شنبه، 23 دي 1385 - شماره 1306
   
 
صفحه نخست :: مقالات :: زندگي نو
وسواس پيچيده ترين بيماري عصبي

وسواس پيچيده ترين بيماري عصبي و رواني است که شايد براي يک فرد سالم و شخصي که هيچگاه دچار اختلال وسواسي نشده، درک و شناخت اين بيماري اصلاً مقدور نباشد.

وسواس يکي از شايع ترين و آزاردهنده ترين اختلالاتي است که از دسته اختلالات اضطرابي بوده و مشخصه اصلي آن اضطراب است.

وجود اضطراب در اين نوع اختلال که تحليل برنده و بازدارنده در امر درمان است و نيز تنوع و گستردگي موضوعات وسواسي غالباً درمان اين نوع بيماران را مستلزم پشتکار و اعتماد به نفس و حوصله فراوان از جانب درمانگر مي کند.

اگرچه در ابتدا شيوع وسواس، نادر تصور مي شد اما امروزه بر اساس اطلاعات راهنماي تشخيص اختلال هاي رواني ميزان شيوع اين اختلال در طول زندگي 2/5درصد و در يک سال 1/5تا 2/1درصد برآورد شده است.

ويژگي هاي اصلي اختلال وسواس فکري و عملي عبارت است از رفتارهاي فکري و عملي برگشت پذير که به دليل شديد بودن وقت گير هستند يا منجر به پريشاني آشکار يا اختلالات عمده مي شوند.

وسواس هاي عملي شامل رفتارهاي تکراري يا اعمال ذهني مانند دعا کردن هستند که هدف آنها پيشگيري يا کاهش اضطراب و پريشاني و به دست آوردن لذت يا رضايت است.

مثلاً افراد مبتلا به وسواس هاي فکري در مورد آلوده شدن، ممکن است پريشاني ذهني را با شستن دست ها تا حدي که پوستشان زخم شود کاهش دهند و در اينجا مي توان به آزاردهندگي و وقت گير بودن اين نوع اختلال پي برد.

فرد داراي وسواس هاي فکري مي کوشد افکار و تکانه ها را با وسواس عملي خنثي کند، براي نمونه فردي که گرفتار ترديد راجع به خاموش کردن اجاق گاز مي شود با بازبيني هاي مکرر براي اطمينان از خاموش بودن آن ترديدها را خنثي مي کند.

بنابراين در اختلال وسواس، وسواس هاي فکري و عملي به هم آميخته است.

فرد در يک برهه از زمان طي سير اين اختلال متوجه مي شود که وسواس هاي فکري يا عملي مفرط و غيرمنطقي هستند و براي درمان آن بايد به روانپزشک مراجعه کند.

اين اختلال ناشي از اثرات فيزيولوژيک مانند سوء مصرف دارو و دارودرماني يا يک بيماري جسمي نيست و براي درمان اختلال وسواسي چند راهکار وجود دارد.

فرد مبتلا مي تواند به روانپزشک مراجعه کند و با مصرف دارو وسواس را تخفيف دهد، يا با انجام تمرينات و راهکارهاي مربوط به درمان رفتاري به ريشه کن کردن وسواس بپردازد و يا هم از درمان هاي دارويي و هم از درمان هاي رفتاري همزمان استفاده کند.

درمانگر بايد در درمان اين بيماري به شيوه يادگيري بيمار دقت کند و اينکه بيمار چگونه فراگرفته يا مي گيرد و چه عواملي يادگيري او را تقويت مي کند و تداوم مي بخشد و چگونه مي توان يادگيري او را تغيير داد.

روش هاي رفتاردرماني نيز براي معالجه اين بيماران وجود دارد که خود مشاور، روانشناس و روانپزشک در سيکل درماني از آن استفاده مي کند.

به افرادي که داراي وسواس هستند توصيه مي شود به روانپزشک و روانشناس مراجعه و در صدد حل مشکل خود برآيند.

اختلال وسواس - جبري چيست ؟

نگراني ها، ترديدها و باورهاي خرافي که معمولاً در زندگي روزمره شايع هستند اگر جنبه افراطي و شديد به خود بگيرند وسواس ناميده مي شوند. مثلاً يک فرد در هنگام شست وشوي دست يا بدن يا بازرسي و چک کردن، به صورت خيلي زياد و شديد دست به اين عمل مي زند که در مواقع وجود مانع، فرد دچار اضطراب و استرس مي شود.

علائمي مانند نفرت يا نگراني از دفع ترشحات بدن (مانند ادرار، مدفوع، بزاق) ترس از احتمال وقوع اتفاقي وحشتناک (آتش سوزي، مرگ وابستگان)، زهدورزي و عبادت مفرط، اعتقاد به اعداد سور و نحس، مسواک زدن شديد و مفرط، رسيدن به سر و وضع خود به نحو افراطي، مو کندن از بدن و ناخن جويدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد. اين بيماري در مواردي با افسردگي همراه است.

اختلال وسواس به دو صورت فکري و عملي است و در تمام سنين رخ مي دهد اما در سنين جواني کمي شايع تر است.

وسواس فکري

افکار يا تصاويري هستند که مکرراً رخ مي دهند و احساس مي شود خارج از کنترل هستند که شخص نمي خواهد اين افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده، مزاحم و بي معنا تلقي مي کند.

شايع ترين نوع وسواس فکري عبارتند از ؛

- ترس هاي آلودگي به ميکروب ها و چرک

- ترديد و شک نسبت به انجام دادن درست يک کار

- افکار مزاحم در خصوص تکرار يا عمل پرخاشگرانه يا جنسي

- تقارن يا دقت بيش از حد در تمامي مسائل

- شک ديني يا اخلاقي مفرط در مسائل مربوطه

علائم

علائم ناهنجاري وسواسي - جبري طيفي از خفيف تا شديد را دربر مي گيرد. عده يي ممکن است فقط به فکرهاي وسواسي دچار باشند. برخي ممکن است بتوانند افکار وسواسي و رفتارهاي جبري خود را براي مدت کوتاهي مهار کنند و بدين وسيله علائم خود را در مدرسه يا محل کار پنهان کنند. اما هنگامي که وضعيت شديدتر مي شود، اختلال وسواسي-جبري آنقدر زندگي فرد را اشغال مي کند که ديگر نمي تواند در فعاليت هاي روزانه عملکرد داشته باشد چون بسياري از وقت خود را صرف مراسم وسواسي خود مي کند. ناهنجاري وسواس - جبري گاهي همراه افسردگي، اختلالات تغذيه يي، ناهنجاري سوء مصرف مواد، يک ناهنجاري شخصيتي، ناهنجاري نقصان توجه يا ديگر ناهنجاري هاي اضطرابي است. اين اختلالات همراه، در ترکيب با تمايل به پنهان کردن مشکل، تشخيص و درمان ناهنجاري را بسيار مشکل مي کنند و بدين ترتيب افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي-جبري تا سال ها پس از شروع علائم هيچ درماني دريافت نمي کنند.

درمان

اين ناهنجاري اگر زود تشخيص داده شود، مي توان به خوبي با ترکيبي از روان درماني ( به ويژه رفتاردرماني) و دارودرماني معالجه کرد. يک رويکرد ويژه رفتاردرماني به نام «مواجهه و جلوگيري از پاسخ» تاثير خود را در درمان بيماران وسواسي-جبري ثابت کرده است. اين عمل شامل مواجه کردن عمدي بيمار با فکر يا شيء هراس آور به صورت مستقيم يا از راه تصور خيالي است.

توصيه به خانواده ها

1- استرس و موارد بحران وضعيت بيمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزايش مي دهد لذا به رغم ايجاد مشکلات و آشفتگي در خانواده به واسطه اين بيماري در منزل سعي کنند فضاي با آرامشي برقرار باشد.

2- بيمار نياز به درک خود از طرف ديگران دارد لذا پايين آوردن انتظارات به طور موقت، مهربان و شکيبا بودن کمک کننده خواهد بود.

3- بدانيد بيمار براي رفع اضطراب خود دست به اعمال وسواس گونه مي زند و هيچ کس به اندازه خود او از رفتارهايش متنفر نيست. لذا از قضاوت يا مسخره کردن اعمال او حذر کنند.

4- شما درگير رفتارهاي وسواس گونه بيمار نشويد اما حد و حدود اين اعمال بايد به روشني مشخص شده و فرد وسواسي طبق همان محدوديت ها و قواعد عمل کند.

5- به بيمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نکنيد.

6- حرکات رفتاري که براي بيمار بسيار سخت است و قادر به انجام آن نيست به صورت آهسته و در درازمدت تغيير دهيد و هميشه تغييرات را به بيمار گوشزد کنيد.

7- خشونت، تهديد به خودکشي يا ديگرکشي را جدي بگيريد.

8- بايد مواظب اعتماد به نفس بيمار باشيد، به جاي او تصميم نگيريد ولي در تصميم گيري او را کمک کنيد.

9- فعاليت هاي روزانه دويدن، شنا و ورزش هاي گوناگون که باعث صرف انرژي مي شود را زياد کنيد.

10- تلاش موفقيت آميز فرد براي موفقيت در برابر وسواس را مورد تشويق قرار دهيد.

11- به طور دائم رفتارها و علائم بيماري را زير نظر داشته باشيد. در صورت ظهور علائم جديد و علائم عود مساله را با درمانگر در ميان بگذاريد.

الگوي فرزند شما کيست؟

اغلب والدين بعد از مشاهده يک رفتار توهين آميز از سوي کودکشان درصدد تنبيه او برمي آيند. در حالي که براي آموزش آداب معاشرت و رفتار مودبانه نبايد کودک را تنبيه کرد و همچنين نبايد بعد از وقوع يک حرکت ناپسند از سوي کودک به فکر چاره جويي برآمد.

تاکيد بر رعايت ادب و نزاکت بايد از اوايل سنين کودکي آغاز شود و برعهده والدين است از روزي که کودک متولد مي شود، نقش يک الگوي خوب را ايفا کنند.

بچه ها همچنان که بزرگ مي شوند به طور معمول رفتار والدين را تقليد مي کنند و آنها را سرمشق رفتار خود قرار مي دهند. شما نمي توانيد نوجوان خود را توصيه به صبر و تحمل کنيد درحالي که خود بدون کوچکترين صبر و تحملي با عصبانيت و فرياد رانندگي مي کنيد يا همين طور چنانچه مي خواهيد دختر هفت ساله شما با دوستش نامهربان نباشد يا دختر سيزده ساله تان درباره دوستانش بدگويي نکند، بايد مواظب صحبت کردن خودتان باشيد.

يادگيري آداب معاشرت و ادب و نزاکت، يادگيري مهارت هاي زندگي است.

طبق تحقيقات دانشگاه هاروارد امروزه در بازار کار، براي به دست آوردن شغل، حفظ و پيشرفت آن، دانش و مهارت هاي تکنيکي قريب پانزده درصد نقش دارند، در حالي که رفتار شخص و توانايي او در برقراري ارتباط با ديگران و داشتن مهارت هاي زندگي هشتاد و پنج درصد نقش دارد.

روش هاي زير جهت آموزش آداب معاشرت و رفتار مودبانه به کودک توصيه مي شود.

1- بلند شدن؛ به کودک خود بياموزيد هنگام ملاقات يک دوست، يا بزرگتر يا يکي از افراد خانواده، اگر نشسته است، بلند شود. اين کار نشان دهنده احترام به خود و ديگران است.

2- لبخند؛ هنگام برخورد با ديگران لبخند بزنيد.

3- ارتباط چشمي؛ به کودکتان بياموزيد هنگام صحبت به طرف مقابل نگاه کند، اين کار نشانه احترام و توجه اوست.

4- دست دادن؛ کودک بايد هنگامي که کسي به او معرفي مي شود به طور جدي و رسمي با او دست بدهد و از دست دادن شل و بي حال بپرهيزد.

5- حالت بدن؛ به کودکتان بياموزيد مراقب حالت بدن خود باشد و هنگام برخورد با ديگران از حالت هاي قوز کردن، شانه هاي آويزان و تکيه دادن بپرهيزد.

6- استفاده از عبارات احترام آميز؛ کودک بايد براي خطاب قرار دادن يک بزرگتر از کلمه آقا يا خانم استفاده کند.

7- از کلمه هايي نظير خواهش مي کنم، لطفاً يا متشکرم، متاسفم و امثال آن استفاده کند.

هنر نه گفتن

فرانک باجلان ؛طبق تحقيقات به عمل آمده توسط موسسه کار و خانواده در امريکا 67 درصد والدين شاغل اذعان دارند که براي فرزندانشان وقت کافي ندارند، 63 درصد از همسران شاغل نيز مدعي اند براي همسران خود وقت کافي ندارند و نصف بيشتر کارکنان ادعا مي کنند که براي خودشان وقت کافي ندارند.

متخصصان معتقدند که مردم بايد در برابر کارهاي اضافه يي که از آنها خواسته مي شود «نه» گفتن را بياموزند و احساس آرامش کنند. پنج راهکار زير مي تواند در اين زمينه به شما کمک کند.

1- «نه» گفتن مانند هر کار ديگري آسان نيست و نياز به تمرين دارد. در برابر هر درخواستي بايد ارزش هاي خود و اولويت هاي شخصي و خانوادگي را در نظر بگيريد. در واقع بدانيد که چه کاري مي خواهيد انجام دهيد و از انجام چه کاري لذت مي بريد.

2- در برابر درخواست ها از سياستي پيروي کنيد که نشان دهد پاسخ منفي شما شخصي نيست و قبلاً درباره آن فکر کرده ايد. از اين گونه جملات مي توانيد کمک بگيريد؛

متاسفم، سياست خانوادگي ما اين است که با هم غذا بخوريم.

3- تعلل در پاسخ. راهکاري که در اين مواقع، شايد بيشترين استفاده را داشته باشد طفره رفتن است، اما اين روش صادقانه نيست. هنگامي که کسي درخواستي از شما مي کند بهتر است کمي تعلل کنيد و فوراً پاسخ ندهيد، مثلاً هنگامي که کسي از شما مي پرسد جمعه چه کار مي کني؟ هرگز فوراً نگوييد هيچ کار، هميشه صرف يک وقت هرچند کوتاه سبب مي شود تا درباره پاسخ خود فکر کنيد و همچنين کمک مي کند تا راهي براي «نه» گفتن پيدا کنيد. مي توانيد از جملاتي نظير اين جمله استفاده کنيد؛ اجازه بدهيد با همسرم (همکارم يا...) هماهنگ کنم فردا جواب مي دهم.

4- فقط مودبانه بگوييد«نه». به گفتن «نه» تنها اکتفا کنيد و ديگر دليلي برايش ذکر نکنيد. چنانچه شما دليلي ذکر کنيد در واقع باب بحث را براي طرف مقابل مي گشايد. مثلاً از درخواست شما بسيار متشکرم، اما متاسفانه نمي توانم.

5- چنانچه درخواستي را رد کرديد مي توانيد کمک محدودي را که برايتان مقدور است خاطرنشان سازيد. مثلاً تا جمعه نمي توانم گزارش مکتوبي بدهم، اما مي توانم خلاصه يي به شما بدهم.

در هر حال هنگامي که آگاهانه به درخواستي پاسخ مثبت مي دهيد، اعتبار و رضايت خود را در نظر بگيريد زيرا هنگامي که به رغم ميل خود کاري را قبول مي کنيد دچار آزردگي خاطر مي شويد.

منبع؛ Parenthood.com

گونه هاي مرض قند
ديابت نوع يک(ديابت وابسته به انسولين IDDM)

بدن مبتلايان به ديابت نوع يک توانايي توليد انسولين را ندارد و اين امر موجب افزايش سطح قند خون مي شود.

ديابت نوع دوم( ديابت غيروابسته به انسولين NIDDM)

در مرض قند نوع دوم بدن فرد مبتلا انسولين توليد مي کند و حتي ممکن است غلظت انسولين در خون از مقدار معمول آن نيز بيشتر باشد اما گيرنده هاي ياخته يي فرد نسبت به انسولين مقاوم شده و در حقيقت نمي گذارند انسولين وارد سلول ها شده و اعمال طبيعي خود را انجام دهد. در اين حالت مي توان با درمان رژيمي و ورزش غلظت قند خون را کاهش داد. شيوع اين نوع در حال ازدياد است. مرض قند نوع دوم در افراد چاق ديده مي شود و درصد شيوع اين بيماري در زنان بيش از مردان است.

ديابت بارداري

ديابت بارداري مربوط به چند ماهه آخر دوران بارداري است و معمولاً سابقه خانوادگي در ابتلا به آن نقش دارد. تعديل در مصرف کربوهيدرات ها و محدود کردن دريافت کربوهيدرات هاي تصفيه شده و افزايش تعداد وعده ها و کاهش حجم وعده ها از جمله عوامل بهبودبخش هستند. ناگفته پيداست که اين نوع ديابت فقط در بانوان شيوع دارد،

مرض قند و انسولين

بسياري از افراد پس از آغاز درمان و استفاده از تجويزهاي دارويي حتي از قبل هم چاق تر مي شوند و اين بدان علت است که تقريباً تمام داروهايي که براي بهبود اين افراد تجويز مي شود آنها را گرسنه مي کند و باعث مي شود کبد مازاد انرژي را به چربي تبديل کند.لوزالمعده به منظور جلوگيري از افزايش ناگهاني قند خون پس از صرف غذا مقداري انسولين در خون وارد مي کند و انسولين با راندن قندها به درون ياخته ها از وقوع اين امر جلوگيري مي کند. اما انسولين و تمام داروهايي که از آن ساخته مي شوند باعث مي شوند که شما همواره احساس گرسنگي کنيد و بداقبالي شما براي يک حمله قلبي را افزايش مي دهند. بنابراين مهم ترين هدف در تجويز انسولين اين است که با کمترين ميزان مصرف انسولين بتوانيم از بالا رفتن ناگهاني قند خون جلوگيري به عمل بياوريم.

عوارض ديابت

ديابتي ها در معرض آسيب هايي مانند حملات قلبي و مشکلات کليوي و نابينايي و ناشنوايي و نشانگان پاهاي سوزان هستند و اين امر به علت افزايش قند خون بعد از صرف غذا و چسبيدن اين قندها به ياخته ها و تبديل آن به ماده يي مضر به نام سوربيتول صورت مي پذيرد. پزشکان با انجام آزمايشي به نام هموگلوبين A1C و اندازه گيري ميزان قند چسبيده به سلول ها به ميزان آسيب هاي عصبي وارد شده پي مي برند.

مرض قند و پرهيز غذايي

بسياري از افرادي که بعد از سن 40 سالگي دچار ديابت مي شوند با رعايت يک رژيم غذايي مشتمل بر مصرف سبزيجات، غلات کامل، حبوبات و ماهي و محدود کردن شديد فرآورده هاي شيريني پزي و شکر و محدود کردن دريافت گوشت، مرغ و تخم مرغ مي توانند حال خود را بهبود بخشند. بسياري از کساني که دچار ديابت شده اند انسولين مصرف مي کنند، آنها توانايي کافي براي پاسخ دادن به انسولين را ندارند و اين امر به علت وزن بالا و مصرف زياد قندهاي تصفيه شده از سوي آنهاست. اولين دستور براي برطرف کردن اين حالت استفاده از دانه هاي کامل به جاي فرآورده هاي شيريني و نان پزي است. اين امر علاوه بر اينکه به شما احساس خوبي مي دهد کمک خواهد کرد کمتر بخوريد و همچنين باعث محدود کردن دريافت مهم ترين منبع دريافت چربي ها خواهد شد.

بر پايه پژوهش هايي که در اروپا انجام گرفته است نشان داده شده که دريافت مقادير بسيار زياد پروتئين به کليه هاي يک فرد ديابتي آسيب وارد مي کند بنابراين ديابتي ها بايد از مقادير کمتر گوشت و ماکيان و تخم مرغ استفاده کنند. همچنين تحقيقات اخير نشان مي دهد که کربوهيدرات هاي تصفيه شده ميزان نياز به انسولين را افزايش و چربي هاي غيراشباع تک پيوندي و چندپيوندي موجود در سبزيجات و چربي هاي امگا3 موجود در روغن ماهي و همچنين استفاده از آرد کامل و دانه هاي کامل به جاي آرد تصفيه شده نياز به انسولين را کاهش مي دهد. سطح بالاي قند خون بعد از صرف غذا موجب مي شود که قندها به ياخته ها چسبيده و تبديل به ماده يي سمي (براي ياخته ها) به نام سوربيتول شوند که اين ماده به اعصاب و کليه و شريان ها و قلب آسيب خواهد رساند. براي اينکه از بالا رفتن زياد سطح خون جلوگيري کنيد نان ها و شيريني هاي تهيه شده از غلات کامل را به جاي نان و شيريني هاي معمولي که از آرد تصفيه شده تهيه مي شوند، استفاده کنيد و از مصرف شکر سر سفره خودداري کنيد و مصرف ميوه را فراموش نکنيد.

ورزش و مرض قند

ورزش به ديابتي ها کمک مي کند که از شر حمله هاي قلبي و نابينايي و آسيب هاي عصبي در امان باشند. وقتي که غذا مي خوريد سطح قند خونتان افزايش مي يابد. هر چه بيشتر سطح خون افزايش يابد قند بيشتري به ياخته ها مي چسبد. وقتي که قند به ياخته بچسبد ديگر نمي تواند از آن جدا شود و تبديل به ماده يي زيان آور به نام سوربيتول مي شود که اين ماده مي تواند باعث نابينايي و ناشنوايي و آسيب هاي مغزي و قلبي و نشانگان پاهاي سوزان و... شود.وقتي که قند وارد بدن شما مي شود فقط مي تواند در ياخته هاي کبد و ماهيچه ذخيره شود. اگر ياخته هاي کبد و ماهيچه از کربوهيدرات اشباع باشند، قندها ديگر جايي براي رفتن ندارند. اگر ذخيره ياخته هاي ماهيچه در پي ورزش کردن مصرف شود پس از صرف غذا قندها به وسيله ماهيچه جذب مي شوند و مقدار آنها در خون افزايش نمي يابد. بنابراين اگر با يک برنامه ورزشي منظم بتوانيم ذخيره قند ماهيچه ها را کاهش دهيم مسلماً مي توانيم شاهد بهبود همه جانبه عوارض بيماري ديابت باشيم.
عناوين اين صفحه
وسواس پيچيده ترين بيماري عصبي
الگوي فرزند شما کيست؟
هنر نه گفتن
گونه هاي مرض قند
استروئيد ها
راهکارهاي کمک به کودکان جهت کنترل خشم

استروئيد ها
استروئيدهاي آنابوليک و اندروژنيک مواد مرتبط با هورمون هاي جنسي مذکرند. آنابوليک به ساختار عضله و اندروژنيک به افزايش ويژگي هاي جنسي مذکر اشاره دارد. استروئيدها دسته يي از داروها هستند که از لحاظ قانوني فقط براي درمان اختلالاتي مثل بلوغ ديررس و انواع ناتواني ها تجويز مي شود که در اثر توليد غيرعادي کم تستوسترون رخ مي دهند. همچنين آنها براي درمان تحليل رفتن بدن در بيماران ايدز و ديگر اختلالات که منجر به از دست دادن توده کم چربي عضله مي شود تجويز مي گردد. امروزه افراد مواد استروئيد آنابوليک را براي افزايش عملکرد و بهبود ظاهر جسماني سوءاستفاده مي کنند. استروئيدهاي آنابوليک به صورت خوردن يا تزريق مخصوصاً در دوره هاي هفته يي يا ماهانه بيشتر از دوره هاي مداوم مصرف مي شود. چرخه مصرف شامل مصرف دوزهاي مختلف استروئيد در طول يک دوره مشخص زماني، توقف در يک دوره و شروع مجدد مصرف است. به علاوه مصرف کنندگان اغلب انواع مختلفي از استروئيد را براي افزايش تاثيرشان ترکيب مي کنند و حال آنکه تاثيرات منفي آنها کاهش مي يابد.

علائم مصرف استروئيد

تاثيرات سريع براي عضله و وزن، حالت تهاجمي و حمله، حسادت و تعصب، لکه هاي قرمز و بنفش روي بدن، ورم پا و ضعف ساق پا، لرزش، تيره شدن بي دليل پوست، استشمام مزمن بوي ناخوشايند - بروز شديد آکنه و چرب شدن پوست.

تاثيرات مصرف استروئيد

به کار بردن برنامه ترکيبي از ورزش جسماني و رژيم و مواد استروئيد به افزايش وزن بدن و نيروي عضلاني کمک مي کند. مصرف کنندگان استروئيد خود را در معرض بيش از 70 نوع تاثير جانبي رواني و واکنش هاي فيزيکي از سرطان کبد تا آکنه قرار مي دهند. سيستم کبد، قلبي - عروقي و توليدمثل شديداً تحت تاثير مصرف استروئيدند. تاثيرات رواني در هر دو جنس شامل رفتار خيلي پرخاشگرانه و افسردگي است. پيامدهاي بهداشتي شامل؛ در پسران و مردان کاهش توليد اسپرم، انقباض بيضه، اشکال يا درد در ادرار کردن و طاسي را در پي دارد. در دختران و زنان باعث ايجاد ويژگي هاي مردانه بيشتر مثل چربي بدن و افزايش اندازه سينه، بم شدن صدا، افزايش موي بدن و از بين رفتن پوست سر مي شود. در افراد بالغ هر دو جنس باعث پايان زودهنگام رشد ناگهاني بلوغ مي شود به طوري که سوءمصرف کنندگان نسبت به کساني که دارو مصرف نمي کنند کوتاه تر عمر مي کنند. در مردان و زنان تمام سنين، کيست و سرطان کبد، لخته شدن خون، تغييرات کلسترول و افزايش تنش را در پي دارد که هر يک از اينها مي تواند حمله قلبي و سکته مغزي و آکنه را افزايش دهد. سوءمصرف دوز بالاي مواد استروئيد آنابوليک پرخاشگري را افزايش مي دهد که مي تواند خود به صورت حمله، سوءاستفاده جنسي و جسمي يا سرقت مسلحانه آشکار شود. با ترک مصرف استروئيد آنابوليک بعضي سوءمصرف کنندگان علايم افسردگي، خستگي، بي قراري، از دست دادن اشتها، بي خوابي، کاهش ميل جنسي، سردرد، درد عضله و زانو و تمايل به مصرف بيشتر مواد را تجربه مي کنند. در افراد تزريقي عفونت هاي ناشي از استفاده از سوزن شکسته يا غيراستريل مثل HIV يا AIDS هپاتيت B و C و التهاب لوله هاي قلب ايجاد مي شود و عفونت هاي باکتريايي ممکن است در محل تزريق ايجاد شود که موجب درد و ورم مي شود در حالي که بعضي تاثيرات جانبي در مصرف سريع ظاهر مي شود، بقيه مثل حملات قلبي و سکته مغزي ممکن است با گذشت چند سال نيز مشاهده نشود. زن حامله يي که استروئيد مصرف مي کند خطرات مضري براي بچه متولد نشده اش دارد. زردپي و ساق پا سريع تر آسيب مي بيند و اين آسيب ها در طولاني مدت بهبود مي يابند.

کلينيک ترک اعتياد آتيه


راهکارهاي کمک به کودکان جهت کنترل خشم
کودکان خصوصاً کوچک ترها نمي دانند که چگونه احساساتشان را کنترل کنند، در نتيجه ممکن است خشم خود را با زدن، گاز گرفتن و يا هل دادن کودک ديگر يا يکي از والدين يا پرستار نشان دهند. وظيفه والدين است که به کودکانشان روش ابراز خشم و عصبانيت را ياد بدهند. در اين زمينه مي توان از راهکارهاي زير استفاده کرد.

1- به کودکتان بگوييد که خشم يک احساس طبيعي است و ما فقط بايد چگونگي کنترل آن را ياد بگيريم.

2- به کودکتان کمک کنيد تا کارهايي را که هنگام خشم و عصبانيت انجام مي دهد مشخص کند. (مثلاً بعضي از بچه ها فرياد مي زنند، بعضي دل درد يا سردرد مي گيرند و...)

3- تکنيک هاي خونسردي و مهار خشم را به کودک خود آموزش دهيد. (مانند تا عدد بيست بشماريد، نفس عميق بکشيد يا بر روي کاغذي افکار خشمگين خود را بنويسيد و بعداً آن را پاره کنيد.)

4- به کودکتان اطمينان دهيد که درک مي کنيد چرا گاهي او عصباني مي شود. (مثلاً مواقعي که تا پايان انجام تکاليف مدرسه اجازه ديدن تلويزيون نمي دهيد.)

5- به کودک خود کمک کنيد تا فهرستي تهيه کند و در آن کارهايي را که مي تواند جايگزين زدن کند، يادداشت کند.

6- کودک خود را تشويق کنيد تا درباره آنچه موجب خشم او شده و علت عصبانيتش، صحبت کند.

7- از سالم بودن رژيم غذايي و استراحت کافي فرزندتان مطمئن شويد.

8- تماشاي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون يا بازي هاي الکترونيکي را براي کودکتان محدود کنيد.

9- به کودکتان بياموزيد که با گوش دادن به يک موزيک ملايم يا بازي با يک حيوان خانگي مي تواند استرس و ناراحتي را از خود دور کند.


روزنامه اعتماد
faranamlogo