نمايش داده مي شود و مرشد ترابي نقالي خواهد کرد. در سانس اول اين برنامه از ساعت 17 مستند «يکي داستان پرآب چشم» ساخته شهرام درخشان و «فردوسي و مردم» به کارگرداني حسين ترابي و در سانس دوم در ساعت 19 مستندهاي «قالي سخنگو» به کارگرداني بهرام بيضايي و «گردآفريد» ساخته هادي آفريده نمايش داده مي شوند.


جزئيات مراسم پاياني جايزه «روزي روزگاري»
حميد امجد، محمد چرمشير و محمد رحمانيان در مراسم اختتاميه دومين دوره جايزه ادبي «روزي روزگاري» درباره بهرام بيضايي سخنراني مي کنند. به گزارش مهر مراسم اختتاميه دومين دوره جايزه ادبي «روزي روزگاري» شنبه 28 ارديبهشت در يکي از شعب جديد التاسيس شهر کتاب برگزار مي شود. در اين مراسم رضا سيدحسيني - مترجم و منتقد ادبي - درباره جمال ميرصادقي داستان نويس معاصر سخنراني خواهد کرد. جايزه روزي روزگاري امسال به طور ويژه از «جمال ميرصادقي» به پاس يک عمر داستان نويسي تقدير مي کند. همچنين مديا کاشيگر دبير اين جايزه گزارشي از روند برگزاري دومين دوره آن ارائه خواهد کرد. مراسم اختتاميه دومين دوره جايزه ادبي «روزي روزگاري» از ساعت 19 تا 21 روز شنبه 28 ارديبهشت ماه در سالن آمفي تئاتر شهر کتاب جديد التاسيس گلچين واقع در بزرگراه امام علي، بعد از تقاطع شهيد بابايي، خيابان گلچين، پلاک شش برگزار مي شود. اين مراسم به دليل گنجايش کم سالن محل برپايي آن (130 نفر) قرار است به شکل خصوصي برگزار شود و به همين دليل ورود براي عموم آزاد نيست.


دريچه
?چهارشنبه جشن فيلمنامه نويسان؛ با اهداي کارت افتخاري به عباس کيارستمي، جشن روز فيلمنامه نويسان 25 ارديبهشت ماه در خانه سينما برگزار مي شود. به گزارش ايسنا، اين برنامه ساعت 17 همزمان با روز بزرگداشت فردوسي برپا مي شود.

?برگزاري نخستين رپرتوار نمايشنامه خواني گفت وگو؛ دانشکده تئاتر دانشگاه آزاد اسلامي اراک «نخستين رپرتوار نمايشنامه خواني گفت وگو» را از 24 تا 25 ارديبهشت ماه برگزار مي کند. مراسم اختتاميه اين جشنواره دو روزه ساعت 17 ، 27 ارديبهشت ماه در اين دانشگاه برگزار خواهد شد.


چهره ها
بزرگداشت پورتراب در فرهنگستان هنر؛ مراسم بزرگداشت استاد پيشکسوت موسيقي مصطفي کمال پورتراب 29 ارديبهشت ماه ساعت 17 در مجتمع فرهنگي «نقش جهان» وابسته به فرهنگستان هنر برگزار مي شود. در اين مراسم که با حضور اعضاي هيات مديره خانه موسيقي و همچنين اعضاي کارگروه موسيقي فرهنگستان هنر برگزار مي شود، برخي آثار مصطفي کمال پورتراب بررسي مي شود.


کنسرت گروه «ذوالفنون» در شيراز ؛ گروه موسيقي «ذوالفنون» پس از اجرا در تالار وحدت 31 خرداد ماه ساعت 20 در حافظيه شيراز کنسرت مي دهد. جلال ذوالفنون برگزاري کنسرت هاي متعدد در شهرستان ها را از جمله اهداف گروه خود دانست و گفت؛ «وقتي صحبت از ارتباط با فرهنگ هاي مختلف پيش مي آيد بخش عمده يي از اين ارتباط به شهرستان برمي گردد.»






جايزه ملي قيصر امين پور در حوزه کلام موسيقي ؛ با توجه به نقش موثر کلام در موسيقي ايراني و به منظور توجه و ارتقاي اشعار و ترانه هايي که در ارتباط با موسيقي است، براي اولين بار جايزه ملي در حوزه کلام موسيقي به نام زنده ياد «قيصر امين پور» برگزار مي شود. در اين جايزه، اشعار و ترانه هايي که مرتبط با موسيقي است، مورد بررسي و ارزيابي قرار خواهد گرفت. زمان برگزاري و شرايط اين جايزه متعاقباً اعلام مي شود.


زير درخت گردو
رضا درميشيان ؛ در روستاي چاران، هجده کيلومتر بعد از جاده چالوس درست در بهشتي که استاد گريم ايران را به خاک سپرده اند درختي است که برايم احترام و اهميت ويژه يي دارد. درخت گردويي که ريشه هايش به فرهنگ معيري مي رسد و سايه آرامگاه او شده است. اين درخت همسن معيري است. درست 65 سال تمام. با شاخه هاي تنومندي که رقص برگ هاي هر کدام شان حکايتي است. شاخه اولي امضاي فرهنگ معيري است بر گنجينه يي از مهم ترين طراحي هاي چهره پردازي سينماي ايران. با ظرافت ها و ريزه کاري هاي خاص خودش. طراحي هايي که هر يک اعجاز هنر طراحي چهره پردازي اين سرزمينند. وفادار به درام و بيان. شاخه ديگر مکتب «آينه در آينه» اوست. طراحان گريمي که آنها را عاشقانه آموخته و آنان امروز عاشقانه زيبايي شناسي او را ادامه مي دهند. شاخه ديگر صميميت اوست. دوستي ها، قهرها و آشتي ها، رفاقت ها و نارفيقي ها. با آن ادبيات و بيان ويژه اش. شاخه يي که اگر لب به سخن مي گشود همه درختان اطراف را سيراب مي کرد. شاخه ها آنقدر زيادند که شمردني نيستند. اما در اين ميان شاخه يي است پربارتر و سرزنده تر که نويد تولد درخت تنومندي را مي دهد. آن درخت نوپا «فريور معيري» است. فرهنگ معيري هنري داشت بس والاتر از گريم. هنري که خيلي از هنرمندان مان از آن بي بهره اند و آن تربيت و پرورش فرزندانش است. فرهنگ فرزند خلفي به يادگار گذاشت که بي ترديد نه تنها نام معيري را در سينماي ايران زنده نگاه خواهد داشت بلکه از او فراتر خواهد رفت. معيري جوان آنقدر خلاق، پرانرژي و پرتوان هست که سنگيني نام و حضور پدر بر او سايه نيفکند. فراموش نکنيم علي سنتوري دوست داشتني مان زير دستان فريور چهره پردازي شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام