
گروه اجتماعي، شبنم رحمتي؛دومين دوره شوي زنده لباس اسلامي در تهران در حالي برگزار شد که براي نخستين بار در ايران خسرو دانشجو استاندار تهران، حجت الاسلام صاحبي مشاور فرهنگي او و حجت الاسلام ملانوري مديرکل شوراي فرهنگ عمومي کشور نيز شاهد نمايش زنده مانکن هاي زن اسلامي بودند و به اين ترتيب مي توان اميدوار بود در اين حوزه نيز روزنه يي تازه براي فعاليت زنان گشوده شده باشد. هر چند حضور آقاي صفار هرندي وزير ارشاد در اين جلسه مي توانست به فعاليت برگزارکنندگان رسميت بيشتري ببخشد، اما به رغم تاکيد فراواني که درباره حضور ايشان صورت مي گرفت تا آخرين لحظه ها نيز در اين مراسم ديده نشد.دوره اول اين برنامه که جشنواره «زنان سرزمين من» نام داشت، تيرماه سال گذشته از سوي دفتر امور بانوان استانداري تهران برپا شد. براي دوره دوم، سازمان هاي ديگري چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ميراث فرهنگي و گردشگري نيز قدم پيش گذاشته بودند تا نتيجه بهتري حاصل و از «شيطنت هاي سياسي» به قول استاندار کاسته شود. دانشجو در سخنراني خود در سالن همايش هاي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان با انتقاد از اين شيطنت ها گفت؛ «استفاده از پوشش مناسب براي زنان، يک بحث فرهنگي است. از همه دوستان خواهش مي کنم آن را سياسي نکنند.» او با اشاره به اينکه ما دلمان براي فرهنگ جامعه مي سوزد، از همه اقشار مردم به خصوص «علما و روحانيون» درخواست کرد؛ «اگر اشتباهي در کار ما وجود دارد، ما را راهنمايي کنيد. حتماً به راهنمايي ها عمل مي کنيم.»

اما با اين حال تاکيد کرد؛ «ما کار فرهنگي مي کنيم، از همه جناح هاي سياسي خواهش مي کنم فرهنگ جامعه را وارد بازي هاي سياسي نکنيد.»
استاندار تهران که در سخنانش بارها عملکرد خانم فرخناز قندفروش مشاور وزير کشور و استاندار در امور بانوان و همسر آقاي مجتبي ثمره هاشمي را مي ستود از مساله محدوديت استفاده از رنگ هاي زنده در پوشش امروز زنان انتقاد کرد و گفت؛ «ما نبايد زنان جامعه را به يک پوشش واحد اجبار کنيم. آنها بايد با ارائه تنوع در پوشش اسلامي در انتخاب خود آزاد باشند، درست مثل همان چيزي که ما براي مردان قائل هستيم.» او اضافه کرد؛ «بازگرداندن رنگ هاي شاد در طرح هاي لباس، نه حدود شرعي را مختل مي کند و نه حتي حدود شرعي رنگ خاصي را مشخص کرده است. من حتي قائل به اين نيستم که حتماً از رنگ تيره استفاده شود. ما دنبال اين هستيم که لباس زيبا با رنگ مناسب وارد بازار شود و زن ها قدرت انتخاب داشته باشند.»
خانم قندفروش مسوول اصلي برگزاري اين جشنواره که همواره با چادر مشکي ديده شده است، در سخنان کوتاه خود همان اهداف جشنواره اول را براي دومين دوره هم تکرار کرد؛ اهدافي چون ايجاد موسسه فرهنگي هنري براي فرهنگ سازي، راه اندازي بانک اطلاعاتي از همه طراحان و حمايت از آنها، تشکيل کميته براي تحقيق و پژوهش در اين زمينه و همکاري با طراحان و پژوهشگران براي غنا بخشيدن به حرکت جمعي در اين حوزه.
هدف تازه يي که براي اين دوره جشنواره عنوان شد ايجاد تعامل با زنان کشورهاي اسلامي بود و اينکه براي رسيدن به چنين تعاملي قرار است جشنواره «زنان سرزمين من» بين المللي شود و اگر دست دهد از سال آينده با حضور تعدادي از کشورهاي اسلامي اين پروژه کليد خواهد خورد.
قندفروش اشاره کرد که در نخستين جشنواره نمايش زنده لباس، 20 مدل چادر و 120 مدل مانتو به نمايش درآمده و در دومين جشنواره بازديدکنندگان مي توانند از 10 مدل چادر و 150 مدل مانتو و لباس کار ديدن کنند. وي علاوه بر اين افزود که بيش از 97 درصد بازديدکنندگان از جشنواره اول درخواست کرده اند اين برنامه دوباره تکرار شود.
به غير از اينها او وعده داد که هر سال از مجموعه طرح هاي ارائه شده در جشنواره، يک مدل به عنوان مدل سال لباس زنان انتخاب شود. قندفروش در پاسخ به اين سوال اعتماد که اعتبار تخصيص يافته به اين جشنواره چقدر است، گفت؛ «الان نمي دانم رقم دقيق چقدر است ولي مطمئن باشيد خيلي رقم بالايي نيست.» پرسيدم؛ همان رقم تخميني را بگوييد، گفت؛ «چون با مشارکت چند سازمان برگزار مي شود رقم ناچيزي است.»
در همين حال يک مقام آگاه در اين حوزه که نخواست نامش فاش شود درباره اعتبار اين جشنواره گفت؛ «اعتبار اين دوره اصلاً با دوره اول قابل مقايسه نيست. دوره اول 120 ميليون بودجه داشت اما براي اين دوره فقط 30 ميليون بودجه اختصاص داده شده است.» البته به گفته اين مقام آگاه، قسمت زيادي از اين بودجه به مانکن ها تعلق مي گيرد. آنها براي هر بار رفتن روي صحنه (دفيله) بين 15 تا 20 هزار تومان مي گيرند. يعني اگر تا آخر بعدازظهر ديروز که قرار بود شوي زنده براي همسران سفرا در تهران برگزار شود 10 بار روي صحنه بروند 200 هزار توماني درمي آورند.
شوي مد
چراغ هاي سالن را که خاموش کردند و نورهاي مخفي را روشن، بعد از تاخير يک ساعته اول برنامه دل حضار قرص شد که الان شروع مي شود. چون بارها اتفاق افتاده که در ايران چنين برنامه هايي در لحظه آخر از قول وزير يا رئيس بالادستي کنسل شده باشد. اما موزيک متن ملايم و دودهايي که جلوي صحنه به رقص درآمدند راه را براي ورود نخستين مانکن بازکردند.
اگر اشتباه نکنم اين نخستين بار بود که دو روحاني در کنار يک مقام ارشد دولتي نمايش زنده لباس زنان را از نزديک تماشا مي کردند. دور تا دور سالن هم که به اندازه 60 نفري فضا داشت عموماً خبرنگارها و خانم هايي نشسته بودند که از طرف اداره هاي دولتي به نمايندگي از سوي خانم هاي همکارشان آمده بودند. دو زن چادري يکي جوان و ديگري ميانسال هم طرفين من نشسته بودند. قبل از ورود مانکن ها، زن جوان از من پرسيد؛ «شنيده ام اين مانکن ها با روش خاصي راه مي روند و کلي ناز و عشوه در راه رفتنشان هست. به نظر شما اين درست است؟» قبل از اينکه من جواب بدهم زن ميانسال گفت؛ «من ديده ام. مثل مدل هاي ماهواره يي راه مي روند.» در اين لحظه اولين مدل زنده وارد و در حالي که مي خراميد از جلوي ما رد شد. زن جوان محجبه بلافاصله گفت؛ «اين که کلي آرايش دارد.» عکاسان روي صورت دختر زوم کردند و او چرخي زد و برگشت. يک چادر سياه سرش بود که جلوي آن کمي مدل داشت.
دو روحاني و استاندار سر در گوش هم برده بودند و مي توانستي خنده شان را از تکان خوردن شانه هايشان دريابي. مانکن دوم و سوم و چهارم که آمدند و رد شدند زن جوان همان ترجيع بند -اين که کلي آرايش دارد- را تکرار کرد. وقتي با نگاه استفهام آميز من روبه رو شد، گفت؛ «به هر کدامشان مي گويم تا همه اعتراض مرا شنيده باشند.» بعد از اينکه مدل هاي چادر به نمايش درآمد نوبت به مدل هاي سبک تر رسيد. مانکن هاي جوان که همه از دانشجويان دانشکده طراحي لباس و برگزيده براي اين جشنواره بودند به ترتيب روي صحنه ظاهر مي شدند و با ظهور آنها اظهار نظر اطرافيان به گوش مي رسيد. «اينا رو که نمي شه تو خيابون پوشيد. همه آدمو مسخره مي کنن. اينو که اگه بپوشي پليس آدمو مي گيره، اين که همون چادر دانشجويي خودمونه پس تغييرش کجاست» و چيزهايي از اين قبيل. شو که تمام شد استاندار و همراهانش به پشت صحنه هدايت شدند تا از نزديک با طراحاني که لباس هاي شان به اجرا درآمده بود، ديدار کنند. خانم قندفروش يک قفسه از لباس هايي به غايت زيبا را نزديک استاندار کشيد و گفت؛ «اينها طرح هاي خانم... است که جزء بهترين طراحان ما هستند و الان دوبي به شدت دنبال ايشان است تا بتواند از طرح هايش استفاده کند.» انصافاً هم خيلي لباس هاي قشنگي بود که با توجه به قيمتشان هم بسيار مناسب به نظر مي رسيدند.
يکي از طراحان لباس هم که آنجا حضور داشت از استاندار خواهش کرد کمي سعه صدر نشان دهد تا آنها بتوانند با طرح هاي جديد و بديع شان نسل جوان را از مدل هاي ترکيه يي دور کنند. استاندار هم خنديد؛ «ما که اجازه داده ايم.»
در آن سو، مانکن ها پشت صحنه جمع شده بودند و هر چه مي کردند نمي توانستند از حلقه محاصره عکاس ها بگريزند. يکي از آنها را عکاس ها نشانه گرفته بودند که ناگهان صداي خانم مريم زماني مدير داخلي اين شو بلند شد که؛ «مگه نگفته بودم حق نداريد برويد جلوي عکاس ها» و دويد تا مانکن را از جلوي ديد عکاس هايي که داشتند تصوير دختر را توي صفحه مانيتور دوربين هاي ديجيتالشان مي ديدند و مي خنديدند، دور کند.