
بهمن کشاورز
بنده از طريق روزنامه اطلاعات پنجشنبه مورخه 30/9/85 از ارائه طرح موسوم به «ادغام کانون هاي وکلا و کارشناسان رسمي دادگستري با مشاوران حقوقي ماده 187» مطلع شدم. البته پيش از آن نيز برخي از دوستان به عنوان يک خبر تاييد شده آن را براي من نقل کرده بودند. آنچه براي بنده در وهله اول شگفت انگيز بوده و هست، قيد دو فوريت براي اين طرح بود. طرحي که محتواي آن، بر آن است که يک نهاد مستقل، مردمي و ديرپا را با قدمت 55 ساله و با ارتباط جهاني که کليه مشخصات آن - به رغم اشکالات و ايرادات موجود - هنوز با استانداردهاي بين المللي وکالت منطبق است، در يک تشکيلات نوپا با قريب به سه سال سابقه و بدون انطباق با معيارهاي جهاني وکالت و در حالي که قسمتي از وجود آن از پايان سال 1383 غيرقانوني است، ادغام کند، چگونه مي تواند با قيد دو فوريت مورد رسيدگي و تصويب قرار گيرد؟، از طرف ديگر با توجه به اينکه حسب اطلاع، طرح ديگري به منظور پيوستن اعضاي تشکيلات ماده 187 به کانون هاي وکلا تقديم مجلس شده و مراحل کارشناسي و متعارف تقنين را طي مي کند، چه نيازي به تقديم طرحي اينچنيني آن هم با دو فوريت وجود داشته است؟
گذشته از اينها با توجه به مشکلات مختلفي که کشور با آن دست به گريبان است و اين مشکلات در بعد داخلي و جهاني ذهن مسوولان رده اول مملکت را به خود مشغول داشته است و مسائل پيچيده يي نظير گراني، اشتغال و امثالهم - که مردم با آن مواجه هستند - آيا واقعاً مساله در هم کوبيدن نهادي که وجود آن وسيله يي است براي ارائه تشکيلات قضايي کشور در سطح جهاني، واقعاً واجد اين مقدار فوريت است که با طرح دوفوريتي بخواهيم آن را از بين ببريم؟ و در بطن حکومت و دولت ادغام کنيم؟، هم اکنون، کانون وکلاي دادگستري از قديمي ترين اعضاي کانون بين المللي وکلا (IBA) محسوب مي شود.
در سطح جهاني به عنوان نهادي مستقل و کارآمد، صنفي و غيرسياسي شناخته شده است و وجود وکلاي وابسته به آن در نظام قضايي ايران همه جا نشانه يي از آن تلقي مي شود که در سيستم قضايي ايران في الجمله «آزادي دفاع» وجود دارد و افراد مي توانند براي دفاع از حقوق خود به وکلاي غيروابسته و آزاد که قادرند آزادانه و بدون ملاحظه از حقوق موکلين خود دفاع کنند مراجعه کنند. آيا از بين بردن اين نهاد به هر شکل که باشد يا سلب استقلال آن به هر بهانه و ترتيبي که باشد به خير و صلاح مملکت است؟ و آيا به ويژه از نظر حضور در بازارهاي جهاني و جلب سرمايه هاي خارجي چنين رويدادي را مي توان مثبت ارزيابي کرد؟
اينجانب گمان نمي کنم مجلس محترم شوراي اسلامي - در تحليل نهايي - زير بار تصويب طرح يا لايحه يي که نتيجه آن سلب استقلال کانون هاي وکلا باشد ولو بدون قيد فوريت، برود.
اما در مورد اقداماتي که کانون وکلا براي مقابله با خطراتي که موجوديت يا استقلال آن را تهديد مي کند، چيزي جز بيان، قلم و قانون نيست. ما سعي کرده ايم و سعي خواهيم داشت با روشنگري و اطلاع رساني و بحث، بررسي و مناظره، ابعاد قضايا را چه براي هم ميهنان عادي و چه براي مسوولان و تصميم گيرندگان روشن کنيم و خود را مکلف و موظف به اين کار مي دانيم. زيرا به نظر ما بقاي استقلال کانون وکلا، ضامن اقتدار قوه قضائيه در سطح ملي و حفظ اعتبار و آبروي آن در سطح بين المللي است. وجود کانون بدون استقلال در حکم «عدم» است. شايد اين توضيح لازم باشد که منظور از اين استقلال، «خودمختاري» و «يله بودن» نيست.
زيرا هم اکنون هم بسياري از امور کلان و کليدي کانون تحت نظر قوه قضائيه است. بلکه منظور از استقلال اين است که کانون از جهت تصميم گيري هاي حرفه يي و صنفي متکي به خود باشد و تاثير اين اتکاي به خود حفظ حقوق موکلان است نه تامين منافع وکيل. در پايان يادآوري مي کنم تجربه تلخ «حذف دادسراها» مبادا تکرار شود.
کساني که در پي حذف استقلال کانون هاي وکلا و درواقع از بين بردن آنها هستند، بايد به ياد داشته باشند که نام طرفداران دادگاه هاي عام در صحيفه تاريخ ثبت شده و انکار آنان نيز بي فايده است. هم اکنون مي توانم تعداد بسياري از اين طرفداران را بشمارم و مطمئناً در آينده نيز کساني خواهند توانست نام معارضان استقلال کانون هاي وکلا را به ياد بياورند و بيان کنند. مطمئناً هيچ کسي از حقوقدانان و اهل قضا نمي خواهد در اين فهرست موجود باشد.