
گروه حوادث؛ پزشک عمومي که در مطب خودش به صورت غيرقانوني اقدام به عمل جراحي بيني مردي کرده و باعث مرگ او شده بود، روز گذشته در شعبه 39 دادگاه تجديدنظر استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/8 شب 19 آذرماه به ماموران خبر دادند مرد جواني به نام فرهاد که براي انجام عمل جراحي زيبايي به مطب خصوصي يک پزشک مراجعه کرده بود بر اثر تزريق بيش از حد داروي بيهوشي دچار عارضه قلبي شده و جان باخته است. پس از اعلام اين خبر تحقيقات بازپرس ويژه پرونده در اين خصوص آغاز شد و جسد براي انجام آزمايشات تخصصي به پزشکي قانوني انتقال يافت. متخصصان پس از انجام بررسي هاي لازم اعلام کردند علت مرگ فرهاد عارضه حاد قلبي بر اثر تزريق بيش از حد داروي بيهوشي بوده است به همين خاطر پزشک جراح به دادسراي جنايي تهران احضار شد. وي در دفاع از خود گفت؛ فرهاد يک روز قبل از حادثه به مطب من مراجعه کرد و قرار شد بيني او را جراحي کنم و ليفتينگ (کشيدن پوست) روي صورتش انجام دهم، من در مطبم يک تکنسين بيهوشي دارم که همسر او هم متخصص بيهوشي است. آنها فرهاد را بيهودش کردند، بعد از پايان عمل حدود ساعت 19 متوجه شدم بيمار دچار مشکل تنفسي شده است. ما بلافاصله او را به بيمارستان منتقل کرديم اما فوت کرد. پس از اظهارات اين پزشک تحقيقات بازپرس نشان داد هنگام عمل متخصص بيهوشي در مطب حضور نداشته و داروهاي خريداري شده از سوي پزشک جراح با نسخه خود وي از داروخانه تهيه شده است. اين در حالي است که پزشک عمومي دو بار پيش از اين نيز به خاطر تخلفات پزشکي محکوم شده بود.
پس از تکميل پرونده و ارسال آن به دادگاه عمومي پزشک عمومي که غيرقانوني جراحي مي کرد، به پرداخت ديه کامل يک مرد و چهار ميليون ريال جزاي نقدي به خاطر جنبه عمومي جرم محکوم شد اما با اعتراض طرفين دعوا پرونده به دادگاه تجديدنظر فرستاده شد.
اين پزشک عمومي روز گذشته در شعبه 39 دادگاه تجديدنظر حاضر شد تا بار ديگر مورد محاکمه قرار گيرد.
در ابتداي جلسه قاضي تشکري رئيس دادگاه توضيح داد که هم اولياي دم و هم متهم به راي صادره در دادگاه بدوي اعتراض کردند و بنابراين پرونده براي رسيدگي مجدد به اين شعبه ارسال شده است.
سپس مادر متوفي در جايگاه حاضر شد و گفت؛ روز حادثه ساعت 18 بعدازظهر بود که مطابق آنچه پسرم گفته بود منتظر آمدنش شدم، او به من گفته بود، قطعاً تا ساعت 18 به خانه برمي گردد من هم تا ساعت 19 منتظر شدم، اما پسرم نيامد خيلي نگران شدم. آژانس گرفتم و بلافاصله به مطب رفتم، اما هيچ کس جواب درستي به من نمي داد، حدود يک ساعت در آنجا نشستم. يک دفعه مردي وارد شد که گفتند پزشک بيهوشي است، چند دقيقه بعد پسرم را بيرون آوردند، پرده يي جلوي چشمش بود و خون زيادي روي تخت ريخته شده بود همان لحظه فهميدم که پسرم مرده است، در آنجا زني بود که به شدت ترسيده بود. به من گفتند او پسرم را بيهوش کرده است و من اکنون از پزشک عمومي شکايت دارم. در ادامه جلسه دادگاه پزشک عمومي به عنوان متهم در جايگاه حاضر شد و گفت؛ اولين عمل روي صورت متوفي از ساعت 15 تا 17 طول کشيد و با موفقيت انجام شد و اگر موفقيت آميز نبود مسلماً عمل دوم را انجام نمي دادم. پزشک بيهوشي که همکار من در عمل بود حدود ساعت 14 به مطب آمد و چند آمپول به فرهاد تزريق کرد بعد هم دو آمپول ديگر به من داد و رفت. او هم در مرگ بيمار مقصر است و تمام تقصير با من نيست. پزشک عمومي در حالي اين اظهارات را مطرح کرد که پزشکي قانوني در مرحله اول اعلام کرده متخصص بيهوشي هيچ نقشي در مرگ فرهاد نداشته اما در مراحل بعدي اعضاي کميسيون اعلام کردند او 20 درصد مقصر است. قاضي تشکري در اين خصوص توضيح داد که نظريه دوم نظريه اول را باطل نکرده است و فقط درصد مسووليت متهم را پايين آورده و اعلام کرده است که اگر براي مقام قضايي مجرم بودن پزشک بيهوشي محرز شد 20 درصد مقصر است.
سپس متهم ادامه داد؛ من به سازمان بازرسي کل کشور عليه پزشکي قانوني هم شکايت مي کنم، چرا که هيچ سمتي در پرونده نداشته و حق رسيدگي هم نداشته است. سپس پزشک متخصص بيهوشي در جايگاه قرار گرفت. او گفت؛ من در آن روز در بيمارستان بودم و استعلامي که دادگاه انجام داده نشان مي دهد من تا ساعت چهار بعدازظهر در بيمارستان بودم و به مطب اين پزشک نرفتم. همسر من بود که در مطب آقاي دکتر کار مي کرد و تزريقات را انجام مي داد. من متخصص بيهوشي هستم و مي دانم که داوري ليدوکائين باعث مرگ بيمار مي شود و هرگز آن را به بيني کسي تزريق نمي کنم، حتي اگر هم آن روز در مطب حضور داشتم چنين کاري نمي کردم.وي ادامه داد؛ روز حادثه من حدود ساعت 8 شب بود که براي بردن همسرم به خانه به مطب دکتر مراجعه کردم و فهميدم چنين مشکلي پيش آمده براي اينکه کمکش کنم، با اورژانس و بيمارستان هماهنگ کردم تا بيمار را منتقل کنند.
در ادامه جلسه دادگاه دو شاهدي که متهم خواسته بود در دادگاه حضور داشته باشند در جايگاه قرار گرفتند، يکي از آنها که فروشنده لوازم پزشکي است، گفت؛ من ساعت 7 بعدازظهر به مطب رسيدم. در آن لحظه متخصص بيهوشي در مطب نبود يک دفعه ديدم بيمار حالش بد شد و نفس عميقي کشيد، به خانم تکنسيني که در آنجا بود گفتم که بيمار بدحال است و به نظر مي رسد ضربان قلبش را از دست داده است. يک دفعه آقاي دکتر بالاي سر مريض حاضر شد و از ترس غش کرد، بعد از اين ماجرا بود که دکتر بيهوشي آمد و قبل از آن من او را نديدم.
شاهد ديگر هم گفت؛ من به عنوان بيمار در مطب بودم، حدود ساعت 14 بود که دکتر بيهوشي آمد و مريض را بيهوش کرد. در اين هنگام نماينده سازمان پزشکي قانوني در خصوص نحوه کار پزشک متهم گفت؛ متهم، تخلفات پزشکي بسياري داشته است، وي در سه مرحله به جرايم مختلف به ترتيب 3 ماه، 6 ماه و 5 سال از طبابت محروم شده است و تخلفات وي مربوط به جراحي هاي زيبايي بوده که انجام داده است و در نهايت هيات عالي نظام پزشکي نيز او را به خاطر اين تخلفات به 6 ماه محروميت از طبابت محکوم کرد.
وي افزود؛ در حال حاضر نيز اين پزشک به 6 ماه محروميت از طبابت محکوم شده که علت آن هم جراحي زيبايي بوده که در بيمارستاني در شميران انجام داده است. من از طرف سازمان نظام پزشکي موظف هستم که در دادگاه به اين پزشک اخطار کنم ديگر دست به عمل جراحي زيبايي نزند چرا که اين کار در تخصص او نيست.
سپس سه قاضي شعبه 39 دادگاه تجديدنظر (تشکري، دهنوي و اسماعيلي) براي تصميم گيري در خصوص پرونده وارد شور شدند.