چهارشنبه، 11 بهمن 1385 - شماره 1320
   
 
صفحه نخست :: اخبار :: حوادث
ديوان عالي کشور حکم قصاص دل آرا را تاييد کرد

با به تعويق افتادن آزادي نازنين تلاش وکلاي وي از امروز از سر گرفته مي شود

گروه حوادث؛ در شرايطي که آزادي نازنين با وجود سپردن وثيقه 40 ميليون توماني در آخرين ساعات روز يکشنبه به اتهام اخلال در نظم زندان به تعويق افتاد، منابع آگاه در پرونده يي ديگر اعلام کردند حکم قصاص دل آرا - دختر نقاش متهم به قتل- مورد تاييد قضات ديوان عالي کشور قرار گرفته است. به گزارش خبرنگار ما دل آرا دختر 20ساله يي که متهم است سه سال پيش دختر عموي پدرش را به اتفاق پسر مورد علاقه اش به قتل رسانده با تاييد حکم اعدامش دوباره در آستانه مرگ قرار گرفت. وي يک هفته پيش از اين به دليل فشارهاي شديد روحي و رواني در زندان اقدام به خودزني کرد اما توسط مسوولان زندان از مرگ نجات يافت.

دل آرا در سال 82 ساعاتي بعد از قتل مهين دختر عموي پدرش توسط خانواده اش به پليس تحويل داده شد. وي ابتدا اتهام قتل عمد را قبول کرد و مدعي شد که به تنهايي مهين را به قتل رسانده است اما مدتي بعد منکر جرمش شد و گفت ضربات چاقو را اميرحسين پسر مورد علاقه اش به مقتول وارد کرده است. دل آرا در زندان در نامه يي که خطاب به قاضي پرونده اش نوشت توضيح داد؛ روز حادثه اميرحسين به من گفت يکي از دوستانش سند جعلي خانه مهين را تهيه کرده و قصد دارد خانه را بفروشد. من با اصرار زياد اميرحسين قبول کردم که با هم به خانه مهين برويم تا اميرحسين او را از موضوع باخبر کند. وقتي به خانه مهين رسيديم او مي خواست از ما پذيرايي کند، من اجازه ندادم و گفتم خودم ميوه و چاي مي آورم. به سمت آشپزخانه رفتم که يکدفعه صدايي شنيدم و برگشتم ديدم اميرحسين با چوب ضربه يي به سر مهين زده است. از اتفاقي که افتاده بود شوکه شدم و به اميرحسين اعتراض کردم او با عصبانيت سر من فرياد زد و گفت برو آشپزخانه و چاقو بياور. من هم که به شدت شوکه شده بودم چاقو آوردم نمي دانستم او مي خواهد چه کند. چاقو را بلند کرد و ضربه يي به مهين زد. وقتي ديدم قصد به قتل رساندن مهين را دارد يک ضربه چاقو بر بدن اميرحسين زدم. دستانم از ترس سست شده بود و نمي دانستم در آن شرايط چه بايد بکنم. وقتي اميرحسين مهين را رها کرد که او فوت شده بود. بعد گاوصندوق را باز کرد و هرچه پول و طلا بود داخل کيفش ريخت و فرار کرديم. اين در حالي بود که کيف من در خانه مهين جا مانده بود و از آنجا که اميرحسين حاضر نبود آن را برايم بياورد، به سعيد خواستگار قبلي ام زنگ زدم، او به من قول داد که کمکم کند، وارد خانه مهين شد و کيف را برداشت و برايم آورد. دل آرا در ادامه نامه اش نوشت؛ از طرفي سعيد با پدرم تماس گرفت و در مورد ماجراي قتل مهين چيزهايي گفت و از او باج خواهي کرد. پدرم هم بدون اينکه به من چيزي بگويد با پليس تماس گرفت و حاضر نشد به توضيحاتم گوش دهد. من هم که از خانواده ام طرد شده بودم، تصميم گرفتم اميرحسين را نجات دهم و اتهام قتل را بپذيرم.

اولين دادگاه محاکمه کننده پس از بررسي پرونده، دل آرا را به قصاص محکوم کرد اما اين حکم در ديوان نقض و پرونده به دادگاه اطفال رشت بازگردانده شد ولي دل آرا براي دومين بار به قصاص محکوم شد و در نهايت ديوان عالي کشور پس از بررسي اين پرونده راي قصاص دل آرا را تاييد کرد. خرمشاهي وکيل دل آرا در اين خصوص گفت؛ هنوز حکم به من ابلاغ نشده، در صورتي که اين حکم مورد تاييد قرار گرفته باشد قطعاً به آن اعتراض خواهم کرد چرا که دلايلي بسيار واضح و روشن در پرونده وجود دارد که نشان مي دهد دل آرا قاتل نيست.

نازنين آزاد نشد

آزادي نازنين دختر 19 ساله ديگري که به خاطر دفاع از خود در برابر پسري که قصد تعرض به او را داشته به پرداخت ديه محکوم شده بود به تعويق افتاد و مقامات زندان اوين اعلام کردند که نازنين در پرونده يي ديگر به اتهام اخلال در نظم زندان تا زمان توديع قرار کفالت 15 ميليون توماني بايد در زندان بماند. محمد مصطفايي يکي از وکلاي نازنين در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ روز يکشنبه که خبر آزادي نازنين بر صفحه حوادث روزنامه اعتماد نقش بسته بود، يکي از روزهاي خوش براي نازنين بود. او هر لحظه منتظر اين بود که مسوولان زندان برگه ترخيص و آزادي او را به دستش بدهند تا از رنجي که دو سال زجرش مي داد رهايي يابد و به آغوش خانواده بازگردد. بيرون زندان پدر، مادر و خواهران و برادران او منتظرش بودند. اين لحظه براي آنان نيز لذت بخش بود چون مي دانستند نازنين قرباني خشونت شده و مصيبت هاي بسياري را در طول زندگي اش تحمل کرده است و هم اينک مي خواهد آزاد شود.

زندان براي نازنين ناگوار است او پس از آنکه در دفاع از خود مرتکب قتل شد به زندان رجايي شهر کرج اعزام شد. فشارهاي روحي و رواني در اين زندان به گونه يي بود که در طول روز به کرات قرص هاي آرام بخش مصرف مي کرد و روحيه بسيار نامساعد و غيرطبيعي به دست آورده بود و تحمل هم زنداني هاي خود را که اکثراً روحيه پرخاشگرانه داشتند نداشت. تشديد اين فشارها بر نازنين زماني بود که خبر محکوميت به قصاص نفس را که توسط قضات شعبه 71 کيفري استان با اکثريت آرا صادر شده بود شنيد. بايد به کسي که از خود در برابر تعرض ديگران دفاع کند و در حالي که قانون مجوز دفاع از ناموس خود و ديگران را صادر کرده به قصاص محکوم شود حق داد اينگونه منزوي و بيمار شود.

مصطفايي ادامه داد؛ نازنين يک روز با هم زنداني هاي خود درگير شد و به لحاظ همين درگيري مورد بازخواست قرار گرفت تا اينکه پس از تفهيم اتهام براي وي قرار کفالت صادر شد. او به دليل جهل به قانون و بيماري اش متوجه صدور قرار نشد و متعاقباً به زندان اوين اعزام شد. پس از آنکه شنيد ديوان عالي کشور حکم دادگاه بدوي را نقض کرده به ادامه زندگي اميدوار شد و روحيه تازه يي به دست آورد. وي با شرايط مساعدي که در زندان اوين برايش فراهم شده بود به مرور دست از استعمال قرص هاي آرام بخش برداشت و در وضعيت روحي مناسب قرار گرفت. به هر حال من امروز به مرجعي که براي وي قرار کفالت صادر کرده مراجعه مي کنم و با معرفي خود به عنوان کفيل نازنين، نامه آزادي وي را خواهم گرفت. ولي لازم مي دانم نکته يي را يادآور شوم و آن اينکه اگر مسوولان قوه قضائيه ترتيبي براي آزادي افرادي که با صدور قرار کفالت راهي زندان شده اند پيش بيني کنند به اين صورت که به يکي از دادياران يا بازپرسان اين اختيار را تفويض کنند که کفالت کفيلي را که حاضر است ضمانت زنداني را قبول کند، بپذيرد و شخصي که بازداشت شده، آزاد شود، اين امر نه تنها باعث مي شود از تعداد زندانيان کاسته شود بلکه زنداني که تنها متهم به ارتکاب جرم است و هنوز مجرميتش اثبات نشده بي دليل محبوس نمي شود.

قديمي ترين دزد خانه هاي تهران بار ديگر دستگير شد
گروه حوادث؛ قديمي ترين دزد خانه هاي تهران بار ديگر به اتهام دستبرد به منازل شمال شهر از سوي کارآگاهان اداره 17 پليس آگاهي تهران دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما از چندي پيش کارآگاهان اداره 17 پليس آگاهي تهران با شکايت مشابهي مبني بر سرقت از منازل شمال تهران مواجه شدند و با بررسي اين پرونده ها متوجه شدند تمام دزدي ها به يک شيوه انجام شده است. کارآگاهان متوجه شدند تمامي خانه هايي که مورد دستبرد قرار گرفته اند در منطقه هاي يوسف آباد، پاسداران و شميران قرار دارند.

از سويي در تمامي موارد سرقت در طول روز و زماني انجام شده بود که ساکنان خانه در منزل حضور نداشتند. همچنين سارق يا سارقان در دزدي هاي سريالي خود با شگرد خاصي قفل در خانه ها را باز کرده و فقط اشياي کم حجم و قيمتي را با خود برده بودند.

شيوه سرقت ها علاوه بر آنکه اثبات مي کرد تمامي آنها از سوي يک نفر يا يک باند انجام شده است نشان دهنده اين بود که بايد فردي حرفه يي و سابقه دار طراح اين دزدي ها باشد. به اين ترتيب کارآگاهان به بررسي پرونده سارقان سابقه دار منازل پرداختند و متوجه شدند شگرد به کار رفته در سرقت خانه هاي شمال شرق با شيوه کاري يک سارق 60 ساله به نام «مهدي ض.» يکسان است. ماموران اداره 17 پليس آگاهي که کاملاً «مهدي ض.» را مي شناختند و بارها او را به اتهام سرقت دستگير کرده و تحت بازجويي قرار داده بودند بار ديگر تحقيقات خود را براي شناسايي محل اختفاي مهدي و دستگيري مجدد او آغاز کردند و بالاخره توانستند اين سارق حرفه يي را دستگير کنند. «مهدي ض.» که ساليان زيادي از عمرش را پشت ميله هاي زندان سپري کرده و اکنون به عنوان قديمي ترين دزد خانه هاي تهران شناخته مي شود در حالي بار ديگر سردي دستبند را بر دستان خود احساس کرد که آخرين بار يک سال قبل از زندان آزاد شده بود.

سارق 60 ساله که مردي شيک پوش است هنگامي که به اداره آگاهي منتقل شد بلافاصله و بدون هيچ مقاومتي جرم خود را پذيرفت و اعلام کرد براي رفتن به زندان آماده است.

قديمي ترين دزد خانه هاي تهران در اعترافاتش گفت؛ «من سوار بر خودروي پژو خودم در يکي از محل هاي شمال تهران در حال پرسه زدن بودم تا خانه مناسبي را براي سرقت انتخاب کنم که دستگير شدم.»

وي افزود؛ «من از سال گذشته که از زندان آزاد شدم تاکنون به 17 خانه در شمال تهران دستبرد زده ام. من بين ساعت 10 تا 14 وارد آپارتمان هايي مي شدم که ساکنانش در خانه حضور نداشتند. سپس با بالا و پايين کردن مغزي قفل در وارد منزل مي شدم و وجوه نقد، تراول چک، طلا و جواهرات را برمي داشتم و فرار مي کردم.» پس از اعترافات مهدي وي راهي بازداشتگاه شد تا تحقيقات از او ادامه پيدا کند.

سرهنگ داود سلطاني - معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران بزرگ- در رابطه با سارق شيک پوش به خبرنگار ما گفت؛ «اين متهم بيش از 30 مورد سابقه کيفري در پرونده خود دارد، ضمن اينکه چندين پرونده ديگر او در مراجع قضايي مفتوح و در حال رسيدگي است.» سرهنگ سلطاني افزود؛ «اين متهم اغلب با يک خودروي پژوي نوک مدادي يا يشمي رنگ به محل هاي سرقت مي رفت و بررسي سوابق او حاکي از آن است که مهدي بيش از 35 سال در زمينه سرقت منازل تهران فعاليت مي کند.» معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران خاطرنشان کرد؛ «مهدي براي کارآگاهان پليس آگاهي به عنوان قديمي ترين سارق منازل شناخته شده است.»
هيچ يک از چهار متهم اتهام قتل را نمي پذيرند
گره تازه در پرونده قتل نيکوکار مدرسه ساز

گروه حوادث؛ ادعاهاي ضد و نقيض چهار مرد و زني که متهم هستند چهره ماندگار مدرسه سازي ايران را به قتل رسانده اند گره تازه يي در اين پرونده به وجود آورد. به گزارش خبرنگار ما، کارآگاهان جنايي پليس آگاهي تهران از ساعت دو بامداد 19 آبان ماه در پي کشف جسد مرد 80 ساله يي به نام غلامرضا مرداني آذر در دفتر شرکت آسانسور سازي اش در خيابان ايرانشهر جنوبي آغاز شد.

کارآگاهان پس از انجام تحقيقات گسترده به ليلا دختر 39 ساله يي که 14 سال به عنوان منشي در شرکت خير مدرسه ساز کار مي کرد مظنون شدند و سرانجام شواهدي به دست آوردند که اين دختر با انگيزه سرقت قتل غلامرضا را طراحي کرده است. ليلا پس از آنکه نقشه خود را برملا شده ديد لب به اعتراف گشود و گفت؛ به همراه خواهرزاده ام به نام ناصر، دوست او به نام حسين و خواستگارم به نام مجيد نقشه قتل خير مدرسه ساز را اجرا کرديم و قاتل اصلي ناصر است. او غلامرضا را خفه کرد. وي افزود؛ من در سال 80 ، 140 ميليون تومان به غلامرضا داده بودم و او با اين پول به نام خودش اوراق مشارکت خريده بود و بخشي از سود را به من پرداخت مي کرد اما من فکر مي کردم حقم بيشتر از اين است براي همين نقشه قتل را طراحي کردم ولي قاتل اصلي من نيستم. پس از اعترافات ليلا، مجيد، ناصر و حسين دستگير شدند و بازجويي از آنها آغاز شد اما اين سه مرد اتهام قتل را انکار کردند. سه متهم پذيرفتند که در اجراي نقشه مرگبار ليلا با او همدستي کرده اند اما منکر قتل مرد 80 ساله شدند و گفتند؛ ما فقط به ليلا در اين ماجرا کمک کرديم اما اين خود او بود که دستمالي به دهان مقتول فرو کرد و دور سرش کيسه کشيد و باعث خفه شدن غلامرضا شد. در پي ادعاهاي اين سه مرد بازجويي از ليلا بار ديگر آغاز شد و اين بار بازپرس شاملو - رئيس شعبه اول دادسراي جنايي تهران - به پرس وجو از ليلا پرداخت. دختر 39 ساله هنگامي که در برابر اتهام قتل قرار گرفت، گفت؛ من طراح نقشه بودم اما خودم در قتل غلامرضا هيچ نقشي نداشتم و ناصر - خواهرزاده ام - اين مرد را کشت. وي درباره اينکه چرا در بازجويي هاي اوليه خواستگارش را قاتل معرفي کرده اما اکنون ناصر را عامل اصلي جنايت مي نامد، گفت؛ در زمان قتل من در اتاق غلامرضا نبودم و وقتي وارد اتاق شدم که هر سه مرد با هم روي کيسه يي که روي سه مقتول کشيده بودند، چسب مي زدند. در پي ادعاهاي ليلا بازپرس پرونده دستور انجام تحقيقات بيشتر را در اين رابطه صادر کرد تا مشخص شود کدام يک از چهار متهم نيکوکار مدرسه ساز را کشته است.

152سال زندان مجازات شيطان سن خوزه
تعرض پليس امريکايي به 300 پسر نوجوان
گروه حوادث؛ مردي به اتهام 300 مورد تعرض به پسران نوجوان در امريکا به 152 سال زندان محکوم شد. به گزارش نيويورک پست اين مرد 64 ساله که از سال 2004 با شکايت دو پسر 13 ساله دستگير شده بود در ماه هاي گذشته به 300 مورد تعرض به پسران نوجوان طي 35 سال گذشته اعتراف کرد.

اين در حالي است که او تنها 80 مورد از افرادي که به آنها تعرض کرده را به ياد دارد و از اين بين تنها 13 تن از قربانيان حاضر به شکايت از وي شدند. جلسات دادگاه شوارتز ميلر پليس بازنشسته يي که به شکار پسران نوجوان مي پرداخت از سپتامبر سال قبل و پس از تکميل مدارک پليس عليه وي آغاز و در پايان او به 152 سال زندان بدون امکان درخواست عفو محکوم شد. به گفته يکي از اعضاي هيات منصفه به اين دليل چنين محکوميت سنگيني براي ميلر در نظر گرفته شده که مطمئن باشند وي تا پايان عمر در زندان خواهد ماند. در حالي که ميلر پس از دستگيري ابتدا از اعتراف به جرم خود اجتناب مي کرد پس از مواجه شدن با چند تن از قربانيان خود لب به اعتراف گشود و به تعرض به پسران در شهر سن خوزه اقرار کرد. به گفته ادوارد لي قاضي دادگاه عالي سانتا کلارا، ميلر قربانيانش را با جزئيات چهره از قبيل رنگ مو، چشم و حالات چهره به ياد دارد. با توجه به اينکه او در طول 35 سال گذشته به بيش از 300 مورد تعرض به نوجوانان اقدام کرده به ياد آوردن تمام اين قربانيان براي او بسيار دشوار است و وي در اعترافات خود به 60 مورد به طور قطعي اقرار کرده است. وي افزود؛ تاسف ما از آن رو است که اين مرد به عنوان پليس مسوول حفظ امنيت مردم بوده اما با سوءاستفاده از موقعيت خود امنيت نوجوانان جامعه را به مخاطره انداخته است. در حالي که بسياري از منتقدان حکم دادگاه 152 سال زندان را يک حکم اغراق آميز خوانده اند پرونده يي مشابه ميلر در تاريخ جنايي امريکا به چشم مي خورد که فردريک اورت به اتهام 15 مورد تعرض به نوجوانان به 175 سال زندان محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکوميت خود است.
راننده پرايد در تله ماموران قلابي
گروه حوادث؛ سرنشينان يک پرايد در بزرگراه آزادگان تهران با معرفي خود به عنوان مامور پليس از راننده يک پرايد ديگر اخاذي کردند و متواري شدند. به گزارش خبرنگار ما مرد شاکي به پليس گفت؛ «ساعت 30/21 روز پنجشنبه هفته گذشته در اتوبان آزادگان سوار بر خودروام در حرکت بودم که با پيچيدن يک اتومبيل پرايد ديگر جلوي ماشينم مجبور به توقف شدم. راننده و يکي از سرنشينان آن پرايد پياده شدند و بعد از معرفي خود به عنوان مامور پليس از من بازرسي بدني کردند و داخل اتومبيلم را هم گشتند. سپس دوباره سوار ماشين خود شدند و رفتند اما وقتي من سوار اتومبيلم شدم، فهميدم که آنها 30 هزار تومان پول و مدارک مرا از داخل داشبورد اتومبيلم دزديده اند.» هم اکنون تحقيقات براي شناسايي و دستگيري ماموران قلابي آغاز شده است.
عناوين اين صفحه
ديوان عالي کشور حکم قصاص دل آرا را تاييد کرد
قديمي ترين دزد خانه هاي تهران بار ديگر دستگير شد
گره تازه در پرونده قتل نيکوکار مدرسه ساز
تعرض پليس امريکايي به 300 پسر نوجوان
راننده پرايد در تله ماموران قلابي
«فري گوش شکسته» از بازنشستگان سرقت مي کرد
حمله مرد ناشناس به منشي جوان
دزدان موتورها دستگير شدند
شگرد تازه دزدان براي سرقت خودرو
حکم متهمان توزيع سي دي هاي مستهجن تا اسفند امسال صادر مي شود
آتش سوزي در جنگل هاي گيلان مهار شد
حمله مسلحانه به يک باشگاه ورزشي
پيرمرد 71 ساله اسير چهار آدم ربا شد

«فري گوش شکسته» از بازنشستگان سرقت مي کرد

گروه حوادث؛ مرد جواني که به جعل عنوان مامور سازمان بازنشستگي از افراد سالخورده کيف قاپي و سرقت مي کرد توسط ماموران کلانتري 117 جواديه تهران دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما روز چهارم بهمن ماه امسال ماموران پليس در مقابل بانک صادرات در خيابان 20 متري جواديه متوجه شدند مرد جواني در حالي که يک کيف پول در دست دارد و پيرمردي نيز به دنبال اوست در حال فرار است. وقتي اين مرد جوان توسط پليس دستگير شد، پيرمردي که در تعقيب وي بود به ماموران گفت؛ «اين مرد کيف مرا ربوده است. او مرا در بانک ديد و خودش را مامور سازمان بازنشستگي معرفي کرد. او به من گفت که سازمان قرار است وام بدهد و از من خواست تا هرچه پول در اين بانک دارم، بگيرم و حسابي در يک بانک ديگر باز کنم تا بتوانم وام بگيرم. من هم قبول کردم و پول ها را گرفتم اما به محض خروج از بانک صادرات اين مرد به من حمله کرد و کيفم را ربود اما من مقاومت کردم و اجازه ندادم فرار کند. در همين حال متهم که فريدون نام دارد و به «فري گوش شکسته» معروف است در اظهارات خود ضمن انکار ادعاي پيرمرد گفت؛ «اين مرد دروغ مي گويد. من از پسر وي دو ميليون تومان طلب داشتم. به همين خاطر مجبور شدم پول هاي پدرش را به زور سرقت کنم.» بنابراين گزارش تحقيقات از فري گوش شکسته ادامه دارد.



حمله مرد ناشناس به منشي جوان
گروه حوادث؛ منشي 24 ساله يک شرکت در حالي که توسط مردي ناشناس مورد سرقت و تعرض قرار گرفته بود به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران شکايت کرد و خواستار دستگيري متهم شد. به گزارش خبرنگار ما اين زن در اظهارات خود گفت؛ حدود ساعت 17 روز چهارشنبه هفته گذشته در حالي که پرسنل شرکت رفته بودند و من در دفتر تنها نشسته بودم زنگ در به صدا درآمد. وقتي در را باز کردم با مردي غريبه مواجه شدم که سراغ کسي را مي گرفت. از آنجا که شخص مورد نظر را نمي شناختم به وي گفتم؛ چنين شخصي در اينجا کار نمي کند. اما آن مرد روي حرف خود سماجت کرد. سپس وقتي ديد به وي شک کرده ام از من خواست تا يک ليوان آب برايش بياورم. وقتي براي آوردن آب به آشپزخانه شرکت رفتم او با چاقو از پشت به من حمله کرد. دست و پايم را بست و شروع به گشتن کيفم و به هم ريختن وسايلم کرد. مقداري طلا و جواهر که به همراه داشتم را از من دزديد و سپس با وجود اينکه با مقاومت من روبه رو شد به من تعرض کرد.

بنا بر اين گزارش در حال حاضر ماموران پايگاه دوم پليس آگاهي با توجه به اظهارات منشي جوان در حال بررسي اين پرونده هستند و با چهره نگاري توانسته اند تصوير اين مرد شيطان صفت را به دست آورند.


دزدان موتورها دستگير شدند
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند سرقت موتورسيکلت توسط پليس دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما ماموران پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران بنا بر گزارش هاي مردمي موفق شدند روز شنبه گذشته سه جوان را که از اعضاي يک باند بزرگ سرقت انواع موتورسيکلت هستند شناسايي و دستگير کنند. ماموران با دستگيري اين متهمان متوجه شدند آنها پس از سرقت، موتورها را اوراق مي کردند و قطعات شان را مي فروختند. بنابراين گزارش تحقيقات از اين سه متهم در پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران در خصوص شناسايي و دستگيري ساير اعضاي باند ادامه دارد.


شگرد تازه دزدان براي سرقت خودرو
گروه حوادث؛ پليس تهران در جست وجوي چهار مرد است که با شگردي تازه قصد سرقت يک دستگاه اتومبيل آردي را داشتند. به گزارش خبرنگار ما مرد راننده با مراجعه به پليس در طرح شکايت خود گفت؛ «ساعت 10 صبح روز پنجم بهمن ماه در بزرگراه افسريه در حال حرکت بودم که در فواصل يکصد متري چهار مرد را به عنوان مسافر سوار کردم. بعد از اينکه مسافر چهارم سوار شد چند متر جلوتر ناگهان آنها که ظاهراً همگي با هم همدست بودند با تهديد چاقو مرا تهديد کردند و کتک زدند و مي خواستند به زور مرا از ماشين پياده کنند تا ماشين را به سرقت ببرند. اما من به سرعت سوييچ خودرو را برداشتم و از پنجره به خيابان پرت کردم. آنها که وضع را اينگونه ديدند پول ها و مدارک مرا از داخل داشبورد دزديدند و از ماشين پياده شدند و چند متر عقب تر سوار يک اتومبيل پيکان که احتمالاً راننده اش همدست آنها بود، شدند و فرار کردند. در حال حاضر ماموران پليس تلاش خود را براي شناسايي و دستگيري اين 4 متهم فراري آغاز کرده اند.


رئيس کل دادگستري استان تهران؛
حکم متهمان توزيع سي دي هاي مستهجن تا اسفند امسال صادر مي شود
رئيس کل دادگستري استان تهران گفت؛ راي متهمان تهيه و توزيع سي دي هاي مستهجن و خانوادگي تا اسفند ماه امسال از سوي قضات دادگاه هاي استان تهران صادر خواهد شد. عليرضا آوايي رئيس کل دادگستري استان تهران در حاشيه بازديد از دادسراي جنايي تهران، با بيان اين مطلب افزود؛ اين پرونده ها به بهترين شعب دادگاه هاي استان فرستاده شده و در وقت فوق العاده در بهمن و اسفندماه به آنها رسيدگي و حکم متهمان آن صادر مي شود. وي افزود؛ بعضي از اين دست پرونده ها، اخلاق و وجدان عمومي را جريحه دار کرد. بايد در اين خصوص واقعيت را گفت و موضوع را در حدي که هست انعکاس داد. آوايي وضعيت تکثير سي دي هاي مستهجن و خانوادگي را در تهران غيربحراني اعلام کرد و افزود؛ نبايد اعتقادات افراد را با ظاهر آنها قياس کرد. اگر ما واقعيت هاي اجتماعي را بشناسيم حقايق، مشکلات و راه حل ها را متناسب با واقعيت مي بينيم. برداشت من از اين معضل اين است که راه حل معضلات فرهنگي هميشه انتظامي، قضايي و جزايي نيست. وي افزود؛در رسيدگي به اين پرونده ها بايد به دو نکته توجه شود. نخستين نکته خارج نشدن از چارچوب شرع و قانون در اين پروند ه ها است. در اين پرونده ها بايد متناسب با حق، راي داده شود نه متناسب با جو موجود. همچنين در اطلاع رساني در اين پرونده ها نبايد جامعه را به عنوان جامعه يي فاسد معرفي کرد.


آتش سوزي در جنگل هاي گيلان مهار شد
مديرکل منابع طبيعي استان گيلان گفت؛ آتش سوزي در جنگل هاي اين استان صبح روز دوشنبه مهار شد. حميد نصري در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود؛ با تلاش نيروهاي مختلف امدادي و همچنين تغيير شرايط جوي آتش سوزي در جنگل هاي سراوان رشت، آستارا، لاهيجان، تالش، سياهکل، فومن و لنگرود برابر گزارش هاي رسيده مهار شده است. به گفته وي با توجه به کاهش دما، رطوبت هوا و وزش باد گرم از ساعت يک بامداد روز يکشنبه، جنگل هاي استان گيلان در 13 نقطه اين استان دچار آتش سوزي شد. وي سطح آتش سوزي را 60 تا 70 هکتار در رشت و حدود 16 هکتار در سطح ساير نقاط گيلان عنوان کرد.


حمله مسلحانه به يک باشگاه ورزشي
حمله مسلحانه به يک باشگاه ورزشي در خيابان آزادي پس از شليک 3 تير و مجروح شدن 6 تن به پايان رسيد. به گزارش ايسنا ساعت 45/16 شنبه گذشته 10 الي 15 تن که دو تن از آنها مسلح به سلاح کلت کمري بودند، با حمله به يک باشگاه ورزشي واقع در خيابان آزادي پس از تخريب آيينه ها و شيشه ها و درگيري با کارکنان باشگاه، 6 تن را مجروح کردند. در اين حال دو مرد مسلح اقدام به شليک 3 تير با اسلحه کلت خود کردند که به هيچ يک از حاضران اصابت نکرد. بر اساس اين گزارش به دنبال وقوع اين درگيري که نزديک به 40 دقيقه به طول انجاميد و تماس مردم با مرکز فوريت هاي پليسي «110»، ماموران کلانتري 129 «جامي» به محل درگيري مراجعه کردند و 9 تن از طرفين درگيري به همراه صاحب باشگاه که به احتمال زياد مرتبط با درگيري بود را دستگير کردند. با انتقال متهمان دستگير شده به کلانتري، تحقيقات پليس در خصوص علت حمله و درگيري مسلحانه با ارجاع پرونده به اداره مبارزه با سرقت مسلحانه و زورگيري پليس آگاهي ادامه دارد.


پيرمرد 71 ساله اسير چهار آدم ربا شد
گروه حوادث؛ پيرمرد 71 ساله يي که چهار روز ناپديد شده بود بعد از بازگشت به خانه مدعي شد چهار مرد ناشناس وي را ربوده و در ازاي آزادي او 200 ميليون تومان خواسته بودند. به گزارش خبرنگار ما روز چهارم بهمن ماه زن ميانسالي با مراجعه به پليس طي شکايتي گفت؛ «پدر 71 ساله ام ناپديد شده و دو روز است به خانه برنگشته است.» در حالي که تلاش پليس براي پيدا کردن اين پيرمرد ادامه داشت دختر وي به ماموران خبر داد که پدرش پيدا شده و اکنون در بيمارستان بستري است. اين زن گفت؛ «پدرم گفته است ساعت 9 يا 10 صبح وقتي در بلوار اشرفي اصفهاني قصد داشته به محل کارش برود ناگهان 4 مرد ناشناس او را به زور سوار يک اتومبيل پرايد سفيدرنگ کردند و از ناحيه شکم و پهلو به شدت مصدوم کردند و سپس وي را به باغي که نمي داند کجا بود، بردند.» اين زن افزود؛ «پدرم مي گويد با آنکه در باغ چشمانش بسته بود اما صداي زني به نام «فهيمه» را شناخته و فهميده با آن 4 مرد همدست است.» طبق گفته هاي پدرم آنها به زور شماره تلفن چند نفر از آشنايان و بستگان مان را از او گرفتند و به آنها تلفن زدند و مبلغ 150 تا 200 ميليون تومان براي آزادي اش طلب کردند اما وقتي نتوانستند پولي بگيرند وي را در اتوبان اتابک رها کردند. بنابر اين گزارش هم اکنون تحقيقات براي بررسي صحت و سقم ادعاهاي اين پيرمرد ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
faranamlogo