
ليلا لطفي
محمد رحمتي تنها وزير کابينه دوم محمد خاتمي است که در دولت نهم هم ماندگار شد. خود او در توضيح دليل حضورش در دو دولت با رويکرد متناقض سياسي و اقتصادي، سطح بالاي کارآمدي اش را تنها دليل مي داند و همسويي منافع برخي گروه هاي سياسي حاکم بر مجلس هفتم با ادامه وزارتش را هم مطابق با منافع ملي مطلوب مي داند. رحمتي اعتراف مي کند که عقل و دلش با دولت نهم است. او که تا دو سال پيش وزير دولتي با مشي اقتصادي ليبرال و طرفدار آزادسازي تدريجي قيمت ها بود، امروز از ثبات قيمت بليت هواپيما و قطار دفاع مي کند. او تحول سياسي، اقتصادي و تغيير مقررات طي دو سال گذشته را دليل اتخاذ اين رويکرد مي داند. رحمتي در حالي از منافع فقرا و سوددهي کافي شرکت هاي هواپيمايي دفاع مي کند که نمي تواند نگراني خود را از آينده سرمايه گذاري در صنعت حمل ونقل کتمان کند. او تحريم هاي هوايي امريکا عليه ايران را هم بي تاثير مي داند ولي ادامه آن را عامل افزايش هزينه هاي حمل ونقل و کاهش تنوع پرواز و تنگ تر شدن عرصه براي فعاليت خطوط هوايي داخلي ارزيابي مي کند.رحمتي در طول يک گفت وگوي دو ساعته که مي خوانيد، استدلال هاي خود را با حوصله و بدون نگراني از کمبود وقت بيان کرد.
---
-در حال حاضر مردم نگران سفر با هواپيماهاي ناايمن هستند، شما شرايط حمل و نقل هوايي را چطور ارزيابي مي کنيد؟
در حال حاضر از لحاظ خريد هواپيما وضعيت خوبي داريم و تقريباً مي توان گفت هر ماه يکي دو هواپيما به ناوگان هوايي اضافه مي شود.
-اين هواپيماها از کجا خريداري مي شود، چون اشاره کرده بوديد خريدي که از ترکيه داشتيد خوب نبود؟
منظور از ترکيه نيز ترکيش ايرلاين است. خريد شش فروند ايرباس که چند سال گذشته انجام شده بود البته در زمان خودش خريد خوبي بوده است ولي ترکيش ايرلاين به دليل فشارهايي که امريکا بر روي آن داشته به تعهدات خود خوب عمل نکرده است. اگر من گله يي کرده باشم از اين نظر است. منظور اين نبوده که خريداراني که آن زمان عمل کرده اند کار درستي انجام نداده اند. آنچه اکنون در ذهن من است خريدهايي از ايرلاين هاي کشورهاي يونان، امارات و حتي امريکا است، چون آن ايرلاين ها فقط قصد فروش هواپيماي خود را دارند.
-هواپيماهايي که خريداري مي شود در چه سطحي است؟
ما هواپيمايي که قابليت پرواز دارد خريداري مي کنيم. اما سطح کارکردي هواپيما نبايد عمري بيش از 50 درصد داشته باشد. البته عمر يک هواپيما که زمان ساخت آن است خيلي اهميت ندارد چون احتمال دارد 30 سال از زمان ساخت هواپيما گذشته باشد ولي تعداد ساعت پروازهاي آن کم باشد. البته ايرلاين ها مي توانند هواپيمايي را اجاره به شرط تمليک کنند و يا به صورت اجاره تهيه کنند.
-در حال حاضر تقاضا براي تاسيس شرکت خصوصي به چه شکلي است؟
ببينيد تقاضا زياد است ولي شرکت ها توان ندارند .الان وضعيت هواپيمايي کشور به طوري است که ما حدود 125 هواپيما داريم البته شايد بيشتر، چون آمار من مربوط به سه، چهار ماه قبل است. در ضمن اير لاين ها برنامه خريد حدود 25 تا 30 هواپيما را دارند که تاکنون برخي از آنها قطعي شده است.در نهايت از ابتداي سال تاکنون حمل و نقل هوايي ما 15 درصد افزايش داشته است. اين رقم عدد خيلي خوبي است چون افزايش سفرهاي هوايي در دنيا سالانه يک
يا دو درصد است. در نتيجه 15 درصد افزايش سفر هوايي رقم خوبي است که نتيجه قيمت ارزان بليت هواپيما و فراهم کردن صندلي مناسب پرواز است. من سياست ايمني و تنوع صندلي در پروازها را به سازمان هواپيمايي کشور اعلام کردم. ايرلاين هم مي داند که اول ايمني بعد تنوع و زياد کردن صندلي. البته اينکه تاخير کم شود و راحتي مسافر فراهم شود و همچنين بليت هواپيما ارزان عرضه شود هم مهم هستند اما در درجه دوم اهميت قرار دارند زيرا بدون ايمني امکان پرواز وجود ندارد.
ايرلاين ها بايد سعي کنند در کنار ايمني تعداد هواپيماهاي خود را افزايش دهند، مخصوصاً در زمان تعطيلات و ايام نوروز که تقاضا با سيرصعودي روبه رو است.
-برداشت عمومي از سوانح هوايي اين است که هر سقوطي که اتفاق مي افتد، پيگيري نمي شود.
تنها سانحه هوايي جدي که در دو سال گذشته در بخش تجاري رخ داد مربوط به سانحه سقوط هواپيما در مشهد است. البته بعضي وقت ها افکار عمومي و رسانه ها مسائل نظامي را با مسائل تجاري در سوانح هوايي مخلوط مي کنند. در دنيا اين طور نيست. بخش نظامي مسائل خاص خود را دارد. به همين دليل ما وارد اين موضوعات نمي شويم. سازمان هواپيمايي کشور هم نبايد وارد آن شود. سوانح هواپيماهايي مانند C130 يا هلي کوپترهاي نظامي معمولاً در دنيا يا محرمانه است يا اگر هم اعلام شود آمار آن جزء سوانح هواپيمايي قلمداد نمي شود. به همين خاطر در حوزه تجاري تنها هواپيما در مشهد دچار سانحه شده که به طور حتم در جريان سقوط هواپيما نقص فني نداشته و در باند فرودگاه و مسائل محيطي نيز مشکلي وجود نداشته است. اين سانحه شايد در اثر اشتباه يا خطاي انساني رخ داده باشد.
- هنوز اين موضوع قطعي نشده است؟
تيم کارشناسي نتايج اوليه بررسي هاي خود را اعلام کرده است. براساس مقررات بايد سازنده هواپيما که کشور روسيه بوده نيز اطلاعاتي را به سازمان هواپيمايي کشور ارائه کند. دادگاه نيز تا قطعي نشدن بررسي ها، نبايد نتايج را اعلام کند. بنابراين روند بررسي به فراموشي سپرده نخواهد شد حتي اگر انعکاس مطبوعاتي نداشته باشد.
-آيا هنوز به اين نتيجه نرسيديد که علاج برخي سوانح تعامل براي رفع تحريم است؟
در سانحه هوايي مشهد مساله تحريم تاثيري نداشت چون خطاي انساني بود. در کل سوانح هوايي که 30 سال اخير رخ داده تنها 15 سانحه باعث کشته شدن مسافر شده است.پرواز هواپيما با ايمني لازم به اين معني نيست که تحريم خوشايند ما است يا هيچ مشکلي ايجاد نمي کند اما عواملي که باعث مي شود ايمني هواپيما پايين بيايدرا با صرف هزينه و زمان بيشتر حذف مي کنيم يعني بخشي را
مردم با تاخيرها و سرگرداني تحمل مي کنند و بخش ديگر در هزينه هاي اضافه و صرف زمان بيشتر توسط گروه فني و تعميرات پوشش داده مي شود. البته ما در سفر هوايي، دانش فني و تعميرات رشد خوبي داشته ايم. اکنون آخرين سطح تعميرات هواپيما در داخل کشور انجام مي شود.اما وجود انواع مختلف هواپيما در خط هوايي ايرلاين ها را آزار مي دهد. الان بايد با هشت نوع هواپيما سروکار داشته باشيم، در صورتي که اگر دستمان در خريد و فروش باز بود خط هوايي را يکپارچه مي کرديم، شايد خرابي يک قطعه يا خاموش شدن موتور در ساير وسايل نقليه را بتوان رفع و رجوع کرد اما در مساله هوايي هيچ کس نبايد هيچ ريسکي انجام دهد، در هواپيماي تجاري نيز هيچ گونه ريسکي نمي شود.ولي در بحث تحريم و تاثيرات آن، مساله مورد توجه تاخيرها و صرف هزينه بيشتر براي تعمير و نگهداري است زيرا مجبور مي شويم از هواپيمايي استفاده کنيم که هزينه نگهداري آن سنگين و گزاف است يا به واسطه از رده خارج شدن هواپيما، تاخيرهاي متوالي ايجاد مي کند. اين دسته از مسائل که باعث نارضايتي مردم مي شود هميشه در پروازهاي هوايي اتفاق مي افتد اما نه تحريم و نه هيچ عامل ديگري باعث پرواز هواپيما بدون ايمني کامل نمي شود.
-بحث افزايش قيمت بليت هواپيما در دولت به کجا انجاميد؟ الان بهترين فرصت براي پذيرش اين پيشنهاد است زيرا مجلس موافق اين موضوع است. نظر شما چيست؟
معمولاً بين عقل و دل آدم ها اختلافي هست که در خودشان حل مي کنند. حالا همان آدم وقتي مسووليتي را مي پذيرد بايد هم عقل و دل مردم را جوابگو باشد و هم کل اقتصاد کشور را در نظر بگيرد.دولت جدا از مردم نيست. گراني در هر بخش باعث رنجش دولت مي شود. فشار به مردم يعني فشار به دولت زيرا دولت از همين مردم راي مي خواهد و برآمده از راي مردم است. مردم ثبات قيمت ها را مي خواهند گراني را دوست ندارند، اما يک واقعيت وجود دارد وقتي مي خواهيد خدماتي را خوب ارائه کنيد بايد هزينه اش را دريافت کنيد.در حال حاضر تورم 12 درصدي و تحريم ها وجود دارد. نگهداري چنين سازمان پرخرجي که لوکس ترين نوع حمل ونقل را دربرمي گيرد نيز هزينه بر است. هواپيما را همه سوار نمي شوند فقط يک قشر خاصي سفر هوايي دارند. پس عقل حکم مي کند که هزينه هاي اين سازمان از طريق فروش بليت هواپيما تامين شود.
-همه از اين وسيله لوکس استفاده نمي کنند اما سياست دولت بر ارزان بودن بليت است که با عقل تناقض دارد. بهتر است هزينه يي که در اين بخش صرف مي شود در ساير وسايل نقليه و خطوط ارتباطي که در دسترس همه است هزينه شود.
صحبت هاي شما درست است اما اين همه واقعيت نيست. چون فقط گرو ه هاي مرفه از هواپيما استفاده نمي کنند. گروه هاي مختلفي از مردم از هواپيما استفاده مي کنند اقشاري همچون اساتيد دانشگاه که پروازهايي به مناطق محروم کشور دارند.
-هزينه آن اساتيد معمولاً تامين مي شود.
نه اينطور نيست. چون اين هزينه ها بازمي گردد به جيب همين مردم. وقتي استاد دانشگاهي به منطقه محروم سفر مي کند بر روي هزينه هاي دانشگاه اضافه مي شود اگر دانشگاه دولتي باشد از بودجه صرف مي شود اگردانشگاه خصوصي باشد شهريه ها افزايش مي يابد و مجدداً اين هزينه از جيب مردم خرج مي شود.
-تصور مي کنيد سربار اين هزينه بر روي شهريه دانشجو چقدر است؟
ما مناطقي در کشور داريم که پرواز براي آنها از نان شب واجب تر است. در کشور نقاطي هستند که اگر شما بخواهيد پيشرفت کنند و سطح مبادلات اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنها افزايش يابد بايد در آنجا پرواز داشته باشيد. من نمي خواهم اسم منطقه خاصي را بياورم ولي شهرهايي هستند که سفر زميني آنها از تهران 20 تا 24 ساعته است به همين دليل هم مبادلات در آنجا محدود است در نتيجه اگر بخواهيم شاهد پيشرفتي در اين نقاط باشيم، اگر بخواهيم بازرگان، دانشگاهي، صنعتگر و متخصص وارد نقاط دورتر از پايتخت شوند بايد پروازهايي در آنجا داشته باشيم. پس توسعه يافتگي مناطق محروم ناشي از پشتيباني هوايي است. اما دومين واقعيتي که وجود دارد اين است که به اعتقاد اقتصاددانان تکان خوردن هر نرخي منجر به تحريک نرخ هاي ديگر مي شود. البته اين بدين معني نيست که يک به يک نرخ ها با يکديگر رابطه مستقيم داشته باشند بلکه منظور اين است در وضعيتي که قيمت ها رو به رشد است و در جامعه حالت تورمي وجود دارد رشد اين قيمت منجر به تحريک رشد ساير قيمت ها مي شود.
همانطور که تغيير نرخ بنزين در اوايل سال منجر مي شد نرخ همه تاکسي ها افزايش يابد حتي تاکسي هايي که گاز سوز بودند.
-امسال مجلس تصميم دارد نرخ بنزين را افزايش دهد شما با اين شرايط مي خواهيد قيمت هاي خود را ثابت نگه داريد؟
توجه کنيد الان روزنامه شما براي برخي مناطق با هواپيما فرستاده مي شود، حالا اگر نرخ افزايش يابد قيمت روزنامه شما نيز افزايش مي يابد.
-البته اين اتفاق هم که نيفتاده بود هزينه حمل و نقل هوايي روزنامه گران شد.
الان که ما قيمت ها را افزايش نداده ايم اين اتفاق افتاده اگر مي داديم چه اتفاقي مي افتاد. اما در مورد بحثي که الان در مجلس دارد اتفاق مي افتد بايد بگويم اگر تصميمي گرفته شود قطعاً يکسري اتفاقات به دنبال آن خواهد افتاد. اگر نرخ بنزين تعديل شود نرخ حمل و نقل نيز تغيير خواهد کرد. در نتيجه اگر قرار است اتفاقي بيفتد مجموعه دولت و مجلس با يکديگر تصميم مي گيرند و انجام مي دهند اما تا آن زمان اگر قرار است اتفاقاتي در يک نقطه بيفتد بايد آن اتفاقات را کنترل کرد. ولي کلاً مي خواهم غير بحث عقل و دل يک چيزي ديگري به شما بگويم. ما هميشه هم مشتري و هم فروشنده هستيم. ما وقتي در مقام فروشندگي قرار مي گيريم دوست داريم جنس خود را گران عرضه کنيم ولي وقتي در مقام مشتري قرار مي گيريم دوست داريم ارزان بخريم. حالا ايرلاين ها نيز دوست دارند بنزين را از دولت 80 تومان تثبيت شده بگيرند ولي مي خواهند بليت خود را گران کنند.
- اما شما در جايگاه دولت هستيد و خدمت عمومي مي کنيد. در نتيجه قطعاً نگاه بخش خصوصي را نداريد. حال با توجه به شرايط فعلي تصور مي کنيد دولت تا کي مي تواند در برابر افزايش هزينه ها و کاهش واقعي قيمت ها مقاومت کند و همچنان ارائه خدمت کند. چون به هر حال يک جايي دولت به بن بست مي رسد و آن زمان ما يقيناً يک افزايش غيرواقعي قيمت را خواهيم داشت.
بله اينها درست است ولي توجه کنيد ما به همه اينها نظارت مي کنيم. همه اينها را آناليز مي کنيم. اصلاً سازمان هواپيمايي کشوري کارش همين است که عوامل توليد را بررسي کند. وقتي من مي گويم 15 درصد افزايش در سفرهاي هوايي داشتيم يعني معلوم مي شود چرخ هاي ايرلاين ها مي چرخد. در مورد اين خدمت هنوز من احساس توانمندي و رشد دارم اگر بخشي با مشکل ورشکستگي و کمبود مواجه شود به تدريج تحليل مي رود، مثل کارخانه هاي پارچه بافي. چون در دنياي امروز صنايع نساجي ما به روز نشده است بنابراين افت محصول دارند، بسته شدن کارخانه دارند. ولي ما الحمدلله در بخش هوايي مشکلي نداريم و 15 درصد رشد به معني اين است که بخش هوايي بخش سرزنده يي است.
- يعني از اين پس بايد از شما حمايت شود تا قيمت هاي شما افزايش نيابد؟
من نيازي به حمايت ندارم، خدا مرا حمايت و هدايت مي کند کافي است. توجه کنيد من مي گويم شما از حمل و نقل به عنوان يک بخش پايه يي حمايت کنيد، از ايرلاين ها و انجمن آنها حمايت کنيد و درخواست هاي آنها را هم منعکس کنيد.
- ايرلاين ها و انجمن آنها خواهان افزايش قيمت بليت هستند چون در حال حاضر برخلاف گفته هاي شما معتقدند زيان مي کنند.
آنها استهلاک را حساب مي کنند و به دنبال يکسري درآمد براي سرمايه گذاري آتي خودشان هستند، در نتيجه خودشان را زيان ده معرفي مي کنند. به هرحال گفتم درخواست آنها مطلوب نيست ولي ممکن است معقول بوده باشد. لذا شما مي توانيد انعکاس دهنده نظرات آنها باشيد. نظرات من هم که روشن است. به اعتقاد من کليه کساني که سوار هواپيما مي شوند اقشار مرفه جامعه نيستند که قيمت بليت هواپيما براي آنها فرقي نکند ولي با اين حال اگر آنها بدانند افزايش قيمت بليت منجر به ايجاد امنيت و راحتي پرواز مي شود مي پذيرند هزينه بيشتري بپردازند. مثلاً در سفر کيش هزينه بليت نسبت به ساير پروازهاي داخلي بيشتر است.در پروازهاي خارجي هم نرخ بليت تعيين نشده است. در بخش بار هم نرخ پروازها را ايرلاين ها تعيين مي کنند. در نتيجه آنچه از سوي ما قيمت گذاري شده است قيمت بليت هوايي داخلي است که راه حل اين مشکل هم به نظر من اين است که برخي نقاط را حمايت کنيم، قيمت هايش را با يارانه تثبيت کنيم و در مقابل نرخ بليت را در برخي نقاط ديگر آزاد کنيم. چون من هم قبول دارم اکنون ايرلاين ها و شرکت هاي هوايي با فشار و استرس کار مي کنند تا بتوانند هزينه هاي خود را پوشش دهند چون از يک طرف با تحريم روبه رو هستند و از طرف ديگر با برنامه تثبيت قيمت ها.
- اين برنامه تثبيت قيمت ها چقدر ناشي از مشي سياسي دولت در مورد رسيدگي به طبقات محروم است. به طور روشن تر مي خواهم بدانم آقاي رحمتي وقتي در کابينه حاضر مي شود به عنوان وزير راه حاضر مي شود يا به عنوان يکي از اعضاي دولت آقاي احمدي نژاد؟
هر دو اينها يکي است.

- نه منظور همان تفاوت عقل و دل است. شما در دولت با دل تان حاضر مي شويد يا با عقل تان وارد جلسات مي شويد؟
من با هر دو اينها حاضر مي شوم. ببينيد مساله تقاضاي عمومي است. در نتيجه اين دولت و دولت قبلي تمايلي به داشتن تورم و افزايش نرخ نداشته اند. تورم و افزايش نرخ بيش از 5 ،6 درصد اتفاق خوبي نيست، به اضافه اينکه به هم ريختگي اقتصاد بدتر است؛ يعني شما يک پالس هايي را در اقتصاد داشته باشيد مثل اينکه يک يا دو قلم از کالاهاي مورد نياز مردم يک دفعه رشد کند يا يک دفعه کاهش بيابد که هر دو اينها براي جامعه زيا ن ده هستند. چون اولي به مصرف کننده و دومي به توليدکننده زيان مي زند.
- در حال حاضر قيمت بليت ارزان است و بدين ترتيب يکسري از ايرلاين ها از بين خواهند رفت.
اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند و در مقابل نهاده هاي حمل و نقل هوايي نظير نرخ دستمزد و نرخ قطعات رشد کند ايرلاين ها با مشکل مواجه مي شوند. البته خوشبختانه نرخ دلار ثابت است.
-در حال حاضر شما خريدهاي خود را با يورو انجام نمي دهيد.
اگر انجام شود مهم نيست چون تبديل مي شود. ولي قطعات اينها بيشتر به دلار است و قيمت هاي جهاني تغيير چنداني نمي کند. در مجموع مي خواهم به شما بگويم چنين پرش ها يا کاهش هايي در اقتصاد خيلي مهم نيست. آنچه مهم است سالم کردن اقتصاد است.
-ولي الان اين اتفاق نمي افتد و دولت با شفاف شدن اقتصاد مخالفت مي کند.
نه اينطور نيست.
-آيا قيمت واقعي بليت هواپيما و يا قيمت واقعي بنزين همين قيمتي است که تعيين مي شود.
قيمت واقعي بليت هواپيما حدود همين قيمت تعيين شده است، اما قيمت بنزين قطعاً قيمت واقعي نيست. آيا شما تصور مي کنيد قيمت نان شما قيمت واقعي است، قيمت روزنامه شما همين قيمت است، نه اين نيست. توجه کنيد در تمام دنيا دولت ها سوبسيد مي دهند چون اگر سوبسيد قطع شود جهنمي در اقتصاد ايجاد مي شود.
-ولي در نهايت بايد گامي به سمت شفاف سازي برداريم.
توجه کنيد حد و مرز و دخالت هاي غيرتخصصي تا پروازهاي هوايي در کشور پيش مي رود. چند ساعت از سانحه مشهد نگذشته بود، در برنامه يي که معمولاً گزارشي از وضعيت حمل ونقل داده مي شود، شخصي در مورد حادثه مشهد صحبت مي کرد. او حين توضيح دادن در مورد سانحه با دست هايش نشان داد که چطور خلبان فرمان را پيچيده و هواپيما از باند بيرون رفته. در واقع آن شخص خواست بگويد او نيز در جريان است. مي بينيد اظهارات غيرکارشناسانه و عوامانه وقتي وارد مسائل کارشناسي مي شود، شرايط حساس و خطرناک مي شود. در اقتصاد مظلوم چون همه تصور مي کنند با پول سروکار دارند، مي توانند در مورد آن نظر دهند. همه از يارانه ها، تورم و بهره بانکي صحبت مي کنند ولي قبول کنيد بايد سراغ متخصص اين امر در دولت و مجلس رفت.
-در حال حاضر در مجلس طيف کارشناسي مستقل دولت را به عوام گرايي متهم مي کند و معتقد است بايد سير افزايش آرام قيمت ها حفظ شود.
الان لايحه در مجلس است و هر چيزي از مجلس خارج شود ما آن را اجرا مي کنيم.
-آيا شما با آن موافق هستيد؟
حتي اگر مخالف هم باشيم قانون است و بايد به آن عمل کرد. توجه کنيد هر عملي يکسري اثر آني دارد و يکسري اثر درازمدت، اثرات آني حمل و نقل اين است که اگر بر روي حمل و نقل فشار بيايد حمل و نقل سقوط مي کند. در حال حاضر خوشبختانه حمل و نقل رونق نسبي يافته است اما اينکه در درازمدت چه اتفاقي مي افتد صداي آن بعد درمي آيد. حال براي اينکه در درازمدت مشکلي نداشته باشيم بايد در زيربناها سرمايه گذاري کنيم. بايد نگران اين باشيم که آيا در زيربناها متناسب با رشد اقتصادي و نياز آتي مان حرکت مي کنيم؟
-در نتيجه زماني که حمل و نقل هوايي افت کرد، دولت دست به کار مي شود.
اين علائم به سرعت نمايان مي شود. آنچه دير بروز مي کند سرمايه گذاري در زيربناها است. شايد اگر ده سال پيش بيشتر سرمايه گذاري مي کرديم الان در يکسري تنگناها قرار نمي گرفتم. اما در مورد قيمت ها بايد بگويم ما اگر توليدکننده هستيم، مصرف کننده نيز هستيم.
- شما در صحبت هاي خودتان اشاره کرديد ما راي مان را از ملت گرفتيم و بايد کاري کنيم که دوباره اين راي را بگيريم. مي خواستيم بدانيم آيا سياست تثبيت قيمت ها در حمل و نقل ناشي از اين نگرش است؟
دولت به دنبال رشد اقتصادي است.
ممکن است براساس اين برنامه نظراتي داشته باشد که رشد اقتصادي در حال حاضر به شيوه کنوني باشد. توجه کنيد اينها بحث هاي تخصصي و کارشناسي است ولي در نهايت واقعيت اين است که در حمل و نقل ما هيچ قلم کالايي را تثبيت نکرده ايم فقط آنچه تثبيت شده در هواپيمايي مسافري داخلي است.
-در حمل و نقل ريلي هم نرخ ها تثبيت شده است.
در قطار ما خودمان صد درصد متولي کار هستيم يعني سرمايه گذاري بخش غيردولتي را که اکنون واگن خريده است تضمين کرده ايم. مثلاً امسال دولت 52 ميليارد تومان به بخش ريلي يارانه داده که اين علاوه بر سرمايه گذاري هايي است که در زيرساخت کرده است.
-اما همين يارانه ها منجر شده رجا زيان ده شود و بخش خصوصي تمايلي براي حضور بيشتر در اين بخش نشان ندهد. اين رويکرد نشان مي دهد نگاه دولت به مقوله رشد اقتصادي کوتاه مدت است.
نه اينطوري نيست. بودجه 84 ، 85 را مجلس تصويب کرد و دولت اجرا کرد. بودجه 86 را هم دولت به مجلس داده و مجلس در حال حاضر در حال بالا و پايين کردن اين بودجه است.
-اما دولت هاي قبلي اين همه متمم و برداشت از حساب نداشتند.
بودجه همين است. من نمي دانم شما چطور اين جريان را مقايسه مي کنيد. من فکر مي کنم زماني شما مي توانيد برنامه و عملکردي را با برنامه و عملکرد ديگري مقايسه کنيد که شرايط يکسان وجود داشته باشد. اين مقايسه مثل اين است که شما بخواهيد اول انقلاب را با حال حاضر مقايسه کنيد. روند حرکت در اول انقلاب حاصلش چيزي است که الان مي بينيم. اين روند هميشه ادامه داشته و هيچ وقت گسستگي در آن ايجاد نشده البته تصميمات در جريان اين روند تاثير داشته است.
-اما اين روند نمي تواند ادامه داشته باشد.
اين نگراني همه دولت ها و اقتصاددانان بوده است. بحث هدفمند کردن يارانه ها که در برنامه سوم و چهارم مطرح شده بايد به صورت جدي پيگيري شود تا مبلغ يارانه به دهک هاي پايين جامعه تعلق گيرد اما متاسفانه در حال حاضر مردم از غني و فقير از يارانه استفاده مي کنند.
-هدايت يارانه در بخش حمل و نقل به چه ترتيب است؟ زيرا اعطاي يارانه که در اختيار شماست و چندان عموميت ندارد.
در همه بخش ها نمي توان يارانه ها را حذف کرد اما به عنوان مثال مي توان در مسافت هاي کوتاه شهري که بيش از چهار ساعت نيست هزينه بليت هواپيما را افزايش داد.
-سفرهاي کمتر از چهار ساعت با هواپيما صرفه اقتصادي دارد؟
بله، هواپيما پديده عجيبي است که با ديگر وسايل حمل و نقل عمومي قابل مقايسه نيست.
-خط هوايي به ونزوئلا چطور، باصرفه است؟
بله، اگر امريکا اجازه دهد براي آنجا نيز پرواز مستقيم مي گذاريم چرا که تعداد زيادي از شهروندان ايراني در امريکا حضور دارند.
-تعاملات سياسي در راه اندازي اين خط تا چه اندازه موثر بوده؟
هيچ کار اقتصادي بدون تعاملات سياسي نيست. اين امر مختص ايران نيست. تمام کشورهاي جهان از اين قاعده استفاده مي کنند.
-آقاي مهندس عقل و دل دولت نهم چقدر با شما است. چون رئيس جمهوري در افتتاح هاي اخير خيلي خوش قول نبوده است.
اينها اتفاقي است. احتمال دارد سفر استاني با تاخير مواجه شود.
-منظور بدقولي هاي رئيس جمهور در افتتاح پروژه هاي شما است. بدقولي ايشان در مورد آزاد راه زنجان - تبريز.
واقعيت اين است که آقاي رئيس جمهور از آغاز دوره کاري خود 5 پروژه هم افتتاح نکرده است. ايشان حتي در يک مورد کلنگ زني هم شرکت نکرده اند. سياست ايشان بر اين است اين تبليغات و برنامه ها نداشته باشند. مورد آزاد راه زنجان - تبريز شرايطي مشابه پروژه هاي ديگر دارد. در ضمن آقاي رئيس جمهور روزهاي اندکي در تهران بودند. ايشان دائم در حال انجام سفر داخلي و خارجي هستند. در آينده هم سفرهاي ديگري دارند که بايد انجام شود. به علاوه جلسات فوق العاده زيادي دارند. يعني هيچ مشکل و موردي نيست. چون چندين بار خود ايشان براي افتتاح اين پروژه اظهار تمايل کردند ولي شرايط فراهم نشد در نتيجه دليلي ندارد ابتدا بگويند مي آيند ولي نيايند. اينها را مي گويم که ثابت کنم واقعاً هيچ مشکلي نيست. آنچه من در مورد کار خودم با دولت و رئيس جمهوري مي بينم اين است که رابطه کاري ما با رئيس جمهوري و دولت بسيار خوب است.
-اما رئيس جمهور در جلسه رسمي هم از شما در خصوص روند کار آزاد راه تهران - شمال انتقاد کرد.
اصلاً اين اتفاق نيفتاده است. اصلاً هيچ برخوردي نبود. ايشان در مورد طولاني شدن پروژه هاي عمراني کشور از من سوال کردند و گفتند پروژه تهران - شمال چقدر طول مي کشد که من گفتم حدود
5 ،6 سال مي کشد و ايشان گفتند اگر بودجه باشد پروژه 5 ،6 سال طول مي کشد. ايشان مي دانند من پروژه تهران - شمال را شروع کردم. قرارداد با چيني ها نهايي شده و الان کار در حال انجام است.
-يعني اين عکس العمل ها به حضور شما در دولت قبلي ارتباطي ندارد؟
همه دولت ها از دولت قبل باقي مانده اند.
-اما اين دو دولت به لحاظ سياسي خيلي با هم تفاوت داشتند.
سياست امري متفاوت از امور ديگر است. نبايد آن را به همه امور ارتباط داد و نبايد آن را به همه جريان ها تعميم دهيد.
-به اعتقاد شما اين دو دولت با رويکردهاي متفاوت چرا شما را انتخاب کرده اند.
گناه من چيست که هر دو دولت مرا انتخاب کرده اند.
-آقاي مهندس بگوييد عقل و دل شما بيشتر با آن دولت بود يا با اين دولت است.
واقعاً فکر مي کنم عقل و دلم با انقلاب و مردم است.
-يعني فقط شما کار مي کنيد، سياست دولت ها براي شما اهميت ندارد؟
اگر منتخب مردم و به انقلاب وفادار باشد، من حاضر هستم در هر پستي فعاليت کنم. من يک کارمند هستم. من سرباز اين مملکت هستم. مگر براي خود شما مهم است با اين دولت کار مي کنيد و با يک دولت ديگر کار نمي کنيد. البته دولت هاي مختلف با شعارهاي مختلف مي آيند و مردم با راي هايي که مي دهند از آن دولت ها حمايت مي کنند.
-شما موافق شعارهاي اين دولت هستيد.
صد درصد.
-ولي بخش هايي از اين شعارها با شعارهاي دولت قبل در تناقض است.
زمان عوض شده. من يقين دارم اگر دولت قبلي الان بود شعارهاي فعلي را مي داد. يقين دارم اگر اين دولت قبل هم بود آن شعارها را مي داد.توجه کنيد زمان، قوانين و مقررات و آدم ها عوض مي شوند و همه اينها بر روي برنامه ريزي ها و تصميمات تاثير مي گذارد. آنچه که مهم است اينکه به کشور و ملت وفادار باشيم. يعني منافع ملت و کشور را به صورت عقلاني ببينيم.
-يعني به اعتقاد شما هر دو دولت در جهت منافع ملي حرکت کرده اند؟
قطعاً همين طور است. رهبري هم دولت قبل را تاييد کرد و هم اين دولت را تاييد کرده.
-اما انتقاداتي که به اين دولت مي شود تندتر از انتقاداتي است که به دولت قبلي مي شد. مثلاً در اين دوره بحث انحراف از منافع ملي مطرح است.
توجه کنيد اين موضوعات اصلاً مهم نيست. اين انتقادات اصلاً اشکالي ندارد. چون اين بحث ها را خود دولتمردان مطرح نمي کنند بلکه طرفداران آنها هستند که اين مسائل را مطرح مي کنند.
-شما هوادار و مقلد هيچ کدام نيستيد؟
من براي خودم حرف و نظريه دارم.
-انتخاب شما در دولت به خاطر همان رفاقت ها و مناسبت هاي سياسي بود که گفتيد.
ببينيد من که نبايد به اينها پاسخ بدهم.
-يعني شما هيچ تلاشي نکرده ايد که همچنان در دولت باقي بمانيد؟
من تلاش مي کنم که خوب کار کنم.
-انتخاب شما از سوي مجلس همچون انتخابتان از سوي دولت بوده است يا اينکه مجلس سفارش شما را براي انتخاب مجدد کرده بود؟
نه. اين طور نيست. مجلس به چند نفر ديگر راي داد.
-اما شما تنها وزيري بوديد که راي آورديد.
واقعيت اين است که نمايندگان اينگونه که شما تصور مي کنيد عمل نمي کنند.
-در حال حاضر هم نمايندگان بر سر اعتبارات چانه زني مي کنند. در واقع آنها هر دوره براي رسيدن به يکسري منافع خود با دولت و وزرا در حال چانه زني اند.
زندگي يعني همين چانه زني بر سر تعلقات که يکسري از اين تعلقات شخصي و يکسري جمعي است. کسي که نماينده است در درجه اول بايد منافع شهر خود را در نظر بگيرد، اگر اين منافع با منافع ملي در تضاد نباشد چانه زني ايرادي ندارد. توجه کنيد تلاش آدم ها تضادي با تلاش کشور ندارد. بدين ترتيب ما يک منافع ملي داريم که يک چارچوب بزرگ دارد و شما مي توانيد در اين چارچوب حرکت کنيد، شما مي توانيد از منافع شهرتان در راستاي منافع ملي حمايت کنيد.
-حرکت هاي سياسي بدين گونه است؟
بله.
-يعني اگر وزير به خاطر منافع مادي يک گروه سياسي از مجلس راي بگيرد ايرادي ندارد و در راستاي منافع ملي است؟
بله اين طور است. رشد سياسي، فرهنگي، اقتصادي آحاد جامعه و رشد گروه هاي جامعه رشد جامعه است. ببينيد اگر ما چهار حزب قوي داشته باشيم جامعه قوي خواهيم داشت. البته همه اينها با رعايت يکسري از خطوط و اصول امکان پذير است. چون جامعه داري يکسري از پيچيدگي هاي خاص خود را دارد که اگر به خوبي اجرا نشود منجر به جنگ حيدري، نعمتي مي شود. اگر جنگ داخلي و نزاع داخلي شود کشور فشل مي شود. ببينيد در انگلستان قرن ها دو حزب فعال در حال جنگ و دعوا هستند، همديگر را استيضاح مي کنند. ولي چون منافع ملي را مي بينند و از منافع انگلستان حفاظت مي کنند هر دوره که بر روي کار مي آيند ايران را مي دوشند. در امريکا نيز هر حزبي روي کار بيايد يک سياست مشخصي را نسبت به ايران دارد.در اينجا نيز همين اتفاق مي افتد. احزاب موجود يک هدف ملي دارند ولي امکان دارد مسير و حرکت شان متفاوت باشد. در نتيجه وقتي مثلاً بنده را برمي دارند احتمال دارد عصباني بشوم و به گروه مقابل توهين کنم و يا حتي آن گروه را متهم نيز بکنم. البته اين کار درستي نيست ولي من نوعي را آرام مي کند. آرامشي که احتمال دارد حيثيت ملي را لکه دار کند. در نتيجه نبايد حتي اگر به ناحق در مورد ما حرف مي زنند و يا با ما به ناحق رفتار مي کنند طوري رفتار کنيم که حيثيت ملي را لکه دار کنيم. در نهايت مي خواهم بگويم جريان حاکم را بايد ديد نبايد به جزئيات زياد توجه کرد. جريان کشورداري هم همين گونه است.