شنبه، 23 دي 1385 - شماره 1306
   
 
صفحه نخست :: گزارش ها :: گزارش اجتماعي
گزارشي از همايش زن و صلح
صلح نيازمند دموکراسي و عدالت اجتماعي است

همايش « زن و صلح » از سوي فعالان حوزه زنان، محيط زيست و صلح در سالن اجتماعات تشکل هاي غيردولتي برگزار شد که خبر آن نيز در همين روزنامه به چاپ رسيد. آنچه در زير مي خوانيد مشروح بعضي از سخنراني هاي اين همايش است.

شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل که به دليل تغيير تاريخ اين همايش، نتوانسته بود در آن شرکت کند در پيامي به اين همايش گفت؛ «بايد تعريف جديدي از صلح داشته باشيم. صلح به معناي آرامش است و انسان وقتي در آرامش به سر مي برد که حقوق انساني او تضييع نشده باشد و کرامت انساني اش حفظ شود. بديهي است انساني که به خاطر فقر نمي تواند تحصيل کند يا انساني که به خاطر بيان عقايد خود به زندان افتاده و مجازات يا ستاره دار مي شود، انساني که خانه و کاشانه يي ندارد و در خيابان زندگي مي کند، آرامش ندارد و در صلح زندگي نمي کند.» وي افزود؛ «براي اين که صلح در جامعه يي پايدار بماند، بايد بر دو رکن اساسي استوار باشد؛ دموکراسي و عدالت اجتماعي.

نقش آفريني زنان در فرآيند صلح

سخنران بعدي همايش محمد حبيبي بودکه تحت عنوان «سازمان ملل متحد و پيشبرد نقش زنان در صلح بين الملل» سخنان خود را ايراد کرد. وي با قرار دادن محور بحث خود بر روي قطعنامه 1325شوراي امنيت در مورد زنان صلح و امنيت که در سال 2000 به تصويب رسيده است آن را سرآغازي براي ارتقاي نقش آفريني زنان در فرآيند پيشگيري از منازعات و مديريت و تصميم سازي در فرآيند صلح دانست. وي گفت؛ آثار ناگوار منازعات مسلحانه به صورتي نابرابر دامنگير زنان و مردان است. اکثريت قربانيان اين مخاصمات را زنان و کودکان تشکيل مي دهند. هم اينان بيشترين آوارگان و پناهجويان جهان و اشخاص بي خانمان را رقم مي زنند. در خلال مخاصمات زنان و دختران انواعي متفاوت از خشونت و بي رحمي را تجربه مي کنند. همچون مردان به قتل مي رسند، آواره مي شوند و در معرض سلاح هاي مخرب قرار مي گيرند. اما بسيار فراتر از اينها از مخاصمات مسلحانه آسيب مي بينند. زنان با همه اشکال خشونت به ويژه خشونت و بهره کشي جنسي از جمله شکنجه، تجاوزبه عنف، حاملگي اجباري، بيگاري و بردگي جنسي، روسپيگري اجباري و قاچاق روبه رو مي شوند. گاهي زنان به عنوان سلاح در جهت هجوم به فرهنگ و عزت يک ملت و تخريب غرور آنان مورد آزار و سوءاستفاده قرار مي گيرند. از دست دادن همسران و پسران که در منازعات کشته مي شوند مسووليت سنگين تامين زندگي و حراست از خانواده را بر دوش آنان مي نهد. مجروح و معلول شدن همسران نيز زنان را عمري درگير پرستاري و مراقبت مي کند. دسترسي ناکافي به منابع و فقدان حمايت اجتماعي در اين زمينه ها زنان را در معرض انواع مشکلات و سختي ها، انحرافات و فعاليت هاي غيرقانوني قرار مي دهد. قطعنامه 1325 شوراي امنيت در مورد زنان صلح و امنيت چارچوب سياسي جامعي براي حمايت از زنان و نقش آنها در فرآيندهاي صلح فراهم مي آورد. اين براي اولين بار است که سندي بين المللي در قالب قطعنامه مستقلاً به مساله زنان و صلح و امنيت بين المللي اختصاص مي يابد. شوراي امنيت براي نخستين بار خواستار ارزيابي فراگير آثار مخاصمه مسلحانه بر زنان و دختران و نقش آنان در فرآيندهاي صلح سازي و ابعاد جنسيتي اين فرآيندها و حل منازعه مي شود و به طور خاص به نقش زنان در پيشگيري از مخاصمات مسلحانه پافشاري مي کند. او در پايان سخنان خود گفت؛ پيوند زدن صلح به حقوق بشر هنر اصلي قطعنامه است. اما بايد گفت صلح فقط فقدان جنگ نيست. صلح در مفهوم ايجابي آن همکاري مشارکت و ايجاد جامعه يي مبتني بر کرامت انساني است که در آن افراد انساني زندگي سرافرازانه داشته باشند.

ناديده انگاري حقوق زنان

گسترش خشونت در جامعه

منير همايوني سخنران سوم همايش بود که تحت عنوان «زن و صلح» به سخنراني پرداخت. وي عنوان کرد؛ «سازمان ملل متحد دهه اول قرن 21 را دهه صلح در جهان اعلام کرد و امروز که 6 سال از اين دهه سپري شده است نه تنها از ميزان خشونت در جهان کاسته نشده بلکه بر شدت آن افزوده شده است. جنگ ريشه در قدرت طلبي و فزون خواهي دارد و در انديشه صاحبان قدرت شکل مي گيرد همچنان که صلح در انديشه انسان هايي است که به عدالت و احترام به حقوق ديگران پايبندند. صلح انسان دوستي و احترام به حقوق انسان هاي ديگر است. صلح زمينه ساز آينده کودکان است. صلح مهرباني است. صلح همه رفتارهايي است که مشخصه انسان انديشمند است و به همين دليل اکتسابي است و بايد آن را آموخت.»

وي گفت؛ «موضوع گفتار من زن و صلح است و شايد انتخاب اين نام براي اين گفتار به خاطر شباهت هاي خيره کننده يي باشد که زن و صلح از نظر ماهيتي از آن برخوردار هستند. آنچه امروز نامش را تمدن، توسعه يا پيشرفت اجتماعي نهاده ايم در نهايت تحقق خواست هاي مادران در گذر تاريخ از انسان اوليه تا جوامع مدني امروز است. روحيه همگرايي گروهي در مددکاري، مسووليت پذيري و ايجاد ارتباط در تاريخ از خصوصيات بارز زنان بوده است و در گستره ارزش هاي انساني برقراري پيوند پرستاري و مهرورزي به شدت نمايان است. با سرکوب انرژي سازنده زنان، نهال تکنولوژي و علم صرفـاً مردسالارانه کاشته شد که هم اکنون ما شاهد پيامدهاي آن در نابودي روزافزون حيات جانوران و گياهان روي زمين هستيم. تصادفي نيست که حفاظت از محيط زيست و احترام به حقوق زنان پابه پاي هم به باور عمومي در سطح جهاني نفوذ کرده است. هرگونه کوشش در جهت حمايت از نقش يافتن دختران، زنان و مادران در کليه شًًئونات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي اقدامي موثر در کاهش خشونت در جامعه و انساني ترشدن آن تلقي مي شود.» همايوني در جمع بندي سخنان خود چنين نتيجه گرفت؛ «در هر جامعه يي که خشونت ضدارزش تلقي مي شود دسترسي زنان به حقوق اجتماعي خود بيشتر تحقق يافته است. بدين سان استقرار فرهنگ احترام به حقوق انسان به استقرار فرهنگ صلح در جامعه خواهد انجاميد. در چنين جوامعي انسانيت انسان جدا از جنسيت و وابستگي طبقاتي او مطرح مي شود.»

نقش هاي کليشه يي جنسيتي

سخنران بعدي همايش مرضيه مرتاضي لنگرودي بود که سخنان خود را تحت عنوان «جامعه شناسي صلح و زنان» ارائه داد؛ «امروز ميليون ها زن در جهان به تنهايي بار زندگي و سازندگي را به دوش مي کشند که همسرانشان در جنگ هاي اخير ايران، افغانستان، رواندا، بوسني، عراق، آفريقا، امريکاي لاتين کشته يا معلول و مجروح شده اند. اين زنان با اداره خود و خانواده خود از طريق کسب حداقل معيشت و نبود حداقل امنيت در واقع شهرها و مزارع را به صورت حداقلي اداره مي کنند. 50 ميليون آواره جنگي در سراسر جهان وجود دارند که 80درصد آنان زن هستند. در ادبيات عامه مثلي هست که به تمسخر مي گويد زنان جان سخت تر از مردان اند و استاد جان سالم به در بردن از جنگ و بيماري هستند. اما هيچکس به استادان زندگي و زنده ماندن جايزه نمي دهد و بر سينه آنها مدال نمي زند؟،

در عين حال کمتر کسي توجه مي کند که اين استادان نگهبان حيات و زندگي براي جان سالم به در بردن از چنگال مرگ چه هزينه هاي سنگيني مي پردازند.

هزينه هايي که جنگ افروزان بر مردم تحميل مي کنند، براي مردان مرگ و براي زنان تحقيري به مراتب سخت تر از مرگ است. اگر زنان را نمي کشند براي آن است که با تجاوز به زنان مردانشان را تحقير کنند. و مرداني که در معرض چنين تحقيري واقع مي شوند دچار خشم مضاعف شده، انتقامشان را با تجاوز به زنان دشمن از آنها مي گيرند. آنچه موجب خشم مردان جنگجو مي شود، تجاوز به ناموس و دستبرد به چيزي است که به آنها تعلق داشته نه رنجي که زن تجاوزديده تحمل کرده است يا مي کند، چرا زنان بر سر ميز تصميم گيري ها و مذاکرات قبل و بعد جنگ به عنوان مدافعان حيات و صلح حضور جدي ندارند؟

زنان قدرت شگفت انگيزي براي ايجاد صلح دارند. وقتي سيصد هزار زن امريکايي روبه روي در اصلي کاخ سفيد فرياد مي زنند پسران ما براي اينکه قلب پسر مادر عراقي را نشانه روند به دنيا نيامده اند، نشان مي دهد که هويت منحصر به زن يعني مادري در حصارهاي قومي و نژادي محصور نمي ماند. همانطور که هويت قدرت طلبي مردانه در حصارهاي قومي و نژادي محصور نمانده. مردان زبان زور و قدرت را خوب مي فهمند و معمولاً به همان زبان با خود و ديگران و دشمنان شان سخن مي گويند. تحقيقات جامعه شناسي حاکي از اين است که زنان نسبت به مردان از حس همکاري بيشتري برخوردارند. به مصالحه و اتفاق نظر تمايل دارند. زنان همانقدر که به کشته شدن تمايل ندارند، از کشتن بيزارند. نفس پذيرش هويت مادري و مجهز بودن به ابزار مادري و مسووليت زايش و پرورش، زن را علاقه مند به ثبات اجتماعي و امنيت و ايفا کردن نقش در جهت تثبيت ثبات و امنيت مي کند. اما نگرش سنتي کليشه يي در جهان هنوز علاقه مند است به زنان نقش قرباني را بدهد و ترجيح مي دهد به جاي اينکه او را در غنائم پس از جنگ و پيروزي سهيم کند، در پشت جبهه و تدارکات و پرستاري به کار گيرد و حداکثر نقش پادويي و پيغام رساني به او مي دهد. بدون هيچ مدال و وجه تمايزي. اين نگرش سنتي جنسيتي به وجه حاضر نيست از برج عاج هزاران ساله خويش فرود آيد و قدرت خويش را با زنان تقسيم کند. به رغم تصويب کنوانسيون هاي متعدد در سازمان هاي بين المللي هنوز اجازه تصميم گيري درباره جنگ و صلح به زنان داده نشده است. مرتاضي ادامه داد؛ نگرش سنتي در پيچيده ترين اشکال حمايت و مراقبت از جنسيت زن، او را وادار به اعمال خشونت درباره خود- ديگري و ديگران مي کند و حمايت خودش را از طريق کنترل و نظارت خشونت بار اعمال مي کند. و به اين ترتيب مانع تحقق اخلاق و رفتار صلح مدارانه زن با خود و ديگري و ديگران مي شود. اصرار بر نگهداري زن در نقش هاي کليشه يي جنسيتي در ايران حيات او را در گرو نبود آن ديگري قرار مي دهد. ناهيد توسلي مدير مسوول نشريه فرهنگي- ادبي نافه سخنراني خود را تحت عنوان اسطوره شناسي زن و صلح را با نقل جمله يي از پل دامان آغاز کرد؛«زن هستي را امتداد يافته وجود خود مي داند.» ورود به حوزه اساطير و همانندسازي زن (زن / مادر) با صلح، به اين دليل است که اساطيربخشي از واقعيات هستي جامعه جهاني و فرهنگ اجتماعات (communities) و جوامع (societies) گوناگون است که براي ما، به گونه ميراث فرهنگي يي باقي مانده است تا بتوانيم با عقل و دانش امروزين مان آن را بازخواني کرده و به سود شرايط اکنون مان جهت هموارکردن و تسريع روند رشد و پيشرفت «انساني» مان از آن بهره گيري کنيم.

اسطوره شناسان، مردم شناسان، جامعه شناسان و حتي تاريخ نويسان تعاريف گوناگوني از اسطوره داده اند، که هريک در جاي خودش مستقل و درست به نظر مي رسد؛ ولي آنچه در همه اين تعاريف و تفسيرها و تاويل ها تقريباً وجه مشترک دارد اين است که، اسطوره درک جهان و هستي پيرامون انسان هاي اوليه به وسيله حواس و عواطف شان بوده است و در آن به موضوع آفرينش و خلقت اشاره شده است.

او سپس اين سوال را مطرح کرد که چرا زن و صلح با هم در ترادف اند؟ و در پاسخ گفت؛ بريفو در کتاب مادران مي گويد (يعني ادعا مي کند) که عاطفه، پديده يي اکتسابي است که زن/مادر آن را به جهان ارزاني داشته است و از اين روست که ما عطوفت را از مادر و از زن داريم. زيرا زن با توجه به توانايي مادرانه و عشق و محبت يکسان و برابر و عادلانه به فرزند نياز به آرامش و صلح دارد. چنان که دوست جامعه شناس من مي گويد، زن/مادر حتي براي کشت و زرع و رشد گياه از خاک بايد آرامش و صبر داشته باشد و ناگزير است با کار جمعي و برابر، تساوي و عدالت و صلح دوستي را پيشه خود سازد. اين ويژگي هاي زن/مادر اساطيري که اينک «دروني» او شده است از او شخصيتي اتصال دهنده، وصل کننده، آموزنده و مصلح مي سازد. هنوز هم در جوامع جهان مادربزرگ ها يا نياي مادري حل و فصل کننده مشکلات خانواده ها هستند. اين چنين است که صلح، که خود پديده يي سازنده، عدالت پرور و برابرساز است و آنتي تز محصول حاکميت مردانه در ارتباط با قدرت و ثروت و حفظ آن است، ريشه يي زن/مادرانه پيدا مي کند و زن را به موجودي عشق پرور و صلح دوست و مصلح مبدل مي کند. فراموش نکنيم که اينجا، منظور از صلح جو و مصلح، زنان و مردان مصلحي هستند که در حاکميت امروزين مرد / پدرسالارانه بالقوه هاي صلح خواهانه شان را که همان تقويت نيروي زنانه درون انسان يعني «انيما» فربه کرده و بالفعل مي سازند. در همين حال زنان هم هستند که دربست در زيرمجموعه حاکميت مردانه و همراه با انديشه جنگ جويانه آنان در حوزه قدرت و ثروت تلاش مي کنند.

سکوت در برابر آلودگي هاي زيست محيطي

سپس خديجه مقدم از فعالان زنان و محيط زيست به ايراد سخنراني خود تحت عنوان «محيط زيست و صلح» پرداخت. او در اين سخنراني با طرح سکوت وهم انگيز موجود نسبت به آثار مخرب محيط زيستي انرژي هسته يي به طرح آماري از اثرات مخرب موارد يادشده پرداخت. در قسمتي از اين سخنان وي عنوان کرد؛ با يک ارزيابي محافظه کارانه هر کاميون که بشکه هاي خشک حامل مواد زائد راديو اکتيو را جابه جا مي کند چيزي حدود 40 برابر مواد راديو اکتيو با عمر طولاني که از بمب هيروشيما ساطع شده را در خود جاي مي دهد. حمل و نقل اينها از طريق راه آهن يا کشتي هاي حمل و نقل چيزي حدود 200 برابر بمب هيروشيما مواد اشعه را با عمر طولاني با خود حمل مي کند. مقدم همچنين با اشاره به تلاش مجامع جهاني، هواداران صلح و محيط زيست و به خصوص زنان در مقابله با آلاينده هاي خطرناک متذکر شد؛ در مجمع جهاني نيويورک در سپتامبر 2005 کشورها متعهد شدند که به رشد انرژي هاي پاک و بازدهي بيشتر اقدام کنند و از صنايعي که بازدهي بيشتري در توليد انرژي دارند و از نظر اقتصادي به صرفه و از نظر محيط زيستي پاک هستند حمايت بشود. آخرين سخنران همايش زن و صلح ليلي فرهادپور بود که درباره «صلح و توسعه» با حاضران به گفت وگو پرداخت.

گزارش خبري اين همايش 16دي ماه به چاپ رسيده است.

بطني که هميشه آبستن صلح است
الناز انصاري

جنگ يعني آوار. يعني خون. يعني مرگ. يعني دست و نگاه هرزه بيگانه. جنگ يعني ضجه. جنگ يعني تلي از پيکرهاي دريده. جنگ يعني اين. «زندگي، جنگ و ديگر هيچ» را به افسانه ها بسپار. جنگ زندگي نيست. جنگ هميشه يعني خون. گوش هايت را ببند. آنها دروغ مي گويند. آنها در همه جا دروغ گفتند. دموکراسي را فرياد زدند از گلوي تفنگ ها و تني به خاک افتاد. آزادي را نعره زدند در نفير گلوله ها و کودکي در خون خود غلتيد. جنگ يعني مرگ و مرگ هم شوخي ندارد. بوي گوشت سوخته مي آيد از خانه همسايه. گوشت سوخته انسان هنوز در عراق، افغانستان، فلسطين، لبنان و ... هنوز بوي گوشت سوخته در بوي تند نفت در اين منطقه پرآشوب در هوا مي پيچد و آنها هنوز دروغ مي گويند که زندگي يعني جنگ و جنگ زده ها حالا در هواي دودزده کشورهاي شان خوشبختند. حالا چشم هايت را باز کن. اينجا کجاست؟ افغانستان؟ عراق؟ فلسطين؟ اصلاً چه فرقي مي کند؟ چه فرقي مي کند که يونيسف گفته باشد 50 هزار بيوه کابلي خودکشي را تنها راه نجات خود مي دانند. چه فرقي مي کند کابل باشد يا بغداد؟ چه فرقي دارد که صنوبر 11ساله در افغانستان مورد تجاوز جمعي سربازان امريکايي قرار گرفته باشد يا هر جاي ديگري در جهان که پيکر دريده شده او را با يک سگ تاخت بزنند.«بدخشان» اهل کجاي اين جهان پرآشوب بود که در مقابل چشمان کودکش به او تجاوز کردند؟

فرقي ندارد. باور کن که فرقي ندارد. مهم اين است که هر کجا جنگي اگر به پا شود اولين قربانيان آن زنان و کودکان هستند. اين که ديگر گفتن ندارد. حالا اگر پيکرهاي شان رد تجاوز به خود نگيرد دست کم مجبورند دست و پاي کودکان شان را از کوچه هاي دودزده جمع کنند. حالا اگر هيچ کدام هم نباشد مردي به قبيله دارند که رفته باشد به نبرد و يا بي دست و پا برگردد و يا اصلاً هيچ وقت ديگري باز نگردد به خانه يي که چشم انتظار اوست. هيچ کدام هم که نباشد آوارگي و فقر که هست. هر جاي جهان هم که باشد اين سرنوشت نانوشته اما پرتحکم زنان است. پس حالا خيلي طبيعي است که همين پيشاني نوشته ها پرچم هاي سفيد را هميشه توي جيب هاي شان داشته باشند براي روز مبادا. اين آنقدر بديهي است که درست در امريکا و اسرائيل جنگ پيشه زنان جدي ترين مخالفان دولت هاي خونريزشان هستند. يکي از بزرگترين شبکه هاي جهاني صلح زنان در همان اسرائيلي رشد کرد که اگر مانده نه به خاطر يک وجب خاک که به خاطر اين است که مبادا خاطر برادر تني اش آزرده شود از انبارهاي بي خريدار سلاح. زنان سياهپوش يک نمونه جهاني است از زنان صلح که تنها زنان مي توانند در آن عضو شوند و هدف آن استقرار صلح در جهان و جلوگيري از جنگ و خشونت است. اين زنان براي استقرار صلح توام با عدالت و اعلام مخالفت با هرگونه جنگ و خشونت لباس سياه مي پوشند. در يک مکان عمومي با سکوت گردهم آمده و با شب بيدارماني هاي طولاني شان اعتراض خود را به جنگ نشان مي دهند. شب بيدارماني هاي زنان سياهپوش نخستين بار در اسرائيل به سال 1988 در اعتراض نسبت به اشغال نوار غزه توسط رژيم اسرائيل صورت گرفت. اين گروه که سراپا سياه مي پوشند از اواخر دهه 80 براي برقراري صلح بين فلسطين و اسرائيل تلاش کردند. اما قصه در همين جا ختم نشد و حرکت آنها به ايتاليا هم رسيد و زنان ايتاليايي با اتخاذ همان مشي سيه پوشي و شب بيدارماني با شمعي روشن در دست به مافياي مشهور ايتاليا اعتراض کردند. آنها که وامدار سيه جامگان پيش بودند سال هاست خواهان صلح براي فلسطين هستند. بعد از ايتاليا نوبت به زنان آلماني رسيد و بعد از آن با مشارکت زنان انگليس، ايرلند، فرانسه، امريکا (نيويورک، کاليفرنيا، سان فرانسيسکو)، سوئيس، هند، اسپانيا، مالت، کانادا، دانمارک، اتريش، فنلاند، کلمبيا، بلژيک، آرژانتين و استراليا اين جنبش عنوان يک شبکه جهاني را به خود گرفت تا جامعه شناسان اعتراف کنند که ديگر نمي توان شبکه هاي اين جنبش جهاني را به طور دقيق شناسايي کرد. اينکه چه تعداد از اين گروه ها وجود دارند و چندين بار اين مراسم انجام شده مشخص نيست. مهم آن است که اين حرکت به يک جنبش جهاني تبديل شده است.

اعضاي اين گروه در سايت خود از زنان کشورهاي مختلف دعوت به عضويت کردند. در سايت زنان سياهپوش آمده است؛ زنان هميشه در جنگ و صلح قرباني خشونت هاي متعدد مي شوند و به همين دليل بسياري از پناهندگان سراسر دنيا را زنان تشکيل مي دهند.
عناوين اين صفحه
صلح نيازمند دموکراسي و عدالت اجتماعي است
بطني که هميشه آبستن صلح است
حضور زنان در مشاغل مردانه يک يک مساوي
بانک زنان راه اندازي مي شود

حضور زنان در مشاغل مردانه يک يک مساوي
مهر؛ سال هاي زيادي نياز بود تا زنان به عنوان نيمي از جامعه انساني به رسميت شناخته شوند و توانايي هاي خود را به رخ مرداني بکشند که همواره آنان را جنس دوم و موجود ضعيف به حساب مي آوردند. در حالي که امروز در بسياري از مشاغلي که به صورت سنتي در حيطه توانايي مردان شناخته مي شده است، آنان بايد ورود زنان را به نظاره بنشينند. در پيشينه ذهني مردان ايراني زنان هرگز رانندگان خوبي نبوده اند و تا سال ها نشستن يک خانم پشت فرمان تابويي بود که موج مدرنيزاسيون شهري آن را از بين برداشت. با اين حال هرگز مردان به ديده اعتماد به يک راننده زن نمي نگريستند تا اين که کم کم مسافرکش هاي زن و کمي بعدتر راننده اتوبوس زن و امروز رانندگي خانم ها روي ماشين هاي سنگين خدمات شهري تهران حديث ناتواني در اين زمينه را به فراموشي خواهد سپرد. خانم حاتمي يکي از زناني که به تازگي راننده ماشين آلات سنگين طرح مکانيزه خدمات شهري تهران شده است در اين زمينه مي گويد؛ «از بچگي به ماشين سنگين علاقه مند بودم و وقتي آگهي استخدام زنان راننده را در روزنامه ديدم به سرعت مراجعه کردم و الان بسيار خوشحالم از اين که اين شغل را دارم.» وي که به همراه همسرش در شيفت شب کار مي کند اين شغل را آرزوي کودکي خود مي داند و معتقد است؛ «در بسياري مواقع با تعجب مردم در هنگام کار روبه رو مي شويم و حتي بسياري از آقايان ما را هنگام کار تشويق مي کنند.»

خانم فکوري، ديگر راننده زني که در شهرداري منطقه 22 مشغول رانندگي است، مي گويد؛ «از شغلم بسيار راضي هستم و اين کار را خيلي دوست دارم.» وي به همراه دختر و برادرش مشغول به کار است. خانم پرورش، سال هاست که در جاده چالوس رانندگي مي کند و مسافر جابه جا مي کرده است با اين حال نمي توانم اين سوال را نپرسم؛ «تا حالا تصادف کرده ايد؟» مي گويد؛ «تا حالا با ماشين هاي شهرداري تصادف نکرده ام.» در اين زمينه مهندس محمد مهدي انوري، معاون امور شهري منطقه 22 که طرح در آن منطقه به اجرا درمي آيد، معتقد است؛ «شرکت دادن خانم ها در کارهاي اجرايي سطح کار و مسووليت پذيري را بالا مي برد و شهرداري مصمم به استفاده از خانم ها در همه رده هاي کاري خود است.» وي دقت و انضباط خانم ها را از مزاياي استفاده از ايشان مي داند و مي گويد؛ «در طرح هاي ديگر شهرداري از زنان در رفت و روب معابر يا مشاغل ديگر نيز استفاده خواهد شد.»

تلطيف فضاي شهري با حضور بيشتر زنان و استفاده از پتانسيل کاري ايشان مواردي است که مهندس عباس صباغي، پيشنهاددهنده طرح از اهداف خود معرفي مي کند و مي گويد؛ «قشر عظيمي از جامعه را زنان تشکيل مي دهند چرا نبايد از توانايي هاي آنان استفاده کرد.» وي حقوق و بيمه زنان راننده را دقيقاً برابر با مردان راننده عنوان مي کند و در عين حال تاکيد دارد؛ «جنس کار خانم ها با آقايان برابر است و حتي ارزش کيفي بيشتري نيز دارد و بنابر تحصيلات و سابقه کار حقوق دريافت مي کنند.» عباسي، ديگر هدف اين طرح را بالا بردن کلاس کار خدمات شهري در بين اقشار جامعه و تشويق کارگران ايراني به انجام کارهاي رفت و روب شهر مي داند. در عين حال، حقوق اين خانم ها که غالباً يا با همسران شان يا يکي از محارم، مشغول به کارند بين ساعتي يک هزار تا يک هزار و 300 تومان متغير است. اين روزها به جز برخي مشاغل که ورود زنان به آنها با تفاسير شبه قانوني ممنوع اعلام شده است، ديگر کمتر شغلي را مي توان يافت که نتوان از توانايي زنان در آنها بهره جست و همين امروز زنان و مردان يک يک مساوي اند.


بانک زنان راه اندازي مي شود
فارس؛ رئيس مجمع بانوان عضو شوراهاي اسلامي کشور از تاسيس بانک بانوان در سراسر کشور خبر داد. «صديقه قنادي» در يازدهمين اجلاس مجمع بانوان عضو شوراهاي اسلامي کشور که به ميزباني شوراي اسلامي شهر اهواز برگزار شد، افزود؛ «بانک بانوان با سرمايه گذاري و بهره برداري خود بانوان راه اندازي مي شود.» وي با بيان اين که مطالعات و مذاکرات کارشناسي براي تاسيس بانک بانوان تا حد زيادي انجام شده تصريح کرد؛ «انجام اين امر بايد به تصويب شوراي عالي اقتصادي کشور برسد.» قنادي همچنين در مورد احداث پارک بانوان که در اسفند سال 83 به تصويب همين اجلاس رسيده بود، گفت؛ پارک بانوان در اکثر کلانشهرها و شهرهاي بزرگ مانند يزد، اصفهان، همدان، تهران، مشهد و قم راه اندازي شده و بايد در ديگر شهرها نيز احداث شود. وي مهم ترين هدف از احداث پارک هاي بانوان را تأمين آسايش و امنيت رواني و اجتماعي جامعه و گسترش فرهنگ عفاف عنوان کرد.


روزنامه اعتماد
faranamlogo