شنبه، 26 اسفند 1385 - شماره 1356
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
خريد نوروزي در بازارهاي تهران
چشمک مانکن هاي پلاستيکي به مشتريان مصرف زده

علي شاکر

گروه اجتماعي؛ تهراني هاي قديم خوردن سبزي پلو با ماهي شب عيد را موجب زنده دلي و تازگي روح مي دانستند. آن زمان به اين خاطر که سبزي تازه هنوز نرسيده بود و وسايل تندرو هم براي رساندن ماهي تازه به تهران وجود نداشت، بيشتر تهراني ها از سبزي خشک و ماهي دودي استفاده مي کردند. سبزي تازه يي هم که در گلخانه ها عمل مي آمد، به قيمت گزافي فروخته مي شد.

تازه به دوران رسيده ها براي آنکه نشان دهند سبزي و ماهي تازه خورده اند، آشغال سبزي و کله ماهي را کنار در خانه خود مي گذاشتند تا - به خيال خودشان- در چشم همسايه ها وق بزند و آنها را از حسودي کور کند، همسايه هايي که همان موقع مشغول خوردن «رشته پلو» بودند، بشقاب اول را به پدر خانه مي دادند تا مشکلات مالي دست از سرش بردارد. دختر را مي گفتند که براي باز شدن بختش زير ديگ رشته پلو را روشن کند. مادر هم پنهاني چند تا رشته پلويي داخل کيف پول پدر مي گذاشت تا کمي رنگ پول به خود ببيند و سررشته کار دستش آيد.

اما نکته يي را همه مي دانستند و آن اينکه هرچند همسايه بالادست چراغ نوروزي خانه اش با بهترين نفت و فتيله مي سوزد و به اين آساني ها خاموش شدني نيست (اعتقاد داشتند با روشن ماندن چراغ بلا از آن کاشانه دور مي ماند) يا اينکه نارنج سر سفره هفت سين در کاسه چيني شان زرق و برق بيشتري دارد، اما خانه تکاني سر جايش بود براي همه.

لباس و کفش نو نبود، نبود، مهم تکاندن خانه از شر بدي هاي سال قبل است که بايد به نحو احسن انجام مي شد. اين هم فقير و غني نمي شناخت. در همين خانه تکاني ها، دو کار مهم انجام مي شد. يکي دل کندن از لوازم و اسباب کهنه و شکسته که ديگر نفس هاي آخر را مي کشيدند و تنها به درد دور انداختن مي خوردند و آن ديگري هم تغيير و تحول چيدمان اثاث منزل که با بيرون ريختن و دوباره چيدن، شکل تازه يي به خانه مي داد.

هرچند در همين تهران خودمان حدود 120 سال پيش افراد متمکن از آب قنات هاي معروفي چون قنات کوثريه، قنات باغشاه، قنات ناصري و... استفاده مي کردند و مردم عادي تر دور چشمه هاي بيرون دروازه هاي جنوبي و شرقي گرد مي آمدند و براي شست وشوي اسباب و وسايل خانه از اين يا آن استفاده مي کردند، اما دلخوش به انجام اين رسم و سرخوش از به پايان بردن آن بودند.

در آن زمان تقريباً تمام کارهاي مربوط به عيد، توسط اعضاي خانواده انجام مي شد که در بيشتر مواقع، همه در يک خانه زندگي مي کردند و دست به دست هم داده به خياطي و خانه تکاني، خريد و پخت و پز مي پرداختند، باغچه را صفا داده و گلکاري مي کردند و خلاصه با آغاز سال نو، همه با احساس رضايت از نتيجه کوشش هاي خود، پذيراي مهمانان شده و خود به ديدار فاميل مي رفتند.

آن زمان خانه تکاني حمام شب عيد را مي مانست؛ يعني بايد هر کس خود چرک سال قبل از خويش مي شست. اگر جمشيد روز پيروزي بر ديوان را «نوروز» ناميد، حالا آنها اينگونه مي توانستند سال خود را با دور ريختن اين ناپاکي ها نو کنند،

اين نو کردن هم وظيفه يي بود که نمي توانست مايه فخرفروشي و چشم و هم چشمي کسي بر ديگري باشد. اما به تدريج اين اوضاع کمي تغيير کرد حالا هرکسي وقت خانه تکاندن نداشت پس بايد جايگزيني براي آن پيدا مي شد يا اينکه جور ديگري انجام مي گرفت.

آدم ها تار و پود فرش بازار عيد

شهرها که شلوغ تر و ساعت ها سريع تر شدند به تدريج رسم و رسومات آرايش عوض کرد. اين روزها ديگر آمدن بهار شهرهاي بزرگ با نداي کارگرانً خانه تکان معنا مي يابد.

کرامت باغبان، يکي از همين کارگرها، در حالي که يک موکت رنگ و رو رفته را پارو مي کشد درباره اين کار مي گويد؛ «کار ما فصليه، روزي دوتا فرش به پستمان بخورد شانس آورده ايم، چون خيلي ها ديگر فرش نمي شويند. آنهايي هم که فرش ابريشمي دارند آن را به کارخانه مي دهند براي شستن. »

وقتي نو شدن معناي خريد جايگزين به خود بگيرد، بازار بهترين جا براي ديدن نو پسندان است. از طاقي سبزه ميدان که درونش را نگاه مي کني آدم ها تار و پود فرش بازارند. از همه رنگ و همه جنس. باربرهاي خميده هم شانه هاي اين دار قالي را مي مانند که با داد و هوار جمعيت را مي شکافند و پيش مي روند. درباره فرش و وضعيت خريد و فروش آن وقتي از يکي از مغازه دارهاي بازار فرش مي پرسم، مي گويد؛ «کساد است، نه براي کارگرش صرف مي کند فروش، نه براي فروشنده اش صرف دارد خريد. پول دست مردم نيست. اگر بود، خريد عيد و غير عيد نمي شناخت. هرچند بازار ما دم عيد هم کساد است.»

ته بازار فروشنده يي ديگر آب پاکي را رو دستم مي ريزد؛ «اينجا نگرد، اونهايي که هر سال فرش عوض مي کنند اينجاها پيداشون نمي شه. برو يک جاي ديگه،»

کسي داد مي زند؛ «ساندويچ فلافل 350 تومان،» چند کارگر کنارش ايستاده اند و او تند و تند خيار شور و گوجه ريز مي کند لاي نان مي گذارد.

چشمان شيشه يي پرافاده

از دل کاهگل خانه هاي قديمي ساختمان هاي شيشه يي سبز شدند. شيشه پاک کني يونيفورم پوشيده، گاهي جلوي انعکاس نور مغرور ساختمان را مي گيرد. سايه مي سازد براي مغازه ها. مانکن هاي پلاستيکي پشت شيشه نان خيابان گرانشان را مي خورند، ميرداماد.

بانک مرکزي دست ساختمان بلند روزنامه اطلاعات را گرفته و برج آرين را مي پايد. خيابان نفت خودش مايه گراني است و لذت بخش براي دوستداران جنس گران و مايه داران.

مرضيه هادوي ساکن همين خيابان در رابطه با خريدهاي اين موقع از سال در مناطق گران شهر و خانه تکاني هايي که همه اثاث خانه را نو مي کنند، مي گويد؛ «ما خودمون کمتر اينجا چيزي مي خريم. بيشتر همسرم از مرکز شهر خريد مي کند. اما در رابطه با تغيير دکوراسيون خانه بايد بگويم ما پول اين کارها را نداريم، ولي شوهر عمه ام براي اينکه به مالش خمس تعلق نگيرد در طول چند سال اخير يکي دو بار تمام وسايل خانه اش را عوض کرد.»

راستي مگر عوض کردن وسايل خانه چقدر پول نياز دارد ؟ حسين تاجيک فروشنده لوازم خانگي ساکن خيابان آهنگ در اين رابطه مي گويد؛ «بستگي به جنس دارد. اگر وسايلي مثل اجاق گاز، يخچال و لباسشويي که در اين موقع از سال بيشتر فروش دارد، خارجي باشد حدود پنج ميليون، ايراني اش هم 5/2 ميليون تومان درمي آيد.»

اکبر کشاورز هم که مدير يک فروشگاه لوازم خانگي در ميدان قدس (واقع در شمال تهران) است در اين رابطه به لوازم ديگري اشاره مي کند و مي گويد؛ «معمولاً از ما بيشتر «بخارشو» مي خرند. «سالادساز» هم زياد مشتري دارد.»

متوسط قيمت هر يک از اين وسايل بين 66 تا 115 هزار تومان است. از او مي پرسم شما خودتان هم از اين وسايل داريد، که مي گويد؛ «نه آقا، ما خودمان را اداره کنيم شانس آورده ايم.» جالب است که او هم مرا حواله به بازار بزرگ تهران مي دهد که سراغ مشتريان پولدار را از آنجا بگيرم.

به نظر مي رسد تبليغات شبکه هاي ماهواره يي در استقبال خانم هاي خانه دار از اين وسايل مصرفي بي تاثير نبوده است.

سير نمي شوي ولي کلاس دارد

صداي پايکوبي باران روي ايرانيت هاي کهنه بالاي سر بازار تجريش را هرجايي نمي توان شنيد. شلوغي بازار بزرگ يا حتي بازار دوم نازي آباد را هم ندارد. ترکيب مغازه هاي مدرن و سنتي بوي خاصي به اين محدوده نوستالژيک داده. بوي ادوکلن خارجي با کباب کوبيده چنان قاطي شده که فقط همين جا مي شود تجربه اش کرد. با اين حال هنوز هم صداي آهنگ زالزالک فروش هاي آن زمان را مي توان از دل آجرهاي قديمي اش شنيد. صف هاي آدم هاي فلافل خور اينجا تبديل شده به صف خريد پيتزاهايي قد کف دست، غذايي که به قول محمد- براي گردش آمده اينجا- «آدم را سير نمي کند ولي کلي کلاس دارد براي خودش،»

اينجا هم گرچه مثل بازار 15متري اول و دوم افسريه جمعيت سرگردان خريد است، اما کسي بار آنچناني در دست ندارد. از خيلي هايشان که مي پرسم «آيا قصد تغيير دکوراسيون خانه را دارند يا نه؟» فکر مي کنند که قصد دست انداختن شان را دارم. خيلي ها که جواب نمي دهند، بعضي ها هم مي گويند؛ «پول کجا بود؟ برو از آنهايي بپرس که يک شبه قارون شدند،» در اين ميان خانم معلمي بازنشسته خيلي جدي جوابم مي دهد؛ «بله، من با حقوق 210 هزار توماني و عيدي 175 هزار توماني امسال کابينت هايمان را عوض مي کنم، مبلمان مان هم کهنه شده ديگر بايد دور ريخته شود. در ضمن با اين حقوق مي خواهم عيد را هم بروم دوبي براي تفريح تا در تعطيلات کارگران خانه مان را رنگ بزنند، بسه يا بازم بگم؟،»

ناصر محمدي که خود را کارمند معرفي مي کند انگار که بخواهد شعار بدهد با شور و ناراحتي خاصي مي گويد؛«حقوق ما رياله، هزينه بر دلاره، مي گويند که نقدينگي دست مردم زياد است، بله درسته، ولي با همين پول نقد شما بگوييد چه مي شود خريد؟»

«بله ما خانه تکاني مان همراه با تغيير دکوراسيون است. اما چيزهاي خاصي مي خريم. مثلاً گلدان ها را عوض مي کنيم، سالي يک بار هم ميز تلويزيون قديمي را با يک جديدش با کمي پول بيشتر معاوضه مي کنيم. قاشق و چنگال هاي قديمي را هم دور مي ريزيم. هر دو سال يک بار هم پرده ها عوض مي شوند.» اينها را ج. قاسمي دانشجوي سميرمي ساکن تهران مي گويد. به گفته خودش دستش به دهانشان مي رسد پس بد نيست که به خاطر مادرشان هم که شده تنوعي در خانه ايجاد کنند.

عدل بهاري، عدل جمشيدي

وقتي جمشيد با ديوان جنگيد و پيروز شد، پيروزي خود را جشن گرفت و آن روز خجسته، روز اول فروردين انتخاب شد و چون در روز اول فروردين طبيعت نيز در اعتدال بود، عدل بهار و عدل جمشيد در هم آميخت و از اين آميختگي روزي بزرگ پديدار شد و آيين تازه جمشيد که آيين برابري و برادري است را به ارمغان آورد. مردم اين روز را جشن گرفتند و نوروز ناميدند.

چشمک مانکن هاي پشت شيشه به عابران هنوز خيلي ها را وسوسه مي کند؛ وسوسه يي که گاهي تا مرز بي منطق خريدهاي غيرضروري پيش مي رود. نقدينگي نامتعادل در جامعه امروز ايران خود مهمترين عامل بي عدالتي است. بخش زيادي از پولي که وارد جامعه شده صرف کالاهاي لوکس و مصرفي مي شود. بدين ترتيب برخي از مشتريان حتي با گرفتن وام هم که شده به دنبال تغيير ظاهر خانه خود در روزهاي پاياني سالند. به عبارت ديگر چشم و هم چشمي را هم بايد به لشگر مهاجم بي عدالتي امروز جامعه ايران اضافه کرد.

اينجاست که فکر حکيمي و راي برهمني بايد طلبيد که چون جمشيد به جنگ اين ديو بي عدالتي رود، امري که بي ترديد برخي از سياست هاي غلط اقتصادي در شکل گيري آن نقش بسزايي داشته است.

سفرهاي نوروزي در سايه خدمات دولت
گروه اجتماعي؛ تعدادي از مسافران نوروز 84 در خيابان ها ماندند. نوروز 85 وضع بهتر شد، اما خيلي ها از ترس نيافتن مکاني براي اقامت، ترجيح دادند سفرهاي يک روزه را تجربه کنند يا قيد سفر را بزنند.

براي نوروز 86 رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ابتداي سال 85 قول داد نوروز جديد بدون هيچ مشکلي براي مسافران برگزار شود و ستاد تسهيلات سفر از اين پس دائمي شود. به همين دليل از تابستان سال 85 تلاش ها براي فراهم شدن امکانات اقامتي آغاز شد. گروهي از کارشناسان حوزه گردشگري دور هم نشستند تا براي سفرهاي ايراني ها به ويژه آن دسته از سفرهايي که در ايام نوروز برگزار مي شود، برنامه ريزي کنند.

امسال خبرهاي خوب زياد است. معاون عمليات سازمان امداد و نجات هلال احمر از تشکيل 530 پست و پايگاه ثابت و سيار امدادي در محورهاي مختلف کشور، همزمان با آغاز سفرهاي نوروزي مردم خبر داده است. هيات وزيران استانداران سراسر کشور را موظف کرده است، برنامه ريزي مناسبي را براي جلوگيري از وقوع حوادث جاده يي و تامين امکانات اسکان و خدمات رفاهي مسافران نوروزي انجام دهند. وزارت راه و ترابري اعلام کرده نرخ بليت اتوبوس برون شهري در طول اجراي طرح نوروزي، از 25 اسفندماه امسال تا 15 فروردين ماه سال 1386 طبق روال سال هاي گذشته براي جبران هزينه هاي تردد يک سر خالي رانندگان، 20 درصد افزايش مي يابد و پس از 15 فروردين 86 به قيمت قبلي خود برمي گردد.

در اين ميان خبرهاي نه چندان خوشايند هم وجود دارد. وزارت بهداشت براي کنترل کيفيت بهداشتي يک ميليون و 200 هزار رستوران بين راهي فقط پنج هزار بازرس بهداشتي تعيين کرده است.

زيارت در مشهد، اقامت در ...

مشهد يکي از پرطرفدارترين شهرهاي ايران براي سفرهاي نوروزي است. در دو سال گذشته به دليل همزماني محرم با نوروز تعداد سفرها به اين شهر زيارتي افزايش يافت.

امسال هم مانند سال هاي گذشته گروهي ويژه مسوول هماهنگي و تامين نيازهاي مسافران نوروزي اين شهر شده اند. البته امسال پيش بيني مي شود به دليل تقارن آخر ماه صفر با آغاز تعطيلات نوروزي و سالروز شهادت امام رضا(ع)، تعداد زائران و مسافراني که در اين ايام به مشهد سفر مي کنند نسبت به پارسال 20درصد افزايش پيدا کند.

«عباس باغبان»، مسوول ستاد تسهيلات زائران در فرمانداري مشهد، اعلام کرده که امسال هم تعدادي از خانه هاي مسکوني براي اسکان زائران مجوز دريافت کرده اند.

ستادي که «باغبان» مسوول آن است، مدتي است که کار نظارت بر واحدهاي اقامتي شهر مشهد را به عهده گرفته است و به گفته او از ابتداي اجراي اين طرح تاکنون هزار و 104 واحد اقامتي شامل منازل مسکوني در مشهد شناسايي و از اين ميان 600 واحد اقامتي به اتحاديه مربوطه و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري معرفي شده اند. او مي گويد؛ «گروهي متشکل از فرمانداري، بهداشت و درمان، شهرداري، اماکن عمومي نيروي انتظامي و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، نظارت بر واحدهاي اقامتي را بر عهده دارند و با موارد غيرمجاز برخورد مي کنند.»

نوروز 85 بيش از پنج ميليون زائر و مسافر به مشهد سفر کردند. هم اکنون 95 هتل، هتل آپارتمان و مهمان پذير با حدود 130 هزار تخت در مشهد فعال و آماده ارائه خدمات به زائران و مسافران هستند. علاوه بر آن دو کمپ اصلي شهر به نام هاي «طرق» و «باباقدرت» نيز از گردشگران نوروزي استان پذيرايي مي کنند. از طرف ديگر مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خراسان رضوي اعلام کرده اند، گردشگراني که براي اقامت نوروزي خود استان خراسان رضوي را به عنوان استان هدف برگزيده اند مي توانند بدون هرگونه افزايش قيمت اقامتگاه در مکان هاي اقامتي اين استان ساکن شوند و قرار است اين ثابت ماندن هزينه هتل ها و مهمانسراها تا شهريور 86 ادامه يابد.

سفرکارت؛ براي سفر ارزان

يکي از طرح هايي که امسال براي مسافران نوروزي اجرا مي شود، سفر کارت است. در فاز اول اين طرح بيش از 700 هتل و واحد اقامتي در سراسر کشور با انعقاد تفاهم نامه در طرح شرکت کردند و با ارائه تخفيف هاي مناسب براي دارندگان سفرکارت در ايام نوروز خدمات مي دهند.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هدف از اجراي اين طرح را توسعه سفرهاي ارزان قيمت و ترويج فرهنگ سفر در ميان خانوارهاي ايراني به ويژه اقشار کم درآمد و متوسط خوانده است. 60 مهمانسراي شرکت سرمايه گذاري ايرانگردي و جهانگردي در تمامي ايام سال با ارائه حداقل 40 درصد تخفيف در نرخ اقامت و 10 درصد تخفيف در نرخ غذا در اين طرح مشارکت مي کنند. يعني در نوروز هم دارندگان سفرکارت مي توانند از اين تخفيف ها استفاده کنند.

شهر بهارنارنج را هفته دوم ببينيد

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس به گردشگران نوروزي توصيه کرده است که به جاي تحويل سال در شيراز، نيمه دوم تعطيلات به استان فارس سفر کنند تا هم اقامتگاه ها خلوت تر باشد و هم مکان هاي ديدني استان. «علي رضا دژبد» در گفت و گو با ميراث خبر گفت؛ «از آنجا که بخش اعظم مکان هاي اقامتي استان فارس از 27 اسفند تا پنج فروردين رزرو شده اند، مسافران نوروزي بهتر است در نيمه دوم به اين استان بيايند تا براي اقامت دچار مشکل نشوند.»

پيش بيني مي شود در ايام نوروز 32 ميليون سفر برون شهري از طريق جاده ها انجام شود؛ همان جاده هايي که در نوروز سال گذشته 83 درصد تصادفات فوتي و 68 درصد تصادفات منجر به آسيب ديدگي در آنها روي داده است. در ضمن، سال گذشته بيشترين ميزان تصادف هاي جاده يي در محورهاي منتهي به استان اصفهان روي داده بود. پس اگر عازم اصفهان هستيد بيشتر مراقب باشيد.
پرچم ايران از زمان کاوه آهنگر تا پيروزي انقلاب اسلامي
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک (ضحاک) برمي گردد. در آن هنگام کاوه براي آنکه مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دïر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان «درفش کاويان» پديد آمد. نخستين رنگ هاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه يي ويژه بر آن وجود داشته باشد.

با فتح ايران به دست اعراب، ايرانيان تا 200 سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند. در سال 355 خورشيدي (976 ميلادي) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش يک شير جايگزين ماه شود.

در ميان شاهان سلسله صفويه که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند، تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه فروردين (برج حمل) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد هم بر روي پرچم ها و هم بر سکه ها تصوير گوسفند (نماد برج حمل) را ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيه دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر آن زردوزي مي کردند. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوش بود نه چهارگوش.

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسله قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم به وجود آمد، يکي اينکه براي نخستين بار چهار گوش شد و دوم اينکه آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت رنگ هاي سبز و سفيد را (که در دوران او باب شده بود) برداشت و تنها رنگ سرخ را به جا گذاشت.

دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت، با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيدي که پرتوهاي آن سراسر پرچم را پوشانده بود. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشين فتحعلي شاه) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفت که بر يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.

اميرکبير و پرچم ايران

ميرزا تقي خان اميرکبير، همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل (برخلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه) و سراسر زمينه آن سفيد باشد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتيمتر در گوشه بالايي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در بخش پايين. نشان شير و خورشيد و شمشير نيز در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود.

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن پرداختند.

در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود؛ «بيرق ايران داراي الوان رسمي سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است.»

نمايندگان در توصيف رنگ هاي به کار رفته در پرچم گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است و بايد در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد.

در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که اين رنگ مورد علاقه زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اينکه سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز به ارزش خون شهيد در اسلام، به ويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت و ضرورت پاسداشت آن اشاره شد.

در مورد نشان شير و خورشيد هم اعلام شد؛ «انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي برابر با 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد (شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان. همچنين چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماست خورشيد نيز بر پشت شير سوار شود که اين شير و خورشيد هم نشانه علي باشد هم نشانه ماه مرداد.از سوي ديگر وقتي شير را نشانه پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز به دستش بدهيم.»

به اين ترتيب براي نخستين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد.

پرچم بعد از انقلاب

در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانه جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.

منبع؛ سايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري
عناوين اين صفحه
چشمک مانکن هاي پلاستيکي به مشتريان مصرف زده
سفرهاي نوروزي در سايه خدمات دولت
پرچم ايران از زمان کاوه آهنگر تا پيروزي انقلاب اسلامي
موزه ملي ايران چند هزار سال در يک مجموعه
موزه يي کوچک براي تخت جمشيد بزرگ

موزه ملي ايران چند هزار سال در يک مجموعه
خبرگزاري ميراث فرهنگي؛ ساکنان قديمي خيابان سي تير (قوام السلطنه) سالياني است به بنايي بلند با آجرهاي سرخ تيره و سردري هلالي شکل مشابه طاق کسري خو گرفته اند، بنايي که به بخشي از اولين موزه ايران تعلق دارد. آن را موزه ملي ايران نام نهاده اند.

در اوايل سده چهاردهم شمسي، هنگامي که مراوده با اروپاييان به اوج خود رسيده بود و انديشه هاي روشنفکرانه، گروهي از سياستمداران را سخت به خود مشغول کرده بود، نياز به احداث مکاني احساس شد که اشياي حاصل از کاوش هاي باستان شناسي را در خود جاي دهد. به اين ترتيب احداث چنين مکاني به «آندره گدار»، معمار فرانسوي، واگذار شد. او مکان هاي گوناگوني را شناسايي کرد و در نهايت دولت زميني در کنار ميدان مشق را به موزه يي که مدنظر او بود اختصاص داد. بناي موزه حدود 11 هزار متر مربع وسعت دارد و ساختمان اصلي آن در سه طبقه ايجاد شده است. در حال حاضر تنها يک طبقه از ساختمان اصلي موزه به عنوان موزه يي براي نمايش آثار تاريخي و ارزشمند ايران، استفاده مي شود و اشياي کشف شده از آغاز زندگي بشر در فلات ايران تا آغاز دوران اسلامي يعني پايان حکومت ساسانيان بر ايران، در آن به چشم مي خورد. نحوه نمايش اشيا در اين موزه به گونه يي است که فضاي داخل آن به چند بخش، پيش از تاريخ، بخش تاريخي، هخامنشيان، اشکانيان، ساسانيان و... تقسيم شده است. در اين سالن اشيايي از عصر حجر و اولين سنگ هايي که انسان به عنوان ابزار زندگي از آنها استفاده مي کرده، به نمايش درآمده است. گاو سفالي چغازنبيل، ظروف سفالي، ريتون هاي سفالي، ظروف مفرغي، پيکره هاي انساني، سرديس هايي از جنس گل، پلاک با نقش حيوان و انواع وسايل روشنايي از جمله اشيايي هستند که در بخش پيش از تاريخ به نمايش درمي آيند.

اشياي دوران تاريخي نيز گروهي ديگر از اشيا هستند که در اين سالن به چشم مي خورد. اشياي به جا مانده از عهد هخامنشيان، دوره سلوکيان و اشکانيان و دوران حکومت ساسانيان بر ايران، هر کدام در بخش هايي مجزا جاي گرفته اند. سرستون سنگي تخت جمشيد، کتيبه خشايارشا به خط ميخي، مجسمه شير از لاجورد، مجسمه مفرغي شاهزاده شمي، موزاييک کف ايوان کاخ شاپور اول در بيشاپور و مرد نمکي نيز از اشياي شاخص اين دوره محسوب مي شوند. وجود بيش از 300 هزار شيء در موزه از يک سو و افزايش تعداد اين آثار که از حفاري هاي باستان شناسي به دست مي آيد، از سوي ديگر مديران اين مجموعه را بر آن داشت تا اشياي دوران اسلامي را در بخشي جداگانه به نمايش در آورند. به اين ترتيب موزه دوران اسلامي که ساختمان آن با انگيزه انجام فعاليت هاي مختلف فرهنگي در سال 1323 در محوطه موزه ملي ايران آغاز شده بود و با وقفه هاي متعدد در سال 1329 پايان يافته بود، سرانجام در سال 1375 با فضايي در حدود 10 هزار متر مربع در چهار طبقه، افتتاح شد. دو طبقه از اين ساختمان به نمايش اشياي قديمي اختصاص دارد. ظروف سفالي با لعاب هاي متفاوت، انواع ظروف شيشه يي، ظروف مسي، انواع شمعدان، جعبه فولادي طلاکوب، پارچه هاي زربفت و سوزن دوزي شده، قرآن هاي نفيس خطي و چاپ سنگي، محراب زرين فام در بهشت و تابلوهاي خوشنويسي و مينياتور از هنرمندان برجسته ايراني از جمله اشيايي است که در اين موزه به نمايش در آمده اند. در تمام بخش هاي موزه ايران باستان و موزه دوران اسلامي بر مبناي تقسيم بندي هاي تاريخي، سکه ها و مهرهايي از ادوار تاريخي گوناگون براي بازديد عموم به نمايش گذاشته شده است. موزه ملي در خيابان سپه، خيابان 30 تير واقع شده و هر روز پذيراي بازديدکنندگان است.


موزه يي کوچک براي تخت جمشيد بزرگ
خبرگزاري ميراث فرهنگي؛ هر کس گذرش به يکي از معتبرترين و بزرگترين موزه هاي جهان و ايران يا حتي موزه هاي کوچک تر بيفتد در لابه لاي اشياي باستاني اين موزه ها حتماً به بقاياي تخت جمشيد يا تمدن هخامنشي برمي خورد. اما آيا تا به حال گذرتان در بازديد اين مجموعه عظيم تاريخي به موزه تخت جمشيد افتاده است؟ موزه يي که قدمت آن از موزه مادر (ملي ) ايران بيشتر است. در سال 1310 پس آنکه پروفسور «ارنست هرتسفلد»، کاوشگر اصلي تخت جمشيد، به پايه هاي کاخ اختصاصي بانوان (حرمسرا) خشايارشا رسيد پس از مشاوره با همکارانش با توجه به تعداد زيادي از اشياي به دست آمده، طرح يک موزه تخصصي هخامنشي را مطرح کرد. اين ساختمان با نقشه يي که کرفتر همکار هرتسفلد براساس معماري کاخ هاي تخت جمشيد ارائه داد، طراحي و ساخته شد. موزه تخت جمشيد در جنوب مجموعه پشت خزانه قرار دارد. درست جايي که براساس گمانه زني ها کاخ اختصاصي زنان خشايارشا قرار داشته است. در کنار ساختمان موزه در سمت راست يک سر ستون گاو بر زير يک سايبان برزنتي قرار دارد و مقابل ساختمان که ستون هاي سرخ رنگي به شيوه کاخ هاي تخت جمشيد سقف آن را بر پا داشته است. زير بناي اين موزه حدوداً 350 متر و داراي سالن اصلي و چند سالن فرعي است که در هر کدام از اين سالن ها چندين اثر از دوره هخامنشي به نمايش درآمده است. يکي دو سرستون سنگي از سنگ خارا پايه ستون ها، بست هاي دم چلچله يي مشهوري که براي نگهداشتن سنگ هاي تخت جمشيد، بقاياي پرده سوخته کاخ صد ستون، کتيبه هاي مربوط به کاخ اختصاصي و تبر و اشياي ديگر در اين موزه به چشم مي خورد. موزه هفتاد ساله تخت جمشيد را مي توانيد در ديدارهاي نوروزي خود ببينيد؛ «جنوب مجموعه، پشت خزانه کاخ اختصاصي زنان خشايارشا.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام