چهارشنبه، 5 ارديبهشت 1386 - شماره 1376
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
سواد علمي پيش نياز طبيعي دموکراسي سياسي است
علم در خدمت صلح و آرامش

رابرت لارنس کوهن
ترجمه؛ حسن سالاري


آيا در جهاني که پر از کمبود و کشمکش است، پرداختن به علوم محض عاقلانه است؟ با وجود اين همه فقر و فلاکت در اين سياره، چرا پول هنگفتي را خرج ساختن تلسکوپ فضايي «جميز وب» کنيم تا در پايان اين دهه، آن را جايگزين تلسکوپ فضايي هابل سازيم و نخستين ستارگان و کهکشان ها را در کيهان مشاهده کنيم، يا کاوشگرهايي بسازيم که ماموريت شان شناسايي جهان هاي قابل سکونت ديگر است، کشفياتي که هر چند شگفت انگيزند، اما در اينجا، يعني روي تنها سياره قابل زندگي به نام زمين، هيچ فايده ملموسي ندارند؟



من ترجيح مي دهم روي اين موضوع بحث کنم که علوم محض به هيچ گونه توجيه بيروني نياز ندارند، جست وجوي دانش فقط به خاطر دانش، از شگرف ترين تلاش هاي خاص نوع بشر است. اما متاسفانه خارج از مرزهاي جامعه محدود و بسته متخصصان و مشتاقان دانش، چنين ديدگاهي ممکن است افراطي، نخبه سالارانه و شايد غيرمسوولانه به نظر برسد و حتي مي تواند در ميان کساني که حساب شده يا به ناچار اولويت هاي ديگري را برگزيده اند، نيت هاي سوئي ايجاد کند.

دليل منطقي که به طور معمول براي صرف سرمايه هاي ملي در طرح هاي علمي بزرگ و کوچک عنوان مي شود، اين است که اين طرح ها توان ايجاد زندگي طولاني تر، سالم تر، ايمن تر، خوشايندتر، پربازده تر و دلچسب تر را براي ما دارند. جداي از اين مساله، علوم (حتي علوم محض) مي توانند باعث تقويت پايه هاي دموکراسي و بهبود مشارکت عمومي در فرآيندهاي سياسي در سرتاسر جهان شوند. به اين موضوع کمتر اشاره مي شود، حال آنکه توجه بيشتر به آن ضروري است. سواد علمي به دموکراسي انرژي مي بخشد و اين يکي از فوايد جنبي ولي مهم ترويج علم است. آيا اين نظر قابل دفاع است؟ من سعي مي کنم از آن دفاع کنم.

من دفاعياتم را با يک مشاهده آغاز مي کنم. به طور کلي، در کشورهايي که از لحاظ علمي توانمندترند، پايه هاي دموکراسي قوي تر است و در کشورهايي که از توان علمي ضعيفي برخوردارند و شيوه هاي تفکر علمي نفوذ آشکاري در آنها ندارند، دولت ها به شيوه هاي غيردموکراتيک تا خودکامگي محض گرايش دارند. البته، اين موضوع تنها نوعي ارتباط را نشان مي دهد نه يک علت را و حتي اگر از اين مشاهده بتوان به نوعي رابطه علت و معلول رسيد، جهت اين ارتباط روشن نيست. انتظار مي رود که يک جامعه دموکرات از علم پشتيباني کند، زيرا علم به عنوان اثر جانبي، رفاه به همراه مي آورد و به طور معمول، علم با دموکراسي سازگار است. بنابراين، منطقي به نظر مي رسد که يک جامعه علمي از دموکراسي حمايت کند.

فقدان حتي درک علمي ابتدايي، رابطه هاي مهمي که مي تواند بين جوامع برقرار شود را مي گسلاند و بنابراين با وخيم کردن نابرابري ها و دامن زدن به کينه توزي ها جامعه جهاني را تهديد مي کند. در اين حالت پاداش هاي علم به طور نابرابر توزيع مي شود و بر فاصله بين کشورهاي توسعه يافته و کشورهاي در حال توسعه مي افزايد. دانايي، توانايي است و هرگاه بخش هايي از جامعه يا کل يک کشور از آن فاصله گيرد، در اغلب موارد، محروميت از حق راي و نارضايتي، نتيجه آن است.

درست همانطور که علوم و فناوري هاي پيشرفته در جاي جاي جهان در حال رسيدن به اوج شکوفايي اند، جريان هاي ضدعلم نيز در حال شتاب گرفتن هستند و از معجون عجيبي از قشرگري مذهبي، از خودبيگانگي فردي، گرايش هاي افراطي در زمينه حفظ محيط زيست و حتي عناصر دانش پسامدرن تغذيه مي شوند و به پژوهش علمي تحت تاثير تعصب فرهنگي نگاه مي کنند. شما ممکن است بين عدم توجه کافي به علم و گرايش فراوان به عدم تحمل عقايد ديگران، همبستگي عميقي ببينيد. البته، حتي اگر يک چنين همبستگي وجود داشته باشد، اين نوعي ارتباط است نه علت.

تفکر نقادانه و دموکراسي

علم چگونه مي تواند باعث دموکراسي شود؟ من دو سازوکار پيشنهاد مي کنم. نخست، با تغيير شيوه تفکر مردم و دوم، با تغيير تعامل ميان افراد که جامعه را مي سازند. کساني که سواد علمي بيشتري دارند، در فرآيندهاي سياسي به نحو پرشورتري شرکت مي کنند و حتي اين امر از خواسته هاي هميشگي آنان است. به علاوه آنان در اين فرآيندها موثرتر عمل مي کنند. يک چنين تکامل اجتماعي ممکن است آهسته، غيرخطي و نامنظم و حتي گاهي با نتيجه يي معکوس همراه باشد، اما همان طور که تاريخ اتحاد جماهير شوروي سابق و ساير کشورهاي کمونيستي قاره اروپا نشان مي دهد، غيرقابل توقف و اجتناب ناپذير است.

کليد تغيير شيوه تفکر مردم، تفکر نقادانه است، يعني توانايي استخراج نتايج منطقي يا برعکس تشخيص خلأهاي منطقي جهت شناسايي حلقه هاي عقلاني گسسته در زنجيره يي از روابط علت و معلولي (براي مثال، در وعده هاي انتخاباتي). علم، قوه تشخيص ما را تقويت مي کند؛ روش علمي تفکر ما را قادر مي سازد ميزان سازگاري حقايق و نظريه ها را با يکديگر ارزيابي کنيم يا دريابيم شرايط واقعي تا چه ميزاني از نظريه هاي پيشنهادي حمايت مي کنند. تفکر نقادانه، اساس روش علمي است. دانستن تفاوت بين حدس و گمان و استنباط و تفاوت بين فرض و برهان مي تواند طرز نگرش فرد را عوض کند و يک راي دهنده را متحول سازد. مهارت هاي شناختي که به تمييز بين خواست، اعتقاد، امکان، احتمال و امر قطعي کمک مي کنند، سلاح هاي قدرتمندي هستند که مي توانند در همه عرصه هاي زندگي از جمله حيات سياسي راهگشا باشند.

کليد ايجاد تغيير در تعامل ها ميان اعضاي يک جامعه، استفاده از علم به عنوان يک عامل وحدت بخش است. من مدير يک برنامه تلويزيوني با نام «تا مرز حقيقت؛ علم، معنا و آينده» هستم که براي عموم پخش مي شود. در اين برنامه، دانشمندان راجع به موضوعات بنيادي بحث و گفت وگو مي کنند. من و همه کساني که در اين مجموعه با ما همکاري دارند، از تنوع بينندگان شگفت زده شده ايم. نامه هاي الکترونيکي بينندگان نشان مي دهد که آنان از سطوح آموزشي، جنس، سن، نژاد، طبقه و کيش هاي مختلفي اند و نقطه مشترک همه آنان، علاقه شديد به موضوعاتي مانند شعور، کيهان شناسي و خلاقيت علمي است.

اين شواهد تصويري از جامعه متنوعي را نشان مي دهند که بسياري از افراد آن براي شيوه علمي فکر کردن ارزش قائلند. چنين جامعه يي ظرفيت پذيرش و احترام گذاشتن به ديدگاه هاي سياسي تکثرگرا را دارد. زيرا اعضاي چنين جامعه يي درک مي کنند که هيچ ديدگاهي حتي ديدگاه خودشان، نمي تواند در هر شرايطي به طور کامل صحيح باشد. چنين نگرشي، ضرورت دموکراسي است. در حقيقت، با توجه به فاصله ها و حتي شکاف هايي که در ديدگاه هاي سياسي جوامع امروزي (چه در يک کشور و چه بين کشورها) وجود دارد، به نظر مي رسد زبان مشترک علم، تنها نيرويي است که مي تواند زمينه هاي مشترکي فراهم کند.

کشور وسيع چين را در نظر بگيريد که تحت فشار چالش ها بين ارتقاي سطح علمي و جلوگيري از دموکراسي به سبک غربي است. حتي با در نظر گرفتن پيشرفت هاي چشمگيري که اين کشور پس از اصلاحات 25 سال اخير داشته، آموزش هنوز هم با محدوديت هايي روبه رو است و بنابراين رهبران چين اعتقاد دارند هنوز زمان انتخابات به شيوه رقابت آزاد فرا نرسيده است. دولتمردان طراز اول چين که عمدتاً از مهندسان باتجربه هستند، نمي خواهند کشاورزان فاقد سواد علمي لازم، سياست هاي ملي آنان از جمله توزيع منابع را تعيين کنند. (يک مشاور طراز اول به نحو شيوايي مي پرسد آيا کشاورزان بي سواد به کسي رأي مي دهند که مي خواهد ابرشاهراه هاي اطلاع رساني را توسعه ببخشد؟) لوايحي که به طور قطع در درازمدت به نفع چين هستند، نبايد در کوتاه مدت، عمومي و مردم پسند شوند. دولتمردان چيني معتقدند که دموکراسي تنها همگام با آموزش (به ويژه آموزش علمي) مي تواند توسعه يابد. «احياي مجدد چين از طريق علم و آموزش»، شعار مورد علاقه رئيس جمهور پيشين چين جيانگ زمين است.

وي بر حمايت از فعاليت هاي علمي و مخالفت با دموکراسي به شيوه غربي اصرار داشت و پيروان او، سياست هايش را پيگيري مي کنند. به هر حال، بايد منتظر بمانيم و ببينيم آيا سواد علمي باعث رشد دموکراسي خواهد شد يا نه. چگونگي اين فرآيند بايد جالب باشد. در کشورهاي مسلمان که قرن ها در زمينه علم سرآمد جهان بودند، حرکت نوپايي آغاز شده است تا نشان دهند علم با اسلام سازگار است.

يکي از دانشمنداني که خود را وقف جنبش «اسلام و علم» کرده است اعتقاد دارد، آموزش علوم در مدارس مذهبي (حوزه ها) براي ايجاد تغيير در آنها ضروري است. به هر جهت، من در حمايت از نظرم که سواد علمي پيش نياز طبيعي دموکراسي سياسي است، فقط يک مشاهده داستان وار ارايه کردم. اما اين نظر قابل آزمايش نيز هست. من يک نمودار ساده از نوع نقاط پراکنده (Scatter) را در نظر دارم که در آن سطح سواد علمي يک کشور روي محور X و ميزان دموکراسي سياسي روي محور Y نمايش داده شده است.

من حدس مي زنم که جمع وجور کردن داده هاي 192 کشور جهان به يک نمودار «دونمايي» منجر مي شود که بخشي از آن منسجم و بخش ديگر پراکنده خواهد بود. داده هاي کشورهايي که از جهت علمي و دموکراسي پيشتازند، در گوشه راست و بالايي نمودار (يعني سطح علمي بالا دموکراسي قوي) جمع مي شوند. من انتظار دارم که بخش ديگر داده ها به صورت نقاط پراکنده يي در سمت چپ و ميانه نمودار (يعني سطح علمي پايين- دموکراسي ضعيف) پخش شوند، زيرا تعداد زيادي از کشورها از لحاظ سطح علمي و دموکراسي از حالت ضعيف تا ميانه متغيرند. در اين جا، بين سطح علمي و دموکراسي به لحاظ آماري همبستگي ضعيفي مشاهده مي شود.

به عبارت ديگر، در کشورهاي پيشرفته رابطه تنگاتنگي بين سطح علمي و دموکراسي وجود دارد اما در کشورهاي ديگر نمي توان به روشني به چنين نتيجه يي دست پيدا کرد. براي بررسي نظري که مطرح کردم، مي توان آزمون بهتري انجام داد؛ تغييرات هر نقطه داده يي را طي زمان و همگام با تحولاتي که کشورها به لحاظ علمي و حکومتي پيدا کرده اند، دنبال کنيم (مطالعه طولي). البته اين کار مشکل عدم همبستگي و روشن نبودن رابطه علت و معلول بين سطح علمي و ميزان دموکراسي را در کشورهاي توسعه نيافته حل نمي کند. اگر ما اين تغييرات را طي چند دهه دنبال کنيم، همان طور که از گوشه چپ و پايين به گوشه راست و بالاي نمودار (يعني از سطح علمي پايين- دموکراسي ضعيف به سطح علمي بالا- دموکراسي ريشه دار) مي رويم، اين پرسش برايمان مطرح مي شود که خط سير پيشرفت چگونه خواهد بود؟ من پيش بيني مي کنم که خط سيرهاي زيادي وجود خواهد داشت. برخي از آنها خطي خواهند بود؛ يعني علم و دموکراسي همگام با يکديگر پيشرفت کرده اند. بقيه مسيرها، هندسي يا سيگموئيد (مانند حرف S) خواهند بود؛ يعني عواملي مانند تاريخ، ناآرامي هاي اجتماعي، مسائل فرهنگي و نيروهاي خارجي بر آنها تاثير گذاشته اند.

قدرت علم

مواردي وجود دارد که به نظر مي رسد فرض ارتباط علم و دموکراسي را زير سوال مي برد. اين فرض نمي تواند دستاوردهاي علمي نازي ها و شوروي سابق را توجيه کند؛ اين دستاوردها در جوامعي شکوفا شدند که از لحاظ دموکراسي ضعيف بودند. عوامل رواني مانند خلاقيت تحت فشار، به خود اميد دادن، عزت نفس و جامعه شناسي جمعي نظير هيستري جمعي و عرق ملي مي توانند باعث تلاش همه جانبه براي دستيابي به کشفيات علمي شوند. من پيشنهاد مي کنم که ظهور افرادي مانند « آندره ساخاروف» که يکي از مفاخر شوروي، پدر سلاح هاي اتمي آنان و از حاميان دموکراسي محسوب مي شود، در جامعه ديکتاتوري، اما غني از علم نويدبخش است و در حقيقت در عصري که دسترسي به اينترنت براي انجام فعاليت هاي علمي مطلوب و ضروري است، اجتناب ناپذير است.

اين مساله، معضلي است که رهبران چين با آن مواجهند، به ويژه که پيشرفت هاي اخير چين انگيزه هاي قدرتمندي به آنان بخشيده است. آنان پيش از دستيابي به چنين توسعه يي، دو راه پيش روي خود داشتند؛ دسترسي آزاد به اينترنت و سرعت بخشيدن به دانش بومي که همراه خود، عناصر بي ثباتي بالقوه يي را وارد جامعه مي کرد، يا دسترسي محدود با بيشترين ثبات (دولتمردان چيني بر اين باورند که اين شيوه براي توسعه بي وقفه ضروري است). به خاطر اتخاذ همين شيوه، علم چيني در وضعيت نامساعدي قرار گرفته است، به ويژه که بازار جهاني بي رحم، سرشار از رقابت هاي تندي است که از دستاوردهاي جديد علم نيرو مي گيرند و به زمان بسيار حساس اند.

شايد کسي اين گونه استدلال کند که تحميل کردن «علم» به عنوان بالاترين استاندارد تفکر انساني، ساير عرصه هاي فکري را کم اهميت جلوه مي دهد و به طور مصنوعي يک شکل از «دانايي» را بر شکل هاي ديگر «ترجيح» مي دهد. علم در واقع مي تواند از ساير شکل هاي بينش متمايز شود، زيرا علم بيش از آن که «مجموعه يي از حقايق و تخصص» باشد، روشي براي انديشيدن است که بر رشد اجتماعي- سياسي تاثير مي گذارد. پذيرش اين که در بعضي مواقع الهام بر تجزيه و تحليل پيش مي گيرد (که البته کار ساده يي نيست) بايد معيار ارزيابي هاي اساسي معاملات سياسي، مناقشات تاريخي، ضوابط اخلاقي، حقيقت مذاهب، معنا و مقصود هنر و موارد مشابه باشد.

درک درست شيوه تفکر علمي به ما امکان مي دهد اعتبار مدارک و مستندات را ارزيابي کنيم و به عملي يا غيرعملي بودن نظرات پي ببريم. البته اين ادعا به آن معنا نيست که افراد بايد از دانش يا «حقيقت» متفاوتي اطلاع داشته باشند، بلکه اگر مردم تفاوت بين برهان و ديدگاه را درک کنند، آنگاه تحمل عقايد ديگران برايشان راحت تر مي شود. بدون ترديد، براي تاثير گذاشتن علم بر تحولات سياسي، علوم انساني نيز ضروري است.

همان طور که تفکر نقادانه مي تواند به پلوراليسم کمک کند، علوم انساني نيز آن را نيرو مي بخشد. وقتي افراد يک جامعه بتوانند فرق ميان برهان، احتمال، عقيده و اميد را دريابند و عادت انجام کار و فعاليت در آنان نهادينه شود، در اندک زماني خواهان دموکراسي مي شوند و به دموکراسي روي مي آورند. البته دموکراسي پديده يي است که از فعاليت هاي سياسي، آزادي هاي مذهبي، آزادي انديشه و نوآوري هاي هنري و ادبي حمايت مي کند.

روح علم

يک نظام سياسي کاملاً دموکراتيک، به همه شهروندانش حق انتخاب رهبران و نمايندگانشان را مي دهد، مسووليت پذيري متقابل (پايبند بودن به قراردادهاي اجتماعي) ايجاب مي کند که شهروندان با بصيرت و تعهد از حق راي خود بهره مند شوند. دموکراسي فقط زماني با موفقيت عمل مي کند که شهروندان يک جامعه افرادي آگاه باشند و بتوانند به طور مستقل قضاوت کنند. به همان ميزان که آنان تحت تاثير عوام فريبي، گرايش هاي کوته فکرانه، تعصب مذهبي يا قومي و ميهن پرستي افراطي قرار مي گيرند، به همان ميزان دموکراسي با موفقيت عمل نخواهد کرد.

نقد باورهاي جاري در زمينه هاي مختلف علم با شک گرايي غيرعيب جويانه طرز نگرش سالمي را براي يک جامعه دموکرات و شکيبا مي آفريند. ما در برنامه «تا مرز حقيقت» تلاش مي کنيم شرايطي را فراهم سازيم تا عموم مردم در بحث و گفت وگوهايي شرکت کنند که به پژوهش هاي جاري و آفرينش دستاوردهاي علمي و جنبه هاي فلسفي و اجتماعي آنها مربوط مي شود. وقتي ديدگاه هاي مخالف (براي مثال در مورد ماهيت هوشياري) مطرح مي شوند، ما از طرف هاي مقابل مي خواهيم داده هايي که نظر آنان را تاييد مي کنند را معرفي کنند يا بپذيرند که در برخي جاها، ديدگاه هاي شخصي را با شواهد و دلايل پذيرفته شده مي آميزند.

روحيه علمي در همه افراد وجود دارد؛ اين روحيه فرهنگ ها را با هم مرتبط مي سازد، عناصر گوناگون جامعه را به هم پيوند مي زند و باعث برقراري ارتباط با زيبايي و تحسين آن و نيز دستاوردهاي تازه علم و جهان پيچيده پيرامون مان مي شود. علم، ذهن را باز مي کند، بر وسعت انديشه ها مي افزايد، همان گونه که تلسکوپ وب و هابل چنين مي کنند. اما درباره تلسکوپ هاي پرهزينه؛ من معتقدم آموزش علوم پايه و کاربردي براي پرورش تفکر نقادانه ضروري است. علوم براي اين که علوم باشند نمي توانند راکد بمانند. اگر آموزش علمي، روش علمي تفکر را تقويت مي کند، کشفيات علمي به آن انرژي مي بخشد. بنابراين هم آموزش علمي و هم کشفيات علمي، دموکراسي را پرورش مي دهند و آن را زنده و پويا نگه مي دارند. البته به همان اندازه که دموکراسي به علم نياز دارد، علم نيز به دموکراسي نياز دارد. پژوهش علمي جدي نشان از بروز دموکراسي در عمل است و تحقيق آزاد و باز بدون حمايت جدي از دموکراسي سالم و قوي نمي تواند صورت گيرد.

براي اينکه دنياي بهتري داشته باشيم به شايسته سالاري نياز داريم و علم مي تواند در اين زمينه راهگشا باشد. با افزايش روحيه علمي در جهان مي توانيم به سوي همگرايي فکري پيش برويم و دنيايي سرشار از صلح و آرامش داشته باشيم. در اين ميان، کشورهاي توسعه يافته مي توانند با حمايت از سواد علمي و پژوهش در کشورهاي در حال توسعه، به آفرينش چنين جهاني کمک کنند.

AmericanScientist, Oct.2003

دانش مسلمانان در مجله نيچر
مجله علمي «نيچر» که شناخته شده ترين مجله علمي جهان به شمار مي آيد، در ويژه نامه يي به وضعيت کنوني پژوهش علمي در کشورهاي اسلامي پرداخته است.

برپايه گزارش اين مجله، کشور ايران از نظر شمار مقاله هاي منتشر شده در مجله هاي جهاني پس از کشور ترکيه در جايگاه دوم است و کشور مصر بسيار به آن نزديک است.

هزينه در نظر گرفته شده براي پژوهش هاي علمي در کشورهاي اسلامي به اندازه يي ناچيز است که نه تنها در آمارهاي بانک جهاني، بلکه در آمارهاي سازمان کنفرانس اسلامي هم بازتاب نداشته است. نيچر به گوشه هايي از دستاوردهاي دانشمندان مسلمان در دوره طلايي تمدن اسلامي نيز پرداخته است که ترجمه آن در ادامه مي آيد.

علم در دوره اسلامي

1258- 750 ميلادي، عباسيان خلافت اموي را سرنگون کردند و پايتخت خلافت را از دمشق به بغداد جابه جا کردند. خلافت عباسيان، دوره زايندگي دانش در تاريخ اسلام بود.

813- 721، جابربن حيان

کارهاي منسوب به اين شيميدان، تا سده شانزدهم ميلادي اثر ماندگاري بر اروپا داشت. واژه هاي بسياري در شيمي ريشه عربي دارند؛ از جمله alkali (قليا) و alcohol l (الکل).

1258- 830، بيت الحکمه در بغداد

فعاليت هاي اين کتابخانه و مرکز پژوهشي شامل ترجمه کارهاي يونانيان به عربي به دست عالمان مسلمان و غير مسلمان بود. سپس کتابخانه هاي عمومي بسياري در شهرهاي ديگر ساخته شد.

840- 780، خوارزمي

رياضيداني که نامش در واژه الگوريتم ماندگار شده است. ترجمه کتاب هاي او، اروپاييان را با جبر آشنا کرد.

929-865، رازي

دانشمند ايراني که در زمينه پزشکي، شيمي و فلسفه کار کرد. او نخستين توصيف علمي را از آبله انجام داد که يونانيان باستان آن را با سرخک اشتباه مي گرفتند.

1039- 965، ابن هيثم

اين پژوهشگر اخترشناس، رياضيدان و نورشناس در بصره به دنيا آمد و به ساختن اتاق تاريک کمک کرد. او نظريه يوناني ها را درباره ديدن نپذيرفت و نشان داد بينايي نتيجه اثر پرتوهاي بازتابيده بر چشم است و اظهار داشت که تصويرها در مغز شکل مي گيرند. او توصيف بهتري نيز از ساختمان چشم عرضه کرد.

1037- 980، ابن سينا

پزشک و فيلسوف ايراني که در بخارا به دنيا آمد. ترجمه لاتين کتاب قانون در پزشکي تا سده شانزدهم ميلادي کتاب درسي بسيار مهمي در اروپا بود.

1198-1126، ابن رشد

فيلسوف اسلامي که در اسپانيا به دنيا آمد، کوشش کرد نظريه هاي ارسطو را که با مطالعه طبيعت از راه مشاهده و استدلال به دست آمده بود، با حقيقت ديني سازگار کند. نوشته ها و ترجمه هايي که از آثار او شده است، اثر ژرفي بر اروپا داشت.

1304- 1259، رصدخانه مراغه

يکي از بزرگ ترين رصدخانه هاي جهان اسلام که در مراغه(در ايران امروزي) ساخته شد. در دوره اسلامي اخترشناسي جايگاه ويژه يي داشت که بخشي به خاطر تعيين دقيق وقت نماز و ماه قمري اسلامي بود. مراغه کتابخانه يي با 400 هزار کتاب و آموزشگاه نيز اخترشناسي داشت.

1274- 1201، نصيرالدين طوسي

اخترشناس، رياضي دان و اختربين ايراني که در رصدخانه مراغه کار مي کرد. او زوج طوسي را معرفي کرد که به عالمان مسلمان امکان داد مدل هاي بطلميوسي را از حرکت سياره ها به اندازه زيادي بهبود بخشند.

1288- 1213، ابن نفيس

پزشک مسلمان که در دمشق به دنيا آمد و در بيمارستان هاي قاهره کار کرد. او نخستين شرح را از گردش خون ششي عرضه کرد، اما اين سازوکار تا زماني که در آغاز سده هفدهم ميلادي، ويليام هاروي بار ديگر آن را پيشنهاد کرد، تا اندازه زيادي ناشناخته ماند.

1923- 1281، دوران عثماني

امپراتوري عثماني از آناتولي تا شمال آفريقا، آسيا، خاورميانه و شرق و جنوب اروپا گسترش يافت.

1284، بيمارستان المنصوري/قلاوان، قاهره

بنيادهاي تخصصي که بيماران را رايگان درمان مي کردند و پژوهش هايي انجام مي دادند که در قانون اسلام ريشه داشت و به کوشش روميان ساخته شده بود. بيمارستان هاي قاهره و بغداد براي بيماري هاي گوناگون، بخش هاي ويژه داشتند.

کارکنان بيمارستان گزارش هاي مشروحي از هر مورد(بيماري) مي نوشتند که به صورت راهنماي آموزشي درآمد.

1375-1304، ابن شاطر

اخترشناس و رياضيدان اسلامي که در دمشق به دنيا آمد. او مدل هاي تازه يي از حرکت ماه و سياره ها پيشنهاد کرد که کاستي هاي مدل هاي يوناني را برطرف کرد. شيوه کار او با آن چه که کپرنيک انجام داد، يکسان است.

1406- 1332، ابن خلدون

تاريخ شناسي که در تونس زاده شد و يکي از نخستين جامعه شناسان به شمار مي آيد. کتاب او به نام مقدمه هنوز هم به چاپ مي رسد. او در اين کتاب کوشش کرده است توضيح دهد چرا جامعه ها و نظام هاي اقتصادي دگرگون مي شوند.
عناوين اين صفحه
علم در خدمت صلح و آرامش
دانش مسلمانان در مجله نيچر
دانشمند برجسته ايراني ناسا درگذشت
برنامه فضايي هند تجاري مي شود
ردپاي منشاء مغز انسان در کرم ها

دانشمند برجسته ايراني ناسا درگذشت

دکتر همايون سراجي دانشمند ارشد روباتيک ناسا و از اساتيد سابق دانشگاه صنعتي شريف که از مديران تيم هاي روباتيک و کنترل کاوشگرهاي فضايي ناسا بود، هفته گذشته در سن 60 سالگي در کاليفرنيا درگذشت. به گزارش ايسنا مرحوم دکتر سراجي در بسياري از ماموريت هاي کاوشگرهاي روباتيک ناسا از جمله ماموريت استثنايي کاوشگرهاي دوقلوي «روح» و «فرصت» که زير نظر دکتر فيروز نادري رئيس وقت ماموريت هاي مريخ ناسا اجرا شد، مشارکت داشت و با ارائه طرح ها و روش هاي ابتکاري نقش مهمي در پيشبرد اين ماموريت هاي بزرگ فضايي ايفا کرد. مراسم يادبود مرحوم دکتر سراجي دانشمند برجسته ايراني ناسا عصر روز دوشنبه در تهران برگزار شد. مرحوم دکتر سراجي در سال 1947 (1326) در تهران متولد شد و تحصيلات خود را تا اخذ ديپلم در داخل کشور ادامه داد. وي در سال 1969 (1348) با اخذ مدرک کارشناسي در رشته الکترونيک با رتبه اول از دانشگاه ساسکس (Sussex) در انگليس فارغ التحصيل شد و در سال 1972 مدرک دکتراي خود را در رشته سيستم هاي کنترل از دانشگاه کمبريج در انگليس اخذ کرد. سراجي به عنوان محقق در کالج سنت جان در کمبريج انتخاب شده و به مدت دو سال به تدريس و انجام تحقيقات فوق دکترا مشغول بود. وي در سال 1974 به عنوان استاد مهندسي برق به هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف پيوست و مدت 10 سال در رشته سيستم هاي کنترل تحقيق و تدريس کرد. دکتر سراجي در سال 1984 به عنوان دانشمند ممتاز سازمان ملل انتخاب شد و يک سال را به عنوان استاد ميهمان در دانشگاه نيومکزيکو در امريکا گذراند. وي در طول 13 سال فعاليت دانشگاهي، مقالات متعددي در زمينه سيستم هاي کنترل چند گونه با تمرکز بر روي کنترل نوري، استقرار قطب، کنترل کننده هاي چند گونه PID و تنظيم خروجي، منتشر کرده است. دکتر سراجي در سال 1985 به عنوان عضو ارشد فني به آزمايشگاه پيشرانش جت (JPL) ناسا ملحق شد و به طور نيمه وقت نيز در موسسه فناوري کاليفرنيا (Caltech) تدريس مي کرد. مرحوم دکتر سراجي از سال 1991، سرپرستي و مديريت گروه تحقيقات تله روبوتيک و کاربردهاي آن را که متشکل از حدود 20 مهندس و محقق بود، در مرکز JPL ناسا بر عهده داشت. وي طي فعاليتش در JPL تحقيقات گسترده يي در حوزه سيستم هاي کنترل روبات به ويژه در بخش کنترل روبات تنظيم شونده، رديابي روبات بر اساس دستور، کنترل روبات هاي ماهر، کنترل تماس، پيشگيري از برخورد بي درنگ و فرود ايمن فضاپيما انجام داد. دکتر سراجي در سال 1992 جايزه دستاورد مهندسي استثنايي ناسا، در سال 1991 و 2002 جايزه دستاورد گروهي ناسا و از سال 1995 به بعد هشت جايزه عمليات فضايي اصلي ناسا را به خود اختصاص داد. همچنين در سال 2003 براي انتشار مقاله «تحقيقات برجسته» جايزه ادوارد استون آزمايشگاه JPL را دريافت کرد.

دکتر سراجي در سال 1996 به دليل تحقيقات فردي مهم در حوزه هاي کنترل و روباتيک به عنوان دانشمند ارشد تحقيقاتي در آزمايشگاه JPL منصوب شد. وي در سال 1997 براي تحقيقاتش در زمينه فناوري کنترل روباتيک و کاربردهاي فضايي آن عضو محقق انجمن IEEE شد. در سال 2003 نيز وي با عنوان پرمقاله ترين نويسنده در تاريخ 20 ساله Journal of Robotic Systems شناخته شد.



برنامه فضايي هند تجاري مي شود
بي بي سي؛ هند يک راکت تجاري را براي اولين بار به فضا پرتاب کرد. اين راکت موسوم به «پي اس ال وي» از پايگاهي در جنوب هند به فضا پرتاب شد. راکت هندي در پرواز خود به فضا يک سفينه 325 کيلوگرمي ايتاليايي با خود حمل کرد. اين سفينه قرار است اطلاعاتي را در خصوص مبداء جهان جمع آوري کند. بر اساس گزارش ها ايتاليا براي پرتاب موشک خود به فضا 11 ميليون دلار به هند پرداخت کرده است. هند سال هاست که بر روي برنامه توليد و گسترش سيستم ارزان قيمت تجاري براي پرتاب سفينه هاي مختلف به فضا سرمايه گذاري کرده است. هند در برنامه هاي هسته يي خود در نظر دارد يک ماموريت بدون فضانورد به ماه در سال آينده انجام دهد. مدل ابتدايي راکت «پي اس ال وي» در سال 1994 به فضا پرتاب شد. در حال حاضر راکت تجاري هند مي تواند محموله هايي را تا وزن 1000 کيلو به فضا پرتاب کند. اما مقامات هندي گفته اند که امکانات اين راکت را در آينده توسعه خواهند داد.


ردپاي منشاء مغز انسان در کرم ها
ايسنا؛ محققان ردپاي منشاء شکل گيري مغز انسان را در سيستم اعصاب مرکزي ابتدايي در کرم ها و حشرات پيدا کردند. نتايج مطالعات اخير محققان حاکي از آن است که حشرات و کرم ها مانند کرم خاکي با اين که اعضاي ساده يي دارند که شباهتي به مغز ندارد، ولي مجموعه هايي از نورون ها (سلول هاي عصبي) دارند که در زنجيره يي در امتداد شکم هاي آنها قرار گرفته اند. در مطالعات جديد محققان آزمايشگاه بيولوژيکي مولکولي اروپا در هيرلبرگ به مدارک و شواهدي از ردپاهاي مولکولي رشد سلول هاي عصبي در اين جانوران دست يافته اند. اين محققان مي گويند؛ «يافته هاي ما نشان مي دهد آناتومي مولکولي رشد سيستم اعصاب مرکزي در اين جانوران واقعاً شبيه به مهره داران است.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام