پنج شنبه، 12 بهمن 1385 - شماره 1321
   
 
صفحه نخست :: مقالات :: تلويزيون
حاشيه يي بر سريال جابربن حيان
تلويزيون و مهندسي فرهنگي

مهربانو ابدي دوست

چندي پيش در حالي که طبق معمول به دنبال برنامه يي جذاب و مفيد از اين شبکه به شبکه ديگري سرک مي کشيدم، توجه ام را سخنراني عزت الله ضرغامي
رئيس سازمان صدا و سيما در سميناري جلب کرد. رئيس سازمان صدا و سيما درباره مهندسي فرهنگي حرف مي زد. بي انصافي نکرده باشم، حرف هاي ايشان حاوي نکاتي بود که به گوش دادنش مي ارزيد.

گرچه در مقام يک مخاطب معمولي تمام اين سال ها از طرف رسانه ملي موظف به گوش دادن و تماشا کردن بوده ايم و خود چندان در انتخاب يا حتي اعتراض به آن چه برايمان پخش مي شود، نقش تعيين کننده يي نداشته ايم، برخي اوقات بد نيست بداني آن کسي که برايت تعين تکليف مي کند، چگونه مي انديشد و برچه مبنايي براي تو تعيين تکليف مي کند.

رئيس سازمان صدا و سيما مدام بر اين نکته تاکيد داشت که تصوير و اصولاً رسانه يي به نام تلويزيون نقش بسزايي در مهندسي فرهنگي دارد و از دست برخي از علما و بزرگان دين گلايه داشت که بر اهميت تصوير چندان واقف نيستند و تلاش نمي کنند، فرهنگ سازي را از طريق تصوير صورت بدهند. اين چيزهايي بود که به عنوان شنونده و يک مخاطب از بخشي از حرف هاي رئيس صدا و سيما برداشت کردم.

کمي بعد دوباره طبق عادت از اين شبکه به آن شبکه سرک کشيدم. به هر شبکه يي که سر مي زدم، با خودم مي گفتم نکند عزت الله ضرغامي که درباره مهندسي فرهنگي و نقش تصوير حرف مي زد، در سازمان صدا و سيما نقشي ندارد و سياستگذاري ها اصلاً به او ربطي ندارد. از اتفاق ايام محرم است و درصد برنامه هاي مذهبي زياد است و بخش عمده يي از برنامه هاي شبکه ها به اين ايام اختصاص دارد.

کاش رئيس سازمان صدا و سيما نسخه يي از سخنانش درباره مهندسي فرهنگي و نقش تصوير را در اختيار مديران ارشد سازمانش قرار مي داد و از آنها مي خواست کمي در برنامه هايي که از شبکه هاي مختلف پخش مي شود دقت بيشتري داشته باشند. به نظر مي رسد کلي حرف زدن چندان چيزي را نمي تواند اثبات کند.

براي نمونه در اين جا يکي از برنامه هايي که از شبکه سه در پرمخاطب ترين ساعت پخش مي شود را نگاهي اشاره وار مي اندازيم. سريالي به نام جابربن حيان از شبکه سه سيما پخش مي شود که زندگي يکي از برجسته ترين شاگردان امام صادق و دانشمند بزرگ ايراني را دستمايه اثري داستاني قرار مي دهد. شخصيت بزرگ جابربن حيان بر ايراني هاي فرهنگ دوست کاملاً آشکار است و آنها که اهل دين و دانش هستند براين شخصيت اشراف دارند. اما بنابر سخنان رئيس سازمان صدا و سيما تحت عنوان مهندسي فرهنگي، قرار است با سريالي که در حال پخش است درباره جابربن حيان فرهنگ سازي شود. در اين جا بد نيست توجه رياست سازمان را به چند نکته که اغلب مخاطبان اين سريال برآن واقف هستند، جلب کنيم. اگر قصد يادداشت هايي از اين دست تاکنون نقد و تحليل سريالي بوده است، اين بار چنين قصدي درميان نيست. اين يادداشت مستقيماً به صاحب سخناني است که در سخنراني خود از نقش رسانه و تصوير در مهندسي فرهنگي حرف مي زند و از ديگران گلايه دارد که چرا به اهميت اين رسانه واقف نيستند.

جابربن حيان شخصيتي علمي، ديني و از مفاخر ايران اسلامي است که به گواهي تاريخ، بعد سياسي شخصيتش چندان برجسته نيست. حال آن که سريال جابربن حيان اصرار دارد از او يک شخصيت سياسي بسازد که وجه علمي و ديني او در حاشيه شخصيت سياسي اش قرار بگيرد. فيلمنامه سريال از ايرادات اساسي به لحاظ فيلمنامه نويسي برخوردار است و نويسنده اش به شهادت اثري که تحويل داده، برخوردار از شأني نيست که قدرت پرداخت شخصيت جابربن حيان را داشته باشد. پرسش اصلي اين جاست که مگر ما چند شخصيت بزرگ به مانند جابربن حيان داريم و چقدر مجال که بخواهيم به اين راحتي او را تحريف کنيم و در حاشيه برانيم.

باب نادرستي در اين سال ها در سريال هاي تاريخي گذاشته شده که دو مولفه عشق و خشونت به عنوان مهم ترين محور در نظر گرفته شود و شخصيتي فرعي از دل تاريخ سر در بياورد تا عشق به او در بستر جنگ و خشونت، دستمايه داستاني به اصطلاح مخاطب پسند قرار گيرد. اتفاقي که از قطام سريال امام علي آغاز شد و تا به امروز در سريال هاي تاريخي مذهبي سايه افکنده است. هر چقدر قطام سريال امام علي به قلم تواناي داود ميرباقري پرداخت شده بود و از باورپذيري بالايي برخوردار بود، در ديگر سريال ها چاشني عشق و خشونت به يکي از مهم ترين نقاط ضعف تبديل شد.

سريال جابربن حيان را بايد اوج چنين نقطه ضعفي در نظر گرفت. انتخاب بازيگر در سريال هاي تاريخي با بن مايه مذهبي با وسواس خاصي بايد صورت بگيرد تا هم شخصيت باور پذير شود و هم تاثيرگذاري مدنظر جهت فرهنگ سازي موفق تر صورت گيرد. حسن جوهرچي با بازي که در نقش جابربن حيان انجام داد، نشان داد که بدترين انتخاب ممکن صورت گرفته است. حال بايد پرسيد چنين انتخابي چگونه صورت مي گيرد در حالي که دو شبکه، يکي برون مرزي کوثر و ديگري شبکه سه در ساخت آن نقش داشته اند.

به فرض که کارگردان و تهيه کننده دچار اشتباه يا موارد ديگر شده اند، ناظر کيفي در سريال چه وظيفه يي به عهده داشته است. ساخت سريالي تاريخي ديني درباره شخصيت برجسته يي چون جابربن حيان اگر موضوعي فاخر نباشد، پس ماجراي سريال هاي فاخر چه صيغه يي است؟ اگر جابربن حيان مي طلبد که در قالب سريالي فاخر باشد، آيا نيازمند فيلمنامه نويس و کارگردان و تيم تحقيق و مشاوراني برجسته و امتحان پس داده نيست؟ به گواهي پرونده کاري نويسنده و کارگردان سريال جابربن حيان، به رغم شايستگي هايشان هيچ کدام در حد دست گذاشتن روي چنين شخصيت ارزشمندي نيستند. اين صلاحيت را صد البته سابقه کاري نويسنده و کارگردان مشخص مي کند. جواد افشار کارگردان سريال جابربن حيان در پرونده کاري خود ساخت سريال هايي چون سايه سکوت و روز رفتن را دارد که هر دو سريال حتي به مدد بازيگران حرفه يي نيز، کارهاي قابل قبولي نبودند که رضايت درصد بالايي از مخاطبان را به دست بياورند. چگونه مي توان به کارگرداني که در نوع سريال تاريخي ديني تجربه موفقي ندارد، ساخت پروژه يي با اين اهميت را سپرد؟

ابراهيم عليبرزي به عنوان نويسنده مجموعه نيز تجربه چنداني در اين نوع فيلمنامه نويسي ندارد. فيلمنامه حتي در ديالوگ نويسي دچار تناقض است. شخصيت هاي مثبت کتابي حرف مي زنند و شخصيت هاي منفي به زبان کوچه و بازار. اگر اين پيش فرض را نيز به حساب قراردادي از پيش تعيين شده بپذيريم، بازهم همين قرارداد دچار تناقض مي شود. به حتم مهم ترين و اساسي ترين بخش يک سريال تاريخي ديني برپايه ديالوگ هاي آن شکل مي گيرد. پخش سريال ناموفق جابربن حيان در ايام محرم بار ديگر اين نکته را تاکيد کرد که مديران سازمان صدا و سيما، برايشان فرق چنداني نمي کند که آنتن را چگونه پر کنند. واقعاً حاصل يک سال از محرم سال گذشته تا محرم امسال بايد تنها سريال جابربن حيان باشد که به جاي فرهنگ سازي، کمر به نابودي فرهنگ مي بندد؟ البته مديران عادت دارند هرچه خواستند به خورد مخاطبان بدهند و چندي بعد نيز آماري منتشر کنند مبني بر درصد بالاي مخاطب و رضايت مندي آن.

هربار نيز ما نگاهي به دور و اطراف خود مي اندازيم و هاج و واج از اطرافيانمان جوياي صحت موضوع مي شويم که از پيش مي دانيم جواب چيست. در برنامه نقد و بررسي همين سريال به مانند سريال هاي ديگر شاهد خواهيم بود که تهيه کننده از کارگردان تعريف مي کند و برعکس، يک منتقد نيز در عظمت و ارزشمندي کار هر دو سخن مي راند. آقاي ضرغامي، رسانه يي که شما در مسند رياستش منصوب شده ايد، نقش بسيار بسزايي در مهندسي فرهنگي دارد، اگر اين مساله را برخي از بزرگان سياست يا دين متوجه اش نيستند، بر آنها حرجي نيست در حالي که بسياري از مديران شما، فاقد درک درستي از تصوير و اهميت آن نيستند و آنتن را با هر چيز سخيفي پر مي کنند.

لنگه کفش کتاب در برهوت تلويزيون
سيدرضا شکراللهي

اگر تاکنون سريال «کتابفروشي هدهد» مرضيه برومند را نديده ايد، شنبه شب ها از شبکه سوم ببينيدش. پخش اين سريال بسيار خوب، دليل خوبي مي تواند باشد براي اينکه باور کنيد بي توجهي مزمنً تلويزيون به فرهنگ کتاب خواني، همه اش از روي ناسازگاري مديران تلويزيون با اهل فرهنگ و ادبيات نيست؛ از بي سر و ساماني مديريتً رسانه ملي ست.

نهايتش اين است که مديران تلويزيون بر اساس قوانيني نانوشته، ميانه خوبي با شمار زيادي از نويسندگان معاصر نداشته باشند و جزء مردم ايران نشمارندشان و نام شان و نام آثارشان را در ليست نانوشته سياه بپندارند، ولي مگر اين همه آثار ادبيات کلاسيک، اين همه آثار تاريخي، اين همه آثار فرهنگي، هنري، ادبي و علمي که ربطي هم به ليست فرضي سياه ندارند، کتاب نيستند؟ و مگر در هر مناسبتي، همين تلويزيون با آه و افسوس آمار و گزارش نمي دهد از کاهش روزافزون سرانه مطالعه مردم ايران و از فقر فرهنگ کتاب خواني؟ با اينها که عامدانه سر جنگ ندارند؟ پس پخش سريال «کتاب فروشي هدهد» براي چيست؟

باور کنيد بخش عمده يي از اين بي توجهي، صرفاً به خاطر آشفتگي آشکاري ست که سياستگذاري هاي فرهنگي تلويزيون از آن رنج مي برد. گمان مي کنند کمک به گسترش فرهنگ کتاب خواني، يعني ساختن مجموعه برنامه يي مستقل درباره کتاب و پخش ناگزير آن در شبکه يي مثل شبکه چهار يا ساعت يک نيمه شبً شبکه هاي ديگر. نهايتش هم اگر بخواهند ظرافتي به خرج بدهند، مي شود درست کردن بهانه يي براي آجر نشدن نان مجريان پخش شبکه دوم که چون ديگر همه مي خندند اگر بيايند و توجه ما را به تماشاي برنامه بعد جلب کنند، هر شب يک کتاب کلفت ديني، مذهبي، عرفاني يا فقهي دست مي گيرند و به اسم معرفي کتاب، کاري مي کنند که تماشاگر بي درنگ کانال عوض کند و عطاي تماشاي مجرياني را که متني به زحمت از رو مي خوانند به لقاي بي ربطي شان و کتاب بي خاصيت شان ببخشند.

بدبختي فقط به مديران و سياستگذاري ها هم ختم نمي شود، به برنامه سازان و تهيه کنندگان و مجريان و نويسندگان هم مربوط است. اگر بالاسري ها آشفته اند و کاري نمي کنند، ايشان را هم مجبور نمي کنند که خلاق نباشند و در اين راه کاري نکنند. مرضيه برومند به عنوان يک کارگردان، پاي طرحي پافشاري مي کند که موضوع اصلي اش کتاب خواني است و سرانجام موفق مي شود با ساختن سريالي با حال و هواي طنز خاص خودش، تماشاگر عام را به جذاب ترين شکل ممکن به ياد چيزي بيندازد به نام «کتاب» که آن را در زندگي خود فراموش کرده است. اين تنها يک روش است. به تعداد همه جنگ هاي تلويزيوني، سريال هاي خانوادگي، فيلم هاي تلويزيوني، مجله هاي صبحگاهي، بخش هاي خبري و نيز به تعداد همه برنامه سازان تلويزيوني، راه هاي متفاوت، بي هزينه، ساده و مؤثري هست براي گسترش فرهنگ کتاب خواني.

چه مي شود اگر در کنار اين همه خواننده و بازيگر و ورزشکار که صبح تا شام، نقش قاب عکس مبتذل صفحه تلويزيون را بازي مي کنند، گاهي هم مهمان اين همه برنامه، نويسنده يي باشد، مترجمي باشد، مؤلفي باشد، شاعري باشد، يا حتي کارگرداني باشد، آهنگسازي باشد، نقاش يا گرافيستي باشد؟ از اين ساده تر، در کدام ً اين برنامه ها ديده ايد که از مهمانان خود، بعد از پرسيدن تازه ترين بار که جريمه شده اند يا امضا داده اند، بپرسند تازه ترين کتابي که خوانده اند چيست؟ بخش هاي خبري بر اساس کدام قانون، نهايت لطف شان اين است که آمار ماهانه وزارت ارشاد را اعلام مي کنند که فقط يکي دو عدد است و خلاص؟ چرا هيچ وقت هيچ گزارشي از بازار کتاب، نمي بينيم؟ چرا خبر جايزه گرفتن فلان فيلم يک دقيقه يي در فلان کشور را مي شنويم، ولي حتي خبر انتشار چاپ يازدهم رماني از نويسندگان متعهد را هم نمي بينيم و نمي شنويم؟تلويزيون از بي سر و ساماني در سياست هاي فرهنگي رنج مي برد، ولي برنامه سازان تلويزيون هم انگار بخاري از انديشه و خلاقيت شان برنمي خيزد و آن قدر که دغدغه ثابت کردن تعهدشان را نزد مديران تلويزيون دارند به کمک هاي کوچک و بزرگي که مي توانند به فرهنگ جامعه خويش کنند، بي توجه اند. در اين ميان هنرمندي چون مرضيه برومند عجيب به چشم مي آيد که با توانايي منحصر به فردي که در ساخت سريال هاي شيرين و دلچسب دارد، اين بار با سريال کتاب فروشي هدهد، بي آن که از خطوط قرمز نانوشته تلويزيون بگذرد، و بي آن که اعتماد مديران تلويزيون به خود را کم کند، بزرگ ترين کمک را ـ به سهم خود ـ به گسترش فرهنگ کتاب خواني کرده است.

کاش ديگر برنامه سازان تلويزيون نيز با نگاهي به همت مرضيه برومند و با خرج اندکي خلاقيت، بي آن که موضوع اصلي کارشان «کتاب» باشد، به شکل هاي بسيار ساده گوناگون، گامي براي گسترش فرهنگ کتاب خواني بردارند؛ البته اگر اين انبوه برنامه سازان همچون مرضيه برومند خود اهل مطالعه باشند که بدبختانه بعيد مي نمايد،
«آدمخوار» به شبکه دو مي آيد
پخش مجموعه تلويزيوني «آدمخوار» به کارگرداني جواد مزدآبادي هفته آينده از شبکه دو آغاز مي شود.

مجموعه تلويزيوني «آدمخوار» در 13 قسمت 45 دقيقه يي به تهيه کنندگي محمدرضا شفيعي و کارگرداني جواد مزدآبادي به سفارش شبکه دو و مشارکت معاونت امر به معروف و نهي از منکر نيروي مقاومت بسيج ساخته شده است.

تصويربرداري اين مجموعه سه ماه و مراحل فني دو ماه به طول انجاميد. مجموعه «آدمخوار» معضلات و عواقب حضور و عضويت جوانان و خانواده ها در شرکت هاي بازاريابي اينترنتي را مورد توجه قرار مي دهد.

در مجموعه «آدمخوار» رامبد شکرابي، شهرام عبدلي، حبيب دهقان نسب، ميرحسين معلومي، سيدجواد هاشمي، مينا جعفرزاده، زهره فکورصبور، آرام جعفري، ساغر عزيزي، حشمت آرميده، احمد کاوري، ميرطاهر مظلومي و سعيده عرب بازي مي کنند.
عناوين اين صفحه
تلويزيون و مهندسي فرهنگي
لنگه کفش کتاب در برهوت تلويزيون
«آدمخوار» به شبکه دو مي آيد
«راز کوکب» جمعه در شبکه تهران
«سناتور» جمعه در شبکه دو
«يستردي» جمعه در سينماچهار
«کلاه پهلوي» حداقل يک سال ديگر کار دارد
شاگرد جادوگر
سعيد ابراهيمي فر با «ماه قرمز»
تبريزي « ام البنين» را مي سازد
«فيلم فجر» در شبکه چهار

«راز کوکب» جمعه در شبکه تهران
فيلم سينمايي «راز کوکب» به کارگرداني کاظم معصومي روز جمعه 13 بهمن ماه ساعت 30/13 از شبکه تهران روي آنتن مي رود. کاظم معصومي در سال 1368 فيلم سينمايي «راز کوکب» را بر مبناي فيلمنامه يي از خسرو حکيم رابط ساخت.

در اين فيلم پرويز پورحسيني، شهلا ميربختيار، بهزاد فراهاني، ايرج طهماسب، حسين پناهي، امرالله صابري، منصور حيدري، محمد ابهري، مهرانه مهين ترابي و مهتاب لساني بازي مي کنند.

منصور حيدري و حسن پورمحمد تهيه کننده، داوود موثقي مدير توليد، محمد زرفام مدير فيلمبرداري، احمد ضابطي جهرمي، ناصر علايي و سهراب ميرسپاسي تدوين، کاظم معصومي طراح صحنه، فاطمه زيوري طراح لباس، مجيد انتظامي آهنگساز، حميد پارساحسيني و محمود سماک باشي صدابردار، مهناز حاجيان، امير اسکندري و مهري شيرازي گريم با اين پروژه همکاري داشتند.

اين فيلم به مدت 90 دقيقه روز جمعه 13 بهمن ماه ساعت 30/13 از شبکه تهران پخش مي شود.


«سناتور» جمعه در شبکه دو
فيلم سينمايي «سناتور» به کارگرداني مهدي صباغ زاده روز جمعه 13 بهمن ماه از شبکه دو پخش مي شود. مهدي صباغ زاده در سال 1362 فيلم «سناتور» را بر مبناي فيلمنامه يي از فريدون جيراني جلو دوربين برد. ژانر اين فيلم پليسي و حادثه يي است .

در فيلم «سناتور» فرامرز قريبيان، بيژن امکانيان، عنايت بخشي، مظفر سلطاني، پري اقبال پور، سعيد نيوندي، بهزاد رحيم خاني و محمدحسين پورمهر به ايفاي نقش پرداختند. در اين فيلم سيدغلامرضا موسوي تهيه کننده، رضا بانکي مدير فيلمبرداري، مجيد انتظامي آهنگساز، منوچهر اسماعيلي سرپرست گويندگان و ناصر بهرام پور گريم و جلوه هاي ويژه همکاري داشتند. «سناتور» روز جمعه به مدت 113 دقيقه از شبکه دو سيما پخش مي شود.


«يستردي» جمعه در سينماچهار
فيلم سينمايي «يستردي» به کارگرداني داريل روت اين هفته در برنامه سينماچهار روي آنتن مي رود.

به گزارش مهر داريل روت در سال 2004 فيلم سينمايي «يستردي» را بر مبناي فيلمنامه يي از خودش ساخت. در اين فيلم کنت کامبولا، للتي کامالو، هريت لنابه، ليل ملاسه و کاميلا واکر بازي کردند. اين فيلم محصول آفريقاي جنوبي و 96 دقيقه است.

داستان اين فيلم درباره زني به نام يستردي است که در پي يک بيماري متوجه مي شود مبتلا به ايدز است. شوهر يستردي که يک کارگر معدن مهاجر است، او را از خود مي راند، در حالي که او ايدز را از همسرش گرفته است. تنها هدف يستردي اين است که آن قدر زنده بماند تا ببيند بچه اش به مدرسه مي رود.

فيلم «يستردي» در سال 2004 نامزد اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان بود و در جشنواره فيلم ونيز همان سال برنده جايزه Eiuc شد. داريل روت متولد سال 1963 آفريقاي جنوبي است.

او از سال 1983 با فيلم «شهر خون» پا به عرصه فيلمسازي گذاشت. «تا مرگ» 1993، «پوست دوم» 2000، «مخمصه ايمان» 2005 و «طعمه» 2007 از ديگر فيلم هاي او است. فيلم به خاطر صحنه هاي خشن درجه R دارد. همچنين اين اولين فيلمي است که به زبان آفريقايي زولو ساخته شده است.

فيلم «يستردي» روز جمعه 13 بهمن ماه در برنامه سينماچهار پخش مي شود.


«کلاه پهلوي» حداقل يک سال ديگر کار دارد
ضياءالدين دري کارگردان سينما و تلويزيون درباره سريال «کلاه پهلوي» گفت؛ طبق برآوردهاي انجام شده اين سريال يک سال و 8 ماه فيلمبرداري دارد که تا به حال فقط هفت ماه از آن انجام شده است. دري در گفت وگو با فارس گفت؛ تا به حال در لوکيشن هاي خانه جوانشير، خانه مويد، بازار سامان قديم، کانون بانوان، خانه صمصام، مزون بلانش و خانه بلانش فيلمبرداري انجام شده و اکنون گروه دکور مشغول ساخت دکور شهر جديد سامان در شهرک غزالي و قلعه صمصام درباغي در نياوران هستند. تلاش بر اين است که تا يک هفته آينده کار ساخت دکور خانه صمصام و چيدن وسايل در آن به اتمام برسد. بعد از آن يک ماه الي 40 روز در اين محل با بازي داريوش فرهنگ در نقش صمصام فيلمبرداري داريم.


شاگرد جادوگر
شبکه تلويزيوني BBC به زودي نمايش سريال جديدي را آغاز خواهد کرد که بر اساس داستان هاي «هري پاتر» خواهد بود. داستان اين سريال تلويزيوني مربوط به چند کودک است که سعي دارند به سبک مدرسه پانسيون هري پاتر، رموز جادوگري بياموزند. پخش اين برنامه به نام «شاگرد جادوگر» اواخر سال جاري آغاز خواهد شد و نشان مي دهد که چگونه چند کودک به سبک داستان هاي هري پاتر، حيله ها و جادوهاي لاتين مي آموزند. به گزارش بي.بي.سي، در هر هفته از اين سريال، اين بچه هاي نوآموز، آنچه را آموخته اند، براي استادان جادوگري خود اجرا مي کنند تا آنها قضاوت کنند يادگيري کدام يک از آنها بهتر بوده و بايد آنجا را ترک کند. از آن جايي که رموز جادوگري در اين برنامه تلويزيوني قدم به قدم آموزش داده مي شوند، کودکان با تماشاي آن امکان يادگيري آن را خواهند داشت.


سعيد ابراهيمي فر با «ماه قرمز»

سعيد ابراهيمي فر بازنويسي نهايي فيلمنامه فيلم جديدش با عنوان «ماه قرمز» توسط رضا مقصودي را پشت سر گذاشته است و به گفته مهدي کريمي تهيه کننده اين فيلم تا اوايل هفته آينده پيش توليد جدي آن نيز آغاز خواهد شد. سعيد ابراهيمي فر که اين فيلم را در مرکز سيمافيلم کارگرداني خواهد کرد، در مورد مضمون بسيار متفاوت «ماه قرمز» با کارهاي قبلي اش به خبرنگار سايت خبري سيما فيلم مي گويد؛«من هميشه از کارهايي که برايم چالش ايجاد مي کند، استقبال مي کنم و اين فيلم با «تک درخت ها» و کارهاي گذشته ام خيلي تفاوت دارد و با تجربه در اين ژانر اميدوارم همه جور کاري در کارنامه ام وجود داشته باشد.»اين کارگردان که اولين فيلم جنگي اش را در سيمافيلم خواهد ساخت، اميدوار است پس از گذشت سال ها از موفقيت فيلم «نار و ني» گوشه يي ديگر از توانايي هاي يک کارگردان را به نمايش بگذارد.



تبريزي « ام البنين» را مي سازد

کمال تبريزي در سيمافيلم « ام البنين» را مي سازد. نويسنده «ام البنين» سعيد شاپوري است که آن را براساس نمايشنامه يي از خودش در دست نگارش دارد. نمايشنامه يي که شاپوري سال گذشته در سالن شماره دو مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه برد، کاملاً متکي به کلام است و قرار است آن را براي کمال تبريزي به صورت فيلمنامه در بياورد. قرار است تصويربرداري «ام البنين» سال آينده شروع شود. تهيه کننده اين فيلم سينمايي محسن علي اکبري است. «ام البنين» نام مادر حضرت ابوالفضل عباس است که پس از حضرت فاطمه در ميان ديگر همسران حضرت اميرالمومنين (ع) از جايگاه ويژه يي برخوردار بود.



«فيلم فجر» در شبکه چهار
هر ساله همزمان با جشنواره فيلم فجر شبکه هاي مختلف در برنامه هايي به پوشش و تحليل اين رويداد بزرگ سينمايي کشور مي پردازند. پوشش جشنواره فيلم فجر در هر شبکه به شيوه خاص همان شبکه صورت مي گيرد. اين برنامه ها در ايام جشنواره در سراسر کشور مخاطبان علاقه مند زيادي دارد که مايلند از اتفاقات جشنواره از طريق تلويزيون باخبر شوند. انتظار مي رود شبکه چهار سيما با توجه به اينکه قرار است شبکه يي تخصصي باشد، نگاهي ويژه تر به جشنواره فيلم فجر داشته باشد. اين شبکه امسال نيز ويژه برنامه «فيلم فجر» را در 10 قسمت 30 دقيقه يي به پوشش جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر اختصاص داده است. باران صالح اعلاء کارگرداني اين برنامه را به عهده دارد. اين برنامه از بخش هاي گوناگوني همچون مصاحبه با هنرمندان سعيد ابراهيمي فر، خسرو سينايي، علي نصيريان، يدالله صمدي، مازيار ميري و بهرام دهقان همراه است. «گزارش مستند» از وقايع مختلف جشنواره، جلسات نقد و بررسي فيلم ها، ديدار با مسوولان و برگزارکنندگان جشنواره، گزارش از مراسم اختتاميه و افتتاحيه و نيز اعلام برنامه از بخش هاي فيلم فجر است. به نظر مي رسد ويژه برنامه فيلم فجر شبکه چهار رويکرد خبري گزارشي بيشتري به جاي رويکرد تخصصي دارد و از آنجا که امسال تلويزيون با توليداتش حضور پررنگي در جشنواره دارد، شبکه هاي مختلف در پوشش خبري اين رويداد سهم بيشتري داشته باشند.


روزنامه اعتماد
faranamlogo