
نشست هاي مطبوعاتي روز پنجم جشنواره در سينماي رسانه ها با فيلم «گوشواره» آغاز شد.
در اين نشست که وحيد موسائيان (کارگردان)، هوشنگ مرادي کرماني (فيلمنامه نويس)، شهريار اسدي (فيلمبردار)، مسعود رايگان و رويا تيموريان (بازيگر) حضور داشتند، مرادي کرماني گفت؛ گوشواره در حقيقت يک داستان کوتاه بود که چون من آدم ها را خوب مي شناختم و به موقعيت هاي آنها واقف بودم از من خواسته شد فيلمنامه را بنويسم. مرادي کرماني دليل روي آوردن فيلمسازان به داستان هايش را اين طور تعريف کرد؛ وقتي مي نويسم فقط به داستان فکر مي کنم ولي چون نگاهم، يک نگاه تصويري است. قابليت سينمايي پيدا مي کند. من آدم هايي را وارد داستانم مي کنم که کم حرف مي زنند. بيشتر حرکت مي کنند و در موقعيت هايي که من مي خواهم قرار مي گيرند.
وحيد موسائيان کارگردان فيلم گوشواره هم گفت؛ متاسفانه عرصه اکران براي اين نوع سينماها بسيار تنگ شده، در واقع ما هنگام توليد فيلم با عناويني همچون سينماي ملي و بومي حمايت مي شويم، ولي وقتي قرار است فيلم هايي که بابت آنها دولت هزينه هاي زيادي هم کرده اکران شوند با مشکل مواجه مي شويم.
مسعود رايگان هم در رابطه با بازي متفاوت خود در فيلم هاي مختلف پاسخ داد؛ بازيگري يک حرفه است نبايد ما از شخصيت ها، کاراکترهاي تک بعدي بسازيم.
نشست بعدي به فيلم «راننده تاکسي» اختصاص داشت. در اين نشست مهدي صباغ زاده کارگردان فيلم با بيان اينکه فيلم هايي مثل «خانه خلوت» ديگر جايگاه آنچناني در اکران نخواهند داشت، اظهار داشت؛ ديگر نبايد توقع ساخت چنين فيلمي را داشت. راننده تاکسي براي سينماي بدنه ساخته و تلاش شده با مخاطب عام ارتباط برقرار کند.
حبيب اسماعيلي بازيگر و تهيه کننده فيلم هم با بيان اينکه تهيه کننده بودنم باعث نمي شود در فيلم بازي نکنم، گفت؛ علاقه و عشق من از ابتدا در سينما بازيگري بوده و در بسياري از فيلم هايي هم که تهيه کردم بازي نکردم، البته فکر نمي کنم اشکالي داشته باشد که تهيه کننده باشي و بازي هم بکني.
در نشست بعدي که از جلسات شلوغ امسال بود، سازندگان فيلم «قاعده بازي» حاضر بودند. در اين نشست احمدرضا معتمدي کارگردان فيلم گفت؛ در «قاعده بازي» به همراه اعضاي گروه تلاش کرديم، توان مان را در خنداندن مخاطب بسنجيم.
وي با بيان اينکه هيچ ادعايي در رسيدن فيلم به زبان کمدي کلاسيک ندارد اظهار داشت؛ بيشتر تکنيک ها براي خنداندن مخاطب مهم بود و اميدوارم نقدها مطرح شود، تا به تمام کمي ها و کاستي ها و نقاط قوت پي ببرم.
وي افزود؛ از فيلم هاي «پدرخوانده»، «هملت»، «اديسه فضايي» و «خوب، بد، زشت» براي نقيضه سازي در فيلم استفاده کردم و در نهايت اعتقاد دارم، هر فيلمسازي براي ساخت فيلمش بايد زبان سينمايي خودش را پيدا کند.
داريوش ارجمند بازيگر با اشاره به همکاري با معتمدي در فيلم «هبوط» و اين فيلم گفت؛ اين کارگردان را به خوبي مي شناسم و بدون خواندن فيلمنامه کار را قبول کردم. او ابتدا قصه را براي مطالعه به من داد و تاکيد کرد اين فيلمنامه در طول ساخت تغيير خواهد کرد.
وي کاراکترش را در فيلم زيبا دانست و اظهار داشت؛ من نقش خودم را در فيلم بسيار دوست داشتم و دلم مي خواست تا اين نوع بازي را تجربه کنم، ضمن آنکه اين اتهام که فقط در کارهاي تاريخي بازي مي کنم نيز برطرف مي شود.
در نشست بعدي سازندگان فيلم «اقليما» حضور داشتند. در همان ابتداي نشست محمدمهدي عسگرپور کارگردان فيلم گفت که به سوال هايي درباره پايان فيلم و دلايل ساخته شدن چنين فيلمي بعد از «قدمگاه» پاسخ نمي دهد. عسگرپور گفت؛ اجراي فيلمنامه يي همانند «اقليما» به شدت وابسته به طراحي دقيق و مهندسي خاص بعضي از سکانس ها است.
وي با بيان اينکه اين فيلم نمي توانست مثل فيلم هاي مرسوم ساخته شود، اظهار داشت؛ بخش عمده کار من متوجه فيلمبردار و صدابردار بود و با امکاناتي که در سينما داشتيم سعي کرديم کار خوبي انجام دهيم، در حقيقت طراحي صدا مهمترين مساله ما بود که بخش عمده انرژي مان صرف آن شد.
اين کارگردان پرداختن به ساير شخصيت هاي فيلم را کافي دانست و گفت؛ ما تعدادي شخصيت در کنار دو نفر اصلي داريم که مي توانند کارکردي داشته باشند و اگر کار من يک سريال بود، مي شد تک تک به آنها پرداخت و حتي به بعضي ها با توجه به داستان فيلم مظنون شد، اما همين مقدار پرداختن در يک کار سينمايي کافي بود.