
حامد فرمند
«من، امان الله هاشمي؛ ساکن بم؛ شغل، فروشنده لوازم عکاسي؛ خيابان طباطبايي، شهرستان بم. 5 دي دقيقاً سه سال از حادثه جانگداز و دلخراش شهرستان ما مي گذرد که متاسفانه تا الان عمل هنوز انجام نشده. در رسانه ها مي گويند 70 ، 80 درصد ساخته شده، اينجا از اين خبرها نيست.
با سلام به همه کساني که حرف هاي من را مي شنوند. اگر ايراني اند سلام، مسلمانند سلام، غريبه هفتاد شهر هفتاد ديار هم هستند، باز هم سلام. ان شاء الله که شما حالتان خوب باشد.
سه سال گذشت؛ البته براي ما سخت. هنوز در کانکس زندگي مي کنيم. البته خدا را هم شکر مي کنيم. حتماً قسمت اين بوده.»
مرتضي راننده يي هم که در خط فرودگاه ارگ جديد تا بم کار مي کند، همين را مي گفت؛ «در سطح شهر، هنوز مغازه ها ساخته نشده اند. الان بيشتر فروشنده ها، داخل کانکس اجناس شان را عرضه مي کنند. علت عمده اش هم گراني مصالح براي ساخت و ساز است.»
محمود بازنشسته ارتش که هنوز خانه اش را تکميل نکرده است، درباره واحد هاي تجاري معتقد است؛ «ظاهر و جلوه شهر به تجاري هاست. چون آنها ساخته نشده اند، شهر، خودش را نشان نمي دهد. در مرکز شهر، تعداد کمي خانه ساخته شده است، اما جلوه يي ندارند.»عباس بعد از زلزله، جواز کسب گرفت و الان در يک کانکس، شيريني فروشي دارد. خودش درباره مغازه اش مي گويد؛ «بعد از زلزله، به ما دو تا کانکس دادند، يکي را براي اقامت مان نگه داشتم و يکي را هم گذاشتم براي کسب و کارم. الان دارم براي زمين خالي اينجا، ماهانه 50 هزار تومان اجاره مي دهم.»
محبوبه که زمان زلزله با بچه هايش بندرعباس بوده و در اين حادثه شوهرش را از دست داده است، در يک کانکس، با چهار بچه زندگي مي کند؛ «زمين اش مال پدرشوهرم بود. الان وارث ها دارند براي خودشان مي سازند. اينجا را هم داده اند به من، اما براي ما نمي سازند.»او که به طور مادرزاد معلوليت جسمي هم دارد، از چند ماه پيش از طرف بهزيستي به کار مشغول شده است.سخنگوي دولت هم نظرش اين است که سرعت بازسازي چندان مورد نظر دولت نيست، هرچند باقي اقدامات مسير طبيعي خودش را طي مي کند؛ «بعد از اينکه دولت، کار را تحويل گرفت، رئيس جمهور از بم بازديد کردند و حتي شبانه بخش هاي مختلف بم را ديدند و بعد از آن هم معاون اول و وزير مسکن سفرهايي به بم داشته اند. البته گزارش هايي هم دراين باره رسيده که شرايط در بم چندان مساعد نيست، از همين رو سرعت کار خيلي بيشتر شده و مردم به زندگي شان برگشته اند. اما رئيس جمهور انتظار سرعت بيشتر دارند. حتي کسبه و بخش تجاري بم رونق بهتري گرفته اند، البته در بعضي موارد اصلاحاتي هم صورت گرفته است.»
وام بعد از بازسازي
غلامحسين الهام سخنگوي دولت در آخرين جلسه مطبوعاتي خود، درباره کمک دولت به بازسازي بم گفت؛ «ابتدا قرار بود فقط به کساني که خانه شان در زلزله بم خراب شده، وام بدهيم، اما کساني که مستاجر بودند، با مشکل برخورد کردند. دولت نيز تصميم خود را اصلاح و اعلام کرد به اين افراد نيز وام مي دهد، به شرطي که آنها خودشان زميني را پيدا کنند و در آن خانه بسازند.»«هنوز نتوانسته ام حتي يکي از هشت باب مغازه ام را بسازم. بعد از کلي دوندگي وام گرفتم، عوارض و ماليات پرداخت کرده ام، مي گويند از سازمان ميراث فرهنگي استعلام بگير. آنها هم بعد از اين همه دوندگي و پرداخت عوارض، از من مي خواهند دو متر از ارتفاع مغازه ام کم کنم. خب، اين را از اول مي گفتيد.»اينها را رضا مي گويد که قبل از زلزله چهار باب مغازه اش را اجاره داده بود، دو بابش را هم خودش اداره مي کرد و دو بابش هم خالي بود. او فعلاً تا بتواند يکي از مغازه هايش را راه بيندازد، مسافرکشي مي کند.
محمود درباره اين که چرا هنوز خانه خودش را بازسازي نکرده است، مي گويد؛ «وام پرداخت شده، تناسبي با هزينه هاي ساخت و ساز ندارد. البته آنهايي که همان ماه هاي اول ساختند، پول وام برايشان کافي بود. اما الان ديگه کفاف نمي دهد. اجناس خيلي گران شده است. البته من کارهاي پيمانکاري ساختمانم را خودم انجام مي دهم تا هزينه هايم کمتر شود.»
محبوبه در مورد اين که چرا خودش به فکر خانه سازي نيست، مي گويد؛ «حقوقي که دستم را مي گيرد، حدود 90 هزار تومان است، با خرج چهارتا بچه. حدود يک سال هم هست که مستمري بهزيستي قطع شده است. از همه اينها گذشته، چون زميني ندارم، به من وامي نمي دهند. خانواده شوهرم که زمين، متعلق به آنها بوده، فقط اين قطعه زمين و کانکس را به من داده اند که بتوانم زندگي کنم. آنها براي خودشان مي سازند. من، نه پول دارم که از آنها بخرم و نه مي توانم اينجا را بفروشم. بفروشم، کجا بروم؟»ياد حرف هاي امرالله مي افتم؛ «متاسفانه الان سه ماه است که ديگه هيچ فريادرسي در ستاد هاي بازسازي نيست. قبلاً خوب بود. با ستاد کرمان سر و کار داشتيم و مشکلي نبود. از زماني که ستاد کرمان زير پوشش ستاد خراسان رفت، متاسفانه ما به مشکل خورديم. با در دست داشتن سه تا سند اصلي و پرونده هاي آواربرداري، هيچ کس به داد ما نمي رسد. بعد از يازده ماه که ما پرونده سازي کرديم و سه ماه هم دوندگي کرديم، هيچ فريادرسي نداريم. تنها چيزي که به ما مي گويند اين است که وقت بازسازي تمام شده است. حالا ديگر وام نمي دهند.»ستادهاي بازسازي بم، از همان ابتدا تقسيم شد بين استانداري هاي استان هاي مختلف تا هر کدام با امکانات و مديريت خود کاري از پيش ببرند.به گفته علي، شهروند بمي «هر کدام از استان ها وظيفه اجراي بخشي از اقدامات عمراني در شهر را برعهده گرفتند. به اين ترتيب شهر تقسيم شد بين استان هاي مختلف. به طور مثال استان تهران بازسازي بخشي از شهر را برعهده گرفت که قبرستان هم جزء آن بود. ماه ها از بازسازي گذشته بود و هيچ اقدام عملي در زمينه ساماندهي در اين بخش اتفاق نيفتاد. تنها بعد از فشارهايي که به شهرداري و شوراي شهر تهران به عنوان مجري بهينه سازي قبرستان بم آورديم، توانستيم اعتبار مختصري بگيريم و نسبت به ساماندهي مختصر آن اقدام کنيم. تا جايي که من مي دانم وضع ساير بخش هاي شهر نيز بهتر از اين نبود.»

فقط «پرونده» بازسازي بسته مي شود
خبرگزاري سلام روز يکشنبه، به نقل از نصرالله دهقان، رئيس ستاد کل بازسازي بم، آورده است؛ «تاکنون حدود 5 هزار و 400 واحد از منازل مسکوني در شهرستان بم ساخته شده است و اگر روال بازسازي، همين روند را طي کند، تا پايان سال 85، پرونده بازسازي شهرستان بم به پايان خواهد رسيد.»
يکي از اهالي بم هم مي گويد؛ «طوري شعار مي دهند که مردم خيال مي کنند اينجا چه خبر است. خبري نيست؛ کل خانه هاي اطراف بم را که ترک هم نخورده بودند، ساختند، اما اينجا چي؟ هيچي. به ما 13 ميليون وام براي ساخت خانه دادند که در ازاي آن، 15 ميليون سفته گرفتند، تازه اين وام را بايد برش گردانيم به خودشان.»
اينها را عباس مي گويد. او الان ترجيح مي دهد به جاي تکميل خانه اش که نيمه کاره رها شده، مغازه اش را حفظ کند. خودش مي گويد؛ «گفته اند اينجا مي خواهيم مغازه بسازيم، بايد از اينجا بلند شويد. يک بار ديگر هم اين را گفتند، ما را از محل قبلي کاسبي مان بلند کردند، الان آن خيابان، نيمه متروکه شده است.»
مهدي، کارمند آموزش و پرورش، درباره وضعيت خانه سازي در بم بعد از سه سال مي گويد؛ «بازسازي بم، از نظر آنها تمام شده؛ چون هشت تا ساختمان ساخته اند و هميشه تصوير آنها را از تلويزيون نشان مي دهند. خانه خودم به سفت کاري رسيده و مانده. حقوق ام چندان زياد نيست و نمي توانم از خودم پول زيادي خرج ساختمان سازي کنم.»البته دهقان کمبود سيمان را به عنوان بزرگترين مشکل فعلي در بازسازي شهرستان بم مطرح مي کند و قبول دارد که «ميزان سيماني که روزانه وارد شهرستان بم مي شود از نياز روزانه اين شهرستان بسيار کمتر است.»زهرا درباره وضعيت ساخت و ساز در بم نظر خودش را مي گويد؛ «به پسرم ده ميليون وام داده اند، اما توي بازسازي خانه اش مانده، آهن گران است، سيمان گران است. مگر در اين شهر چقدر درمي آورد که بتواند اين مخارج را تامين کند؟»
علي يکي از شهروندان بمي که در جريان زلزله، همسر و کودک پنج ساله اش را از دست داده، مشکل ساخت و ساز را گران شدن مواد اوليه مورد نياز مي داند و معتقد است که دولت در اين زمينه نقش مستقيم داشته است؛ «قرار بود با 220 ميليون دلار وامي که از بانک جهاني گرفته اند، نياز شهر براي تامين مواد اوليه ساخت و ساز را تامين کنند. چند ماه بعد از شروع ساخت و سازها، قيمت ها بالا کشيد.»او حتي از نقش تعدادي از نهادهاي رسمي دولتي مرتبط با بخش مسکن ياد مي کند که با حضور در بازار عرضه مصالح مورد نياز براي ساخت و ساز، توازن اين بخش را بر هم زد و گراني زودهنگام و بي رويه قيمت ها را موجب شد.
به نظر او کساني که هنوز بهت زده حادثه اند، وقتي توانستند برخودشان مسلط شوند و شروع کنند به ساخت و ساز، ديگر قيمت محصولات بسيار گران شده بود.
تا حالا کجا بودي
«رفتم وام بگيرم. مي گويند تا حالا کجا بودي؟ چون دير آمده يي وام نمي دهيم. کجا بودم؟ پي بدبختي هايم. همسر و فرزندانم زير آوار کشته شدند. من هم مدتي از شهر رفتم بيرون. حالا آمده ام که خانه ام را بسازم و در شهر خودم زندگي کنم، به من وام نمي دهند.»رضا تازه از ستاد بازسازي بم برگشته است. رئيس ستاد بازسازي بم هم در گفت وگو با خبرگزاري مهر اين موضوع را تاييد کرده است؛ دهقاني در خصوص ارائه تسهيلات جديد به ساکنان بم براي نوسازي و بازسازي واحدهاي مسکوني و تجاري آسيب ديده بر اثر زلزله گفت؛ «هيچ دليلي براي به تاخير انداختن کار ساخت و ساز در بم وجود نداشته و کساني که تا نيمه اول سال 85 هيچ اقدامي در رابطه با دريافت تسهيلات انجام نداده اند، نبايد منتظر ارائه تسهيلات دوباره و جديد براي ادامه عمليات نوسازي واحدهاي خود باشند و فعلاً تحقق چنين امري منتفي است.»
يک کارشناس روانشناسي اهل بم، وضعيت مردم بم بعد از بحران را اين گونه توصيف مي کند؛ «مردم بعد از حادثه دچار افسردگي بودند. در اين شرايط بايد کمک مي شد که مردم به زندگي برگردند. اين افراد آمادگي ساخت و ساز نداشتند. با اين حال، در بم مردم مايل بودند که بازسازي را هر چه زودتر شروع کنند. اما تا هشت ماه بعد از زلزله نقشه جامع شهر آماده نشده بود. اين موضوع باعث شد تا مردم کم کم انگيزه شان را از دست دادند و بعضي ها حتي شهر را ترک کردند. رفت و آمد ها به ادارات دولتي و مشاورين براي گرفتن نقشه و تاييد آن و ساير مسائل از اين دست، هم مردم را خسته کرد وهم زمان زيادي را از آنان گرفت. گراني مصالح هم که به اينها اضافه شد و مردم را خسته تر کرد.»اين کارشناس درباره وضعيت روحي مردم براي بازسازي تاکيد مي کند؛ «مردمي که مشکلات روحي و جسمي ناشي از زلزله را بر دوش داشتند، فرصت کافي براي بازسازي نداشتند. اما چون ضرب الاجلي براي بازسازي تعيين شده بود، خيلي ها به زودي از ساخت خانه هايشان محروم مي شوند. اما دولتمردان مي خواهند جشن بازسازي بگيرند.»البته هستند کساني که براي رفع مسائل روحي و حل مشکلات جسمي بمي ها تلاش مي کنند. انجمنقطع نخاعي ها، آشيانه علي، انجمن حمايت از حقوق کودک، خانه چکاوک، پارسا بانوي بم و انجمن همراهان بم، از جمله انجمن هاي غيردولتي هستند که در بم، کرمان يا تهران به فعاليت خود مشغولند و براي رفع گوشه يي از نيازهاي مردم شهر يا کشورشان تلاش مي کنند. موسس يکي از اين گروه ها معتقد است؛ نهادهاي زيادي پيش از زلزله فعال بودند، اما از آن ميان، تعداد اندکي برجا مانده اند. آنچه هم نهادهاي قبلي ايجاد کردند، به دليل بسترسازي نشدن، از ميان رفت.امرالله هنوز دارد حرف مي زند؛ «اگر مسوولي که مي خواني، با سلام؛ خواهش رسيدگي داريم؛ اگر هموطني، فقط بدان؛ اگر خبرنگاري، حداقل به گوش بقيه هم برسان. اگر جناب آقاي سعيدي کيا، شما مي خواني، سه دفعه دستور شما براي رسيدگي به کار ما شفاهي بود، دردي از دل من برنداشت و متاسفانه ما مشکل قبل را هنوز داريم. اگر مسوولان محترم کشور، جناب آقاي رئيس جمهور وقتي داشتند و اين روزنامه را ديدند، خواهشي که داريم اين است که به درد دل ما برسند. ما ديگر کشش و برش دوندگي را نداريم؛ توان روحي اش را هم نداريم.
والسلام. دست همه خدمتگزارها را مي بوسم.»