سه شنبه، 1 اسفند 1385 - شماره 1336
   
 
صفحه نخست :: مقالات :: تلويزيون
گفت وگو با علي اکبر محلوجيان نويسنده فيلمنامه زيرتيغ
بيست سال رئال نويسي

حسن محمودي

علي اکبر محلوجيان نويسنده سريال تلويزيوني زيرتيغ در کارنامه کاري خود فيلمنامه چند سريال پرمخاطب و موفق از جمله پدرسالار و روزگار جواني را دارد. محلوجيان نويسندگي را با نوشتن داستان کوتاه در اوايل دهه شصت آغاز کرد که چندتايي از آنها در مجله کيهان فرهنگي به چاپ رسيد. نوشتن براي راديو را اين نويسنده در نيمه دوم دهه شصت آغاز کرد. نمايشنامه نويسي راديويي را او در کلاس هاي خسرو حکيم رابط فرا گرفت و به اين کار مشغول شد. محلوجيان نوشتن و بازنويسي سي چهل فيلمنامه تلويزيوني و سريال را در کارنامه کاري اش دارد که به قول خودش هنوز مردم او را به عنوان نويسنده سريال پدرسالار به ياد دارند. محلوجيان، متولد 1328 و معلم بازنشسته آموزش و پرورش، در نوشته هايش به شدت به واقعيت و بازنمايي آن وفادار است. چيزي که به عنوان يکي از مهم ترين مولفه هاي زيرتيغ با کارگرداني موفق محمدرضا هنرمند و بازي هاي خوب بازيگراني چون آتيلا پسياني، فاطمه معتمدآريا، هوشنگ توکلي و پرويز پرستويي ديده شد. محلوجيان يک بار ديگر به مانند پدرسالار و روزگار جواني اين شانس را به دست آورد که تيم حرفه يي فيلمنامه اش را بسازند. علي اکبر محلوجيان فيلمنامه نويس پدرسالار و زيرتيغ بخشي از وجود و تجربه اش را براي جان گرفتن آدم هاي سريال زيرتيغ گرو گذاشته است. اين موضوع را به عينه در گفتار و رفتارش مي توان دريافت. او آدم هاي روزگارش را بخوبي مي شناسد و اين چيزي است که در فيلمنامه نويسان تلويزيوني کمتر مي توان سراغ گرفت.



زيرتيغ از کجا شروع شد؟

با اسلامي تهيه کننده سريال زيرتيغ از قديم آشنا بودم. قرار بود چند طرح با هم کار کنيم که هيچ کدام به سرانجام نرسيد. تا اين که قرار شد براي ماه رمضان سه سال پيش سريالي بسازند و من فيلمنامه اش را بنويسم. سي قسمت 30 دقيقه يي نيز نوشته شد. گفتند اين کار خيلي خوب درآمده و مي تواند تماشاگر هفتگي داشته باشد. فيلمنامه را به محمدرضا هنرمند دادند و هنرمند وقتي آن را خواند گفت انگار اين طرح براي من نوشته شده.

يعني 30 قسمت کار را نوشته بوديد که به دست هنرمند رسيد؟

بله تمامش نوشته شده بود. منتها هنرمند گفت به جاي هر قسمت 30 دقيقه يي، 45 دقيقه ساخته شود که با اين اوصاف تعليق ها بنابر زمان بندي جديد جابه جا شد. اگر منظورتان اين است که کارگردان چقدر در کار نوشتن دخالتي داشته است بايد بگويم کار از قبل نوشته شده بود. ولي نزديک چهارصد دقيقه حذف شد. اين کار را نيز به خود من سپردند.

حذفيات به چه صورت بود؟

چندتايي قصه فرعي حذف شد. طوري که لطمه يي به کار نخورد. يک مقداري ديالوگ ها را حذف کرديم. از شخصيت طاهر و ديالوگ هايش در آورديم و يک مقدار از شخصيت هاي فرعي که در زندان بودند.

يکي از انتقادهايي که منتقدان مطرح کردند از همين زاويه بود که آدم ها، کارهايشان در برخي قسمت ها مدام تکرار مي شود. شايد آنها دنبال همين قصه هاي فرعي مي گشتند.

آنها نظر خودشان را دارند و يک مقدار نيز سليقه يي است. اين که مي گويند بر صحنه هاي درام خيلي تاکيد شده، اين طور نيست. صحنه هاي عزاداري را اگر مي توانستيم مقداري کم مي کرديم، اما زير پوست عزاداري چيزهاي ديگري وجود دارد که در قسمت هاي بعدي به کار مي آيد. مثلاً آن صحنه تشييع جنازه را اگر نداشتيم نمي توانستيم محمود را از زير تابوت بکشيم بيرون. وقتي يک قاتلي زير تابوت مقتول را بگيرد، اين چه جور آدمي مي توانست باشد. يا مناسباتي که زن عمو با رضا دارد، حساب شده بود و اين جور نبود که بخواهيم از مردم گريه بگيريم.

طولاني شدن عزاداري از ديگر انتقادها بود. سه قسمت پشت سر هم ماجراي عزاداري بود.

قسمت ها 36 دقيقه يي پخش شد. در حالي که ما روي 45 دقيقه حساب کرده بوديم و اگر 45 دقيقه پخش مي شد عزاداري ها در دو قسمت تمام مي شد. الان قسمت ها دارد 65 دقيقه يي پخش مي شود. اين کمي به کار لطمه زد. مگر نه اينکه از آنها در آن قسمت هاي عزاداري مناسباتي است که الان داريم بهره بري مي کنيم. اگر رضا مي آيد در دادگاه مي گويد دايي ام اشتباه مي کند و عمو قدرت درست مي گويد، مربوط به همان مناسبت توي عزاداري است.

ابتدا سريال را به نيت هر شب نوشتيد؟

بله. ولي تغيير کرد و قرار شد به صورت هفتگي پخش شود.

قسمت بندي ها نيز تغيير کرد؟

بله. البته محتوا و داستان همان بود.

مي خواهم برسم به اين که سريال هر شبي با سريال هفتگي در فيلمنامه چه فرق هايي پيدا مي کند؟

در سريال هر شبي لزومي ندارد تعليق بزرگي گنجانده شود، چون مخاطب فردا شب نيز آن را مي بيند. ولي در سريال هفتگي بايد يک هفته تماشاچي را نگه داشت و اين طور ساختارش فرق مي کند تا سريالي که عادت مي کنند هر شب تماشايش کنند.

اتفاقاً يکي از ويژگي هاي زيرتيغ به لحاظ ساختاري در همين تاکيد بر تعليق هاي آخرش است که تعمد دارد با يک تعليق تمام شود و مخاطب را تا هفته بعد کنجکاو نگه دارد.

عادت بدي که تماشاگران ما دارند اين است که فکر مي کنند هر قسمت بايد با کاري عجيب و غريب تمام شود و بزنگاهي داشته باشد. در صورتي که اين طور نيست. مثلاً ته يکي از قسمت هاي زيرتيغ اين بود که محمود در زندان مي گويد کاش مداد زندگي نيز ته اش پاک کن داشت. اين جمله خودش کلي حرف دارد. به نظرم يکي از بهترين ديالوگ هاي کار بود. اما تلويزيون تماشاگرش را بد عادت کرده. الان استقبال از سريال هاي هر شبي بيشتر شده است. براي همين بايد پايان سريال هاي هفتگي در هر قسمت به گونه يي باشد که تماشاگر را تا هفته بعد بکشد. مردم ما کم حوصله شده اند.

وقتي داشتي فيلمنامه زيرتيغ را مي نوشتي متوجه تلخ بودنش بودي؟ چرا اين قدر تلخ؟

من کارهاي ديگري نيز کرده ام. خيلي در بند تلخي اش نبودم. البته کاملاً آگاهانه بود. مثل زندگي است. اين آدم ها را دور و بر خودمان مي بينيم. اگر مردم سريال را پسنديده اند براي اين است که دارند به نظاره زندگي خودشان مي نشينند. آينه يي جلويشان گرفته شده تا خودشان را در آن نگاه کنند.

فکر نمي کنيد اين مردم را بايد جايي از اين روزمرگي خودشان بيرون آورد؟

سريال هايي از اين دست که مي گوييد نيز ساخته مي شود. همزمان سريال هايي بودند که سوپرمارکت بودند و مردم نيز مي ديدند. تلويزيون است ديگر. من سعي کردم از واقعيت قصه يي که تعريف مي کردم دور نشوم.

زيرتيغ برآمده از زندگي مردم کوچه و بازار است. مردمي که دور و بر ما زندگي مي کنند و با آنها آشناييم. اين خلق دوباره زندگي که چيزي از خود آن کم ندارد، يکي از مهم ترين ويژگي هاي سريالي است که شما فيلمنامه اش را نوشته ايد. مي خواهم بپرسم اين درک صحيح و درست از زندگي را چطور به دست آورده ايد؟

چطوري بگويم. فکر مي کنم هر آدمي يک قصه است. قصه برخي نوشته مي شود، قصه برخي آدم ها نيز خوانده مي شود. همه آن قصه هايي نيز که نوشته مي شود، خوانده نمي شود الزاماً. اين در ديالوگ هاي زيرتيغ هم بود که از سريال درآورده شد. مي خواهم بگويم اين آدم هاي معمولي که از کنارشان رد مي شويم، چقدر آدم هاي پري هستند، ولي ما از آنها شناختي نداريم و بهشان اهميتي نمي دهيم. اوس محمود آدم درستي است، با اين که قتل انجام داده، همه مي خواهند اين ماجرا به گونه يي ديگر تمام شود و مي گويند عمو قدرت قاتل است. مخاطب نمي خواهد اوس محمود قاتل باشد، چون اوس محمود آدم درستي است. مخاطب دلش براي زندگي دوست داشتني اوس محمود مي سوزد. خود من نيز يک آدم رئال هستم. بعد هم زيرتيغ حاصل بيست سال رئال نويسي من است. نمي شود يک دفعه من تصميم گرفته باشم اين طوري بنويسم و از کار در بيايد.

پنج قسمت به پايان سريال مانده و مي گويند آخر سريال زيرتيغ لو رفته و عمو قدرت قاتل است.

همه شان اشتباه تا حالا پيش بيني کرده اند و اصلاً اين چيزي که مي گويند نيست. به نظرم اين نشان مي دهد که کار درست است.

اتفاقاً برخي خيلي جدي گرفته بودند که چرا آخر سريال لو رفته است و از پايان آن حراست نشده؟

کي فکرش را مي کرد خسرو از زندان فرار کند و بيايد به اوس محمود پناه بگيرد.

البته کار به گونه يي است که تماشاگر را کنجکاو ماجرا مي کند و به سمت حدس و گمان مي کشاند.

خب بايد در کار همدلي تماشاگر را نيز مدنظر داشت. هم بايد تماشاگر را شريک کني و خيلي هم نبايد آن را شريک ماجرا کرد چون اگر ماجرا را درست حدس بزند، کار لطمه مي بيند. بايد ترکيبي از اين دو را داشت.

در کارنامه شما دو نقطه عطف بزرگ وجود دارد به نام هاي پدرسالار و زيرتيغ. اين در حالي است که شما در سريال تا غروب نيز به همين منوال نوشته ايد. اما تا غروب اصلاً ديده نشد و به قول خودتان هنوز مردم شما را با عنوان نويسنده پدر سالار مي شناسند. چه اتفاقي در اين ميان افتاده است؟ منظورم تيم سازنده است.

زيرتيغ واقعاً يک اتفاق بود نه براي فيلمنامه اش. البته فيلمنامه به لحاظ اصولي درست بود اما همه اش فيلمنامه نبود. کار تيم درستي داشت. کارگردان درستي داشت و همين طور تهيه کننده. کارگردان و تهيه کننده يي که آدم ها را مي شناختند. موقعي که اسلامي فيلمنامه را مي خواند مي گفت اين معتمدآرياست، اين پرستويي است. کم تهيه کننده يي داريم که اين طور باشد. اغلب به دنبال اين هستند که تهش برايشان يک چيزي بماند با کم خرج کردن. حق هم دارند.مي خواهند طوري خرج کنند که برايشان چيزي بماند. اما اين جا برعکس بود، فکر کنم اسلامي قرض هم به بار آورد سر اين کار. يا هنرمند واقعاً مايه گذاشت. او هم آدم ها را ديد و مايه گذاشت. من يک چيزي مي نويسم به نام فيلمنامه و از نظر من درست است. بعد کارگردان آن را مي سازد. اين کارگردان بايد انديشه اش را بر انديشه من اضافه کند. اغلب اين اتفاق نمي افتد. اگر من چيزي را که مي نويسم پنجاه درصدش در بيايد خدا را شکر مي کنم. دو بار اين اتفاق برايم افتاده. يکي پدرسالار است و ديگري روزگار جواني. اما در قلب من نشد. با آن که لبخنده براي خودش ادعاهايي داشت. من زندگي را آن طور نمي ديدم. و او جور ديگري مي ديد و اينها با هم مچ نشد.

تا غروب هم همين طور.

آن که هيچ اصلاً. در زيرتيغ همه چيز حساب شده بود.

سر صحنه هم مي ر فتيد؟

خيلي کم. راستش رويم نمي شود زياد بروم. احساس مي کنم شايد کارگردان به عنوان يک مزاحم نگاهم کند. خيلي ها دوست دارند بروند سر صحنه و بگويند منظورم اين است. من فکر مي کنم منظورم را در قصه گفته ام. اگر کارگردان هم آن را نفهميده باشد سر صحنه نيز از دست من کاري برنمي آيد. هنرمند واقعاً همه چيز فيلمنامه را ديده بود و انديشه خودش را نيز به کار اضافه کرد. انتخاب تصوير در ميان صدها معادل، کار کارگردان است.

پيش آمده است که در هنگام تماشاي زيرتيغ احساس کني فيلمنامه را کسي ديگر نوشته است؟

بله. هنرمند با انتخاب هاي درستش اين کار را کرد. مثلاً در صحنه دادگاه که مي خواهند محمود را ببرند يک لحظه احساس کردم که دارم کار کس ديگري را نگاه مي کنم. آن قدر حساب شده و دقيق بود که فکر کردم دارم کار ديگري را تماشا مي کنم. هنرمند با معدل هاي تصويري اش، من را که نويسنده کار بودم و جريان را مي دانستم غافلگير مي کرد.

ريتم مدنظر شما همين بود؟

به نظرم درست بود. از اين لحاظ مي گويم که هنرمند نيز به کار اضافه شده است. اين ماجرا کم اتفاق مي افتاد. بايد عاشق کار بود. اين فقط تکنيک نيست. تکنيک را سر کلاس نيز مي توان آموخت و اينها همه وسيله است. اما هنرمند کار را صيقل داده بود، چيزي که فراتر از تکنيک است.

کدام يک از آدم ها به چيزي که در هنگام نوشتن فکر مي کردي و مدنظر داشتي نزديک تر بود؟ اگر بگويي همه شان را من نمي پذيرم.

دايي خيلي نزديک به آن چيزي است که تصور مي کردم. توکلي براي اين نقش واقعاً مايه گذاشته است. مريم نيز خيلي نزديک بود. معصوميتي که بايد داشته باشد حتي در لحظه پرخاش کردن نيز همراه دارد. سخت است اين حس را درآوردن. معتمدآريا که بازي اش خيلي غريب است. انگار در همان خانه دارد زندگي مي کند. حرکات دستش واقعاً اعجاب انگيز است. مثلاً در صحنه دادگاه دستش را روي سرش گذاشته بود و من آن لحظه مي ديدم که دستش دارد رنج مي کشد. کار معتمدآريا باورکردني نيست. قدرت به گونه يي بازي مي کند که مخاطب از او نفرت دارد. اين نشان قدرت بازي اش است و بازي که از او گرفته شده. معتمدآريا را در صحنه دادگاه در نظر بگيريد که از شوهرش رو مي گيرد، آدم مگر از شوهرش رو مي گيرد. کارگردان از نظر روان شناسي اين آدم را مي شناسد تا آن ميزانسن دربيايد. اين قدرت هنرمند است. سياوش تهمورث در سريال هاي ديگر نيز نقشش را در همين مايه ها بازي مي کند ولي اين جا بازي ديگري از او گرفته شده که مخاطب واقعاً از او متنفر مي شود. اين جا واقعاً بازي اش متفاوت است.

نقدي در روزنامه خود ما چاپ شد از منتقدي که معتقد بود هنرمند در قد و قواره خود در زيرتيغ ظاهر نشده و در کار آب بسته است.

به اين منتقد بايد گفت شما برويد همان سوپرمارکت خودتان را تماشا کنيد. نيازي هم نيست هنرمند را بشناسيد. معلوم است اصلاً هنرمند را نيز نمي شناسيد. هنرمندي که در کار طنز آن قدر خوب کار مي کند و کاکتوس ها را دارد، حالا آمده کار غيرطنزي را با اين قدرت ساخته. پس معلوم است که اين منتقد توانايي هاي هنرمند را نمي شناسد. اين را براي آن نمي گويم که از زيرتيغ انتقاد کرده، بلکه براي اين است که مي گويد هنرمند کارش را بلد نيست و خوب درنياورده يا آب بسته به کار. هنرمند اولين باري است که از يک نويسنده در تلويزيون دارد استفاده مي کند و قرار نيست من به آن نان قرض بدهم. چون در کارهاي بعدي سراغ نوشته هاي خودش مي رود. يا آن منتقد دارد اشتباه مي کند يا بقيه. از آن جايي که فکر نمي کنم همه اشتباه بکنند، بنابراين آن منتقد اشتباه مي کند.

اگر قرار بود يک بار ديگر زيرتيغ را بنويسي، همين طور مي نوشتي؟

حقيقتش بهش فکر نکرده ام. زيرتيغ از نظر من تمام شده است.

منظورم اين است که در حين تماشاي کار دلت مي خواست تغييراتي داده بودي يا چيزهايي اضافه مي شد.؟

يک جايي فکر مي کنم سکوتي است که بايد برخي از آدم ها حرف بزنند. مثلاً مثل دايي، يا واکنش رضا را بايد نسبت به دخترعمويش بيشتر مي کرديم و نسبت به دخترعمو، تحريک پذير تر مي شد در حد جزيي به نظرم کل قضيه همين بود.

الان چه کار مي کني؟

دعا به جان شما.

سريالي در دست نداري؟

فعلاً نه.

غير از نوشتن به کار ديگري مشغولي؟

نه.

به صورت حرفه يي در اين سال ها به نوشتن ادامه داده يي؟

نه. من معلم بودم. نوشتن علاقه ام است. به آن معنا حرفه يي نيستم. چيزي بايد من را بگيرد، بعد بنويسمش. سال ها بود طرحي از من در تلويزيون کار نشده بود. کارهايي که مي کردم در واقع طرحش از ديگران بود و من بازنويسي اش مي کردم. مثل آهوي ماه نهم. زيرتيغ را نيز از مدت ها قبل طرحش را داده بودم . نوشته بودمش بعد ارائه دادم.

الان چيزي نوشته يي که کنار گذاشته باشي؟

بله. مي نويسم تا موقعي که بهم بگويند چيزي داري؟

مي خواهم بگويم نويسنده فيلمنامه هايي مانند پدرسالار، روزگار جواني و زيرتيغ بايد آن قدر بماند تا بهش مراجعه شود؟

من سراغ کسي نمي روم. آن قدر مي مانم تا بيايند سراغم. اين چند وقت آن قدر به من از طرف تهيه کننده هاي مختلف زنگ زده اند و طرح هايي را گفته اند که اصلاً به دنياي من نزديک نيستند. چطور مي توانم موقعيتي را بنويسم که به دنياي من نزديک نباشد. نوشتن مکانيکي نيست. برعکسش هست که نويسنده مي رود سر صحنه و همان روز کار را مي نويسد. اين بستگي به توان آن آدم دارد. شايد اصلاً در خلوتش نتواند بنويسد. برخي از قصه ها را بايد در آن فرورفت و نياز به خلوت نويسنده دارد.

قوه قضائيه نيز در کار مشارکت داشت؟

تنها فيلمنامه را داديم خواندند و جداي از مشورت هاي جواد طوسي، مشورت هاي قضايي خوبي دادند که به فيلمنامه کمک کرد.

فکر مي کنيد زيرتيغ بتواند در جامعه تاثير بگذارد که در قصاص ها کمي تامل کنند؟

حتماً اين اتفاق مي افتد. ما تصور خاصي از قاتل يا دزد داريم. در حالي که يک آدم خوب و درست امکان دارد با يک تلنگر ناخواسته قاتل بشود. زنداني ها نيز آدم هاي بدبختي مثل ما هستند که بد آورده اند و اينها در شکم مادرشان قاتل يا دزد نبوده اند. به هرحال قوه قضائيه به ما کمک کرد.

داستان نويسي را ديگر ادامه نداديد؟

مي گويد اگر غم نان بگذارد. زندگي خرج دارد

(با خنده). من عاشق قصه نوشتن هستم. قصه هاي زيادي هم در مجلات چاپ کرده ام و فکر مي کنم در قصه هايم بتوانم حرفي براي گفتن داشته باشم سي چهل داستان هم دارم که کتاب نشده است. چندجايي هم خواستند چاپ کنند که زياد جاهاي معتبري نبود.

عناوين اين صفحه
بيست سال رئال نويسي
فيلم هاي نوروزي شبکه پنج
برنامه هاي نوروزي شبکه يک
سري جديد افسران پليس
قصه ما مثل شده
دوبله «دومين نفس»
«نردبان جاکوب» ميهمان سينما چهار
فرامرز صديقي با «سفر بخير»
«فروشگاه بزرگ»

فيلم هاي نوروزي شبکه پنج
17 فيلم سينمايي و انيميشن از شبکه تهران روي آنتن مي رود. در ايام نوروز 17 فيلم سينمايي و انيميشن از جمله «هري پاتر چهار»، سري جديد «پلنگ صورتي» و «قلعه متحرک هاول» از گروه کودک و نوجوان شبکه تهران پخش مي شود.

علي زارعان مدير گروه کودک و نوجوان شبکه تهران درباره پخش برنامه هاي نوروزي اين گروه به مهر گفت؛ «قصد داريم 17 فيلم سينمايي را براي کودکان و نوجوانان پخش کنيم. اين فيلم ها تکراري نيستند و براي اولين بار از اين شبکه پخش خواهد شد. در واقع سعي کرديم اين فيلم ها را از برگزيده هاي سال هاي 2004 تا 2006 انتخاب کنيم.»

وي در ادامه اشاره کرد؛ «فيلم ها و انيميشن هايي چون «قلعه متحرک هاول»، «ماشين ها»، «هري پاتر 4» و... در اين ايام پخش مي شوند. فقط چهار انيميشن ديگر براي دوبله باقي مانده که تا پانزدهم اسفندماه دوبله اين انيميشن ها هم تمام مي شود. «مدرسه رنگين کمان» هم از ديگر برنامه هايي است که براي پخش در ايام نوروز در نظر گرفتيم. در اين برنامه آيتم ويژه يي با محوريت پيک نوروزي هم قرار داديم و با بچه ها صحبت مي کنيم که در کنار ديدن برنامه هاي تلويزيون به تکليف خود هم رسيدگي کنند. همچنين در «مدرسه رنگين کمان» عروسک هاي مادربزرگ و دادا هم اضافه مي شوند.»

مدير گروه کودک و نوجوان شبکه تهران با اشاره به انيميشن «کولي» گفت؛ «اين انيميشن به همراه سري جديد و با کلام «پلنگ صورتي» از ديگر برنامه هاي نوروزي امسال شبکه تهران است. برنامه هاي متنوعي هم براي نوجوانان پخش مي کنيم. در مجموع گروه کودک و نوجوان شبکه تهران امسال قصد دارد برنامه هاي مفرحي در ايام نوروز پخش کند، به همين دليل از مدتي پيش انيميشن هاي سينمايي را براي دوبله آماده کرديم. کار ترجمه، دوبله و صداگذاري اين انيميشن ها حدود شش ماه به طول انجاميد و سعي کرديم دوبله انيميشن ها کيفيت خوبي داشته باشد.»

وي خاطرنشان کرد؛ «ما براي دوبله انيميشن هاي سينمايي از دوبلورهاي قديمي و جوان استفاده کرديم و امسال حدود 100 انيميشن پخش کرديم.»


برنامه هاي نوروزي شبکه يک
در ايام نوروز مجموعه هاي «موش نمکي»، «بچه هاي بوستان»، «پورنگ و آقاجون سليمان»، انيميشن «هوهو خان» و مجموعه خارجي «کارگران معدن» از گروه کودک شبکه اول سيما پخش مي شود.

محمد ميرکياني مدير گروه کودک و نوجوان شبکه اول درباره پخش برنامه هاي نوروزي اين گروه به مهر گفت؛ «مجموعه عروسکي «موش نمکي» يکي از بزرگترين پروژه هاي عروسکي شبکه اول است. اين مجموعه به کارگرداني مرضيه محبوب و تهيه کنندگي فاطمه طيبي تهيه شده و در ايام نوروز از اين شبکه پخش مي شود.»

ميرکياني با اشاره به مجموعه «بچه هاي بوستان» که در ايام نوروز از شبکه اول پخش مي شود، گفت؛ «اين مجموعه ادامه مجموعه «صيام و تيام» است که در ماه رمضان روي آنتن رفته بود. سري جديد اين مجموعه در 15 قسمت 35 دقيقه يي در ايام نوروز پخش مي شود. اين مجموعه درباره خانواده يي است که درگير ماجراهايي مفرح مي شوند. برنامه ترکيبي «باغ شادونه» از ديگر برنامه هاي نوروزي است. همچنين امسال براي اولين بار در برنامه هاي کودک دو تيپ شخصيتي داريم. «پورنگ» بعد از ظهرها و «آقاجون سليمان» صبح ها برنامه اجرا مي کنند.»

مدير گروه کودک شبکه اول خاطرنشان کرد؛ «انيميشن 13 قسمتي «هوهوخان» از توليدات صبا را هم براي پخش در ايام نوروز در نظر گرفتيم. مجموعه خارجي «کارگران معدن» و سري جديد برنامه «آستانه» ويژه اين ايام از شبکه اول پخش مي شود. علاوه بر آن هر روز يک فيلم سينمايي روي آنتن مي رود. در مجموع سعي کرديم در ايام نوروز برنامه براي تمام گروه هاي سني داشته باشيم.»

داستان «موش نمکي» در سرزمين موش ها مي گذرد. در آنجا خانواده يي زندگي مي کنند که از قديم به امانتداري معروفند، ميراث خانوادگي آنها دستمال آرزوهاست که نسل به نسل به آنها رسيده است. در نزديکي اين دهکده، ديوي با بچه اش زندگي مي کند که به شکمبارگي و تنبلي معروف است. او در پي به دست آوردن دستمال و رسيدن به آرزوهاي خود است. به همين دليل هر دفعه به دهکده موش ها حمله مي کند و موش ها را به اسارت مي برد. شادي پورمهدي نويسنده اين مجموعه است.

عادل بزدوده، فريبا جديکار، فرزانه اميدفر، عيسي يوسف پور، آذر اخوت، عليرضا ابوترابي و شبنم زنجاني عروسک گردانان مجموعه و هنگامه مفيد، محمود جعفري، فروزان زاهدبيگي، ماندانا کريمي و سپهر گودرزي گويندگان عروسک ها هستند. همچنين هنگامه مفيد اشعار مجموعه عروسکي «موش نمکي» را سروده و محمد منتظم صديقي، حميدرضا صدري و ماکان اشکوري کار آهنگسازي آن را انجام داده اند.


سري جديد افسران پليس
سري جديد «افسران پليس» پس از عيد نوروز از شبکه دو سيما پخش خواهد شد. در حالي تاکنون نامي از مدير دوبلاژ جديد سريال «افسران پليس» برده نشده است که مدير تامين برنامه شبکه دو يک ماه قبل از خريد سري جديد اين مجموعه پليسي خبر داده بود. سري پيشين «افسران پليس» با مديريت اکبر مناني دوبله شد و اين مجموعه محصول سال 2003 ايتاليا است که توسط رافائله مرتس کارگرداني شده است.


قصه ما مثل شده
گروه کودک و نوجوان شبکه اول سيما توليد مجموعه انيميشن قصه ما مثل شده با مضاميني برگرفته از ضرب المثل هاي فارسي را آغاز کرد. اين مجموعه انيميشن در 80 قسمت و 560 دقيقه آماده پخش خواهد شد. قصه ما مثل شده ضمن معرفي ضرب المثل ها ، داستان پيدايش آنها را در قالب داستاني نمايش خواهد داد. در اين مجموعه از 40 تکنيک متفاوت براي ايجاد تنوع استفاده شده است. تهيه کنندگي قصه ما مثل شده را شهاب کسرايي و عليرضا کاويان راد بر عهده دارند. شايان ذکر است که اين مجموعه انيميشن براساس کتاب پنج جلدي قصه ما مثل شده به قلم محمد ميرکياني ساخته مي شود.نمايش «کوهستان سرد» با استقبال عموماً خوب منتقدان مواجه شد. بسياري از منتقدان اين فيلم را به خاطر تصوير واقعگرايانه يي که از جنگ ارائه داده بود و براي توصيف دقيق تاثير جنگ بر زندگي غيرنظاميان مورد تحسين قرار دادند.


دوبله «دومين نفس»
فيلم سينمايي «دومين نفس» با مديريت شروين قطعه يي براي پخش از سينما چهار دوبله مي شود. فيلم سينمايي «دومــين نــفس» با مـوضوع پـليسي- جـنايي بـه کارگـرداني «ژان پي يـر مـلويل» در کشور فرانسه ساخته شده است. اين فيلم 145 دقيقه يي داستان مردي به نام «گوستاو مندا»را به تصوير مي کشد که به علت سرقت يک قطار پليس به حبس ابد محکوم شده است؛ ولي پس از گذراندن 10 سال از دوران محکوميتش در زندان، به همراه دو زنداني ديگر فرار مي کند و به پاريس مي رود تا با عده يي تسويه حساب کند. در ادامه فيلم او به کمک زني به نام «منوش»، که صاحب يک رستوران است، پناه داده مي شود و تصميم مي گيرد فرانسه را ترک کند و... مهشيد حائريان مترجم فيلم سينمايي «دومين نفس» از زبان فرانسه به فارسي است.


«نردبان جاکوب» ميهمان سينما چهار
فيلم سينمايي «نردبان جاکوب» با مديريت ناصر طهماسب براي پخش از شبکه چهار سيما دوبله مي شود. فيلم سينمايي «نردبان جاکوب» به کارگرداني آدرين لين در سال 1990 به زبان انــگليسي ساخته شده و بازيـگراني چون تيم رابينــز، اليزابت پنا و... در آن بازي مي کنند. داستان اين فيلم زندگي يکي از سربازان جنگ ويتنام را به تصوير مي کشد که پس از بازگشت به وطن دچار توهم شده و پس از ارتباط با ساير سربازان و همرزمانش متوجه مي شود آنـان نيز از تصورات مشابه او رنج مي برنـد. وي بعد از تـحقيق و جـست وجوي زياد، پي مي برد ارتش ايالات متحده در جنگ ويتنام از تسليحات شيميايي ويژه يي استفاده کرده است. علي بابائيان ترجمه اين فيلم سينمايي 108 دقيقه يي را به عهده داشته است.


فرامرز صديقي با «سفر بخير»
فيلمبرداري مجموعه تلويزيوني «سفر بخير» به کارگرداني «مسعود رشيدي» تا پايان سال ادامه مي يابد. اين سريال بر اساس فيلمنامه يي از«سيدعلي اکبر محلوجيان» ساخته شده و تهيه کنندگي آن را«افشين زماني» بر عهده دارد.

بنابر اين گزارش سفر بخير در 26 قسمت، محصول سيماي استان ها (همدان) است که از اواسط آذرماه امسال کار ساخت آن آغاز شده است.

در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني چون فرامرز صديقي، ايرج نوذري، سيامک اطلسي، کتايون اميرابراهيمي، کاظم افرندنيا، پويا اميني، کاوه سماک باشي، سميرا سياح، يوسف مراديان، مارال فرجاد، مهدي اميني خواه، امير غفارمنش، مهدي فقيه، ناصر گيتي جاه، شهاب تيموريان، مريم بلالي مقدم، فرانک سعيدي، مجيد علم بيگي، مجيد سعيدي، محمود بنفشه خواه، زهره صفوي، حامد وحيد، ميلاد مولايي، مسعود پژوم، مجيد فروغي، آرش اميراحمدي، لادن سليماني، محمدرضا رهبري، افشين نژاد سليم، حسين چنگي و آرام جعفري به ايفاي نقش مي پردازند. علي اصغر هندي و رضا افشاري نيز بازيگران همداني سفر بخير هستند.


«فروشگاه بزرگ»
توليد مجموعه تلويزيوني «فروشگاه بزرگ» که قرار بود اوايل بهمن کليد بخورد و عيد از تلويزيون پخش شود، تا بهار سال آينده به تعويق افتاد. محمد صدري تهيه کننده اين مجموعه با اعلام اين خبر به خبرنگار مهر گفت؛ «قرار بود «فروشگاه بزرگ» از اوايل ماه جاري در دوبي جلوي دوربين برود، اما به دليل گرفتاري بازيگران مورد نظر که هم اکنون براي ساخت ديگر آثار نوروزي فعاليت مي کنند، موفق به جلب نظر آنها نشديم. به همين خاطر در نيمه اسفندماه درباره زمان دقيق آغاز تصويربرداري تصميم مي گيريم.»مجموعه طنز تلويزيوني «فروشگاه بزرگ» با مشارکت شبکه جهاني جام جم و يک اسپانسر بخش خصوصي در دوبي ساخته مي شود. اين سريال در پي طرح مسائل پيش روي ايرانيان مقيم دوبي است که بدون برنامه به آنجا مي روند و دچار مشکلاتي مي شوند. اين گرفتاري ها هم براي ايرانيان صاحب سرمايه به وجود مي آيد و هم براي دختران و پسراني که به انگيزه ايجاد شرايط بهتر مالي و به دست آوردن کار مناسب به اين شهر سفر مي کنند.متن «فروشگاه بزرگ» را داريوش رعيت نوشته و داستان آن درباره زندگي دو دوست است که از زمان کودکي با هم بزرگ مي شوند. يکي از آنها حتي موفق به گرفتن ديپلم نمي شود و به دوبي مي رود و ديگري با گرفتن فوق ليسانس در ايران مي ماند، اما شايعاتي درباره وضع مالي مناسب جواني که در دوبي است باعث رفتن دوست بيکار و دانشگاه رفته به اين کشور مي شود.


روزنامه اعتماد
faranamlogo