گروه سياسي، احسان ابطحي؛ محمدجواد ظريف، سفير و نماينده دائم ايران در سازمان ملل متحد در آخرين روزهاي دوران ماموريتش در سفري غيرمعمول به واشنگتن رفت و به شدت مورد استقبال نمايندگان کنگره امريکا قرار گرفت.روزنامه واشنگتن پست در گزارشي به بررسي سفر ظريف به واشنگتن و نقش و تاثير ديپلماتيک او در دوران ماموريتش به نيويورک پرداخته است. به نوشته اين روزنامه ظريف که از او به عنوان بلندپايه ترين ديپلمات ايراني در ايالات متحده نام برده مي شود در بدترين زمان ممکن به پايتخت امريکا سفر کرد. 5 روز پيش از سفر او به واشنگتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي 15 ملوان انگليسي را به دليل ورود غيرقانوني به آب هاي سرزميني ايران در خليج فارس دستگير و همزمان شوراي امنيت سازمان ملل متحد تحريم هاي جديدي عليه ايران به دليل خودداري تهران از تعليق غني سازي اورانيوم وضع کرده بود. با اين حال ظريف که پنجمين سال دوران ماموريتش را در نيويورک به عنوان سفير و نماينده دائم ايران مي گذراند و دستگاه ديپلماسي دولت محمود احمدي نژاد تصميم گرفته است که او را به تهران بازگرداند و فرد ديگري را جايگزين او کند، وقتي به واشنگتن سفر کرد مورد استقبال گسترده مقامات بلندپايه امريکا قرار گرفت و به کساني دسترسي داشت که حتي ديپلمات هاي نزديکترين متحدان ايالات متحده هم چنين دسترسي هايي نداشتند.
ظريف حتي به «کاپيتول هيل» (مرکز تصميم سازي ايالات متحده که کنگره و کاخ سفيد در آنجا واقع است) دعوت شد و با نامزدهاي جمهوريخواه و دموکرات انتخابات آينده رياست جمهوري ايالات متحده گفت وگو کرد. پس از اين ديدار بود که سناتور دموکرات جو بايدن که نامزد احتمالي رياست جمهوري سال 2008 امريکا است در مورد ظريف گفت؛ «ظريف مدافع جدي منافع کشورش است. اما با اين حال او فردي پراگماتيست (عملگرا) است، نه فردي متعصب. او مي تواند نقش حياتي در حل اختلافات مهم ما با ايران بازي کند.» چاک هاگل سناتور جمهوريخواه امريکا هم با اشاره به گفت وگوهاي گذشته اش با ظريف خواستار مذاکره مستقيم تهران و واشنگتن شد و تاکيد کرد که منزوي کردن کشورها حلال مشکلات نيست. پس از مذاکرات ظريف با دايان فاينشتين رهبر اکثريت، هري ريد و جان وارنر جمهوريخواه از کميته نيروهاي مسلح، فاينشتين گفت؛ «او فردي مثبت و منطقي است و معتقدم حضور او در سازمان ملل مي تواند مفيد باشد.» مارتيک اينديک سفير سابق امريکا در اسراييل هم پس از ضيافت ناهاري که شوراي روابط خارجي ايالات متحده به افتخار ظريف ترتيب داده بود به او گفت؛ «دلمان براي شما تنگ خواهد شد.» ظريف همچنين در ضيافت شامي که مرکز نيکسون به افتخار او ترتيب داده بود، شرکت کرد. در اين ديدار ديمتري سيمس رئيس مرکز نيکسون در مورد ظريف گفت که او يکي از تاثيرگذارترين ديپلمات هايي است که تاکنون ديده است. سيمس اضافه کرد که ظريف يک سخنگوي قدرتمند براي کشورش است، اما او مي داند که چگونه اين کار را با اعتبار و شيوايي گفتار انجام دهد. جالب اينکه همه اين ماجراها در مدت 24 ساعت اتفاق افتاد. وزارت خارجه امريکا مدتي محدود براي ديپلمات هاي ايراني در نظر گرفته است. اين ديپلمات ها همچنين حق ندارند بيشتر از 25 مايل از مرکز اقامت خود در نيويورک دور شوند.

از زمان ماجراي تسخير سفارت امريکا در تهران در سال 1979 ميلادي (1358 خورشيدي) روابط ايران و امريکا به ترکيب جديدي از بي ارتباطي، سوءتفاهم و گاهي نمايش هاي خنده دار تبديل شده است. با همه اتهاماتي که امريکا عليه ايران در مورد عراق، لبنان و فلسطين و برنامه اتمي تهران وارد مي کند و جمهوري اسلامي را به حمايت نکردن از روند صلح خاورميانه متهم مي کند و همچنين با توجه به نوسانات سياسي در ايران و حرکت ميان اصلاح طلبي و تندروي هر دو جناح جمهوريخواه و دموکرات به دنبال کسي در ايران مي گردند که بتوانند با او صحبت کنند. بسياري از کارشناسان برجسته سياست خارجي امريکا بر اين باورند که ظريف يکي از اين افراد معدود است که در داخل حاکميت ايران وجود دارد.
سيمس، رئيس مرکز نيکسون، ظريف را با آناتولي دوبرينين، سفير افسانه يي شوروي در ايالات متحده مقايسه مي کند که يک ربع قرن در جريان جنگ سرد در واشنگتن خدمت کرد. سيمس اضافه مي کند؛ «هر دو کشور خوش شانس هستند که شخصي وجود دارد که کانال ارتباطي صادقي است، کسي که مي داند عوامل مختلفي در هر دو کشور وجود دارد که مي خواهند روابط را خراب کنند.» او ادامه داد که دوبرينين تلاش کرد تا روابط مسکو - واشنگتن را اندکي هم که شده زنده نگه دارد و اين همان کاري است که ظريف تلاش مي کند انجام دهد. روزنامه واشنگتن پست در بخش ديگري از گزارشش مي نويسد؛ پيش از آنکه کاندوليزا رايس وزير خارجه ايالات متحده سال گذشته در بيانيه يي اعلام کند که ايالات متحده قصد دارد اگر ايران غني سازي اورانيوم را به حالت تعليق درآورد به متحدان اروپايي اش بپيوندد و با تهران مذاکره کند، جان بولتون سفير پيشين ايالات متحده در سازمان ملل متني را تسليم دفتر ظريف در نيويورک کرد. منشي بولتون نمايندگان ايران در ايالات متحده را از اين موضوع آگاه کرد و تاريخي را براي ديدار بولتون و ظريف تنظيم کرد اما نيم ساعت بعد به دفتر بولتون اطلاع داده شد که دولت ايران تمايلي به اين ديدار ندارد. منشي بولتون ادامه مي دهد من با دفتر ظريف تماس گرفتم و ظريف به من گفت؛ «من بايد اين کاغذ را به شما بدهم و شما مي توانيد که من را ملاقات نکنيد.» بنابراين ما تصميم گرفتيم تا پيغام ها از طريق يک رابط منتقل شود. به نوشته واشنگتن پست ظريف از قوانين اسلامي پيروي مي کند. با خانم ها دست نمي دهد و کراوات به گردن نمي اندازد. اما او انگليسي را با لهجه امريکايي روان صحبت مي کند. او داراي دو مدرک از دانشگاه ايالتي سانفرانسيسکو و يک مدرک دکترا در روابط بين الملل از دانشگاه دنور است. او زماني وارد دنور شد که کاندوليزا رايس وزير خارجه ايالات متحده کمي پيش از او مدرک دکترايش را از اين دانشگاه در همان رشته دريافت کرده بود. ظريف در همين مورد مي گويد؛ «خيلي از استادهاي ما مشترک بودند.» ظريف دو بار در سازمان ملل متحد به عنوان نماينده ايران خدمت کرده است. او معاون حقوقي و روابط بين الملل وزارت امور خارجه بود. به نظر مي رسد ظريف بيشتر از آنکه عمرش را در ايران گذرانده باشد در ايالات متحده گذرانده است. ظريف دو فرزند دارد که هر دوي آنان در امريکا زندگي مي کنند. کريم سجادپور عضو موسسه کارنگي براي صلح بين المللي مي گويد؛ «در امريکا او نماد جمهوري اسلامي است و در ايران تندروها او را نماد امريکا مي دانند.» واشنگتن پست در ادامه مي نويسد؛ هنگامي که ظريف براي انجام ماموريتش به نيويورک رفت موهايش جوگندمي بود، اما پس از 5 سال موهاي او تقريباً سفيد است و اين در حالي است که او تنها 47 سال سن دارد. اين روزنامه ادامه داد؛ «حتي گفت وگوي غير رسمي ميان واشنگتن و تهران از زماني که دولت کارتر روابطش با ايران را پس از تسخير سفارت امريکا در سال 1979 قطع کرد، يک هدف اغوا کننده بوده است، هر دو کشور گشايش هايي اما به ندرت به طور همزمان براي طرف ديگر داشته اند.
اينديک که در دولت کلينتون خدمت مي کرد زماني را يادآوري کرد که او و دو مقام ديگر وزارت امور خارجه براي يک سخنراني کمال خرازي وزير امور خارجه وقت ايران به نيويورک رفته بودند. اينديک گفت؛ آنها در اطراف اتاق پراکنده بودند تا با او ملاقات کنند اما وقتي يک تماس دوجانبه براي معرفي پيشنهاد شد خرازي ظاهراً علائمش را متوجه شد و به سرعت آنجا را ترک کرد.
او افزود؛ «در فرصتي ديگر مادلين آلبرايت در نشستي کوچک در سازمان ملل درباره افغانستان شرکت کرد تا با همتاي ايراني اش تماس برقرار کند اما امريکا آن قدر کم از مقامات ايراني اطلاع داشت که متوجه نشد او معاونش را به جلسه فرستاده است. وزير امور خارجه در جلسه شرکت نکرده بود تا از جنجال احتمالي در کشورش در خصوص ديدار با آلبرايت جلوگيري کند.» واشنگتن پست در ادامه آورده است؛ «پس از حملات 11 سپتامبر ديپلمات هاي دو کشور ديداري واقعي را زماني که در يک اتاق قرار داشتند آغاز کردند. در سال 2001 ظريف فرستاده ايران به گفت وگو هاي سازمان ملل درباره آينده افغانستان پس از خلع طالبان بوده. او در بن آلمان به طور روزانه با جيمز رابينز فرستاده امريکا ديدار مي کرد. رابينز با اشاره به اينکه به علت درخواست اتحاد شمالي براي کنترل دولت جديد کنفرانس در حال فروپاشي بود، گفت؛ ساعت 2 صبح بود. اتحاد شمالي - يک جناح قومي که مورد حمايت امريکا، ايران و روسيه بود - اصرار داشت که 18 تن از 24 وزير را داشته باشد که با توجه به واقعيات جمعيتي و سياسي بسيار زياد بود. او افزود؛ در نهايت ظريف او را به کناري برد و در گوشش براي لحظاتي زمزمه کرد و پس از آن نماينده اتحاد شمالي بر سر ميز بازگشت و گفت؛ بسيار خوب من از اين درخواست دست بر مي دارم.
ظريف که در سال 2002 به عنوان نماينده ايران در سازمان ملل منصوب شد در سال 2003 سه بار با زلماي خليل زاد که در آن زمان کارمند شوراي امنيت ملي بود و يا سفير ريان کروکر در مورد افغانستان و عراق و واقعه بمب گذاري انتحاري مرگبار القاعده در رياض صحبت کرد. از آن زمان به بعد ظريف مسير دو ديپلماسي را ادامه داده است. او در سال 2005 با بحث بر سر ميز شام درباره برنامه هسته يي ايران با رابرت اينهورن مشاور سابق وزير امور خارجه در امور منع اشاعه که مورد حمايت گروه بحران بين المللي بود و به ميزباني جرج سوروس عضو شورا برگزار شد، موافقت کرد. اينهورن جزء آن دسته يي است که باور دارند ايران ارزش معامله کردن را دارد. او مي گويد؛ «مطمئن نيستم که در اين مقطع اين سياست سازنده باشد اما ظرف 6 تا 12 ماه اگر ايران به اين نتيجه برسد که يک معامله نياز دارد، هيچ کس بهتر از ظريف نمي تواند اين کار را انجام دهد.» ظريف سال گذشته در سمينار پرينستون از طريق ارتباط ويدئويي شرکت کرد زيرا نتوانست مجوز وزارت امور خارجه براي خروج از نيويورک را دريافت کند. در اين جلسه او در خصوص موضع ايران درباره هولوکاست تحت فشار گذاشته شد و همان طور تاکيد کرد که اعتقاد دارد هولوکاست اتفاق افتاده و البته سپس اين بحث را مطرح کرد که فلسطيني ها نبايد بهاي کشتارجمعي آلمان ها را بپردازند. در زماني که جيمز بيکر وزير امور خارجه اسبق امريکا بر روي گزارش گروه عراق کار کرد براي شام در محل اقامت مجلل ديپلماتيک ظريف به سنترال پارک رفت تا با او درباره همکاري در خصوص عراق صحبت کند. مهمترين بخش اين گزارش نهايي، دسترسي ديپلماتيک به ايران و سوريه براي کمک به ثبات عراق را توصيه کرد. واشنگتن پست در ادامه آورده است؛ «به رغم بسياري از نمايندگان گوشه گير ايران، ظريف اغلب در تلويزيون امريکا از چارلي رز شو تا سي اسپن ظاهر مي شد. اما تمايلش براي گفت وگو به معناي دست کشيدن از دفاع از مواضع کشورش نبود. او اصرار دارد که ايران به توسعه سلاح هسته يي تمايل ندارد و مي گويد ايران ثبات عراق را خواستار است و تکذيب مي کند که کشورش بکوشد هلالي شيعي را از ايران تا عراق، سوريه و لبنان ايجاد کند. وي در ماه فوريه در برنامه چارلي رز گفت؛ اين يک تاکتيک نادر است.
آنچه مقامات سابق امريکا و تحليلگران خاورميانه درباره ظريف دريافته اند تمايلش براي صحبت درباره راه حل هاي اختلافات سياسي است. متخصصان تسليحاتي او را در نشست با دانشمندان امريکايي براي مذاکره درباره راه هايي مي شناسند که اجازه دهد ايران اورانيوم غني کند و در عين حال تضمين کند که تهران نمي تواند از آن براي ساخت بمب استفاده کند.» در حالي که ظريف براي ترک سازمان ملل آماده مي شود هشدار مي دهد که زمان رو به پايان است. وي در ضيافت شام مرکز نيکسون گفت؛ حل مساله هسته يي دو سال قبل، يک سال قبل يا هفته قبل از الان بسيار آسانتر بود و خيلي ساده تر خواهد بود که اين مساله امروز حل شود تا دو يا سه ماه ديگر پس از آنکه قطعنامه ديگر شوراي امنيت عليه ايران تصويب شود. مي دانم که اگر شما اين مسير را دنبال کنيد چند قطعنامه ديگر خواهيد داشت و ما نيز چند سانتريفوژ بيشتر در نطنز خواهيم داشت.
ظريف در پايان مي گويد بسيار ناراحت است که نتوانسته کمکي به کوتاه شدن ديوار بلند بي اعتمادي ميان ايران و امريکا کند. ديوار بلند بي اعتمادي اصطلاحي است که محمد خاتمي در توصيف رابطه ايران و امريکا به کار برد.
گزارش واشنگتن پست به نقل از مارتين اينديک سفير سابق امريکا در اسرائيل در دوران رياست جمهوري بيل کلينتون اينگونه پايان مي يابد؛ داستان رابطه ما با ايران مانند داستان عبور کشتي ها در شب است. هر وقت ما آماده گفت وگو بوديم آنها آماده نبودند و هر وقت آنها آماده بودند ما آماده نبوديم. ما هيچ وقت نتوانستيم پشت يک ميز بنشينيم و گفت وگو کنيم. با وجود ظريف در امريکا بهترين بخت براي تحقق اين آرزو وجود داشت. بدون ظريف به وقوع پيوستن اين آرزو بسيار سخت تر خواهد بود.