سه شنبه، 24 بهمن 1385 - شماره 1330
   
 
صفحه نخست :: اخبار :: حوادث
تلاش دو هنر پيشه سر شناس براي بخشش دل آرا
دل آرا را از مرگ نجات دهيد

گروه حوادث؛ دو هنرپيشه معروف سينما و تلويزيون ايران روز گذشته براي جلب رضايت اولياي دم دل آرا- دختري که متهم است يکي از اقوامش را به قتل رسانده- به خانه آنها رفتند و از فرزندان مقتول خواستند از اعدام دل آرا صرف نظر کنند. به گزارش خبرنگار ما، فاطمه معتمدآريا و پرويز پرستويي دو ستاره سينماي ايران صبح روز گذشته براي مذاکره با اولياي دم دل آرا دختر نقاش زنداني به شهرستان رشت رفتند و چندين ساعت با اولياي دم مهين (مقتول) به مذاکره نشستند.

هرچند اين دو هنرپيشه حاضر به مصاحبه با خبرنگار ما نشدند و اين مساله را موضوعي شخصي عنوان کردند، اما يک منبع آگاه گفت؛ آنها ساعت ها براي اينکه اجازه صحبت کردن با فرزندان مقتول را پيدا کنند تلاش کردند و بعد از چند ساعت وارد خانه شدند و تا دير وقت نيز اين صحبت ها ادامه داشت.

دل آرا دارابي دختر 19 ساله يي که دو سال است در زندان به سر مي برد، به اتهام قتل دختر عموي پدرش بازداشت شده است. دل آرا متهم است به اتفاق پسر مورد علاقه اش اميرحسين مرتکب اين قتل شده و پس از ربودن جواهرات و پول هاي مهين از محل متواري شده است. هرچند دل آرا در مراحل مقدماتي قتل را پذيرفت، اما سپس منکر اين جرم شد و گفت؛ براي نجات جان اميرحسين اتهام را پذيرفتم، در آن زمان به خاطر رفتار پدر و مادرم از آنها بريدم و اتهام قتل را پذيرفتم، اما من نه مرتکب قتل شدم و نه از نقشه اميرحسين براي کشتن مهين باخبر بودم.

هرچند دل آرا منکر قتل شد اما دادگاه او را به قصاص محکوم کرد ولي اين حکم در ديوان عالي کشور نقض شد و پرونده دوباره به دادگاه اطفال برگشت و پس از اينکه اين شعبه نيز دوباره وي را به قصاص محکوم کرد، ديوان عالي کشور نيز چند روز پيش اين حکم را مورد تاييد قرار داد.

عبدالصمد خرمشاهي وکيل مدافع دل آرا روز گذشته با تاييد خبر تلاش دو هنرپيشه معروف سينما براي تقاضاي گذشت از مجازات اعدام دل آرا گفت؛ از انجام چنين کاري از فاطمه معتمدآريا و پرويز پرستويي و همه کساني که براي نجات دل آرا تلاش کرده اند بسيار سپاسگزارم. اما همچنان معتقدم دل آرا بي گناه است و هيچ نقشي در قتل مهين نداشته.

اگر يک بار ديگر صحنه قتل بازسازي شود به وضوح اين مساله روشن خواهد شد.وي ادامه داد؛ دلايل و مدارکي در پرونده وجود دارد که تاييد مي کند دل آرا مرتکب قتل نشده، از جمله اين دلايل چپ دست بودن دل آرا است که دليلي بسيار مشخص براي بيگناهي او محسوب مي شود.

خرمشاهي متذکر شد؛ دل آرا در حال حاضر وضعيت خوبي ندارد و به لحاظ روحي و جسمي به شدت بيمار است، البته بايد بگويم هنوز راي ديوان عالي کشور مبني بر تاييد حکم قصاص به من ابلاغ نشده است و در صورتي که حکم به دست من برسد قطعاً به آن اعتراض خواهم کرد.

اکنون سريال زير تيغ که فاطمه معتمدآريا و پرويز پرستويي در آن به ايفاي نقش پرداخته اند در حال پخش است، قصه اين سريال در مورد مردي - پرويز پرستويي - است که مرتکب قتل شده و همسرش - فاطمه معتمدآريا- براي گرفتن رضايت از اولياي دم به خانه آنها مراجعه مي کند و با برخوردهاي نامناسب آنها مواجه مي شود.

پزشک متهم به سهل انگاري در دادگاه تجديدنظر محاکمه شد
مرگ مرد جوان در حين جراحي زيبايي
گروه حوادث؛ پزشک عمومي که در مطب خودش به صورت غيرقانوني اقدام به عمل جراحي بيني مردي کرده و باعث مرگ او شده بود، روز گذشته در شعبه 39 دادگاه تجديدنظر استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/8 شب 19 آذرماه به ماموران خبر دادند مرد جواني به نام فرهاد که براي انجام عمل جراحي زيبايي به مطب خصوصي يک پزشک مراجعه کرده بود بر اثر تزريق بيش از حد داروي بيهوشي دچار عارضه قلبي شده و جان باخته است. پس از اعلام اين خبر تحقيقات بازپرس ويژه پرونده در اين خصوص آغاز شد و جسد براي انجام آزمايشات تخصصي به پزشکي قانوني انتقال يافت. متخصصان پس از انجام بررسي هاي لازم اعلام کردند علت مرگ فرهاد عارضه حاد قلبي بر اثر تزريق بيش از حد داروي بيهوشي بوده است به همين خاطر پزشک جراح به دادسراي جنايي تهران احضار شد. وي در دفاع از خود گفت؛ فرهاد يک روز قبل از حادثه به مطب من مراجعه کرد و قرار شد بيني او را جراحي کنم و ليفتينگ (کشيدن پوست) روي صورتش انجام دهم، من در مطبم يک تکنسين بيهوشي دارم که همسر او هم متخصص بيهوشي است. آنها فرهاد را بيهودش کردند، بعد از پايان عمل حدود ساعت 19 متوجه شدم بيمار دچار مشکل تنفسي شده است. ما بلافاصله او را به بيمارستان منتقل کرديم اما فوت کرد. پس از اظهارات اين پزشک تحقيقات بازپرس نشان داد هنگام عمل متخصص بيهوشي در مطب حضور نداشته و داروهاي خريداري شده از سوي پزشک جراح با نسخه خود وي از داروخانه تهيه شده است. اين در حالي است که پزشک عمومي دو بار پيش از اين نيز به خاطر تخلفات پزشکي محکوم شده بود.

پس از تکميل پرونده و ارسال آن به دادگاه عمومي پزشک عمومي که غيرقانوني جراحي مي کرد، به پرداخت ديه کامل يک مرد و چهار ميليون ريال جزاي نقدي به خاطر جنبه عمومي جرم محکوم شد اما با اعتراض طرفين دعوا پرونده به دادگاه تجديدنظر فرستاده شد.

اين پزشک عمومي روز گذشته در شعبه 39 دادگاه تجديدنظر حاضر شد تا بار ديگر مورد محاکمه قرار گيرد.

در ابتداي جلسه قاضي تشکري رئيس دادگاه توضيح داد که هم اولياي دم و هم متهم به راي صادره در دادگاه بدوي اعتراض کردند و بنابراين پرونده براي رسيدگي مجدد به اين شعبه ارسال شده است.

سپس مادر متوفي در جايگاه حاضر شد و گفت؛ روز حادثه ساعت 18 بعدازظهر بود که مطابق آنچه پسرم گفته بود منتظر آمدنش شدم، او به من گفته بود، قطعاً تا ساعت 18 به خانه برمي گردد من هم تا ساعت 19 منتظر شدم، اما پسرم نيامد خيلي نگران شدم. آژانس گرفتم و بلافاصله به مطب رفتم، اما هيچ کس جواب درستي به من نمي داد، حدود يک ساعت در آنجا نشستم. يک دفعه مردي وارد شد که گفتند پزشک بيهوشي است، چند دقيقه بعد پسرم را بيرون آوردند، پرده يي جلوي چشمش بود و خون زيادي روي تخت ريخته شده بود همان لحظه فهميدم که پسرم مرده است، در آنجا زني بود که به شدت ترسيده بود. به من گفتند او پسرم را بيهوش کرده است و من اکنون از پزشک عمومي شکايت دارم. در ادامه جلسه دادگاه پزشک عمومي به عنوان متهم در جايگاه حاضر شد و گفت؛ اولين عمل روي صورت متوفي از ساعت 15 تا 17 طول کشيد و با موفقيت انجام شد و اگر موفقيت آميز نبود مسلماً عمل دوم را انجام نمي دادم. پزشک بيهوشي که همکار من در عمل بود حدود ساعت 14 به مطب آمد و چند آمپول به فرهاد تزريق کرد بعد هم دو آمپول ديگر به من داد و رفت. او هم در مرگ بيمار مقصر است و تمام تقصير با من نيست. پزشک عمومي در حالي اين اظهارات را مطرح کرد که پزشکي قانوني در مرحله اول اعلام کرده متخصص بيهوشي هيچ نقشي در مرگ فرهاد نداشته اما در مراحل بعدي اعضاي کميسيون اعلام کردند او 20 درصد مقصر است. قاضي تشکري در اين خصوص توضيح داد که نظريه دوم نظريه اول را باطل نکرده است و فقط درصد مسووليت متهم را پايين آورده و اعلام کرده است که اگر براي مقام قضايي مجرم بودن پزشک بيهوشي محرز شد 20 درصد مقصر است.

سپس متهم ادامه داد؛ من به سازمان بازرسي کل کشور عليه پزشکي قانوني هم شکايت مي کنم، چرا که هيچ سمتي در پرونده نداشته و حق رسيدگي هم نداشته است. سپس پزشک متخصص بيهوشي در جايگاه قرار گرفت. او گفت؛ من در آن روز در بيمارستان بودم و استعلامي که دادگاه انجام داده نشان مي دهد من تا ساعت چهار بعدازظهر در بيمارستان بودم و به مطب اين پزشک نرفتم. همسر من بود که در مطب آقاي دکتر کار مي کرد و تزريقات را انجام مي داد. من متخصص بيهوشي هستم و مي دانم که داوري ليدوکائين باعث مرگ بيمار مي شود و هرگز آن را به بيني کسي تزريق نمي کنم، حتي اگر هم آن روز در مطب حضور داشتم چنين کاري نمي کردم.وي ادامه داد؛ روز حادثه من حدود ساعت 8 شب بود که براي بردن همسرم به خانه به مطب دکتر مراجعه کردم و فهميدم چنين مشکلي پيش آمده براي اينکه کمکش کنم، با اورژانس و بيمارستان هماهنگ کردم تا بيمار را منتقل کنند.

در ادامه جلسه دادگاه دو شاهدي که متهم خواسته بود در دادگاه حضور داشته باشند در جايگاه قرار گرفتند، يکي از آنها که فروشنده لوازم پزشکي است، گفت؛ من ساعت 7 بعدازظهر به مطب رسيدم. در آن لحظه متخصص بيهوشي در مطب نبود يک دفعه ديدم بيمار حالش بد شد و نفس عميقي کشيد، به خانم تکنسيني که در آنجا بود گفتم که بيمار بدحال است و به نظر مي رسد ضربان قلبش را از دست داده است. يک دفعه آقاي دکتر بالاي سر مريض حاضر شد و از ترس غش کرد، بعد از اين ماجرا بود که دکتر بيهوشي آمد و قبل از آن من او را نديدم.

شاهد ديگر هم گفت؛ من به عنوان بيمار در مطب بودم، حدود ساعت 14 بود که دکتر بيهوشي آمد و مريض را بيهوش کرد. در اين هنگام نماينده سازمان پزشکي قانوني در خصوص نحوه کار پزشک متهم گفت؛ متهم، تخلفات پزشکي بسياري داشته است، وي در سه مرحله به جرايم مختلف به ترتيب 3 ماه، 6 ماه و 5 سال از طبابت محروم شده است و تخلفات وي مربوط به جراحي هاي زيبايي بوده که انجام داده است و در نهايت هيات عالي نظام پزشکي نيز او را به خاطر اين تخلفات به 6 ماه محروميت از طبابت محکوم کرد.

وي افزود؛ در حال حاضر نيز اين پزشک به 6 ماه محروميت از طبابت محکوم شده که علت آن هم جراحي زيبايي بوده که در بيمارستاني در شميران انجام داده است. من از طرف سازمان نظام پزشکي موظف هستم که در دادگاه به اين پزشک اخطار کنم ديگر دست به عمل جراحي زيبايي نزند چرا که اين کار در تخصص او نيست.

سپس سه قاضي شعبه 39 دادگاه تجديدنظر (تشکري، دهنوي و اسماعيلي) براي تصميم گيري در خصوص پرونده وارد شور شدند.
زن 69ساله پيش از مرگ قاتلش را معرفي کرد
گروه حوادث؛ مردي که در جريان درگيري با زن عموي خود او را کشته بود از سوي کارآگاهان جنايي تهران دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما روز 7 بهمن ماه کارآگاهان جنايي تهران از قتل زن 69ساله يي به نام نجمه مطلع شدند.

اين زن پس از انتقال به بيمارستان فياض بخش به رغم تلاش پزشکان جان خود را از دست داد. به اين ترتيب تحقيقات ويژه پليس آغاز شد و کارآگاهان ابتدا پسر نجمه را به عنوان نخستين کسي که پيکر نيمه جان مادرش را پيدا و به بيمارستان منتقل کرده بود تحت بازجويي قرار دادند.

اين پسر جوان به ماموران گفت؛ هنگامي که به منزل آمدم ناگهان مادرم را ديدم که غرق در خون روي زمين افتاده بود. وي افزود؛ مادرم هنوز زنده بود و به سختي نفس مي کشيد. من به سرعت او را به بيمارستان رساندم و مادرم قبل از مرگ به من گفت پسر عمويم يدالله به وي حمله کرده است.

کارآگاهان پس از شنيدن اظهارات پسر مقتوله بلافاصله جست وجوي خود را براي دستگيري يدالله آغاز کردند و سرانجام موفق به دستگيري او شدند. يدالله پس از انتقال به پليس آگاهي در جريان بازجويي ها اتهام خود را پذيرفت و گفت؛ من سر ارث و ميراث با عمويم اختلاف داشتم و روز حادثه به خانه او رفتم تا بر سر اين موضوع با وي صحبت کنم. هنگامي که به خانه عمويم رسيدم متوجه شدم نجمه در منزل تنها است براي همين مشکلاتم را با او در ميان گذاشتم و زن عمويم شروع به نصيحت من کرد و حرف هايي زد که هيچ ربطي به مشکلم نداشت. دقايقي بعد عصباني شدم و به اين ترتيب درگيري و مشاجره ما آغاز شد.

متهم به قتل ادامه داد؛ در جريان درگيري يک لحظه نجمه را هل دادم و سر او به کمد اصابت کرد و خون جاري شد که با ديدن اين صحنه به شدت وحشت زده شدم و در حالي که اصلاً متوجه رفتارم نبودم چکشي پيدا کردم و با آن چند ضربه به سر وي زدم.

در حالي که نجمه نيمه جان شده بود سه ميليون و دو هزار تومان پول نقد، دو گردنبند و چهار گوشواره طلا سرقت کردم و فراري شدم.

بنابر اين گزارش هم اکنون به دستور بازپرس اصغرزاده- رئيس شعبه دو دادسراي جنايي تهران - تحقيقات از يدالله ادامه دارد.
ادعاي عجيب دو متهم که قصد ربودن پسربچه يي را داشتند
دو مردي که قصد ربودن پسربچه يي را داشتند پس از دستگيري با رد اتهام آدم ربايي ادعاي عجيبي را مطرح کردند.

به گزارش ايسنا ساعت 15/20 روز 21 بهمن ماه، ماموران کلانتري 135 «آزادي» در جريان يک آدم ربايي در ميدان آزادي قرار گرفتند و بلافاصله به محل حادثه رفتند.

با حضور ماموران در محل، فردي به نام حميد گفت؛ به همراه همسر و پسربچه ام از ميدان آزادي قصد سفر به دشت مغان را داشتم که ناگهان متوجه شدم دو تن قصد ربودن فرزندم را دارند و من با همکاري مردم موفق به دستگيري آدم ربايان شدم.

با انتقال متهمان به کلانتري، تحقيقات پليسي در اين خصوص از آنها آغاز شد.يکي از متهمان به نام «حسين» که مدت 10 سال است به مواد مخدر اعتياد دارد، در جريان بازجويي ها گفت؛ من قصد ربودن کودک را نداشتم، اما يک لحظه که وي را در ميدان آزادي ديدم، احساس کردم پسر خودم است.

از سوي ديگر «عبدالله» نيز در جريان تحقيقات به ماموران گفت؛ به همراه «حسين» که همشهري ام است، قصد سفر به همدان را داشتيم که ناگهان متوجه شدم وي از سوي مردم دستگير شده است.

زماني که براي پيگيري موضوع به سمت او آمدم من نيز توسط مردم دستگير شدم.

بنا بر اين گزارش تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
دل آرا را از مرگ نجات دهيد
مرگ مرد جوان در حين جراحي زيبايي
زن 69ساله پيش از مرگ قاتلش را معرفي کرد
ادعاي عجيب دو متهم که قصد ربودن پسربچه يي را داشتند
قاتل دختر دانشجو شناسايي شد
11 ماه تحقيقات ويژه براي دستگيري سارقان لوازم 700 خودرو
دستگيري دزدان اموال دختر دانش آموز
مامور قلابي در محل قرار به تله افتاد
سرقت 700 ميليون توماني در چهار دقيقه
دستبرد به کيوسک روزنامه فروشي

قاتل دختر دانشجو شناسايي شد

گروه حوادث؛ قاتل دختر دانشجويي که در پل مديريت به قتل رسيده، شناسايي شد. به گزارش خبرنگار ما اين دختر 23 ساله که سونا نام داشت شامگاه 12 آذرماه به طرز مرموزي از پاي درآمد پليس تحقيقات گسترده يي را براي شناسايي قاتل وي انجام داد و دو مرد افغان را که موبايل دختر جوان را در اختيار داشتند، دستگير کرد. کارآگاهان در ادامه تحقيقات خود سرانجام قاتل اصلي را شناسايي کردند. اين متهم پيش از اين نيز به همين اتهام تحت بازجويي قرار گرفته بود.



11 ماه تحقيقات ويژه براي دستگيري سارقان لوازم 700 خودرو
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند حرفه يي سرقت که اقدام به دزدي لوازم 700 خودرو کرده اند در جريان عمليات گسترده پليس آگاهي دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما در پي طرح چندين شکايت مشابه سرقت لوازم خودرو در شمال تهران کارآگاهان پايگاه اول پليس آگاهي از اوايل سال جاري تحقيقات ويژه يي را براي شناسايي و دستگيري متهمان آغاز کردند و سرانجام 20 روز پيش آنان را شناسايي و 5 عضو باند را طي عمليات جداگانه يي دستگير کردند. اين متهمان که 25 تا 40 ساله هستند پس از انتقال به آگاهي به سرقت از 700 خودرو طي سال جاري اعتراف کردند و گفتند دو مالخر نيز با آنها همکاري داشته اند. از سويي با استعلام صورت گرفته مشخص شد که متهمان از سارقان حرفه يي و سابقه دار در زمينه سرقت لوازم خودرو هستند و در جريان فعاليت مجرمانه شان تنها خودروهاي مدل بالا مانند پژو 206، زانتيا و برخي مواقع پرايد را طعمه قرار مي داده اند و به اين ترتيب بيش از 700 حلقه لاستيک، 150 دستگاه ضبط و پخش و تعداد زيادي جک به دست آورده اند. همچنين مشخص شد متهمان لاستيک زاپاس خودروهاي زانتيا و پژو 206 را که زير خودرو قرار دارد به راحتي و بدون اينکه سيستم دزدگير آن فعال شود، به سرقت مي برده اند و در مورد ساير خودروها نيز با شکستن قفل صندوق اقدام به سرقت مي کردند. اين در حالي بوده که ضبط خودروها نيز با شکستن شيشه به سرقت مي رفته است. در جريان بازجويي ها، «سعيد» 25 ساله که يکي از متهمان اصلي اين پرونده است، مدعي شد به دليل مشکلات مالي دست به ارتکاب سرقت مي زده تا خرجش را دربياورد. او گفت؛ با فروش لوازم سرقتي به مالخرها بيش از 7 ميليون تومان به دست آورده ام تا خرج خود و نامزدم را تامين کنم. من بيشتر سرقت ها را با همدستي ساير متهمان در ساعات پاياني روز و در پي شناسايي خودروهاي پارک شده کنار خيابان انجام مي دادم و اغلب به سراغ خودروهايي مي رفتيم که يا دزدگير نداشتند و يا اگر داشتند ضريب ايمني شان بسيار پايين بود. سعيد افزود؛ اين شيوه سرقت را ابتدا روي خودرو پژو 206 پدرم تمرين کردم و از آن طريق توانستم با اجزاي خودرو آشنا شوم. همچنين معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران بزرگ با بيان اينکه متهمان، سوژه هاي خود را در نقاط کور و کوچه پس کوچه هاي خيابان هاي شمال تهران از جمله نياوران، قيطريه و... انتخاب مي کردند، خاطرنشان کرد؛ در بررسي هاي صورت گرفته مشخص شد که بيشتر خودروها از وسايل ايمني کافي برخوردار نبوده اند. معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به اين که بيشترين خودروها از ساعت 24 تا ساعت 7 صبح به سرقت مي رفته است، به تمامي مالکان خودرو توصيه کرد خودروهايشان را يا در پارکينگ ها متوقف کنند و يا اگر اين امکان برايشان فراهم نيست، وسايط نقليه خود را در مکان هاي مشخص پارک کنند و حتماً شبگردها و يا پليس محله را در جريان موضوع قرار دهند.


دستگيري دزدان اموال دختر دانش آموز
گروه حوادث؛ سارقاني که با تهديد سلاح قلابي پول و موبايل يک دختر دانش آموز را دزديده بودند با تلاش ماموران پليس آگاهي تهران دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما 13 روز قبل دختري که دانش آموز دوره پيش دانشگاهي است با مراجعه به اداره اول پليس آگاهي تهران گفت؛ صبح روز 12 بهمن ماه مي خواستم به مدرسه بروم که يک اتومبيل رنو21 سورمه يي رنگ با دو سرنشين پسر جلوي پايم توقف و با تهديد سلاح به زور مرا سوار اتومبيل کردند. بعد هم گوشي موبايل و يک فقره تراول چک 50هزار توماني مرا دزديدند و با بيرون انداختن من از اتومبيل فرار کردند. بعد از شکايت اين دختر، ماموران پليس در تحقيقات خود موفق شدند يکي از متهمان به نام مهرداد 19 ساله را دستگير کنند. وي در بازجويي ها ضمن اعتراف به سرقت گفت؛ ما پول و موبايل اين دختر را سرقت کرديم اما او را به زور سوار ماشين نکرده بوديم بلکه وي با ميل خودش سوار ماشين ما شد. البته اتومبيل هم متعلق به دوستم حامد بود. با توجه به گفته هاي مهرداد، ماموران به سراغ حامد رفتند و او را هم دستگير و در بازرسي اتومبيل وي يک سلاح فندکي و موبايل دختر دانش آموز را پيدا کردند.


مامور قلابي در محل قرار به تله افتاد
گروه حوادث؛ يک مامور قلابي نيروي انتظامي که در منطقه شمال غرب تهران از عابران اخاذي مي کرد توسط ماموران کلانتري 140 باغ فيض تهران دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما دو روز قبل مرد جواني با مراجعه به ماموران کلانتري 140 باغ فيض خبر داد که يک مامور قلابي نيروي انتظامي قصد اخاذي از او را دارد. اين مرد گفت؛ ساعت 23 شب گذشته با اتومبيلم در اتوبان کرج در حرکت بودم که راننده يک پيکان جلوي مرا گرفت و خودش را مامور معرفي کرد. وي به بهانه اينکه سرعتم زياد بوده است مي خواست اتومبيل مرا به پارکينگ ببرد اما من با خواهش از او خواستم مبلغي پول بگيرد و رضايت بدهد.

وقتي او قبول کرد به وي پول بدهم مشکوک شدم به همين خاطر با دادن بيمه نامه ام از او خواستم تا ساعت 12 ظهر فردا به محل قرار که خود تعيين مي کند برويم و صد هزار تومان پول به او بدهم پس از طرح اين شکايت روز قرار مرد جوان به همراه چهار مامور پليس به محل مورد نظر واقع در منطقه پونک تهران رفتند و درست هنگام تحويل پول ها به مامور قلابي وي را دستگير کردند. بعد از دستگيري متهم مشخص شد که اين مرد دو شاکي ديگر هم دارد که اين دو شاکي مدعي شده بودند چند روز قبل اين مرد با اتومبيل پيکاني در خيابان پونک جلوي آنها را گرفته و به بهانه اينکه آنها مواد مخدر همراه دارند موبايل شان را سرقت و فرار کرده بود.


سرقت 700 ميليون توماني در چهار دقيقه
گروه حوادث؛ مردان ناشناس با حمله به يک جوان مبلغ 92 ميليون ين ژاپن او را که از سوي باجناقش براي وي ارسال شده بود به سرقت بردند. به گزارش خبرنگار ما 20 روز پيش ماموران نيروي انتظامي مطلع شدند جواني که با ضربات چاقو به شدت مجروح شده و به بيمارستان انتقال يافته است. با اعلام اين گزارش بلافاصله گروهي از ماموران به بيمارستان رفتند و به بازجويي از مرد جوان پرداختند. وي گفت؛ باجناق من در ژاپن کار مي کند. او چند روز پيش به من تلفن کرد و گفت؛ 92 ميليون و 100 هزار ين ژاپن که معادل 700 ميليون تومان است پس انداز کرده و مي خواهد آن را به خانواده اش تحويل دهد. باجناقم به من گفت اين مبلغ را به يکي از دوستان صميمي اش که راهي ايران است مي دهد. مرد مجروح ادامه داد؛ پس از گرفتن مشخصات دوست باجناقم امروز - روز حادثه - به فرودگاه مهرآباد رفتم و پول را تحويل گرفتم اما هنگامي که سوار خودروي پيکانم در اکباتان در حال تردد بودم ناگهان يک مزدا راه را به من بست و چند مرد به سويم هجوم آوردند و با چاقو چند ضربه به من زدند و سپس پول ها را برداشتند و فرار کردند. تمام اين ماجرا در حدود چهار دقيقه به طول انجاميد و من کاملاً غافلگير شده بودم. پس از اظهارات اين جوان ماموران به دستور بازپرس مديرروستا - رئيس شعبه 13 دادسراي صادقيه- تحقيقات خود را براي شناسايي سارقان آغاز کردند و هم اکنون بررسي هاي پليس در اين زمينه ادامه دارد.


دستبرد به کيوسک روزنامه فروشي
گروه حوادث؛ دو جوان سارق شنبه شب به يک کيوسک روزنامه فروشي در خيابان چهارصد دستگاه تهران حمله کردند اما با حضور به موقع پليس يکي از آنها دستگير و اموال مسروقه پس گرفته شد. به گزارش خبرنگار ما حدود ساعت 24 شنبه 21 بهمن ماه دو پسر جوان به نام هاي ناصر لاشخور و فرهاد خاکي به کيوسک روزنامه فروشي در خيابان طباطبايي

چهارصد دستگاه رفتند و با تهديد فروشنده دکه موفق شدند 25 کارت تاليا، کارت ايرانسل، حدود يکصد هزار تومان پول نقد و تعدادي جعبه سيگار و آدامس را سرقت کنند. بلافاصله بعد از فرار اين دو سارق، فروشنده به پليس 110 تلفن کرد و ماموران با حضور به موقع در محل موفق شدند فرهادخاکي يکي از سارقان را دستگير کنند اما سارق دوم موفق به فرار از دست پليس شد.


روزنامه اعتماد
faranamlogo