
گروه ترجمه؛ اختلاف آنها جالب ترين اختلاف دو چهره ادبي مشهور جهان و شايد عجيب ترين آنها باشد. بسياري از مردم جهان در اين سال ها پس از شنيدن اين نکته که گابريل گارسيا مارکز، نويسنده بزرگ کلمبيايي و برنده جايزه نوبل که او را بزرگترين نويسنده در قيد حيات جهان مي دانند و يک غول ديگر ادبيات امريکاي لاتين، ماريو بارگاس يوسا، سه دهه است که با هم صحبت نمي کنند، تعجب مي کنند.
اين دو نويسنده بزرگ زماني دوستاني صميمي محسوب مي شدند و همين مساله اختلاف و قهر آنها را عجيب تر مي کند و جالب اينکه هيچ کدام از اين دو و نزديکان آنها در اين سال ها به علت واقعي اختلاف شديد ميان آنها اشاره نکرده است. اما حالا اين دو غول ادبيات مدرن با يک عکس جنجالي روبه رو شده اند که مي تواند حاشيه هاي زيادي براي آنها ايجاد کند، در اين عکس گارسيا مارکز جوان با چهره يي که در زير چشمش کبودي يک مشت است تصوير شده است و عکاس هم علت کبود شدن زير چشم مارکز را مي داند؛ اصابت مشت يوسا،
رودريگو مويا، دوست صميمي گارسيا مارکز اين عکس سياه و سفيد را در سال 1976 گرفته اما تا هفته گذشته اين عکس را پنهان کرده بود، در نهايت وي تصميم گرفت که اين عکس را در کنار چند عکس ديگري که از مارکز داشت به مناسبت هشتادمين سالگرد تولد او منتشر کند. او همچنين خاطراتش را از شب منازعه مارکز و يوسا، با عنوان جالب «داستان ترسناک زير چشم کبود» نوشته و منتشر کرده است.
عکس هاي مويا، اولين بار در روزنامه لاژورانديون مکزيک به چاپ رسيد و باعث تعجب تمام کساني شد که آن روزنامه را خريداري کردند.
براساس گفته هاي مويا، در ماه مارس سال 1976 بسياري از روشنفکران، نويسندگان و اهالي سينماي امريکاي لاتين براي تماشاي فيلم هاي جشنواره مکزيکوسيتي به اين شهر سفر کرده بودند. در مراسم افتتاحيه گارسيا مارکز دوست صميمي خود را مي بيند و به سمت او مي رود؛ «چطوري ماريو؟ خوبي» اما جواب ماريو بارگاس يوسا به احوالپرسي دوست قديمي اش يک ضربه مشت بود، ضربه مشتي که به زير چشم مارکز اصابت کرد. مارکز مبهوت از اين ضربه روي زمين مي نشيند و يوسا بر سرش فرياد مي زند؛ «بعد از آن حرف هايي که در مورد من به پاتريشيا زدي چطور جرات مي کني که مرا دوست خودت بداني؟» پس از آن يوسا به مارکز پشت مي کند و مي رود و از آن زمان اين دو نفر ديگر با هم صحبت نمي کنند.
مويا نمي گويد که دليل اصلي دعوا چيست اما دوستان صميمي مارکز و يوسا مساله را فاش مي کنند؛ در زماني که يوسا و مارکز همراه همسران خود در شهر بارسلونا زندگي مي کردند، يوسا تصميم مي گيرد که همسرش را که دوست صميمي همسر مارکز و خود او بوده طلاق بدهد و با زني سوئدي به نام پاتريشيا ازدواج کند، اما مارکز که دوست نداشته اين اتفاق بيفتد در ملاقاتي با زن سوئدي با اشاره به علاقه يوسا به همسرش و نيز بدگويي از او باعث مي شود که پاتريشيا يوسا را رها کند و به سوئد برگردد و اين باعث ناراحتي نويسنده پرويي از مرد کلمبيايي مي شود، ناراحتي که با يک ضربه مشت رفاقتي ده ساله را پايان مي دهد. جالب اينکه پس از اين منازعه و جدايي دو دوست گرايش هاي آنها هم فرق کرد، مارکز همچنان تمايلات چپي خود را حفظ کرد اما يوسا به گروه هاي دست راست نزديک شد و در حالي که مارکز يک ستايشگر فيدل کاسترو شد يوسا به منتقد جدي او بدل شد.
انتشار کتاب «صد سال تنهايي» چاپ جديد به زبان انگليسي با مقدمه يي از يوسا در مورد چهلمين سالگرد چاپ کتاب باعث شده که بسياري از علاقه مندان ادبيات فکر کنند دو چهره سرشناس ادبيات جهان ممکن است در آخرين سال هاي عمر خود مجدداً با هم آشتي کنند اما نزديکان اين دو چنين احتمالي را تاييد نمي کنند.
هشتادسالگي گابريل گارسيا مارکز در تمام کشورهاي اسپانيايي زبان با برگزاري مراسم کتابخواني، برگزاري نمايشگاه يا حتي مسابقات ماراتن کتابخواني جشن گرفته شد. در شهر محل تولد او هم در سالروز تولدش هشتاد گلوله توپ شليک شد و دولت کلمبيا اعلام کرد خانه يي که وي کودکي اش را در آنجا گذرانده به موزه بدل خواهد کرد.
اختلاف هاي عمده تاريخ ادبيات
- ترومن کاپوتي و گورويدال دو نويسنده معروف بارها از يکديگر انتقاد کرده بودند، ويدال در مورد کاپوتي گفته بود؛ «او دروغگوي هنرمندي است» و کايوتي هم پاسخ داده بود؛ «هميشه دلم براي گور مي سوزد. او از اينکه هنوز نفس مي کشد شرمسار است.»
- ليلين هلمن و ماري مک کارتي نمايشنامه نويس و رمان نويس هاي معروف به شدت با هم بد بودند. ماري مک کارتي در مورد هلمن گفته؛ «هرچيزي که او مي نويسد، حتي «و» يک دروغ در خودش دارد.»
- ولاديمير ناباکوف نويسنده مشهور و ادموند ويلسون منتقدي که جهان غرب را متوجه آثار نويسنده روس کرد دوستان صميمي بودند اما يک بار بر سر ترجمه يي از پوشکين با هم دعوا و زدوخورد کردند و رابطه شان قطع شد.
شناسنامه گابريل گارسيا مارکز؛ متولد ششم مارس 1928 در آراکاتاکا کلمبيا، برنده جايزه نوبل در سال 1982، نويسنده کتاب هاي صدسال تنهايي، کسي به سرهنگ نامه نمي نويسد، پاييز پدرسالار.
شناسنامه ماريو بارگاس يوسا؛ متولد بيست و هشتم مارس 1936 در آرکويپا پرو برنده جايزه پلانتا، نويسنده کتاب هاي مرگ در آند، سال هاي سگي، جنگ آخر زمان.