چهارشنبه، 15 فروردين 1386 - شماره 1358
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سينما
نگاهي به «اخراجي ها» پرفروش ترين فيلم اکران نوروزي
افراطي ها

سيد رضا صائمي

مسعود ده نمکي پس از تجربه دو مستند اجتماعي-سياسي «فقر و فحشا» و «کدام استقلال؟کدام پيروزي؟» اينک به ساخت فيلمي بلند در ژانر طنز با موضوع جنگ پرداخته که به نوعي بازتوليد ديگرگونه «ليلي با من است» و «مارمولک» است. او سعي مي کند با ورود به برخي از تابوهاي جنگ، بر جذابيت داستان بيفزايد. اگرچه در تحليل فيلم اخراجي ها نمي توان به سوابق غير سينمايي و تفکرات سياسي کارگردان بي تفاوت بود اما سعي مي کنم مبتني بر نظريه مرگ مولف به تحليل اين فيلم بپردازم.

مجيد سوزوکي که از لمپن هاي معروف و به اصطلاح گنده لات هاي طبقه فرودست جامعه است به خاطر علاقه به دختر ميرزا، مجبور مي شود راهي جبهه شود تا رضايت ميرزا را که فردي مومن و مذهبي است به دست آورد. او قبل از اين با صحنه سازي دروغين از قبيل مکه رفتن و حاجي شدن نتوانسته بود پدر نرگس را بفريبد. بنيان طنز داستان بر تضاد رفتار شناسانه دو طبقه اجتماعي با خرده فرهنگ هاي متفاوت استوار است. حضور يک فرد کاملاً متفاوت با ادبيات و فرهنگي ديگر در وضعيت جدي جنگ با آدم هاي خاص خودش يک کنتراست متني مستعدي براي طنزپردازي فراهم مي کند. جنس ديگري از اين طنز را در مارمولک ديديم اما اخراجي ها بيش از آنکه از موقعيت کميک بهره بگيرد به طنز کلامي بسنده مي کند که آن هم بيشتر شوخي و لطيفه گويي است. وجود طنز فيلم بيشتر روي همين مزه پراکني اکبرعبدي و اميرفضلي و امين حيايي شکل مي گيرد، که چندان تناسب ساختاري با داستان هم ندارد يعني بدون توجه به خود قصه هم مي توانند بامزه باشند و اساس طنز حاکم بر فيلم، طنزي فاخر نيست و در بسياري از موارد به لودگي و مسخره بازي مي رسد. سکانسي که همه فکر مي کنند شيميايي زده اند اما بعد مي فهمند که بايرام دست گل به آب داده يا در جايي که صحبت از جيگر داشتن (شجاعت) مي شود بايرام مي گويد ما به آن چيز ديگري مي گوييم ( تماشاگر خود تشخيص مي دهد منظور چيست) مواردي از اين دست هستند. اين موارد بيشتر از آنکه به طنز شبيه باشد به لودگي و هرزه گويي نزديک مي شود. ضمن اينکه پرسوناژهاي فيلم بيش از آنکه واقعي باشند کاريکاتوري اند، به اين معني که فيلم از بنيان قرار نبوده که تا با خلق کاراکترهاي کميک صرفاً به ساخت فيلمي طنز بسنده کند گويي قصد بر اين بوده تا از ژانر طنز براي بيان حرف هاي جدي به زعم کارگردان استفاده شود؛ اما ظاهراً همين طنز هدف و پيام اصلي قرار گرفته تا با جمع آوري تعدادي از الگوهاي طنز سينمايي در سال هاي اخير و خلق کاراکترهاي غلو شده کميک به سرگرمي مخاطب رضايت دهد.

در اخراجي ها تعداد زيادي از بازيگران حضور دارند که برخي از آنها به حال خود رها شده و گويي تنها براي جذابيت بيشتر فيلم گردآوري شده اند مهمترين آنها کامران پسر طبقه مرفه است که ظاهراً به خاطر تضاد ايدئولوژيک با خانواده اش راهي جبهه شده يا آن نابينايي که آکاردئون مي زده و به منطقي نخ نما شده پس از انقلاب خود را به کوري زده و اصلاً معلوم نيست حضور آنها چه ضرورت ساختاري در فيلم داشته است و حالا که حضور دارند چرا به آنها پرداخته نمي شود؟ البته به نظر مي رسد کارگردان قصد داشته در راستاي آشتي ملي از اقشار مختلف اجتماعي در ارتباط با واقعه جنگ دفاع کند، در واقع ما با يک سوپرمارکتي از بازيگران مواجه هستيم که تنها براي جذابيت ويترين فيلم و جلب مخاطب بيشتر، گرد هم آمده اند تا هر کدام از آنها بخشي از طرفداران خود را به سينما بياورند. در اين معنا فيلم گاهي شبيه به طنزهاي تلويزيوني مي شود که پرسوناژهاي متنوع آن با شوخي هاي کلامي و جوک گفتن و مزه ريختن به سرگرم کردن مخاطب دل خوشند،

محور داستان قصه دلدادگي مجيدسوزوکي است که بناست در بستر عرفان عملي و سلوک معنوي از عشق مجازي به عشق حقيقي برسد همان قصه يي که چند سال پيش در شب دهم شاهدش بوديم اما در اخراجي ها قرار است اين تحول اخلاقي با زبان طنز بيان شود، زباني که به شدت دچار لکنت مي شود و نمي تواند انسجام هويتي خود را حفظ کند و تنها رضايت آسان مخاطب عام آن را از سقوط نجات مي دهد.

اخراجي ها از شلختگي در ميزانسن و عدم انسجام لوکيشن ها به شدت رنج مي برد و در فضا سازي جغرافيايي جنگ دچار ضعف هاي عمده يي است و تنها به جلوه هاي ويژه بسنده مي کند. مثلاً معلوم نيست سکانس مربوط به بمباران شيميايي و آدم هاي منطقه چه ارتباطي با خط مقدم جبهه دارد و از کجا سر در آورده است؟ و امين حيايي و ديگران چگونه و کي به آنجا رسيده اند؟ يا موقعيت خودي و دشمن کجاست؟ آن تانک دشمن، چگونه وارد بيمارستان صحرايي مي شود؟ همچنين آن گروه اراذل و اوباش چرا همچون يک تافته جدابافته جدا از بقيه مي نشينند و زماني که فرمانده در حال صحبت کردن و روحيه دادن به سربازان است آنها جداگانه در بالاي تانکي نشسته اند و برخي مثل مجيد و آن مرد معتاد سيگار مي کشند و مزه مي ريزند؟ و پيشتر از اينها اساساً به چه دليل منطقي و پرداخته شده يي بقيه به خاطر مجيد سوزوکي به جبهه مي آيند و چه هدفي را دنبال مي کنند؟ خط داستاني فيلم دچار حفره هاي زيادي است که پرنشده و گاهي به حال خود رها شده است، همچنين فيلم در بيان پيام خود به شدت دچار شعارزدگي است. مخاطب شاهد هيچ گونه تحول بنيادي و اخلاقي از سوي قهرمان داستان نيست و آن چه که از تغييرات مجيد سوزوکي ديده مي شود در حد همان غيرتي و احساساتي شدن تيپ هاي لوطي منش است که به خاطر معرفت و مرام و از اين حرف هاي نوکرتم داداش به انتقام قيصرگونه با دشمن بر مي خيزد، تا رسم لوطي گري را درست به جاي آورد که رفيقش را از پاي درآورده اند، و شايد مهمترين تغييري که در مجيد نمود مي يابد همان ترک سيگار باشد که آن هم در سکانس جان دادن مجيد به شکل سطحي روايت مي شود. جالب است با توجه به اينکه مجيد شخصيت محوري فيلم است اما بر خلاف قهرمان هاي فيلم هاي ليلي با من است و مارمولک که بار کميک داستان بر دوش آنهاست شخصيت هاي پيراموني قهرمان اصلي و نوچه هاي وي هستند که اين نقش را بر دوش مي کشند و اتفاقاً همين نکته موجب مي شود که تماشاگر بيش از آن که سرگذشت قهرمان اصلي داستان را دنبال کند متوجه طنازي هاي دوستان مجيد سوزکي شود.

شعارزدگي در ديالوگ هاي نصيحت گونه و تصويري که از شجاعت شخصيت هاي مثبت قصه ارائه مي شود بيداد مي کند. تاکيد روي پاي مصنوعي آن فرمانده ارتشي و دفاعش براي حضور داوطلبانه در جبهه، گردن گرفتن گناه امين حيايي از سوي آن بسيجي يا انداختن خود روي آن مين از سوي آن پسر نوجوان(که اصلاً معلوم نيست به چه دليلي بايرام آن را زير پايش مي اندازد؟) و مواردي از اين دست نمونه هايي از اين شعارزدگي گل درشت است که مي خواهد خود را به زور به مخاطب تحميل کنند،

زبان طنز اخراجي ها منطبق بر ساخت تاريخي قصه نيست بلکه سنخيت زماني بيشتري با جنس شوخي هاي کلامي امروز دارد يعني به زمان ساخت فيلم نزديک تر است تا تاريخ خود واقعه، و برخي تصوراتي که اين گروه اراذل از بچه هاي جنگ دارند و تفسيري که از خود حادثه دارند به افکار عمومي امروزي شبيه است تا زمان واقعي خود جنگ،

در سکانس پاياني فيلم همه و بدون اينکه تلاشي براي نجات مجيد از مرگ بکنند منتظر جان دادن او نشسته اند و با شوخي هايي که مي کنند گويي مرگ را نيز به سخره گرفته اند. و همين تداخل ناموزون فرم (طنز)و محتوا (تحول اخلاقي) انتقال پيام معنوي قصه را دچار سکته مي کند. اتفاقي که در فرآيند فيلم تکرار مي شود.

اخراجي ها ضمن نگاه مهرباني که مي خواهد به اراذل و اوباش عزيز داشته باشد به طور تلويحي به نقد خودي نيز مي پردازد و به نوعي افراطي گري در هر دو جبهه موافق و مخالف را به تصوير مي کشد. رفتارهاي خشن و افراطي برادر نرگس با مجيد سوزوکي يا رياکاري و دورويي کساني مثل حاجي (محمدرضا شريفي نيا) يا رفتارهاي تند آن فرمانده با اخراجي ها نمونه يي از اين نقد دروني است که گويي به خاطر افراط بازي هاي آنها، اينها نيز به افراطي گري در اين سوي معرکه روي آورده اند و در اين بين شخصيت روحاني قصه و خود ميرزا در نقطه تعادل قرار مي گيرند تا به عنوان الگوي اخلاقي نيز معرفي شوند. اما روايت همه اين حرف هاي تلنبار شده در سطح باقي مي ماند و در نهايت جز خنداندن صرف مخاطب به معناسازي مورد نظر نمي رسد. چرا که تحول قهرمان فيلم، مجيدسوزوکي بسيار ناگهاني، کم مايه و سطحي شبيه به تحول کاراکترهاي مهران مديري در مجموعه طنزهاي شبانه اش مي ماند. تحولي که در فضايي سانتي مانتاليستي قهرمان بازي به جو گيرشدن، تغيير زود گذر و ناپايدار انساني منتهي مي شود. قهرمان هايي که همه بر ساخته عشق و عاطفه اند نه خود ساخته معرفت؟

اخراجي ها به عنوان يک فيلم کمدي جنگي، مضمون را فداي فرم مي کند و البته در رمزگشايي معنوي از سوي مخاطب نيز راهي به مقصود نمي برد زيرا در ذهن تماشاگر نيز جز خاطراتي از يک فيلم سرگرم کننده و شاد چيزي اثر گذار باقي نمي ماند.

اخراجي ها اما از موسيقي زيباي فريدون شهبازيان بهره هاي فراواني برده و يکي از امتيازهاي فيلم همين است و مي توان پيش بيني کرد با توجه به مخاطب شناسي تماشاگران ايراني و حاشيه هاي جنجالي اين فيلم به پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران بدل شود.

گزيده يي از صحبت هاي مسعود ده نمکي در روزهاي اخير درباره فيلم و حواشي اکرانش
عروسي خوبان را دوست دارم

در سياست به من مي گفتند طبرزدي مي شوي و حالا که فيلم مي سازم، مي گويند مخملباف مي شوي،

بعضي ها نمي خواستند اين کليشه شکسته شود، برخي ها در نگاهشان به سينما نوعي پدرخواندگي حس مي شود، و در تقسيم بندي نگاه به نگاه بازاري ها نزديک هستند. همان طور که شکر در انحصار يکي است و سيمان در انحصار ديگري، حرف زدن درباره خدا و پيغمبر در انحصار يکسري آدم است، جنگ هم مونوپل يکسري آدم است، روشنفکربازي و اپوزيسيون بازي هم در اختيار يکسري ديگر.

حالا يک فيلمي آمده و با يک مضمون عرفاني، در ژانر جنگي، دارد حرف طنز مي زند. يعني اين وسط پا در کفش همه کرده است. حتي با اين برنامه يي که در جشنواره پيش آمد، اپوزيسيوني هم شده است، البته همه اين مقاومت ها بيشتر به نفع فيلم تمام شد. فيلمي که مظلوم واقع شد مخاطب حس کرد برود ببيند که اين چه فيلمي است که در برابرش اين همه مقاومت صورت مي گيرد.

آدم هايي که با مساله تحول آدم ها در اخراجي ها مساله دارند، خودشان مساله دار هستند. آدم هاي جبهه نديده يي که دارند جبهه فيلم من را نقد مي کنند. يک بازيگر در جايي گفته بود ما نبايد پيشاني بند از پيشاني رزمنده ها برداريم و به جايش دستمال يزدي قرار دهيم. اولاً اين که در «اخراجي ها» برعکس اين اتفاق رخ داده، در وهله بعدي اينگونه هم نيست که تصور کنيم در جبهه اين پيشاني بند بوده که به رزمنده هويت بخشيده است. اين رزمنده ها بودند که به چفيه ارزش دادند. من در اخراجي ها قصد فرهنگ سازي داشتم و بدين منظور از اشاره هاي عرفاني در روايت استفاده کردم. شما اگر با الفباي عرفان آشنا باشيد، از دقيقه اول فيلم مي بينيد که فيلم دارد يک مضمون عرفاني را مطرح مي کند. يک عشق مجازي سبب حرکت سالکي شده که گام به گام دارد پيش مي رود. اصلاً هم قرار نيست اين سالک کلاس درس ايدئولوژيک بگذراند و درس پس بدهد.

شما در اولين پلان فيلم مي بينيد که ميرزا دارد ساز مي زند. سازي که صدايش بعداً در مي آيد. مسير تربيت آدم ها اينگونه نيست که شما همان موقع کاشته ها را درو کنيد. سازي است که ممکن است صدايش يک نسل بعد دربيايد. اين که امام(ره) فرموده اند؛ بچه هاي ما ره صد ساله را يک شبه طي کردند، مصداقش همين قضيه است. شما ديگر نمي توانيد اقتضائات سلوک عرفاني شصت ساله را توي اين آدم ها ببينيد. کاري نداشته باشيد که مکاشافات داشته اند يا نه. در يک «آن» تصميم مي گيرند که بروند روي مين. ما البته عارف 70 ساله و روحاني هم داشته ايم که در جبهه، وقتي پاي ميدان مين مي رسيدند، کفريات مي گفتند و برمي گشتند عقب. اينها در فيلم من هست اما مستتر است و رو نيست.

در مورد استفاده از کاراکترهاي شناخته شده با اين منظر اگر بخواهيم نگاه کنيم چارلي چاپلين يکي از ضعيف ترين آدم هاي سينماست چون در همه فيلم هايش يک لباس دارد، يک قيافه دارد و يک بازي دارد ارائه مي دهد.

براي من رضايتبخش است که 95 درصد مخاطبان سينما که مخاطبان حرفه يي سينما به آنها مي گويند ساعت ها صف مي ايستند، فيلم ها را انتخاب مي کنند، نگاه مي کنند و يک فيلم را به عنوان فيلم منتخب خود اعلام مي کنند. اکثراً دانشجويان و علاقه مندان سينما هستند. من فکر نمي کنم با وجود آقاي کيميايي و مهرجويي، 95 درصد از فيلم خوششان آمده و مثل عرصه سياست هم نيست که بگوييم من آورده ام فيلم را ببينند، يا اينکه از افغانستان آمده اند تا آراي فيلم من را بالا ببرند،

آقاي ابطحي همفکر من نيست. ابراهيم نبوي و تاج زاده هم همفکر من نيستند. جالب است بدانيد وقتي تاج زاده از سينما بيرون آمد، همان واکنش را داشت که حسن عباسي داشت. در سينما هم، بعد از ديدن اخراجي ها، هم آن چادري گريه مي کند و هم آن بدحجاب. مجيد سوزوکي، نيروي من بوده و تخيلي و اغراق آميز نيست. اين را باور کنيم که بچه هاي جنگ سلوک ديگري دارند. من اگر مدافع بچه هاي جنگ هستم، از اينها دفاع کرده ام. وقتي فقر و فحشا را ساختم؛ خيلي ها گفتند رفته يي روي مين. گفتم بچه هاي هم نسل ما، روي مين مي رفتند تا عراقي ها نيايند سراغ نواميس ما، حالا با دست خودمان داريم صادر مي کنيم، آن موقع روي مين مي رفتيم تا اين اتفاق نيفتد حالا بايد يکي بيايد خودکشي کند، انتحار آبرويي بکند و فقر و فحشا را بسازد که من اين کار را کردم.

فرق ما با طيف هاي روشنفکري که مي خواهند در سينما حرف بزنند، اين است که من حرفي را که آنها مي خواهند بزنند با زبان توده ها با مردم مي زنم.

من به دنبال پوپوليسم نيستم. من با زبان خدا با مردم حرف مي زنم و نه با زبان روشنفکرها. همانطور که امام(ره) در صندلي جماران مفاهيم عميق سياسي را با زبان مردم مي گفتند. اينقدر مقابل استقبال مردم از اخراجي ها موضع نگيريد. من اين مردم را باور مي کنم چون با همين آدم ها بايد جلوي امريکا بايستيم. با همين آدم ها بايد انتخابات برگزار کنيم و با همين مردم بايد به جنگ دشمن برويم.

پاي منبر مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي طيف هاي مختلفي نشستند، از سروش، ميرحسين موسوي و من گرفته تا مردم پاپتي. همه هم بهره خود را از اين حرف ها برده اند.

از محسن مخملباف، عروسي خوبان را به شدت مي پسندم. اين فيلم حرف بچه هاي ما را مي زد. اما ما خودمان مخملباف را به اين مخملباف تبديل کرديم و هل داديم به سمتي که جهان بيني اش تغيير کند. اما جهان بيني من تعريف شده است. در سياست هم به من مي گفتند طبرزدي مي شوي و حالا که فيلم مي سازم، مي گويند مخملباف مي شوي،

مروري بر اکران نوروز 86 سينماها
همه براي يکي

اعتماد؛ در حالي که فروش بالاي فيلم «اخراجي ها» در تعطيلات نوروزي، فعالان و دست اندرکاران سينمايي را به شروع سال موفقيت آميزي براي سينماي ايران اميدوار کرده است، ميزان استقبال از توليدات سينمايي در نوروز 86 در مقايسه با سال گذشته در مجموع افزايش چنداني را نشان نمي دهد. اين موضوع بيش از همه به ترکيب فيلم هاي اکران نوروزي بازمي گردد که تنها فضا را براي پرفروش شدن يک فيلم مهيا کرده است. در حالي که سال گذشته تقريباً اکثر فيلم هاي نوروزي از قابليت هاي مناسب و برابر براي جذب مخاطب بهره مند بودند و همگي نيز به فروش بالايي دست يافتند.

امسال اخراجي ها در غياب يک رقيب جدي ميدان دار اکران نوروزي انتخاب اول تمام کساني بود که قصد داشتند قسمتي از وقت فراغت خود در تعطيلات را به سينما اختصاص دهند. صف هاي طولاني در مقابل اکثر سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم و تبليغات شفاهي آن ميان مردم آشکارا نشانه يي از موفقيت کامل آن بود. آن چنان که پخش کنندگان آن از فروش 700 ميليون توماني اش تا مقطع قبل از تعطيلات خبر مي دهند. اخراجي ها اکرانش را از 16 اسفندماه سال گذشته آغاز کرد و تا روز پايان تعطيلات 27 روز از نمايشش را پشت سرگذاشته که با احتساب فروش 730 ميليوني، رقم متوسط فروش روزانه يي در حدود 27 ميليون تومان را به دست مي دهد که بسيار چشمگير است. اگر حداقل مدت هشت هفته را براي زمان اکران اين فيلم در نظر بگيريم که به احتمال بسيار زياد بيشتر هم خواهد بود، با حفظ اين ميزان فروش دستيابي اين فيلم به فروشي تا مرز 2 ميليارد تومان هم بعيد نيست. مسعود ده نمکي سازنده اين فيلم در طول تعطيلات همچنان پاسخگوي انتقادات منتقداني بود که در نوشته هايشان به دنبال ره گيري دلايل استقبال مردم از اين فيلم و البته ربط دادن اين موضوع به حضور بازيگران شناخته شده و تداوم شخصيت هاي موفق قبلي شان در اين فيلم بودند. ده نمکي البته در اين مدت رکورد مصاحبه با رسانه هاي مختلف را شکست و تقريباً در هر رسانه تصويري و نوشتاري مي شد ردپايي از صحبت هاي ده نمکي را يافت.

اما در حالي اخراجي ها روز به روز فاصله خود را با رکورد فروش سينماي ايران کم مي کند که ساير فيلم هاي در حال نمايش فروش چشمگيري ندارند. موضوعي که از زمان تاييد رسمي ترکيب اکران نوروزي پيش بيني شده بود. آن چنان که حتي عده يي با عينک بدبيني چنين ترکيبي را عمدي و در راستاي افزايش فروش اخراجي ها مي دانستند. تعداد زياد سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم و تبليغات پرحجم آن از تلويزيون دليلي بر مدعاي اين افراد بود.

مهمان اصلي ترين رقيب اخراجي ها خيلي زود ميدان را به رقيبش واگذار کرد. اين فيلم که روزهاي ابتدايي نمايشش فروش خوبي داشت، در ادامه با افت فروش مواجه شد و حالا به گفته تهيه کننده اش به مرز فروش 200 ميليون توماني رسيده که با درنظرگرفتن آغاز نمايشش از 9 اسفند رقم پاييني است.

ديگر فيلم مهم اکران نوروزي خون بازي بود که با آنکه تبليغات مناسبي از زمان جشنواره ميان مخاطبان جدي سينما ايجاد کرده بود، در زمان نمايش بيش از همه تحت تاثير اخراجي ها قرار گرفت و با متوسط فروش روزانه 5 ميليون تومان با فاصله بسيار زياد از اخراجي ها در مقام دوم قرار گرفت. بسياري مضمون و فضاي تلخ فيلم را مناسب نمايش در ايام نوروز نمي دانستند و همين موضوع را عاملي براي رويگرداني انبوه تماشاگران ارزيابي مي کردند. سال گذشته فيلم چهارشنبه سوري به عنوان نماينده سينماي جدي و متفاوت در نوروز اکران شده بود که با فروش بسيار بالايي هم مواجه شد.

آخرين فيلم اکران نوروزي هم که بيشتر به دليل سماجت تهيه کننده و بهره گيري از امکانات در اختيارش اکران شد، صرفاً فضا را براي فروش بيشتر فيلم هاي ديگر فراهم کرد. «شب بخير فرمانده» به تهيه کنندگي حوزه هنري در سينماهاي متعلق به همين نهاد به نمايش درآمد و با آنکه هنوز رقم تخميني فروشش اعلام نشده اما از وضعيت سينماهايش مي شود پيش بيني کرد که فروش پاييني داشته است. اين فيلم به زودي جايش را به فيلم «قلقلک» ساخته مسعود نوابي خواهد داد. همان طور که «صحنه جرم ورود ممنوع» جايگزين مهمان خواهد شد.

سال گذشته با درک صحيح پخش کنندگان فيلم هاي هوو، ازدواج به سبک ايراني، زير درخت هلو و چهارشنبه سوري به عنوان فيلم هاي نوروزي به نمايش درآمدند که همگي با فروش هاي بالا رونق بخش سينماي ايران در ماه هاي آينده شدند اما امسال با آنکه يک فيلم مي رود تا رکورد فروش سينما را بشکند اما ساير فيلم ها با فروشي پايين بيشتر نظاره گر اين رکوردشکني هستند تا استفاده از آن در جهت افزايش مخاطبانشان.

عناوين اين صفحه
افراطي ها
عروسي خوبان را دوست دارم
همه براي يکي
«سبز کوچک» در جشنواره همدان
معرفي فيلم هاي جشنواره همدان تا 20 فروردين
اکران نقاب بعد از 3 سال
آغاز فيلمبرداري «تاکسي نارنجي»
پايان فيلمبرداري «به همين سادگي»

«سبز کوچک» در جشنواره همدان

مهر؛ فيلم «سبز کوچک» به کارگرداني غلامرضا رمضاني با آغاز مرحله صداگذاري براي شرکت در بيست ويکمين جشنواره فيلم کودکان و نوجوانان همدان آماده مي شود. رمضاني در خصوص مراحل آماده سازي فيلم گفت؛ «اين فيلم تا 20 فروردين با اتمام مراحل فني آماده نمايش مي شود. در حال حاضر عباس رستگارپور و اميرحسين صادقي در استوديو کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آخرين مرحله صداگذاري و ميکس را انجام مي دهند و علي صمدپور ساخت موسيقي را به اتمام رسانده است.»فيلم سينمايي «سبز کوچک» که مرحله فيلمبرداري را در شهر اراک پشت سر گذاشته، فيلمي نوجوانانه و درباره زندگي نوجواني 12 ساله به نام محمد است که با نوشتن داستاني در بين مدارس مقام اول را کسب مي کند. حسن محجوب و عبدالرضا فياضي بازيگران اصلي «سبز کوچک» هستند. همچنين تورج اصلاني مدير فيلمبرداري، شهرام متولي باشي صدابردار، بيژن ميرباقري تدوينگر، محمد طلوع مدير توليد، محمود کريمي صارمي مجري طرح و کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان تهيه کنندگي فيلم را برعهده دارند.



معرفي فيلم هاي جشنواره همدان تا 20 فروردين

اعتماد؛ فيلم هاي راه يافته به بخش هاي رقابتي و غيررقابتي بيست ويکمين جشنواره بين المللي فيلم هاي کودکان و نوجوانان ايران تا بيستم فروردين ماه معرفي مي شوند. دبير اجرايي جشنواره فيلم کودک و نوجوان همدان اعلام کرد کار بازبيني نزديک به 300 فيلم رسيده به دبيرخانه جشنواره از 23اسفندماه آغاز شده و از ابتداي سال جاري هم ادامه يافته است.مسعود احمديان ادامه داد؛ «کار هيات انتخاب سينماي ايران اکنون هم ادامه دارد و پيش بيني مي شود اين هيات تا بيستم فروردين ماه فيلم هاي بخش رقابتي و غيررقابتي را معرفي کند. خوشبختانه کيفيت فيلم هاي امسال مناسب است و جشنواره همدان از نظر کمي و کيفي جشنواره يي متفاوت خواهد بود.»بيست ويکمين جشنواره بين المللي فيلم هاي کودکان و نوجوانان از 10 تا 14 ارديبهشت ماه امسال در همدان برگزار مي شود.



اکران نقاب بعد از 3 سال

ايلنا؛ فيلم «نقاب» ساخته کاظم راست گفتار سرانجام پس از سه سال به نمايش عمومي در خواهد آمد.اين فيلم که از سال 83 آماده نمايش بود به دلايل متعدد به نمايش در نيامد و از نمايش آن جلوگيري شد. نقاب داستان رابطه يي عاطفي در غربت را روايت مي کند و پارسا پيروزفر، امين حيايي، سارا خوييني ها و محمدرضا شريفي نيا در آن به ايفاي نقش پرداخته اند.فيلم نقاب پس از فيلم عروس خوش قدم، دومين ساخته کاظم راست گفتار است که پس از دريافت پروانه نمايش از سوي اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به زودي در سينماهاي سراسر کشور به نمايش در خواهد آمد.



آغاز فيلمبرداري «تاکسي نارنجي»

ايسنا؛ ابراهيم وحيدزاده «تاکسي نارنجي» را اواخر فروردين ماه سال جاري در کيش مقابل دوربين مي برد. اين کارگردان سينما که تجربه ساخت فيلم هايي همچون «معادله»، «عشق فيلم»، «مجسمه»، «تحفه ها» و «شام عروسي» را در کارنامه کاري اش دارد، قرار است 28 فروردين ماه اين فيلمنامه را به تهيه کنندگي مسعود جعفري جوزاني مقابل دوربين ببرد. به گفته وحيدزاده تاکنون حضور مريلا زارعي و ماهايا پطروسيان در اين فيلم قطعي شده و قرار است تا اواخر هفته ديگر بازيگران اين فيلم قطعي شوند. عواملي که تاکنون حضورشان در «تاکسي نارنجي» قطعي شده است عبارتند از؛ داريوش عياري فيلمبردار، جليل شعباني مدير توليد، فرهاد ويلکيجي طراح صحنه و لباس.



پايان فيلمبرداري «به همين سادگي»

فارس؛ فيلمبرداري فيلم «به همين سادگي» به کارگرداني سيدرضاميرکريمي، 6 فروردين در تهران به پايان رسيد. بيشتر صحنه هاي فيلم «به همين سادگي» به کارگرداني و تهيه کنندگي سيدرضا ميرکريمي مديرعامل خانه سينما، در ماه هاي پاياني سال 85 فيلمبرداري شده و سکانس هاي باقيمانده فيلم نيز در نخستين هفته از سال 86 فيلمبرداري شد.تدوين همزمان اين فيلم در استوديو روشن آغاز شده است. شادمهر راستين به همراه سيدرضا ميرکريمي نويسندگان فيلمنامه «به همين سادگي» هستند که بر اساس طرحي از خود ميرکريمي نوشته شده است. هنگامه قاضياني، مهران کاشاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، محسن حسيني و نسترن همدم علي در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند. سازمان توسعه سينمايي سوره، سرمايه گذار اين طرح سينمايي است.



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام