شنبه، 23 دي 1385 - شماره 1306
   
 
صفحه نخست :: مقالات :: سينما
بهترين فيلم هاي 2006 به انتخاب منتقدان سينمايي
همه مي گويند دوستت داريم

مهدي مصطفوي

«سينما زنده است.» در سالي که گذشت، آدم هايي همچون «مارتين اسکورسيزي»، «پدرو آلمودوبار»، «گي يرمو دل تورو»، «کلينت ايستوود» و «بيل کاندون» اين جمله را فرياد زدند.

«سوفيا کاپولا» آن قدر جذب ظواهر زندگي «ملکه ماري آنتوانت» شده بود که يادش رفت بايد قصه تعريف کند. «دارن آرونوفسکي» آن قدر ساختن فيلمش را کش داد و انتظارات را بالا برد که اثر متوسطش با سر به زمين خورد. «الخاندرو گونسالس ايناريتو» آن قدر مي خواست مضمون تصادف و تقدير را در فيلم هايش بسط دهد که آخر کار بايد با چسب دوقلو تکه داستان هاي «بابل» را به هم مي چسباند. «اليور استون»، جنجالي ترين و سياسي ترين کارگردان امريکا، آن قدر حواسش به اين بود که چيزي به کسي برنخورد، که زهرش گرفته شد و از يازده سپتامبر (جنجالي ترين واقعه تاريخي روزگار ما) يک فيلم بي جهت و بي هويت درآورد.

با اين همه، سال 2006 براي برخي ديگر به نسبت سال پرباري بود. زياد مي گفتند آلمودوبار زنان را خوب مي شناسد و گهگاه در فيلم هايش اين نکته را مي ديديم ولي در «بازگشت»، او دربست در خدمت زنان است و اين قابليت اش را به بهترين نحو اثبات مي کند و در ميان انبوه فيلم هاي پيچيده و سنت شکن، سادگي و صفايش شيفته مان مي کند.

با «هزارتوي پîن»، يکي از بهترين فانتزي هاي سينما، فيلمي که قهرمانش يک دختر نوجوان است ولي مخاطبانش بزرگسالان، غافلگير شديم. «اسکورسيزي» ثابت کرد هنوز «اسکورسيزي» است و بلد است فيلم مافيايي درجه يک، آن هم بدون حضور «رابرت دونيرو»، بسازد. «استيون فريرز» راهي به کاخ باکينگهام گشود و موضوعي فيلم ناشدني را فيلم کرد و «هلن ميرن» آنقدر در نقش «ملکه» حل شد که آدم خيال مي کند در بعضي از صحنه ها «ملکه اليزابت» نقش خودش را بازي کرده است.

«مايکل وينترباتم» بعد از يک دوره ساخت فيلم مستند و داستاني با «راه گوانتانامو» به تعادلي ظريف ميان قصه و مستند رسيد. «جيمز باند» مغرور نيز عناصر آشنايش را خوب به کار بست و با «کازينو رويال» طرفدارانش را راضي به خانه فرستاد...

از تفريحات منتقدان سينما و البته خوانندگان شان، انتخاب فيلم هاي برتر سال است. سيستم منسجمي براي جمع آوري اين فهرست ها وجود ندارد و هر منتقدي معيارهاي خودش را لحاظ مي کند؛ بعضي ها با ترتيب و بعضي ها بدون ترتيب، بعضي ها مستندها را نيز حساب مي کنند، بعضي ها فيلم هاي قديمي را که احيا شده اند هم وارد فهرست شان کرده اند غ«ارتش سايه ها»ي ژان پي ير ملويل فقيد که در خيلي از فهرست ها مي بينيد، مثال بارزش است.

نسخه دوبله اين فيلم، البته، از شبکه چهار تلويزيون ايران پخش شده.ف، بعضي فيلم ها اکران جشنواره يي و خيلي محدود داشته اند يا هنوز رسماً اکران نشده اند و در فهرست هاي کمي ديده مي شوند غ«امپراتوري درون مرزي» ساخته ديويد لينچ و «بچه هاي بشريت» ساخته آلفونسو کوارون از اين جمله اندف، بعضي منتقدان احساس مي کنند بايد فيلم هاي کم هزينه و مستقل را حمايت کنند و بعضي هاي ديگر انتخاب هاي عجيبي کرده اند. غواقعاً «مارها در هواپيما» يکي از ده فيلم برتر سال است،؟ف يک نکته جذاب هم اين که از ميان فيلم هاي ايراني که پخش جهاني داشته اند، ظاهراً فقط يک فيلم غجزيره آهنيف مورد قبول يکي از منتقدان طرفدار سينماي ايران غگادفري چشايرف قرار گرفته است. در اين مطلب سعي شده گزينش هاي منتقدان معتبرتر و شناخته شده تر آورده شود، ولي با بررسي بيش از 150 فهرست، «يونايتد93»، «ملکه»، «مرحوم» و «هزارتوي پîن» بيشترين امتياز را کسب کرده اند.



لو لومنيک (نيويورک پست)

هزارتوي پن (گي يرمو دل تورو)، ملکه (استيون فريرز)، نامه هايي از ايوو جيما/ پرچم هاي پدران ما (کلينت ايستوود)، بورات (لري چارلز)، بابل (الخاندرو گونسالس ايناريتو)، پاهاي شاد (جرج ميلر)، شعبده باز (نيل برگر)، يونايتد93 (پاول گرين گراس)، مرحوم (مارتين اسکورسيزي)، بازگشت (پدرو آلمودوبار)

ديويد انسن (نيوزويک)

ارتش سايه ها (ژان پي ير ملويل)، ميس سان شاين کوچولو (جاناتان ديتون، والري فاريس)، ملکه، نامه هايي از ايوو جيما، مرحوم، نيمه نلسون (رايان فلک)، بورات، دختران رؤيايي (بيل کاندون)، ونوس (راجر ميچل)، بازگشت

کنت توران (لس آنجلس تايمز)

نامه هايي از ايوو جيما/ پرچم هاي پدران ما، مستندهاي جنگ عراق، دوستان پولدار (نيکول هالوفسنر)/ نيمه نلسون، ملکه/ ونوس، زندگي ديگران (فلوريان هنکل فون دونرسمارک)/ کودک (برادران داردن)، ميس سان شاين کوچولو/ ممنون بابت سيگار کشيدن (جيسن رايتمن)، بازگشت، هزارتوي پن/ بچه هاي بشريت (آلفونسو کوارون)، دختران رؤيايي، سرزمين شيرين (علي سليم)

استيون کينگ (نويسنده مشهور رمان هاي ترسناک براي مجله اينترتينمنت ويکلي)

هزارتوي پن، يونايتد93، مرحوم، کازينو رويال (مارتين کمپبل)، نزول (نيل مارشال)، شعبده باز، مارها در هواپيما (ديويد اليس)، از کمر به پايين (واندي کورتيس هال)، سه تشييع جنازه ملکيادس استرادا (تامي لي جونز)، سريع ترين سرخ پوست دنيا (راجر دانلدسون)

پيتر تراورس (رولينگ استونز)

مرحوم، دختران رويايي، نامه هايي از ايوو جيما/ پرچم هاي پدران ما، بازگشت، بابل، يونايتد93، ملکه، بورات، ميس سان شاين کوچولو، همراهان خانه يي در چمنزار (رابرت آلتمن)

اي. او. اسکات (نيويورک تايمز)

نامه هايي از ايوو جيما، هزارتوي پن، کودک، روزهاي افتخار (رشيد بوشارب)، ميس سان شاين کوچولو، سه دوره (هوشيائو شين)، شماره 51 خيابان برچ (داگ بلاک)، بازگشت، بچه هاي کوچک (تاد فيلد)، همراهان خانه يي در چمنزار

استيون هولدن (نيويورک تايمز)

بابل، هزارتوي پن، به سوي جنوب (لوران کانته)، ملکه، نامه هايي از ايوو جيما، يونايتد93، مرگ آقاي لازارسکو (کريستي پيو)، بازگشت، همراهان خانه يي در چمنزار، ميس سان شاين کوچولو

مانولا دارگيس (نيويورک تايمز)

ارتش سايه ها، نامه هايي از ايوو جيما، امپراتوري درون مرزي (ديويد لينچ)، نان روزانه ما (نيکلاس گيرهالدر)، کودک، بچه هاي بشريت، سه دوره، ميامي وايس (مايکل من)، Brand upon the Brain (گاي مدن)، بورات

اندرو ساريس (نيويورک آبزرور)

ارتش سايه ها، بازگشت، مرحوم، يادداشت هايي درباره يک افشاگري (ريچارد اير)، آب (ديپا مهتا)، PHM، کازينو رويال، مرا گناهکار بدان (سيدني لومت)، ميس سان شاين کوچولو، کودک

مايکل اتکينسون (ويلج وويس)

نبرد در ملکوت (کارلوس ريگاداس)، 4 (ايليا کريانوفسکي)، يونايتد93، مرگ آقاي لازارسکو، زن آينده مرد است (هانگ سانگ سو)، مرحوم، Cavite (نيل دلا يانا، يان گامازون)، سبيل (امانوئل کارر)، کشورم کشورم (لورا پويتراس)، The Wild Blue Yonder(ورنر هرتزوگ)

پيتر برونت (اسکرين اينترنشنال)

نبرد در ملکوت، اقليم ها (نوري بيلگه سيلان)، روزهاي افتخار، مرحوم، کودک، بدون سرنوشت (لايوس کولتاي)، دوست دارم مگس ها را بکشم (مت ماهورين)، ملکه، يونايتد93، بازگشت

گادفري چشاير (اينديپندنت ويکلي)

مرگ آقاي لازارسکو، يونايتد93، سرزمين شيرين، بازگشت سوپرمن (برايان سينگر)، حقيقت تلخ (ديويس گاگنهايم)، سه دوره، جزيره آهني (محمد رسول اïف)، شکوفا شدن ماکسيمو اوليوروس (اورليوس سوليتو)، شادي کهنه (کلي ريچاردت)، بازگشت

گراهام فولر (اينترويو)

سه دوره، کودک، اقليم ها، هزارتوي پن، پيشنهاد (جان هيلکوت)، ملکه، امپراتوري درون مرزي، ميامي وايس، پرچم هاي پدران ما، آلماني خوب (استيون سودربرگ)

دنيس هاروي (سن فرنسيسکو بي گاردين)

مراسم تولد پانزده سالگي (ريچارد گلتزر، واش وستمورلند)، شïرت باس (جان کمرون ميچل)، بچه هاي کوچک، بورات، شيطان صفت، آسمان شکسته (خوليان هرناندز)، يونايتد93، ملکه، 20 سانتي متر (رامون سالازار)، صندلي پفي (جي داپلاس)

جي. هوبرمن (ويلج وويس)

مرگ آقاي لازارسکو، بورات، تباهي داستان (پت اونيل)، يک اسکنر تاريک انديش (ريچارد لينک ليتر)، علم خواب (ميشل گوندري)، اقليم ها، کودک، امپراتوري درون مرزي، نبرد در ملکوت، هزارتوي پن

کنت جونز (فيلم کامنت)

ارتش سايه ها، مرحوم، نامه هايي از ايوو جيما، يک اسکنر تاريک انديش، همراهان خانه يي در چمنزار، ملت حاضري خور (ريچارد لينک ليتر)، کودک، پرچم هاي پدران ما، نيل يانگ؛ قلبي از طلا (جاناتان دمي)، تميز (اوليويه آساياس)

ناتان لي (ويلج وويس)

امپراتوري درون مرزي، ارتش سايه ها، يک اسکنر تاريک انديش، مرگ آقاي لازارسکو، احمق شماره دو (جف تريمين)، دو بي هدف (خوائو پدرو رودريگس)، مرحوم، درک متقابل (اندرو بويالسکي)، Dave Chappelle?s Block Party (ميشل گوندري)، نزول

دنيس ليم (ويلج وويس)

امپراتوري درون مرزي، کودک، يک اسکنر تاريک انديش، بچه هاي بشريت، مرگ آقاي لازارسکو، بورات، شادي قديمي، 4، درک متقابل، علم خواب

فيليپ لوپات (فيلم کامنت)

ارتش سايه ها، مرگ آقاي لازارسکو، ملکه، سه دوره، قابل توجه شما (کريستوفر گست)، گابريل (پاتريس شرو)، 49 به بالا (مايکل آپتد)، نان روزانه ما، دوستان پولدار و ...

جاناتان رïزنبام (شيکاگو ريدر)

سه دوره، نوارهاي جنگي (دبورا اسکرانتون)، شعبده باز، نيمه نلسون، ارتش سايه ها، نامه هايي از ايوو جيما، امپراتوري درون مرزي، هزارتوي پن، هاليوودلند (آلن کولتر)، سه تشييع جنازه ملکيادس استرادا

پيتر هاول (تورنتو استار)

نامه هايي از ايوو جيما، ملکه، يونايتد93، خفه شيد و آواز بخونيد (باربرا کاپل و سسيليا پک)، مناظر ساختگي (جنيفر بايچوال)، ميس سان شاين کوچولو، يادداشت هايي درباره يک افشاگري، هزارتوي پن، بچه هاي کوچک، کازينو رويال

تام چريتي (سي ان ان)

نامه هايي از ايوو جيما/ پرچم هاي پدران ما، کودک، چوپان خوب (رابرت دونيرو)، بچه هاي بشريت، بورات، مرگ آقاي لازارسکو، پرستيژ (کريستوفر نولان)، هاليوودلند، سه دوره، شب هاي تالادگا (ادام مک کي)

ريچارد روپر

مرحوم، ملکه، نامه هايي از ايوو جيما/ پرچم هاي پدران ما، يونايتد93، زندگي ديگران، بابل، يادداشت هايي درباره يک رسوايي، چوپان خوب، ميس سان شاين کوچولو، الماس خون (ادوارد زوييک)

ديويد دنبي (نيويورکر) بدون ترتيب

يونايتد93/ مرکز تجارت جهاني (اليور استون) نامه هايي از ايوو جيما/ پرچم هاي پدران ما، شيطان پرادا مي پوشد (ديويد فرانکل)/ ملکه، آخرين پادشاه اسکاتلند (کوين مک دانلد)/ الماس خون، پسران تاريخ (نيکلاس هيتنر)، بورات، کمپ مسيح (هايدي اوينگ، راشل گريدي)/ ما را از شيطان به دور بدار (ايمي برگ)، کازينو رويال/ چوپان خوب، دختران رويايي/ بچه هاي کوچک

ايمي توبين (فيلم کامنت)

ارتش سايه ها، امپراتوري درون مرزي، نامه هايي از ايوو جيما، سه دوره، فصل اردک (فرناندو ايمبک)، درک متقابل، شادي کهنه، ملت حاضري خور، پرونده گربه خندان (کريس مارکر)، آقا، خير آقا، (ديويد زيگر)

چارلز تيلور (ال. اي. ويکلي)

ارتش سايه ها، روزهاي افتخار، تميز، سه دوره، ملکه، هزارتوي پن، کازينو رويال، روبند نقاشي شده (جان کوران)، همراهان خانه يي در چمنزار، خفه شيد و آواز بخونيد

الا تيلور (ال اي ويکلي)

ارتش سايه ها، قانون خانوادگي (دانيل برمن)، مرگ آقاي لازارسکو، شادي کهنه، ملکه، عراق قطعه قطعه، ونوس، 49 به بالا، Our Brand is Crisis (راشل بوينتون)، دختر (چارلز استاريج)

استفاني زاچرک (سالن دات کام)

ارتش سايه ها، روزهاي افتخار، کازينو رويال، ملکه، هزارتوي پن، Dave Chappelle?s Block Party، ماري آنتوانت (سوفيا کاپولا)، Idlewild (برايان باربر)، روبند نقاشي شده، همراهان خانه يي در چمنزار

آرموند وايت (نيويورک آبزرور)

آسمان شکسته، نيل يانگ؛ قلبي از طلا، همراهان خانه يي در چمنزار، مرکز تجارت جهاني، ناچو ليبر (جرد هس)، قول (چن کايگه)، بدنام (داگلاس مک گراث)، آکيلا و محفل (داگ اچيسون)، بابي (اميليو اشتوز)، ترسيده و در حال فرار (وين کريمر)

آنتوني کافمن (ايندي واير)

کودک، نبرد در ملکوت، اقليم ها، مرگ آقاي لازارسکو، بچه هاي بشريت، نيمه نلسون، بازگشت، پيشنهاد، شادي کهنه، علم خواب

يوجن هرناندز (ايندي واير)

هزارتوي پن، شïرت باس، بابل، راهنمايي براي تشخيص دادن قديس تان (ديتو مونتيل)، شيري در خانه (استيون بوگنار، جوليا ريچرت)، ماري آنتوانت، راه گوانتانامو، بازگشت، علم خواب، کودک

کرک هانيکات (هاليوود ريپورتر)

پرچم هاي پدران ما، نامه هايي از ايوو جيما، پاهاي شاد، يونايتد93، ملکه، زندگي ديگران، بچه هاي بشريت، بازگشت، هزارتوي پن، بورات

مايکل کورسکي (ريورس شات)

کودک، نامه هايي از ايوو جيما، مرگ آقاي لازارسکو، سه دوره، همراهان خانه يي در چمنزار، شيري در خانه، مرحوم، تميز، ملت حاضري خور، امپراتوري درون مرزي

به روايت کارگردان ها
ترجمه؛ گيتي سروش

«پاول گرين گراس»، کارگردان «يونايتد93»

نمي توانم بگويم که ساختن اين فيلم چقدر سخت بوده است. وقتي قرار است فيلمي درباره حادثه يي بسازيد که هنوز زمان زيادي از آن نگذشته، مسووليت سنگيني روي دوش شما است. مي ترسيدم که بازماندگان حادثه 11 سپتامبر از نتيجه کار راضي نباشند. اما خوشبختانه آدم هاي زيادي از اين فيلم خوششان آمده و حالا فکر مي کنم دين ام را به مسافرهايي که حاضر شدند کشته شوند، ولي ديگران را به کشتن ندهند، ادا کرده ام.

«استيون فريزر»، کارگردان «ملکه»

خيلي ها فکر مي کردند که اين فيلم ساخته نمي شود. خيلي ها فکر مي کردند که نتيجه کار، بسيار محافظه کارانه و معمولي از آب درمي آيد. راستش، قبل از آن که فيلمبرداري را شروع کنم، همه قول و قرارها را با آدم هايي که فکر مي کردم مي توانند کمکي باشند براي اين فيلم، گذاشتم و به آنها گفتم دارم همه سعي ام را مي کنم که فيلمم فقط يک زندگينامه معمولي نباشد.

«مارتين اسکورسيزي»، کارگردان «مرحوم»

«مرحوم» يکي از دوست داشتني ترين فيلم هايي است که ساخته ام. به همه فيلم هايي که ساخته ام علاقه دارم. در هر فيلمي که مي سازم، گوشه هايي از علاقه ام را به سينما نشان مي دهم و فکر مي کنم در مرحوم، اين علاقه پررنگ تر از قبل است. دوست دارم فيلم ديگري هم با «لئوناردو دي کاپريو» و «مت ديمن» بسازم. فکر مي کنم آنها بازيگرهاي جواني هستند که مي دانند من در فيلم هايم دنبال چه چيزي مي گردم.

«گي يرمو دل تورو»، کارگردان «هزارتوي پîن»

از بچگي عاشق داستان هاي فانتزي بوده ام و حالا هم بزرگ شده ام. فکر مي کنم بايد فانتزي را جدي گرفت. از بچگي فکر مي کردم دنيايي که در داستان هاي فانتزي هست، جذاب تر و بهتر از دنياي واقعي است. در هزارتوي پîن هم همين ايده را به فيلم تبديل کرده ام. قبول دارم که فيلمم استعاري است؛ ولي من نمي خواستم همه چيز را خيلي «رو» تعريف کنم.
چرا «بر باد رفته» را دوست دارم
سينمايي با يک چشم انداز

جيمز آيوري
ترجمه؛ حامد صرافي زاده


«بر باد رفته» محبوب ترين فيلم زندگي «جيمز آيوري» است. وقتي که اظهار نظرش را مي شنيديم، تصور انتخاب ديگري از سوي او، واقعاً، برايمان دشوار بود. اين کارگردان که به همراه «اسماعيل مرچنت» فقيد غتهيه کننده آثارشف مجموعه يي از زيباترين اقتباس هاي سينمايي رمان هاي قديمي را در انحصار خود دارند، با شور و شوق و علاقه بسيار، از فيلمي مي گويد که جايگاهش در راس تمام اقتباس هاي سينمايي است.

مرچنت - آيوري با ساخت فيلم هايي مثل «هواردز اند»، «اتاقي با يک چشم انداز»، «بوستوني ها» و «جام زرين»، سبک شخصي خود را در زمينه اقتباس هاي سينمايي از ادبيات داستاني کاملاً تثبيت کرده و به همگان نشان داده اند. به همين دليل، انتخاب «بر باد رفته» به هيچ وجه ما را شگفت زده نکرد. چيزي که بيشتر ما را متعجب مي کرد دلايل علاقه آيوري به اين فيلم بود. دلايلي که هيچ ربطي به طراحي لباس، اجزا و اجراي صحنه اين فيلم، به اشرافيت از مدافتاده نداشت. او اين فيلم را يکي از فيلم هاي سينماي فاجعه مي داند.

«هميشه نسبت به فيلم هاي سينماي فاجعه حس خاصي داشته ام. انگار که تماشاي آنها نوعي آنارشي و هرج ومرج را در عمق وجودم مدفون مي کرد. شخصيت هاي «بر باد رفته» مدام در حال گذر از بحراني به بحران ديگر هستند و پيوسته فجايع و اوضاع دهشتناکي را تجربه مي کنند. يازده ساله بودم که براي نخستين بار به تماشايش رفتم. يادم مي آيد که با ديدن اين فيلم، زندگي ام زير و رو شد. صحنه هايي که در آن آتلانتا محاصره و به سرزميني چندپاره و تکه تکه تبديل مي شود، شديداً مرا تحت تأثير قرار دادند. يک دليلش اين بود که مادرم از اهالي لوئيزيانا غيک ايالت به معناي واقعي کلمه جنوبيف است و دليل ديگر آنکه در «بر باد رفته»، اين منطقه در فيلم همچون کانون خطر و بحران به تصوير کشيده شده بود.

در آنجا هنوز هم مردان پيري را مي ديدم که در جنگ هاي داخلي حضور داشتند. در فيلم بخشي از فرهنگ جنوب ويران شده را مي ديديم که يادآوري اش لذت بخش و جذاب است و خب، فيلم هم به خوبي از تمامي اين احساسات سود جسته بود. من هميشه ظرافت هاي تکنيکي و پيچيدگي هاي دراماتيکي متنوعي را که در سرتاسر «بر باد رفته» مي بينيم، ستوده ام. اين فيلم، با وجود اينکه تنها چند سال بعد از ظهور «تکني کالر» ساخته شده بود، توانست عنوان «اولين فيلم رنگي برنده جايزه اسکار» را از آن خود کند. فيلمبرداري فيلم، يک شاهکار بي نظير و اعجاب آور است. تمام قاب ها، نماها و تصاوير فيلم، کاملاً با حس و حال موجود در آن تطابق دارند.

مثلاً در سکانس هاي پيش از جنگ، که همه خوشحال هستند و به مهماني مي روند، تصاوير فوق العاده چشم نواز و جذابند. بارقه هاي نور طلايي، همه جا را پوشانده است. بعد از اينکه شروع جنگ اعلام مي شود، رنگ ها به تدريج تيره تر شده و تصاوير، گيرايي و گويايي بيشتري پيدا مي کنند. وقتي «اسکارلت» ميليونر مي شود، در لباس ها، عناصر و نشانه هاي لوکس و فاخر و نماهاي ويکتوريايي باشکوه داخلي نظر تماشاگر را به خود جلب مي کند.

وقتي يازده ساله بودم «بر باد رفته» خيلي واقعي به نظرم مي رسيد. هيچ مشکلي با فيلم نداشتم و سوالي برايم پيش نيامد. بعدها وقتي دانسته هايم درباره خانه ها و چشم اندازهاي امريکايي بيشتر شد، ارادت دوچنداني نسبت به آن پيدا کردم. اين فيلم، محصول دوران طلايي استوديوها است و به همين دليل، متروگلدوين ماير، لشکري از طراحان صحنه و هنرمندان بااستعداد و توانمند را جمع کرده بود تا چنين دنياي باورپذيري را بيافرينند.

فيلم هاي امريکايي که مي خواهند مقطع خاصي از تاريخ اين کشور را به ما نشان بدهند، از عناصر بدمنظره، درهم و برهم و بي شکل و قاعده اشباع شده اند. بخت با ما يار بود که طراحان صحنه فوق العاده خبره و بي نظير انگليسي در بهترين و معروف ترين فيلم هاي تاريخ سينما، با ما همکاري کردند.

زمان فيلمبرداري «جام زرين»، «اوما تورمن» در حال ايفاي نقش زني باهوش و تحسين برانگيز بود که مردي دست نيافتني، تمام فکر و ذکرش را مشغول خودش کرده بود.

به اوما گفتم به اسکارلت و دلبستگي شديدش به «اشلي» فکر کن؛ اما ايده و نظر اوما نسبت به فيلم، فوق العاده معمولي و پيش پاافتاده بود. با اين همه فکر مي کنم حداقل براي اعتبارش هم که شده، بعد از اين جريان، صحنه فيلمبرداري را ترک کرد تا نوار ويدئويي «بر باد رفته» را پيدا کند و براي يک بار هم که شده آن را ببيند.

عناوين اين صفحه
همه مي گويند دوستت داريم
به روايت کارگردان ها
سينمايي با يک چشم انداز
عراق تکه تکه شده در امريکا
فراخوان جشنواره فيلم هاي کوتاه کراکوو
استقبال جهاني از نوارهاي جنگ
«جنگ/رقص» به نمايش درمي آيد

عراق تکه تکه شده در امريکا

پايگاه خبري فيلم کوتاه؛ همزمان با پايان تعطيلات سال نو ميلادي نمايش عمومي فيلم مستند عراق تکه تکه شده در شهرهاي بزرگ امريکا آغاز شده است. اين فيلم که مراحل توليد آن دو سال در عراق به طول انجاميده توسط مستندساز امريکايي جيمز لانگلي کارگرداني شده است. مستند عراق تکه تکه شده از سه بخش پيوسته به هم تشکيل شده و مي کوشد تا از دريچه نگاه مسلمانان شيعه، اهل تسنن و افراد مناطق کردنشين، موضوع اشغال عراق توسط امريکا را مورد بررسي قرار بدهد. بخش اول اين فيلم شامل برشي از زندگي يک پسربچه يازده ساله است که پدر ندارد و مجبور است زير دست صاحب يک توقفگاه عمومي کار کند. بخش دوم شامل تجديد قواي حاميان مقتدا صدر براي برگزاري يک انتخابات منطقه يي است و بخش سوم واکنش تعدادي از کشاورزان مناطق کردنشين نسبت به نيروهاي امريکايي را به تصوير مي کشد. مستند عراق تکه تکه شده پيش از اين موفق به دريافت سه جايزه مهم جشنواره فيلم ساندانس شامل بهترين کارگرداني، بهترين تدوين و بهترين فيلمبرداري شده که در تاريخ برگزاري اين جشنواره بي سابقه است.



فراخوان جشنواره فيلم هاي کوتاه کراکوو

پايگاه خبري فيلم کوتاه؛ چهل وهفتمين دوره جشنواره فيلم هاي کوتاه کراکوو از سي و يکم مه تا پنجم ژوئن 2007 در لهستان برگزار مي شود. مديران اين جشنواره که يکي از قديمي ترين جشنواره هاي کشور لهستان به شمار مي رود روز سي و يکم ژانويه را به عنوان آخرين مهلت دريافت فيلم هاي متقاضي شرکت در نظر گرفته اند. در مراسم افتتاحيه اين جشنواره، جايزه يک عمر فعاليت هنري به رائول سروايس، کارگردان لهستاني تبار فيلم هاي انيميشن اهدا خواهد شد. از ديگر برنامه هاي اين جشنواره برگزاري بازار فيلم است که امسال براي دومين سال پذيراي فيلم هاي کوتاه و بلند داستاني، فيلم هاي مستند و انيميشن خواهد
بود. دسترسي به قواعد و فرم ثبت نام در وب سايت رسمي اين جشنواره در آدرس؛http://www.cracowfilmfestival.pl امکان پذير است.



استقبال جهاني از نوارهاي جنگ

پايگاه خبري فيلم کوتاه؛ توزيع جهاني فيلم نوارهاي جنگ با استقبال علاقه مندان سينماي مستند مواجه شده است. از زمان آغاز جنگ امريکا و عراق اين اولين فيلمي است که به صورت مستقيم درباره سربازان اين جنگ ساخته شده است. تمام مراحل توليد اين مستند در خط مقدم حمله نيروهاي امريکايي انجام شده و دو گروهبان و يک متخصص عمليات جنگي محور موضوع آن را تشکيل داده اند. مستند نوارهاي جنگ تصاوير تکان دهنده يي از عمليات نيروهاي امريکايي براي اشغال خاک عراق و فروپاشي دولت صدام حسين را به نمايش گذاشته که تا به حال سابقه نداشته است. تصويربرداري اين فيلم مستند را گروهبان استيو پينک و گروهبان زاک بزي بر عهده داشته اند و مايک مورياتي که بعد از ماجراي يازدهم سپتامبر دوباره به ارتش امريکا ملحق شده آنها را ياري کرده است. اين سه نفر موفق شده اند بيش از هشتصد ساعت از اشغالگري هاي کشورشان را روي نوار ويدئو ضبط کنند و نتيجه کار آنها فيلمي است که برشي از زندگي خودشان و هم چنين سرنوشت خانواده هايشان را در اين جنگ جاه طلبانه به نمايش مي گذارد. کارگردان نوارهاي جنگي دبورا اسکرنتن است و رابرت مي و استيو جيمز تهيه کنندگي آن را بر عهده داشته اند.



«جنگ/رقص» به نمايش درمي آيد

سينماي ما؛ يک پخش کننده فيلم هاي مستقل به نام ThinkFilm حقوق پخش جهاني مستند آفريقايي به نام «جنگ / رقص» که پخش جهاني اش را در جشنواره فيلم هاي مستقل ساندنس آغاز خواهد کرد به دست آورده است. فيلم درباره گروهي از بچه هاي آفريقايي است که بر واقعيت هاي وحشيانه جنگ غلبه کرده و در يک مسابقه رقص ملي شرکت مي کنند. ايده اصلي اين فيلم متعلق به رئيس سابق شبکه ام تي وي، آلبرت هکت و همسرش است که اين فيلم را در موسسه غيرانتفاعي تازه شان، Shine Global، که هدف آن از بين بردن سو ءاستفاده و استثمار کودکان با تهيه چندين فيلم مستند است، تهيه کرده اند. اين فيلم توسط يک زن و شوهر با نام هاي شان فاين و آندره آ نيکس فين کارگرداني شده است. فيلم در اوگانداي شمالي مي گذرد و داستان سه کودک را روايت مي کند که خانواده شان را از دست داده اند.



روزنامه اعتماد
faranamlogo