
محمدصادق اميني
گروه اجتماعي؛ نيروي انتظامي تحت فرماندهي مديران کارآمد و با تجربه چند سالي است که در راستاي هدف دوستي با مردم حرکت کرده ولي سواي از تعامل مطلوب چند ساله اخير اين نيرو با مردم ضروري است که درباره سنت چند سال اخير نيروي انتظامي که همزمان با فصل بهار در خصوص بحث حجاب و بدحجابي آغاز مي شود نکاتي را متذکر شد. به تازگي سردار رادان رئيس پليس پايتخت که بر جاي مرتضي طلايي تکيه زده در نشستي مطبوعاتي از خواست 93 درصدي مردم براي دخالت نيروي انتظامي در امر بدحجابي خبر داده و اظهار داشته که اجراي اين طرح از سوي اين نيرو بلند پروازانه نيست. چنان که سال گذشته فقط حرف از برخورد با کساني بود که مانتوهاي کوتاه مي پوشيدند. طبق اظهارات سردار رادان امسال برخورد با روسري هاي کوچک و شال ها نيز در محدوده فعاليت پليس قرار گرفته است. وي با اينکه طبق اظهارات خود معتقد است موضوعات فرهنگي بايد با اقدامات فرهنگي همراه باشد اظهار داشته که موضوعات فرهنگي زماني پذيرفته مي شود که منطق فرهنگي نيز وجود داشته باشد، ضمن اينکه مطالبات فرهنگي را بايد از مسوولان اين امر خواست،؟ اين مسوول عالي رتبه نيروي انتظامي در ادامه اظهارات خود همچنين اعلام کرده افراد بدحجابي که وضعيت نامناسبي دارند دستگير مي شوند، خودروهاي آنها به مدت دو ماه توقيف مي شود و...
جنجال به راه نيندازيد
حجاب يک مساله فرهنگي است و حل يک مساله فرهنگي نيازمند راه حل فرهنگي است. در جامعه يي که سرانش صحبت از مهرورزي و تعامل مي کنند چگونه است که بعضي از مسوولان صحبت از برخورد و
زد و بند مي کنند؟ بهتر است با چشماني باز و با درک واقعيت هاي جامعه نگاهي به درون و بيرون جامعه شود. در کدام کشور دنيا براي ترويج مسائل فرهنگي از شيوه هاي غيرفرهنگي همانند برخورد و جريمه کردن استفاده مي شود يا در کدام کشور دنيا چنين روش هايي نتيجه مثبت داشته است که پليس مي خواهد آن را الگوي خود قرار دهد و در جامعه يي که از ساختار فکري، فرهنگي و بافت اجتماعي پيچيده يي تشکيل شده است از آن استفاده کند، در حال حاضر جامعه ما از معضل بدحجابي رنج نمي برد و اين موضوع آنچنان که بعضي از آقايان آن را بزرگ جلوه مي دهند بزرگ و غير قابل حل نيست که بخواهيم براي رفع آن از ظابطان قضايي و نيروهاي سياسي و انتظامي استفاده کنيم. برخورد با مساله بدحجابي يک مساله سياسي نيست و نبايد براي انجام اينگونه مسائل از نيروي انتظامي هزينه کرد، کساني براي برخورد با بدحجابي مي خواهند نيروي انتظامي را هزينه کنند يا مي خواهند از زير بار مسووليت هاي خود شانه خالي کنند يا اينکه مي خواهند نيروي انتظامي را در مقابل مردم قرار دهند.
واقعيت اين است که حجاب جزيي جدايي ناپذير از فرهنگ و هويت مسلمانان ايراني است ولي چيزي که قابل نقد است اين است که آيا کساني که شعار فرهنگ سازي مي دهند فراموش کرده اند که سياست هاي فرهنگي بايد با عناوين فرهنگي همراه باشد، يا شايد فرهنگ مورد نظر آنها فرهنگ تقابل با مردم به جاي تعامل با مردم است، رئيس جمهوري که با شعار رجايي و... توانست جاي خود را در دل هاي مردم باز کند چگونه مي خواهد از اعتماد و محبت مردم نسبت به خود تشکر کند. آيا زماني که زنده ياد رجايي رئيس جمهور بود کسي جرات آن را داشت که براي ترويج حجاب صحبت از برخورد با مردم کند؟ آقاي احمدي نژاد که در حال حاضر مقام رياست جمهوري را در اختيار دارد نبايد به افراد غيرآگاه اجازه بدهد که با ايجاد ناامني هاي فرهنگي ناشي از استعمال شيوه هاي غيرکارشناسي (برخورد، جريمه و...) فضاي فرهنگي جامعه را دچار تنش کنند. چنين اشخاصي حتي اگر هم نظر مثبتي داشته باشند به علت راه غلطي که انتخاب کرده اند باعث ايجاد يک تصوير نامناسب از حکومت جديد در ميان اقشار جامعه خواهند شد.
آيا شخص رئيس جمهور فراموش کرده اند زماني که در تلويزيون صحبت مي کردند و همان شبي که گفتند در حال حاضر که من مشغول صحبت کردن هستم برق تعدادي از استان ها را قطع کرده اند راجع به بحث حجاب چه صحبت هايي کرده اند. قابل توجه است که حتي کساني که براي برخورد با بدپوششي از تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامي کمک مي گيرند بايد به اين نکته توجه داشته باشند که اين ماده به شکلي تنظيم شده که قابل تفسير وسيع است و در هيچ قانون يا آيين نامه يي تعريف مشخص و ثابتي از حجاب و پوشش ارائه نشده است. بايد به اين موضوع توجه کرد که اين قانون اولاً محدوده را محدوده شرع قلمداد کرده است و يک مامور نيروي انتظامي يا يک نماينده مجلس نمي تواند هم مامور اجراي قانون باشد و هم تشخيص دهنده شرع باشد و به همين علت اين مساله به لحاظ مفهومي و در عرصه اجرايي مشکل ايجاد خواهد کرد. کساني که مي خواهند يک حرکت مثبتي در اين زمينه انجام دهند بايد به عرف مراجعه کنند و نقص قانون را با استفاده از روش هاي عرفي برطرف کنند.
در کشور ما به دليل خاصيت بومي مناطق پوشش هاي متفاوتي وجود دارد و اشخاص بايد با توجه به بافت فرهنگي و عرف مردم منطقه يي که در آن زندگي مي کنند در مورد آن تصميم گيري کنند. مسوولان نبايد فراموش کنند که تنوع طلبي در حوزه رنگ، شکل و پوشش بايد با خصوصيات فکري نسل جوان هماهنگ باشد .
مي گويند که هر کسي فرزند زمان خود است و نمي توان لباس پدربزرگ ها يا مادربزرگ ها را به تن نوه هاي آن افراد کرد. با وجود اينکه سياستمداران و برنامه ريزان برنامه هاي فرهنگي کشور به دقت متوجه اين موضوع شده اند ولي باز کساني هستند که مي خواهند از جو موجود سوءاستفاده کرده و تيري در تاريکي رها کنند و ببينند که آيا به هدف مي خورد يا خير، بهتر است اين آقايان به خاطر داشته باشند که اگر مديران و برنامه ريزان نيز از کنار علايق نسل جوان جامعه بي تفاوت بگذرند جامعه از کنار آن بي تفاوت نخواهد گذشت، چرا که تنوع طلبي در فطرت هر انسان سالمي که در جوامع انساني زندگي مي کند وجود دارد. اگر کساني هستند که واقعاً مي خواهند براي فرهنگ اين مردم و اين مرز و بوم دلي بسوزانند بايد بدانند که تنها در صورتي مي توان الگوي جامعي را در اختيار جوانان قرار داد و اميدوار بود که مورد استقبال نسل جوان جامعه قرار بگيرد که در آن فاکتورهايي همچون تنوع طلبي، غريزه و زيباشناسي و سلسله مراتب جامعه در آن با يکديگر ضرب شده باشند. برخورد با معضلات و ناهنجاري هاي ناشي از بدپوششي بايد فرهنگي و
بر اساس زيرساخت هاي فرهنگي صورت گيرد، زيرا صرفاً کارهاي دستوري و آمرانه نه تنها مورد پذيرش جامعه نيست بلکه مي تواند مبارزه منفي به همراه داشته باشد. عده يي از مسوولان در حال حاضر با سر دادن شعار علني شدن جرايم قصد دارند فرهنگ جامعه را به خيال خود يک شبه از نو طراحي کرده در صورتي که از اين موضوع غافلند که نبايد به بهانه علني شدن جرايم اجازه پنهاني شدن آن را داد. وقتي که موضوعي غيرعلني مي شود به شدت گسترش مي يابد و کنترل کردن آن غيرممکن مي شود.
فرهنگ سازي فصلي نيست
نبايد فراموش کرد که نيروي انتظامي متولي فرهنگ سازي نيست و تنها عامل اجرايي دولت است، دوم اينکه اگر به باور برخي مسوولان کافي شاپ ها، سالن هاي بيليارد و ... کانون فساد است بايد به اين سوال پاسخ داد که جوانان اوقات فراغت خود را چگونه بايد بگذرانند؟ آيا تنها با تعطيل کردن اين گونه مکان ها مي توان فرهنگ سازي کرد؟ اصلاً چرا دولت که دغدغه فرهنگ دارد کافي شاپ دولتي تاسيس نمي کند و با برپا کردن برنامه هاي جوان پسندانه سعي در جذب مخاطب نمي کند، البته منظور از کافي شاپ دولتي فرهنگسراها نيستند که جوانان را در فصل تابستان در آنجا جمع مي کنند و برنامه هاي محدودي را براي استفاده در اختيار آنان مي گذارند. آنچه حقيقت دارد اين است که مراکز فرهنگي و اجتماعي تنها در فصل هاي بهار و تابستان دغدغه فرهنگ دارند و سعي مي کنند با برگزاري کلاس هاي موقت فرهنگ سازي کنند ولي آيا فرهنگ هم فصل دارد؟ و فقط نوجوانان يا جوانان ما در تابستان بي فرهنگ مي شوند، موضوع ديگري که بايد به آن اشاره کرد اين است که آيا برنامه هايي که براي اوقات فراغت جوانان در نظر گرفته مي شود اصلاً به تاييد جامعه شناسان و روانشناسان رسيده است و آنقدر بار محتوايي دارد که بتواند جواني را در طول يک سال از نظر فرهنگي تقويت کند،
بدحجابي ريشه خارجي ندارد
زنان و مردان ايراني با الگوها و ذخاير فرهنگي عظيمي که دارند نبايد از اين موضوع هراس داشته باشند که استفاده از رنگ ها باعث ترويج بدحجابي در جامعه مي شود. در حال حاضر مشکل از درون جامعه نشات مي گيرد که توليدات داخلي يا کم کيفيت است يا جذابيتي براي نسل جوان ندارد و آنها را به سمت استفاده از کالاهاي خارجي سوق مي دهد. هيچ کسي نمي تواند بگويد که بدحجابي ريشه خارجي دارد و با استفاده از اين گونه کلمات نمي توان بحث حجاب را به موضوع سياسي تبديل کرد. حجاب يک مساله ديني و اجتماعي است و سياسي کردن آن عواقب بسيار سنگيني در پي خواهد داشت. سياسي کردن حجاب، مردم و مسوولان را به سمت نگرش هاي متفاوتي سوق مي دهد و مردم را از درک واقعي موضوع دور مي کند. قبل از اينکه عده يي از آقايان که اطلاعاتي جامع و کامل در اين زمينه بسيار حساس ندارند بخواهند صحبتي از برخورد بکنند بايد بدانند که هرگونه اقدامي در اين زمينه نياز به مطالعه فراوان دارد و استفاده از روش هايي مانند برخورد، يا باطل کردن گواهينامه، توقيف ماشين به مدت دو ماه و ... تنها شانه از زير بار مسووليت خالي کردن است. يک مقام مسوول و آگاه در مورد برخورد با مساله حجاب معتقد است؛ همانطور که تاريخ (رضاخان) و تجربه نشان داده است با دستورالعمل هاي دولتي نمي توان حجاب را در جامعه ترويج کرد. تجربه مسوولان نشان داده است که حکومت نبايد به خود اجازه دهد که در اين زمينه به صورت مستقيم دخالت کند. جامعه داراي نهادهاي فرهنگي است و اين گونه اعمال از وظايف اصلي آنهاست.
اگر آنها در برخورد با بحث بدحجابي موفق عمل نکرده اند، اين زنان نيستند که بايد با آنها برخورد شود بلکه مسوولان هستند که نتوانستند با به کار بردن شيوه هاي جديد در کار خود موفق شوند. چه جالب است عده يي در کار خود در زمينه ترويج مسائل فرهنگي و ديني شکست مي خورند و اين مردم هستند که بايد با آنها برخورد شود، دولت و مسوولان بايد براي نهادينه کردن مقوله حجاب تنوع و زيبايي طلبي نسل جوان را به رسميت بشناسند، در غير اين صورت جامعه دچار يک بحران فرهنگي عظيم خواهد شد. دولت مي تواند به استفاده از تجربه فراوان و مطالعات انجام شده در اين زمينه و غير سياسي کردن حجاب در کنار تنوع طلبي نسل جوان از ارزش ها و معيارهاي جامعه نيز به راحتي مراقبت کند.
مقوله يي به نام فرهنگ خواري
نکته يي که بيشتر مسوولان به آن اصلاً توجهي نمي کنند يا نکرده اند اين است که فرهنگ سازي نيازمند گذشت زمان است و اقدامات پرشتاب (برخورد، جريمه نقدي بدحجابي، باطل کردن گواهينامه و...) نه تنها فرهنگ سازي نيست بلکه فرهنگ خواري است. مسوولان تنها در صورتي مي توانند حجاب را در جامعه نهادينه کنند که به آن به عنوان يک موضوع اجتماعي نگاه کنند، آن وقت است که مي توان با اين مساله به راحتي برخورد کرد. نيروي انتظامي نيز به عنوان يک نيروي خدمتگزار بايد تا قبل از اينکه مسوولان مربوطه (بعد از مطالعات فراوان) يک برنامه جدي براي مقابله با اين موضوع طراحي کنند و بعد به تاييد مقامات عالي رتبه و کارشناسان نيروي انتظامي که از تجربيات بالايي برخوردار هستند برسانند از هرگونه مداخله در اين زمينه جداً خودداري کند. اين مطلب از آنجايي به شدت اهميت دارد که مقابله با بدحجابي به دليل مشهود بودن آن از مقابله با مواردي نظير خانه هاي فساد، فحشا و... که به صورت زيرزميني اداره مي شوند راحت تر است. مقابله فيزيکي تنها قدم اول است که اگر با درايت، مراحل بعدي آن که خارج از حيطه نيروي انتظامي است، مديريت نشود تاثيرات منفي و معکوس آن بسيار بيشتر از اثرات مثبت آن خواهد بود. مساله ديگري که بايد به آن توجه شود اين است که نبايد مشکلات و ناتواني هاي داخلي را به گردن دشمنان انداخت. اين موضوع از آن جهت حائز اهميت است که بعضي از مسوولان سعي مي کنند که علل و ريشه بدحجابي را در خارج از مرزهاي ايران جست وجو کنند و انگشت اتهام را به سمت بيرون مرزها نشانه گيري کنند. حقيقت تلخي که دولت و مسوولان نهادهاي مربوطه بايد به آن توجه کنند اين است که بدحجابي بيشتر از اينکه ريشه خارجي داشته باشد ريشه داخلي دارد و اگر بدحجابي در کشور ايران که بيشتر مردم آن اعتقادات اسلامي دارند رشد کرده ناشي از ضعف مديران، غيرمنطقي و سطحي بودن برنامه هاي آنان براي مقابله با اين معضل بوده است. سال ها است که از نسل جوان جامعه انتقاد مي کنند که چرا از لباس هاي غربي استفاده مي کنيد اما کسي نيست به اين منتقدان بگويد که مگر جوانان جامعه گزينه ديگري نيز براي انتخاب داشته اند، وقتي طراحان لباس که معلوم نيست چه کساني هستند و با چه سلايقي مي خواهند اقدام به طراحي مد و لباس براي جامعه کنند و هنوز الگوي مناسب و جوان پسندي (مناسب تمام اقشار نسل جوان نه تنها عده يي خاص) را طراحي نکرده اند، ناگفته پيداست که نسل جوان جامعه همواره تقليدکننده خواهد بود.
هر کسي فرزند زمان خود است
علايق نسل جوان از تنوع پيچيده يي برخوردار است و ناگفته پيداست که نمي توان نسل جديد را وادار به استفاده از الگوهاي قديمي کرد. مسوولان فراموش نکنند که هر کس فرزند زمان خود است و در همان زمان نفس مي کشد. يک کارشناس برجسته جامعه شناسي که تحقيقات بسياري در زمينه رابطه تنوع رنگ ها و حجاب اسلامي انجام داده است معتقد است هر نوع اعمال فشار در زمينه عقايد يا رنگ ها در زمينه پوشش، يک هنجار غيررسمي را در مقابل يک هنجار رسمي قرار مي دهد که اين مغاير با اهداف فرهنگي جامعه است. يک زن با رنگ هايي که در مورد پوشش خود انتخاب مي کند با محيط پيرامون خود ارتباط برقرار مي کند و قطع اين ارتباط يا محدود کردن آن غير ممکن است.
سر کيسه را شل کنيد
دولت اگر مي خواهد در اين زمينه به موفقيتي دست يابد بايد هزينه مادي آن را بپردازد و با تخصيص بودجه بسترهاي فکري و فرهنگي جامعه را تقويت کند. کساني که صحبت از برخورد مي کنند نمي خواهند که دولت در اين راه سرمايه گذاري مادي کرده و مي خواهند با به کار بردن زور منابع مادي دولت را تقويت کرده و منابع فرهنگي را بدون پشتوانه باقي بگذارند، مديريت فقط اشغال کردن يک صندلي نيست. فقط با دستور دادن نمي توان فرهنگ اسلامي را در جامعه نهادينه کرد. فرهنگ سازي يعني پول خرج کردن براي مردم، فرهنگ سازي يعني احترام به حقوق مردم، فرهنگ سازي يعني حفظ شخصيت و آبروي اجتماعي مردم در جامعه نه برخورد با آنها، جريمه نقدي کردن يا توقيف ماشين هاي آنها.
گسترش حجاب يا تغيير ظاهر افراد
مگر در حال حاضر اجباري براي استفاده از مانتوهاي رنگي براي دختران يا زنان جامعه وجود دارد؟ هر کسي حق انتخاب دارد و در حال حاضر همه با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي مي کنند، عده يي بسته به سليقه خود از پوشش چادر استفاده کرده اند و عده يي هم از پوشش مانتو. هيچ کسي نمي تواند بگويد که استفاده از نوع خاصي از پوشش همراه با رنگ هاي روشن بدحجابي است. چنين شخصي يا معناي حجاب را نمي داند يا اينکه مي خواهد با سلايق مردم مبارزه کند. مسوولان بدانند که کلانشهري مثل تهران الگوي تمام ايران است، اگر طرحي در تهران خوب اجرا شود مي توان مطمئن بود که با کمي تغييرات مي توان آن را در تمام ايران خوب اجرا کرد ولي اگر طرحي در تهران جواب ندهد در هيچ شهر يا استان ديگري از کشورمان جواب نخواهد داد. بهتر است بعضي از مسوولان نگاه خود را تغيير داده و به جاي اينکه بخواهند با رفتار غيرانساني و زننده خود، آنها را مروج فساد در جامعه قلمداد کرده به عنوان جزيي از اين جامعه با آنها تعامل کرده و به اين فکر کنند که چه چيز باعث شده که آن زن بدحجاب شود. کوتاهي مسوولان يا بي ايماني آن شخص. چرا هميشه اين مردم هستند که بايد تاوان طرح هاي نامناسب فرهنگي را پس بدهند؟
يک افسر پليس، يک بسيجي يا هر شخص محترم ديگري که قصد دارد در خيابان به يک خانم در زمينه حجاب تذکر دهد خود بايد بداند که تعريف واحد تمام نيروهاي فرهنگي و انتظامي درون جامعه در مورد بدحجابي چيست. آيا منظور از خانم هاي بدحجاب خانم هايي هستند که از لباس هاي روشن استفاده مي کنند؟ يا منظور خانم ها يا دختراني هستند که از آرايش غليظي استفاده کرده و حجاب موي سر خود را حفظ نمي کنند؟ سوال ديگري که مسوولان متصدي امر بايد پاسخ آن را با شفافيت توام با واقعيت به مردم بدهند اين است که آيا هدف آنها تغيير دادن چهره و وضعيت ظاهري افراد است يا اينکه آنها مي خواهند واقعاً حجاب را نهادينه کنند؟ البته ناگفته پيداست که جواب تمام مسوولان به اين سوال اين است که ما مي خواهيم فرهنگ را بسط دهيم ولي اگر قرار باشد تنها ظاهر فرهنگ بسط پيدا کند و درون آن خالي باشد تا چه مدت مي توان آن را حفظ کرد؟