
گروه سياسي، عبدالله خاتمي فر؛ «بهمن کشاورز» رئيس کانون وکلاي مرکز از رياست اين کانون استعفا کرد و «گودرز افتخارجهرمي» جانشين وي شد. «بهمن کشاورز» طي يک سخنراني براي همکاران خود و متعاقباً اظهارنظري مطبوعاتي علت استعفاي خويش و عدم تصميم اش براي کانديداتوري در انتخابات دوره بعد هيات مديره کانون را «رعايت مصالح کانون وکلا و ملاحظات شخصي» اعلام کرد.با اين حال بارقه هاي کناره گيري اين وکيل باتجربه دادگستري از جشن استقلال کانون وکلاي مرکز در تالار بزرگ وزارت کشور آغاز شده بود.از همان جشن و در همان جا انتقادات کمرنگ اما به ظاهر موثري از بخشي از سخنان رئيس کانون وکلا به عنوان ميزبان آغاز شد. چرا که کشاورز با يادآوري نقش آفريني مرحوم داور وزير دادگستري دوره پهلوي اول و بنيانگذار دادگستري نوين ايران در ايجاد عدليه به سبک امروزي و فراهم آوردن مقدمات تشکيل و استقلال وکلا، از همگان به ويژه افراد و سازمان هاي مرتبط با قضا و دادرسي و سازمان دهندگان امور حقوقي کشور خواست کاري کنند تا همانند بزرگاني چون مرحوم دکتر مصدق نام نيک از خود به يادگار گذارند. البته سخنان کشاورز با بدفهمي و سوءتعبير کساني مواجه شد که يا با نظام وکالت و تاريخچه آن آشنايي ندارند و يا همواره بنا به دلايل و عواملي با کانون هاي وکلاي مستقل و وکيل مستقل سر سازگاري نداشته و ندارند.از نظر کانون هاي وکلا همچنان که در قوانين معتبر و مقررات لازم الاجرا از بيش از نيم قرن پيش تاکنون حاکم بوده است و اسناد بين المللي مويد آن است، وکيل مستقل، از نهاد و سازمان مستقل صنفي وکلا پروانه فعاليت و صلاحيت براي وکالت شهروندان به منظور دفاع از حقوق آنها دريافت مي کند. چرا که وکيل مدافع بايد بدون هيچ واهمه و ترسي از سازمان ها و افراد داراي قدرت مشروع يا نامشروع، در چارچوب قانون و در راستاي عدالت به دادخواهي و احقاق حق موکلان خود از هر قوم و قبيله و با هر فکر و انديشه يي بپردازد. در حالي که در کمتر از 5سال گذشته باز هم تفکري غلط بر اذهان کساني غالب شده است که «مي توان و بايد اداره امور وکالت و وکلا و در يک کلام سياستگذاري و سازمان و امور اجرايي آن را يک نهاد حکومتي و دولتي به عهده بگيرد.» امري که با گذشت حدود يک قرن از فعاليت وکلا در ايران و نزديک به 60 سال استقلال سازماني و حرفه يي آنها همچون نظام هاي قضايي معتبر و حاکم در کشورهاي دنيا با هر نوع حکومت مشروع و مردم سالار سنخيت و انطباق دارد.در اين ميان برداشت کاملاً متضاد از لفظ «استقلال وکلا و وکيل» در ظاهر وکلا و کانون هاي حرفه يي آنها و در واقع حق دفاع شهروندان را نشانه گرفته و قرباني کرده است، چرا که کساني با داشتن امکان دسترسي بيشتر به نهاد هاي قانونگذاري و سياستگذار در امور حقوق و قضايي با «مصادره به مطلوب» مي خواهند نهاد و نماد وکالت در اختيار سازمان و افرادي قرار گيرد که نه وکيل مستقل بوده اند و نه وکيل مستقل مي خواهند. آنها وکيل مستقل را متفاوت از استقلال وکيل القا مي کنند. مدعي هستند اگر يک سازمان دولتي مي تواند قاضي مستقل تربيت کند، تربيت وکيل مستقل توسط دولت هم امکان دارد. بهمن کشاورز همچون سال هاي گذشته و بر اساس بينش و باور راسخ خود به نمايندگي از وکلا و به عنوان منتخب اول آنها بر اين مدعي خط بطلان کشيد و با صراحت مخالفت خود را در جشن بزرگ استقلال کانون اعلام کرد.البته از آنجا که تحرک و فشارهاي افراد کم شمار متمايل به دولتي شدن وکالت و وکلا از مدت ها پيش آغاز و حتي به طرح خامي همچون «ادغام کانون هاي غيردولتي و مستقل وکلا با مرکزي تازه تاسيس و دولتي» منتهي و با هوشياري وکلا و نمايندگان مجلس ناکام مانده بود.
اين بار ايجاد چالش جديدي ميان کانون وکلا - و سران شناخته شده و مستظهر به مشروعيت آراي اکثريت وکلا - با قوه قضائيه در دستور کار افراد و گروه هايي قرار گرفت که نه تنها با مخالفت خود با کانون هاي وکلا و متهم ساختن مديران آن کمکي به حل مشکلات حقوقي و قضايي نکرده اند، بلکه با ارائه و طرح روش هاي نامتعارف و پراشکال بر معضلات نظام قضايي و دادرسي عادلانه افزوده اند. تجربه «دادگاه هاي عام سابق» و «حذف دادسرا» از نمونه هاي برجسته آن است. حتي در تنگنا قرار گرفتن مديران کانون وکلا چنان بود که به گفته برخي آگاهان ايشان به سهولت امکان ديدار با عالي ترين مقام قضايي را نداشتند و از اين حيث امکان بيان کامل و اقناع ديدگاه هاي تخصصي و کارشناسي و انتقال تجربه يي موفق را - که تاکنون وکلا و کانون هاي آنها براساس و منطبق با آن اداره شده اند - نيافتند. شاهد مثال تغيير متن پيشنهادي «آئين نامه تعرفه وکلا» بود که بعد از ارسال به قوه قضائيه دگرگون شد و مصوبه قوه قضائيه با مخالفت صريح و آشکار وکلا و کانون هاي وکلا مواجه شد. در اين ميان و به رغم هشدارهاي دلسوزان براي تکرار آنچه به ويرانه شدن قوه قضائيه به تعبير رئيس اين قوه منجر شده بود، کانون هاي وکلا همواره و بارها آمادگي خود را براي مشارکت موثر در تدوين مقررات و قوانين مرتبط با نهاد وکالت اعلام کرده اند که منجر به برگزاري نشست هاي کارشناسي سودمندي در مجلس و يا در ارتباط با دستگاه قضايي شده است. اما بلافاصله يا پس از مدتي اين همکاري منطقي و لازم مسکوت مانده و در اين خلأ ناگهان اخباري مبني بر اتخاذ تصميمات ديگري برخلاف اصول دادرسي عادلانه مربوط به وکلا به گوش رسيده است. پر واضح است که رئيس کانون وکلا همواره خود را مقيد به حمايت از حقوق و مصالح همکارانش و در نتيجه حقوق مسلم شهروندان در امنيت قضايي آنها و حق مستحکم و خدشه ناپذير دفاع در بحراني ترين يا عادي ترين شرايط مي دانسته است. اينک اما بهمن کشاورز که از قضا به خويشتنداري و اعتدال نيز شهره است، داوطلبانه و بدون بيان شفاف علل کناره گيري خود در اوج شهرت و اعتبار نزد وکلا، نهادهاي داخلي و خارجي مرتبط با وکلا و به ويژه رسانه ها، کناره گيري کرده است. همزماني انتخابات دوره آتي مجلس و انتخابات بيست و پنجمين دوره هيات مديره وکلا مي تواند نقطه آغازي بر تحولات غيرقابل پيش بيني براي اين دو نهاد مردمي و سرنوشت ساز براي مردم و آينده کشور باشد.
متن استعفانامه بهمن کشاورز
«بهمن کشاورز» در متن استعفانامه اش اشاره هايي به علت استعفاي خويش کرده است.
وي در استعفانامه اش خطاب به هيات مديره کانون وکلاي مرکز آورده است؛ «در اولين سال تصدي هيات مديره دوره بيست و چهارم، درگيري و چالش هايي که به آنها کشيده شديم، ما را از پرداختن به اموري که آنها را مهم مي دانستيم و مي دانيم-نظير توسعه آموزش و ساماندهي آيين نامه هاي گوناگون و احداث ساختمان جديد کانون- باز داشت و به پرداختن به امور اهم وادار کرد. اميد است در سال 1386 مجال پرداختن به امور مهم را نيز پيدا کنيم و هر روز ماجرايي بر سر راهمان قرار نگيرد.» وي با اشاره به فعاليت 36 ساله خويش در حرفه وکالت افزوده است؛ «کماکان عقيده دارم کانون وکلا بايد از سياست دور بماند در عين حال معتقدم کانون بايد در رويدادهاي حقوقي و اجتماعي بدون موضع گيري سياسي حضور فعال داشته باشد و به ويژه در آنچه به وکالت و کانون وکلا و استقلال آن مربوط مي شود از موضع قدرت و بي باکانه عمل و اظهارنظر کند.» در ادامه استعفانامه کشاورز آمده شده است؛ «کماکان ايستاده مردن را به راکع و ساجد ادامه حيات دادن، چه در حيات جسماني و فيزيکي و چه از لحاظ معنوي و حرفه يي ترجيح مي دهم و رکوع و سجود را فقط در پيشگاه قادر متعال جايز مي دانم.
همچنين کماکان بر اين عقيده ام که سخن بي منطق و غيرقانوني را از هيچ گوينده يي نبايد پذيرفت و آنچه را گفتنش لازم و واجب است در هر موضع و موقعي بايد گفت.» کشاورز ادامه داده است؛ «کماکان تاخير بيان از وقت حاجت را جايز و حضور در مقام و موقعيت خاص را بهانه و عذري براي ترس و عافيت جويي نمي دانم. به علاوه کماکان بر اين عقيده ام که اکثريت بزرگي از آنان که ما را برگزيده اند «نان» را با «نام» مي خواهند و در پي باز نگاه داشتن دکاني به هر قيمت و با هر ذلت نيستند.»