چهارشنبه، 22 فروردين 1386 - شماره 1364
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
8 روز شکنجه دختر کر و لال در نانوايي متروکه
گروه حوادث؛ پسري شيطان صفت با ربودن يک دختر کر و لال و انتقال وي به نانوايي متروکه 8 روز وي را تحت شکنجه هاي بي رحمانه قرار داد.

به گزارش خبرنگار ما روز 8 فروردين ماه سال جاري زن جواني به پليس آگاهي ورامين مراجعه کرد و از ناپديد شدن خواهر 18ساله اش به نام مونا خبر داد.

اين زن در توضيح ماجرا گفت؛ «خواهرم کر و لال است و اختلال حواس نيز دارد. او روز 5 فروردين ماه براي خريد از مغازه سر کوچه مان از منزل خارج شد و ديگر بازنگشت و ما در اين مدت همه جا را دنبال وي جست وجو کرده اما ردي از او پيدا نکرده ايم.»

پس از طرح اين شکايت کارآگاهان تحقيقات خود را براي پيدا کردن دختر کر و لال آغاز کردند و در نخستين اقدام با تکثير عکس مونا آن را در اختيار تمامي واحدهاي گشت قرار دادند.

به اين ترتيب پليس جست وجوهاي گسترده و همه جانبه يي را براي افشاي سرنوشت مونا در دستور کار خود قرار داد اما هيچ خبري از اين دختر به دست نيامد تا اينکه سرانجام روز 13 فروردين ماه در حالي که 8 روز از ناپديد شدن وي مي گذشت اکيپي از ماموران حين گشت زني در پيشواي ورامين به صورت اتفاقي دختر کر و لال را در حالي که در حال پياده روي در خيابان قيام بود مشاهده و وي را به پليس آگاهي منتقل کردند.

مونا که قادر به صحبت کردن نبود در بازجويي هاي اوليه نتوانست علت ناپديد شدنش را بيان کند. به همين خاطر ماموران موضوع را به خواهر وي اطلاع دادند و اين زن در اداره آگاهي حضور يافت و با ايما و اشاره با مونا صحبت کرد.

دختر 18ساله در حالي که اشک مي ريخت به خواهر خود فهماند در اين مدت پسري جوان او را ربوده و زنداني کرده و بارها مورد شکنجه و آزار جنسي قرار داده بود.

با افشاي اين موضوع فصل تازه يي در پرونده مفقود شدن دختر کر و لال گشوده شد و کارآگاهان با توجه به حساسيت ماجرا دور تازه يي از تحقيقات را در اين رابطه آغاز کردند. اما در همان نخستين گام با مانع بزرگي مواجه شدند و مونا به خاطر اختلال حواس و ناتواني در تکلم موفق به چهره نگاري متهم نشد و نتوانست مشخصات جوان شيطان صفت را در اختيار آنان قرار دهد. در نهايت کارآگاهان بدون در اختيار داشتن سرنخ از متهم فراري تلاش هاي خود را براي افشاي هويت وي آغاز کردند تا اينکه بار ديگر يک اتفاق گره اين پرونده را گشود. روز 18 فروردين ماه هنگامي که مونا و خواهرش براي پيگيري پرونده شان به اداره آگاهي ورامين رفته بودند، دختر کر و لال با ديدن پسر جواني که از سوي ماموران دايره مبارزه با سرقت به اتهام دزديدن موتورسيکلت دستگير شده بود شروع به داد و فرياد کرد و به ماموران فهماند اين سارق همان جوان شيطان صفتي است که وي را 8 روز زنداني و شکنجه کرده بود. اين متهم که جواني 27ساله معروف به حميد بتول است بلافاصله تحت بازجويي قرار گرفت اما اتهام خود را انکار کرد و گفت به هيچ وجه دختر کر و لال را نمي شناسد.

در حالي که حميد جرم خود را پنهان مي کرد ماموران متوجه شدند وي سوابق متعددي از جمله شرارت، آزار و اذيت زنان و دختران، رابطه نامشروع و توزيع مواد مخدر دارد.

افشاي سوابق حميد احتمال مجرم بودن وي را بيشتر کرد و به همين خاطر بازجويي هاي فني-پليسي از اين جوان ادامه يافت. حميد سرانجام به اعمال شيطاني اش اقرار کرد و گفت؛ مدت ها بود مونا را زير نظر داشتم اما او هر بار که مرا مي ديد به سرعت فرار مي کرد تا اينکه روز حادثه حدود ساعت 14 بود که مونا را سر کوچه ديدم. از آنجا که خيابان خلوت بود بلافاصله وي را ربودم و داخل خودروي پيکان سفيد رنگم انداختم. از آنجا که قفل درهاي عقب اتومبيل خراب بود اين دختر موفق به فرار نشد اما مي خواست با داد و فرياد جلب توجه کند که به خاطر خلوتي خيابان از اين طريق هم نتوانست از چنگ من فرار کند. حميد ادامه داد؛ پس از ربودن دختر جوان او را به يک نانوايي متروکه که از قبل شناسايي کرده بودم، بردم و دست و پايش را بستم و در مدت 8 روزي که وي را زنداني کرده بودم بارها او را مورد آزار قرار دادم و در نهايت رهايش کردم.

بنا به اين گزارش پس از اعترافات حميد وي به دستور بازپرس پرونده براي ادامه يافتن تحقيقات قضايي راهي زندان شد.
شامگاه دوشنبه به وقوع پيوست
جنايت در آرايشگاه مردانه

گروه حوادث؛ پسر نوجواني که در پي يک لحظه عصبانيت مشتري آرايشگاه محل کارش را به قتل رسانده بود، خودش را تسليم پليس کرد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/20 روز دوشنبه ماموران کلانتري 111 هفت چنار از طريق مرکز فوريت هاي پليسي در جريان مرگ مشکوک مرد جواني در بيمارستان قرار گرفتند و با حضور در آنجا متوجه شدند متوفي جوان 25 ساله يي به نام شاهين است که آثار اصابت 4 ضربه چاقو روي پيکرش مشهود است.

پزشکان بيمارستان در جريان تحقيقات علت مرگ شاهين را شدت جراحات اعلام کردند و گفتند به رغم تلاش هاي انجام شده به خاطر خونريزي شديد اين جوان موفق به نجات جان او نشدند.

پس از آن که مشخص شد شاهين به قتل رسيده است موضوع به حسين اصغرزاده- بازپرس ويژه قتل- اطلاع داده شد و به دستور وي تيمي از ماموران اداره پليس آگاهي تهران بزرگ تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز کردند. کارآگاهان با بازجويي از افرادي که مقتول را به بيمارستان رسانده بودند متوجه شدند شاهين در جريان يک نزاع در آرايشگاهي در خيابان 11 متري اميريه از پاي درآمده است. پس از حضور پليس در محل جنايت بازجويي از شاهدان عيني آغاز شد و آنان نوجوان 17ساله يي به نام کمال را که شاگرد آرايشگاه بود به عنوان عامل جنايت معرفي کردند و گفتند وي پس از ارتکاب قتل به سرعت متواري شد. پس از افشاي هويت مقتول کاوش هاي پليس براي به تله انداختن وي آغاز شد و ساعاتي بعد در حالي که کارآگاهان به دنبال ردپايي از کمال بودند اين نوجوان خودش را تسليم پليس کرد.

کمال که از جرم خود به شدت اظهار پشيماني مي کرد، گفت؛ شاهين به عنوان مشتري به آرايشگاه آمده بود اما حالت طبيعي نداشت و بعد از چند دقيقه بر سر موضوعي با صاحب آرايشگاه درگير شد و ما وساطت کرديم و شاهين از مغازه بيرون رفت.

ما فکر کرديم که ديگر اين غائله خاتمه يافته است اما دقايقي بعد شاهين دوباره بازگشت و به سراغ صاحب مغازه رفت و بار ديگر با او درگير شد. شاهين اين بار چاقويي در دست داشت و مي خواست به صاحبکارم حمله کند و در اين ميان تلاش ما براي جلوگيري از اين کار بي فايده بود. در نهايت من که به شدت عصباني شده بودم وارد درگيري شدم و در يک لحظه نمي دانم چه کسي چاقو به دستم داد و من با چاقو چند ضربه به شاهين زدم. آن لحظات اصلاً متوجه رفتارم نبودم و وقتي به خودم آمدم که مرد جوان به زمين افتاد. کف مغازه با خون فرش شده و شاهين به شدت بدحال بود. من نيز از ترس پا به فرار گذاشتم. متهم به قتل اظهار کرد؛ در تمام اين ساعاتي که فراري بودم آرزو مي کردم اتفاقي براي شاهين نيفتد و او زنده بماند اما در نهايت به من خبر رسيد وي مرده است. به شدت دچار عذاب وجدان شده بودم و نمي دانستم بايد چه کار کنم براي همين تسليم شدن را بهترين راه حل ديدم. پس از اعترافات کمال وي به دستور بازپرس اصغرزاده بازداشت شد و به زودي تحقيقات قضايي از اين نوجوان آغاز مي شود.

پسر 9 ساله قرباني وسوسه شيطاني سه جوان شد
گروه حوادث؛ سه پسر جوان بعد از ربودن پسربچه يي او را مورد آزار قرار دادند و سپس به قتل رساندند. چند روز پيش زن جواني هراسان و مضطرب به ماموران پليس مرودشت مراجعه کرد و در حالي که از نگراني صدايش مي لرزيد، گفت؛ پسر 9ساله ام حميد چند ساعتي است که گم شده و هر جايي که به فکرم مي رسيد گشتم اما نتوانستم او را پيدا کنم.

اين زن ادامه داد؛ صبح روز حادثه حميد براي بازي به خيابان رفت، او معمولاً چند ساعتي بازي مي کرد و به خانه برمي گشت اما مطابق معمول اين اتفاق نيفتاد. براي اينکه از وضعيت پسرم باخبر شوم به خيابان رفتم، اثري از او نبود. خيلي نگران شدم. از دوستانش سراغ وي را گرفتم ولي جواب درستي به من ندادند. حتي به خانه اقوامم سرزدم با اينکه مي دانستم حميد بدون من جايي نمي رود اما گفتم شايد بتوانم او را پيدا کنم. وقتي اطمينان پيدا کردم که نمي توانم او را پيدا کنم به پليس اطلاع دادم.

اولين گام ماموران براي پيدا کردن حميد 9ساله تحقيقات محلي بود. ماموران دوستان و همبازي هاي حميد را مورد بازجويي قرار دادند و دريافتند حميد در ساعات اوليه که از خانه خارج شده بود با سه پسر نوجوان به محل نامعلومي رفته و ديگر بازنگشته است. يکي از همبازي هاي حميد گفت؛ يکي از سه پسر را من مي شناسم و مي توانم به شما نشان دهم. با راهنمايي اين پسربچه ماموران رضا يکي از سه نوجوان را شناسايي و دستگير کردند. رضا ساعاتي بعد از بازداشت به ربودن حميد اعتراف کرد و گفت؛ من به اتفاق دو تن از دوستانم به نام هاي شاهين و فريدون به سراغ حميد رفتيم. شاهين گفته بود حميد پسربچه ساده يي است و ما مي توانيم به اعمال شيطاني خودمان بپردازيم و حميد هم نمي تواند مقاومت کند. ما به سراغ حميد رفتيم. شاهين مي دانست که او هر روز سر ساعت مشخصي براي بازي به خيابان مي آيد. شاهين با حميد صحبت و با وعده نشان دادن يک چيز عجيب او را از دوستانش جدا کرد.

بعد ما حميد را به مکاني خلوت برديم. تقريباً هيچ کس آنجا نبود. در همين لحظه بود که حميد احساس خطر کرد و گفت؛ مي خواهم به خانه برگردم اما ما مقاومت کرديم و به زور او را مورد آزار قرار داديم. حميد ترسيده بود و گريه مي کرد، مرتب التماس مي کرد که رهايش کنيم، اما شاهين گفت اگر اين کار را بکنيم به خانواده اش مي گويد چه بلايي سرش آورديم و ما را دستگير مي کنند.

بعد دست و پاي حميد را بستيم و او را به داخل رودخانه انداختيم. حميد نمي توانست دست و پا بزند و در آب خفه شد و ما ديگر جسدش را بيرون نياورديم. با اعتراف اين پسر ماموران دو همدست او را هم دستگير کردند. در بررسي صحنه جرم پليس توانست کفش هاي حميد را هم در کنار رودخانه پيدا کند، اما جسد او هنوز کشف نشده است و جست وجوها براي کشف جسد او ادامه دارد.
متهم در دادگاه قتل را انکار کرد
چاقوي جوان خشمگين بر پيکر مرد مغازه دار

گروه حوادث؛ جلسه محاکمه مرد جواني که در يک نزاع دسته جمعي با ضربات چاقو مغازه داري را به قتل رسانده بود در شعبه 71 دادگاه کيفري برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما رضوانفر نماينده دادستان در ابتداي جلسه محاکمه در جايگاه حاضر شد و متن کيفرخواست را خواند. وي در توضيح ماجرا گفت؛ 16 اسفندماه سال 84 ماموران پليس شهرري در جريان وقوع يک نزاع منجر به قتل قرار گرفتند و بلافاصله در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز کردند و متوجه شدند در اين درگيري حسين مقتول پرونده، حميد متهم به قتل و سه نفر ديگر به نام هاي علي، بهنام و ميثم نيز حضور داشتند که به دليل شدت جراحات وارده به بيمارستان منتقل شده اند. پس از بهبودي نسبي حميد - متهم اصلي- تحقيقات از وي آغاز شد و ماموران دريافتند حسين با ضربه چاقوي وي به قتل رسيده است. سپس اولياي دم حميد در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. اين بار قاضي عزيزمحمدي از پيمان يکي از شاهدان ماجرا خواست تا در جايگاه حاضر شود و درخصوص حادثه توضيح دهد. وي گفت؛ من وقتي رسيدم ديدم که حميد و حسين دعوا مي کنند. هر دوي آنها چاقو داشتند اما حسين کارد سلاخي در دستش بود. سعي کردم آنها را جدا کنم اما نشد و حتي خود من هم در اين درگيري مجروح شدم. اين حسين بود که با چاقو حميد را پشت سر هم مورد حمله قرار مي داد.

پس از اظهارات اين شاهد ساير افرادي که در دعوا بودند در جايگاه حاضر شدند و اعلام کردند که هيچ کدام نديدند حميد با چاقو حسين را زده باشد.

قاضي عزيزمحمدي در ادامه رسيدگي به پرونده از متهم خواست تا در جايگاه حاضر شود و از خود دفاع کند. وي گفت؛ اتهام قتل عمد را قبول ندارم. درگيري ما زماني شروع شد که ما با يک دستفروش افغان بحث کرديم. دوستم علي مي خواست از او نوعي اسباب بازي آهن ربايي بخرد اما آهن ربا شکست و مرد افغان داد و بيداد کرد که شما آن را شکستيد. در اين ميان حسين جلو آمد و فحاشي کرد. علي هم جواب او را داد و حسين با کارد سلاخي که از مغازه اش آورده بود به سراغ ما آمد. من سعي کردم که دعوا نشود اما حسين اجازه نمي داد من بروم. او با کارد چند ضربه به من زد. بعد من او را هل دادم و روي زمين انداختم، چاقويش از جيبش افتاد و در اين لحظه من چاقو را برداشتم و او را تهديد کردم. مي ترسيدم فرار کنم چون دوست حسين با قمه مقابلم ايستاده بود. حسين پشت سر هم به من ضربه مي زد و من هم 4 ضربه به او زدم البته حسين ابتداي دعوا که لباسش را درآورد خودزني کرد و مدام عربده مي کشيد. بعد از دقايقي هم به خاطر شدت جراحات بي هوش شدم. پس از پايان دفاعيات متهم، قاضي عزيزمحمدي و 4 قاضي مستشار براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.

مديرکل مبارزه با جرايم خاص آگاهي ناجا؛
سه درصد کلاهبرداري ها از طريق فروش اقساطي خودرو صورت مي گيرد
مديرکل مبارزه با جرايم خاص و رايانه يي پليس آگاهي نيروي انتظامي تاکيد کرد؛ شرکت هاي ليزينگي که مجوز فعاليت از بانک مرکزي دريافت نکرده اند، فعاليتشان غيرقانوني است. سرهنگ اميدي در اين خصوص خاطرنشان کرد؛ قوانين موجود براي ثبت شرکت در کشور داراي نواقص زيادي است که منجر به کلاهبرداري از سوي برخي صاحبان شرکت ها شده است. سرهنگ اميدي با اشاره به اين که سه درصد کلاهبرداري ها از طريق فروش اقساطي خودرو در کشور صورت مي گيرد، افزود؛ اگر فروش مال غيرخودرو را به آن اضافه کنيم، اين رقم بالاي 9 درصد مي شود.

وي رمز موفقيت کلاهبرداران در اين بخش را ارائه شرايط ساده، آسان و جذاب دانست و تصريح کرد؛ متاسفانه مردم فريب اين شرايط را خورده و به دام آنان مي افتند. مديرکل مبارزه با جرايم خاص آگاهي ناجا با ابراز نگراني از روند رو به رشد آگهي هاي فروش اقساطي خودرو خاطرنشان کرد؛ هم اکنون در کشور تنها شرکت هاي ليزينگ که داراي مجوز فعاليت از بانک مرکزي هستند، حق فعاليت دارند و مردم نيز بايد از اين گونه شرکت ها خودروهاي خود را خريداري کنند.

سرهنگ اميدي با تاکيد بر اين که شرکت هاي ليزينگي که مجوز فعاليت دريافت نکرده اند، فعاليتشان غيرقانوني است، خاطرنشان کرد؛ متاسفانه مردم تصور مي کنند هر شرکتي که داراي شماره ثبت باشد، فعاليتش قانوني است، در صورتي که ثبت شرکت تنها به معني شناسنامه دار کردن آن است.

وي همچنين درج تبليغ و آگهي در روزنامه هاي کثيرالانتشار را دليل بر فعاليت قانوني شرکت ها ندانست و اظهار کرد؛ روزنامه ها نيز هيچ گونه مسووليتي در قبال انتشار آگهي ها ندارند.
عناوين اين صفحه
8 روز شکنجه دختر کر و لال در نانوايي متروکه
جنايت در آرايشگاه مردانه
پسر 9 ساله قرباني وسوسه شيطاني سه جوان شد
چاقوي جوان خشمگين بر پيکر مرد مغازه دار
سه درصد کلاهبرداري ها از طريق فروش اقساطي خودرو صورت مي گيرد
دستگيري مرد سارق با لباس زنانه در مترو
سارق مسافرکش نما تراول هاي مسافر را ربود
دستبرد سارقان سريالي دندانپزشکي ها به يک داروخانه
شوخي پرهزينه مرد عرب
سوپ مرگ براي 203 نفر
همدستي عروس و مادرشوهر براي طلاق غيابي
شيوه عجيب براي سرقت لوازم منزل
تويوتاي سرقتي پس از 25 سال پيدا شد
سرقت دو برادر به بهانه جمع کردن زباله

دستگيري مرد سارق با لباس زنانه در مترو
يک سارق مرد با پوشش زنانه در مترو امام خميني در واگن بانوان دستگير شد.

روز يکشنبه خبري مبني بر اينکه مردي با پوشش زنانه به قسمت واگن بانوان در مترو امام خميني وارد شده به ماموران کلانتري 113 بازار رسيد و آنها نيز بلافاصله در محل حاضر شدند.

ماموران با ورود به داخل مترو متوجه شدند که مردي با لباس زنانه در واگن زنان توسط حاضران دستگير شده است. مسافران به ماموران انتظامي مترو اظهار داشتند که اين فرد با اين شيوه قصد جيب بري از مسافران را داشته است. در بازرسي از متهم يک عدد قيچي کشف شد و متهم با معرفي خود به نام «محسن غ.» 22ساله اظهار داشت؛ قبول دارم که با لباس زنانه سوار واگن بانوان شده ام اما سرقتي انجام ندادم.

متهم به سرقت براي روشن شدن مساله به کلانتري منتقل شد.


سارق مسافرکش نما تراول هاي مسافر را ربود
سارق مسافرکش نما بيش از 5 ميليون تراول چک مسافري را در اتوبان تهران-کرج با توسل به زور ربود.

فردي به نام «مجيد الف.» با مراجعه به کلانتري 141 شهرک گلستان اظهار داشت؛ يکشنبه شب در ميدان آزادي به مقصد همدان سوار يک دستگاه خودرو پژو 206 با دو سرنشين شدم و راننده که داراي لهجه شهرستاني بود در بين راه در اتوبان تهران -کرج ،خودرو را متوقف کرد و با همدستي ساير سرنشينان مبلغ 5 ميليون و 300 هزار تومان تراول چک هايم را به زور گرفت و بعد از پياده کردن من گريخت.

با اظهارات شاکي پرونده يي در اين رابطه تشکيل و تحقيقات پليس براي شناسايي سارقان آغازشده است.


فرضيه يي تازه پيش روي کارآگاهان
دستبرد سارقان سريالي دندانپزشکي ها به يک داروخانه
ماموران پليس احتمال مي دهند سرقت از داروخانه يي در ميدان تجريش نيز از سوي سارقان سريالي مطب دندانپزشکان صورت گرفته باشد.

به گزارش فارس روز شنبه هفته جاري با وقوع سرقت مسلحانه از داروخانه تنديس واقع در خيابان «تجريش» ماموران کلانتري 101 تجريش به محل وقوع سرقت اعزام شدند. با توجه به دوربين مداربسته در محل سرقت و بازبيني فيلم اين دوربين توسط ماموران مشخص شد که دو نفر با پوشاندن صورت خود وارد داروخانه شده و با تهديد يک قبضه سلاح کمري پس از سرقت 300 هزار تومان وجه نقد و يک فقره ايران چک متواري شده اند. در ادامه تحقيقات با توجه به شباهت ظاهري متهمان با سارقان سريالي مطب دندانپزشکان در تهران ماموران احتمال مي دهند عاملان هر چهار سرقت مشترک باشند. اين متهمان بنا به گفته مالباختگان لهجه شهرستاني دارند، 22 تا 25ساله و هر دو حدوداً 177 سانتي متر قد دارند.

اين سارقان سريالي در مدت 26ساعت در اول هفته جاري سه مطب دندانپزشکي را در تهران مورد دستبرد مسلحانه قرار دادند و اکنون تحقيقات براي دستگيري آنها ادامه دارد.


شوخي پرهزينه مرد عرب
گروه حوادث؛ مرد عربستاني پس از شوخي با همسرانش درخصوص ازدواج سوم قسمتي از بيني خود را از دست داد. به گزارش رويترز اين مرد عربستاني به نام خالد پس از آنکه به شوخي به دو همسرش اعلام کرد که قصد دارد براي سومين بار ازدواج کند از سوي اين دو زن مورد حمله قرار گرفت و در اين درگيري قسمتي از بيني وي توسط همسرانش کنده شد.

اين مرد عربستاني در گفت وگو با روزنامه عکاظ گفت؛ پس از اين حرکت زنانم براي اعاده حيثيت خود ناچارم براي سومين بار ازدواج کنم. اين مرد که قسمتي از بيني خود را بر اثر شوخ طبعي نابجايش از دست داده در ادامه گفته است؛ نمي دانم دو همسرم که با شنيدن يک شوخي بيني ام را کنده اند پس از ازدواج سوم با من چه خواهند کرد.


سوپ مرگ براي 203 نفر
صبحانه سمي در يکي از بيمارستان هاي چين مرگ بيمار 77 ساله و مسموم شدن بيش از 200 پزشک، پرستار و... را به همراه داشت.

به گزارش ايسکانيوز يک زن 77 ساله روز يکشنبه به دنبال حمله قلبي به بيمارستان مرکزي ايالت هيلونگ جيانگ در شمال شرقي چين منتقل شد اما پس از خوردن صبحانه حالش به شدت به هم خورد و جان باخت. به دنبال اين ماجرا 203 پزشک، پرستار و بيمار پس از خوردن همان صبحانه که شامل سوپ، نان و پنير بود دچار اسهال و استفراغ شدند. بدين ترتيب سوپ مورد نظر تحت آزمايش دقيق قرار گرفت و در حالي که هنوز نتيجه قطعي بررسي ها اعلام نشده گفته مي شود ظرف مربوطه آلوده به مرگ موش بوده است هنوز معلوم نيست ظرف سوپ چرا و چگونه به ماده سمي آلوده شده و تحقيق گسترده براي کشف کليد معما ادامه دارد.

هم اکنون وضعيت عمومي مسمومان خوب است و خطر جدي آنان را تهديد نمي کند. بنابر اين گزارش سپتامبر سال گذشته نيز 100 کودک دبستاني در ايالت سيشوان چين بر اثر خوردن سوپ سمي و 336 نفر از مردم ايالت شانگهاي پس از مصرف گوشت آلوده به آنابوليک استروئيد مسموم و بستري شدند


همدستي عروس و مادرشوهر براي طلاق غيابي
گروه حوادث؛ زني جوان در ماجرايي کم سابقه توانست با همدستي و کمک مادرشوهر خود از همسر فراري اش شکايت کند و به صورت غيابي طلاق بگيرد. به گزارش خبرنگار ما اين زن که محبوبه نام دارد در توضيح ماجرا گفت؛ حدود 6 سال پيش با شوهرم ازدواج کردم. مدتي پيش شوهرم من و تنها کودکمان را رها کرد و به خارج از کشور رفت. هيچ دليلي هم براي رفتنش نداشت. در طول اين مدت تقريباً هيچ گونه ارتباطي هم با ما نداشت و من فقط در اين حد متوجه شدم که همسرم قصد بازگشت به ايران را ندارد و ديگر به زندگي با او اميدي نيست. وقتي مادرشوهرم اوضاع زندگي ام را که در حال از هم پاشيدن بود، ديد مصرانه از شوهرم خواست سر زندگي اش برگردد. اما وي به خواهش هاي او نيز اهميتي نداد و هنوز هم تصميم به برگشت به ايران ندارد. محبوبه در اشاره به صحبت هاي مادرشوهرش گفت؛ مادر شوهر من يک فرشته است. او حتي از خانواده خودم بيشتر در اين رفت و آمدها و شکايت ها به دادگاه کمکم کرد. وقتي که کاملاً از تصميم شوهرم براي عدم بازگشت به ايران مطمئن شد خودش من را تشويق به شکايت از وي کرد. شکاياتي که طي اين مدت از شوهرم کردم همه توسط مادرشوهرم بود که به من راهنمايي هاي لازم را مي داد. وي درباره مهريه اش نيز گفت؛ حالا که موفق به گرفتن طلاق از همسرم شدم مي خواهم مهريه ام را اجرا بگذارم تا شايد بتوانم به طريقي از وي بگيرم.


شيوه عجيب براي سرقت لوازم منزل
گروه حوادث؛ ادعاي مردي درخصوص نحوه سرقت وسايل منزلش پليس را بر آن داشت تا تحقيقاتي در اين رابطه انجام دهد.

به گزارش خبرنگار ما مردي 39 ساله به نام مازيار پس از مراجعه به کلانتري محل سکونت خود با ثبت شکايتي درخصوص سرقت اثاث منزل به ماموران گفت؛ من سوار بر خودروي پژو آردي ام از منزل خارج شدم و در خيابان شهيدان در حال حرکت بودم که متوجه شدم ماشين جوش آورده است. در کنار خيابان پارک کردم. کاپوت را بالا زدم تا فکري کنم که يک خودرو پژو پرشيا کنار من توقف کرد و زن و مرد جواني از آن پياده شدند و مرد راننده براي کمک به من از ماشين اش يک ظرف آب معدني آورد و گفت اين آب را در کاربراتور بريز تا ماشين خنک شود. با توجه به گرمي هوا من پيش خود گفتم قدري از اين آب را بنوشم و بقيه را در کاربراتور بريزم. پس از اينکه مقداري آب خوردم ناگهان احساس عجيبي به من دست داد و سرم گيج رفت و ديگر چيزي نفهميدم. زماني که چشم باز کردم خود را در داخل ماشين يافتم. ماشين را روشن کردم و به خانه بازگشتم. زماني که به خانه رسيدم در کمال تعجب متوجه شدم که تمام اثاثيه منزل را دزد زده است. پس از چک کردن دسته کليدم فهميدم که آن مرد و زن کليد خانه را از من ربوده اند و به نظر مي رسد آنها از مدت ها قبل مرا تحت نظر داشته و با اين حربه موفق به سرقت اثاث منزل من شده اند و يک فرش 9متري دستباف و چند تکه لوازم منزل را با خود برده اند. با طرح اين شکايت پليس تحقيقات خود را براي شناسايي سارقان منزل آغاز کرد.


تويوتاي سرقتي پس از 25 سال پيدا شد
گروه حوادث؛ يک دستگاه خودرو تويوتا که 25 سال قبل توسط دو سارق مسلح در خرمشهر به سرقت رفته بود چند روز قبل در تهران پيدا شد.

به گزارش خبرنگار ما اين اتومبيل تويوتاي کارينا روز دوم ارديبهشت ماه سال 61 در حالي که مالک آن سوار بر خودرو در يکي از خيابان هاي خرمشهر در حال حرکت بود از سوي دو جوان مسلح به يک کلت کمري با تهديد و زور به سرقت رفت.

بعد از شکايت سهراب مالک خودرو تلاش براي پيدا کردن آن آغاز شد اما تحقيقات به نتيجه يي نرسيد تا اينکه چند روز قبل از سوي پليس به سهراب خبر رسيد اتومبيل وي در پارکينگ حسن آباد واقع در جاده قم-تهران پيدا شده است. مالک تويوتا بعد از مشاهده اتومبيل متوجه شد که اين خودرو متعلق به خودش است و در نهايت آن را از پليس تحويل گرفت.


سرقت دو برادر به بهانه جمع کردن زباله
دو برادر که به بهانه جمع کردن زباله هاي خيابان در جنوب تهران اقدام به سرقت از خودروها مي کردند، شناسايي و روانه زندان شدند.

چندي پيش حدود ساعت دو بامداد ماموران انتظامي در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليس 110 مبني بر وقوع يک مورد سرقت خودرو در محدوده 11 متري تختي به محل اعزام شدند.

پس از حضور پليس مردي به نام عباس گفت؛ ساعت يک بامداد همسرم متوجه سرقت خودرو شد.

ماموران پس از شنيدن اظهارات شاکي بلافاصله گشت زني خود را در محدوده آغاز و در چند خيابان پايين تر از محل سرقت دو جوان را که مشغول جابه جا کردن لاستيک خودرو بودند مشاهده کردند و پس از مظنون شدن آنها را دستگير و با کشف چهار حلقه لاستيک زاپاس و پخش خودرو و مبلغ 250 هزار تومان وجه نقد براي بازجويي به کلانتري منتقل کردند.

با انتقال دو برادر متهم به نام هاي علي و اسماعيل به کلانتري آنها با اعتراف به جرمشان گفتند؛ نيمه هاي شب به بهانه جمع کردن زباله در خيابان ها پرسه مي زديم و در فرصتي مناسب لوازم جانبي خودروها را سرقت مي کرديم. با اعترافات متهمان آنان به دستور بازپرس دادسراي بعثت براي صدور راي نهايي روانه ندامتگاه مرکزي کرج شدند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام