
گروه حوادث؛ مردي در اقدامي جنون آميز پس از به قتل رساندن همسرش و مجروح کردن يک سرباز نيروي انتظامي با شليک گلوله به زندگي خود پايان داد. به گزارش خبرنگار ما اين حادثه خونين ساعت 45/10 صبح روز پنجشنبه به دست مردي 40 ساله به نام محمودرضا رقم خورد و ساختمان شماره 30 کوچه بهارک، خيابان مهران واقع در تهرانپارس به خون کشيده شد.
شکايت
سناريوي اين جنايت دلخراش زماني کليد خورد که مهرانگيز- زن 37 ساله- به خاطر اختلافات خانوادگي که با محمودرضا- شوهر خود- داشت تصميم گرفت عليه وي شکايت کند. مهرانگيز در حالي که فقط 9 ماه از آغاز زندگي مشترکش مي گذشت خود را گرفتار شده در بن بستي مي ديد که براي رهايي از آن چاره يي جز اعلام شکايت و درخواست طلاق نداشت. به همين خاطر صبح روز حادثه زن 37 ساله به همراه برادر خود به کلانتري 136 فرجام رفت و عليه شوهرش شکايت کرد اما از آنجا که محل زندگي اين زن و همسرش در محدوده استحفاظي اين کلانتري نبود افسر نگهبان نامه يي به وي داد و از او خواست به کلانتري 126 تهرانپارس مراجعه کند.
به اين ترتيب مهرانگيز و برادرش راهي کلانتري 126 شدند و اين زن در آنجا اقدام به طرح شکايت عليه محمودرضا کرد. افسر نگهبان نيز با تنظيم احضاريه يي آن را به دست يکي از سربازان خود به نام الياس لطفي سپرد و از وي خواست به همراه مهرانگيز و برادرش سراغ مرد 40 ساله برود و احضاريه را به او ابلاغ کند.
نامه يي روي در چوبي
حدود ساعت 40/10 سرباز وظيفه الياس لطفي به همراه زن و مرد شاکي وارد کوچه بهارک شدند و مامور پليس و مهرانگيز با پياده شدن از خودرو به سمت خانه شماره 30 حرکت کردند. برادر زن جوان نيز مشغول پارک کردن اتومبيلش شد.
پس از آنکه مامور پليس و مهرانگيز به طبقه همکف ساختمان 5 طبقه رسيدند هرچه زنگ زدند محمودرضا در را به روي آنها نگشود. به همين خاطر مامور کلانتري به ناچار احضاريه را با چسب روي در چوبي قهوه يي رنگ خانه چسباند و به همراه مهرانگيز به سمت در خروجي ساختمان به راه افتاد. هنگامي که سرباز وظيفه و مهرانگيز پاي خود را به حياط ساختمان که آنها را به سوي در خروجي هدايت مي کرد، گذاشتند ناگهان در چوبي قهوه يي رنگ با صداي خفيفي باز شد و بدون اينکه آن دو فرصت نگاه کردن به پشت سرشان را پيدا کنند صداي هولناکي به هوا برخاست. اين صدا ناشي از شليک گلوله از يک سلاح شکاري کاليبر 12 دولول بود که محمودرضا آن را به سوي سرباز لطفي و همسرش نشانه رفته و ماشه را چکانده بود. لحظاتي پس از طنين انداختن صداي مخوف در کوچه اهالي سراسيمه به سمت ساختمان شماره 30 دويدند و برادر مهرانگيز نيز وارد حياط شد و ناگهان پيکرهاي نيمه جان سرباز پليس و خواهرش را که به شدت خونريزي داشتند، مشاهده کرد.
برادر مهرانگيز درباره اين صحنه به خبرنگار ما گفت؛ زماني که وارد حياط شدم و ديدم خواهرم و سرباز جوان نقش زمين شده اند، شوکه شدم. صحنه وحشتناکي بود. اولين چيزي که به ذهنم رسيد اين بود که با 110 تماس بگيرم و بعد بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم.
دقايقي پردلهره
با تماس تلفني اين مرد گروه هاي ويژه پليس و مرکز اورژانس تهران آژيرکشان به سمت محل حادثه حرکت کردند و آنها زماني وارد کوچه بهارک شدند که مهرانگيز بر اثر شليک گلوله جان باخته بود و سرباز جوان در وضعيت وخيمي به سر مي برد. به اين ترتيب الياس لطفي به سرعت به بيمارستان انتقال يافت و لحظاتي بعد زنگ تلفن ولي الله حسيني بازپرس کشيک جنايي تهران و اداره ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهي به صدا درآمد و از آنان خواسته شد تا با سرعت خود را به قربانگاه زن 37 ساله برسانند. در چنين شرايطي که وحشت و اضطراب بر کوچه بهارک چيره شده بود، نخستين پرسشي که پيش روي تيم ويژه پليس قرار گرفت سرنوشت قاتل تفنگ به دست بود.
کارآگاهان که احتمال مي دادند محمودرضا در خانه خود سنگر گرفته و آماده است تا جنايتي ديگر را در پرونده خود به ثبت برساند به دو گروه تقسيم شدند و خانه را از روبه رو و حياط خلوت به محاصره در آوردند و در عملياتي هماهنگ از دو طرف به داخل آپارتمان طبقه همکف هجوم بردند اما برخلاف تصورشان خبري از مرد مسلح نبود و آنها لحظه يي بعد جسد بي جان اين مرد را کف زمين در کنار اوپن آشپزخانه پيدا کردند.
محمودرضا که مي دانست به پايان خط رسيده است با شليک گلوله يي از سلاح دولول خود به استقبال مرگ شتافته بود تا با اين اقدامش به پرونده جنايت هولناک خود مهر مختومه حک کند. کارآگاهان پس از کشف جسد مرد 40 ساله به بازرسي از خانه وي پرداختند و مجوز سلاح شکاري اين مرد را که تنها چند روز به پايان تاريخ اعتبار آن باقي مانده بود به همراه تعداد زيادي فشنگ و کلکسيوني از چاقو کشف کردند. در واقع آخرين استفاده محمود از مجوز سلاح شکاري اش حاصلي جز قتل همسر و مرگ خودش در پي نداشت. در شرايطي که تيم ويژه يي از کارآگاهان در صحنه جنايت حضور داشتند سرباز لطفي روي تخت بيمارستان با مرگ دست و پنجه نرم مي کرد و پزشکان بيمارستان تهرانپارس که جان وي را در خطر مي ديدند به سرعت او را به اتاق عمل منتقل کردند و اين جوان تحت عمل جراحي قرار گرفت.
حادثه از زبان شاهدان
زن جواني که در طبقه سوم ساختمان شماره 30 سکونت دارد درباره اين حادثه گفت؛ به محض شنيدن صداي گلوله سراسيمه به سمت پنجره رفتم و جسدهاي خون آلود يک سرباز و زن همسايه مان را ديدم. صحنه وحشتناکي بود و جسد مهرانگيز تا ساعت 5 بعدازظهر در حياط روي زمين مانده بود. وي افزود؛ محمودرضا از دو سال پيش در اين خانه زندگي مي کرد و پس از ازدواج نيز همسرش را به اينجا آورد اما مهرانگيز از مدتي قبل او را ترک کرده و به خانه پدرش رفته بود و روز حادثه ظاهراً براي بردن جهيزيه اش مراجعه کرده بود. بنابر اين گزارش هم اکنون تحقيقات براي روشن شدن جزئيات بيشتر اين جنايت هولناک ادامه دارد.