شنبه، 23 دي 1385 - شماره 1306
   
 
صفحه نخست :: گزارش ها :: سياسي
همزمان با تهديدهاي مقامات امريکا انجام شد
هشدار سناتورها به بوش
گروه سياسي؛ همزمان با اوج گيري تنش ميان ايران و امريکا و تندتر شدن فضاي روابط دو کشور، جرج بوش رئيس جمهوري ايالات متحده چهارشنبه شب در سخنراني عمده خود در مورد استراتژي سياست خارجي جديد امريکا، ايران را مورد حمله قرار داد و ادعا کرد که کليد موفقيت استراتژي جديد کاخ سفيد قطع حمايت ايران و سوريه از تروريست ها است. بوش در اين سخنراني که ساعت 21 چهارشنبه شب به وقت شرق امريکا ايراد شد، ايران و سوريه را به کمک به تروريست ها و مهاجمان در عراق و اجازه استفاده از خاک اين دو کشور براي نقل و انتقالات مهاجمان متهم کرد و گفت؛ «ما اين حملات عليه نيروهايمان را خنثي خواهيم کرد و جريان حمايت ها از سوي ايران و سوريه از تروريست ها را متوقف خواهيم کرد.» به گزارش خبرگزاري فرانسه، رئيس جمهور ايالات متحده در ادامه سخنانش ادعا کرد؛ «ايران از حملات عليه نيروهاي امريکايي در عراق حمايت هاي مادي انجام مي دهد و امريکا قول مي دهد با اين اقدام مقابله کند.» بوش در عين حال اضافه کرد که امريکا و متحدانش براي ممانعت از دستيابي ايران به آنچه «سلاح هسته يي» و «تسلط بر منطقه» خواند، تلاش خواهند کرد.

رئيس جمهوري ايالات متحده همچنين از سفر کاندوليزا رايس وزير امور خارجه ايالات متحده به منطقه خبر داد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه رايس با هدف افزايش فشارها بر ايران به خاورميانه سفر مي کند. وي ديروز سفر خود را به منطقه آغاز کرد و قرار است امروز و فردا در اسرائيل و سرزمين هاي فلسطيني با مقامات تل آويو و سران دولت خودگردان ديدار کند. وي قرار است پس از ديدار دو روزه خود از اسرائيل و سرزمين هاي فلسطيني، به مصر، اردن، عربستان سعودي و کويت سفر کند. وي پس از سفر به کشورهاي منطقه خاورميانه و پيش از بازگشت به واشنگتن به برلين پايتخت آلمان و لندن پايتخت انگليس سفر مي کند. وي جمعه 29 دي ماه به امريکا بازخواهد گشت. ناظران بر اين باورند که موضوع هسته يي ايران بر تلاش ها به هدف احياي روند صلح خاورميانه در سفر رايس به خاورميانه سايه خواهند افکند. رايس هدف از سفر خود به خاورميانه را مقابله با نفوذ ايران و ارتقاي استراتژي جديد دولت بوش در عراق دانست.

رايس؛ امريکا بيکار نمي نشيند

رايس پس از اين اتفاق، روز پنجشنبه پس از سخنان بوش و پيش از آغاز سفر منطقه يي خود گفت؛ اگر ايران سعي داشته باشد تلاش هاي جديد امريکا براي باثبات کردن عراق را مختل کند، امريکا بيکار نخواهد نشست. به گزارش بي بي سي وزير خارجه ايالات متحده گفت که امريکا مصمم است «تجاوز منطقه يي» ايران را سرکوب کند. رايس که روز پنجشنبه سخن مي گفت اضافه کرد؛ «رئيس جمهور شب گذشته روشن ساخت که ما در جريان هستيم که ايران در فعاليت هايي دخالت دارد که نيروهاي ما را به مخاطره مي اندازد، فعاليت هايي که دولت نوپاي عراق را بي ثابت مي کند. ما افرادي را که ممکن است در اين گونه فعاليت ها دخالت داشته باشند، تحت تعقيب قرار خواهيم داد.» کاندوليزا رايس در مصاحبه هايي که پس از سخنراني بوش داشت، گفت؛ «من نمي خواهم در اين مورد وارد حدس و گمان شوم که امريکا دست به چه نوع اقداماتي خواهد زد اما شما مشاهده خواهيد کرد که امريکا کنار نخواهد نشست تا بگذارد چنين فعاليت هايي ادامه يابد.» وزير امور خارجه امريکا گفت؛ «دخالت ايران در عراق تحمل نخواهد شد.» اما ايران هرگونه دخالت در امور داخلي عراق و کمک به شورشيان اين کشور را همواره شديداً تکذيب کرده است.

نيروهاي امريکايي چند ساعت قبل از اين اظهارات کاندوليزا رايس به کنسولگري ايران در عراق حمله کرده و 6 نفر از کارمندان آن را با خود برده بودند. رايس در صحبت هاي خود هيچ اشاره يي به اين حمله نکرد.

پيشنهاد رايس براي مذاکره با ايران

وزير امور خارجه ايالات متحده در سخنان اخير خودبار ديگر تکرار کرد که اگر ايران حاضر به کنار گذاشتن برنامه غني سازي اورانيوم بشود، او حاضر است در هر زمان و مکاني با رهبران ايران ملاقات کند.

رايس اضافه کرد؛ «امروز بار ديگر اين پيشنهاد را تکرار مي کنم؛ پيشنهادي که قبلاً بارها آن را مطرح کرده ام؛ اگر ايران غني سازي اورانيوم را متوقف کند امريکا آمادگي دارد که سياست 27 ساله خود را تغيير دهد و من در هرجا و در هر موقعي با همتاي ايراني خود ملاقات کنم.»

هشدار دو سناتور

در همين حال و همزمان با سخنان بوش رئيس جمهوري ايالات متحده و کاندوليزا رايس وزير خارجه اين کشور سخنان تهديدآميز اين دو مقام امريکايي عليه ايران، دو سناتور شاخص امريکايي عليه آن به کاخ سفيد هشدار دادند. سناتور دموکرات جيمز وب که از اعضاي کميته روابط امور خارجه سناي امريکاست روز پنجشنبه در ديدار اعضاي اين کميته با کاندوليزا رايس، درباره امکان استفاده کاخ سفيد از يک مصوبه کنگره عليه ايران هشدار داد.

سناتور وب به قطعنامه سال 2002 در مورد عراق اشاره داشت. در آن قطعنامه که عمليات نظامي عليه عراق را در صورت لزوم مجاز مي کرد آمده بود که اگر لازم باشد امريکا مي تواند براي دفاع از منافع خود در خارج از خاک عراق هم به زور متوسل شود. سناتور وب هشدار داد احتمال اينکه کاخ سفيد بخواهد از اين بخش از مصوبه کنگره براي توجيه عمليات نظامي استفاده کند وجود دارد.

رايس يک جواب شفاهي فوري به سناتور وب نداد ولي تاکيد کرد به زودي به سوال وي به طور کتبي پاسخ خواهد داد.

سناتور بايدن؛ مقابل بوش مي ايستم

با اين همه سناتور دموکرات جوزف بايدن رئيس جديد کميته روابط امور خارجه سنا هم تاکيد کرد اگر جرج بوش بخواهد تحت عنوان کشف و نابود کردن شبکه هاي حامي گروه هاي عراقي در خاک ايران دست به عمليات نظامي بزند در برابر او خواهد ايستاد. وي گفت؛ «قطعنامه کنگره که سناتور وب به آن اشاره کرد به صراحت از رئيس جمهور اختيار توسل به زور عليه ايران را سلب مي کند. عبور از مرز ايران به منظور تعقيب شبکه هاي نظامي يا اهداف ديگر به برخورد سنا با کاخ سفيد منجر خواهد شد. حداقل من تلاش خواهم کرد آن را به يک رويارويي تبديل کنم.» سناتور بايدن از کانديداهاي بالقوه حزب دموکرات امريکا براي انتخابات رياست جمهوري سال 2008 ميلادي است.

انکار برنامه ريزي براي حمله به ايران

از سوي ديگر ارتش امريکا که روز پنجشنبه با حمله به کنسولگري ايران در شهر اربيل عراق تعدادي از مقام هاي ايراني را به اتهام دست داشتن در آنچه آن را فعاليت عليه عراق و نيروهاي ائتلاف خوانده دستگير کرده است. چند هفته پيش هم نيروهاي امريکا تعدادي از مقام هاي دولت ايران را در عراق بازداشت کردند. به گزارش منابع خبري امريکا افراد بازداشت شده پس از چند روز آزاد شده و حداقل تعدادي از آنها به ايران بازگردانده شده اند. ژنرال ريچارد پيس رئيس ستاد مشترک ارتش امريکا روز پنجشنبه گفت اين اقدام ها در راستاي آنچه او کشف و نابودي شبکه هاي حامي دشمنان امريکا در عراق مي خواند انجام شده است. با اين همه به گفته او آن افراد به خاطر اينکه ايراني بوده اند دستگير نشده اند؛ «کاري که ما همواره انجام داده ايم اين بوده که اين شبکه ها را بدون توجه به مليت آنها تعقيب کنيم.

در اين رابطه در دو عمليات در هفته هاي اخير اتباع ايراني دستگير شده اند. اين وظيفه ما است که از سربازان خود دفاع کنيم.» ژنرال پيس در ادامه مطرح شدن برنامه انجام عمليات سري نيروهاي امريکايي در داخل ايران را رد کرد. تحولات اخير؛ از جمله دستگيري مقامات ايراني در عراق، تحريم برخي بانک هاي ايراني و اعزام يک ناو جنگي جديد به خليج فارس نشان مي دهد که کاخ سفيد در حال به کارگيري همه ابزارهايش براي فشار بر ايران است. اظهارات دو سناتور امريکايي در حالي انجام مي شود که رابرت گيتس وزير دفاع ايالات متحده به کميته نظامي مجلس نمايندگان امريکا گفت که ارتش امريکا در حال سرکوب گسترش نفوذ ايرانيان در عراق است و دولت امريکا اين موضوع را شفاف کرده است که آنان که فعاليت هايشان به قيمت جان نظاميان امريکايي در عراق تمام مي شود، هدف ارتش امريکا در خاک عراق قرار مي گيرند.

در همين حال سناتور چاک هاگل برنامه جديد بوش را «خطرناک ترين برنامه سياست خارجي ايالات متحده پس از جنگ ويتنام» عنوان کرد. هشدار سناتورها و سخنان تهديدآميز بوش و رايس عليه ايران در حالي عنوان مي شود که پيشتر گروه تحقيق کاري مشترک دموکرات ها و جمهوري خواهان در مورد عراق به رهبري بيکر- هميلتون به بوش توصيه کرده بود براي خروج از بحران عراق بايد با ايران و سوريه وارد مذاکره مستقيم شود. پس از پيروزي دموکرات ها در انتخابات ماه نوامبر کنگره ايالات متحده هم اميد فراواني براي کاهش تنش ها ميان ايران و امريکا به وجود آمده بود اما چندي است که فضاي روابط دو کشور پرتنش تر از هميشه شده است.

مبارک؛ ايران در عراق دخالت نکند

در همين حال حسني مبارک رئيس جمهور مصر در مصاحبه يي که روز پنجشنبه منتشر شد به دولت ايران هشدار داد که از دخالت در عراق خودداري کند. به گزارش خبرگزاري فرانسه مبارک در گفت وگو با هفته نامه مصري الاسبوع گفته است؛ «ايران مي کوشد در عراق و منطقه براي خود حامياني پيدا کند و ما به همه مي گوييم که از دخالت در عراق دست برداريد.» وي افزود؛ «اگر نيروهاي منطقه يي و بين المللي به دخالت در امور عراق پايان دهند، اين کشور توانايي حفظ وحدت ملي خود را دارد، اما اگر وضعيت کنوني ادامه يابد، اين بيم وجود دارد که عراق به چند بخش متخاصم تبديل شود.» او همچنين گفته است؛ «وضع عراق به طرز اسف انگيزي بدتر مي شود. جبهه بندي ها مدام حادتر مي شود و عراق را به طرف جنگ داخلي مي برد.» به نظر مبارک «اگر عراق تقسيم شود، امنيت ملي و هويت عرب در اين کشور به خطر مي افتد.» مبارک به هفته نامه مصري گفته است که تقسيم عراق براي تمام منطقه خطرناک است. او اشاره کرده است که جنگ هاي فرقه يي و منطقه يي منابع نفتي خاورميانه را به خطر مي اندازد. مبارک که قرار است به زودي در سفر کاندوليزا رايس به خاورميانه با وزير خارجه امريکا ديدار کند، در ماه آوريل گذشته گفته بود که به نظر او شيعيان عراق بيشتر به ايران علاقه مند هستند تا به کشور خود. اين اظهار نظر مبارک ناخرسندي فراواني در ميان شيعيان عراق برانگيخت. الاسبوع از نشريات ناسيوناليستي مصر است و به گفته خبرگزاري فرانسه سردبير آن مصطفي بکري همواره از طرفداران سرسخت صدام حسين بوده است. هفته نامه الاسبوع پس از اعدام صدام حسين او را «شهيد ملت عرب» خواند. همين هفته نامه در شماره آخر خود پوستري از رهبر سابق عراق چاپ کرده است که زير آن نوشته شده؛ «او قهرمانانه زندگي کرد و مردانه مرد.»
با رونمايي از کتاب «جامعه مدرسين از آغاز تاکنون» صورت گرفت
انتشار اسناد جامعه مدرسين

فريد مدرسي

تاريخچه يک تشکيلات سياسي- حوزوي نگاشته شده بود و «روز پنجشنبه» در يک مراسم در گوشه يي از تهران از اين کتاب هشت جلدي رونمايي شد. تاريخچه جامعه مدرسين حوزه علميه قم از آغاز تاسيس يعني سال 1341 تا 1384 در قالب کتابي هشت جلدي توسط «سيدمحسن صالح» يکي از فعالان دفتر سياسي جامعه مدرسين نوشته شده بود تا قدرت و تکاپوي اين تشکيلات را در بيش از چهار دهه به نمايش بگذارند. تشکيلاتي که به قول «محمد يزدي» نايب رئيس جامعه مدرسين توانسته بود «کارهاي مهمي همچون خلع شاه از سلطنت، تثبيت مرجعيت عامه امام، خلع آقاي شريعتمداري از مرجعيت و تعيين مرجعيت مراجع کنوني و...» انجام دهد. اين کارها به قول «يزدي» «مگر کار آساني است؟ مگر مرجعيت همين جوري بي حساب و کتاب است که بشود بي حساب و کتاب با او مبارزه کرد؟» اين نمونه رفتارهاي اين تشکيلات و به وجود آمدن برخي اختلافات در ميان اعضا در مقاطع مختلف زماني همچون برخي اظهارنظرهاي «احمد آذري قمي» در اواخر عمر و نزديکي او به «آيت الله منتظري» نگاه به تاريخچه اين تشکيلات سياسي را جذاب کرده است. تشکيلاتي که پس از انقلاب هم به از سرگيري عضوگيري خود پرداخت، برخي از اعضا از اين مجموعه دور شدند و برخي هم در آن مجموعه حضور يافتند. نگرش جامعه مدرسين و نقش محوري اين تشکيلات سياسي- حوزوي در دهه 60 و 70 در ميان راستگراياني که از «اقتصاد بازار» دفاع مي کردند و « چپي » ها را در برابر خود مي ديدند، بسيار تاثير گذار بود. حتي «موتلفه ها» در آستانه انتخابات رياست جمهوري سال 76 دو بار به قم رفتند و تنها مأمن براي اتحاد ميان راستگرايان را در دفتري در کنار «بيمارستان فاطمي قم» يافتند. بار اول در برابر «رئيس جمهور شدن» ميرحسين موسوي هشدار دادند و بار ديگر در جهت حمايت جامعه مدرسين از ناطق نوري. آن روز هم برخي اعضاي جامعه مدرسين حمايت از «ناطق نوري» را نمي پسنديدند و از «محمدي ري شهري» نام مي بردند، اما اتفاق نظر بر حمايت از «عضو جامعه روحانيت» شکل گرفت. اين تشکيلات اگرچه بر محور «شاگردان و هواداران» آيت الله خميني در قبل از انقلاب شکل گرفت، اما به قول «روح الله حسينيان» رابطه «استادي و شاگردي» باعث نشد که «سخت ترين و تلخ ترين انتقادات ميان اعضاي اين تشکيلات و امام خميني رد و بدل نشود. نامه هاي انتقادآميز اين مجموعه امام را ناراحت و غمگين مي کرد و امام هم دردمندانه پاسخ اين نامه ها را مي داد؛ نه امام مستبدانه در برابر اين نامه ها عمل کردند و نه جامعه مدرسين در برابر استاد سکوت کردند. اين بزرگ ترين افتخار براي حوزه هاي علميه است.»

به تاثير اين گروه سياسي در بحث عزل قائم مقام رهبري يعني «آيت الله منتظري» و خبرگان رهبري هم در بخش هايي از اين کتاب اشاره شده است. به هر حال اين کتاب هشت جلدي رونمايي شد تا «تاريخچه جامعه مدرسين حوزه علميه قم» «ماندگار» بماند.

- - -

مراسم رونمايي از کتاب «جامعه مدرسين حوزه علميه قم از آغاز تاکنون» با توزيع بروشورهايي در ميان مدعوين در سالن کتابخانه ملي واقع در اتوبان «حقاني» آغاز شد. بر گوشه يي از آن سخن مقام رهبري نوشته شده بود؛ «جامعه مدرسين يک نهاد ريشه دار و بسيار پرارزش است؛ اين چيزي نيست که ما امروز بتوانيم چيزي را معادل آن قرار بدهيم، يا چيزي را موازي آن درست کنيم. بر فرض که امروز تشکلي درست شود و تشکل خيلي خوبي هم باشد، اما چهل سال با آن تاريخ و با آن سابقه عقب است. چون اين تشکيلات در سال هزار و سيصد و چهل و يک- دو به وجود آمده است. بنابراين اين نهاد، نهادي است که بايد آن را درست تقويم و تقدير کرد و فهميد چيست و براساس آن تقويم و تقدير براي آن مسير مشخص کرد. اين کار را هم هيچ کس به جز خود جامعه نمي تواند انجام بدهد.» و در برگ برگ آن از «جامعه مدرسين» تمجيد شده و اسلاف اعضاي اين تشکيلات را «ميرزاي شيرازي، شيخ فضل الله نوري، ميرزاي نائيني و ابوالقاسم کاشاني» دانسته بودند و اعضاي اين جامعه هم با عنوان «گروهي از شاگردان و پيروان فعال و سياسي امام خميني» معرفي شده که «مساجد و حسينيه ها» را کانون تاثيرگذاري خود قرار داده بودند.

اين تنها ابزار تمجيد از «جامعه مدرسين» در اين مراسم نبود، بلکه تک تک سخنرانان در کنار تقدير از نويسنده کتاب يعني «سيدمحسن صالح»، «جامعه مدرسين» را هم مورد تمجيد بيکران قرار دادند.

در ابتداي مراسم «حدادعادل پسر» يعني «فريدالدين» در کسوت «دبير جشن هاي رونمايي کتاب» که توسط «سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران» برگزار مي شود بيانيه هيات داوران اين جشن ها را خواند. او جامعه مدرسين را «مهم ترين و بزرگ ترين تشکل مذهبي تاريخ ايران» ناميد و «گستره و تاثيرگذاري» اين مجموعه را در حدود 50 سال اخير عاملي در جهت «شاخص بودن» اين تشکيلات دانست. «فريدالدين حدادعادل» بيانيه را اين گونه ادامه داد؛ «اين تاثير گذاري از سرشت جامعه مدرسين ناشي مي شود که در چشم و دل اقشار مذهبي و متدينين کشور جاي دارد. اين تاثيرگذاري نه تنها به کليت فعاليت اين تشکيلات بازمي گردد، بلکه شخصيت و نفوذ تک تک اعضاي آن سال ها اين مجموعه را استوار کرده است.» او سپس با تقاضاي «يک صلوات» تريبون را ترک کرد و در اختيار رئيس خود يعني «علي عسگري» رئيس سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران قرار داد. او از «نقش روحانيت» گفت و بررسي و بازنگري علمي اين نقش را خواستار شد؛ چرا که «اين مدل در عراق و لبنان هم در حال شکل گيري است.»

«روح الله حسينيان» سخنران بعدي بود که بايد در جايگاه قرار مي گرفت. مجري از او به عنوان فردي «سخت کوش، ارجمند، نستوه و...» در جايگاه رياست مرکز اسناد انقلاب اسلامي ياد کرد که «حسينيان» با لبخندي تريبون را در اختيار گرفت. او که در چند سال گذشته به سخنراني هاي سياسي علاقه يي نشان نمي دهد و همچون گذشته هاي نه چندان دور تيغ تيز اظهارنظرهايش به «دوم خردادي ها» بازنمي گردد، اين بار از «مذهبي ها» انتقاد کرد که چرا «نمي نويسند». او گفت؛ «با کمال تاسف با وجود اينکه نيروهاي مذهبي لااقل در تاريخ معاصر نقش اول را ايفا کرده اند، اما در نگارش بسيار تنبل هستند. مذهبي ها در سه نهضت تنباکو، مشروطه و ملي شدن صنعت نفت نقش اول را داشتند. اما فقط در نهضت تنباکو آن هم يک کتاب توسط «خودي » ها نوشته شده است. متاسفانه در نهضت مشروطه کتاب فردي متعصب و ضد نيروهاي مذهبي به نام کسروي منبع است. پس روحانيت نبايد گله مند باشد که شيخ فضل الله نوري اعدام مي شود، به خاطر عقيده اش و متهم مي شود به استبداد توسط کساني که يک مجتهد مخالف را تحمل نکردند و خود را آزاديخواه ناميدند. در ملي شدن صنعت نفت هم نيروهاي مذهبي موثر بودند. مصدق آخرين نفر بود که به اين مجموعه پيوست. او جزء مخالفان بود و استدلال حقوقي داشت که قرارداد طرفيني است و نمي تواند يک طرفه فسخ شود. علماي بلاد و مراجع ثلاث بودند که در شهرستان ها و تهران «ملي شدن صنعت نفت» را در ميان مردم مطرح کردند و بر «وجوب» آن تاکيد کردند. اولين نطق طرفداري مصدق در 28 خرداد 1329 قرائت شد که آن هم بيانيه «آيت الله کاشاني» بود.»

او که با «اعتماد به نفس» اظهارات خود را ادامه مي داد و برخي با «احسنت» او را همراهي مي کردند، به سراغ «حوزه هاي علميه» آمد و از «علما» استمداد طلبيد تا در مورد «سنت آزادي در فرهنگ حوزه هاي قم» بنويسند و نشان دهند؛ «ما براي آزادي جنگيديم، قرباني داديم. اگر کسي بخواهد از آزادي دفاع کند، ما هستيم، نه کساني که ادعاي آزادي را مطرح کردند که رقيب را از صحنه بيرون کنند. آزادي جزء ماهيت ماست و جزء خميرمايه هاي حوزه هاي علميه است. در حوزه هاي علميه در نظريه هاي علمي شاگرد در برابر استاد مي ايستد.»

حسينيان با اشاره به برخي از نامه هاي انتقادآميز رهبر فقيد انقلاب به جامعه مدرسين در دهه 60 افزود؛ «سخت ترين و تلخ ترين انتقادات ميان امام و مدرسين رد و بدل شد. حتي امام را ناراحت و غمگين کرد. امام هم دردنامه نوشت. اما نه امام مستبدانه عمل کرد و نه آنان را وادار به سکوت کرد و نه مدرسين در برابر امام سکوت کردند. اين بزرگ ترين افتخار براي حوزه علميه است. روابط به تلخي کشيده مي شود، اما قطع نمي شود و همچنان رابطه امام و ماموم، شاگرد و استاد و رابطه ولايي باقي مي ماند.»

او در پايان از کتاب «آيت الله محمد يزدي» تحت عنوان «حسين بن علي را بهتر بشناسيم» ياد کرد و از وي تمجيد و نوع نگاه حاکم بر اين کتاب را «آزاديخواهانه» توصيف کرد. حسينيان رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي زماني تريبون را ترک کرد که «محمد يزدي» با تاخير وارد سالن شد و پس از اندک زماني بر کرسي خطابه قرار گرفت. آيت الله يزدي با اشاره به کتاب رونمايي شده، غرض از نگاشتن اين گونه تاريخ نويسي را تجربه اندوزي و جلوگيري از تحريف تاريخ ذکر کرد و اين گونه توضيح داد؛ «برخي بنا بر منافع جناحي، گروهي، شخصي و مقامي تاريخ را تحريف مي کنند، گاهي علل و عوامل اين نظام مقدس الهي را که قرن ها علما و مراجع درصدد تشکيل آن بودند، جابه جا مي کنند.»

نايب رئيس جامعه مدرسين به گوشه هايي از تاريخ اين تشکل سياسي - حوزوي اشاره کرد که به سوي تجزيه شدن پيش مي رفت؛ «روزي جلسه يي در منزل يکي از آقايان که الان داراي شخصيتي است، برگزار شد. بعضي ها گفتند يک آقايي کافر است. معتقد بوديم که يا همگي بر کافر بودن آن تاکيد کنيم يا سخني بر تاييد اين حرف زده نشود. چرا که اين تفاوت آرا باعث تجزيه شدن تشکل مي شود. لذا وحدت آرا شکل گرفت و قرار شد که سخني در رد يا تاييد مساله گفته نشود. اين مسائل در تشکلي شکل گرفته است که بيش از 40 سال سابقه دارد.»

سپس يادي از اتفاقاتي کرد که سنگ بناي «کتاب جامعه مدرسين از آغاز تاکنون» شده بود. اين اتفاقات را «يزدي» اين گونه روايت کرد؛ «روزي مدرکي مي خواستم، به بايگاني جامعه مدرسين رجوع کردم و مطمئن بوديم اين سند موجود است، اما در نهايت پيدا نشد. همچنين زماني که پيش نويس قانون اساسي توسط دکتر حبيبي نوشته شده بود، امام با حاشيه هايي که به آن زده بودند، به قم فرستادند و فرمودند که جمعي از آقايان يک دور روي آن بحث کنند و نظر خود را نسبت به آن اعلام کنند. در آن جلسه حضرت آيت الله مشکيني رياست را بر عهده داشته و بنده هم حاضر بودم. روزي من اين پيش نويس را که در اسناد جامعه مدرسين بايد موجود بود، خواستم اما پيدا نشد. يک روزي که براي انتخابات خبرگان جلسه يي در اروميه برگزار شده بود، ناطقي به بخشي از اين پيش نويس و حاشيه هاي امام اشاره کرد. به او گفتم در کجا اين پيش نويس را ديدي؟ گفت شما به ما راهنمايي کرديد، آمديم و از روي آن کپي گرفتيم و کپي آن الان در اختيار ماست. و يا اسناد خلع شاه از سلطنت بسيار پراهميت است. مگر خلع شاه از سلطنت کار آساني بود؟، با توجه به امکان از بين رفتن اسناد و همچنين تحريف تاريخ خوشبختانه جناب آقاي جمشيدي معاون جامعه و نظام و رئيس دفتر جامعه مدرسين که در هيات رئيسه هم حضور دارند، زحمت اين کار را بر عهده گرفته و قرار شد که همه اسناد جمع آوري شود، مصوب جلسات با امضاهاي اعضا آورده شود و اتفاقات اين تشکل را گردهم آورند تا امکان تحريف تاريخ کم شود. جناب آقاي صالح آنقدر شيرين و دقيق اين مسائل را جمع آوري کردند که بنده با وجود اينکه از ابتدا در جريان اين کتاب بودم، برايم مطالب نوشته شده بسيار خواندني بود.»

با پايان يافتن سخنان نايب رئيس جامعه مدرسين در حالي که اعضاي اين مجموعه همچون مرتضي مقتدايي، محمودرضا جمشيدي، احمد خاتمي و مدعويني از جريان هاي سياسي- فکري چون روح الله حسينيان، احمد مسجدجامعي، محمود دعايي، نيازي، حسين ابراهيمي و سليمي نمين مستمع بودند، رونمايي از اين کتاب آغاز شد. سيدمحمد صالح (نويسنده کتاب)، مرتضي مقتدايي و محمد يزدي (دو نايب رئيس جامعه مدرسين)، روح الله حسينيان (رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي)، اشعري (رئيس کتابخانه ملي) و فريدالدين حدادعادل (دبير جشن هاي رونمايي کتاب سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران) بر روي سن قرار گرفتند تا به گونه يي نمادين نويسنده بر گوشه يي از اين کتاب مطلبي را بنويسد و به «کتابخانه ملي» اهدا شود.

- - -

پس از اين رونمايي، «سيدمحسن صالح» نويسنده 32 ساله کتاب «جامعه مدرسين از آغاز تاکنون» درباره خود در کليپي کوتاه گفت؛ «در سال53 در خانواده يي روحاني متولد شدم. پدرم از شاگردان «شهيد قدوسي» است که اکنون در دستگاه قضا مشغول به فعاليت است. پس از فارغ التحصيلي از هنرستان در رشته راه و ساختمان در شميران تهران، در حوزه آيت الله مجتهدي طلبگي را شروع کردم و در کنارش الهيات را در دانشگاه خواندم. به قم رفتم دروس طلبگي را آنجا ادامه دادم. قبل از نوشتن اين کتاب دو کتاب ديگر در مورد دو تشکل سياسي ديگر نوشته بودم يکي «دگرديسي در دفتر تحکيم وحدت» و ديگري «سير تطور سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي».»

او همچنين از مفاد اين کتاب گفت که در آن درباره خلع مرجعيت «آيت الله شريعتمداري»، تعيين و معرفي مراجع تقليد، چالش هاي جامعه مدرسين در مورد مسائل اقتصادي از سال 58 تا 68، ايفاي نقش در ستاد و شوراي انقلاب فرهنگي، اتفاقاتي در رابطه با قائم مقامي رهبري «آيت الله منتظري» و همچنين برخي از نهادهاي وابسته به اين مجموعه سياسي همچون «گزينش قضات، مجله نورالعلم، دانشگاه قم و...» به فراخور مسائلي ذکر شده است.

شايد انتشار برخي از اتفاقات در جلسات روحانيون ارشد قم در دفتر جامعه مدرسين طي چهار دهه به همراه 170 سند اختصاصي بازتاب هايي را در روزها و ماه هاي آتي داشته باشد و موضعگيري هايي را به نقد اين کتاب اختصاص دهد، اما ديگر جامعه مدرسين با يک تاريخ روبه رو است؛ نه چندين روايت.

نمايي از کتاب جامعه مدرسين از آغاز تاکنون
کتاب جامعه مدرسين حوزه علميه قم از آغاز تاکنون در هشت مجلد تاليف و تدوين شده است. جلد اول کتاب شامل چهار فصل است و فعاليت هاي جامعه مدرسين را در فاصله سال هاي 1341 تا 1357 بررسي مي کند. در فصل اول از اين مجلد، کلياتي در رابطه با حوزه علميه قم و شکل گيري جامعه مدرسين و فعاليت هاي آن پيش از پيروزي انقلاب طرح شده است. فصل دوم به مسائل مربوط به جامعه مدرسين از مهرماه 1341 تا مهرماه 1344 مي پردازد و مراحل تکوين «نهضت انقلابي» را نشان مي دهد. فصل سوم فعاليت هاي سياسي و فرهنگي اعضا تا سال 1356 را بررسي مي کند. عمده مطالب اين فصل مربوط به دستگيري و تعقيب اعضاي جامعه مدرسين در اوايل سال 1345، طرح مساله ولايت فقيه و مرجعيت امام خميني در سال 1349، تبعيد گسترده مدرسين در سال 1352، مواضع مدرسين در قبال مسائل پيرامون کتاب شهيد جاويد، مرحوم دکتر علي شريعتي و حسينيه ارشاد و فعاليت هاي فردي اعضاي جامعه است. در فصل چهارم حوادث گوناگون سال هاي 56 و 57 و سقوط حکومت پهلوي مورد بحث قرار مي گيرد. در پايان جلد اول کتاب که نزديک به 700 صفحه است، اسناد، فهرست ها و منابع آورده شده است. جلد دوم کتاب به فعاليت هاي جامعه مدرسين در سال هاي پس از پيروزي انقلاب تا سال 1384 اختصاص دارد. اين مجلد هم شامل بخش هايي است؛ در بخش اول به مسائل پيرامون اساسنامه و عضوگيري جامعه پس از احياي فعاليت هاي آن در سال 58 پرداخته شده و بخش دوم، حوادث سال هاي آغازين حکومت جمهوري اسلامي و وقايع مربوط به حوزه و برخي مراجع وقت همچون آيت الله شريعتمداري را طرح مي کند. بخش سوم به نحوه مواجهه مدرسين با چالش هاي اقتصادي در دهه 60 مي پردازد.

در بخش چهارم، فعاليت هاي جامعه مدرسين در دوره هاي مختلف مجلس خبرگان مورد توجه قرار مي گيرد. در اين بخش فهرست نامزدهاي مدرسين در دوره هاي مختلف انتخابات خبرگان و مواضع و اظهارات آنان در اين مورد طرح مي شود. مواضع مدرسين در مورد انتخابات رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي در سال هاي پس از پيروزي انقلاب نيز موضوع بخش هاي ششم و هفتم کتاب را تشکيل مي دهد. بخش هشتم به همکاري ها و روابط جامعه مدرسين با ستاد انقلاب فرهنگي اختصاص دارد. بخش نهم شامل معرفي تفصيلي نهادها و موسسات وابسته به جامعه است و بخش دهم حوادث مربوط به قائم مقامي رهبري «آيت الله منتظري» را از نظر مي گذراند. در پايان جلد دوم کتاب ، حدود چهل پيوست، حاوي اسناد برخي از مهم ترين فعاليت هاي جامعه مدرسين پس از انقلاب تا سال 84 آورده شده است. جلد دوم کتاب جامعه مدرسين حوزه علميه قم از اين جهت اهميت دارد که بسياري از اسناد و اطلاعات آن براي نخستين بار عرضه مي شود.

جلد سوم کتاب در 600 صفحه، اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم را معرفي مي کند. در اين جلد از کتاب، زندگي قريب به 80 عضو جامعه مدرسين به اجمال طرح شده است. اين زندگينامه ها که هر يک با تصويري از عضو مورد نظر همراه شده، ذيل عناوين «تولد و دوران کودکي» ، «دوران تحصيل» ، «استادان و دوستان» ، «فعاليت هاي علمي و فرهنگي» و «فعاليت هاي سياسي» به شرح احوال اعضا مي پردازد.

جلدهاي چهارم تا هشتم کتاب به بيانيه هاي صادر شده از سوي جامعه مدرسين اختصاص دارد. جلد چهارم حاوي بيانيه هاي سال هاي پيش از انقلاب است. جلد پنجم بيانيه هاي سال هاي 58 تا 60، جلد ششم بيانيه هاي سال هاي 62 تا 68، جلد هفتم بيانيه هاي سال هاي 69 تا 76 و جلد هشتم بيانيه هاي سال هاي 76 تا 84 را دربر دارد.
مظفر بقايي،مرد چندچهره
امير فرهي

اخبار و اطلاعاتي که در اين چند روز پيرامون بودن يا نبودن و احتمالاً مفقود شدن وصيت نامه دکتر مظفر بقايي کرماني انتشار يافت ما را بر آن داشت به ابعاد شخصيتي اين رجل سياسي تاثيرگذار در سياست ايران بپردازيم و اخبار ضد و نقيض در مورد وصيت نامه اش را بررسي کنيم. دکتر مظفر بقايي کرماني استاد فلسفه دانشگاه تهران در انتخابات مجلس فرمايشي شاه- قوام السلطنه مجلس پانزدهم وکيل منتخب و مورد نظر قوام السلطنه از کرمان و مسوول حزب دموکرات ايران در آن خطه بوده است. پس از پايان انتخابات و حضور نمايندگان سراسر مملکت در مرکز که ظاهراً 80 نفر آنان قسم خوردگان به حزب دموکرات ايران و قوام السلطنه بوده اند در محل باشگاه حزب که در پارک دانشجو فعلي (کافه شهرداري آن زمان) قرار داشته است نمايندگان منتخب و گروهي از سران حزب و وزرا و شخصيت هاي مملکت اجتماع کرده و کنفرانسي تشکيل دادند تا از قوام السلطنه تجليل به عمل آورده با وي تجديد پيمان کنند. در اين کنفرانس دکتر بقايي در يک اقدام قوام السلطنه و اطرافيانش را مورد سرزنش و انتقاد و اتهام هاي شديد قرار داد و نسبت هاي زننده و تندي به آنها وارد کرد به حدي که قوام شديداً آشفته و عصباني شد و با اعتراض صحنه کنفرانس را ترک کرد. بقايي در مجلس پانزدهم ظاهراً براي استيفاي حقوق ملت ايران که مجلس موظف به تعقيب آن بود با نمايندگاني که اين امر را پيگيري مي کردند هم آواز شد و از اين راه وجهه يي کسب کرد و در مجلس شانزدهم به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد و مجدداً به مجلس راه يافت. وي در سي ام ارديبهشت سال 1330 متعاقب نخست وزيري دکتر مصدق حزب زحمتکشان ملت ايران را تاسيس کرد. اين حزب ابتدا از مکتب و ايدئولوژي خاصي پيروري نمي کرد بلکه بيشتر شبيه يک مرکز کارچاق کني و پاتوقي براي منتظرالوکاله ها و کاريابي و پارتي بازي براي منصب و مقام مي نمود، روزنامه شاهد نيز به صاحب امتيازي علي زهري ارگان حزب بود که وي نيز به عنوان طفيلي و هم پالکي دکتر بقايي به نمايندگي مجلس رسيد. محل حزب در خيابان ملت فعلي قرار داشت و سالن بزرگي داشت که اين سالن فاقد صندلي بود، دکتر بقايي در صدر مجلس مي نشست و پک به پيپ خود مي زد، هرکسي که وارد مي شد موظف بود خود را به «آقا» معرفي کند و به دست بوس وي نائل آيد، مشير و مشارش يک نفر از سردسته هاي لشوش به نام عشقي بود که معمولاً لشوش را جمع مي کرد و به اشاره «آقا» دست هر يک چماقي براي برهم زدن اجتماعات مخالف به خصوص توده يي ها مي داد که آنها را دسته هاي چماق دار مي ناميدند. من که در آن سال ها در کار مطبوعات بودم بارها وي را ملاقات کردم، شخصيتي مرموز و پنهان و به اصطلاح تودار داشت، دستورات خود را با ايما و اشاره صادر مي کرد، کمتر براي مصاحبه حاضر مي شد يا حرف مي زد بسيار جاه طلب و خودخواه و افزون طلب بود و خود را از همه برتر مي دانست. با دکتر مصدق درافتاد چون خود را از وي بالاتر مي دانست. مي گفت او از اشراف است و مردم را نمي فهمد. رفاقتش با سپهبد زاهدي ادامه پيدا نکرد چون نخست وزيري را حق خودش مي دانست و عقيده داشت چون سردسته توطئه عليه دکتر مصدق بوده است حالا هم بايد در صدر باشد و يک نظامي نبايد نخست وزير شود و اين مطلب را بارها به گوش شاه خواند و شاه را به وي بدگمان کرد. بعد از آنکه خليل ملکي با طرفدارانش از حزب توده ايران جدا شد به اين حزب پيوست و آنها در حزب زحمتکشان حوزه هايي مشابه حزب توده تشکيل دادند. بعد از آنکه دکتر بقايي به مخالفت با دکتر مصدق برخاست و از روز 30 آذر سال 31 علناً و شديداً در مجلس و روزنامه دکتر مصدق را به مبارزه طلبيد و ضديت خود را با وي آغاز کرد خليل ملکي و افرادش از حزب وي جدا شدند و حزب زحمتکشان به طرزي شديدتر به وضعيت سابق برگشت. در توطئه قتل سرتيپ افشارطوس رئيس شهرباني دولت دکتر مصدق که شديداً به دکتر مصدق و جبهه ملي وفادار مي نمود که در غار تلو لشگرک اتفاق افتاد با سرلشگر زاهدي و چند تن از افسران همراه او مشارکت داشت و اصولاً افشارطوس به دعوت وي و شخصي به نام خطيبي به آن محل رفت طوري که لطفي وزير معروف دادگستري مصدق مدير روزنامه کبوتر که به تصديق دوست و دشمن بسيار صحيح العمل بوده است در ارديبهشت سال 32 طي نامه يي به رئيس مجلس شوراي ملي نوشته است؛ براساس شواهد و تحقيقات انجام شده مباشرت دکتر بقايي در قتل سرتيپ افشارطوس قطعي است و بايد با توجه به اسناد و مدارک پيوست از وي سلب مصونيت گردد و براي محاکمه به محکمه صالحه اعزام شود. در وقايع کودتاي 28 مرداد 32 به دستور دکتر بقايي افراد حزب زحمتکشان مرکز کرمان سرگرد سخايي رئيس شهرباني کرمان را به طرز فجيعي به شهادت رساندند که به اين مناسبت خيابان سوم اسفند به نام وي تغيير اسم يافت. در 12 خرداد سال 33 دکتر بقايي در کرمان به ايراد سخنراني هايي عليه دولت کودتا پرداخت که به اين علت دستگير و زنداني شد. با رفتن دولت زاهدي در فروردين سال 34 نامبرده از اتهامات منتسبه تبرئه و معلوم شد دست وي با شاه در يک کاسه بوده است چون شاه به علت آنکه زاهدي وي را تحويل نمي گرفت شديداً در پي آن بود که وي را از سر خودش باز کند. در موضوع قتل افشارطوس پس از ارسال تقاضاي سلب مصونيت دکتر بقايي از طرف وزارت دادگستري به مجلس شوراي ملي، مملکت به مسائل حادتري کشانده شد که از جمله آن استعفاي قريب به 50 تن از نمايندگان مجلس هفدهم، تعطيلي مجلس و رفراندوم دکتر مصدق براي انحلال مجلس، متعاقب آن فرار شاه و کودتاي 28 مرداد را مي توان ذکر کرد که موضوع محاکمه دکتر بقايي به کلي منتفي شد و وي هرگز به اين جرم محاکمه نشد و همدستانش نيز که جز يک نفر به نام خطيبي بقيه ارتشي بوده اند از اتهامات منتسبه تبرئه شدند و دادگاه به شهرباني دستور داد «جست وجو کنند تا قاتل را بيابند»،

با توجه به توضيحات بالا و شخصيت چندچهره و مرموز دکتر بقايي که در حيات خود همه چيز را پنهان مي داشت در امر سياست نيز ناکام و شکست خورده تلقي مي شود بعيد به نظر مي رسد پس از مرگ در وصيت نامه وي خود را افشا و اسرار قتل افشارطوس را برملا کرده باشد. در موضوع دکتر مصدق نيز حرفي نبود که نزد.
عناوين اين صفحه
هشدار سناتورها به بوش
انتشار اسناد جامعه مدرسين
نمايي از کتاب جامعه مدرسين از آغاز تاکنون
مظفر بقايي،مرد چندچهره
راهبردجديد بوش عيدي نامناسب به مردم امريکا
لزوم هماهنگي سياست هاي ايران با علماي شيعه عراق
فرمانده سپاه؛ هرگونه توطئه عليه نظام مقتدرانه سرکوب مي شود
هشدار چين به امريکا
اتحاد عليه تندروي ضروري است
تغيير روابط موتلفه با اصولگرايان
باز هم تعليق يک انجمن اسلامي
24 دي دادگاه بنيان
اعتراض به احکام انضباطي

راهبردجديد بوش عيدي نامناسب به مردم امريکا

سخنگوي وزارت امور خارجه ايران راهبرد جديد بوش در عراق را مترادف با تلاش امريکا در ادامه اشغال آن کشور دانست و آن را محکوم کرد. به گزارش خبرگزاري فارس محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه اقدام بوش نسبت به افزايش نيروهاي نظامي امريکايي در عراق را هديه نامناسب آن کشور به مردم امريکا در آغاز سال نو ميلادي دانست و افزود؛ افزايش تعداد نيروهاي نظامي امريکايي مي تواند به گسترش بيشتر ناامني و تنش در آن کشور منجر شود که اين امر به حل مشکلات عراق کمک نخواهد کرد. حسيني بيان داشت؛ امريکا با فرافکني مشکلات خود و متهم کردن ساير کشورها به دخالت در عراق، سعي دارد تا بر سياست هاي اشتباه خود در آن کشور سرپوش بگذارد. سخنگوي وزارت امور خارجه، تنها راه برون رفت امريکا از مشکلات عديده خود در عراق را خروج مسوولانه و هر چه سريع تر نيروهاي نظامي امريکايي از آن کشور دانست و گفت؛ استقرار موشک هاي پاتريوت در عراق صرفاً در راستاي تلاش امريکا براي ايجاد چتر حمايتي از رژيم صهيونيستي از طريق يک کشور اسلامي صورت مي گيرد که از نظر ما و مسلمانان سراسر جهان محکوم است. وي در پايان انتصاب يک هماهنگ کننده در امور عراق از سوي بوش را ادامه دخالت هاي آشکار امريکا در امور داخلي عراق ارزيابي کرد.



لزوم هماهنگي سياست هاي ايران با علماي شيعه عراق
وزير امور خارجه دولت موقت گفت؛ غرب و قدرت هاي خارجي براي رسيدن به اهداف خود در تحولات منطقه به اختلافات قومي و مذهبي دامن مي زنند. ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي در گفت وگو با فارس در خصوص هشدارهاي مقام معظم رهبري در سخنراني عيد غدير نسبت به شکل گيري اتحاد ضدايراني و ترويج جنگ طايفه يي و مذهبي در منطقه گفت؛ اختلافات مذهبي و فرقه يي ريشه هاي تاريخي دارد. وي گفت؛ قدرت هاي بزرگ منطقه در راستاي منزوي ساختن هرچه بيشتر ايران و به تبع آن فشار بر شيعيان منطقه حرکت مي کنند. يزدي درباره اتخاذ راهبرد مناسب براي ايجاد بستر ثبات در منطقه گفت؛ به نظر مي رسد که ايران بايد سياست خود را در عراق با علماي بزرگ شيعه آن کشور هماهنگ سازد.


فرمانده سپاه؛ هرگونه توطئه عليه نظام مقتدرانه سرکوب مي شود

فرمانده کل سپاه پاسداران گفت؛ دشمنان و بدخواهان بدانند ملت بزرگ ايران با داشتن رهبري خردمند و حکيم، همواره به دنبال صلح و ثبات در منطقه بوده و هست و چنانچه هرگونه تحرک و توطئه يي عليه نظام اسلامي مان صورت گيرد، مقتدرانه توسط نيروهاي قدرتمند و آماده سپاه و ارتش سرکوب خواهد شد. به گزارش معاونت روابط عمومي دفتر فرمانده کل سپاه سردار رحيم صفوي که در مراسم بزرگداشت سالگرد سردار سرلشگر پاسدار شهيد کاظمي و ديگر شهداي عرفه در حسينيه گلستان شهداي اصفهان سخن مي گفت، افزود؛ «هيچ اتحاد شومي در منطقه و خاورميانه عليه بيداري و حرکت هاي اسلامي و به خصوص عليه کشور و ملت ايران اسلامي دوام نخواهد آورد و بي شک به شکست مفتضحانه خواهد انجاميد.» فرمانده کل سپاه در ادامه گفت؛ اشغالگران امريکايي و انگليسي چهار سال است در باتلاق عراق گير کرده اند و ماشين جنگي امريکا با هزينه يي بالغ بر 350 ميليارد دلار و سه هزار کشته از کار افتاده است.

عضو شوراي عالي امنيت ملي با توجه به اينکه طرح امريکايي ها در عراق و در خاورميانه با شکست مواجه شده است، گفت؛ «آنها در عراق به دنبال حکومت دست نشانده، تصويب قانون اساسي لاييک، پارلمان و دولت وابسته بودند که با هوشياري مردم عراق و با تصويب شدن قانون اساسي اسلامي و روي کار آمدن دولت و پارلمان اسلامي در عراق اهداف خود را شکست خورده مي بينند لذا مرتب با قانون شکني بين المللي و زير پا گذاشتن معيارهاي قانوني و انساني به کشتار و جنايت در اين کشور و نيز کشور افغانستان ادامه داده و در راس تروريست هاي دولتي قرار گرفته اند.»



هشدار چين به امريکا
چين پس از اعلام نگراني واشنگتن از سرمايه گذاري يک شرکت چيني در بخش گاز ايران به امريکا هشدار داد در روابط تجاري اش با ايران مداخله نکند. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس با اعلام اين مطلب به نقل از ليو جيان چائو سخنگوي وزارت امور خارجه چين افزود؛ ما فکر مي کنيم اين نوع همکاري و رابطه، مشروع است؛ در همکاري طبيعي و عادي نبايد مداخله يي صورت گيرد. وي در پاسخ به اين سوال که آيا اين به معناي آن است که امريکا در معاملات چين با ايران دخالت مي کند .گفت؛ اين موضع ما است.


اتحاد عليه تندروي ضروري است

محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب به تحليل انتخابات 24 آذر پرداخت و گفت؛ اين انتخابات فرصت خوبي بود تا جريان سنتي محافظه کار خرج خود را از جريان سوم جدا کند. آرمين در گفت وگو با ايسنا خاطرنشان کرد؛ ما در برابر مشکلاتي هستيم که منافع مان را در سطح ملي تهديد مي کند؛ بنابراين مساله امروز ما اصلاح طلب و غيراصلاح طلب نيست، بلکه اقتدارگرايي و غيراقتدارگرايي است؛ بنابراين به تدريج به صورت غيررسمي با جبهه گسترده يي در سطح نيروهاي سياسي مواجهيم که وجه مشترک آن ضديت با تندروي در سطح گسترده است و اين را بايد به فال نيک گرفت. آرمين ادامه داد؛ به عقيده من اصلاح طلبان بايد در جهت توجه دادن جريان ها و احزاب نسبت به خطري که کشور را تهديد مي کند تلاش و سعي کنند تا احزاب و جريان هاي ديگر سياسي را نسبت به اين واقعيت جلب و آنها را قانع کنند به اين که خطر اصلي که کشور را تهديد مي کند، حاکميت رويکردهاي تندرو است، تا بدين ترتيب بتوان به انسجام و همسويي در يک جبهه گسترده دست پيدا کرد.



تغيير روابط موتلفه با اصولگرايان

رئيس دفتر سياسي حزب موتلفه اسلامي از بازخواني و تغيير روابط اين حزب با ساير گروه هاي اصولگرا از جمله جبهه پيروان خط امام و رهبري در انتخابات آتي خبر داد. محمدکاظم انبارلويي در گفت وگو با ايلنا با اشاره به اينکه همه احزاب و گروه ها بعد از انتخابات به تحليل آن مي پردازند، گفت؛ حزب موتلفه اسلامي مي خواهد با بازتوليد جديدي از روابط با ساير اصولگرايان در جهت همگرايي، در انتخابات آينده شرکت کند. وي با بيان اين مطلب که صحبت هاي محمدنبي حبيبي درباره تجديدنظر در روش هاي حزب موتلفه با حفظ اصول اوليه، در مقام ارزيابي انتخابات اخير براي حضور در انتخابات مجلس هشتم بوده است، تصريح کرد؛ حزب موتلفه اسلامي در درون جبهه پيروان خط امام و رهبري و در ذيل ساير گروه هاي اصولگرا نقش آفريني مي کند و هرگونه تغيير روش در اين محدوده مورد بررسي قرار مي گيرد.



باز هم تعليق يک انجمن اسلامي
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد خبر داد؛ «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد از 21 دي به مدت 6 ماه تعليق شد.» آرش کوهي در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ «بعد از پاسخ به سوالات هيات منصفه در جلسه يي که به دليل شکايت شوراي فرهنگي به هيات نظارت اين دانشگاه تشکيل شد، هيات منصفه اين انجمن را در مورد ورود دانشجويان غيرعلوم پزشکي در مراسم 16 آذر و برگزاري مراسم بزرگداشت شب يلدا در جشن عيدقربان مقصر شناخت و با توجه به اين دو مورد هيات نظارت اين انجمن را به مدت 6 ماه تعليق کرد.»


24 دي دادگاه بنيان
جلسه رسيدگي به اتهامات سيدمحسن اشرفي، مديرمسوول روزنامه توقيف شده «بنيان»، صبح روز يکشنبه، 24 دي ماه جاري در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان و با حضور اعضاي هيأت منصفه مطبوعات برگزار مي شود.


اعتراض به احکام انضباطي
دانشجويان محکوم به تعليق و توبيخ دانشگاه آزاد واحد سنندج در بيانيه يي به احکام صادره براي خود اعتراض کردند. به گزارش ايلنا، در بيانيه اين دانشجويان آمده است؛ «ما دانشجويان محکوم به تعليق و توبيخ، اعتراض خود را نسبت به احکام صادره که بدون هيچ گونه حق دفاعي، از طرف کميته انضباطي دانشگاه بوده، محکوم مي کنيم.»

همچنين کميته حقوق بشر اتحاديه دموکراتيک دانشجويان کرد نيز در بيانيه جداگانه يي به اين احکام اعتراض کرد. اين در حالي است که عضو فراکسيون دانشجويي مجلس ششم با اشاره به احکام کميته انضباطي دانشگاه ها و محروميت دانشجويان از تحصيل، برخوردهاي اخير با دانشجو و دانشگاه را بدعتي جديد خواند. علي تاجرنيا در گفت وگو با ايلنا گفت که اين اقدام دانشگاه ها در طول تاريخ پس از انقلاب بي سابقه است.

تاجرنيا افزود؛ مواضع مسوولان وزارت علوم در مورد فعاليت هاي دانشجويي نشان مي دهد که مسوولان نسبت به حرکت هاي دانشجويي که راديکاليسم مي تواند در آن طبيعي باشد، کم تحمل شده اند.


روزنامه اعتماد
faranamlogo