سه شنبه، 5 دي 1385 - شماره 1294
   
 
صفحه نخست :: اخبار :: ايران
اريکه ايرانيان
سوسن شريعتي

چه کسي گفته است ري و روم و بغداد را نمي شود به هم بافت و جايي را ساخت و پرداخت که به رنگ هيچ کجا نباشد؟ چه کسي گفته است آدم بايد با خودش وحدت داشته باشد، از منطقي تبعيت کند و تا آخر بر يک محور بچرخد و بگردد؟ از کجا معلوم که دو-دو تا چهار تا باشد و به دنبال «الف»، «ب»، آيد و برود تا «تاي تمت». رومي روم باشد، يا زنگي زنگ؟ در اين دنيايي که ما زندگي مي کنيم همه چيز شدني است، در عالم مجردات و در منطق اهلش، ممکن است جمع نقيضين محال باشد، در عالم واقع نه تنها شدني است که امروزه روز توصيه مي شود و حتي نشان فاصله گيري است از منطق سياه- سفيد. اصلاً همين جوري همگي در همگان و آن يکي در من رسوخ مي کند و دنياهاي موازي به هم مي پيوندند و آن «ما»يي را مي سازند که خود ما را به تعجب وامي دارد و انگشت به دهان مي مانيم که اين منم؟ ماييم؟ ....شده است تا به حال از دست خودت در تعجب بماني؟ شگفت زده شوي؟ انگشت به دهان، مات و مبهوت و هاج و واج از اينکه اين منم؟ باورت نشود که اين تويي؟ هي از خودت بپرسي مگر مي شود که اين من باشم؟ او من باشد؟...

هرچه درباره خودت رشته يي در لحظه يي همگي پنبه شود؟ هي با خودت بگويي لااله الا الله... استغفرالله... نه بابا امکان ندارد، شايعه است، خيالات است... من؟ اين آدمي که من مي شناسم...؟ تجربه غريب رو دست خوردن از خود. لحظه يي که چنان به ناگهان در برابر خود مي نشيني که گويي در برابر غريبه يي، ناشناسي نشسته يي. زندگي ما امروزي ها يعني همين؛ پيوسته قرار گرفتن در وضعيت هاي جديد و پرسش برانگيز و حيرت آور؛ يک سلسله دواير متداخل. براي چنين تجربه يي، بايد رفت وسط جمع، با خلوت نشيني چيزي عايد نمي شود. آدم در خلوت خود را نمي شناسد در جلوت شدني تر است. مقصود آن خود اجتماعي نيست. همين خود پنهان خلوت را، در جلوت بهتر مي شود شناخت. وقتي نشسته باشي در محضر ديگران، در محضر ديگري، آنجاست که از خودت رودست مي خوري با اين سوال که اين منم؟ کجاي اينجا منم؟

همين ديروز؛ جشن شب يلداي چلچراغ، ترکيبي از ساز، سياست، سرمايه، سنت و فرهنگ. به مناسبت يلدا و البته پيوند مبارک حضرت فاطمه و علي بن ابي طالب. کجا؟ در مجموعه يي فرهنگي- ورزشي. در نتيجه کمي فرهنگ، کمي ورزش و مختصري تجارت. بدون سرمايه نمي شود تبليغ فرهنگي کرد و بدون فرهنگ، سرمايه مي ماند محروم از وجاهت.

به نام جواني - اين رودربايستي جديد - شايد بتوان همه را زير يک سقف جمع کرد. از بهرام رادان گرفته تا آيت الله کروبي، از شريعتي تا مهران مديري، از ابطحي تا گلشيفته فراهاني، از قوچاني تا قيصر امين پورکدام يک مجوز ورود آن ديگري است؟ کدام يک آن يکي را غسل تعميد مي دهد؟ کي دارد شبيه آن ديگري مي شود؟ همه اينها منتخبين جواناني بودند که آمده بودند - زياد، وسيع و گسترده - مسووليت انتخابشان را با شور و حرارت بر عهده بگيرند. تمرين تساهل لابد همين جوري آغاز مي شود و البته تحميل تساهل نيز. دنياهاي موازي و اي بسا متخاصم همين جوري هم نشيني را مي آموزند. بعله، اما اين هم نشيني را چه کسي ممکن ساخته و چگونه ممکن شده است؟ جوانان يا رقصيدن به ساز آنان؟ زمان يا زمانه؟ جواناني که براي سياستمداران همان قدر سوت مي زنند و دست مي افشانند که براي اهل سينما و فرهنگ، طنز و شعر و قلم و در اين کف زدن هاي ممتد همه اين اهالي را مي اندازند به رودربايستي با خودشان.

اتفاق امروزي از نوع جوانانه اش، يعني همين؛ در هم ريختن صف کشي هاي قديم و مرزهاي کهن. فراهم آوردن آن فضايي که در آن سياستمدار روحاني از اينکه «حالش بد است و درجه تبش 1300» بگويد. چهره بنام طنز پرداز ما مجبور شود از سياست حرف بزند، ورزشکار کانديداي شوراي شهر از نسبت با سياست تبري بجويد. بازيگر منتخب جوانان از آن خردادي بگويد که سياستمداران مجبور شدند جوانان را به رسميت بشناسند. اهل سرمايه يي که نذر کرده است تا پايان ساخت و ساز ساختمانش روزه دار بماند و...، جايي که شهردار و شهروند به هم مفتخرند و همه از همديگر تشکر مي کنند. از يکي براي اينکه ما را خنداند، از ديگري براي اينکه ما را گرياند، يکي براي اينکه به ما فرزانگي آموخت، ديگري جسارت را و خلاقيت را، يکي براي اينکه اجازه ساخت و ساز داد (شهردار)، ديگري براي اينکه ساخت. براي زنده ماندن، خوب البته به همه اينها احتياج است. شباهت اينها به همديگر چه اهميتي دارد؟ کليپ تبليغاتي در رثاي مجتمع فرهنگي، ورزشي و تجارتي ( استخر مردانه، استخر زنانه، بادي بيلدينگ، شهربازي و...) چه ربطي به کليپ شريعتي در رثاي سيمرغ دارد؟ (با اين مضمون که شايد «ما»ها بتوانيم همان سي مرغ باشيم...؟) مي شود ربطش را پيدا کرد؛ مثلاً يکي با تن من کار دارد و ديگري با روان من. امروز من هر دو را مي خواهم. چه ربطي بين «ايران اي مرز پرگهر...»، «سر زد از افق، مهر خاوران....»، « واسه خاک تو مي ميرم» وجود دارد؟ خيلي. سه قرائت از عشق به وطن، متعلق به سه دوره تاريخي. و دست آخر؛ «عاشق شدم، کاش ندونه، دست دلم...»، چه ربطي دارد به « يار دبستاني من...»...؟) پيدا کردن ربط، کار مشکلي نيست. شايد نفس داشتن دغدغه ربط، دغدغه يي از مد افتاده باشد. «ما» در اين ميانه کجاست؟ همين جا. ما، يعني همين؛ ترکيبي از طنز سياسي، فرهنگ پر طنز، سياست طناز و مذهبي که مي کوشد سينه فراخ باشد و دامن امن. در عين حال؛ ميل به برگذشتن از ديروز، تجربه فضاهاي جديد بي آنکه براي به دست آوردن چيزي، لازم باشد از چيزي بگذري. انباشتن و بر روي هم گذاشتن مولفه هاي به ظاهر متضاد بي اجبار به انتخاب. انگيزه هاي مثبت و امکانات محدود. آرزوهاي بلند اما به سر عقل آمده. ترکيب؟ اکسير يا معجون؟ چرا بايد ناب بود و از ملغمه پرهيز کرد. چرا همه چيز را با هم نخواهيم؟ از همه چيز، اندکي. از همه جا، نشانه يي. وضعيت هاي «کمابيشي»، «تلنباري». وضعيتي که بشود همه را با هم داشت، بدون دعوا و جنگ و جدال و صف و صف کشي؟ اين نوستالژي براي وضعيت هاي ناب، خالص و خلص، لابد که متعلق به دهه هاي گذشته است. زمانه، زمانه چهارراهي است و نه قرار گرفتن بر سر دو راهي. اينکه آيا اساساً و اصولاً اين دنياها، منطقاً «از دل هم» بيرون مي آيند يا نه، سال ها محل نزاع بوده و هست اما همين که «در دل هم» مي روند، مي تواند منجر به وضعيت هاي جديدي شود نامتعارف و غيرمترقبه و اين احتمالاً همان راه حل بومي يي است که همه از آن سخن مي گويند و به آن اميدوارند. راه حل هم که نباشد، تلاش براي يافتن راه خروج هست. حرکت بر اساس « امکان و اقتدار» خويش.

راست مي گويد خواننده؛ «دنيا مثل ما هيچ کي نداره. نه داره، نه مي تونه بياره....»
با احضار سفير سوئيس توسط وزارت امور خارجه صورت گرفت
اعتراض به دستگيري ديپلمات هاي ايراني توسط امريکا
گروه سياسي؛سيدمحمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي در واکنش به اقدام نيروهاي نظامي امريکايي در دستگيري ديپلمات هاي ايراني که به دعوت عراق به اين کشور سفر کرده بودند تاکيد کرد که اين اقدام با هيچ ضابطه بين المللي سازگار نيست و عواقب و پيامد ناخوشايندي خواهد داشت. سخنگوي وزارت خارجه افزود؛ همانطوري که در بيانيه رئيس جمهوري عراق به آقاي طالباني ذکر شده است، اين افراد به دعوت دولت عراق جهت همکاري و مساعدت با آنان اعزام شده بودند و دولت عراق مسوول آزادي آنان است و اشغالگران هم براساس مقررات بين المللي بايد پاسخگو باشند.از سوي ديگر وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي سفير سوئيس (حافظ منافع امريکا در ايران) را به سفارتخانه احضار و اين اقدام خلاف عرف ديپلماتيک نيروهاي امريکا را از طريق وي به مقامات ايالات متحده اعلام کرده است.واکنش وزارت امور خارجه پس از آن انجام شد که روزنامه نيويورک تايمز ديروز از دستگيري حداقل چهار نفر ايراني خبر داد که بنابر ادعاي دولت بوش دو نفر از آنان از مقامات نظامي ارشد ايران هستند. به ادعاي مقامات دولت امريکا اين دو نفر ايراني در راستاي حملات هفته گذشته به نيروهاي امنيتي عراق دستگير شده اند.اين در حالي است که مقامات امريکايي هيچ مدرکي دال بر دخالت داشتن اين دو نفر ارائه نکرده اند. با اين حال کاخ سفيد دستگيري اين دو نفر را تاييد کرده است.دستگيري اين دو تبعه ايراني در شرايطي رخ مي دهد که تنش در روابط ايران و ايالات متحده به بالاترين حد خود پس از انقلاب اسلامي ايران رسيده است. همزمان با انتشار اين خبر ايالات متحده با تحت فشار گذاشتن متحدان اروپايي اش سرانجام قطعنامه يي را عليه ايران در شوراي امنيت به تصويب رساند که براساس آن ايران را در زمينه هسته يي و موشکي مورد تحريم قرار داد.از سوي ديگر هيوا عثمان مشاور مطبوعاتي جلال طالباني رئيس جمهور عراق اعلام کرد که وي از دستگيري اين دو ايراني ناخشنود است. به گزارش خبرگزاري کويت، هيوا عثمان اعلام کرد؛ نيروهاي امريکايي دو تن از مسوولان امنيتي ايراني را که قصد ديدار با رئيس جمهور را داشتند طي عملياتي در مجتمع الجادريه دستگير کرده اند. وي خاطرنشان کرد؛ طالباني از اين امر بسيار عصباني است و تمام تلاشش را براي آزادي اين دو ايراني در اسرع وقت خواهد کرد. وي اشاره يي به هويت اين دو مسوول ايراني و زمان دستگيري آنها نکرد و تنها اظهار داشت؛ اين دو مسوول در راستاي توافقنامه امنيتي که ميان عراق و ايران در سفر رئيس جمهور به تهران به امضا رسيده است به عراق سفر کرده اند.
معاونت سينمايي بازگشت بازيگر قديمي سينما را تکذيب کرد

گروه فرهنگي،بابک غفوري آذر؛ «بهروز وثوقي در فيلمي از بهمن قبادي بازي نمي کند.» اين خبر را نه يکي از دست اندرکاران سينماي ايران بلکه روابط عمومي معاونت سينمايي وزارت ارشاد ديروز براي تمام رسانه هاي خبري کشور ارسال کرد تا سرانجام پاي مهم ترين نهاد مديريتي سينماي کشور به موضوع بازي هنرپيشه قديمي سينماي ايران در فيلم جديد بهمن قبادي باز شود. روابط عمومي معاونت سينمايي وزارت ارشاد روز گذشته در حالي با جوابيه تندي به کلي احتمال بازي «يکي از بازيگران قديمي سينماي قبل از انقلاب» در فيلمي از بهمن قبادي را تکذيب کرد که روز قبل از آن دو شبکه مختلف تلويزيون (شبکه خبر و شبکه دو) در اظهارنظرهايي جداگانه با انعکاس خبر فوق تلويحاً خواستار مقابله با ساخته شدن چنين فيلمي شده بودند. به ويژه برنامه خبري پرجنجال 30/20 با زيرنويس «بدنام ها بازمي گردند» اعلام کرده بود که حرف و حديث هايي در مورد حضور بعضي از عوامل بدنام سينماي قبل از انقلاب به گوش مي رسد و ضرورت برخورد وزارت ارشاد در اين زمينه احساس مي شود. اما اين اتفاقات همگي در حالي رخ مي دهد که همچنان ترديد هايي در مورد اصل خبر وجود دارد. نخستين بار اين موضوع از سوي خود بهروز وثوقي در گفت وگويي با سايت خبري «بي بي سي فارسي» مطرح شد. او در آن گفت وگو عنوان کرده بود که فيلمنامه يي از بهمن قبادي خوانده و قصد دارد در صورت ساخت در آن بازي کند.

همين بخش از گفت وگو مورد بهره برداري يکي از خبرگزاري هاي داخلي قرار گرفت و در خبري عجيب با عنوان «همکاري بهروز وثوقي با کيومرث پوراحمد و بهمن قبادي» اعلام شد که بازيگر قديمي سينماي ايران به زودي در فيلمي بازي خواهد کرد. جالب اينجا بود با آنکه در عنوان خبر از کيومرث پوراحمد نيز نام برده شده بود اما در متن خبر اثري از نام او به چشم نمي خورد و صرفاً به اظهارنظرهاي تعدادي از سينماگران در سال هاي اخير براي حضور و استفاده از اين بازيگر اشاره شده بود. همين خبر بلافاصله مورد استفاده تعدادي از روزنامه ها و سايت هاي خبري قرار گرفت و با انعکاس گسترده آن در روز بعد از انتشار موسسه مژ فيلم متعلق به بهمن قبادي را مجبور به واکنش کرد. روابط عمومي اين موسسه به فاصله يک روز در جوابيه يي براي همان خبرگزاري با تکذيب خبر فوق به نحوه تنظيم خبر هم اعتراض کرد و نوشت؛ «به نظر مي رسد خبرنگار و مترجم محترم ظاهراً دو خبر جداگانه و بي ربط به هم را با يکديگر ادغام کرده اند.» اين موسسه در ادامه جوابيه خود تصريح کرده بود که بهمن قبادي قصد دارد در صورت فراهم شدن شرايط فعاليت بهروز وثوقي در ايران و پس از دريافت مجوزهاي لازم از طريق نهادهاي مربوطه در اداره کل نظارت و ارزشيابي فيلمي با حضور وي بسازد. اما مانند هميشه تکذيبيه يک خبر مورد توجه قرار نگرفته و در سايه هياهوهاي پيش آمده درباره چنين فيلمي منعکس نشد. به تدريج با پيچيده شدن خبر در محافل سينمايي و مطبوعاتي حساسيت هاي طيف هاي مختلف سياسي- اجتماعي کشور برانگيخته شد و در حالي که معاونت سينمايي ارشاد در چند ماه اخير از لحاظ مديريت سينمايي کشور نيز زير فشار انتقاد شديد بود اين عامل هم تبديل به موضوعي ديگر براي افزايش انتقادات شد و نهايتاً روز يکشنبه با انعکاس خبر فوق در دو بخش خبر تلويزيون با لحني منتقدانه عملاً تبديل به چاشني در حوزه سينما شد. روابط عمومي معاونت سينمايي ديروز در جوابيه اش بدون نام بردن از وثوقي با عنوان «رسانه ملي، ارائه خبر يا شايعه؟» آورده بود؛ «در پاسخ به مطلب مطرح شده در برنامه خبري ساعت 20 شبکه خبر در تاريخ 3/10/85 مبني بر حضور يکي از بازيگران سينماي قبل از انقلاب در فيلمي به کارگرداني بهمن قبادي و همچنين انعکاس دوباره اين مطلب در برنامه خبري 30/20 شبکه دو با عنوان حرف و حديث هايي در مورد حضور بعضي از عوامل بدنام سينماي قبل از انقلاب و ضرورت برخورد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين خصوص با زيرنويس بدنام ها بازمي گردند، روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جهت تنوير افکار عمومي توجه و عنايت هر چه بيشتر رسانه ملي را به دقت و حساسيت در انعکاس اين گونه شايعات جلب کرده و از آنجايي که وظايف اجتماعي رسانه ملي در حوزه اطلاع رساني و خبر ايجاب مي کند که اصل را بر ارائه خبر قرار بدهد، نه عرضه هر شايعه انعکاس يافته ژورناليستي صريحاً درخواست مي نمايد قبل از ارائه چنين اخباري از درستي و سلامت آن اطلاع واثق به عمل آورد تا براساس شايعات مجهول موجب تشويش افکار عمومي و اذهان شخصيت هاي دلسوز و مخدوش شدن چهره مسوولان فرهنگي کشور نگردد.» نام بهمن قبادي در اين اتفاقات در حالي مطرح مي شود که آخرين فيلم او با عنوان «نيوه مانگ» هنوز نتوانسته است پروانه نمايش عمومي دريافت کند و ظاهراً بنا به دلايل خاصي چون مسائل قوميت گرايي امکان دريافت اين مجوز را هم ندارد. همين موضوع به نوعي در بخش پاياني جوابيه معاونت سينمايي نيز مورد اشاره قرار گرفته و گفته شده که در حال حاضر اساساً موضوع ساخت فيلمي از جانب بهمن قبادي مطرح نيست؛ «نه تنها حضور بازيگر مزبور در فيلمي از کارگردان مطرح شده موضوعيت نداشته، بلکه در شرايط فعلي و بنا به دلايل محکم و عديده مطابق مقررات، توليد هرگونه فيلمي توسط کارگردان مذکور غقباديف در دستور کار اداره کل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفه يي اين معاونت نيست.»

به اين ترتيب در حالي که همچنان نمي توان با قطعيت درباره تداوم يا پايان اين چالش در سينماي ايران صحبت کرد اما بايد پذيرفت که يک بار ديگر پرونده قديمي «بازگشت بازيگران قديمي سينما» که از ابتداي پيروزي انقلاب باز بوده باز هم چالشي جديد در سينماي ايران ايجاد کرده است. اين پرونده در تمام 27 سال گذشته در مقاطع گوناگون سبب ساز چالش هاي پردامنه يي بود که حتي به مرزهاي «بحران» هم رسيده است.

پاسخ به يک خبر و توضيح «اعتماد»
تاکيد مجدد بر توزيع سيم کارت اعتباري توسط دولت
اعتماد؛ در پي انتشار گزارش نشست مطبوعاتي وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات مديرکل روابط عمومي اين وزارتخانه پاسخي را براي روزنامه ارسال کرده که مي خوانيد؛

پيرو خبر مندرج در صفحه يک آن روزنامه به تاريخ 29/9/85 تحت عنوان «وزير ارتباطات با متهم کردن تاليا و ايرانسل اعلام کرد؛ دولت سيم کارت اعتباري عرضه مي کند» خواهشمند است دستور فرماييد جوابيه زير را جهت روشن شدن اذهان عمومي در اولين شماره منتشره از سوي آن روزنامه در صفحه يک چاپ نماييد. دکتر سليماني وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات در مصاحبه مطبوعاتي مورخه 28/9/85 در هيچ قسمت از سخنان خود ايرانسل و تاليا را متهم نکرده بلکه ايشان بارها و بارها اظهار داشتند وزارت ارتباطات پشتيبان بخش خصوصي است و هيچ محدوديتي براي رشد و توسعه آنها مطابق با قرارداد في مابين وجود ندارد. ايشان عرضه سيم کارت اعتباري توسط شرکت ارتباطات سيار را به عنوان اپراتور اول تلفن همراه (که به زودي براساس بند ج اصل 44 قانون اساسي به بخش خصوصي واگذار خواهد شد) در کنار ساير اپراتورهاي موجود و براساس نياز مبرم جامعه به تلفن همراه، امري ضروري دانسته است. خبرنگار محترم آن روزنامه استنباط شخصي خود را در تيتر و متن خبر به کار برده است. متاسفانه ناآشنايي خبرنگار در حوزه ICT و عدم تسلط و تجربه کافي به مسائل اين حوزه، موجب برداشت سوء از اظهارات مسوولان و ايجاد شبهه در ميان اذهان عمومي مي شود.

گروه اقتصادي؛ هرچند روابط عمومي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در اين پاسخ باز هم بر توزيع سيم کارت اعتباري توسط اپراتور اول تلفن همراه تاکيد کرده ولي در پاسخ به واکنش مديرکل روابط عمومي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، گروه اقتصادي روزنامه اعتماد توجه ايشان را به گزارش روز گذشته صفحه 14 با عنوان «برقراري ارتباط با مشترک خصوصي ممنوع» جلب مي کند. در اين گزارش رمضانعلي صادق زاده رئيس کميته مخابرات مجلس شوراي اسلامي، سيدمصطفي سيدهاشمي نايب رئيس اين کميته و سعيد ستايش استاد دانشگاه اميرکبير و کارشناس مخابرات ضمن تاييد مانع تراشي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در برابر فعاليت بخش خصوصي بر ممنوعيت قانوني توزيع سيم کارت اعتباري توسط اين وزارتخانه تاکيد کرده اند. بر اين اساس شايسته است وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات پيش از آن که خبرنگار گروه اقتصادي را متهم به عدم تسلط و تجربه کافي در اين حوزه کنند و روزنامه اعتماد را درخصوص ايجاد شبهه در اذهان عمومي مورد انتقاد قرار دهند، ضمن اصلاح شيوه برخورد خود با اخبار منتشره در اين حوزه، موضعي کارشناسي و پاسخي درخور ارائه کنند.
عناوين اين صفحه
اريکه ايرانيان
اعتراض به دستگيري ديپلمات هاي ايراني توسط امريکا
معاونت سينمايي بازگشت بازيگر قديمي سينما را تکذيب کرد
تاکيد مجدد بر توزيع سيم کارت اعتباري توسط دولت

روزنامه اعتماد