
با به تعويق افتادن آزادي نازنين تلاش وکلاي وي از امروز از سر گرفته مي شود
گروه حوادث؛ در شرايطي که آزادي نازنين با وجود سپردن وثيقه 40 ميليون توماني در آخرين ساعات روز يکشنبه به اتهام اخلال در نظم زندان به تعويق افتاد، منابع آگاه در پرونده يي ديگر اعلام کردند حکم قصاص دل آرا - دختر نقاش متهم به قتل- مورد تاييد قضات ديوان عالي کشور قرار گرفته است. به گزارش خبرنگار ما دل آرا دختر 20ساله يي که متهم است سه سال پيش دختر عموي پدرش را به اتفاق پسر مورد علاقه اش به قتل رسانده با تاييد حکم اعدامش دوباره در آستانه مرگ قرار گرفت. وي يک هفته پيش از اين به دليل فشارهاي شديد روحي و رواني در زندان اقدام به خودزني کرد اما توسط مسوولان زندان از مرگ نجات يافت.
دل آرا در سال 82 ساعاتي بعد از قتل مهين دختر عموي پدرش توسط خانواده اش به پليس تحويل داده شد. وي ابتدا اتهام قتل عمد را قبول کرد و مدعي شد که به تنهايي مهين را به قتل رسانده است اما مدتي بعد منکر جرمش شد و گفت ضربات چاقو را اميرحسين پسر مورد علاقه اش به مقتول وارد کرده است. دل آرا در زندان در نامه يي که خطاب به قاضي پرونده اش نوشت توضيح داد؛ روز حادثه اميرحسين به من گفت يکي از دوستانش سند جعلي خانه مهين را تهيه کرده و قصد دارد خانه را بفروشد. من با اصرار زياد اميرحسين قبول کردم که با هم به خانه مهين برويم تا اميرحسين او را از موضوع باخبر کند. وقتي به خانه مهين رسيديم او مي خواست از ما پذيرايي کند، من اجازه ندادم و گفتم خودم ميوه و چاي مي آورم. به سمت آشپزخانه رفتم که يکدفعه صدايي شنيدم و برگشتم ديدم اميرحسين با چوب ضربه يي به سر مهين زده است. از اتفاقي که افتاده بود شوکه شدم و به اميرحسين اعتراض کردم او با عصبانيت سر من فرياد زد و گفت برو آشپزخانه و چاقو بياور. من هم که به شدت شوکه شده بودم چاقو آوردم نمي دانستم او مي خواهد چه کند. چاقو را بلند کرد و ضربه يي به مهين زد. وقتي ديدم قصد به قتل رساندن مهين را دارد يک ضربه چاقو بر بدن اميرحسين زدم. دستانم از ترس سست شده بود و نمي دانستم در آن شرايط چه بايد بکنم. وقتي اميرحسين مهين را رها کرد که او فوت شده بود. بعد گاوصندوق را باز کرد و هرچه پول و طلا بود داخل کيفش ريخت و فرار کرديم. اين در حالي بود که کيف من در خانه مهين جا مانده بود و از آنجا که اميرحسين حاضر نبود آن را برايم بياورد، به سعيد خواستگار قبلي ام زنگ زدم، او به من قول داد که کمکم کند، وارد خانه مهين شد و کيف را برداشت و برايم آورد. دل آرا در ادامه نامه اش نوشت؛ از طرفي سعيد با پدرم تماس گرفت و در مورد ماجراي قتل مهين چيزهايي گفت و از او باج خواهي کرد. پدرم هم بدون اينکه به من چيزي بگويد با پليس تماس گرفت و حاضر نشد به توضيحاتم گوش دهد. من هم که از خانواده ام طرد شده بودم، تصميم گرفتم اميرحسين را نجات دهم و اتهام قتل را بپذيرم.
اولين دادگاه محاکمه کننده پس از بررسي پرونده، دل آرا را به قصاص محکوم کرد اما اين حکم در ديوان نقض و پرونده به دادگاه اطفال رشت بازگردانده شد ولي دل آرا براي دومين بار به قصاص محکوم شد و در نهايت ديوان عالي کشور پس از بررسي اين پرونده راي قصاص دل آرا را تاييد کرد. خرمشاهي وکيل دل آرا در اين خصوص گفت؛ هنوز حکم به من ابلاغ نشده، در صورتي که اين حکم مورد تاييد قرار گرفته باشد قطعاً به آن اعتراض خواهم کرد چرا که دلايلي بسيار واضح و روشن در پرونده وجود دارد که نشان مي دهد دل آرا قاتل نيست.
نازنين آزاد نشد
آزادي نازنين دختر 19 ساله ديگري که به خاطر دفاع از خود در برابر پسري که قصد تعرض به او را داشته به پرداخت ديه محکوم شده بود به تعويق افتاد و مقامات زندان اوين اعلام کردند که نازنين در پرونده يي ديگر به اتهام اخلال در نظم زندان تا زمان توديع قرار کفالت 15 ميليون توماني بايد در زندان بماند. محمد مصطفايي يکي از وکلاي نازنين در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ روز يکشنبه که خبر آزادي نازنين بر صفحه حوادث روزنامه اعتماد نقش بسته بود، يکي از روزهاي خوش براي نازنين بود. او هر لحظه منتظر اين بود که مسوولان زندان برگه ترخيص و آزادي او را به دستش بدهند تا از رنجي که دو سال زجرش مي داد رهايي يابد و به آغوش خانواده بازگردد. بيرون زندان پدر، مادر و خواهران و برادران او منتظرش بودند. اين لحظه براي آنان نيز لذت بخش بود چون مي دانستند نازنين قرباني خشونت شده و مصيبت هاي بسياري را در طول زندگي اش تحمل کرده است و هم اينک مي خواهد آزاد شود.
زندان براي نازنين ناگوار است او پس از آنکه در دفاع از خود مرتکب قتل شد به زندان رجايي شهر کرج اعزام شد. فشارهاي روحي و رواني در اين زندان به گونه يي بود که در طول روز به کرات قرص هاي آرام بخش مصرف مي کرد و روحيه بسيار نامساعد و غيرطبيعي به دست آورده بود و تحمل هم زنداني هاي خود را که اکثراً روحيه پرخاشگرانه داشتند نداشت. تشديد اين فشارها بر نازنين زماني بود که خبر محکوميت به قصاص نفس را که توسط قضات شعبه 71 کيفري استان با اکثريت آرا صادر شده بود شنيد. بايد به کسي که از خود در برابر تعرض ديگران دفاع کند و در حالي که قانون مجوز دفاع از ناموس خود و ديگران را صادر کرده به قصاص محکوم شود حق داد اينگونه منزوي و بيمار شود.
مصطفايي ادامه داد؛ نازنين يک روز با هم زنداني هاي خود درگير شد و به لحاظ همين درگيري مورد بازخواست قرار گرفت تا اينکه پس از تفهيم اتهام براي وي قرار کفالت صادر شد. او به دليل جهل به قانون و بيماري اش متوجه صدور قرار نشد و متعاقباً به زندان اوين اعزام شد. پس از آنکه شنيد ديوان عالي کشور حکم دادگاه بدوي را نقض کرده به ادامه زندگي اميدوار شد و روحيه تازه يي به دست آورد. وي با شرايط مساعدي که در زندان اوين برايش فراهم شده بود به مرور دست از استعمال قرص هاي آرام بخش برداشت و در وضعيت روحي مناسب قرار گرفت. به هر حال من امروز به مرجعي که براي وي قرار کفالت صادر کرده مراجعه مي کنم و با معرفي خود به عنوان کفيل نازنين، نامه آزادي وي را خواهم گرفت. ولي لازم مي دانم نکته يي را يادآور شوم و آن اينکه اگر مسوولان قوه قضائيه ترتيبي براي آزادي افرادي که با صدور قرار کفالت راهي زندان شده اند پيش بيني کنند به اين صورت که به يکي از دادياران يا بازپرسان اين اختيار را تفويض کنند که کفالت کفيلي را که حاضر است ضمانت زنداني را قبول کند، بپذيرد و شخصي که بازداشت شده، آزاد شود، اين امر نه تنها باعث مي شود از تعداد زندانيان کاسته شود بلکه زنداني که تنها متهم به ارتکاب جرم است و هنوز مجرميتش اثبات نشده بي دليل محبوس نمي شود.