
اميرحسين خورشيدفر
مجموعه دو جلدي داستان هاي کوتاه ايتالو کالوينو در سال هشتاد و پنج توسط نشر خورشيد منتشر شد. رضا قيصريه، اعظم رسولي و مژگان مهرگان مترجمان اين داستان ها هستند که ظاهراً آثار ديگري از ادبيات داستاني ايتاليا را نيز در دست ترجمه و انتشار دارند. دو کتاب در برگيرنده کارنامه متنوعي از طبع آزمايي کالوينو در سبک ها و شيوه هاي مختلف داستان نويسي هستند. متعارف ترين داستان هاي ايتالو کالوينو در زماني به فارسي منتشر مي شود که نوعي دلزد گي از داستان کوتاه نويسي امريکايي در ميان خوانندگان و منتقدان پديدآمده. گرچه روند خوشايند ترجمه و انتشار داستان هاي اين سبک ادامه دارد و نمونه هاي پرشماري نيز تاييد مي کنند که داستان کوتاه نويسي در سراسرجهان از همينگوي و اسلاف او متاثر است اما گاهي مجموعه هايي از اين دست منشعب از سنت ادبي ديگر، مضمون ها، ساخت ها و فضاهايي متفاوت (و گاه فراموش شده يي) را به يادمان مي آورند. اما اين يادآوري چندان اتفاقي نيست زيرا کالوينو نماينده جدي ترين گرايش شک انگارانه نسبت به امکانات روايي داستان رئاليستي و بازنمايانه است. البته در تعلق کالوينو به يک جنبش يا نحله فکري و ادبي مي توان ترديد کرد و بي ترديد به نفعمان است که او را نيز در آنچه سنت ادبي يا تاريخ ادبيات خوانده مي شود (و چنان که خودش مايل است) مانند بورخس در وضعيتي معلق قرار دهيم. زيرا کالوينو نيز مصرانه از يکجانشين شدن در سنت ادبي سر باز مي زند. يافتن خطوط ارتباط بين تجربه هاي ادبي مختلف او دشوار است و جايي که مي تواند کمکمان کند تا براي رضايت خاطر خودمان او را هم طبقه بندي کنيم، مثل سخنوري چيره دست موضوع گفت وگو را تغيير مي دهد. در مقدمه همين کتاب کالوينو مي نويسد؛ «و اما درباره داستان هايي که نوشته ام، اينجا، در اين کتابند و من دلم مي خواهد آنها، خود، راوي تاريخچه شان باشند.»
کالوينو در اوايل دهه چهل داستان نويسي را تحت تاثير داستان هاي کوتاه امريکايي آغاز کرد. او اوضاع پرتنش اجتماعي و سياسي آن دوران ايتاليا و اروپا را به عنوان زندگي که ازدحامي از داستان هاست توصيف مي کند. مواجهه بي واسطه با ماجراهاي شورانگيز داستان نويس را به ثبت دقيق وقايع وامي داشت و در چنين زمانه يي آموزه هاي بنيادين داستان کوتاه امريکايي مثل ايجاز، راوي گزارشگر و تکنيک نشان دادن سودمندترين ابزارها بود. کالوينو و بسياري از هم نسلانش عضو حلقه ادبي چزاره پاوزه شاعر و نويسنده سرشناس و چپ گراي ايتاليايي بودند. در دو مجموعه داستان اول کالوينو رگه هاي پررنگي از نئورئاليسم ديده مي شود. در اين دو مجموعه شماري از درخشان ترين داستان هاي نئورئاليستي کالوينو را مي خوانيم.
داستان «کلاغ آخر از همه مي رسد» از مجموعه يي به همين نام در کتاب آمده است. در اين داستان پسربچه يي که مهارت شگفت انگيزي در تيراندازي دارد با يک گروه نظامي همراه مي شود. نظامي ها هرچه مي کنند نمي توانند او را از تيراندازي هاي بي موقع و سبکسرانه يي که هميشه به هدف مي نشيند باز دارند. اما هدف هاي پسرک ربطي به آنچه فرمانده از او مي خواهد ندارد. او سرگرم بازي شکار کودکانه يي ا ست گرچه اين بازي سرانجام به کشته شدن سربازي از قشون دشمن مي انجامد. ظاهراً همه چيز طبيعي و مستندنماست. اما نيروي سرزنده و زيرک در متن حضور دارد و خود را به وقار نورئاليستي آن تحميل مي کند. چيزي از آن بازيگوشي افسانه مآبانه که در دوره هاي بعدي کاري کالوينو به شاخصه اصلي داستان هاي او تبديل شد؛ در جنگلي واقعي و در حضور سربازاني خشن پسربچه سرخوشي پرسه مي زند که تيرش هيچ گاه به خطا نمي رود. وقتي پسربچه و سرباز از جنگل مي گذرند و به دره ناآشنايي مي رسند کالوينو آن شاخ و برگ هاي اضافه و عناصر مزاحمي را که غناي داستانش را مخدوش مي کرد دورريخته است و به کارزاري رسيده که در آن هر ارزشي مضاعف به نظر مي آيد. دو نفر قصد جان يکديگر را دارند و پرندگاني بالاي سرشان پرواز مي کنند. سرباز گريز پشت تخته سنگي سنگر مي گيرد. چه کسي او را تهديد مي کند؟ سرباز ديگري که مثل او تفنگي بر دوش دارد يا اگر بخواهيم شبيه تر به کالوينو بگوييم سبکي افسانه وار پسرک در برابر وزن زندگي سرباز. پسر نمي خواهد کسي را بکشد. او در کمين چيزي پنهان، ناشناخته يا فرضي است. ردش را دنبال مي کند. او به دنبال چيزي غايب است چيزي که هم سخت خواستارش است و هم مي ترساندش.
شخصيت اصلي داستان جنگل حيوانات، جووا؛ روستايي بي دست و پايي است که تيرش تا به حال اتفاقي هم به هدف نخورده است. در هجوم آلماني ها به دهکده يک سرباز آلماني سروقت تنها دارايي جووا، گاوش مي رود. جووا سرباز را تعقيب مي کند اما نمي تواند شليک کند چون مي ترسد اشتباهي گاوش را بکشد. حيوانات به کمکش مي آيند و سرباز آلماني و گربه وحشي يي که بلاي جان ساکنان روستاست هردو هلاک مي شوند. جنگل حيوانات، حکايت لطيفه واري است که انگار پنهاني خود را به ادبيات قرن بيستم رسانده. آن چه سرباز دشمن را به کشتن مي دهد همدستي شيرين و نيکخواهانه روستاييان و حيوانات است، چيزي وراي خواست و اراده طبيعي آدم ها. اين نيروي برق آسا خط اصلي روايت را با خرده حکايت هايي که ساخت و شکل يکساني دارند پيش مي برد.
داستان ورود به جنگ از دومين مجموعه کالوينو انتخاب شده. داستان چند ساعت قبل از سخنراني که در آن موسوليني ورود ايتاليا به جنگ را اعلام کرد آغاز مي شود. راوي مثل بيشتر داستان هاي نورئاليستي کالوينو پسر نوجواني است که همراه دوست صميمي اش کنجکاو و آزاد در اين سو و آن سو پرسه مي زنند و تشنه چشيدن طعم زندگي بزرگسالانه يي هستند که پر از ماجراست. سه مرگ در داستان اتفاق مي افتد. برادر دوست راوي در جنگ جانش را از دست مي دهد. در بمباران هواپيماهاي فرانسوي پسربچه يي به خاطر سرنگون شدن قابلمه آب جوش کشته مي شود و سرانجام پيرمردي افليجي در آسايشگاه پناهندگان جان مي دهد. مرگ اول مستقيماً در جنگ اتفاق مي افتد و مرگ پسربچه نيز به هرحال به جنگ مربوط است. اما مرگ سوم که در جلوي چشمان راوي اتفاق مي افتد براي او تاثيرگذارتر و معنادارتر است. جنگ از پديده يي دوردست و هيجان انگيز به حقيقتي ملموس تبديل مي شود.
داستان پيشاهنگان در منتونه هم مثل داستان ورود به جنگ ساختاري خاطره وار دارد. نوجوان راوي به همراه دوستش که عضو سازمان جوانان فاشيست است براي استقبال از جوانان اسپانيايي به شهر فرانسوي و فتح شده مانتونه مي روند. تا رسيدن اسپانيايي ها پسربچه ها وقت دارند در شهر گشت و گذار کنند و از خانه هاي نيمه ويران غنايمي جمع کنند. راوي دلبسته اخلاقيات و منزجر از توحش گروه مردانه شان، تنها کسي است که هيچ خانه يي را غارت نمي کند. او کليدهاي ساختمان مجللي را مي دزدد و در حوضچه يي مي اندازد تا دست هيچ کس به آن عمارت نرسد. کالوينو در اين داستان از نگاه تيزبين راوي سقوط معيارهاي اخلاقي را تصوير مي کند که تحت الشعاع جنگي ديوانه وار قرار گرفته اند. راوي اعتراف مي کند که جنگ مسير زندگي همه شان را تعيين خواهد کرد؛مسيري نامعلوم که بيشتر به سوي تباهي ميل مي کند.
داستان «شب هاي اونپا» شرح نخستين شبي است که راوي بيرون از خانه مي گذراند. او و دوستش بيانکونه که در داستان قبل هم حضور داشت مامور شده اند براي حفاظت از ساختمان مدرسه شهر کشيک بدهند. خيلي زود از نگهباني دادن خسته مي شوند و شبگردي ماجراجويانه يي را آغاز مي کنند و به خانه هاي بدنام شهر سرک مي کشند و با آدم هاي عجيب و غريبي روبه رو مي شوند. صبح هنگام راوي که ديگر ميلي به خواب ندارد به ياد پدرش مي افتد. او را در آن لحظات مجسم مي کند و احساس مي کند هيچگاه به اندازه اولين شبي که بيرون از خانه سر کرده به پدرش نزديک نبوده است. جنگ در اين داستان هم حضور دارد اما به پس زمينه محو حوادث بدل شده. در اين داستان ها کالوينو بي آنکه اتوبيوگرافي هاي رقت آوري از مصايب جنگ بنويسد پشت راوي گمنامش پنهان مي شود تا واقعيت هاي کوچک تاريخي را در روزگاري که فجايعي بزرگ روي مي دهد بازگويد. راوي کالوينو نوجوان حساس و درون گرايي است که دوستي هم مرام و هم فکر دارد. در آستانه گذار از کودکي و تجربه عشق وقايع مهيب و مقاومت ناپذيري به ذهنش هجوم مي آورند. به همين خاطر است که روايت هاي او هيچگاه به تقديس مقاومت يا طرح هيچ مفهوم والايي نمي انجامد. هرچه هست پوچي و بي معنايي شيوه زيستني است که او آرزويش را دارد. به همين خاطر بيم ها و اميدهايش رنگ مي بازد و افکار پراکنده اش در همدلي با مردمان بينوا و جنگ زده متمرکز مي شود. زيرا همدلي و ترحم تنها احساس هايي است که هنوز به درستي و قوتشان ايمان دارد.
کالوينو در سال 1963 کتاب داستان هاي مارکو والدو را منتشر کرد که 9 داستان آن در اين دو مجموعه آمده است. تا پيش از مارکو والدو هم در داستان هاي کالوينو سابقه نوشتن داستان هاي با شخصيت هاي ثابت را داشت. خواندن داستان هاي مارکو والدو کاملاً يادآور سينماي نورئاليسم ايتالياست. مارکو والدو کارگر شهرنشين مفلوک و فقيري است که با خانواده پرجمعيتش زندگي سختي را مي گذرانند. مارکو والدوي هميشه گرسنه در دل شهري هراس آور طبيعت را جست وجو مي کند. سلسله بدبياري هاي مضحک و کارتوني مارکو والدو در داستان هايي مستقل او را هرچه بيشتر در جهاني ماشيني و مصنوعي و دور از طبيعت فرو مي برد. مارکو والدو فرجام تلخ و بدبينانه راويان نوجواني است که دو دهه قبل در داستان هاي کالوينو، دور از شهرهاي بزرگ در ساحل دريا و ميان جنگل گشت مي زدند و طبيعت را کشف مي کردند.
از اوايل دهه شصت به بعد وابستگي کالوينو به ادبيات نورئاليستي کمرنگ تر شد. کالوينو معتقد بود با ارزش ترين گوهرهاي داستان کوتاه در امريکا يافت مي شود اما دو بخش کردن انعطا ف ناپذير ادبيات توسط ناشران به رمان و داستان کوتاه باعث شده که شکل هاي ممکن ديگر ناديده گرفته شود. او قالب هاي اصيل ادبيات اروپايي را مانند قطعه و حکايت به شيوه يي نو و با گوشه چشمي به بورخس که مقاله نويسي و به خصوص مقاله توصيفي را با داستان کوتاه پيوند داد احيا کرد. اين نوآوري و اقتدارستيزي در شکل هاي منثور ادبي تنها به آفرينش و خلاقيت محدود نشد چنان که در «درس هاي امريکايي» کالوينو شوخ طبعانه مفاهيم و اصطلاحات بي سابقه يي را چون سرعت، وضوح و دقت در توصيف آثار ادبي به کار برد.
داستان «مورچه آرژانتيني» که در سال 1969 منتشر شد نمايانگر تحولي است که در سبک و نگاه کالوينو به وجود آمد. يک خانواده سه نفري به تشويق پيرمردي از اقوام خانه ويلايي مي خرند. خانه در ميان طبيعت سرسبز و بکر ساخته شده. اما خيلي زود خبردار مي شوند که هيچ جا از هجوم انبوه مورچه هاي آرژانتيني در امان نيستند. همسايگان شيوه هاي مختلفي را در پيش گرفته اند اما راهي براي خلاصي از حشرات وجود ندارد. مامور سازماني به نام مبارزه با مورچه آرژانتيني هم هرازچندگاهي مي آيد و تمام منطقه را سمپاشي مي کند. مورچه هاي آرژانتيني اولين حضور هولناک و تهديدگر طبيعت در داستان هاي کالوينو است. خانواده راوي در معرض فروپاشي قرار گرفته. در ميخانه يي ولگردها براي او فاش مي کنند که راهي جز ناديده گرفتن مورچه ها وجود ندارد. صاحبخانه وجود مورچه ها را کتمان مي کند. فضاي داستان لحظه به لحظه کافکايي تر مي شود. راوي آرزو مي کند که مي توانست مانند خانم صاحبخانه خود را در غروري متلاشي حبس کند تا اين که آه و ناله سر دهد و به زمين و زمان شکايت کند. اما او هم تسکين دهنده خود را مي يابد. با همسرش به ساحل مي روند، تنها جايي که خبري از مورچه ها نيست. آنگاه هواي خنک و آب هاي آرام دريا حقايق ترسناک زندگي را محو مي کنند و راوي و طبيعت را به سازش مي رسانند.
جلد دوم؛ «قارچ ها در شهر» شامل داستان هايي از مجموعه «عشق هاي دشوار» است که در سال 1970 منتشر شد. تصوير فقر در داستان هاي اين دوره کالوينو آرام آرام تغيير مي کند. زندگي در نکبت و ادبار شهرهاي کوچک و روستاها جاي خود را به نمايش حيات دردناک و ملال آور شهرنشينان مي دهد. داستان بسيار کوتاه ماجراي يک عروس و داماد حاصل يک موقعيت خنده آور و کاريکاتوري است. مرد کارگر شيفت شب است و زن کارگر شيفت روز. در اين زندگي طاقت فرسا و تکراري زن و شوهر در غياب هم گرمي را در جاي ديگري جست وجو مي کنند. در اين داستان ها کالوينو دلخوشي ها و رازهاي کوچک شخصيت هايش را فاش مي کند. عشق ورزيدن شخصيت هايش نه عميق و دست نيافتني اما شکننده و پر اضطراب است.
درست بعد از اين مجموعه داستان است که کالوينو از روايت تجربه هاي مستقيم زندگي دست برمي دارد. تا اينجا او نويسنده با استعداد و خلاقي ا ست که شبيه پسربچه داستان کلاغ آخر از همه رسيد، همراه ديگران است و از امکانات روايي و بازنمايانه داستان واقع گرا سود مي جويد. ناسازگاري ها، فانتزي ها و شيطنت هايش در سنت ادبي بخشودني است. اما کالوينو هم مثل شکارچي کوچکش هدف گريزپا و فرار خود را مي يابد و دور از چشم ديگران تعقيبش مي کند.
خواندن اين دو کتاب کالوينوي ديگري را به ما مي شناساند. کالوينويي که داستان هايش با زندگي روزمره درآميخته. نه آن که اثري از فانتزي، افسانه و پارودي در داستان ها نباشد اما پيداست که کالوينو به واقعيت ها وفادار است. مدت ها بعد کالوينو بي اعتماد به قالب هاي متعارف داستان نويسي به سراغ رمانس و افسانه هاي علمي مي رود و در داستان اگر شبي از شب هاي زمستان مسافري ساختار رمان کلاسيک اروپايي را چندپاره مي کند.