شنبه، 23 دي 1385 - شماره 1306
   
 
صفحه نخست :: اخبار :: حوادث
ساعت 45 / 10 صبح پنجشنبه در تهرانپارس به وقوع پيوست
مردي پس از قتل همسرش و مجروح کردن يک سرباز خودکشي کرد
جنايت جنون آميز در ساختمان شماره 30


گروه حوادث؛ مردي در اقدامي جنون آميز پس از به قتل رساندن همسرش و مجروح کردن يک سرباز نيروي انتظامي با شليک گلوله به زندگي خود پايان داد. به گزارش خبرنگار ما اين حادثه خونين ساعت 45/10 صبح روز پنجشنبه به دست مردي 40 ساله به نام محمودرضا رقم خورد و ساختمان شماره 30 کوچه بهارک، خيابان مهران واقع در تهرانپارس به خون کشيده شد.

شکايت

سناريوي اين جنايت دلخراش زماني کليد خورد که مهرانگيز- زن 37 ساله- به خاطر اختلافات خانوادگي که با محمودرضا- شوهر خود- داشت تصميم گرفت عليه وي شکايت کند. مهرانگيز در حالي که فقط 9 ماه از آغاز زندگي مشترکش مي گذشت خود را گرفتار شده در بن بستي مي ديد که براي رهايي از آن چاره يي جز اعلام شکايت و درخواست طلاق نداشت. به همين خاطر صبح روز حادثه زن 37 ساله به همراه برادر خود به کلانتري 136 فرجام رفت و عليه شوهرش شکايت کرد اما از آنجا که محل زندگي اين زن و همسرش در محدوده استحفاظي اين کلانتري نبود افسر نگهبان نامه يي به وي داد و از او خواست به کلانتري 126 تهرانپارس مراجعه کند.

به اين ترتيب مهرانگيز و برادرش راهي کلانتري 126 شدند و اين زن در آنجا اقدام به طرح شکايت عليه محمودرضا کرد. افسر نگهبان نيز با تنظيم احضاريه يي آن را به دست يکي از سربازان خود به نام الياس لطفي سپرد و از وي خواست به همراه مهرانگيز و برادرش سراغ مرد 40 ساله برود و احضاريه را به او ابلاغ کند.

نامه يي روي در چوبي

حدود ساعت 40/10 سرباز وظيفه الياس لطفي به همراه زن و مرد شاکي وارد کوچه بهارک شدند و مامور پليس و مهرانگيز با پياده شدن از خودرو به سمت خانه شماره 30 حرکت کردند. برادر زن جوان نيز مشغول پارک کردن اتومبيلش شد.

پس از آنکه مامور پليس و مهرانگيز به طبقه همکف ساختمان 5 طبقه رسيدند هرچه زنگ زدند محمودرضا در را به روي آنها نگشود. به همين خاطر مامور کلانتري به ناچار احضاريه را با چسب روي در چوبي قهوه يي رنگ خانه چسباند و به همراه مهرانگيز به سمت در خروجي ساختمان به راه افتاد. هنگامي که سرباز وظيفه و مهرانگيز پاي خود را به حياط ساختمان که آنها را به سوي در خروجي هدايت مي کرد، گذاشتند ناگهان در چوبي قهوه يي رنگ با صداي خفيفي باز شد و بدون اينکه آن دو فرصت نگاه کردن به پشت سرشان را پيدا کنند صداي هولناکي به هوا برخاست. اين صدا ناشي از شليک گلوله از يک سلاح شکاري کاليبر 12 دولول بود که محمودرضا آن را به سوي سرباز لطفي و همسرش نشانه رفته و ماشه را چکانده بود. لحظاتي پس از طنين انداختن صداي مخوف در کوچه اهالي سراسيمه به سمت ساختمان شماره 30 دويدند و برادر مهرانگيز نيز وارد حياط شد و ناگهان پيکرهاي نيمه جان سرباز پليس و خواهرش را که به شدت خونريزي داشتند، مشاهده کرد.

برادر مهرانگيز درباره اين صحنه به خبرنگار ما گفت؛ زماني که وارد حياط شدم و ديدم خواهرم و سرباز جوان نقش زمين شده اند، شوکه شدم. صحنه وحشتناکي بود. اولين چيزي که به ذهنم رسيد اين بود که با 110 تماس بگيرم و بعد بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم.

دقايقي پردلهره

با تماس تلفني اين مرد گروه هاي ويژه پليس و مرکز اورژانس تهران آژيرکشان به سمت محل حادثه حرکت کردند و آنها زماني وارد کوچه بهارک شدند که مهرانگيز بر اثر شليک گلوله جان باخته بود و سرباز جوان در وضعيت وخيمي به سر مي برد. به اين ترتيب الياس لطفي به سرعت به بيمارستان انتقال يافت و لحظاتي بعد زنگ تلفن ولي الله حسيني بازپرس کشيک جنايي تهران و اداره ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهي به صدا درآمد و از آنان خواسته شد تا با سرعت خود را به قربانگاه زن 37 ساله برسانند. در چنين شرايطي که وحشت و اضطراب بر کوچه بهارک چيره شده بود، نخستين پرسشي که پيش روي تيم ويژه پليس قرار گرفت سرنوشت قاتل تفنگ به دست بود.

کارآگاهان که احتمال مي دادند محمودرضا در خانه خود سنگر گرفته و آماده است تا جنايتي ديگر را در پرونده خود به ثبت برساند به دو گروه تقسيم شدند و خانه را از روبه رو و حياط خلوت به محاصره در آوردند و در عملياتي هماهنگ از دو طرف به داخل آپارتمان طبقه همکف هجوم بردند اما برخلاف تصورشان خبري از مرد مسلح نبود و آنها لحظه يي بعد جسد بي جان اين مرد را کف زمين در کنار اوپن آشپزخانه پيدا کردند.

محمودرضا که مي دانست به پايان خط رسيده است با شليک گلوله يي از سلاح دولول خود به استقبال مرگ شتافته بود تا با اين اقدامش به پرونده جنايت هولناک خود مهر مختومه حک کند. کارآگاهان پس از کشف جسد مرد 40 ساله به بازرسي از خانه وي پرداختند و مجوز سلاح شکاري اين مرد را که تنها چند روز به پايان تاريخ اعتبار آن باقي مانده بود به همراه تعداد زيادي فشنگ و کلکسيوني از چاقو کشف کردند. در واقع آخرين استفاده محمود از مجوز سلاح شکاري اش حاصلي جز قتل همسر و مرگ خودش در پي نداشت. در شرايطي که تيم ويژه يي از کارآگاهان در صحنه جنايت حضور داشتند سرباز لطفي روي تخت بيمارستان با مرگ دست و پنجه نرم مي کرد و پزشکان بيمارستان تهرانپارس که جان وي را در خطر مي ديدند به سرعت او را به اتاق عمل منتقل کردند و اين جوان تحت عمل جراحي قرار گرفت.

حادثه از زبان شاهدان

زن جواني که در طبقه سوم ساختمان شماره 30 سکونت دارد درباره اين حادثه گفت؛ به محض شنيدن صداي گلوله سراسيمه به سمت پنجره رفتم و جسدهاي خون آلود يک سرباز و زن همسايه مان را ديدم. صحنه وحشتناکي بود و جسد مهرانگيز تا ساعت 5 بعدازظهر در حياط روي زمين مانده بود. وي افزود؛ محمودرضا از دو سال پيش در اين خانه زندگي مي کرد و پس از ازدواج نيز همسرش را به اينجا آورد اما مهرانگيز از مدتي قبل او را ترک کرده و به خانه پدرش رفته بود و روز حادثه ظاهراً براي بردن جهيزيه اش مراجعه کرده بود. بنابر اين گزارش هم اکنون تحقيقات براي روشن شدن جزئيات بيشتر اين جنايت هولناک ادامه دارد.

با پايان يافتن جست وجوها
علت انفجار مرموز کرمان ناشناخته باقي ماند
گروه حوادث؛ با گذشت سه روز از انفجار مرموز در ارتفاعات کرمان هنوز علت اين حادثه مشخص نشده و اين در حالي است که تحقيقات در اين رابطه به پايان رسيده است. معاون سياسي و امنيتي استانداري کرمان در اين باره گفت؛ به رغم جست وجوهاي فراوان نشانه يي از شي ء مشاهده شده در آسمان کرمان به دست نيامده است. اين حادثه ساعت 30/6 صبح روز چهارشنبه در رشته کوه بارز کرمان به وقوع پيوست و شدت آن به حدي بود که مردم چندين شهر و روستاي کرمان و يزد متوجه صداي مهيبي که همراه با نوري شديد بود، شدند. در ساعات اوليه پس از وقوع حادثه سه فرضيه تغييرات جوي، سقوط هواپيما يا شهاب سنگ از سوي مسوولان و مقامات مختلف مطرح اما هر سه آنها رد شد و جست وجوها براي يافتن منشاء اين حادثه ادامه پيدا کرد. ابوالقاسم نصراللهي -معاون سياسي و امنيتي استانداري کرمان- روز گذشته با بيان اينکه جست وجوي هوايي و زميني براي پيدا کردن محل سقوط يا انفجار تا عصر پنجشنبه ادامه يافت، افزود؛ «ماهيت اين شي ء براي ما نامشخص است و هيچ نشانه يي از آن به دست نياورده ايم.» وي افزود؛ «اين اتفاق يک مساله خطرناک نيست و به احتمال زياد يک پديده آسماني يا برخورد شهاب سنگ بوده و به هر حال جست وجوها براي يافتن اين شيء نوراني به پايان رسيده است.» پيش از اين شاهدان عيني در گفت وگو با «اعتماد» به تشريح جزئيات اين حادثه پرداخته و از مشاهده تکه هاي نوراني ناپيوسته در آسمان کرمان خبر داده بودند. محمدعلي شمس الديني جانشين کلانتري 13 بخش راور کرمان که از شاهدان عيني حادثه بود در گفت وگو با خبرنگار ما گفته بود شدت نور به حدي بود که تا شعاع 40 يا 50 کيلومتري را کاملاً روشن کرد. 3 يا 4 تکه نوراني ناپيوسته کنار هم بود. يکي ديگر از شاهدان نيز از مشاهده سه نور ممتد قرمز، صورتي و سفيدرنگ خبر داده بود. اين حادثه در حالي به وقوع پيوست که چند روز پيش از آن مردم رفسنجان نيز از وقوع چنين پديده يي خبر داده بودند.

هم اکنون با پايان يافتن تحقيقات درباره اين حادثه علت آن نامشخص و مرموز باقي مانده است.
قاتل راننده هاي مسافرکش در ملاءعام به دار آويخته شد
نگران 4 دخترم هستم

حميد بارورز، اصفهان؛ مرد جنايتکاري که دو راننده مسافرکش را به قتل رسانده بود بامداد روز پنجشنبه گذشته در ملاءعام به دار مجازات آويخته شد.

به گزارش خبرنگار ما قاتل 36 ساله که عليرضا نام دارد 5 سال پيش در دو جنايت مشابه دو راننده مسافرکش را به قتل رساند و پس از دستگيري به قصاص محکوم شد.

حکم اين قاتل که به تاييد ديوان عالي کشور رسيده بود ساعت 30/6 بامداد پنجشنبه در ملاءعام اجرا شد.

عليرضا 17 تيرماه سال 80 يک دستگاه پيکان استيشن را که مرد 65 ساله يي به نام رجبعلي کمالي رانندگي آن را به عهده داشت به صورت دربست کرايه کرد تا به روستاي هوره که در شرق اصفهان قرار دارد، برود.

عليرضا در ميان راه مقتول را به يکي از باغ هاي ميوه دعوت کرد و از او خواست تا کمي ميوه بخورد. وي سپس رجبعلي را به گوشه يي از باغ برد و او را به زمين کوبيد و با کمربند شلوار، مرد 65 ساله را خفه کرد و پس از سرقت خودرو پا به فرار گذاشت.

اين جنايتکار در آذرماه همان سال در ميدان طوقچي اصفهان سر راه مسافرکش ديگر قرار گرفت و با پيشنهاد مبلغ سه هزار و 500 تومان از راننده که مرد 69 ساله يي به نام نيازعلي رئيسي بود خواست تا او را به زفره برساند.

عليرضا در ميان راه اين راننده را نيز کشت و خودرواش را به سرقت برد اما سه روز بعد از سوي پليس دستگير شد.

اين مرد پس از انتقال به پليس آگاهي به جرم خود اعتراف کرد و سرانجام در دي ماه سال 80 از سوي قاضي جعفر هاشمي-رئيس شعبه 106 دادگاه عمومي جزايي اصفهان- به دو بار قصاص در

ملاء عام محکوم شد و اين حکم در روز 25 تير سال گذشته از سوي قضات شعبه 39 ديوان عالي کشور به تاييد رسيد.

عليرضا بامداد پنجشنبه هنگامي که به مقابل ترمينال جي اصفهان - محل اجراي حکم- منتقل شد پيش از آنکه بالاي چوبه دار برود به خبرنگار ما گفت؛ «من از مرگ نمي ترسم فقط نگران فرزندانم هستم. من 4 دختر دارم که بزرگ ترين آنها 13 ساله است.»

عليرضا سپس در حالي که از جنايات خود اظهار پشيماني کرد بالاي چوبه دار رفت و به اين ترتيب پرونده زندگي مرد جنايتکار براي هميشه بسته شد.

عناوين اين صفحه
جنايت جنون آميز در ساختمان شماره 30
علت انفجار مرموز کرمان ناشناخته باقي ماند
نگران 4 دخترم هستم
عدم ارتباط بخش هاي ماموريتي پليس امنيت اجتماعي را به خطر مي اندازد
دستگيري داروسازي که داروهاي تقلبي توزيع مي کرد
کشف جسد سوخته در پاسداران
سرقت 15 هزار توماني با اسلحه پلاستيکي
نوجوان 15ساله مزاحم تلفني پرستاران بيمارستان بود
دو کارگر زنده به گور شدند

سردار رادان؛
عدم ارتباط بخش هاي ماموريتي پليس امنيت اجتماعي را به خطر مي اندازد
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت؛ در صورتي که در نيروي انتظامي ارتباط صحيحي بين بخش هاي ماموريتي ايجاد نشود، امنيت اجتماعي تامين نخواهد شد و همين امر موجب نگراني مردم مي شود. به گزارش ايلنا، سردار احمد رادان فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ، در سومين همايش سراسري مديران و کارشناسان دواير اجتماعي کلانتري ها و مراکز مشاوره فرماندهي انتظامي تهران بزرگ گفت؛ ماموريت ها در نيروي انتظامي با دو نگاه پيشگيري اجتماعي و انتظامي انجام مي شود. وي افزود؛ مشکل اصلي سيستم هاي اجرايي در کشور عدم هماهنگي و هم پوشاني بخش هاي مختلف يک سيستم است و در بيشتر موارد به جاي آن که اين بخش ها مکمل يکديگر باشند، در مقابل هم قرار مي گيرند. رادان با اشاره به اين که پيشگيري اجتماعي بر پيشگيري انتظامي اولويت دارد، خاطرنشان کرد؛ در پيشگيري انتظامي با جسم افراد برخورد مي شود؛ اما در پيشگيري اجتماعي بر ذهن و افکار انسان ها غلبه مي کنيم که اين موضوع، سختي پيشگيري انتظامي را مشخص مي کند. فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ يادآور شد؛ فعاليت کارشناسان و مددکاران پيشگيري انتظامي در بسياري موارد مهم تر از برنامه هاي ساير قسمت هاي نيروي انتظامي است و وظيفه اين افراد برآورده کردن انتظارات مردم است و اين وظيفه مي تواند عمليات را براي نيروهاي ديگر سازمان تعيين کند.


دستگيري داروسازي که داروهاي تقلبي توزيع مي کرد
پزشکي که با همدستي برادرزنش اقدام به تهيه و توزيع غيرقانوني دارو و لوازم آرايشي و بهداشتي مي کرد دستگير شد. به گزارش مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي استان تهران سردار رضا زارعي در تشريح روند دستگيري متهمان اين پرونده گفت؛ به دنبال دريافت گزارشي مبني بر اينکه افرادي تحت پوشش يک شرکت در کرج در زمينه تهيه و توزيع دارو و لوازم آرايشي و بهداشتي قاچاق فعاليت مي کنند و با توجه به حساسيت موضوع به ماموران پليس آگاهي استان تهران ماموريت داده شد تا تحقيقات ويژه يي را در اين خصوص آغاز کنند. سردار زارعي ادامه داد؛ ماموران پليس پس از يکسري اقدامات اطلاعاتي، شرکت مورد نظر را در طبقه دوم يک داروخانه شبانه روزي در منطقه رجايي شهر کرج شناسايي کردند و با تحت کنترل قرار دادن فعاليت ها در آن متوجه شدند، پزشک داروساز همان داروخانه عامل اصلي تهيه و توزيع دارو و لوازم آرايشي و بهداشتي قاچاق در اين شرکت است و اين در حالي بود که پليس در ادامه پيگيري ها پي برد مدير عاملي شرکت مورد نظر بر عهده برادرزن دکتر داروساز است. رئيس پليس استان تهران در ادامه تشريح اين پرونده اظهار کرد؛ با بررسي هاي انجام شده و استعلامات لازم مشخص شد که فعاليت اين شرکت به دليل آنکه فاقد هرگونه مجوز دولتي و غيرقانوني است و پزشک متهم به نام «ه. الف.» با همدستي برادر همسرش «م. ر.» که مدير عاملي شرکت به نام او ثبت شده بود، تحت پوشش اين شرکت با بستن قرارداد با شرکت هاي توليدکننده دارو در کشور اقدام به تهيه و توزيع دارو، لوازم آرايشي و بهداشتي و الکل سفيد قاچاق مي کردند و محصولات غيرمجاز خود را به صورت گسترده در بين داروخانه ها و فروشگاه هاي سطح تهران و شهرستان هاي اطراف پخش مي کردند. سردار زارعي تصريح کرد؛ با روشن شدن فعاليت مجرمانه اين داروساز و برادر همسرش، سرانجام کارآگاهان پليس استان تهران با هماهنگي مراجع قضايي شرکت مورد نظر را مورد بازرسي قرار دادند و ضمن کشف مقادير قابل توجهي دارو، لوازم آرايشي و بهداشتي و الکل سفيد قاچاق به ارزش 150 ميليون ريال، هر دو متهم اين پرونده را دستگير کردند. رئيس پليس استان تهران افزود؛ در بازجويي هاي پليسي به عمل آمده از «ه. الف.» و با بررسي اسناد و مدارک مکشوفه از شرکت مشخص شد اين شخص در سال 82 شرکتي در زمينه تهيه و توزيع دارو و فرآورده هاي دارويي به آدرس منزل مسکوني اش در شهرک غرب تهران به ثبت رسانده و بدون آنکه مجوزي از وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکي کشور اخذ کند، با سوءاستفاده از تخصص و موقعيت شغلي خود به صورت غيرقانوني با همدستي برادر همسرش با تهيه دارو و لوازم آرايشي و بهداشتي و الکل سفيد قاچاق با قيمت پايين، آنها را از طريق دلال هاي فروشنده دارو در بازارهاي تهران به قيمت بسيار بالا به داروخانه ها و فروشگاه ها مي فروخته است. به گفته سردار زارعي، با توجه به اين که «ه. الف.» پزشک بوده و به قوانين و مقررات مربوطه کاملاً آشنايي داشته، پس از آنکه شرکت ثبت شده اش در بين داروخانه ها و شرکت هاي توليدکننده دارو شهرت و مشتري هاي فراواني پيدا مي کند، به منظور اين که اقداماتش برملا نشود، با زيرکي خاص اوايل سال 85 در روزنامه هاي رسمي کشور اقدام به انحلال شرکت ثبت شده کرده و همزمان با آن به همان شيوه و همان آدرس قبلي، شرکت ديگري با مدير عاملي برادر همسرش در تهران ثبت کرده است و به اين ترتيب همچون گذشته براي دسترسي بهتر و بيشتر در طبقه بالاي محل کارش در کرج به فعاليتش ادامه داد تا اين که دستگير شد.


کشف جسد سوخته در پاسداران
کشف جسد سوخته مرد مجهول الهويه در پاسداران پليس جنايي تهران را با پرونده قتل ديگري مواجه کرد.

سرهنگ مهدي احمدي رئيس مرکز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در اين خصوص گفت؛ حدود ساعت 30/19 چهارشنبه شب گذشته، در پي اعلام مرکز 110 مبني بر کشف يک جسد در خيابان پاسداران بلافاصله ماموران کلانتري 124 قلهک براي بررسي موضوع به محل مورد نظر اعزام شدند.

ماموران کلانتري به محض حضور در منزل مسکوني مورد نظر با جسد مرد مجهول الهويه يي مواجه شدند که 80 درصد بدنش سوخته و به حالت درازکش روي زمين افتاده بود. اين در حالي بود که بر اثر سوختگي شديد و گذشت چندين روز از مرگ، جسد در حال متلاشي شدن بود.

سرهنگ احمدي افزود؛ پليس پس از مشاهده اين صحنه با احتمال وقوع قتل بلافاصله موضوع را تحت بررسي قرار داد، اما در بازرسي از منزل هيچ گونه مدارک و اسناد شناسايي متوفي به دست نيامد.

بدين ترتيب موضوع به بازپرس ويژه قتل اطلاع داده شد و پس از هماهنگي مقام قضايي، اکيپي از ماموران تشخيص هويت و اداره دهم پليس آگاهي تهران در محل کشف جسد حضور يافتند و اقدامات قانوني براي انتقال جسد به پزشکي قانوني و بررسي آن از سوي کارشناسان صورت گرفت.در همين حال کارشناسان پزشکي قانوني در معاينه از جسد اعلام کردند متوفي از ناحيه گلو و پهلو مورد اصابت چاقو قرار گرفته است.

بر اين اساس با توجه به گزارش پزشکي قانوني، پرونده يي در اين رابطه تشکيل و تحقيقات پليس با توجه به وقوع قتل آغاز شد.


سرقت 15 هزار توماني با اسلحه پلاستيکي
پسر معتادي که براي 15 هزار تومان اقدام به سرقت مسلحانه با اسلحه پلاستيکي کرده بود، دستگير شد.

ساعت 30/21 روز پنجشنبه گذشته صاحب مغازه يي در خيابان 20 متري «افسريه» طي تماسي با کلانتري 156 «افسريه» گفت پسري با تهديد سلاح کلت کمري قصد سرقت از مغازه او را دارد.

به اين ترتيب ماموران به محل مورد نظر رفتند و متهم جوان به نام «مرتضي» را دستگير کردند.

اين در حالي بود که در جريان پيگيري ها مشخص شد اسلحه يي که متهم از آن استفاده کرده، پلاستيکي است. بر اساس اين گزارش صاحب مغازه در تشريح ماجرا به ماموران گفت؛ قصد بستن مغازه ام را داشتم که پسر جواني در حالي که يک سلاح کلت در دستش بود، وارد شد و درخواست 15 هزار تومان پول از من کرد. وي افزود؛ من نيز در فرصتي مناسب با پليس تماس گرفتم و تا رسيدن پليس، او را معطل کردم.


نوجوان 15ساله مزاحم تلفني پرستاران بيمارستان بود
گروه حوادث؛ نوجوان 15ساله يي که به بهانه مشاوره ازدواج مزاحم پرستاران يک بيمارستان خصوصي مي شد، دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما اين نوجوان که ميلاد نام دارد از حدود 4 ماه هر روز با يک بيمارستان خصوصي در مرکز تهران تماس مي گرفت و به طور متوسط نيم ساعت با پرستاران مشغول صحبت مي شد و درباره ازدواج از آنها سوالاتي مي پرسيد. مزاحمت هاي ميلاد سبب شد پرستاران که از او به ستوه آمده بودند از طريق مسوولان بيمارستان عليه اين مزاحم تلفني شکايت کنند.

در نهايت با رديابي هاي تلفني ميلاد دستگير شد و در بازجويي ها گفت؛ من قصد ايجاد مزاحت نداشتم و فقط مي خواستم اطلاعاتي درباره ازدواج به دست آورم. من به پرستارهاي بيمارستان هم گفته بودم که قصد ازدواج دارم. اما در اين زمينه اطلاعات خاصي ندارم چون فکر مي کردم که پرستاران زن به اين مسائل آگاهند و مي توانند به من در اين زمينه کمک کنند، با آنها تماس مي گرفتم. پس از اظهارات اين نوجوان پرونده وي به دادسراي اطفال ارجاع شد و داديار شعبه 3 دادگاه اطفال درباره پرونده اين نوجوان به خبرنگار ما گفت؛ فعلاً راي براي ميلاد صادر نشده ولي قرار مجرميت صادر شده است تا براي او دادگاه تشکيل شود.


دو کارگر زنده به گور شدند
گروه حوادث؛ ريزش ديوار يک حسينيه در حال ساخت جان دو کارگر را گرفت. «تشکر» مدير روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران دراين باره به خبرنگار ما گفت؛ ساعت 45/21 دقيقه پنجشنبه گذشته ديوار يک حسينيه در حال ساخت واقع در خيابان

17 شهريور فرو ريخت و دو کارگر به نام هاي حسين 34 ساله و عليرضا 55 ساله زير آوار مدفون شدند.

وي افزود؛ پس از اين اتفاق بلافاصله ماموران آتش نشاني به محل حادثه رفتند و اجساد دو کارگر را از زير آوار بيرون کشيدند.


روزنامه اعتماد
faranamlogo