.jpg)
مهربانو ابدي دوست
چندي پيش در حالي که طبق معمول به دنبال برنامه يي جذاب و مفيد از اين شبکه به شبکه ديگري سرک مي کشيدم، توجه ام را سخنراني عزت الله ضرغامي
رئيس سازمان صدا و سيما در سميناري جلب کرد. رئيس سازمان صدا و سيما درباره مهندسي فرهنگي حرف مي زد. بي انصافي نکرده باشم، حرف هاي ايشان حاوي نکاتي بود که به گوش دادنش مي ارزيد.
گرچه در مقام يک مخاطب معمولي تمام اين سال ها از طرف رسانه ملي موظف به گوش دادن و تماشا کردن بوده ايم و خود چندان در انتخاب يا حتي اعتراض به آن چه برايمان پخش مي شود، نقش تعيين کننده يي نداشته ايم، برخي اوقات بد نيست بداني آن کسي که برايت تعين تکليف مي کند، چگونه مي انديشد و برچه مبنايي براي تو تعيين تکليف مي کند.
رئيس سازمان صدا و سيما مدام بر اين نکته تاکيد داشت که تصوير و اصولاً رسانه يي به نام تلويزيون نقش بسزايي در مهندسي فرهنگي دارد و از دست برخي از علما و بزرگان دين گلايه داشت که بر اهميت تصوير چندان واقف نيستند و تلاش نمي کنند، فرهنگ سازي را از طريق تصوير صورت بدهند. اين چيزهايي بود که به عنوان شنونده و يک مخاطب از بخشي از حرف هاي رئيس صدا و سيما برداشت کردم.
کمي بعد دوباره طبق عادت از اين شبکه به آن شبکه سرک کشيدم. به هر شبکه يي که سر مي زدم، با خودم مي گفتم نکند عزت الله ضرغامي که درباره مهندسي فرهنگي و نقش تصوير حرف مي زد، در سازمان صدا و سيما نقشي ندارد و سياستگذاري ها اصلاً به او ربطي ندارد. از اتفاق ايام محرم است و درصد برنامه هاي مذهبي زياد است و بخش عمده يي از برنامه هاي شبکه ها به اين ايام اختصاص دارد.
کاش رئيس سازمان صدا و سيما نسخه يي از سخنانش درباره مهندسي فرهنگي و نقش تصوير را در اختيار مديران ارشد سازمانش قرار مي داد و از آنها مي خواست کمي در برنامه هايي که از شبکه هاي مختلف پخش مي شود دقت بيشتري داشته باشند. به نظر مي رسد کلي حرف زدن چندان چيزي را نمي تواند اثبات کند.
براي نمونه در اين جا يکي از برنامه هايي که از شبکه سه در پرمخاطب ترين ساعت پخش مي شود را نگاهي اشاره وار مي اندازيم. سريالي به نام جابربن حيان از شبکه سه سيما پخش مي شود که زندگي يکي از برجسته ترين شاگردان امام صادق و دانشمند بزرگ ايراني را دستمايه اثري داستاني قرار مي دهد. شخصيت بزرگ جابربن حيان بر ايراني هاي فرهنگ دوست کاملاً آشکار است و آنها که اهل دين و دانش هستند براين شخصيت اشراف دارند. اما بنابر سخنان رئيس سازمان صدا و سيما تحت عنوان مهندسي فرهنگي، قرار است با سريالي که در حال پخش است درباره جابربن حيان فرهنگ سازي شود. در اين جا بد نيست توجه رياست سازمان را به چند نکته که اغلب مخاطبان اين سريال برآن واقف هستند، جلب کنيم. اگر قصد يادداشت هايي از اين دست تاکنون نقد و تحليل سريالي بوده است، اين بار چنين قصدي درميان نيست. اين يادداشت مستقيماً به صاحب سخناني است که در سخنراني خود از نقش رسانه و تصوير در مهندسي فرهنگي حرف مي زند و از ديگران گلايه دارد که چرا به اهميت اين رسانه واقف نيستند.
جابربن حيان شخصيتي علمي، ديني و از مفاخر ايران اسلامي است که به گواهي تاريخ، بعد سياسي شخصيتش چندان برجسته نيست. حال آن که سريال جابربن حيان اصرار دارد از او يک شخصيت سياسي بسازد که وجه علمي و ديني او در حاشيه شخصيت سياسي اش قرار بگيرد. فيلمنامه سريال از ايرادات اساسي به لحاظ فيلمنامه نويسي برخوردار است و نويسنده اش به شهادت اثري که تحويل داده، برخوردار از شأني نيست که قدرت پرداخت شخصيت جابربن حيان را داشته باشد. پرسش اصلي اين جاست که مگر ما چند شخصيت بزرگ به مانند جابربن حيان داريم و چقدر مجال که بخواهيم به اين راحتي او را تحريف کنيم و در حاشيه برانيم.
باب نادرستي در اين سال ها در سريال هاي تاريخي گذاشته شده که دو مولفه عشق و خشونت به عنوان مهم ترين محور در نظر گرفته شود و شخصيتي فرعي از دل تاريخ سر در بياورد تا عشق به او در بستر جنگ و خشونت، دستمايه داستاني به اصطلاح مخاطب پسند قرار گيرد. اتفاقي که از قطام سريال امام علي آغاز شد و تا به امروز در سريال هاي تاريخي مذهبي سايه افکنده است. هر چقدر قطام سريال امام علي به قلم تواناي داود ميرباقري پرداخت شده بود و از باورپذيري بالايي برخوردار بود، در ديگر سريال ها چاشني عشق و خشونت به يکي از مهم ترين نقاط ضعف تبديل شد.
سريال جابربن حيان را بايد اوج چنين نقطه ضعفي در نظر گرفت. انتخاب بازيگر در سريال هاي تاريخي با بن مايه مذهبي با وسواس خاصي بايد صورت بگيرد تا هم شخصيت باور پذير شود و هم تاثيرگذاري مدنظر جهت فرهنگ سازي موفق تر صورت گيرد. حسن جوهرچي با بازي که در نقش جابربن حيان انجام داد، نشان داد که بدترين انتخاب ممکن صورت گرفته است. حال بايد پرسيد چنين انتخابي چگونه صورت مي گيرد در حالي که دو شبکه، يکي برون مرزي کوثر و ديگري شبکه سه در ساخت آن نقش داشته اند.
به فرض که کارگردان و تهيه کننده دچار اشتباه يا موارد ديگر شده اند، ناظر کيفي در سريال چه وظيفه يي به عهده داشته است. ساخت سريالي تاريخي ديني درباره شخصيت برجسته يي چون جابربن حيان اگر موضوعي فاخر نباشد، پس ماجراي سريال هاي فاخر چه صيغه يي است؟ اگر جابربن حيان مي طلبد که در قالب سريالي فاخر باشد، آيا نيازمند فيلمنامه نويس و کارگردان و تيم تحقيق و مشاوراني برجسته و امتحان پس داده نيست؟ به گواهي پرونده کاري نويسنده و کارگردان سريال جابربن حيان، به رغم شايستگي هايشان هيچ کدام در حد دست گذاشتن روي چنين شخصيت ارزشمندي نيستند. اين صلاحيت را صد البته سابقه کاري نويسنده و کارگردان مشخص مي کند. جواد افشار کارگردان سريال جابربن حيان در پرونده کاري خود ساخت سريال هايي چون سايه سکوت و روز رفتن را دارد که هر دو سريال حتي به مدد بازيگران حرفه يي نيز، کارهاي قابل قبولي نبودند که رضايت درصد بالايي از مخاطبان را به دست بياورند. چگونه مي توان به کارگرداني که در نوع سريال تاريخي ديني تجربه موفقي ندارد، ساخت پروژه يي با اين اهميت را سپرد؟
ابراهيم عليبرزي به عنوان نويسنده مجموعه نيز تجربه چنداني در اين نوع فيلمنامه نويسي ندارد. فيلمنامه حتي در ديالوگ نويسي دچار تناقض است. شخصيت هاي مثبت کتابي حرف مي زنند و شخصيت هاي منفي به زبان کوچه و بازار. اگر اين پيش فرض را نيز به حساب قراردادي از پيش تعيين شده بپذيريم، بازهم همين قرارداد دچار تناقض مي شود. به حتم مهم ترين و اساسي ترين بخش يک سريال تاريخي ديني برپايه ديالوگ هاي آن شکل مي گيرد. پخش سريال ناموفق جابربن حيان در ايام محرم بار ديگر اين نکته را تاکيد کرد که مديران سازمان صدا و سيما، برايشان فرق چنداني نمي کند که آنتن را چگونه پر کنند. واقعاً حاصل يک سال از محرم سال گذشته تا محرم امسال بايد تنها سريال جابربن حيان باشد که به جاي فرهنگ سازي، کمر به نابودي فرهنگ مي بندد؟ البته مديران عادت دارند هرچه خواستند به خورد مخاطبان بدهند و چندي بعد نيز آماري منتشر کنند مبني بر درصد بالاي مخاطب و رضايت مندي آن.
هربار نيز ما نگاهي به دور و اطراف خود مي اندازيم و هاج و واج از اطرافيانمان جوياي صحت موضوع مي شويم که از پيش مي دانيم جواب چيست. در برنامه نقد و بررسي همين سريال به مانند سريال هاي ديگر شاهد خواهيم بود که تهيه کننده از کارگردان تعريف مي کند و برعکس، يک منتقد نيز در عظمت و ارزشمندي کار هر دو سخن مي راند. آقاي ضرغامي، رسانه يي که شما در مسند رياستش منصوب شده ايد، نقش بسيار بسزايي در مهندسي فرهنگي دارد، اگر اين مساله را برخي از بزرگان سياست يا دين متوجه اش نيستند، بر آنها حرجي نيست در حالي که بسياري از مديران شما، فاقد درک درستي از تصوير و اهميت آن نيستند و آنتن را با هر چيز سخيفي پر مي کنند.