پنج شنبه، 30 فروردين 1386 - شماره 1371
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: ورزش
کسي مي آيد کسي که مثل هيچ کس نيست

سياوش باقي

در حالي که بنا بر وعده ها انتخابات رياست فدراسيون فوتبال تا يک ماه ديگر انجام خواهد شد، شواهد حاکي از آن است که اين بار نيز در بر همان پاشنه هاي زنگ زده و قديمي خواهد چرخيد و نبايد انتظار تحول و حرکت تازه يي داشت.

فوتبال ايران که تمام ماه هاي اخير را زير سايه تعليق سپري کرده با فشارها و تهديدهاي فيفا به تدوين اساسنامه يي تن داد که جاي آن هميشه خالي بود. اساسنامه يي که بر مبناي آن ما بايد حرکت را به سوي فوتبال حرفه يي آغاز کنيم، ساختارهايي همسو با فوتبال حرفه يي جهان داشته باشيم و از فوتبال دولتي فاصله بگيريم.

براساس آنچه تاکنون بر ورزش ما حاکم بود- و مطمئناً تا آينده هاي نامشخصي هم خواهد بود- تصميم سازي ها در ورزش حتي تا فرعي ترين و جزيي ترين بخش هاي آن بر جهت گيري ها و تمايلات مردان سياست و صاحبان کرسي هاي حکومتي استوار است.

براي اين فرآيندها هم دلايل بسياري وجود دارد که دم دست ترين و بديهي ترين آنها تغذيه ورزش ما از بودجه هاي عمومي کشور است. اينکه بيشترين حجم هزينه هاي ورزش را در ايران چه در حوزه ورزش همگاني و حتي چه در حوزه ورزش قهرماني نهادهاي دولتي تامين مي کنند، هميشه دست اين نهادها و ديگر مديران را براي وارد شدن به ورزش باز مي گذارد. در اين زمينه مي توان به تکرار گفته هاي داريوش مصطفوي دبيرکل موقت فدراسيون فوتبال در سال گذشته و پس از برکناري محمد دادکان پرداخت. مصطفوي در تمام مدتي که مديران ورزش با تهديد فيفا مبني بر تعليق فوتبال ايران مواجه بودند اين جملات را بر زبان مي آورد که «پول فوتبال ما را دولت مي دهد پس حق دارد که براي فوتبال رئيس تعيين کند و براي آن تصميم بگيرد.» اين گفته ها فارغ از آن که کمترين اثري بر ساز و کار و برنامه هاي نهادي بين المللي مانند فيفا نداشت و هيچ گاه مورد توجه اين سازمان قدرتمند قرار نگرفت، از حقيقتي حکايت مي کرد که فوتبال و ورزش ايران را کاملاً وابسته و بي اختيار نشان مي داد؛ اينکه به دليل شارژ مداوم مالي ورزش از سوي بودجه عمومي کشور دولت ها و مسوولان سياسي که اين بودجه را به سوي ورزش سرازير مي کنند براي خود حقي قائل اند که در تمام ارکان ورزش اثرگذار باشند و استقلالي براي ورزش در نظر نگيرند.

اين سهم خواهي را نه تنها در عزل و نصب راس هرم مديريت کشور که جزء اختيارات رسمي دولت است که حتي در بيشترين عرصه ها مي توان ديد؛ اتفاقي که امروز در گزينش اعضاي هيات مديره دو باشگاه به ظاهر مردمي کشور نيز به عينه ديده مي شود.

در شرايطي که محمد علي آبادي رئيس سازمان تربيت بدني پس از فاجعه حذف استقلال از جام باشگاه هاي آسيا اعلام کرد که اين دو باشگاه به زودي از زير نظر سازمان خارج خواهند شد و به بخش خصوصي واگذار مي شوند اتفاقاتي که مي افتاد حاکي از هرچه سياسي تر شدن فضاي دو باشگاه بود. از يک سو باشگاه پرسپوليس بود که با وجود آرامش نسبي حاکم بر آن همه چيز به تلاطم افتاد و با راهيابي چند عضو شوراي شهر به جمع اعضاي هيات مديره مشخص شد که سياسيون نمي توانند بر تمايل خود براي حضور در اين نمايش جذاب غلبه کنند. هيات مديره پرسپوليس که پيش از اين نيز با عضويت نزديکان رئيس جمهور و نمايندگان مجلس ترکيبي کاملاً سياست زده داشت حالا با ورود کاشاني، بيادي و سروري به ميداني تبديل شده که ادامه رقابت ها و تعاملات سياسي در ديگر بخش هاي حکومتي را مي توان در آن دنبال کرد. اين مشابه همان شرايطي است که استقلال به خود مي بيند. باشگاهي که هيات مديره کاملاً سياسي آن و مديرعامل غيرورزشي اش براي اولين بار در تاريخ توانستند از حضور در جام پراعتبار آسيايي محروم اش کنند، حالا مي خواهد تجربه يي مشابه را تکرار کند.

آنچه از خبرها برمي آيد اين است که برخلاف اظهارات اوليه علي آبادي که حاکي از علاقه او براي استفاده از کارشناسان فوتبال و پيشکسوتان استقلال در ترکيب هيات مديره استقلال بود، اعضاي نهايي باز هم از کريدورهاي سياسي به ساختمان اين باشگاه راه خواهند يافت. حضور احتمالي مسعود زريبافان که يکي از نزديکان به محمود احمدي نژاد محسوب مي شود و پيش از اين پست هاي بي شماري براي او در نظر گرفته شده در جايگاه مديرعاملي استقلال مي تواند گوياي تفکري باشد که از ذهن مسوولان بلندمرتبه کشور مي گذرد. در چنين شرايطي و در حالي که هر روز به انتخابات فدراسيون فوتبال نزديک مي شويم، اين تصور که رئيس اين فدراسيون فارغ از نظرات حوزه هاي قدرت و بدون پشتيباني اين نهادها انتخاب خواهد شد بيشتر به خواب و خيال شبيه است. تکيه زدن يک فرد سياسي ديگر بر صندلي رياست فدراسيون و انتخاب کسي که با حمايت اهرم هاي سياسي خارج از ساختار فوتبال بر قله فوتبال خواهد نشست اگرچه اتفاقي در تقابل با خواست هاي فيفا و اساسنامه فدراسيون فوتبال است اما تقريباً گريزناپذير و قطعي است.

اگرچه در اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال با افزايش تعداد اعضاي مجمع به حدود 75 عضو و با راهيابي تعداد بيشتري از نمايندگان باشگاه ها، بازيکنان و غيره به ترکيب مجمع، تلاش شده تا انتخاب از دست هيات هاي فوتبال و ارگان هاي دولتي خارج شود، اما از امروز مي شود آنچه را اتفاق خواهد افتاد پيش بيني کرد. اتفاقي که نه حالا که از ماه ها پيش کليد آن زده شده است.

حقيقت غيرقابل انکار اهميت و حساسيتي است که پست رياست فدراسيون فوتبال دارد. فدراسيوني که به زعم بسياري به تنهايي از کل بدنه ورزش کشور هم بزرگتر است. بنابراين رياست بر آن هم مي تواند براي هرکس موقعيتي را به همراه داشته باشد که با رياست بر ديگر فدراسيون ها قابل مقايسه نيست. توجهي که از سوي مردم و مسوولان به فوتبال وجود دارد وضعيتي را به وجود مي آورد که اداره کردن اين فدراسيون را به کاري فوق العاده تبديل مي کند. همانطور که شهرت و اعتباري که به دنبال رياست بر فدراسيون مي آيد مي تواند هر مسوول و مديري را در هر رده يي وسوسه کند.

جمله يي که يکي از مديران ورزشي همواره تکرار مي کند اين است؛ «رياست بر فدراسيون فوتبال در حد وزارت است. رئيس فدراسيون نه فردي معمولي که بايد يک چهره قدرتمند باشد. کسي که به هر مسوولي تلفن مي کند به او جواب بدهند و کارش را راه بيندازند.» و در نظر گرفتن اين ابعاد براي يک رئيس فدراسيون کار را به جايي مي رساند که تصور هر مدير غيرسياسي و متوسطي در اين پست غيرممکن باشد. حضور فردي چون محسن صفايي فراهاني در فدراسيون و اقتداري که او در اداره فوتبال ايران نشان داد، اهميت اين جايگاه را به حدي رساند که ديگر نتوان قباي رياست را بر هر قامتي پوشاند. اينکه امروز بسياري از علاقه مندان به فوتبال معتقدند که با وجود خط کشي هاي سياسي و بي علاقگي صفايي او همچنان بهترين گزينه براي رشد و توسعه فوتبال ايران است، از سابقه يي مي آيد که او را از همگنانش در اين سمت متمايز کرده است.

تفاوت صفايي فراهاني با تقريباً همه کساني که داعيه اداره فوتبال ايران را دارند نه فقط در قدرت مديريت او که در نگاه آينده نگرانه يي است که در کمتر نامزدي براي رياست فدراسيون مي توان يافت.

آنچه در يک ماه آينده از سوي رقباي انتخاباتي براي فدراسيون فوتبال مشاهده خواهد شد، رفتاري پيش بيني پذير است. ايجاد روابط رسانه يي و تلاش براي جلب حمايت مديران مطبوعاتي و تبليغات روزنامه يي مثل کاري که بهزاد کتيرايي مسوول سابق حراست سازمان تربيت بدني و رئيس فدراسيون ووشو از حالا آغاز کرده است. تلاش براي جنجال سازي و اغراق در موفقيت هايي که در فدراسيون فوتبال حاصل شده است مثل آنچه محمد دادکان و داريوش مصطفوي در صورت ورود به عرصه به آن دست خواهند زد. حمايت هاي لجستيکي و تلاش براي جذب حمايت روساي هيات ها و ديگر اعضاي مجمع از طريق دادن آوانتاژهاي مختلف هم مطمئناً روشي است که عده يي از کانديداها به آن دست خواهند زد؛ کساني مثل بهرام قديمي که اگر بيايد با استفاده از بودجه هنگفت مالي ورزش دانشگاه آزاد مي تواند برق از چشم بسياري از راي دهندگان بپراند.

و سرانجام رفتن به لابي هاي سياسي و رفت و آمد به دفتر علي آبادي و کيومرث هاشمي در ساختمان سئول راهکاري است که هيچ نامزدي نمي تواند از آن چشم پوشي کند. حمايت رئيس سازمان و نيروهايي که در مجمع دارد بدون شک هنوز با وجود تغييرات به وجود آمده در اساسنامه اهرم اصلي راهيابي هر کس به دفتر رياست فدراسيون فوتبال خواهد بود.

و در کنار همه نامزدها بايد به سردار مصطفي آجرلو مدير سابق باشگاه ورزشي پاس و مسوول کنوني تربيت بدني در شهرداري تهران اشاره کرد که ورودش به اين ميدان مي تواند بسياري از معادلات را به هم بريزد. سابقه روشن آجرلو در اداره باشگاه پاس و روابطي که او با بسياري از مديران باشگاه ها دارد همه از عواملي است که او را به چهره يي مطرح براي اين انتخابات بدل مي کند. آجرلو که برخلاف سال هاي دور امروز روابط مناسبي با صفايي فراهاني برقرار کرده است ظاهراً سريع تر و جدي تر از ديگر نامزدها برنامه هاي انتخاباتي اش را شروع کرده و با همراه کردن مشاوران برنامه ريز مي خواهد نظرات را به سوي خود جلب کند؛ نظراتي که بي ترديد از هيبت نظامي او در اين سال ها متاثر خواهند بود. و فراتر از همه اين تحرکات نظر مراکز قدرتمند سياسي است که اگر تصميم بگيرند از توان خود استفاده کنند و به نفع کانديدايي وارد گود شوند عرصه بر ديگران تنگ خواهد شد. رئيسي که به ميدان خواهد آمد تا در فضاي آشفته کنوني رياست فوتبال را در دست بگيرد و در بستري سياست زده آن را به سوي افق هاي حرفه يي و استقلال تشکيلاتي هل بدهد. وظيفه يي سخت و طاقت فرسا که شانه ها همگي براي تحملش نحيف به نظر مي رسند.

عشقي به رنگ آبي، عشقي به رنگ سرخ

«آقايان اشتباه کرده اند و باعث حذف استقلال از جام باشگاه هاي آسيا شده اند، آن وقت بايد تقاص اش را ما پس بدهيم. اگر استقلال از اين جام حذف نمي شد ما قهرمان ليگ برتر مي شديم اما حالا استقلال بايد قهرمان شود تا جبران مافات شده باشد.» اين حرف هاي علي دايي سرمربي تيم سايپا است که در خلوت گفته شده است. دايي معتقد است که عزم عمومي در ورزش و فدراسيون براي قهرمان کردن استقلال بسيج شده است اما او تنها کسي نيست که چنين تئوري يي را مطرح مي کند. دايي اگرچه در بازي هاي اخير سايپا اسير ضعف هاي تيم خود شده و برخلاف وعده هايي که چند هفته قبل مي داد حالا با قهرماني فاصله مي گيرد، اما او دلايل موجهي دارد که از بي عدالتي حکايت مي کند. دايي بارها در مورد اشتباهات داوري که به نفع استقلال روي داده صحبت کرده و اين پرسش را طرح کرده که چرا چنين «اتفاقاتي» براي سايپا يا ديگر تيم ها نمي افتد. اما اگر اشتباهات داوري را بتوان جزء حوادث فوتبال برشمرد به ايراد بزرگ سايپا در برنامه ريزي هاي ليگ مي رسيم که شرايط را کاملاً يک طرفه رقم مي زنند. سايپا و استقلال در کورس قهرماني نفس به نفس هم حرکت مي کنند و طبق عرف فوتبال بايد بازي هايشان همزمان باشد، اما اين اصل رعايت نمي شود و بازي ها با تاخير انجام مي شود. نکته جالب هم اين است که در تمام هفته هاي اخير اين سايپا بوده که بايد بازي اش را اول برگزار مي کرده تا استقلال بتواند با علم به نتيجه به دست آمده براي نارنجي ها و با برنامه ريزي روحي و رواني بهتر گام به ميدان بگذارد.

اين موردي بود که حتي در برنامه تلويزيوني 90 هم به آن اشاره شد و مسوولان برگزاري ليگ پاسخ روشني براي آن نداشتند.

اما از قهرماني استقلال چه کسي منتفع مي شود. تئوري پردازان معتقدند که به دليل حذف استقلال از جام باشگاه هاي آسيا و هزينه يي که اين اشتباه بزرگ براي سازمان تربيت بدني و ديگر مسوولان دربر داشته، قهرماني اين فصل استقلال مي تواند آب رفته را اندکي به جوي برگرداند؛ خوشحالي هواداران و پيروزي يي که به نام صاحب اصلي باشگاه يعني سازمان ورزش نوشته خواهد شد. اما تئوري سازان يک گام ديگر نيز به پيش مي روند و اينگونه مطرح مي کنند که پيروزي پرسپوليس در جام حذفي و قهرماني اين تيم نيز مي تواند قسمت ديگري از خواسته هاي مسوولان رده بالا را برآورده کند. اين عده مي گويند اگر استقلال و پرسپوليس بتوانند در دو جبهه قهرماني را مال خود کنند و به جام باشگاه هاي آسيا راه يابند به چند هدف رسيده اند.

در چنين صورتي نه تنها شادي عمومي و رضايت خاطر هواداران ميليوني دو تيم حاصل مي شود و اين به معناي بالا رفتن روحيه و اميد در جامعه خواهد بود، بلکه اين پيروزي ها به معناي موفقيت تيم هاي رهبري دو تيم هم هست و هيات مديره دو تيم که همگي منصوب از طرف رئيس سازمان هستند بر توانايي خود و انتخاب شايسته شان صحه خواهند گذاشت- حتي اگر استقلال هيات رئيسه يي مستعفي و غايب را بالاي سر خود ببيند.

اين گمانه زني ها که از سوي طيف هاي مختلفي در فوتبال کشور مطرح مي شود وقتي ناگهان مساله ساز شد که محمد علي آبادي در ميهماني شام باشگاه استقلال از تلاش همه جانبه يي گفت که براي قهرماني استقلال انجام مي شود و تلويحاً خواست خود براي قهرماني اين تيم را بر زبان آورد. حرف هايي که خبرگزاري مهر آنها را روي خروجي خود گذاشت و طبق سنت مالوف پس از گذشت زمان کوتاهي تکذيب شد.

اما اينکه در اوج شايعات و اعتراضاتي که در مورد برگزاري مسابقات ليگ رواج يافته، رئيس سازمان تربيت بدني چطور مي تواند چنين خطايي مرتکب شود و چنين جملاتي بر زبان بياورد از آن نکاتي است که بدبين ها با صراحت بسيار به آن پاسخ مي دهند؛ و اکنون سنگ ها و علني کردن خواست ها.

ولي شايد بهتر باشد همان تکذيبيه را به عنوان حقيقت بپذيريم و شايعات را چيزي جز شايعات ندانيم. مي توان با خوش بيني همه اينها را قطعاتي دانست که اتفاقاً رويدادي ناگوار را رقم مي زنند. شائبه هايي که سازمان ورزش براي پاک کردن شان چندان مصمم نشان نمي دهد.

عصر طلايي فوتبال جزيره

فرهاد آريا؛راهيابي سه تيم انگليسي به نيمه نهايي ليگ قهرمانان براي کساني که اين مسابقات را به دقت دنبال مي کنند، چندان غيرمنتظره نبود. منچستريونايتد، چلسي و ليورپول تيم هايي هستند که به سختي مي توان از آنها نقطه ضعفي پيدا کرد و در همه نقاط زمين بازيکناني دارند که به تنهايي قادرند سرنوشت بازي را تغيير دهند. اين ويژگي ها، آنها را به تيم هايي تقريباً شکست ناپذير تبديل کرده و ميلان به عنوان تنها بازمانده ساير ليگ هاي اروپا در مربع پاياني، راه بسيار دشواري براي رسيدن به قهرماني دارد.

اما سوال بزرگ اين است که آيا مي توان ليگ برتر را به دليل داشتن سه نماينده در نيمه نهايي ليگ قهرمانان، قوي ترين ليگ اروپا ناميد؟ اين اتفاق پيش از اين براي اسپانيا (سال 2000) و ايتاليا (2003) نيز تکرار شده و لزوماً معيار دقيقي براي برتري بلامنازع يک ليگ نيست، ولي دلايل اين موفقيت شايسته بررسي است.

اول از همه بايد به بودجه بالاي اين تيم ها اشاره کرد که نقش انکارناپذيري در اين نتايج دارد. جالب اينکه هر سه تيم داراي مالکيني غيرانگليسي هستند و آنها توانسته اند با بهترين بازيکنان اروپا و جهان قرارداد ببندند. تنها تيم هاي رئال مادريد و بارسلونا از اسپانيا و ميلان و اينتر در ايتاليا توان رقابت مالي با باشگاه هاي بزرگ انگليسي را دارند. از سوي ديگر جمع آوري بهترين ستارگان جهان و خريد بهترين هاي ساير تيم ها به مرور زمان فاصله يي را بين اين دو گروه به وجود مي آورد.

نکته دوم ثباتي است که بر روي نيمکت هاي اين تيم ها ديده مي شود. سرالکس فرگوسن و آرسن ونگر بيش از ده سال است که هدايت منچستريونايتد و آرسنال را برعهده دارند و مورينيو و بنيتس نيز سومين سال مربيگري شان در جزيره را تجربه مي کنند. در ميان دوازده تيم ديگري که به يک هشتم نهايي ليگ قهرمانان صعود کرده بودند، تنها مربيان ميلان، بارسلونا و ليل سابقه دو سال يا بيشتر داشتند و ترديدي نيست که اين موضوع در موفقيت انگليسي ها تاثيرگذار بوده است.

همچنين نبايد فراموش کرد که اين تيم ها توسط برخي از بهترين مربيان جهان هدايت مي شوند. جوواني تراپاتوني مربي باتجربه ايتاليايي در مورد تاثير مربيان بر تيم ها مي گويد؛ «يک مربي خوب مي تواند تيم را تا 5 درصد بهتر کند، ولي يک مربي بد ممکن است تيم را تا 30 درصد بدتر کند.» بررسي روند اين سه تيم انگليسي نشان مي دهد که آنها نسبت به فصل قبل پيشرفت فوق العاده يي داشته اند و هر سه فصلي عالي را سپري مي کنند.

رونالد کومان مربي آيندهوون که تيمش در مرحله قبلي شکست سختي مقابل ليورپول داشت، شخص مناسبي براي قضاوت درباره تيم هاي انگليسي است؛ «آنها پول، بازيکنان خوب و مربيان خوبي دارند.» همچنين اسپالتي مربي رم که تيمش با شکست 1-7 در اولدترافورد، بدترين نتيجه تيم هاي ايتاليايي در 49 سال گذشته را رقم زد، مي گويد؛ «تيم هاي انگليسي بازيکنان بزرگي از چهارگوشه جهان دارند، تقريباً مانند آنچه چند سال قبل در ايتاليا جريان داشت. تيم هاي معدودي در ايتاليا مي توانند با پتانسيل مالي آنها رقابت کنند.» البته نبايد عامل تقدير را در موفقيت انگليسي ها ناديده گرفت. تيم هايي مانند رئال مادريد و بارسلونا در اين فصل گرفتار مسائل حاشيه يي فراواني بودند و ليون و اينتر ديگر مدعيان قهرماني نيز با بدشانسي حذف شدند.

به هرحال امسال ممکن است شاهد فينالي تمام انگليسي باشيم يا حداقل مانند دو سال گذشته اين کشور در فينال بدون نماينده نخواهد بود. بنابراين هواداران فوتبال جزيره حق دارند که اين دوران را با دهه طلايي 70 مقايسه کنند. در آن سال ها، ناتينگهام فارست، ليورپول و استون ويلا توانستند هفت قهرماني متوالي اروپا (1984-1977) را به چنگ آورند. پس از قهرماني منچستريونايتد (1999) و ليورپول (2005) به نظر مي رسد که بايد از اين پس انگليسي ها را مشتري جدي اين جام به حساب آورد.

چشم در چشم

برتري منچستريونايتد و چلسي در نيمه نهايي جام حذفي، بازگشايي ورزشگاه ويمبلي را با فينال رويايي همزمان کرد. حال مورينيو که هر روز شايعه جدايي اش از چلسي در پايان فصل قوت مي گيرد، در جبهه تازه يي به مصاف فرگوسن خواهد رفت. مربي پرتغالي از مدت ها پيش از قهرماني چهارگانه تيمش مي گفت و پس از فتح جام اتحاديه اميدوار است که در ليگ برتر، جام حذفي و ليگ قهرمانان به برتري برسد، اما در هر سه جام منچستريونايتد را پيش روي خود مي بيند.

در ليگ برتر اختلاف امتيازات دو تيم به سه امتياز کاهش يافته و رويارويي مستقيم آنها در هفته ماقبل پاياني مي تواند سرنوشت ساز باشد. سرنوشت جام حذفي در دوئل نود دقيقه يي دو تيم در ورزشگاه ويمبلي مشخص خواهد شد. در ليگ قهرمانان نيز دو تيم فرصت دارند با عبور از سد ليورپول و ميلان، ملاقات تازه يي در آتن داشته باشند. بنابراين روزهاي پاياني فصل تحت الشعاع رقابت چلسي و منچستريونايتد قرار گرفته و اين دو تيم حداقل دو بار ديگر سرشاخ خواهند شد. در سوي ديگر سرالکس فرگوسن هم که تيمش را پس از پيروزي 1-7 بر رم در اوج مي بيند، بهترين فرصت را يافته تا انتقام ناکامي هاي دو فصل اخير در ليگ برتر را از مورينيو بگيرد. مربي اسکاتلندي خيلي دوست دارد سه گانه سال 99 (ليگ برتر، جام حذفي و ليگ قهرمانان) را تکرار کند و در اين راه چاره يي جز قرباني کردن چلسي ندارد. اما مورينيو در مصاف با مربي باسابقه يونايتد، نمي تواند از حربه هميشگي اش يعني «جنگ رواني» استفاده کند. مربي پرتغالي در سه سال اخير با جملات جنجالي اش بارها به ونگر، بنيتس و ساير مربيان جزيره تاخته، ولي در رويارويي با فرگوسن همواره سعي کرده از اين مساله پرهيز کند. او هميشه از فرگوسن به احترام ياد کرده و حالا نمي تواند در برابر پيرمرد اسکاتلندي تغيير موضع دهد، ولي از ته دل دوست دارد که برنده اين دوئل سرنوشت ساز باشد تا احتمالاً چلسي را در قواره يک قهرمان ترک کند.

چهار قهرماني در يک فصل، افسانه مورينيو را دوباره زنده خواهد کرد و انتقال احتمالي اش به رئال مادريد را به جنجالي ترين خبر تابستان تبديل مي کند. در سوي ديگر فرگوسن در صورت تکرار سه گانه 99 و در آخرين سال هاي مربيگري اش به اسطوره بي بديلي در فوتبال جزيره تبديل خواهد شد. برنده اين نبرد چه کسي خواهد بود؟

فقر گل در ليگ فرانسه

ليگ فرانسه اين هفته شاهد حادثه عجيبي بود. از مجموع ده مسابقه، شش مسابقه با تساوي بدون گل به پايان رسيد و در مجموع ده بازي تنها 9 گل زده شد. هرچند ليگ فرانسه نسبت به ساير ليگ هاي بزرگ اروپا ميانگين گل پايين تري دارد (کمي بيش از دو گل)، ولي چنين آماري از فصل 1987-1986 به اين سمت بي سابقه بود. ميانگين «9/0» گل در هر بازي عدد عجيبي بود که بار ديگر مشکل گلزني در ليگ فرانسه را آشکار کرد. کاهش ميانگين گلزني با توجه به نزديک شدن به پايان فصل و حساسيت مسابقات تا حدودي قابل توجيه است و از سوي ديگر رويکردهاي دفاعي تيم ها را مي رساند. به جز ليون که مدت هاست صدرنشيني بلامنازع ليگ فرانسه را در اختيار دارد، ساير تيم هاي بالانشين در هفته هاي گذشته نمايش ضعيفي داشته اند.

در بين تيم هايي که براي رسيدن به رده دوم جدول مي جنگند، تنها تولوز بود که توانست سومين پيروزي متوالي اش را تجربه کند. ساير مدعيان ليگ قهرمانان يعني مارسي، لانس، بوردو، ليل و سوشو روزهاي پرنوساني را سپري مي کنند و قادر به تثبيت جايگاهشان نيستند. وضعيت جدول گلزنان ليگ فرانسه هم مشکل گلزني را به نوعي ديگر نمايان مي کند. ساويدان، مهاجم والنسين، با تنها سيزده گل زده بهترين است در حالي که در ساير ليگ هاي بزرگ اروپا، بهترين گلزنان حدود بيست گل زده اند.

اين آمار ضعيف ناخودآگاه يادآور مهاجمان فرانسوي است که در تيم هاي بزرگ اروپا بازي مي کنند. ليگ فرانسه در اين سال ها نتوانسته جانشيناني براي آنري، ترزگه، آنلکا، ساها و حتي دروگبا و کانوته (اين دو مهاجم نيز در فوتبال فرانسه آموزش ديده اند) پيدا کند و با توجه به بودجه هاي پايين آنها حتي اميدي به حفظ ستارگان فعلي نيز وجود ندارد.

پشت دروازه خبر

? مدال آوران ايران در بازي هاي آسيايي دوحه به تاخير در اهداي جوايز و پاداش هاي وعده داده شده معترض اند. در روزهاي گذشته حسين روحاني قهرمان کاراته ايران و علي مظاهري بوکسور طلايي اين مسابقات در مصاحبه هايي اعتراض خود را به سازمان تربيت بدني علني کردند.

? تراکتورسازي تبريز و پگاه گيلان به مرحله پلي آف ليگ يک فوتبال کشور راه پيدا کردند. اين دو تيم به عنوان سرگروه هاي دو تيم يک هفته مانده به پايان مسابقات صعود خود را به اين مرحله قطعي کردند.

? علي پروين از مديريت محمدحسن انصاري فرد در پرسپوليس حمايت کرد. او در گفت وگو با ايپنا در اين باره گفت؛ انصاري فرد با جيب خالي پرسپوليس را اداره کرده و تلاش هايش قابل تحسين است. پروين گفت؛ «حذف انصاري فرد اشتباه است.»

? فدراسيون واليبال ايران از نهايي شدن مذاکرات با زوران گائيچ مربي مشهور صربستاني خبر داد. محمدرضا داورزني با گفتن اين خبر به ايسنا توضيح داد که قرارداد گائيچ يک ساله بوده و تا 4 سال قابل تمديد است.

? محرم نويدکيا مي گويد اگر زانويش نياز به جراحي مجدد داشته باشد از فوتبال خداحافظي خواهد کرد. نويدکيا که اولين بار در يک بازي تدارکاتي تيم اميد در مقابل کره جنوبي مصدوم شده بود هيچ گاه نتوانست به دوران آمادگي و اوج خود برگردد.

? براساس اعلام هيات رئيسه فدراسيون فوتبال مسابقات نيمه نهايي جام حذفي پس از اتمام مسابقات ليگ برتر برگزار خواهد شد. زمان اين دو مسابقه 11 خرداد تعيين شده است.

? رسانه هاي آلماني از جدايي قطعي علي کريمي از بايرن در پايان فصل خبر دادند. مهمت شول و صالي حميدزيچ دو بازيکن ديگري هستند که اين فصل از بايرن مي روند. مقصد بعدي کريمي هنوز مشخص نيست.

? پاداش صعود به المپيک تعيين شد. سازمان تربيت بدني در نامه يي به روساي فدراسيون ها اعلام کرد در صورت صعود به فدراسيون فوتبال 150 ميليون و ديگر فدراسيون ها 100 ميليون تومان پاداش داده خواهد شد. پاداش انفرادي براي صعود به المپيک در رشته هاي پايه هر نفر 15 ميليون تومان و ديگر رشته ها 10 ميليون تومان خواهد بود.

? کيومرث هاشمي رئيس مرکز توسعه ورزش قهرماني مي گويد برنامه ريزي لازم براي تقدير از قهرمانان سال 85 انجام شده و طي مراسمي با حضور رئيس جمهور از ورزشکاران برتر تجليل خواهد شد.

? تيم واترپلوي نفت و گاز گچساران در مسابقات قهرماني باشگاه هاي آسيا به مقام نايب قهرماني رسيد. اين مسابقات در کويت برگزار شد و الاتحاد عربستان در آن به مقام نخست رسيد.

? در مسابقات تکواندو ايالت کبک کانادا از مبارزه پنج تن از دختران با حجاب اسلامي جلوگيري شد. محمد پولادگر رئيس فدراسيون تکواندو ايران در نامه يي به رئيس فدراسيون جهاني تکواندو خواهان برخورد با اين رفتار شده است.

? اولين جلسه مطبوعاتي سرمربي تيم ملي با رسانه ها هفته آينده برگزار خواهد شد. امير قلعه نويي با اعلام اين خبر گفت ؛ برنامه هايش تا جام ملت ها را در اين نشست اعلام خواهد کرد.

? بازرسان فيفا پاييز امسال از شرايط و امکانات فوتبال ايران بازديد خواهند کرد. محسن صفايي فراهاني رئيس کميته انتقالي فوتبال اين خبر را اعلام کرد. طبق هشدار هاي AFC و فيفا باشگاه هاي ايران تا سال 2009 بايد شرايط حرفه يي را پيدا کنند.

? رکورد جديد هميلتون

لوئيس هميلتون، راننده انگليسي مک لارن، در سومين مسابقه اش در فرمول يک براي سومين بار روي سکو ايستاد تا رکورد تازه يي خلق کند. اين راننده 22 ساله در گرندپري بحرين پس از ماسا راننده فراري، دوم شد تا نامش در تاريخ ثبت شود. او پيش از اين در استراليا و مالزي هم توانسته بود روي سکو بايستد.

?مصدوم جديد يونايتد

مصدوميت ريو فرديناند مقابل واتفورد در نيمه نهايي جام حذفي، سياهه مصدومان يونايتد را طولاني تر کرد. پيش از اين گري نويل، سيلوستره، ويديچ و جان اوشي که همگي مانند فرديناند مدافع هستند، مصدوم شده بودند و اين موضوع فرگوسن را در روزهاي حساس فصل نگران کرده است.

? اميدواري مربي والنسيا

والنسيا اين هفته با پيروزي بر سويا توانست به رتبه چهارم لاليگا صعود کند. کيکه فلورس مربي اين تيم با وجود فاصله شش امتيازي با بارسلوناي صدرنشين همچنان به قهرماني اميدوار است. او در فاصله هشت هفته به پايان مسابقات مي گويد؛ «هنوز زود است که تيمي بتواند سرنوشت قهرماني را تعيين کند.» سويا و رئال مادريد، تيم هاي دوم و سوم جدول ديگر مدعيان قهرماني محسوب مي شوند.

? ميلان نزديک مي شود

پيروزي ميلان در زمين مسينا موجب شد که اين تيم براي اولين بار در طول فصل به رده چهارم سري A صعود کند. پالرمو که شروعي توفاني داشت با تساوي مقابل اينتر به رده پنجم سقوط کرد و کار سختي براي بازگشت به جمع چهار تيم برتر دارد. بدين ترتيب چهار تيم اينتر، رم، لاتزيو و ميلان به احتمال فراوان نمايندگان ايتاليا در ليگ قهرمانان فصل آينده خواهند بود. آنچلوتي مربي ميلان که در خطر اخراج قرار داشت با صعود به نيمه نهايي ليگ قهرمانان و رتبه چهارم لاليگا مي تواند به ماندن در اين تيم اميدوار شود.

? پايان انتظار شالکه

شالکه با پيروزي هاي متوالي هوادارانش را به کسب قهرماني بوندس ليگا پس از 49 سال اميدوار کرده است. در فاصله 5 هفته به پايان مسابقات اين تيم بالاتر از برمن، اشتوتگارت و بايرن مونيخ ايستاده و با برتري 0-3 اين هفته مقابل ماينتس نشان داد که جايش را به سادگي از دست نخواهد داد. اسلومکا مربي اين تيم مي گويد؛ «اين پيروزي نقطه عطفي براي ما بود.»

? آرسنال، مشتري اول ريبري

مديران مارسي اين هفته اعلام کردند که در پايان فصل با جدايي ريبري توافق مي کنند. پديده فرانسه در جام جهاني 2006 در ابتداي فصل تلاش زيادي براي جدايي داشت، ولي مورد موافقت قرار نگرفت. اما پس از درخشش سمير نصري 19 ساله در خط مياني، آنها حاضر شده اند ريبري را به تيم ديگري واگذار کنند. ريبري نيز شخصاً گفته که در صورت عدم راهيابي مارسي به ليگ قهرمانان اروپا از اين تيم جدا خواهد شد. مقصد بعدي ريبري به احتمال زياد آرسنال است که از مدت ها پيش به دنبال اوست. ريبري تمايل زيادي به کار کردن با آرسن ونگر دارد و همچنين دوستي اش با تيري آنري نيز اين انتقال را محتمل تر مي کند.

عناوين اين صفحه
کسي مي آيد کسي که مثل هيچ کس نيست
عصر طلايي فوتبال جزيره
پشت دروازه خبر

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام