
گروه حوادث؛ دختر 7 ساله يي که 226 روز راز قتل پدرش را در سينه نگه داشته بود سرانجام مرد جنايتکار را به پليس معرفي و ادعا کرد مادرش نيز در اين جنايت نقش داشته است.
به گزارش خبرنگار ما روز 25 خردادماه سال جاري زن جواني به نام زهره به پايگاه ششم پليس آگاهي تهران مراجعه کرد و از ناپديد شدن شوهرش به نام حسين خبر داد. زن 26 ساله در اظهارات خود گفت؛ دو روز پيش براي انجام کاري از خانه مان واقع در خيابان نيروي هوايي خارج شدم و وقتي برگشتم متوجه شدم اثري از حسين نيست، ابتدا تصور کردم او براي انجام کاري از منزل بيرون رفته است اما هر چه منتظر ماندم خبري از وي نشد و در حالي که نگران شده بودم به خانه همه اقوام و بستگان تلفن زدم اما آنها نيز نمي دانستند حسين به کجا رفته است. در اين دو روز جست وجوهاي من براي يافتن همسرم بي نتيجه ماند و بالاخره تصميم گرفتم موضوع را به پليس اطلاع دهم.
پس از اظهارات زن جوان کارآگاهان تحقيقات خود را براي افشاي راز ناپديد شدن مرد 37 ساله آغاز کردند و به بررسي فرضيه ها و سرنخ هايي پرداختند که احتمال داشت سرنوشت حسين را برايشان فاش کند اما اين تلاش ها بي ثمر ماند و ردي از مرد گمشده به دست نيامد. در حالي که کارآگاهان نتوانسته بودند از سرنوشت حسين ردي پيدا کنند روز پنجشنبه هفته گذشته با گذشت 226 از ناپديد شدن اين مرد، برادر وي به همراه دختر 7 ساله حسين که نگار نام دارد نزد پليس مراجعه کرد و گفت نگار ادعا مي کند مادرش با همدستي مردي به نام امير، حسين را کشته اند. ماموران پس از شنيدن اظهارات اين مرد به تحقيق از دختر 7ساله پرداختند و وي بار ديگر گفته هايش را تکرار و مادرش و امير را به عنوان قاتل پدرش معرفي کرد. به اين ترتيب کارآگاهان به دستور بازپرس شاملو رئيس شعبه اول دادسراي جنايي تهران امير و زهره را به اتهام قتل دستگير کردند. امير در جريان بازجويي ها اتهام خود را پذيرفت و گفت پس از ارتکاب جنايت جسد حسين را در بيابان هاي اطراف قلعه حسن خان سوزانده و رها کرده بود. در پي اعترافات مرد جنايتکار کارآگاهان به بررسي پرونده کشف اجساد مجهول الهويه پرداختند و متوجه شدند يک روز پس از قتل حسين جسد سوخته مرد ناشناسي در حوالي قلعه حسن خان پيدا شده بود که شباهت زيادي به حسين دارد.
دختر 7 ساله چه گفت
پس از اعترافات اوليه امير روز گذشته اين مرد به همراه زهره همسر مقتول و نگار دختر 7 ساله به شعبه اول دادسراي جنايي تهران منتقل شدند و تحت بازجويي قرار گرفتند. نگار در اظهارات خود گفت؛ روز قتل من در خانه بودم که زنگ در به صدا درآمد، پدرم آن موقع خواب بود و مادرم در را باز کرد و امير که از دوستان پدرم بود و ما را به گردش مي برد وارد خانه شد و به سراغ پدرم رفت. وي گفت؛ مادرم که گريه مي کرد شاهد قتل پدرم بود اما جلوي امير را نمي گرفت. آن مرد با چاقو چند ضربه به سر پدرم زد و بعد جسدش را از خانه بيرون برد من در اين مدت درباره قتل پدرم به هيچ کس حرفي نزدم تا اينکه بالاخره تصميم گرفتم موضوع را به عمويم بگويم.
من بي گناهم
در ادامه جلسه بازجويي زهره اتهام همدستي در قتل شوهرش را انکار کرد و گفت؛ امير راننده بود و در آژانس کار مي کرد و از آنجا که شوهرم او را مي شناخت به وي گفته بود هرازگاهي من و دخترم را به گردش ببرد به اين ترتيب آشنايي من و امير آغاز شد و ما در اين مدت با هم دوست بوديم اما رابطه نامشروع نداشتيم. وي افزود؛ حسين مرد بداخلاقي بود و مرا اذيت مي کرد و کتک مي زد به طوري که دو بار مجبور شدم عليه او شکايت کنم و حسين يک بار به پرداخت ديه هم محکوم شد. او مي گفت علاقه يي به من ندارد و از ابتدا نيز قصد داشته با فرد ديگري ازدواج کند ولي چون موفق به اين کار نشده به ازدواج با من رضايت داده است.
حسين هميشه مي گفت من فقط در حد کارگر و مستخدم نگار هستم و حق ندارم خواسته يي داشته باشم اين رفتارهاي همسرم باعث شده بود به شدت احساس کمبود محبت کنم اما با اين وجود امير هميشه به من مي گفت به خاطر دخترم بايد اين اوضاع را تحمل کنم و به جدايي فکر نکنم. زن 26ساله ادامه داد؛ من نه تنها در قتل حسين نقشي نداشتم بلکه در تمام اين مدت اصلاً نمي دانستم چه بلايي بر سر او آمده است. از روزي که شوهرم ناپديد شد امير مرتب به من سر مي زد و روزي بين دو تا سه هزار تومان به عنوان خرجي به من مي داد اما دليل اين کارش را هم نمي دانم و من بي گناهم.
اعترافات امير
پس از اظهارات اين زن، مرد 26 ساله بار ديگر به ارتکاب قتل اقرار کرد و در تشريح جنايت خود گفت؛ روز حادثه به خانه حسين رفتم تا به دخترش بگويم آماده شود تا او را به پارک ارم ببرم اما حسين که به من شک داشت و تصور مي کرد با زهره رابطه دارم آن روز مرا به داخل آپارتمان شان که واقع در طبقه دوم بود، برد و در آنجا شروع به مشاجره با من کرد و هرچه توضيح دادم تصوراتش اشتباه است باور نکرد. آن روز زهره در خانه نبود و دقايقي بعد حسين چاقويي از داخل يک کشو برداشت و با آن به من حمله کرد ولي من از پشت او را گرفتم. حسين در همان شرايط سعي مي کرد دستش را به من برساند و با چاقو مرا بزند. من در يک لحظه دستش را گرفتم و آن را نزديک گلويش گذاشتم و هنگامي که او مي خواست به من ضربه بزند چاقو به گلوي خودش برخورد کرد و ضربه دوم نيز در همين شرايط وارد قلبش شد اما هنوز دست بردار نبود و مي خواست مرا بکشد. براي همين حسين را محکم نگه داشتم تا از حال برود.
اين متهم ادامه داد؛ پس از مرگ حسين جسد او را لاي روفرشي خون آلود پيچيدم و داخل خودروي پرايدم گذاشتم و به بيابان هاي قلعه حسن خان بردم و در آنجا پس از آتش زدن جنازه آن را رها کردم. زهره در اين قتل هيچ نقشي نداشت و از آنجا که من از کشتن پدر نگار عذاب وجدان داشتم خرجي او را پرداخت مي کردم. بنابر اين گزارش هم اکنون امير و زهره در بازداشت به سر مي برند تا تحقيقات تکميلي در اين رابطه انجام شود.