حسن محمودي
اگر بخواهيم چند سريال شاخص و قابل تامل پخش شده در سال هشتاد و پنج را نام ببريم، بي شک فراتر از سه يا چهار سريال در ميان انبوه سريال هاي پخش شده در اين سال نخواهيم رفت. اين در حالي است که تعداد سريال هاي پخش شده از شبکه هاي يک، دو، سه و پنج به ده ها نام مي رسد. چهار شبکه در کنداکتور پخش خود بيش از ده عنوان را گنجانده اند. آمار و ارقام نشان مي دهد پرونده سريال سازي تلويزيون در سال 85 به لحاظ کيفيت و نه کميت، چندان که بايد و شايد قدمي رو به جلو نداشته است. در ميان سريال هاي پخش شده در سال 85، چند عنوان نام برده شده به عنوان آثار شاخص تر نسبت به ديگر سريال هاي پخش شده در اين سال از امتيازهاي قابل تاملي برخوردارند که در اين مجال به طور خلاصه به آنها اشاره مي شود.
صاحبدلان

در ميان سريال هاي مناسبتي ماه مبارک رمضان؛ «آخرين گناه»، «صاحبدلان»، «بوي خوش زندگي» و «زيرزمين»، «صاحبدلان» به کارگرداني محمدحسين لطيفي و نويسندگي عليرضا طالب زاده در ميان منتقدان، صاحب نظران و مخاطبان به عنوان بهترين اثر شناخته شد. صاحبدلان رويکردي تاثيرگذار و درست به قصه هاي قرآني داشت و به خوبي از عهده ترسيم ماجراي هابيل و قابيل، موسي و هارون و خضر برآمد. فيلمنامه قوي، بازي هاي روان و يکدست به همراه کارگرداني حساب شده از مهم ترين مولفه هاي صاحبدلان بود. نگاه درست تيم سازنده، صاحبدلان را به اثري قابل تامل و شاخص در ميان ديگر توليدات مناسبتي ماه مبارک رمضان قرار داد. شخصيت هاي صاحبدلان از دل فيلمنامه يي قوي به درستي برآمده بودند و بازي هاي خوب بازيگراني چون حسين محجوب، باران کوثري، محمد کاسبي، پوريا پورسرخ، سيروس گرجستاني، مهرانه مهين ترابي و ثريا قاسمي به اين شخصيت ها جان داده بودند و در کارگرداني حسين لطيفي به حد بالاي تاثيرگذاري رسيده بودند. تجربه صاحبدلان، جداي از موفقيتش در ارائه يک اثر تاثيرگذار، پيشنهادي قابل تامل براي نزديک شدن به موضوعات قرآني در قالب تصوير و سريال است. «وفا» کار ديگر حسين لطيفي که در نوروز 85 پخش شد نيز پرمخاطب و قابل تامل بود.
اولين شب آرامش
سريال هفتگي «اولين شب آرامش» نوشته عباس نعمتي و سعيد شاهسواري و به کارگرداني احمد اميني علاوه بر جلب نظر منتقدان و کارشناسان تلويزيوني، در پخش از کانال جام جم موفق به کسب عنوان سريال برتر شد. مهم ترين مولفه اولين شب آرامش در کادربندي هاي سينمايي و وسواس در کارگرداني کار به لحاظ چگونگي ميزانسن و چگونگي افشاي اطلاعات در فيلمنامه است. اولين شب آرامش، در فيلمنامه تمام تلاش خود را بر اين نکته استوار کرده بود که قصه يي را به دور از شعار و پند و اندرز بي واسطه با مخاطب در ميان بگذارد. اولين شب آرامش نيز به مانند سريال هاي موفق اين سال ها، حاصل کار يک تيم هماهنگ است. علاوه براين اولين شب آرامش در برخي موضوعات به گونه يي سنت شکني کرد و اجازه يافت در برخي جاها مرزشکني کند. اولين شب آرامش موفق به خلق فضاسازي برتري نسبت به اغلب سريال هاي تلويزيوني سال 85 شده که بي گمان محصول نگاه هوشمندانه کارگردان خلاق اش است. فيلمنامه نيز به گونه يي طراحي و نوشته شده است که با حجم به جاي اطلاعات در هر قسمت، مخاطب را با خود به قسمت هاي بعدي بکشاند. با اين حال اين سريال نيز گرفتار مشکل کش آمدن در قسمت هاي آخر شد که پايان بجايي را براي آن به جا نگذاشت. عباس نعمتي به عنوان يکي از نويسندگان اولين شب آرامش در کارنامه کاري اش در سال 85 نوشتن فيلمنامه ديگري با عنوان «تا صبح» را دارد که رويکرد قابل تاملي در نگاه جديد به حوادث وقايع انقلاب دارد. نعمتي در اين فيلمنامه گرچه از اولين شب آرامش قوي تر بود، با تيم سازنده خوبي روبه رو نشد.
نرگس
اگر بخواهيم از اتفاقات و پديده هاي سريال سازي تلويزيون در سال 85 نام ببريم و اشاره يي به سريال «نرگس» نکرده باشيم، به حتم بخشي از واقعيت را ناديده گرفته ايم. سريال نرگس با تمام ضعف هاي آشکار و پنهانش، به لحاظ جلب مخاطب شبانه، آن هم از نوع ملودارم اجتماعي در مرتبه يي قرار گرفت که در سريال سازي بعد از انقلاب بي سابقه بود و به نظر مي رسد تا سال بعد نيز همچنان به عنوان يک رکورد باقي بماند. نرگس يک سريال ملودرام هر شبه بود و ماجرايش با سريال هاي طنز 90 شبي به شدت فرق مي کرد. در واقع نرگس ريسکي بود که گروه فيلم و سريال شبکه سه به آن دست زد و نتيجه خوبي نيز گرفت. اين رويکرد شبکه سه بعدها از سوي شبکه هاي ديگر نيز تکرار شد، اما جز شکست حاصل ديگري به همراه نداشت. اشتباه در اين بود که برخي به دنبال پيدا کردن راز موفقيت نرگس سعي کردند از روي آن الگوبرداري کنند. اما تجربه هاي منجر به شکست مهر تاييدي بر اين نکته بود که نرگس يک اتفاق منحصربه فرد و تکرار نشدني است. رازگشايي موفقيت سريال نرگس و تلاش براي رديف کردن مولفه هاي دخيل، موجب حجم وسيعي از نوشته ها در نشريات مختلف شد، اما به نظر مي رسد همچنان راز سريال نرگس سربسته است. نرگس را مخاطبان عام و خاص تماشا کردند، مخاطبان عام از آنچه مي ديدند، راضي هر شب دسته جمعي به پاي تلويزيون مي نشستند و مخاطبان خاص، اگر چه منکر تماشاي نرگس بودند، گريزي از دنبال کردن ماجرا نداشتند. ماجراي نرگس حتي در سخنان رئيس جمهور در بازديد از صدا و سيما نيز بازتاب پيدا کرد. اتفاقي که براي بازيگر سريال نرگس نيز افتاد، در نوع خود اتفاق بي نظيري بود که بر سر زبان هاي بخش عمده يي از آدم هاي خاص و عام افتاد و نام سريال نرگس را بعد از اتمامش نيز همچنان به عنوان يک مولفه خبرساز در نشريات و بين مردم کوچه و بازار جاري کرد. سيروس مقدم کارگردان نرگس در سال 85 سريال هفتگي «پرواز در حباب» را نيز در کارنامه خود داشت که نشان داد او بيشتر به درد کارهاي هرشبه مي خورد تا هفتگي.
زير تيغ

محمدرضا هنرمند به عنوان يکي از طنزسازان شناخته شده بود و همين باعث مي شد در پيش خبرهاي مربوط به زير تيغ تاکيد شود که هنرمند اين بار سريال طنز نمي سازد و به سراغ فيلمنامه يي درام رفته. حضور دو ستاره بازيگري سينماي ايران؛ پرويز پرستويي و فاطمه معتمدآريا در زير تيغ از ديگر مولفه هايي بود که پيش خبرها را در حد تيترهاي درشت روزنامه ها ارتقا داد. عليزاده براي اولين بار بود که آهنگسازي يک سريال را به عهده گرفت. اگرچه خيلي از مخاطبان براي تماشاي بازي پرستويي و معتمدآريا به پاي تلويزيون نشستند، به ناگهان متوجه شدند آنچه در تماشاي اين سريال اهميت دارد، فراتر از بازي پرستويي و معتمدآريا است. اغلب بازيگران در سطح بالايي نسبت به ديگر بازي هايشان در تلويزيون ديده شدند. آتيلا پسياني در همان چند قسمت اول يکي از بهترين بازي هاي خود را ارائه داد. هوشنگ توکلي، سياوش تهمورث، رامين راستاد و زهره حميدي بازي هاي تاثيرگذاري را ارائه دادند. هنرمند به خوبي از بازيگران بازي گرفته است و دقت و وسواسش منجر به خلق شخصيت هايي جاندار و ماندگار شده است. نماها و ميزانسن ها، بازي ها، طراحي صحنه، نور و دکور متناسب با قابليت هاي تلويزيون انديشيده شده. طراحي و استفاده درست از اين مولفه ها در «زير تيغ» بنا بر اعتقاد بسياري از منتقدان و صاحب نظران، استانداردهاي سريال سازي تلويزيون را بالا برد. انت