پنج شنبه، 30 فروردين 1386 - شماره 1371
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: چهره‌ها
جاده قديم کرج لندن ، ويرجينيا مکزيکوسيتي و البته پاريس

عليرضا اشراقي

خب، کم کم دارد رخوت تعطيلات و يخ بي خبري مي شکند و خون به رگ هاي کار مملکت برمي گردد. تغيير و تحولات، اظهارنظرها، برکناري ها و انتصابات تازه همه و همه آغاز شده است. مي توان اميدوار بود که سبد چهره ها هم نوبرانه شود. بهار است ديگر، نام هايي که در عنوان اين هفته آمده همه لوکيشن و مکان فعاليت چهره هايشان بوده اند. يکي در کيلومتر 9 جاده قديم کرج کار مي کرده و حالا نمي کند، يکي لندن نشين است. ديگري زماني رايزن فرهنگي ايران در پاريس بوده، هنرمند کهنه کاري در ويرجينياي امريکا نقاشي مي کشد و سفير جديدي قرار است به مکزيکوسيتي برود. چه خبر است در اقصي نقاط عالم.

مدير نمونه يي که برکنار شد

يک مدير موفق ديگر از خانواده نحيف صنعت ايران کنار رفت. چند روزي است که مهندس سيدحسين اميري ديگر در دفتر خود در سومين شرکت بزرگ خودروساز ايران حاضر نيست. در کيلومتر 9 جاده قديم کرج، جاي او را مدير جوان و کم تجربه 28 ساله يي گرفته که بايد صبر کرد و ديد که با ميراث سلفش چه خواهد کرد. هرچه باشد اوضاع و احوال امروزي اين شرکت هيچ تناسبي با روزگاري که اميري به آن آمد ندارد. پيشينه شرکت پارس خودرو به قبل از انقلاب برمي گردد. اين شرکت در سال 1335 تأسيس شد و به نوعي از ابواب جمعي کمپاني عظيم خودروسازي جنرال موتورز امريکا به شمار مي آمد و تحت همان نام (جنرال موتورز ايران) و با توليد خودروهاي «جي ام» فعاليت مي کرد. خودروهايي مانند آريا، شاهين، جيپ صحرا، جيپ سيمرغ، شورولت ايران، بيوک و نوا از جمله اتومبيل هاي توليدشده در اين شرکت بود.

انقلاب که شد، مالک شرکت هم از ايران به امريکا رفت. با قطع رابطه ايران و امريکا ديگر شرکت نمي توانست به کار سابق خود ادامه دهد. پارس خودرو افتان و خيزان به فعاليت خود ادامه داد. اما روز به روز بر مشکلات مالي آن افزوده مي شد. تا اين که مسوولان شرکت به سراغ کمپاني خودروسازي نيسان ژاپن رفتند. پاترول نتيجه همين رويکرد تازه بود. اتومبيلي که زماني يکي از لوکس ترين ماشين هاي ايران به شمار مي آمد. تا قبل از آن که مهندس اميري به پارس خودرو بيايد، يک دوجين مديرعامل سکان هدايت شرکت را به دست گرفته بودند و البته هر يک آن را به راهي برده بودند.

سر و کله سيدحسين اميري در سال هاي نخستين دهه 70 پيدا شد. او در ابتدا به عنوان يکي از اعضاي هيات مديره شرکت تازه تاسيس ساپکو منصوب شد. با گذشت چند سال، اميري مديرعامل شرکت پارس خودرو شد که حالا ديگر از زيرمجموعه هاي خودروسازي بزرگ «سايپا» به شمار مي آمد. در عين حال، اميري مدتي نيز با عنوان قائم مقام مديرعامل «سايپا» يعني احمد قلعه باني فعاليت کرد. هرچه باشد، اين دو نفر با هم وارد صنعت خودروسازي کشور شده بودند. مهندس اميري مديرعامل مرکز تحقيقات و نوآوري صنايع خودرو سايپا نيز بود. در همان دوران مدل جديد خودرو پرايد با نام «پرايد141» توسط اين مرکز طراحي شد و توسط اميري به کارخانه پارس خودرو رفت تا در آنجا توليد شود. در عين حال تلاش براي توليد و مونتاژ اتومبيل ديگري با نام «ماکسيما» در شرکت پارس خودرو آغاز شد. ماکسيما هم تا قبل از آزادسازي واردات خودرو، گران ترين و لوکس ترين خودروي ايران به شمار مي آمد.

با گذشت بيش از هشت سال از حضور مهندس اميري در شرکت پارس خودرو به راحتي مي توان سير تحول اين شرکت را بررسي کرد. اين شرکت که روزگاري در آستانه ورشکستگي و تعطيلي بود، امروز بيش از 5500 پرسنل دارد که حدود 2 هزار نفر آنان در دو سال اخير مشغول کار شده اند. گفته مي شود اکنون پارس خودرو نزديک به سه چهارم محصولات گروه خودروسازي سايپا را توليد مي کند. به غير از بخشي از تيراژ توليد پرايد، خودروهايي نظير ماکسيما، رونيز و رنو نيز در پارس خودرو توليد مي شود. مدت زمان زيادي نيست که اتومبيل مگان نيز از سوي اين شرکت عرضه شده است.

پارس خودرو هم اکنون سومين خودروساز بزرگ ايران است. در عين حال يکي از سودده ترين شرکت هاي زيرمجموعه گروه خودروسازي سايپا است. سايپا به نوبه خود بزرگترين شرکت و پرسودترين شرکت زيرمجموعه سازمان گسترش و نوسازي وابسته به وزارت صنايع ايران است. جالب آن که ميزان دارايي هاي شرکت پارس خودرو در ابتداي مديريت مهندس اميري حدود 500 ميليارد تومان بود که اکنون به 2200 ميليارد تومان افزايش يافته است. اکنون پارس خودرو نزديک به 15هزار سهامدار حقوقي و حقيقي دارد. تيراژ توليد خودروسازي پارس خودرو در سال 80 کمتر از 15 هزار دستگاه بود. پارس خودرو در سال 84 با رشد 120 درصدي در توليد خود مواجه شد و نزديک به 90 هزار خودرو توليد کرد. اين مقدار بالاترين رشد توليد در خودروسازي کشور بود. اميري به واسطه فعاليت هاي خود در بهبود وضعيت اين شرکت دولتي در 11 ارديبهشت سال 85، جايزه واحد نمونه صنعتي کشور در سال 84 را از رئيس جمهوري دريافت کرد. در سال 85 نيز با يک رشد 100درصدي در ميزان توليد شرکت روبه رو بوديم که باز بالاترين رشد توليد در ميان صنايع کشور به شمار مي رفت. نزديک به 180هزار خودرو در سال گذشته در پارس خودرو توليد شد. دستيابي به اين رقم حتي دو سال پيش نيز براي شرکت خواب و خيال بود. رشد بهره وري يا راندمان نيروي کار در اين شرکت در سال 84 نزديک به 60 درصد بود و انتظار مي رود که در سال 85 باز هم رشد داشته باشد. پارس خودرو در جمع صد شرکت برتر ايراني قرار گرفت. سود سهام اين شرکت در سال 82 مبلغ 38 ريال بود اما در سال 84 هفت برابر شد و به 262 ريال رسيد. گفته مي شود که رشد سود هر سهم پارس خودرو در سال 85 نسبت به سال 84 نزديک به 100درصد بوده است. هر چقدر هم که به اين اعداد و ارقام به ديده شک بنگريم و پريشاني و ناهمخواني آمار در ايران را خاطرنشان کنيم، باز هم کار مهندس سيدحسين اميري در شرکت پارس خودرو کارستان بوده است. او حتي از سوي وزير کار دولت آقاي احمدي نژاد به عنوان کارآفرين در سال 84 شناخته شده است. نخستين زمزمه هاي برکناري سيدحسين اميري در سال 84 و همزمان با آغاز به کار طهماسبي به عنوان وزير جديد صنايع و معادن شنيده شد. گفته مي شد که اميري، پيش از اين آقاي طهماسبي را از سمت مشاور پارس خودرو عزل کرده بود و حالا نوبت به خود او رسيده بود. هرچه بود، گويا مديرعامل گروه خودروسازي سايپا احمد قلعه باني در برابر عزل او مقاومت به خرج مي دهد. اين مقاومت حتي تا آستانه کنارگذاشته شدن (يا رفتن) قلعه باني هم پيش رفت. اما انگار بالاخره او نيز کوتاه آمد و رضا داد تا حکم برکناري يار قديمي اش را امضا کند. تنها انتقادي که در اين همه مدت از سيدحسين اميري شده راجع به شيوه مديريت از راه دور و عدم حضور کافي او در پارس خودرو بوده است. البته بايد مسائل زيرپوستي را هم در نظر داشت. اميري يکي از چهره هاي فعال و مؤثر در انعقاد قرارداد توليد خودروي «ال 90» يا «لوگان» (و يا «تندر») بود که از مدافعان سرسخت اين پروژه به شمار مي آمد. طرف خارجي اين پروژه شرکت خودروسازي رنو فرانسه بود. اميري يکي از اعضاي هيأت مديره ايراني- فرانسوي شرکت رنوپارس به عنوان مجري قرارداد ال 90 هم بود. هرچه باشد طهماسبي، وزير جديد صنايع و معادن، نظر خوشي نسبت به اين قرارداد نداشت و پيش از آن که وزير شود هم در مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي تلاش هاي بسياري براي مخالفت با آن کرده بود.

در اولين روز کاري اين هفته مراسم توديع مهندس اميري و در واقع معرفي مديرعامل جديد پارس خودرو برگزار شد. حالا مديرعامل جوان اين شرکت زير سايه سنگين دستاوردهاي اميري بايد کار خود را آغاز کند. نشستن روي صندلي نجات دهنده شرکت پارس خودرو جسارت مي خواهد. راستي، از آقاي اميري چه خبر؟ او چه مي کند؟

از مولانا و پرونده هسته يي

حجت الاسلام دکتر سيد رحمان رحيم صفوي برادر سردار يحيي رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران است. او بيش از ده سال است که در انگلستان سکونت دارد و رئيس آکادمي مطالعات ايراني در لندن است. اين مؤسسه تلاش مي کند در زمينه موضوعات اجتماعي، سياسي و فرهنگي امروز ايران تحقيق کند. برقراري گفت وگو با نخبگان غربي، تشريح نقطه نظرهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي ايران و برگزاري سمينارها و کنفرانس هاي مختلف در زمينه ايران و اسلام از ديگر اهداف آکادمي مطالعات ايراني لندن است. دکتر صفوي علاوه بر اين که ژورنال فلسفه معاصر را در اين مؤسسه منتشر مي کند، اقدام به انتشار کتاب هاي مختلفي نيز به زبان انگليسي کرده است که از جمله آنها يکي هم درباره گفت وگوي تمدن هاست. روزهاي 22 تا 25 دي ماه سال گذشته با تلاش آکادمي مطالعات ايراني لندن نخستين دوره مسابقات اروپايي ورزش هاي باستاني و کشتي پهلواني برگزار شد. به گفته دکتر صفوي آکادمي مطالعات ايراني لندن بيش از هفت سال است که ورزش باستاني را در دانشگاه ها و مراکز علمي و اجتماعي انگلستان و اروپا از طريق نمايش، سخنراني و ارائه مقالات معرفي مي کند. دکتر صفوي در علم ديپلماسي هم سررشته دارد. در آخرين روزهاي سال گذشته او از سوي «ACD» يا مؤسسه ديپلمات هاي برجسته (که گويا اولين باشگاه اروپايي ديپلمات هاست) دعوت شده بود تا سخنراني کند. پس از آزادي ملوانان انگليسي نيز نشريه «ساندي تايمز» به سراغ دکتر صفوي مي رود و گلايه او را از ناسپاسي بريتانيايي ها پس از آزاد شدن ملوانان نقل مي کند.

دکتر صفوي رئيس موسسه تحقيقات استراتژيک اسلامي در تهران نيز هست. در دسامبر سال 2005 ميلادي او به دعوت دانشگاه خاور نزديکً قبرس شمالي در «نيکوزيا»، براي سخنراني در کنفرانس بين المللي مولوي شرکت کرد و در آنجا مقاله يي در اثبات تشيع مولانا ارائه داد که براي حضار جالب توجه بود. او نظريه تصادفي بودن و عدم وجود ساختار در مثنوي مولوي را رد کرد و از 60 شاهد مثال از اشعار مولانا براي اثبات تشيع او بهره مي گيرد. صفوي در بخشي از مقاله خود مي نويسد؛ «هر يک از دفاتر شش گانه مثنوي مولوي، شامل دوازده داستان بلند و در مجموع 72 داستان است. تکرار عدد دوازده در شش دفتر مثنوي معنوي اتفاقي نيست، بلکه اشارتي به دوازده امام از اهل بيت نبوت و رسالت است و عدد 72 اشاره به شهداي کربلاست که در سماع مولويه نيز از آنان به نام «شهداي دشت کربلا» ياد مي شود. در مقبره مولانا در قونيه نيز نام چهارده معصوم در گرداگرد سقف حک شده است که به وضوح، بيانگر تشيع مولانا جلال الدين محمد بلخي خراساني است.» اما آنچه که موجب شد به دکتر سلمان صفوي به عنوان يکي از چهره هاي اين هفته بپردازم، گفت وگوي او با سايت فارسي راديو بي بي سي بود. پس از گفت وگويي که دکتر صفوي در سال 84 با سايت خبري بازتاب درباره پرونده هسته يي ايران داشت، اين دومين باري بود که اظهارنظر او را در اين مورد مي ديدم. در گفت وگوي اول دکتر صفوي خاطرنشان کرده بود که «گذشت زمان به نفع ايران نخواهد بود.» در عين حال او معتقد بود که امريکا درصدد «خريد زمان از ايران غاستف تا نوبت به خود ايران برسد. به گفته دکتر صفوي «در چارچوب استراتژي امريکا در خاورميانه، نوبت ايران پس از تثبيت امريکا در افغانستان، عراق، لبنان و سوريه است. طي اين مدت بايد ايران را به طريق نرم افزاري با جنگ رواني و فشارهاي سياسي به دست خودش تضعيف کرد.» پيشنهاد او اين بود که «مناقشات موجود بين ايران و امريکا پيرامون مسائل هسته يي، فلسطين، عراق، افغانستان و حزب الله بايد با ديپلماسي و گفت وگو حل وفصل شود.» به گفته سلمان صفوي «ايران آمادگي دارد که حافظ صلح و امنيت در منطقه خاورميانه و آسياي مرکزي باشد و با تروريسم در منطقه مقابله کند و در مقابل، امريکا بايد ايران را به عنوان قدرت اول منطقه يي بپذيرد و در منافع منطقه يي، او را سهيم بداند.» او تاکيد مي کرد که «امريکا ابرقدرت جهاني است، ليکن ايران به عنوان قدرت اول منطقه، قادر است نقش خود را به امريکا بقبولاند و به عنوان يک واقعيت انکارناپذير، آنها را ناچار به پذيرش و کنار آمدن کند.»

در گفت وگوي سال 84 دکتر صفوي با سايت بازتاب، او از اين که اروپا به عنوان طرف مذاکره هسته يي ايران انتخاب مي شود، گلايه مي کند. در گفت وگوي اخير با بي بي سي نيز او راهکار برون رفت پرونده هسته يي از وضعيت کنوني را يک معامله نقد در برابر نقد مي داند و مي گويد؛ «ايران اگر يک پکيج (بسته)، يک پيشنهاد جامع دريافت بکند که در آن دو طرف نقد عمل بکنند، آن موقع حاضر است راجع به هر مساله يي گفت وگو بکند. مشکل اصلي که الان وجود دارد اين است که در واقع آنها از ما نقد مي خواهند، يعني غني سازي اورانيوم را متوقف کنيم و در مقابل قول هاي نسيه يي به ما مي دهند که مثلاً ما آب سبک، يا تکنولوژي هسته يي - آن هم بدون تاريخ مشخص - به شما مي دهيم، شما را عضو سازمان تجارت جهاني مي کنيم و حرف هايي از اين دست. کي؟ معلوم نيست.» در کنار موضوع هسته يي آقاي دکتر صفوي نظر خود درباره عملکرد دولت را نيز بيان مي کند. به عقيده او؛ «به نظر مي رسد که مساله گراني يک واقعيت باشد. بخشي از کالاهاي ايراني و به خصوص مسکن در دوره جديد به نحو بسيار چشمگيري افزايش يافته است که اين قابل قبول نيست. مساله فرار سرمايه هاي ايران يک واقعيت است. متاسفانه بخش زيادي از سرمايه بخش خصوصي از کشور منتقل شده است. به نظر مي رسد که سياست هاي دولت در چارچوب چشم انداز برنامه بيست ساله ايران که چشم انداز کلان حکومت بوده، نيست.» او ازکم کاري در زمينه اجراي اصل 44 گلايه مي کند و درباره اظهارات محمود احمدي نژاد درباره هولوکاست مي گويد؛ «من شخصاً ضروري نمي بينم که رئيس جمهوري ايران در اين باره موضعگيري کند.» شايد روزي آقاي دکتر سلمان صفوي را در جايگاه يک ديپلمات رسمي ببينيم.

گاوان فرانسوي و رايزن فرهنگي

سه شنبه شب هفته گذشته، دکتر حجت الله ايوبي، معاون اجتماعي وزارت کشور، در برنامه گفت وگوي ويژه خبري شبکه دو سيما حاضر شد و در مقابل اميررضا خادم نماينده مردم تهران که از موافقان طرح تغيير ساعت بود، به دفاع از عدم تغيير ساعت پرداخت. يکي از استدلال هاي دکتر ايوبي براي تغيير ندادن ساعت جالب بود. او با اشاره به اقامت چند ساله خود در فرانسه گفت؛ «در يکي از برنامه هاي تلويزيون فرانسه ديدم که کشاورزي در کنار گاو خود ايستاده بود و اظهار مي کرد که چگونه من به اين گاو بفهمانم که بايد يک ساعت زودتر شير بدهد؟» استدلال آقاي دکتر ايوبي دامنه دار و نقل محافل مختلفي شده و در اين هفته نيز بازتاب ها و انتقادات فراواني داشت. حجت الله ايوبي شمالي است. دانش آموخته دانشگاه امام صادق (ع) در رشته علوم سياسي است. دوستاني که آقاي ايوبي را در آن زمان مي شناختند، مي گويند ايشان هنگام ظهر در محوطه دانشگاه امام صادق با صدايي خوش بانگ اذان سر مي داده است. او براي ادامه تحصيلات در مقطع دکتراي رشته احزاب سياسي و انتخابات به دانشگاه ليون فرانسه مي رود. پس از فراغت از تحصيل، ايوبي رئيس دانشکده علوم سياسي دانشگاه امام صادق(ع) مي شود. درس جامعه شناسي سياسي او در آن زمان پرطرفدار بود. دانشکده سياسي با مديريت او دوران به نسبت خوبي را پشت سر گذاشت. در عين حال دکتر ايوبي در دانشگاه تولوز فرانسه نيز تدريس مي کرد و به واسطه همين ارتباط موفق شد قراردادي با دانشگاه تولوز منعقد کند و سالانه دو دانشجوي دانشگاه امام صادق (ع) را به فرانسه اعزام کند. ايوبي مدتي نيز در بخش معاونت پژوهشي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران مشغول به کار بود. پس از مدتي و با انتصاب صادق خرازي به عنوان سفير ايران در فرانسه دکتر ايوبي نيز به عنوان رايزن فرهنگي ايران دوباره به اين کشور رفت. ساختمان رايزني فرهنگي که پيش از انقلاب اسلامي خريداري شده، در بهترين منطقه پاريس (پاريس ششم) واقع شده است. در اين منطقه حدود 500 گالري هنري وجود دارد و مراکز مهمي همچون مجلس سنا، مقبره مشاهير، انستيتوي کاتوليک، پارک لوکزامبورگ و ... در آن واقع شده اند. به اذعان بسياري از افراد رايزني فرهنگي ايران در فرانسه با حضور آقاي ايوبي تکان اساسي خورد و يکي از شکوفاترين دوره ها را به خود ديد. برنامه هاي فرهنگي بسياري با سعه صدر و گسترش دايره هنرمندان ايراني مدعو برگزار شد. سال گذشته هنرمندان ايراني براي اولين بار در برنامه جشن شب سفيد فرانسه که از ساعت 19 عصر آغاز مي شود و تا 7 بامداد روز بعد ادامه مي يابد، شرکت کردند. اين جشن هرساله در هفته اول ماه اکتبر اجرا مي شود و در آن هنرمندان کشورهاي مختلف در پاريس گرد هم مي آيند و تا سپيده دم در نقاط مختلف شهر به اجراي برنامه هاي فرهنگي و هنري مي پردازند. ايوبي موفق شد مجموعه تاريخي بزرگ «آرشيو ملي پاريس» را که در قلب اين شهر واقع شده و مکان تاريخي بسيار معروفي است، براي اجراي برنامه به دست آورد. کنسرت بزرگ چهل دف در جشن موزيک پاريس که به همت رايزني فرهنگي برگزار شده بود، استقبال بيش از پنج هزار نفر را به دنبال داشت. همين جا اشاره کنم که رايزن فرهنگي ايران در فرانسه رئيس خانه فرهنگ ايران در اين کشور نيز هست. خانه فرهنگ ايران يکي از 54 عضو خانه فرهنگ جهان است. سال گذشته خانه فرهنگ ايران در پاريس از سوي شهرداري اين شهر به عنوان يکي از مراکز فرهنگي فعال شهر پاريس برگزيده شد. اين خانه فرهنگ کوچک گاه در يک روز مورد بازديد صدها فرهنگ دوست فرانسوي واقع مي شد. برگزاري فستيوال تراولينگ تهران نيز يکي ديگر از اتفاقاتي بود که ايوبي نقش مؤثري در آن داشت. اين فستيوال طبق روال هرساله اش سينماي يک کشور راـ با تم اصلي پايتخت آن کشورـ مرور مي کند. چهاردهمين دوره فستيوال تراولينگ درباره تهران بود. در برگزاري مراسم تقدير يونسکو از عزت الله انتظامي در مهرماه سال 85 نيز خانه فرهنگ ايران نقش بسزايي داشت. دکتر ايوبي رئيس خانه فرهنگ ايران به آقاي بازيگر کشورمان لوح يادبودي نيز اعطا کرد.

با آغاز کار دولت جديد، انتظار حضور دانش آموختگان دانشگاه امام صادق در مناصب و پست هاي مهم دولتي مي رفت و همين اتفاق نيز افتاد. از جمله يکي از هم دانشکده يي هاي آقاي ايوبي به سمت معاون اموراجتماعي و شوراهاي وزارت کشور انتخاب شد. بهمن ماه سال گذشته اين هم دانشکده يي جاي خود را به دکتر ايوبي داد و بدين ترتيب رايزن فرهنگي ايران در فرانسه معاون وزير کشور شد. اگرچه پيش از آن زمزمه انتصاب ايوبي به عنوان رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور نيز شنيده مي شد. صفحه 7 روزنامه جمهوري در تاريخ 17 بهمن ماه سال گذشته جالب توجه بود. اين صفحه پïر بود از آگهي هاي تبريک به دکتر ايوبي با متن و شکل يکسان از سوي شوراي شهر و شهرداري هاي کلارآباد و نشتارود و عباس آباد و سلمانشهر و تنکابن. به هر حال انتصاب دکتر ايوبي با توجه به تخصص و رشته دانشگاهي اش کاملاً موجه بود. او از مدت ها پيش نظرياتي در باب نحوه برگزاري انتخابات در ايران داشت و حتي در اين زمينه کتاب کوچکي را نيز منتشر کرده بود. دکتر ايوبي تحت تاثير شيوه انتخاباتي فرانسه از نظام گزينش و تاييد صلاحيت داوطلبان انتخابات توسط شوراي نگهبان دفاع مي کرد. او حتي پيشنهاد مي داد که کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري، همانند شيوه يي که در فرانسه مرسوم است، بايد امضاي حمايت لااقل 500 شخصيت برجسته سياسي، فرهنگي، اجتماعي و علمي را کسب کنند تا بتوانند وارد کارزار رقابت شوند. هنوز از آغاز به کار دکتر ايوبي در سمت معاونت امور اجتماعي و شوراهاي وزارت کشور سه ماه نگذشته است. در اين مدت کوتاه او موفق به تشکيل اداره کل سازمان هاي مردم نهاد (همان «ان جي او»هاي خودمان) در وزارت کشور شده است. ايوبي علاقه بسياري به مطالعات تطبيقي در زمينه سياستگذاري دولت ها و کشورهاي مختلف دارد و معتقد است که بايد از تجربيات دنيا در جهت حل مسائل اجتماعي کمک گرفت و آنها را بومي کرد. با همين هدف او توانست تفاهم نامه يي ميان وزارت کشور و دانشگاه تهران منعقد کند. هرچه باشد آقاي ايوبي استاد دانشگاه تهران نيز هست و پل ارتباطي خوبي بين وزارت کشور و اين دانشگاه بود. بدين ترتيب چندي پيش کرسي بين المللي مطالعات تطبيقي توسعه و سلامت اجتماعي در دانشگاه تهران تأسيس شد.

از همه اينها که بگذريم برمي گرديم به اظهارات دکتر ايوبي در برنامه ويژه گفت وگوي خبري شبکه دو سيما. همان طور که گفتم استدلال هاي او در دفاع از عدم تغيير ساعت واکنش هاي بسياري را برانگيخت. يکي از اين واکنش ها در وبلاگ يکي از دانشجويان امام صادق (ع) خواندني است؛ «من سال ها پيش دانشجوي آقاي دکتر ايوبي بودم. ايشان به ما جامعه شناسي سياسي درس مي دادند. در طول سال ها شاگردي و همکاري دانشجويي با ايشان هيچ گاه شاهد نظرات اين چنيني از ايشان نبوديم، چه اتفاقي افتاده است که استاد بزرگوار ما در دفاع از يک تصميم دولتي به چنين دلايل و شواهدي استناد مي کنند؟» آقاي ايوبي بهتر مي داند، لابد.

نقاش شاهزاده خانم هاي قجري در «ويرجينيا»ي امريکا

گالري هما از روز 24 فروردين ماه سال جاري گزيده يي از آخرين تابلوهاي نقاشي ناصر اويسي را به نمايش گذاشته است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، براي اولين بار است که نمايشگاه انفرادي اين هنرمند نقاش در داخل کشور برپا مي شود. پيش از اين البته نگارخانه چنگيزيان آثار چاپ هنري ناصر اويسي را نمايش داده بود. آقاي ناصر اويسي متولد سال 1312 در شهر تهران است. تحصيلات خود را در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران به پايان رساند و بعد يکباره سوداي سفر به ايتاليا و شهر رم کرد و در دانشکده هنرهاي زيباي آنجا ادامه تحصيل داد. او مدتي نيز ديپلمات و وابسته فرهنگي سفارت ايران در کشورهاي ايتاليا و اسپانيا بود. اين هنرمند در دهه 40 شمسي از پيشروان هنري کشور به شمار مي رفت. در حقيقت، اويسي يکي از ستون هاي اصلي مکتب هنري نقاشي معروف به «سقاخانه» است. اصطلاح «سقاخانه» براي نخستين بار توسط «کريم امامي»، مترجم، روزنامه نگار و منتقد، براي توصيف آثار گروهي از هنرمندان ايراني که مي کوشيدند پلي ميان سنت و مدرنيسم بنا کنند، به کار برده شد.

با ظهور خط در نقاشي در آغاز دهه 40 شمسي، بينندگان به ياد حال وهواي سقاخانه ها مي افتادند و اين نام از آن زمان به بعد، به همه هنرمندان نقاش، مجسمه ساز و ساير هنرمندان فعال در هنرهاي تجسمي که در کار خود از فرم هاي سنتي هنر ايران، به عنوان نقطه شروع و ماده خام استفاده مي کردند، تعميم يافت. در شاخه هنرمنداني که گرايش به تلفيق عناصر سنتي با شيوه هاي هنر مدرن داشتند، نام هايي چون مسعود عربشاهي، جعفر روح بخش، پرويز تناولي، ناصر اويسي و ژازه طباطبايي مي درخشيدند. برخي از اين افراد بعدها در زمره نقاشان مکتب سقاخانه قرار گرفتند. خاستگاه نقاشان فعال اين مکتب دانشکده هنرهاي تزئيني بود. فعاليت اين عده نقاشان مورد توجه دولت وقت قرار گرفت. آنان سعي داشتند به نوعي ميراث گذشتگان را در قالب هاي امروزي بازسازي کنند. اين شيوه، به دليل کسب امتياز در مجامع هنري بين المللي و به لحاظ داشتن هويتي ايراني، مورد توجه کارگزاران فرهنگي وقت قرار گرفت.

در چهارمين بي يًنال تهران که در سال 1343 برگزار شد ناصر اويسي موفق به کسب جايزه شد. و بدين ترتيب مکتب سقاخانه جنبه يي رسمي به خود گرفت. اويسي در تمام دوران فعاليت حرفه يي خود به دستاوردهاي به دست آمده از مکتب سقاخانه وفادار مانده و در آثار خود تنها به بسط و بازنگري آن پرداخته است. مايه نقاشي هاي اويسي به آثار به جا مانده از دوران سلجوقي، صفويه، قاجاريه و گاه عهد باستان برمي گردد. شهزادگان سوار بر اسب و شاهزاده خانم هاي غنوده در کنار خطوطي محکم و رنگ هايي زنده و گاه با نيم بيتي خط خوش معلق در فضا، تًم اصلي کارهاي اويسي است. البته در آخرين کارهاي او که در گالري هما به نمايش گذاشته شده، چهره ها و صورت هايي که به تيپ مردمان آسياي ميانه و تاجيکستان و ازبکستان نزديکند و نيز زنان زيباروي آسياي جنوب شرقي و سيام و تايلند و... نيز جاي خود را باز کرده اند. چندي پيش به واسطه دوستي کتابي را ديدم که در آن مجموعه يي از نقاشي هاي اويسي بود. نام کتاب «آيين زناشويي در ايران» بود و توسط فردي با نام «بيژن مريداني» نوشته شده بود و توسط انتشارات «اينرلايرز» کاليفرنيا به چاپ رسيده بود. نقاشي هاي اين کتاب اثر ناصر اويسي بود. او تاکنون برنده جوايز متعددي از جمله جايزه اول تهران (1957)، بورس بي ينال تهران (1960)، جايزه اول طراحي تهران (1961)، جايزه بزرگ بي ينال تهران (1962 و 1964)، جايزه بزرگ نمايشگاه بين المللي موناکو (1974) و جايزه طلا در ايتاليا (1979) بوده است.

اويسي در سال 1995 موفق به دريافت کليد طلاي شهر مونترال کانادا به عنوان هنرمند ارزنده سال شد. وي سال بعد به تکثير لوح کوروش بر روي طلاي 18عيار پرداخت. متن اين لوح تاريخي در دفاع از حقوق انساني است که در سال 539 پيش از ميلاد مسيح نوشته شده است. برخي از آثار ناصر اويسي در موزه ها و مجموعه هاي مختلف داخل و خارج کشور از جمله موزه نياوران و موزه هنرهاي معاصر تهران نگهداري مي شود. با وجود آن که اين هنرمند سال هاست که در ايالت «ويرجينيا»ي امريکا ساکن است و از محيط هنري و فرهنگي ايران به دور، اما شيوه منحصر به فرد اويسي در بازيافت انديشه موجود در نقش مايه هاي سنتي ايران، در دانشکده ها و محافل هنري کشور مورد تقليد هنرجويان جوان بسياري بوده است.

چهره هاي از قلم افتاده

معمر قذافي؛ رهبر ليبي به تازگي با سخنراني بي سابقه خود، بسياري را غافلگير کرد. قذافي که به رغم شافعي بودن مردم کشورش و نزديکي آنان به تشيع، به ناصبي مشهور بوده و سابقه تحرکاتي عليه ايران را هم داشته است، در اين سخنراني، علاوه بر تجليل از مذهب شيعه، به دفاع از ايران پرداخته و آشکارا به غرب و کشورهاي اسلامي وابسته به آن تاخته است. وي همچنين ضمن شيعي دانستن سنت هاي مردم آفريقا، از قصد خود براي تشکيل دولت فاطمي دوم در شمال آفريقا نظير دولت فاطمي مصر (در هزار سال پيش) خبر داده است.

بابک يکتافر؛ اين آقا سردبير نشريه اينترنتي «واشنگتن پريزم» است. اين سايت اينترنتي در ايران فيلتر شده و به اصطلاح بسته است، اما خبرگزاري «ايرنا» به تازگي با بابک يکتافر گفت وگويي درباره پرونده هسته يي ايران انجام داده است. پيش از اين جسته و گريخته ترجمه مقالاتي از يکتافر را در برخي نشريات ايراني مي خوانديم. در مصاحبه اخير او گفته است؛ «من هم مانند رئيس جمهوري ايران ايستادگي در برابر قدرت هاي بزرگ و زير سوال بردن «نظم جهاني» را قبول دارم.» يکتافر همچنين با اشاره به تصويب قطعنامه ضدايراني در شوراي امنيت گفته؛ «ايران مي تواند هر نوع سختي منتج از تحريم ها را تحمل کند و منتظر بماند تا دور بعدي انتخابات رياست جمهوري امريکا برگزار شود ولي اين اقدام ممکن است با خطر ماجراجويي نظامي دولت فعلي امريکا يا ايجاد مشکلات داخلي از سوي برخي عناصر مواجه شود که بايد با هشياري به آنها توجه نمود.»

پل ولفوويتز؛ اين جنگ سالار امريکايي که حالا رئيس بانک جهاني است، قصد کناره گيري به دليل رسوايي پيش آمده ندارد. طبق قوانين بانک جهاني برقرار کردن روابط عاطفي بين کارمندان سازمان ممنوع است. اما آقاي ولفوويتز براي عشق تازه اش گفته اجازه بي اجازه، معشوقه او يک خانم ليبيايي با مادري سوري است که تبعيت تونس و انگلستان و عربستان سعودي را هم دارد و کارمند وزارت امورخارجه امريکا نيز هست. آقاي ولفوويتز فقط يک اشتباه کوچک کرده. حقوقي که براي دوست دخترش در نظر گرفته بيشتر از حقوق کاندوليزا رايس وزير امورخارجه امريکا بوده است.

محمدحسن قديري ابيانه؛ اين نام سفير جديد جمهوري اسلامي ايران در مکزيک است. قديري ابيانه 54 سال دارد و از قديمي ترين نيروهاي وزارت امور خارجه است که از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون همواره سمت هايي را در دولت هاي مختلف با گرايش هاي مختلف داشته است. وي دکتراي علوم دفاعي استراتژيک با گرايش مديريت استراتژيک و دکتراي معماري با گرايش شهرسازي دارد. در دوران حضور ابيانه به عنوان رايزن مطبوعاتي سفارت ايران در ايتاليا او با فرزند صاحب کمپاني فيات ادواردو آنيلي آشنا شد. کسي که بعدها به دين اسلام گرويد و به طرز مرموزي درگذشت. گفتني است روابط با کشورهاي پاناما، نيکاراگوئه و گواتمالا در امريکاي لاتين نيز به عهده سفارت ايران در مکزيکوسيتي است و سفير ايران در اين کشورها به صورت آکرديته فعاليت مي کند. علاوه بر اين، رابطه با کشورهاي هندوراس، السالوادور و کاستاريکا نيز برعهده سفارت کشورمان در مکزيک است.

عناوين اين صفحه
جاده قديم کرج لندن ، ويرجينيا مکزيکوسيتي و البته پاريس
چهره هاي از قلم افتاده

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام