
برمک بهره مند
جديدنيوز؛ پيتر موسلي، يکي از معلمان رويترز، ظرف سه سال گذشته در قالب 150 نکته که بيشترشان از يک پاراگراف فراتر نمي روند نکاتي را که خبرنگارها بايد در کار خود رعايت کنند گرد آورده است. برخي از اين نکات تاکيد بر همان اصول کلاسيک و اوليه خبرنويسي هستند مثل پاسخ به چه کسي، چه چيزي، کي و کجا در ليد. برخي ديگرشان از اصولي مي گويند که اين روزها باب شده. مثلاً در هم بافتن پيشينه در لابه لاي خبر و پاسخ دقيق به چرايي خبر. و برخي ديگر فوت و فن هايي را در اختيار مي گذارند تا کار روزمره مان را بهتر انجام بدهيم. مثل اينکه چطور تعداد آدم ها در يک تظاهرات را تخمين بزنيم.
درباره شمردن تعداد آدم ها در تظاهرات ها
تخمين تعداد آدم ها کار سختي است. به خصوص در آشوب ها و تظاهرات هاي پرجنب و جوش و خشونت آميز. بهترين کار اين است که آمار را به نقل از يک کارشناس يا يک منبع معتبر ذکر کنيد و بنويسيد که «فلان منبع گفت...» اين هم يادتان باشد که برگزارکنندگان تظاهرات ها هميشه تمايل دارند آمار را دو برابر اعلام کنند در حالي که پليس تمايل دارد بگويد اصلاً خبري نبود.
درباره مصاحبه
فکر کنيد، فکر کنيد و فکر کنيد. قبل از اينکه مصاحبه شروع بشود، وقتي در راه هستيد، درباره موضوع مصاحبه و فرد مصاحبه شونده فکر کنيد. بايد قبل از اينکه مصاحبه آغاز شود به اندازه کافي درباره مصاحبه شونده و موضوع مصاحبه تحقيق کرده باشيد. بعد از تحقيقات اوليه، با اين فکر مصاحبه را آغاز کنيد که چطور مي توانيد بازي را به بهترين نحو انجام بدهيد. مثلاً يک سري سوال سخت در ابتدا (البته حواستان باشد که بنا به موقعيت ممکن است بهتر باشد که استراتژي خود را تغيير بدهيد) و پس از مصاحبه گوشه خلوتي پيدا کنيد و تا هنوز حافظه تان تازه است يادداشت هايتان را بسط بدهيد و متن مصاحبه را پياده کنيد. سعي کنيد دو تا سوال را يک جا نپرسيد. مصاحبه شوندگاني که زرنگ باشند آن سوالي را که دوست دارند اول جواب مي دهند و سوال ديگري را که به ضررشان است بي پاسخ رها مي کنند. اگر در يک کنفرانس خبري ديديد چنين اتفاقي رخ داد و سوالي بي پاسخ ماند هيچ اشکالي ندارد که شما دوباره همان سوال را بپرسيد. اين راهنمايي از جانب فرانسوآ رîيت برگر يکي از خبرنگارهاي برجسته پيشين رويترز است که حالا جزء معلم هاي رويترز شده است؛ «آخرين سوال من در يک مصاحبه اين است؛ حرف ديگري داريد که بخواهيد بزنيد؟» بعضي اوقات آن چيزي که مصاحبه شونده بيشتر از همه دوست داشته درباره اش صحبت کند اصلاً فرصت بيانش به ميان نيامده است. توضيح اين قضيه به نظر لازم نمي رسد. اما به هرحال در يک مصاحبه جواب ها از سوال ها مهم تر هستند. تکنيکي پياده کنيد که باعث شود از پيروي کورکورانه فهرست سوال هايي که از قبل آماده کرده ايد بپرهيزيد و اجازه بدهيد مصاحبه با توجه به جواب ها جريان خود را طي کند - به اين ترتيب ممکن است به جاهاي خوبي برسيد که انتظارش را نداشته ايد. شما ستاره نيستيد... مگر يک مجري معروف تلويزيوني باشيد و شهرت تان بيشتر از کسي باشد که داريد با او مصاحبه مي کنيد. پس سعي کنيد در حين مصاحبه قدري عقب بنشينيد و اجازه بدهيد مصاحبه شونده کانون توجه باشد. معناي اين حرف اين است که اجازه ندهيد سوالات تان تبديل به بيانيه هاي محکوم کننده باشد يا اينکه بخواهيد دانش خودتان را به رخ بکشيد؛ اين تاکتيک ها بيشتر از آنکه نور توليد کنند گرما توليد مي کنند. مصاحبه شونده را مورد تمسخر قرار ندهيد، همچنين او را تحريک نکنيد تا احساساتش بالا بگيرد. سخت ترين سوال ها را بپرسيد اما با ادب و نزاکت.به عنوان يک قاعده کلي، تلاش کنيد تا با آدم ها در محل کارشان مصاحبه کنيد - آنها در محل کارشان کم تر احساس خطر يا تهديد مي کنند. همچنين در محل کار آدم ها مي توانيد جزئيات بيشتري را ثبت کنيد. به دور و بر نگاه کنيد و دنبال رنگ و جزئيات باشيد؛ منظره بيرون از پنجره، عکس هاي روي ميز، عکسي از روزهاي جواني فرد مصاحبه شونده که با لباس ورزشي کنار ديگر بازيکنان هم سنش در يک استاديوم ايستاده... البته براي مصاحبه با شخصيت هاي معروف مثل هنرپيشه ها و خواننده ها خانه شان مي تواند محل خوبي براي مصاحبه باشد. يک نکته؛ وقتي دنبال جزئيات مي گرديد به چيزهايي اشاره کنيد که به داستان خبري که داريد مي نويسيد مربوط باشد؛ مثلاً اگر درباره يک تاجر موفق مي نويسيد و دفتر کار او در طبقه سي و سوم يک ساختمان مدرن قرار دارد مي توانيد به اين موضوع اشاره کنيد و...
درباره مصاحبه؛
منبع خبري سمج
اگر کسي از گفت وگو با شما خودداري مي کند، به او بگوييد که به هر حال خبرتان را خواهيد نوشت و علت اينکه به سراغ او آمده ايد اين است که مي خواهيد خبرتان دقيق تر بشود و تا جايي که ممکن است خبرتان منصفانه نوشته شود. براي راضي کردن آنها از خود صبر نشان بدهيد و زود تسليم نشويد. آيا زمان بدي زنگ زده ايد؟ اگر چنين است بعداً دوباره تماس بگيريد. آن کسي نباشيد که اول از همه تسليم مي شود.
يادآوري اصول ماندگار؛
اين خبر تا اينجاي کار...
هيچ گاه اين تصور را به خود راه ندهيد که مخاطب به روز است و با آخرين تحولات مربوط به خبري که مي نويسيد آشنا است؛ حتي زماني که آن خبر تيتر يک روزنامه ها در سراسر جهان است. وظيفه شما اين است که آخرين تحولات را در قالبي بنويسيد که افرادي که براي اولين بار با اين خبر برخورد کرده اند (يا حافظه کوتاه مدت دارند) يک تصوير کلي به دست بياورند که قبلاً چه اتفاقي افتاده است. اما يادتان باشد؛ پيشينه يي که در لابه لاي خبر بافته شده باشد يا در قالب يک وقايع شمار در جدولي کنار خبر منتشر شده باشد خيلي راحت تر از يک تکه بزرگ پيشينه هضم مي شود که جلوي جريان خبر را بگيرد.
يادآوري اصول ماندگار؛
حوصله خوانندگان را سر نبريد
اين يک «گناه» است که حوصله خوانندگانتان را سر ببريد. با موجزنويسي و شفاف نويسي از گناه پرهيز کنيد. هميشه به دنبال راهي باشيد تا به خبرتان خلق و خوي انساني ببخشيد. پيشينه را لابه لاي خبر بريزد. همان طور که آدم ها وقتي حرف مي زنند در لابه لاي صحبت هايشان به پيشينه اشاره مي کنند. اعداد و ارقام را حتي مي توانيد در يک باکس جداگانه در کنار خبرتان منتشر کنيد تا جلوي روان بودن خبر را نگيريد. تصويري فکر کنيد؛ يک تصوير خوب مي تواند جايگزيني براي صدها کلمه توضيحات مثلاً براي اين باشد که يک چيزي چطور کار مي کند.