
کامران معتمدي
رکود در موسيقي دلنشين ايراني يا همان موسيقي کلاسيک ايراني چيزي است که ذهن بسياري از موسيقي دوستان و موسيقيدانان ايران را هميشه به خود مشغول کرده است و راه هاي برون رفت از آن همواره يکي از مشاجره آميز ترين و در عين حال جذاب ترين بحث هاي مرتبط با موسيقي ايران است. دعوايي که بسيار شبيه ديگر عرصه هاي فرهنگ و هنر ما است. چيزي شبيه دعواي هميشگي سنت و مدرنيته. گروهي چنان به سنت و شيوه هاي قديمي تدريس و نوازندگي چنگ زده اند که در هنگام نواختن، نزديک ترين دوره يي که حس مي شود صد سال پيش است و گروهي نادانسته و تجربه نکرده سر در پي ساخت کارهاي مدرن دارند. کارهايي که غالباً هم ساخته نمي شوند و در حد شعار باقي مي مانند. اما در اين بين افرادي همچون حسين عليزاده هم هستند که بدون ادعا و هياهو فرزند زمان خود هستند و دلسوزانه و عاشقانه بدون آنکه ذره يي از کيفيت کارهاي خود بکاهند و سر در پي فروش زياد و مد روز داشته باشند دائماً دست به نوآوري مي زنند و موسيقي، اين ترکيب حيرت انگيز صدا را، زنده نگه مي دارند در حالي که هميشه آواي ايراني بودن را نيز مي توان از لابه لاي کارهايشان شنيد.
«زماني که براي استاد نوازندگي و آهنگسازي ايران حسين عليزاده کار مي کني، زندگي ديگر چيزي جز نواي زيباي سازها نيست.»
حسين عليزاده، نوازنده، آهنگساز و نامزد جايزه گرمي در سال 2006، بدون شک يکي از خلاق ترين، بادقت ترين و مهم ترين چهره هاي موسيقي معاصر کشور است و با آنکه همواره به موسيقي سنتي و قديمي ايراني عشق ورزيده ولي همواره سعي کرده است تا با نوآوري هاي خود چشم اندازهاي جديدي را با و بر اين نوع از موسيقي باز کند. او اين بار با رهبري گروه «هم آوايان» به تور امريکاي شمالي رفته است تا سفيري باشد که مثل سال هاي گذشته تفسير و نوع جديدي از موسيقي کلاسيک ايران را به گوش جهانيان برساند. کنسرت هايي که يکي از بارزترين نکات آن توجه بسيار زياد و همراه با رشد مخاطبان غيرايراني آن است. عليزاده با تنظيم چندين دفعه قطعات و اين بار پيوستگي موضوعي اشعار (زندگي و اميد) مورد استفاده در کنسرت که در گروه هاي ايراني به ندرت اتفاق افتاده است کارهايي بزرگ خلق کرده است. عليزاده کسي است که همواره در اين سال ها کوشيده است تا موسيقي صلب و نامنعطف سنتي ايران را که همچون تابويي در برابر همگان جلوه کرده است به چالش بکشد و تا به اينجا که بسيار موفق بوده است. او جوانان را وارد گود کرده و خود به عنوان اصلي ترين مشوق و راهنما در کنار آنهاست. او انتقال دانش و تجربيات خودش به جوانان و نوآوري و خلاقيت در موسيقي با همين جوان ها را مهم ترين دغدغه حرفه يي اش قرار داده است. در اين تور افسانه رسايي تک خوان مشهور که يکي از اعضاي فعال گروه هم آوايان هم هست و در کارهاي گذشته هم در کنار عليزاده بوده، پوريا اخواص 25ساله که حالا ديگر يکي از خواننده هاي خوب کشورمان شده، پژمان حدادي نوازنده تنبک و دف و دوقلوهاي عليزاده - صبا با کمانچه و نيما با رباب - استاد را که شورانگيز مي نوازد همراهي مي کنند.
آناستازيا سايلاکسي منتقد معروف موسيقي براي معرفي يکي از کنسرت هاي عليزاده در تور اخير امريکاي شمالي او مي گويد؛ «سال ها پيش هنگامي که با استاد عليزاده در خصوص موسيقي ايران و اينکه چه کساني اين ميراث ارزشمند موسيقي را از شما تحويل خواهند گرفت گفت وگو مي کردم، در خلال صحبت از ايشان پرسيدم که استاد آيا روزي خواهد رسيد که خوانندگان بتوانند آزادتر در کنار شما کار کنند و عليزاده به آن روز بسيار اميدوار بود. اکنون گروه هم آوايان ميوه يي است که عليزاده بذر آن را چندين سال پيش پاشيده است.»
عليزاده کسي است که همواره پيشنهادهاي سازنده يي براي تغيير سيستم آموزشي موسيقي سنتي در ايران داشته است ضمن آنکه هرگز روش هاي آموزشي سنتي را به کلي نفي نکرده و همواره معتقد بوده که بايد آن روش ها را احيا کرد و با امروز تطبيقش داد. او هرگز به تحول بي پشتوانه معتقد نبوده است. ابزار و تکنيک هاي زندگي عوض شده است و حسين عليزاده اين نکته را به خوبي درک کرده است. عليزاده در غالب صحبت هاي خود به نقش پررنگ و تاثير گذار موسيقي در زندگي انسان ها اشاره کرده است و حال که شيوه زندگي تغيير کرده است پس موسيقي که مردم از آن لذت مي برند نيز لاجرم بايد به روز شود.1 او ريشه هاي موسيقي ايراني را به خوبي مي شناسد و همواره با نگاهي روبه جلو و آينده دست به نوآوري در موسيقي زده است. او همواره براي کشف ماهيت هنر تلاش کرده است ضمن آنکه معتقد است که نبايد لذت مسير را از بين برد.
از بزرگ ترين نوآوري هاي عليزاده در موسيقي ايراني شايد بتوان به دو نکته اشاره کرد که از همه پررنگ تر است؛ يکي برخورد و نگاه او با آواز و ديگري هم آوايي موجود در کارهاي اوست. او ضمن آنکه احترام زيادي براي موسيقي آوازي ايراني قائل است ولي همواره نگاهي جدي و پيگير به موسيقي سازي داشته است و از اين راه بوده است که خود را رها کرده و جاي خلاقيت و نوآوري را در کارهاي خود باز گذاشته است.
عليزاده به موضوع چندصدايي در موسيقي نيز به عنوان يکي از امکانات شيرين موسيقي نگاه مي کند و حاصل تلاش هاي او در اين زمينه راهبري تعداد زيادي از خواننده ها و جوان هاي بااستعداد و خوش صدا بوده است که افسانه رسايي و پوريا اخواص از آن جمله اند.
از ديگر برجستگي هاي کار عليزاده يکي آن است که او هميشه موسيقي را فعاليتي جدا از انديشه نمي داند، کم کار و انزواطلب نيست و در هر جا که امکان داشته است از طرفي دست به نوآوري در کارهايش زده و از طرف ديگر به ظرفيت سازي براي نسل جوان و بعد از خود پرداخته است. نکته مهمي که او را از بسياري از همتايانش متمايز مي سازد.
آنچه در کارهاي عليزاده بسيار حائز اهميت و البته دلنشين است نوع صدادهي سازها و رنگ آواي آن است که کاملاً ايراني است و بسيار با فرهنگ ما منطبق است.
او همواره در پي روش هايي براي تفکيک شيوه برخورد با اجراي موسيقي ايراني بوده است و انگار که خود در اين راه راهنما و راهبر شده است و با ايجاد گروه هم آوايان مي گويد که اين هم نتيجه تلاش هاي من است. تلاش هايي که تا به امروز مسير خوبي را طي کرده است. گروه هم آوايان گروه بزرگي است که حسين عليزاده آن را بنيان نهاده و بيش از پانزده سال سابقه فعاليت دارد.
هم آوايان جايي است که انديشه هاي خلاقانه استاد در آن مجال بروز يافته و آثار زيبا و ماندگاري را تا به امروز خلق کرده است. بسياري از موسيقي فيلم هايي که اثر عليزاده است، يا آلبوم هايي مثل آلبوم «رازنو» يا «به تماشاي آب هاي سپيد» (آلبومي که در سال 2006 نامزد دريافت جايزه بزرگ گرمي بود)، از جمله فعاليت هاي اين گروه بوده و همين طور کنسرت هاي زيادي که در اروپا، امريکا و ژاپن با گروه خود برگزار کرده است.
حسين عليزاده خود در اين باره مي گويد؛ «گروه هم آوايان گروه بزرگي است. چند سال پيش يک آزمون عمومي گذاشتم و تعدادي از خوانندگان زن و مرد که استعداد داشتند را انتخاب کردم که حدود سي نفر خواننده و همين طور تعدادي نوازنده سازهاي مختلف هستند. گروه هم آوايان سازي و آوازي است و بنا به موضوع کار يا شرايط، اعضايي از اين گروه انتخاب مي شوند. در سفرهاي خارج از کشور به ويژه امريکا و کانادا که مسيرهاي دورتري هستند، دعوت کنندگان مايلند که گروه از سه يا چهار نفر تجاوز نکند. به همين دليل در چند سال گذشته، با استاد شجريان و آقاي کلهر و همايون شجريان، چهار نفره مي آمديم. سال گذشته که کانادا بودم، با من قراردادي امضا شد و براي انجام توري در کانادا و امريکا دعوت شديم. از بين خواننده ها دو نفر خانم افسانه رسايي و آقاي پوريا اخواص را انتخاب کردم و همين طور تعداد پنج نوازنده که اين دو خواننده را همراهي مي کنند.» او در خصوص برنامه کنسرت ها اين چنين مي گويد؛ «برنامه کنسرت در دو قسمت است که نخست، خود من به همراه آقاي پژمان حدادي، بداهه نوازي مي کنم و قسمت دوم کارهايي است که در دستگاه راست پنجگاه اجرا مي کنيم. نکته قابل اشاره اين است که آواز به صورت دوصدايي زن و مرد اجرا مي شود و شعرها هم از شاعران مختلفي مثل شهريار، مولانا، فريدون مشيري و حافظ است.»
جالب آن است که عليزاده اهميت ويژه يي براي انتخاب اشعار نو و امروزي تر قائل است چرا که معتقد است شعر امروز بيشتر با حال و هواي مردم امروز سازگار است و اينگونه نيست که مثلاً بگوييم چون مولوي يا حافظ بهترين اشعار عاشقانه را سروده اند پس همواره انتخاب هاي ما از شعر محدود به اين دو شاعر است.
به هر حال جايگاه عليزاده در موسيقي ايران جايگاهي رفيع است که اين مقاله نيز تنها سعي داشت قسمت بسيار کوچکي از اهميت اين کار را يادآوري کند.
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جايي دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالي
که خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد
kamymotamedi@yahoo.com
پي نوشت؛
1- فراموش نشود که هرگز منظور موسيقي پاپ نيست.
منابع؛
1- گفت وگو با حسين عليزاده درباره موسيقي ايران، محسن شهرنازدار، نشر ني، چاپ اول 1383
2- گفت وگوي حسين عليزاده با راديو زمانه