قاسم آخته
سر سال نو هرمز و فرودين
بر آسوده از رنج تن دل ز کين
به جمشيد بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
بزرگان به شادي بياراستند
مي و جام و رامشگران خواستند...
چنين جشن فرخ از آن روزگار
بمانده ست از آن خسروان يادگار
فرهنگ و تمدن ايران دستاوردهاي فراوان و در نوع خود بي نظير را به بشريت داده است، يکي از اين خلاقيت هاي قومي نوروز است.
تقسيم بندي سال در عهد کهن در دو فصل بود. فصل گرما، فصل سرما. نوروز سرآغاز فصل گرما و مهرگان شروع فصل سرما بود. از اين رو نوروز و مهرگان برجسته ترين رسوم ملي، آييني ايرانيان آريايي شد که در آن نيايش ها و اعمال اعتقادي ديني و مذهبي و باورهاي ميهني و کردارهاي شادي بخش، قرباني کردن، باده گساري و اعمال مفرح ديگري که ضمن برگزاري رسوم نوروز و مهرگان انجام مي دادند. با اين وصف تمام اسناد و منابع قبل و پس از اسلام، نوروز را آغاز سال و جشن نوروز را به علت طراوت، سرسبزي و خرمي که به طبيعت و روح و جان آدميان مي بخشيد و طليعه خورشيد، دل انگيز و دلپذير مي شد، آن را باشکوه ترين آيين ديني و ميهني اسطوره يي و تاريخي ايرانيان آريايي مي دانند. در اين گفتار نوروز را از تمام جوانب مورد بررسي و تحقيق قرار داده و نگرش و روزنه يي علمي به فلسفه و جايگاه آن در تمدن ايران گشوده ايم.
مفهوم و قدمت نوروز؛ وقتي که خداوند از کار آفرينش آسوده شد، يک روز مبارک به وجود آمد.1 جمشيد جم اين روز فرخنده را نوروز ناميد و آن را «جشن بزرگ ايرانيان» قرار داد. روز اول فروردين و همزمان با آغاز سال نو و بهار طبيعت و به ياد آن رويداد بزرگ و روز پرطراوت جشن باشکوهي برگزار کردند و به شادي و پايکوبي پرداختند. از اين پس ايرانيان آريايي اوج شادي ها و لحظات خوش و ماندگار زندگي روزانه شان را در نوروز مي جستند. به عبارت ديگر نوروز بهترين خاطره بشر ايراني بوده و هست. نوروز روزي است که شالوده و اساس سرور و خوشوقتي اقوام ايراني پي ريزي شد.2
نوروز حلقه پيوند طبيعت با جهان ماورايي بود. کهن ترين فلسفه پيدايش نوروز به جمشيد، معمار اصلي آن تعلق دارد. با اين توضيح نوروز حداقل شش تا هشت هزار سال قدمت دارد و در شمار جشن هاي اسطوره يي ايران قرار مي گيرد. حتي مي توان گفت بر تمامي جشن هاي ايراني برتري دارد. بنابر عقايد آرياييان قبل از آنکه نوروز فرار سد، ارواح مردگان از عالم ماورايي به زمين مي آمدند و در صورتي که مشاهده مي کردند اوضاع و احوال خانواده شان خوب و رضايت بخش است، شاد و خرم مي شدند اگر نه با هاله يي از اندوه به عالم خود بازمي گشتند.3
نزد آرياييان شأن و مقام ارواح آنقدر بود که محيط زندگي و خانه و کوچه ها تميز و پاکيزه مي شد. ارواح پاک و مقدس حامل پيامي از جهان ماورا بودند. پاکيزگي و خوشبختي مردم موجب شادي ارواح مي شد. روي کاخ پادشاه و نقاط مرتفع آتش مي افروختند و در قصر پادشاه و منازل سفره هفت سين مي چيدند. هفت قلم سفره با هفت امشاسپند مرتبط مي شد.4
هنگام برپايي جشن نوروز شخص پادشاه و مقامات مهم کشوري در کنار قشرهاي مختلف اجتماعي حضور داشتند. کشاورزان و شبانان گردانندگان اصلي جشن محسوب مي شدند. حضور پادشاه، وزير و افراد مهم نشان از اهميت نوروز در فرهنگ ايران داشت.
دانشمند بزرگ ابوريحان بيروني در آثار گرانقدرش به طور مفصل به نوروز پرداخته است؛ «نخستين روز فروردين از اين جهت روز نو نام گرفته است که پيشاني سال نو است دو صبح نوروز فجر و سپيده به منتهاي نزديکي خود به زمين مي رسد و مردم با نظر کردن به آن تبرک مي جويند، نوروز متعلق به اورمزد است که نام آفريدگار دنيا و اهل آن است...5 حکيم عمر خيام نيشابوري هم عقيده دارد؛ «زماني که سي سال از پادشاهي گشتاسپ پادشاه کياني سپري شد، آفتاب به اول برج سرطان قرار گرفت و جشن نوروز برگزار شد...»6
پيرو آنچه که در اساطير ايران آمده، جمشيد جم (واضع اصلي و ابداع کننده نوروز) تصميم گرفت دور عالم سفر کند. بنابراين تختي برايش ساختند. جمشيد بر آن تخت زرين نشست و ديوان آن را بر دوش گرفتند و به پرواز درآمد. وقتي که بر فراز آذربايجان رسيد، پرتو خورشيد بر تاج زرين جمشيد تابيد و شعاع نوراني و درخشاني ايجاد شد. مردم از مشاهده اين نور شادمان شدند و آن را نوروز ناميدند.
بنابراين نوروز را مي توان «جشن نوزايي» و مهرگان را «جشن آفرينش» ناميد. از اين ديدگاه نوروز عيد برکت است که ارتباط مستقيم با فروزه هاي آسماني دارد. پنج روز اول جشن عمومي و روز ششم فروردين جشن به پادشاه اختصاص داشت که با درباريان و خانواده اش خلوت مي کرد. «در پنج روز اول پادشاه حقماي خشم و گروهان بگذاردي و حاجت ها آنگاه در روز ششم خلوت کردندي خاصگان را.»7 در واقع ششم فروردين يک روز مهم بوده، زيرا اين روز نوروز، بزرگ خوانده مي شد. به علاوه در اين روز جمشيد مردم را به تندرستي و کاهش مرگ و مير بشارت داد و کيومرث ديوان را کشت. در صبح روز اول فروردين (نوروز) مردم به يکديگر آب مي پاشيدند زير آب نشانه طراوت و خرمي بود و شکر را به علامت شيريني زندگي به يکديگر هديه مي دادند. در شب نوروز هم به علت گرما و رونق زندگي و روشنايي آتش مي افروختند.
وقايع ديگري هم در نوروز رخ داده است که اين وجه فرهنگي را در تمدن ايران ممتاز ساخته و آن را فراتر از ساير آيين هاي ملي ايران قرار مي دهد؛ عروج کيخسرو به آسمان چيرگي جمشيد بر اقوام بدوي جنوب، سرفصل تازگي، نو شدن در همه چيز و بالاخره به تخت نشستن جمشيد. نوروز نه تنها جشن ملي بلکه وجه ديني و اسطوره يي دارد و ريشه شکل گيري آن به اساطير اوليه آريايي برمي گردد. نوروز زماني به وجود آمد که خلقت انسان توسط خدا پايان يافت در نتيجه از شکوه و ماندگاري برخوردار است.
از اين رو تنها در نوروز فره وهرهاي پاک (ارواح درگذشتگان) به مدت ده روز به زمين مي آيند و در صورت مشاهده خوبي و نيکي و طراوت وابستگان خود غرق در سرور و بهجت مي شوند. «فره وهرهاي پاک را مي ستاييم که به ديدار و ياري مي آيند... بشود که فره وهرهاي نيرومند و پيروز از اين خانه به شادي و خشنودي بازگردند.»8
ايرانيان آريايي با سبزي و انواع پختني هاي لذت بخش که بر روي پشت بام خانه قرار مي دادند، به استقبال اين ارواح مي رفتند.
واژه شناسي؛ نوروز در زبان پهلوي «نوگ روز» (Noug rooz) و در عربي «نيروز» (Nirooz) مثبت شده است.
حکيم عمر خيام نيشابوري منجم، رياضيدان و محقق گرانقدر که در واقع بهترين روزشمار نوروزي را وضع کرده در باب علت نامگذاري نوروز گفته است که؛ «سبب نام نهادن نوروز باز آمدن خورشيد به برج حمل در هر 365 روز است. نخست جمشيد اين را دريافت و جشن گرفت و مردم نيز چنين کردند و چون پادشاهان آن را دريافتند از براي بزرگداشت آفتاب نشانه کردند و جشن ساختند و عالميان را خبر کردند. بر پادشاهان واجب است که به هر مبارکي و خرمي آن را به جا آورند. هر کس روز نوروز جشن کند و به خرمي پيوندد تا نوروز ديگر عمر به شادي گذراند...»9
در منابع ديگر ناميدن نوروز به سبب پيشاني سال نو و اينکه در اين زمان تهمورث به شکل صاعقه پديدار شده و جمشيد دين را تجديد کرده، به اين نام خوانده شده است.10
رسوم نوروز؛ تحليل و بررسي آداب رسوم اقوام ايراني در نوروز و ساير مقولات از جنبه ديني، ميهني، اسطوره يي و جامعه شناختي زواياي تاريک فرهنگ و تمدن ايران را به روي محقق مي گشايد. اگر بپذيريم که آداب و رسوم هر قومي نسل به نسل منتقل مي شود و ميان آنها جدايي و انقطاع وجود ندارد، فرضيه اوهام، خرافات و افسانه بودن بسياري از وجوه و دستاوردهاي تاريخي گذشته از ميان مي رود.
منابع عهد باستان و پس از اسلام به رسوم نوروز کم و بيش اشاره کرده اند. نقوش به جا مانده از برگزاري رسوم و جشن نوروز در تخت جمشيد، شوش و نقاط ديگر حکايت از اجراي اين جشن و عظمت آن نزد ايرانيان دارد. متون به جا مانده در کتيبه ها نيز اطلاعاتي مختصر به ما مي دهند.
در منابع دوران اسلامي، نوشته هاي فردوسي، بيروني، مسعودي، طبري، گرديزي، ابن البلخي، ياقوت حموي، خيام، جاحظ و بسياري ديگر به اطلاعات مفيد و ارزشمندي در مورد فلسفه و اجرا و تقويم و رسوم نوروز، هفت سين، سيزده بدر و ساير جنبه هاي مربوط به نوروز دست پيدا مي کنيم. مکتوبات مورخان يوناني از قبيل هرودوت، گزنفن، آشيل ديودور، پلوتارک، توسيديد، افلاطون، کتزياس و ... اگرچه حاوي و دربرگيرنده اطلاعات ذي قيمتي در زمينه آداب و رسوم و اخلاقيات و تاريخ ايران قبل از اسلام است اما در مورد جشن ها و آيين هاي ايراني اطلاعات کافي در دست نداريم. با اين وصف بررسي دقيق همين مقدار هم روزنه هاي فراواني را به روي محقق و مورخ مي گشايد. در مبارکي و فرخندگي نوروز نوشته اند که «هر کس پيش از آنکه در بامداد نوروز سخن بگويد، عسل و شکر بچشد، شمع روشن کند و با روغن زيتون بدن خود را چرب کند، همه سال از انواع بلاها سالم خواهد ماند...»
ايرانيان آريايي عهد کهن معتقد بودند در نوروز، جمشيد بر اهريمن بدکردار و نفرين شده که برکت را از مردم گرفته بود غلبه کرد. مردم هر قدر خوردني و آشاميدني مي خوردند سير نمي شدند. به علاوه شيطان مانع وزش باد مي شد، هيچ روييدني نمي روييد به حدي که دنيا رو به نابودي مي رفت. در اين وضعيت جمشيد به فرمان اورمزد به مخفيگاه شيطان رفت و آن قدر در آنجا ماند که اهريمن را نابود کرد و همه چيز به حالت عادي خودش برگشت. بر طبق اساطير ايراني جمشيد همانند خورشيد نوراني بود. پس از اين واقعه دنيا سر سبز شد، مردم به شکرانه رفع شدن بلاي شيطان در طشتي جو کاشتند و از آن پس مرسوم شد که در نوروز، هفت نوع غله و روييدني بر روي هفت ستون بکارند، هر کدام که بهتر مي روييد نشان از فراواني آن محصول در آن سال داشت. حتي چيدن هفت چيز که با حرف «س» با «ش» شروع مي شود نيز با همين عدد هفت پيوند مي خورد. بنابراين اگر عدد امشاسپندان هفت باشد، اين عدد مي بايست در دوران باستان مقدس بوده باشد.11
حکيم عمر خيام در باب رسوم نوروز ايران باستان نوشته است که «آيين ملوک عجم از کيخسرو تا روزگار يزدگرد آخرين پادشاه عجم چنان بود که موبد نزد پادشاه مي آمد در حالي که جام زريني محتوي شراب و انگشتر و درم و دينار خسرواني و يک دسته خويد در دست داشت... به زبان پارسي ستايش و نيايش مي گفت. وقتي از تبريک نوروز فارغ مي شدند، چاشت مي خوردند...»12
سپس «آفرين نامه»اش را براي پادشاه مي خواند؛ شاها به جشن فروردين، آزادي گزين، دير زي با زيرکي و شاد باش بر تخت زرين، انوشه خور به جام جمشيد و رسم کيان. همت بلند دار و داد و راستي و نيکويي پيشه کن. اسبت کامکار و پيروز به جنگ. تيغت روشن و کاري به دشمن. بازت گيرا به شکار ايدون باد.
ايرانيان در نوروز براي يکديگر هديه مي فرستادند زيرا نقل است که نيشکر در ايران در نوروز به وجود آمد، ابوريحان بيروني به نقل از آذرپاد، موبد بغداد گفته است که جمشيد يک روز برحسب اتفاق يک شاخه ني را ديد که از درون آن آب تراوش کرده، فرمان داد آن را بچشند و چون شيرين بود از آن شکر ساختند.13
وقتي که نوروز بزرگ مي رسيد، زندانيان آزاد و مجرمين مورد عفو واقع مي شدند. در عصر هخامنشيان نوروز اهميت فراواني يافت و پادشاهان هخامنشي با جديت و شکوه تمام نوروز را برپا و نمايندگان ملل تابعه امپراتوري را همراه با هدايايشان مي پذيرفتند. نقوش برجسته موجود در تخت جمشيد در واقع زبان گوياي هنر و رخدادها و باورهاي ايرانيان دوران هخامنشي و اقوام جانبي است. در عصر ساسانيان در حضور پادشاه موسيقي نواخته مي شد. صبح نوروز پادشاه لباس مخصوص خودش را مي پوشيد و به تنهايي به تالار کاخ مي آمد. سپس مردي زيبارو وارد مي شد که براي پادشاه پيام تندرستي و شادي مي آورد. پس از آن يکي از رعايا وارد مي شد که طبقي در دست داشت روي آن گردو، نان، گندم، جو و شاخه درختان مقدس مانند انار، زيتون و... قرار داشت. بر روي هر کدام از هدايا کلمه يي نوشته شده بود که معناي فراواني رزق، شادي و خوشبختي داشت. در اين روز پادشاه در هيچ کاري مشورت نمي کرد. زيرا ممکن بود بديمن باشد. از خوردني هايي که برايش هديه مي آوردند مي خورد. باز سپيدي را که به عنوان هديه براي او آورده بودند پرواز مي داد و از کوزه يي که توسط يک دختر باکره پر شده بود آب مي نوشيد.
نوروز در فراسوي مرزهاي ايران؛ جشن نوروز و رسوم آن مرزهاي ايران را پشت سر گذاشت. در دوران پادشاهي هخامنشيان با توجه به روش حکومتي آنها، ملت هاي تحت سلطه امپراتوري و سرزمين هاي همجوار ايران همانند يونان، روم، مصر، چين و هند با رسوم و آيين هاي ايران آشنايي داشتند. نوروز در ايجاد لحظه هاي شاد براي مردم آنقدر جالب و دوست داشتني بود که هر کس آرزو مي کرد در آن شرکت کند. به طور کلي مي توان گفت نوروز تاثيرگذارترين آيين ايراني بود که مرزها و ممالک همجوار خود را متاثر کرد. سïغد، بابل، خوارزم، باختر، گندهاره، آراخوزي، سکاهيه، انطاکيه، کاپادوکيه، تراکيه، ليديه و ساير ممالک تابعه از نوروز استقبال کردند. نوروز در بابل با نام مردوک Mardook، (زگوک خداي خدايان) جشن گرفته مي شد و پادشاه با خدايان و بزرگان ملک تجديد پيمان مي کرد. در روم و يونان و آسياي صغير نوروز به نام جشن آدونيس برگزار مي شد که غالباً سنت هاي نوروز ايران را در خود داشت. يک رشته عادات شاد و غم انگيز در سوگ آدونيس خداي گياهان اجرا مي شد.14
نوروز پس از اسلام؛ ورود اسلام به ايران در فرهنگ و باورهاي ايران دگرگوني ايجاد کرد اگر چه زمينه هاي اين تحول از قبل ايجاد شده بود. ليکن فرهنگ غني ايران و اسلام بر يکديگر به طور توام تاثيرگذار بودند. تشيع گرفته شده از تفکرات اسلامي نه تنها با نوروز منافاتي ايجاد نکرد بلکه تمامي پيشوايان ديني و پيامبر اسلام نيز به نوروز ايرانيان به ديده احترام نگريستند و اجرا و تداوم آن را توصيه کردند اگر به اين جمله اميرالمومنين علي(ع) دقت کنيم که خطاب به جمعي از ايرانيان که به ديدارش شتافته بودند و سخن از نوروز به ميان آمده بود، فرمود؛ هر روزتان نوروز، نوروزتان پيروز. اهميت موضوع نمايان مي شود. امام جعفر صادق(ع) و امام موسي کاظم(ع) و حضرت ابراهيم(س) نيز نوروز را فرخنده و مبارک دانسته اند. حضرت ابراهيم در نوروز بت ها را شکست و جبرئيل در نوروز بر پيامبر نازل شد. نقل است که اولين کسي که پس از اسلام از ايرانيان در نوروز هديه گرفت، حجاج بن يوسف بود و پس از او خلفاي اموي و عباسي در اين کار به او تاسي جستند. ماليات ها و هداياي گرانبهايي در نوروز ايرانيان به خلفاي عرب مي دادند که ارزش آن به 5 تا 10 ميليون درهم مي رسيد. به هر حال رسوم و آيين هاي ايراني پس از اسلام تداوم خود را يافت و جايگاهش را حفظ کرد.15
پي نوشت ها؛
1- خداونددر شش نوبت (گاهان بار) زمين، آسمان، گياهان، جانوران، آب ها و انسان را آفريد. در پايان گاهان بار ششم (29 اسفند) نوروز متولد شد. براي آگاهي بيشتر ن ک. جشن ها و آيين هاي شادماني در ايران، تاليف نگارنده، انتشارات اطلاعات، تهران، 1385، ص 33.
2- ن ک شاهنامه حکيم ابوالقاسم فردوسي داستان جمشيد.
3- براي اطلاع بيشتر ن ک؛ جهان ضروري، بهرام فره وشي، انتشارات دانشگاه تهران، 1373، ص10، اساطير ايران باستان، عصمت عرب گلپايگاني، انتشارات هيرمند، ص 10. تاريخ سياسي و اجتماعي ايران، عبدالعظيم رضايي، نشر علم، تهران 1376، ص 254.
4- امشاسپند= مقدس جاودانه و بي مرگ، پاک، سودرسان، درمان بخش. هفت امشاسپند معروف عبارتند از؛ اورمزد، بهمن، ارديبهشت، خرداد، امرداد، شهريور، سپندارمذ.
5- آثار الباقيه عن القرون الخاليه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران 1352، ص 279 و 280. التفهيم لاوائل صناعه التنجيم، بيروني، ص 257. مروج الذهب، ابوعلي حسن مسعودي ص 554. المحاسن و الاضداد، ابوعثمان جاحظ، ص 271.
6- نوروزنامه، حکيم عمر خيام، ص 2.
7- برهان قاطع، محمدحسين خلف تبريزي، ج 4، ص 2187.
8- اوستا، فروردين يشت بند 12.
9- آثارالباقيه، بيروني، ص 281.
10- همان منبع، ص 283.
11- جشن ها و آيين هاي شادماني در ايران، ص 52.
12- نوروزنامه حکيم عمرخيام، ص 20.
13- آثار الباقيه، بيروني، ص 282.
14- جشن ها و آيين هاي شادماني در ايران، تاليف نگارنده، ص 50، جشن هاي ايران باستان، سرگردم اورنگ، ص 100.
15- جشن ها و اعياد ملي ايران، حبيب الله بزرگزاد، ص 23-20، براي آگاهي بيشتر از نوروز پس از اسلام ن ک جشن ها و آيين هاي شادماني در ايران، تاليف نگارنده ص 58.
سالگرد ملي شدن صنعت نفت، حافظه جمعي، ارتباطات جمعي
بر اين اساس چون بيش از نيم قرن از تاريخ نهضت ملي شدن صنعت نفت مي گذرد، ضروري است از طرف رسانه ها تلاش مضاعفي صورت گيرد تا نسل جوان به جزئيات پيروزي ها و افتخارات کشور آگاهي و آشنايي پيدا کند. همواره در سالگرد انقلاب، تسخير سفارت امريکا در تهران، سالگرد جنگ 8 ساله و روز قدس، مطبوعات و صدا و سيما حقاً دين خود را براي اطلاع رساني به عموم ادا مي کنند لذا اميد است که در 29 اسفند نيز صدا و سيما بتواند در برنامه هايي مستند و با انجام مصاحبه با کساني که در آن روز حضور داشتند، زمينه لازم را براي پژوهش بيشتر در مورد اين دوران افتخارآميز آماده کند. در اين راه بازگشايي آرشيوهاي موجود در صدا و سيما به قول آقاي عطريانفر براي هموطنان بسيار جالب خواهد بود. البته در اين باره چون احزاب مختلف سياسي با سليقه هاي گوناگوني با آن دوره و با آن جنبش درگير بودند قاعدتاً نظرات متنوعي را ارائه خواهد کرد ولي تنها به خاطر اختلاف نظرات و اعتقادات محکم گروهي و شخصي خويش نمي توان از صدا و سيما انتظار داشت که به طور کلي به بررسي و تجليل نهضت ضداستعماري ملي شدن نفت و رهبران آن نپردازد زيرا آن تاريخ و دستاوردهاي آن افتخارات مردم ايران بوده است و بزرگداشت کساني که در آن حوادث نقش تعيين کننده و کليدي داشتند، بجا است. بعد از پخش برنامه يي در خصوص سالگرد دکتر محمد مصدق در صدا و سيما، بعضي از بزرگان چون آقاي دکتر محمود کاشاني و حجت الاسلام روح الله حسينيان، به انتقاد از مديريت و رياست صدا و سيما پرداختند. مساله حساس اين است که از نظر فلسفي، اجتماعي، «ارتباطات جمعي» مقوله و اهرم بسيار توانمند و تنومندي است. خاصيت همگاني و جمعي بودن آن، ايجاب مي کند که اکثر گفتمان هاي مطرح و غالب در جامعه را منعکس سازد. چه بسا ممکن است که حتي مديريت صدا و سيما شخصاً با پخش بعضي مطالب سياسي راحت نباشد، ولي به خاطر تعهد به رسالت ارتباطات جمعي و امانتداري، نگاه حذفي نداشته باشد. لذا اين منتقدان نبايد انتظار داشته باشند که صدا و سيما فقط به يک سليقه سياسي محدود شده و به حاشيه کشيده شود. قابل تصور است که تشکيلات سياسي يا فرهنگي وجود داشته باشند که ميراث و رشته تاريخي خود را به طور مستقيم مرتبط به نهضت ملي نفت ندانسته و به آن بي تفاوت باشند. ولي اين به اين معنا نيست که پژوهش و بزرگداشت ديگران را مسدود کنيم. اين امر يادآور اقدام مجلس پنجم در مورد لغو سالروز ملي شدن نفت است. کثرت گرايي و پلوراليسم ايجاب مي کند که خرد جمعي از تضارب آرا تحصيل شود. هيچ شاخه و جناحي تنها و به خودي خود داراي گوهر حقيقت و حقيقت تاريخي نيست. به دليل آنکه تجربه افراد در وقايع تاريخ محدود و حافظه افراد فرار است و قرائت هاي مختلف از وقايع تاريخ مطرح مي شود. ولي به کمک آرشيوها، با کنار هم گذاشتن مدارک و قراين و يک هرمنوتيک در تاريخنگاري، به صحنه و جايگاه حوادث نزديک مي شويم. اين فرآيند جمعي، چندجانبه و پويا است. در نامه سرگشاده يي، «بسيج دانشجويي علم و صنعت» انتقاد کرده است که چرا آقاي دکتر انور خامه يي در ارتباطات جمعي مطرح شده است.دکتر انورخامه يي در زمان نهضت ملي از مبارزان بوده و در حمايت از دکتر مصدق بسيار فعال بوده است. ايشان هزينه زيادي را شخصاً متحمل شده اند که به خارج از کشور رفته و اسناد کودتاي 28 مرداد 32 را دست اول در آرشيوها بررسي کرده و در اختيار هموطنان گذاشته اند. قرآني که بر کنار قبر دکتر مصدق قرار دارد به وسيله مرحوم آيت الله طالقاني امضا شده است که در آن مصدق را «افتخار شرق» ناميده اند. آيا از ديد سازمان «بسيج علم و صنعت»، آيت الله طالقاني نيز بايد از صداوسيما حذف شوند؟
قابل ذکر است که در مصاحبه يي با آقاي مهندس لطف الله ميثمي، آقاي جلال الدين فارسي خاطره يي را بيان مي کند که نظر ديگر امام خميني نسبت به دکتر مصدق منعکس مي شود. آقاي جلال الدين فارسي و چند نفري به ديدن امام خميني رفته بودند. در آن جلسه آقاي فارسي متذکر شدند که ايشان به عنوان معلم مدرسه کمال در نارمک که به وسيله دکتر سحاجي تاسيس شده بود، شاهد آن بودند که دکتر مصدق از وجوهات شرعي خود که هميشه به آيت الله بروجردي مي پرداخت، براي ساختن مدرسه کمال اختصاص داده بودند. آقاي فارسي به امام گفته بود دکتر مصدق تا آخرين لحظه عمرش وجوهات شرعيه خود را مي پرداخت و تظاهري هم در اين مورد نداشت. پاسخ امام خميني هم بعد از اين بيانات، نسبت به دکتر مصدق مثبت بود. «از آنجايي که عده يي براساس سخنان امام خميني به اين قضيه ابعاد استراتژيک داده و خط و خط کشي کرده اند و دو قطبي کاذبي ايجاد کرده اند.» آقاي ميثمي با اجازه آقاي فارسي اين مکالمات را در نشريه «راه مجاهد»، به انتشار درآوردند. («نظر امام خميني درباره دکتر مصدق»، راه مجاهد، سال پنجم، شماره 36 خرداد - تير 1365) البته بعد از آن، آقاي فارسي اين نکات را در مصاحبه هاي بعدي با روزنامه هاي رسالت و کيهان به تفصيل توضيح داده اند. در نهايت نبايد در مورد نقل قول ها گزينشي عمل کرد.