يكشنبه، 3 دي 1385 - شماره 1292
   
 
صفحه نخست :: مقالات :: اقتصادايران
گفت وگوي اعتماد با مرتضي ايماني راد
توسعه اجباري صنايع کوچک

علي حق ؛

در طول يک و سال نيم گذشته و با روي کار آمدن دولت محمود احمدي نژاد سياست هاي توسعه صنعتي کشور به سمت گسترش صنايع کوچک تغيير جهت داده است. بر اين اساس طرح توسعه صنايع کوچک و زودبازده با حمايت مالي گسترده و با هدف توسعه اشتغال، کمک به افزايش صادرات غيرنفتي، استفاده از توانمندي جوانان فاقد سرمايه و دستيابي به تکنولوژي هاي نو به اجرا درآمده است. حال اين طرح توسعه صنايع کوچک و زودبازده تا چه حد مي تواند اهداف متصور دولت را محقق کند، موضوع گفت وگويي است که با مرتضي ايماني راد کارشناس ارشد اقتصاد صنعتي انجام داده ايم. ايماني راد که داراي مدرک دکتراي اقتصاد است، از طرفداران توسعه صنايع کوچک است. بر همين اساس او تاکنون پژوهش هاي گسترده يي را در مورد کارنامه کشورهاي اروپايي و امريکاي شمالي در زمينه توسعه صنايع کوچک انجام داده است. اين پژوهش ها عموماً به سفارش نهادهاي بين المللي انجام شده و از سطح کارشناسي بالايي برخوردار است. با اين حال ايماني راد در اين گفت وگويي که مي خوانيد، طرح توسعه صنايع کوچک و زودبازده دولت نهم را نقدبرانگيز و محکوم به شکست ارزيابي کرده است. اين گفت وگو سه ماه پيش و بلافاصله پس از بازگشت او از سفر انجام شد تا به عنوان يکي از فصل هاي يک طرح پژوهشي در خصوص صنايع کوچک قرار گيرد، کارشکني هاي موسوم مانع از اين مهم شد تا امروز خواننده اين گفت وگو باشيد.
به نظر من مطرح کردن اين موضوع که ما بايد صنايع کوچک را توسعه دهيم و استراتژي توسعه صنعتي بايد متکي بر توسعه صنايع کوچک باشد يک اشتباه واضح و بزرگ است. به دليل اينکه عوامل بسيار زيادي بر اندازه يک بنگاه تاثير مي گذارد
همان طور که استحضار داريد طرح توسعه صنايع کوچک و زودبازده در دستور کار دولت نهم قرار گرفته است. به نظر شما با توجه به شرايط اقتصاد و صنعت ايران و با لحاظ اين تجربه جهاني که موج کوچک زيباست به پايان رسيده و دوره ادغام هاي توام با کوچک سازي آغاز شده، توسعه صرف صنايع کوچک در ايران تا چه حد مي تواند موفقيت آميز باشد؟ اساساً علت تغيير جهت سياست هاي صنعتي در کشورهاي ديگر جهان که حامي توسعه صنايع کوچک هستند چه بوده و آيا در اين طرح دولت به اين تجارب توجه شده است؟

اگر موافق باشيد من با عرض يک مقدمه به بحث شما که موضوعي کليدي است، بپردازم. يک بحث بنيادي هست که به نظر من در ايران هنوز به نتيجه نرسيده، مدت زمان زيادي هم هست که اين مساله خودش را در سياست هاي اقتصادي نشان مي دهد. نحوه نگرش به اقتصاد و ديدن کارکرد اقتصاد و در نتيجه اتخاذ سياست هاي اقتصادي از همين نحوه کارکرد است. دو نگرش به اقتصاد وجود دارد. در نگرش اول اقتصاد يک موجود زنده است که خود به خود رشد مي کند و بزرگ مي شود. ولي به يکسري تسهيل کننده و کاتاليزور احتياج دارد تا اين رشد ادامه پيدا کند اما در هر صورت اين رشد ادامه خواهد داشت. نگرش دوم اقتصاد را نيازمند مهندسي، ساخته شدن و رشد دادن مي داند. در نتيجه ديدگاه اول به طور معمول از جملات مجهول استفاده مي کند و ديدگاه دوم از جملات معلوم. خيلي سريع مي شود نتيجه گيري کرد که در ديدگاه اول دولت نقش تعيين کننده يي در تخصيص منابع و سرعت حرکت اقتصادي ندارد در حالي که در ديدگاه دوم دولت نقش اساسي دارد. بعد از انقلاب نگاه به اقتصاد در چارچوب ديدگاه دوم خلاصه مي شود. به عبارت ديگر دنبال سازوکارها، پتانسيل ها و قابليت هاي نهفته در اقتصاد ايران نيستيم، به دنبال اين هستيم که تفکر خودمان را تحقق دهيم آن هم با نيت مهندسي بر اقتصاد.

به نظر من بخش قابل ملاحظه يي از مشکلات اقتصادي به خصوص در بخش صنعت که بعد از انقلاب وجود داشته، نهفته در خود سياست ها نبوده بلکه در اين ديدگاه نهفته بوده است. چون وقتي ديدگاه غلط باشد، سياست هاي منبعث از آن هم دچار مشکل خواهد شد. بحثي که وجود دارد اين است که نقش دولت در حوزه صنعت چيست؟ يکي از مهمترين وظايفي که دولت در اين حوزه دارد فهم اقتصاد، شرايط اقتصاد و اجازه دادن به کارکردهاي طبيعي اقتصاد است. طبيعي است که هر اقتصادي خيلي بر روي تعادل و توازن نمي تواند حرکت کند و دولت وظيفه دارد اين انحراف ها را اصلاح کند ولي در ماهيت کارکرد اقتصاد نبايد دخالت کند. حالا وقتي ما از استراتژي توسعه صنايع کوچک صحبت مي کنيم، وقتي از استراتژي توسعه صنايع بزرگ يا حتي ادغام ها صحبت مي کنيم، در واقع نظر خودمان را بر روي اقتصاد تحميل مي کنيم. مي خواهيم اقتصاد را براساس تفکر خودمان مهندسي کنيم. چون اجازه نمي دهيم تا اقتصاد واکنش و پتانسيل طبيعي خودش را بروز دهد، خواست ما بر اقتصاد تحميل مي شود. همين جا قابليت هاي اقتصاد ما از بين مي رود و اقتصاد دچار عدم کارايي مي شود. در نتيجه کيفيت کار پايين مي آيد و اشتغال هم از دست مي رود. بنابراين رمز موفقيت يک اقتصاد دقيقاً همانند رمز موفقيت يک انسان در اجازه دادن به بروز کارکردهاي طبيعي آن است. بحثي که راجع به صنايع کوچک و بزرگ يا حتي متوسط وجود دارد دقيقاً در اين چارچوب قابل بحث است. به نظر من مطرح کردن اين موضوع که ما بايد صنايع کوچک را توسعه دهيم و استراتژي توسعه صنعتي بايد متکي بر توسعه صنايع کوچک باشد، يک اشتباه واضح و بزرگ است. به دليل اينکه عوامل بسيار زيادي به اندازه يک بنگاه تاثير مي گذارد، به عنوان مثال يکي از فاکتورهاي مهمي که بر روي اندازه بنگاه تاثير مي گذارد، نوع تکنولوژي است که در آن بنگاه مورد استفاده قرار مي گيرد. بعضي از تکنولوژي ها به گونه يي است که اندازه بنگاه الزاماً کوچک مي شود. مثلاً اندازه صنايع IT و ديجيتالي کوچک شده است اما اين خواست ما نبوده بلکه در يک حرکت طبيعي و پوياي تکنولوژي اندازه بنگاه کوچک شده است. يک پديده يي در جهان امروز قابل مشاهده است؛ حرکت صنايع به سمت کوچک سازي است. حالا درست که همراه اين حرکت يکسري ادغام ها هم اتفاق مي افتد ولي اينها نفي کننده هم نيستند. بنابراين اگر تکنولوژي، صنايع بزرگ را الزام آور کند، کوچک سازي معنا ندارد. نکته بعدي اين است که در هر کشوري و يا حتي در هر منطقه يي از يک کشور، ساختار مشخص هزينه وجود دارد. در بعضي از کشورها هزينه سرمايه پايين است، در برخي کشورها هم هزينه دستمزد يا مواد اوليه پايين است. هر کدام از اينها اندازه بنگاه را تعيين مي کند. اگر هزينه سرمايه به هر دليل پايين باشد ايجاد صنايع کوچک منطقي نيست. اما اگر نيروي کار ارزان و پراکنده وجود داشته باشد، صنايع کوچک مي تواند در بخش هايي از جامعه جواب بدهد. نکته بعدي اين است که ديدگاه ما نسبت به اقتصاد چيست؟ مثلاً اگر مي خواهيم اقتصاد را به سمت صادرات بيشتر هدايت کنيم اين صادرات بيشتر هم ميزان رقابت پذيري صنايع ما را مي طلبد. حال شايد تکنولوژي مورد نياز براي رقابت پذير شدن صنايع ما، تکنولوژي قابل گنجاندن در صنايع کوچک نباشد. نکته مهمتر مقياس توليد است که به نوعي با تکنولوژي توليد بدون ارتباط نيست. در کارخانه يي در يک مقياس توليد مشخص به سطح توليد بهينه مي رسد. توليد بهينه دقيقاً جايي است که هزينه هاي بلندمدت بنگاه حداقل شود. ممکن است اين سطح توليد بزرگ باشد و در مقياس صنايع کوچک، هزينه بالا و حاشيه سود پايين به بنگاه تحميل شود. اين عواملي است که به اندازه بنگاه در اقتصاد ايران تاثير مي گذارد و موجب شکل گيري صنايع با اندازه هاي متفاوت شده است. حالا اگر يک حکم کلي صادر کنيم که کشور بايد به سمت توسعه صنايع کوچک حرکت کند آن وقت مشاهده مي شود که بسياري از صنايع به دليل تحميل چارچوب کوچک دچار عدم کارايي مي شوند.

آيا صنايع کوچک لزوماً زودبازده هستند و هم پوشاني کاملي بين دو نوع صنعت وجود دارد؟

الزاماً نه ولي هم پوشي قابل ملاحظه يي بين اين دو هست. وقتي يک صنعتي زودبازده است، طول سرمايه گذاري در آن کوتاه است، دوره سرمايه گذاري هم زماني کوتاه مي شود که حجم سرمايه گذاري کم باشد. ممکن است در برخي مواقع از صنايع مونتاژ با تکنولوژي پيشرفته و سرمايه بر استفاده کنند، اين صنعت هم زودبازده است و شايد از نظر اندازه بزرگ باشد. بنابراين اين دو واژه مشابه هم نيستند ولي به مقدار زيادي هم پوشاني دارند. به عبارت ديگر وقتي در سياست هاي صنعتي مي گوييم ما دنبال صنايع زودبازده هستيم منظور نبايد صرفاً صنايع کوچک باشد چون فلسفه توسعه صنايع زودبازده براي تقويت طرف عرضه است حالا چه اندازه صنعت به وجود آمده کوچک باشد يا بزرگ. ولي وقتي از صنايع کوچک صحبت مي کنيم از يک ديدگاه ديگر صحبت مي کنيم. از نظر مفهومي اين دو با هم متفاوتند.

عوامل ديگري که در تعيين اندازه بنگاه مهم هستند از جمله بازار هدف و...

بازار هدف يکي از عوامل مشخص کننده اندازه بنگاه است، يک بنگاه در مقياس کوچک براي اقتصاد محلي توليد مي کند، رشد مي کند، توليد استاني انجام مي دهد، بعد بزرگ مي شود و توليد ملي انجام مي دهد. اين رشد يک بنگاه منوط به جهت گيري براي توليد در سطح محلي، استاني، ملي و بين المللي است. در اين مسير بنگاه بزرگ مي شود. وقتي استراتژي تقويت بنگاه کوچک است، آن بنگاهي که در حال رشد در اين فرآيند است فراموش مي شود. پس ممکن است بخشي از منابع ناعادلانه به سمت ناکارآمد کردن بخشي از اقتصاد حرکت کند. اينها مسائلي است براي توسعه صنعت کشور و استراتژي هاي يکپارچه به اين مفهوم که اگر تکيه کنيم به صنايع کوچک يا بزرگ يک اشتباه است. تاکيد من بر اين است که اگر استراتژي توسعه صنعتي کشور بر اين امر تکيه کند، ولي شما مي توانيد در يک بخش از اقتصاد کشور و براي منظور و هدف خاصي، صنايع کوچک را توسعه دهيد. مثلاً در يک منطقه يي که بازار کوچک و نيروي کار ارزان و فراوان دارد، صنايع کاربر و کوچک را مطابق استعداد منطقه تشويق به توسعه کنيم و براي کل کشور اين نسخه، الگوي تخصيص منابع را دچار آشفتگي و عدم کارايي مي کند. کما اينکه در کشورهايي از جهان که به سمت استراتژي يکپارچه توسعه صنعتي متکي بر صنايع کوچک حرکت کردند چرخش بزرگي روي داده است. معروف ترين مثال کشور هند است.

آيا معقول است که در استراتژي توسعه صنعتي بر بزرگ يا کوچک بودن صنايع تاکيد کرد؟

در کلان استراتژي توسعه صنعتي نبايد به صنايع کوچک يا بزرگ حکم کرد. استراتژي توسعه صنعتي را نبايد اينگونه نگاه کرد.

اگر نگاه زودبازده بودن علت تکيه بر صنايع کوچک باشد، چطور؟

سوال من از دولت اين است که چرا روي توسعه صنايع زودبازده تاکيد دارد؟ جوابي که به من داده مي شود به من امکان نقد سياست دولت را مي دهد.

هدف اصلي بحث اشتغال زايي است.

اينکه من از جانب دولت با شما صحبت مي کنم براي بازشدن قضيه است.

يکي از بالاترين فعاليت هاي اشتغال زا فعاليت هاي عمراني است. کشور هم شديداً به فعاليت هاي عمراني نياز دارد. البته نمي گويم که اين کار صورت گيرد. براي اشتغال زايي چرا به سمت زودبازدهي حرکت مي کنيم. صنايع دو مرحله دارند. يک مرحله قبل از بهره برداري و يک مرحله بعد از بهره برداري. در هر دو مرحله اشتغال زايي اتفاق مي افتد با اين تفاوت که در مرحله اول اشتغال زايي بيشتر است. کارخانه يي که قرار است طي 5 سال توليد براي 500 نفر اشتغال ايجاد کند، در مرحله ساخت هم کمتر از اين اشتغال ايجاد نمي کند. بنابراين خيلي از فعاليت هاي ديربازده اشتغال زايي بيشتري دارد. به همين جهت است که اين مفاهيم با هم قاطي مي شود، سر از اين درنمي آوريم که هدف سياست هاي صنعتي ما چيست. صنايع زودبازده فقط مفهوم فعاليتي را دارد که قصد تقويت بخش عرضه اقتصاد را دارد. اگر سياستگذار صنعتي به اين دليل صنايع زودبازده را توسعه بدهد، اين سوال مطرح مي شود که چرا بخش عرضه اقتصاد را با واردات تقويت نمي کنيد؟

درآمد نفتي کشور تا آن حدي که بتوان به توسعه واردات تکيه کرد، بالاست و واردات کشور هم روند صعودي دارد.

بله، پس بهترين فرصت براي تقويت بخش عرضه اقتصاد در کوتاه مدت از طريق واردات وجود دارد. اما فعلاً تاکيد بر توسعه صنايع زودبازده است تا در سه يا چهار سال آينده بهره برداري از آنها شروع شود ولي به دليل ناديده گرفتن فاکتورهايي که پيشتر عرض شد، در آن زمان اقتصاد دچار عدم کارايي خواهد شد.

البته نگاه مذموم به واردات ناشي از ايدئولوژي خودکفايي هم است. ديدگاه وزير صنايع و معادن اين است که در سال هاي گذشته به حد کافي در صنايع بزرگ از جمله سيمان و خودرو سرمايه گذاري شده ولي به توسعه صادرات نينجاميده و بازار داخلي هم به اشباع رسيده، پس وقت توسعه صنايع کوچک و کم سرمايه است.

بله، من در مورد صنايع بزرگ از جمله خودرو در بعد از انقلاب حرف دارم. چون صنعتي مثل صنعت خودرو و فولاد در شرايط پويا و بالنده شکل گرفت و ما اين صنعت ها را مهندسي کرديم. صنايعي که کشور را به سمت خوداتکايي مي برد مهندسي شدند. نتيجه اين شد که اقتصاد ما توان صادرات و رقابت در عرصه جهاني ندارد. پس صنايع بزرگ ما دچار عدم کارايي شده اند. گفته وزير صنايع تا اينجا کاملاً درست است. اما اشکال کار کجاست؟ چون اگر اشکال کار پيدا نشود در انتخاب استراتژي بعدي هم دچار مشکل خواهيم بود. به نظر من اشکال دوره قبل از انتخاب آقاي احمدي نژاد، مهندسي کردن اقتصاد بود. حالا راه حل اين است که شيوه گذشته را کنار بگذاريم. اما در دوره جديد هم مي خواهيم نوع ديگري مهندسي کنيم. اشکال صحبت هاي وزير صنايع هم اينجاست که دوباره قصد مهندسي اقتصاد را دارد. تا موقعي که اين پارادايم را کنار نگذاريم عدم کارايي صنعتي وجود خواهد داشت. وقتي دولت به دليل عدم کارايي صنايع بزرگ به توسعه صنايع کوچک روي مي آورد يعني در مورد تک تک واحدهاي اقتصادي قصد تعيين تکليف دارد، در حالي که سيستم درست اقتصادي اين است که اجازه دهيم بنگاه اقتصادي خودش براي خودش تصميم گيري کند. فقط دولت بايد شرايط را براي تصميم گيري بنگاه ها مساعد کند. دولت بايد فقط محيط مساعد و شفاف را براي صنايع فراهم کند. حداقل 80 درصد وظيفه دولت در قبال صنعت کشور به همين امر خلاصه مي شود؛ قوانين و مقررات اصلاح شود، مسائل بين المللي حل شود، مسائل بيمه و ماليات حل شود، زمينه صادرات فراهم شود. در واقع بسترسازي وظيفه دولت است نه تحميل شرايط.

البته طبيعي است که اين ديدگاه را از جايي آورده اند. هرجا که باشد از جمله تجربه گذشته و مطالعات جديد، اين ديدگاه هم مي تواند همانند 27 سال گذشته زمينه ساز مهندسي جديد اقتصاد باشد که اشتباه است. دوام اين استراتژي سه يا چهار سال خواهد بود و به محض اين که دولتي جديد روي کار بيايد، اين استراتژي زير سوال مي رود و استراتژي جديدي جايگزين آن مي شود. دليل اين امر غلط بودن ديدگاه عمومي نسبت به اقتصاد و استراتژي توسعه صنعتي است. کشورهاي ديگر تا اين اندازه در امر صنعتي و اقتصاد دخالت نمي کنند چون يک واحد توليدي بسته به شرايط در سه مقياس متفاوت محلي، ملي و بين المللي توليد مي کنند، حال اگر تاکيد بر توسعه صنايع کوچک است پس نبايد خيلي اشتياق به توسعه صادرات صنعتي وجود داشته باشد.

البته با اظهارات وزير صنايع موافقم ولي دليل چنين اظهاراتي را بد بودن نحوه نگاه به صنعت و حاکميت ديدگاه لزوم مهندسي اقتصاد مي دانم. در طول 27 سال گذشته تنها يک دوره سياستگذاري صنعتي را مي پسندم و آن هم دوره دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي است. در اين دوره حداقل دخالت دولت در امور صنعت پذيرفته شد و استراتژي توسعه صنعتي با پذيرش اصل حداقل دخالت دولت تدوين شد. ولي نگرش دولت نهم به صنعت بار ديگر ما را به دوران غلط قبل بازمي گرداند. براين اساس عدم کارايي شديد صنايع تا دوره يي که تيم سياستگذار صنعتي تغيير کند، حاکم خواهد بود. يعني تا زماني که سياست فعلي نقد و رد شود.

البته يکي از دلايل رويکرد دولت به صنايع کوچک کمک به توسعه تکنولوژيکي است.

در شرايط فعلي اقتصاد ديجيتالي پديده روز اقتصاد است. يعني هم محصولات توليدي صنايع و هم فرآيند توليد به سمت ديجيتالي شدن پيش مي رود. يکي از فرآيندهاي ناگزير اين پديده انعطاف پذيري بالاي صنايع و فرآيند دوم کوچک سازي صنايع است. به همين دليل غول هاي بزرگ اقتصادي خود را به واحدهاي کوچک تر تقسيم کرده اند. ولي در چارچوب اقتصاد شبکه يي جثه بزرگ صنايع باز توليد شده است. به عنوان نمونه کمپاني دل و مايکروسافت با وجود اينکه تنها داراي يک ساختمان مرکزي چندطبقه بالنسبه کوچک هستند ولي عرصه توليد خود را به تمام جهان تسري داده اند. چرا که پديده Down Sizing رخ داده است. براين اساس هلدينگ هاي بزرگ و متمرکز شکسته شده اند و ساختار اين شرکت ها از شکل هرمي به شکل شبکه يي تغيير يافته اند. بنابراين در قالب پديده اقتصاد ديجيتالي، صنايع به صورت شبکه يي به هم وصل هستند. پس تمام پرسنل و تجهيزات زير يک سقف نيستند. تمام کالاها هم ديجيتالي است و از اصل باينري (0-1) تبعيت مي کند. لذا همه در چارچوب يک شبکه به هم قابل وصل هستند. پديده Down Sizing تا جايي پيش رفته که بسياري از کاربران در منازل خود کار مي کنند. در واقع فعاليت صنعتي و توليدي در حال کوچک شدن است ولي ساختار حقوقي صنايع در حال بزرگ شدن است. براين اساس خودروسازي با وجود گسترش شخصيت حقوقي، انحصاري و جهاني شده است. هم اکنون 45 درصد اقتصادهاي بزرگ جهان همانند کمپاني مک دونالد از اين طريق فعاليت مي کنند. البته ما به دليل مشکلي که با امريکا داريم اجازه توسعه اين صنايع در ايران را نمي دهيم. ادامه دارد...

انتقاد کارشناسان از اصرار دولت بر عدم تغيير ساعت کار بانک ها
با وجود اعلام مخالفت هاي متعدد از سوي کارشناسان، نمايندگان و حتي مسوولان بانکي کشور اما اصرار دولت بر اجراي طرح آزمايشي تغيير ساعت کار بانک ها و عدم تصميم گيري درباره آن، هنوز در هاله يي از ابهام قرار دارد. کارکنان ادارات استرس انجام کار هاي بانکي را کم داشتند که از سه ماه پيش با تصميم هيات دولت به ساير مشغله آنها و ساير تهراني ها اضافه شد. در صورتي که نيم ساعت اول صبح (8-30/7) فرصت مناسبي بود براي کارمندان و برخي از شهروندان تا به کارهاي بانکي خود برسند.

اظهارات داود زارع اسکندري رئيس شوراي هماهنگي مديران عامل بانک ها بر خلاف اظهارات داود دانش جعفري وزير امور اقتصادي و دارايي مبني بر «سيستم بانکي به راحتي خود را با تغيير ساعت کاري تطبيق داده است و انتقادات مطرح، مربوط به مشتريان صبح گاهي بانک ها است» نشان مي دهد که حتي مديران عامل بانک ها نيز (به واسطه افزايش هزينه ها) نظر مثبتي درباره تغيير ساعت کار بانک ها ندارند.

ايرج نديمي عضو کميسيون اقتصادي مجلس نيز در اظهارات انتقادآميز خود در اين مورد مي گويد؛ «قوه مجريه به جاي چاره انديشي درباره مسائلي مانند بيکاري، مسکن و سياست خارجي، در امور جزيي دخالت مي کند و حتي با تمام توان بر صحت چنين اقداماتي اصرار مي ورزد.»

وي ضمن گلايه از طرح اين مساله توسط وزارت کشور به عنوان يک مرجع سياسي- امنيتي به جاي شهرداري به عنوان مسوول ترافيکي شهر، معتقد است که «قوه مجريه براي اثبات اين که حرف مرد يکي است، بر مثبت بودن نتايج آن پافشاري مي کند در حالي که شهروندان، تجار و کارمندان بانک ها از اجراي طرح ناراضي هستند و دولت تنها به راضي بودن چهار وزير از اين طرح اکتفا کرده است.»

حجت بهروز مدير عامل شرکت کنترل ترافيک تهران نيز به عنوان يکي از مسوولاني که اطلاعاتش را بر اساس دوربين هاي نظارتي شرکت کنترل و نظارت بر ترافيک ارائه مي کند، در اين رابطه به خبرنگار اجتماعي فارس مي گويد؛ تغيير ساعت کار بانک ها تنها در کاهش نيم ساعته پيک ترافيک (از 9 صبح به 30/8) موثر بوده است و هيچ تاثيري در کاهش بار ترافيک نداشته است. وي با اشاره به صف شهروندان در پشت درهاي بسته بانک ها قبل از ساعت 9 صبح و اتلاف وقت آنان، معتقد است که کاهش بار ترافيک زماني مي تواند پاسخگوي ترافيک تهران باشد که ناوگان حمل و نقل عمومي گسترش يابد و فرهنگ سازي لازم در بين شهروندان انجام گيرد.

به اعتقاد مدير عامل شرکت کنترل ترافيک تهران نگاه دولت براي اجراي اين طرح بيش تر تجاري است تا خدماتي و ادامه اجراي تغيير ساعت کار بانک ها موجب تداوم ناهماهنگي در مشاغل مي شود.

بهروز با تاکيد مي گويد؛ ممکن است که تغيير ساعت کار بانک ها به نفع کسبه و چه بسا برخي از شهروندان باشد اما بيشترين مشکل را براي کارمندان به وجود آورده است و الکترونيکي شدن تمام اقدامات و کارها تنها راه حل رفع مشکلات کارمندان در اين رابطه است. با وجود اعتقاد مسوولان دولتي مبني بر زمان بر بودن تثبيت و پذيرش اجراي اين طرح و ضرورت فرهنگ سازي براي آن اما نابساماني ها و مشکلات مردم موجب شده که نمايندگان مجلس به دنبال ارائه طرحي با قيد فوريت در صحن علني مجلس طي هفته جاري باشند تا سکوت و اصرار دولت را براي اجراي اين طرح بشکنند.

در همين حال عضو کميسيون اقتصادي مجلس گفت؛ با توجه به اتمام زمان اجراي طرح آزمايشي تغيير ساعت کار بانک ها به طور قطع نمايندگان مجلس در هفته جاري طرحي را با قيد فوريت براي برگشتن ساعت کار بانک ها به حالت قبل به مشورت خواهند گذاشت.

ايرج نديمي اظهار داشت؛ قوه مجريه به جاي آنکه به چاره انديشي در مورد مسائلي مانند بيکاري، مسکن و سياست خارجي بپردازد، در امور جزيي دخالت کرده و با تمام توان بر صحت چنين اقداماتي اصرار مي ورزد. وي تصريح کرد؛ به راستي آيا تغيير در ساعت کار بانک ها و يا عدم تغيير ساعت رسمي کشور در شش ماه اول سال تا اين اندازه مهم است که به يکي از مسائل اصلي مورد بحث در مجلس و دولت و نيز رسانه ها تبديل شود؟ عضو کميسيون اقتصادي مجلس خاطرنشان کرد؛ تغيير در ساعت کاري بانک ها که به صورت طرحي آزمايشي به اجرا درآمد، در شرايطي به بهانه کاهش در حجم ترافيک شهري صورت مي گيرد که ده ها عامل مهم ديگر مانند قطارهاي مترو، اتوبوس و به طور کلي حمل و نقل عمومي نياز شديدي به تقويت دارند. وي ضمن گلايه از اينکه اين مساله به جاي اينکه توسط شهرداري مطرح شود، از سوي يک مرجع سياسي امنيتي مانند وزارت کشور عنوان شده است، گفت؛ با وجود اينکه اين طرح به هيچ وجه موفق نبوده است، قوه مجريه براي اثبات اينکه حرف مرد يکي است بر مثبت بودن نتايج آن پافشاري مي کند که اين به هيچ وجه با اصول مديريت سازگار نيست.

نديمي با اشاره به ناراضي بودن شهروندان، تجار و کارمندان بانک ها از طرح مذکور گفت؛ قوه مجريه به جاي آنکه با مردم تعاملي همه جانبه داشته باشد تنها به راضي بودن چهار وزير از اين طرح اکتفا کرده و حاضر به کوتاه آمدن از موضع خود نيست.

وي افزود؛ از آنجا که تغيير ساعت کاري بانک ها به عنوان يک طرح آزمايشي براي سه ماه به اجرا درآمده و موعد آن به پايان رسيده است، به طور قطع نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي در صورت سکوت دولت در قبال اين موضوع، در هفته جاري طرحي را با قيد فوريت براي برگشتن ساعت کار بانک ها به حالت قبل به مشورت خواهند گذاشت.

منبع؛ فارس
عناوين اين صفحه
توسعه اجباري صنايع کوچک
انتقاد کارشناسان از اصرار دولت بر عدم تغيير ساعت کار بانک ها
ILO تشکيل کانون جديد را تاييد نکرد
استرداد لايحه اصلاح قانون امور گمرکي
دوره کارآفريني براي بازرگانان جوان
کاوش مشترک ايران و ونزوئلا
ترکيه مطلقاً نمي تواند گاز ايران را صادرات مجدد کند

ILO تشکيل کانون جديد را تاييد نکرد
ايسنا؛ سازمان بين المللي کار (ILO) حمايت خود را از کانون عالي کارفرمايان اعلام کرده و تشکيل کانون عالي جديد را مورد تاييد قرار نداده است. محمد عطارديان رئيس هيات مديره کانون عالي کارفرمايان درباره تشکيل کانون عالي جديد کارفرمايان و انتخاب اعضاي هيات مديره آن گفت؛ تشکيل هيات مديره و کانون عالي جديد غيرقانوني است و در حال حاضر نيز شکايت خود را در اين زمينه به ديوان عدالت اداري ارائه کرده ايم. او افزود؛ کانون عالي تا آنجا که امکان داشته باشد از ILO کمک نخواهد گرفت، البته سازمان بين المللي کارفرمايان (IOE) نيز تصريح کرده که ما فعاليت خود را در قالب کانون ادامه دهيم و با ارائه شکايت زمينه را براي انجام پيگيري هاي لازم فراهم کنيم اما کانون فعلاً چنين تصميمي ندارد اما اگر اوضاع از وضعيت فعلي حادتر شود در اين باره تصميم گيري مي کنيم. وي درباره شرکت نمايندگان کارفرمايان در مجامع سه جانبه تصريح کرد؛ بعيد نيست با تشکيل کانون عالي جديد و انتخاب اعضاي هيات مديره آن، وزارت کار و امور اجتماعي از آنها براي حضور در مجامع سه جانبه دعوت به عمل خواهد آورد تا تحت نفوذ خود باشند، اما در هر صورت دعوت از نمايندگان اين کانون در گفت وگو هاي سه جانبه از نظر کانون عالي انجمن هاي صنفي کارفرمايي ايران غيرقانوني است.


استرداد لايحه اصلاح قانون امور گمرکي
ايسنا؛ وزارت بازرگاني درخواست استرداد لايحه پيشنهادي اصلاح قانون امور گمرکي را مطرح نکرده است.

شجاع الدين بازرگاني معاون پارلماني وزير بازرگاني درباره دلايل استرداد لايحه اصلاحي امور گمرکي از مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه درخواست استرداد اين لايحه از سوي وزارت بازرگاني مطرح نشده و پيشنهاددهنده اصلي آن وزارت امور اقتصادي و دارايي است، افزود؛ بحث بازپس گيري لوايح پيشنهادي دولت ها به مجلس شوراي اسلامي مسبوق به سابقه بوده و بار اولي نيست که لوايح براي بررسي مجدد بازپس گرفته مي شود. بازرگاني تصريح کرد؛ استرداد لوايح پيشنهادي در همه دولت ها بوده و يک امر طبيعي و متداولي محسوب مي شود. معاون پارلماني وزارت بازرگاني گفت؛ استرداد لوايح معمولاً با هدف بررسي کارشناسي بيشتر اعمال اصلاحات و يا تغييرات براي ارائه لايحه جامع به مجلس انجام مي شود که قطعاً در مورد لايحه اصلاحي امور گمرکي نيز هدف بررسي ابعاد کيفي لايحه پيشنهادي بوده است. بازرگاني با اشاره به توضيح معاون حقوقي رئيس جمهور درباره استرداد برخي لوايح پيشنهادي دولت از مجلس شوراي اسلامي عنوان کرد؛ برخي قوانيني که جنبه مادر دارند و احتمال همخواني نداشتن آنها با فضاي جديد مديريتي، فرهنگي و اقتصادي کشور وجود دارد چنانچه ضرورتي احساس شود به لحاظ کارشناسي مجدداً مورد بررسي قرار مي گيرند.


دوره کارآفريني براي بازرگانان جوان
فارس؛ اساتيد دانشگاه ها و پيشکسوتان بازرگاني و تجارت کشور، در يک دوره آموزشي- تجربي که در اتاق بازرگاني و صنايع و معادن استان تهران برگزار مي شود، مباحث علمي، کاربردي و تجربيات موفق تجارت و مديريت را به کارآ فرينان جوان کشور منتقل مي کنند. به گزارش روابط عمومي اتاق بازرگاني، مشاور اتاق بازرگاني و صنايع و معادن گفت؛ به پيشنهاد هيات رئيسه اتاق تهران، قرار است يک دوره آموزشي ويژه براي مديران، بازرگانان و کارآفرينان جوان کشور که سني ميان 21 تا 30 سال دارند، برگزار شود.


کاوش مشترک ايران و ونزوئلا
مهر؛ شرکت نفت پترولئوس ونزوئلا با شرکت ايراني صدرا قرارداد ايجاد يک شرکت سرمايه گذاري مشترک به منظور انجام عمليات کاوش نفت و گاز در ونزوئلا و ديگر کشورهاي منطقه امريکاي لاتين امضا کرد. به گزارش شينهوا، اين قرارداد براي کاوش، تحقيق و توسعه در ميادين فراساحل هيدروکربن ونزوئلا امضا شده و طرف ايراني آن شعبه امريکاي لاتين شرکت صدرا است. شرکت سرمايه گذاري مشترک ايران و ونزوئلا «شرکت نفت ونزوئلا» ناميده شده و طرف ونزوئلايي در يک بيانيه اعلام کرد از آنجا که صدرا داراي توانايي فراواني در انجام پروژه هاي آب هاي عميق است، مطمئناً اين همکاري براي هر دو طرف سودمند خواهد بود.


ترکيه مطلقاً نمي تواند گاز ايران را صادرات مجدد کند
فارس؛ وزير نفت گفت؛ ترکيه در قرارداد گازي 25ساله با ايران مطلقاً نمي تواند صادرات مجدد داشته باشد. سيدکاظم وزيري هامانه در پاسخ به سوالي مبني بر فشارهاي ترکيه به ايران و لابي هاي اين کشور با اسرائيل براي تامين امنيت عرضه انرژي اسرائيل از طريق گاز ايران با تکذيب اين مساله اظهار داشت؛ مطابق قرارداد منعقد شده ميان دو کشور، ترکيه اجازه صادرات مجدد گاز ايران را ندارد و مطلقاً نمي تواند صادرات مجدد داشته باشد. وي در خصوص تاخير در نهايي شدن ميادين گازي «هما»، «وراوي» و «شانول» گفت؛ اين طرح با تاخير 15 روزه اجرايي مي شود و بنده نيز براي بازديد نهايي هفته جاري از اين بخش بازديد مي کنم.


روزنامه اعتماد