پنج شنبه، 13 ارديبهشت 1386 - شماره 1383
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: چهره‌ها
«اسميت خانم»ها به شورا مي روند

عليرضا اشراقي

اميدوارم فيلم «آقاي اسميت به واشنگتن مي رود» اثر استاد «فرانک کاپرا» را ديده باشيد. حالا فرض کنيد يک نفر نسخه وطني اين فيلم را ساخته با نام « اسميت خانم ها به شورا مي روند». البته بايد قيد «زير سي سال» را هم براي جذابيت عنوان فيلم ذکر کرد. زنان و افراد مستقل و ناشناس در انتخابات سومين دوره شوراهاي شهر خوش درخشيدند. در دو دوره قبلي شوراها، حداکثر 7درصد کرسي ها از آن زنان بود و حالا اين رقم به 16 درصد رسيده است. در 12 شهر مرکز استان کشورمان زنان رتبه هاي اول و دوم انتخابات شوراها را به خود اختصاص داده اند. در هر يک از شهرهاي قزوين و همدان چهار زن عضو شوراي شهرشان شده اند. در تهران، اراک، اروميه و زنجان هم سه زن به ترکيب نهايي شوراها راه يافته بودند که البته در زنجان يکي شان استعفا داده است.

فريبا(زهرا) آقاباقري در اراک، خديجه منصوري در اروميه، صديقه حکمت در قزوين، عزيزه تراز در اردبيل، فاطمه دباغيان در همدان، فاطمه هوشمند در شيراز و سميه ثابت قدم در زنجان در انتخابات شوراها نفر اول شده اند. اين دو نفر آخر هر دو 25 سال دارند و دانشجو هستند. با اين حال، خيلي از آنها جوان نبودند. آرزو بابادي در اهواز ، مريم اقبالي در بندرعباس، آرزو خادم غوثي در سنندج، فرشته طهماسبي رستم آباد در خرم آباد و حتي طوبي حجازي در شهر قم نيز رتبه دوم انتخابات شوراي شهرشان را از آن خود کردند. شهلا عطايي در قزوين، معصومه زارع در شيراز، آرزو رحمتي و فاطمه صادقي در زنجان هم از جمله کانديداهاي جوان و مستقلي بودند که به شوراها راه يافتند. در آبادان، دختري جوان و گمنام توانست رأي اکثريت مردم را به خود اختصاص دهد. نازيلا ماهوري تحصيل کرده مديريت بازرگاني است. او سابقه هيچ فعاليت سياسي، اجتماعي يا فرهنگي ندارد و خودش هم معتقد است عکس و تصويرش نظر مردم را جلب کرده است.اين زنان يا بهتر بگوييم دختران جوان و مستقل، چه رويايي در سر مي پروراندند که نامزد شوراي شهرشان شدند. با چه آرزوهاي پاکي که هنوز آغشته به سياست نشده طي اين مرحله کرده اند؟ در ميانه اين هفته آنها روي کرسي هاي نمايندگي نشسته اند و کار خود را هم آغاز کرده اند. من قضاوتي نمي کنم. فقط اميدوارم سرنوشت برخي از آنها مشابه «آقاي اسميت» نشود. از ميان زنان راه يافته به شوراها چند چهره را برگزيده ام. اين شماره در دست زنان است، همان طور که شهر در دست آنهاست.

حاجيه خانم؛ همشيره رئيس جمهور

خانم پروين احمدي نژاد اينک يکي از اعضاي شوراي شهر تهران است. او چهره خبري جذابي براي ايراني ها است. خبرگزاري ايسنا براي اولين بار، پنج روز پيش از انتخابات شوراها با او گفت وگو کرد و عکسي از خواهر رئيس جمهوري منتشر کرد. اين عکس و خبر به زودي در سراسر تارگاه هاي خبري فارسي و وبلاگ ها تکثير شد. کسي تاکنون چهره خانم احمدي نژاد را نديده بود.

او خواهر رئيس جمهوري است. پروين احمدي نژاد. در سوابقش فقط مي توان فرهنگي بودن را پيدا کرد. او معلم آموزش و پرورش است و گويا مدرسه يي غيرانتفاعي در منطقه يک تهران دارد. همين را مي دانيم. خانم احمدي نژاد پيش از اين هم علاقه يي به فعاليت سياسي داشته است. دو بار در انتخابات شوراها نامزد شده و يک بار هم نامزد انتخابات مجلس هفتم شده، که البته پيروز هيچ کدام نبوده است. ارديبهشت ماه سال گذشته او به سمت معاون مرکز مشارکت امور زنان نهاد رياست جمهوري منصوب شد تا برگ تازه يي براي انتقاد به دست مخالفان دولت بدهد که از انتصابات فاميلي در دولت احمدي نژاد گلايه داشتند. در عين حال سايت اينترنتي شهر فردا که در طول انتخابات شوراها ارگان ائتلاف اصلاح طلبان بود، مدعي شده که پروين احمدي نژاد از علاقه مندان آيت الله مصباح يزدي هم شناخته مي شود و در ايام انتخابات رياست جمهوري نهم از جمله کساني بود که پيام هاي برادرش و آيت الله را مبادله مي کرد.

خانم پروين احمدي نژاد، برگ برنده ليست طرفداران دولت در انتخابات شوراي شهر تهران بود. تا مدت ها حضور او را در ليست کتمان کردند و تلاش کردند تا بدين ترتيب حدس و گمان ها را بيش تر کنند. وقتي که تنها چند روز مانده به آغاز تبليغات انتخاباتي از «مهرداد بذرپاش»، درباره حضور خواهر رئيس جمهوري در ليست «رايحه خوش خدمت» سوال شد او پاسخ داد؛ «صبر کنيد؛ تا پنجشنبه همه چيز معلوم مي شود.» حتي شايعه شد که پروين احمدي نژاد از بودن در ليست استعفا داده است و برخي از مخالفت رئيس جمهوري با نامزدي او در انتخابات شوراها خبر دادند. نکته يي که پروين احمدي نژاد آن را تکذيب کرد و گفت؛« اتفاقاً ايشان کاملاً موافق اين امر بودند، چراکه خواهر خود را اهل خدمت و تلاش مي بينند و اينها شايعاتي است که مطرح مي شود.» او البته اضافه هم کرد که « شما خود مي دانيد که در جريان انتخابات هميشه شايعاتي مطرح مي شود، مانند اينکه در انتخابات رياست جمهوري در مورد خود آقاي احمدي نژاد نيز وجود داشت که عده يي مي گفتند وي در اين انتخابات استعفا مي دهد يا اينکه مقام معظم رهبري به وي گفته در مسووليت شهرداري بمان و در اين عرصه حضور پيدا نکن، اينها همه شايعه است.»نام پروين احمدي نژاد در صدر فهرست طرفداران رئيس جمهوري براي انتخابات شوراي شهر تهران قرار گرفت تا آشکار تر از هر چيزي نشان گر حمايت معنوي محمود احمدي نژاد از آنان باشد. کاري که رئيس جمهوري نمي توانست به صراحت انجام دهد. اگر محمدرضا خاتمي به پشتوانه نسب برادري رئيس جمهوري به مجلس ششم راه يافت؛ اکنون خواهر احمدي نژاد نيز در همين راه قدم برمي داشت. البته برخي از اصولگرايان هم بودند که با حضور پروين احمدي نژاد در انتخابات شوراها موافق نبودند. به عنوان مثال، مريم بهروزي دبيرکل جامعه زينب در اظهار نظري گفت که تصميم نهايي جبهه پيروان خط امام و رهبري در انتخابات شوراها اين بوده که پروين احمدي نژاد در فهرست نهايي اين جبهه قرار نگيرد. انتقادات از نامزد شدن خواهر رئيس جمهوري راه به جايي نبرد. کما اين که مهرداد بذرپاش در پاسخ به منتقدان گفت« پروين احمدي نژاد حق حيات سياسي دارد.» و خود همشيره رئيس جمهوري گفت؛«فعاليت سياسي من پيش از زمان رئيس جمهور شدن برادرم سابقه دارد.» جمعي از اصولگرايان بسيار تلاش کردند تا از دودستگي موجود ميان طرفداران احمدي نژاد و قاليباف در انتخابات شوراها بکاهند و بر سر فهرست واحدي به نتيجه برسند. در صدر اين فهرست خيالي واحد پروين احمدي نژاد قرار داشت. اما ائتلاف اصول گرايان نه تنها محقق نشد که روز به روز بر دامنه اختلافات هم افزوده شد. در اين ميان نظر خواهر رئيس جمهوري جالب توجه بود. او به خبرنگار ايسنا گفت؛ «اختلاف سليقه يک امر منفي نيست و اکنون در جريان اصولگرا دو ليست داده شده و به نظر من اين خود زمينه مشارکت بيشتر مردم را فراهم مي کند.» وي افزود؛ «ما نبايد تصور کنيم که جريان اصولگرا دو ليست در انتخابات ارائه کرده و شکافي در بين اصولگرايان وجود دارد. ما مي توانيم اينطور تصور کنيم که جريان اصولگرا 30 نفر را معرفي کرده و مردم حق دارند از بين اين 30 نفر 15 نفر را انتخاب کنند.»

هر چه بود گذشت و خانم پروين احمدي نژاد توانست به عنوان يکي از اعضاي سومين شوراي شهر تهران انتخاب شود. اما حتي پس از اين انتخاب نيز رسانه ها و شايعات دست از گمانه زني درباره او برنداشتند. برخي از رسانه ها از اين احتمال خبر دادند که ممکن است او از حضور در شوراي شهر تهران انصراف دهد. احمدي نژاد پاسخ به اين شايعه را به سرعت داد. او يک ان شاءالله گفت و تأکيد کرد که استعفا نخواهد کرد و اضافه کرد؛ «اگر استعفا کنيم در حقيقت به مردم و آراي آنها توهين و پشت کرده ايم.» پس از اين اظهارنظر بود که آب ها از آسياب افتاد و ديگر هم خبري از خواهر رئيس جمهوري نشد تا چند روز پيش از آغاز به کار شوراي شهر سوم، که خبرنگار خبرگزاري فارس او را در حاشيه جلسه يي پيدا کرد و از خانم احمدي نژاد درباره استفاده از نظرات مشورتي رئيس جمهوري پرسيد و او هم پاسخ داد؛ « با رئيس جمهوري نه به عنوان برادر بلکه به عنوان يک فرد مجرب در امور شهري مشورت خواهم کرد.» منتخب شوراي سوم شهر تهران در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر دريافت نقطه نظرات رئيس جمهوري براي انتخاب شهردار تهران تأکيد کرد که به صورت مستقل تصميم مي گيرد و گفت؛ «درست است ايشان برادرم هستند اما در خانه نه در محيط کار.»در هر حال اکنون پروين احمدي نژاد براي مردم تهران نامي معروف و شناخته شده است. همه مي دانند که رئيس جمهوري خواهري دارد و خواهر هم هواي سياست و سوداي خدمت در سر دارد. خانم پروين احمدي نژاد در اولين اظهار نظر خود درباره مسايل شهر تهران گفته که به فکر حل مشکل ترافيک، آلودگي هوا، تکدي گري در شهر و بچه هاي بي سرپرست است. انشاءالله.

انتخاب از نوع کاملاً شيرازي

او هنوز خوشحال است و البته نمي تواند احساس خوشحالي خود را در يک جمله بيان کند. شايد هنوز هم باورش نشده که به عنوان منتخب اول مردم شيراز بايد روي صندلي شوراي شهر بنشيند. اين دختر خانم 25 سال بيش تر سن ندارد. متولد مهرماه سال 1360 است. مجرد است. دانشجو است؛ دانشجوي معماري دوره ليسانس دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز. خانواده هفت نفره او به خواب هم نمي ديدند که دخترشان روزي عضو شوراي شهرشان شود. پدر کارمند بازنشسته اداره آبياري شيراز است و کاري با سياست و اين حرف ها ندارد.

بعيد مي دانم خانم فاطمه هوشمند هم با يک برنامه ريزي حساب شده وارد رقابت هاي انتخاباتي شوراي شهر شيراز شده باشد. همان روزهاي اول پس از پيروزي که هنوز داغ بود و فرصت گزيده سخن گفتن و از سر تأمل و در نظر گرفتن جوانب مهيا نبود، او گفت وگويي دارد با يک سايت خبري محلي شيرازي و در آن جا از اين که چه شد که تصميم گرفت براي انتخابات شوراي شهر شيراز کانديدا شود، مي گويد؛ «از طرف ساير دانشجويان براي کانديدا شدن ترغيب شدم. با چند نفر از دوستانم تصميم گرفتيم اين اقدام را انجام دهيم، اما تنها من به اين تصميم عمل کردم.» خانم هوشمند مقداري پس انداز داشته، مقداري هم از پدر قرض مي کند و پول هايش را روي هم مي گذارد و مي آيد وسط گود. پول ناچيز او فقط کفاف چاپ پنج هزار پوستر را مي کند. اما به اعتقاد بسياري از شيرازي ها اين پوسترهاي کذايي کاري مي کند، کارستان. بسياري از شيرازي ها پوسترهاي تبليغاتي او را که دختر زيبارويي را نشان مي داده است، ديده اند. دست عکاس درد نکند. چه اين که بعضي ها هم مي گويند چهره واقعي خانم هوشمند با آن چه در پوسترها بوده فرق داشته است. باز هم بايد به عکاس تبريک گفت. شعار تبليغاتي خانم فاطمه هوشمند بر روي پوستر تبليغاتي اش هم جالب بود. مصرعي بود از ترانه قديمي يک خواننده لس آنجلسي؛ «شهر من، من به تو مي انديشم». و البته او شعار ديگري را نيز به عاريه گرفت که شباهت جالبي با شعار رئيس جمهوري کنوني در انتخابات سال 1384 داشت. فاطمه هوشمند «ما مي توانيم» را تغيير داده بود و جايش مي گفت؛ «جوانان مي توانند».

از زماني که نتايج انتخابات شوراي شهر شيراز اعلام شد، اين سخنان هم شنيده شد که پوسترهاي جذاب فاطمه هوشمند باعث جلب آراي او شده، تا جايي که 30 هزار و 103 نفر را ترغيب کرده است که راي خود را به نام وي در صندوق بيندازند. ايسنا در مصاحبه يي با خانم هوشمند به موضوع تاثير زيبايي او در کسب جايگاه اول انتخابات پرداخته بود، اما به فاصله کوتاهي اين قسمت از مصاحبه بر روي خروجي حذف شد. فاطمه هوشمند البته خود نظر ديگري دارد و مي گويد؛ «کساني که مي گويند من به خاطر جذابيت پوسترهاي خود موفق شده ام، کم لطفي مي کنند.» او مي افزايد؛ «هنگامي که من تصميم خود را عملي کردم هيچ کس باور نداشت بتوانم در برابر کساني که در طول يک هفته تبليغات آنها شهر را پر کرده بود، پيروز شوم.» هوشمند خاطرنشان مي کند؛ «دو عامل باعث شد من در اين انتخابات موفق شوم؛ يکي جواني و ديگري دانشجو بودن. در تمام دانشگاه هاي شيراز دانشجوياني بودند که از من حمايت و برايم تبليغ کردند؛ چرا که موفقيت من به معناي موفقيت خود آنها بود.»

روزنامه نگاران و شخصيت هاي سياسي شيراز در پيش بيني رفتار انتخاباتي مردم به راه خطا رفته بودند و غافلگير شدند. فاطمه هوشمند پيش از اين در مسائل سياسي و اجتماعي حضور نداشته است. در مقايسه با تعداد آراي نفرات اول دو دوره گذشته شوراي شهر شيراز، آراي خانم هوشمند يک رکورد محسوب مي شود. چرا که در دوره اول شورا، محمدجواد زيبايي نژاد با 23 هزار و 44 راي و در دور دوم محمدرضا برزگر با 17 هزار و 872 راي حائز اکثريت آرا شدند. اين مطالب يک نکته ديگر را نيز نشان مي دهد؛ هوشمند نخستين زني است که به عنوان منتخب اول مردم شيراز در شورا شناخته شده است.از همان ابتداي پيروزي او، گمانه زني ها درباره وابستگي او به جناح هاي سياسي نيز آغاز شد. در حالي که برخي رسانه ها از نزديکي او به اصلاح طلبان خبر مي دادند، روزنامه کيهان او را منتسب به اصولگرايان مي دانست. خانم هوشمند خود تاکيد مي کند؛ «من به صورت مستقل در انتخابات شرکت کردم و تا پايان کار خود نيز مستقل خواهم بود، چرا که تنها به سه اصل يعني در نظر گرفتن رضاي خدا، خدمت به مردم و جلب رضايت آنها و تعهد وفادارانه به ميهن پاکمان اعتقاد دارم». او مي افزايد؛ «به جناح هاي سياسي در شورا فکر نمي کنم، بلکه به تصميم درست و منطقي مبتني بر خرد جمعي احترام مي گذارم.»اين طور که خانم فاطمه هوشمند مي گويد، او تاکنون توانسته است با 50 نفر از متخصصان شهر و استان در زمينه هاي مختلف، گروه هاي مشاوره يي تشکيل دهد. به هر حال اين دانشجوي 25ساله اکنون يک عضو شوراي شهر شيراز است. حرف و حديث ها درباره او هنوز بسيار است. اما يک وبلاگ نويس شيرازي در پاسخ به همه اين حرف و حديث ها يک پرسش اساسي را مطرح کرده است؛ «مگر گناه است که مردم شيراز يا هر شهر ديگري دختر تحصيل کرده و جواني را که از زيبايي ظاهري نيز برخوردار است، به شوراي اسلامي شهرشان معرفي کرده باشند؟ درست همين جاست که با مدد گرفتن از حافظ بايد گفت؛ گوهر پاک تو از مدحت ما مستغني است/ فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند؟»
شهره پاريس ايران

شهر اروميه زماني پاريس ايران خوانده مي شد و اکنون شهره شيرزاد قصد دارد تا دوباره پاريس را بزک کند. او زن جواني است. 27 سال سن دارد و در انتخابات شوراي شهر اروميه بيش از 27 هزار راي را به خود اختصاص داده است. در شوراي 9نفره جديد شهر اروميه به جز خانم شيرزاد دو زن ديگر هم حضور دارند و البته يکي هم به عنوان عضو علي البدل انتخاب شده است. البته شهره شيرزاد، جوان ترين عضو شوراي شهر اروميه است.

شعار تبليغاتي شهره شيرزاد در انتخابات اين بود؛ «باراني مي بايد؛ تا رنگين کماني برآيد». به گفته خودش هدف از انتخاب اين شعار اين بوده که مردم به زيبايي هاي زندگي و تغييرات مداوم آن فکر کنند. شعار ديگرش هم نزديکي بسياري به شعار رئيس جمهوري دارد؛ «عدالت براي همه، توزيع عادلانه قدرت، امکانات و اطلاعات.»

اين روزها تلفن هاي زياد و ملاقات هاي پي در پي شهره شيرزاد را کلافه کرده است. او با خوش بيني مي گويد که دوست دارد تا با يک برنامه ريزي، همه امور را به روال گذشته برگرداند. او پيش از اين چنين تجربه يي نداشته است. شيرزاد ليسانس خود را از دانشگاه پيام نور اروميه و در رشته علوم تربيتي گرفته، مدتي مديرمالي يک شرکت کشاورزي بوده است و نزديک به پنج سال هم سابقه کار در «ان جي او»هاي مختلف را دارد. شيرزاد هنوز هم خود را جزء خانواده سازمان هاي غيردولتي مي داند و هم اکنون مديرعامل و عضو هيأت رئيسه چندين تشکل غيردولتي است. در سال 81 او موسسه خيريه «گنگچين» را تاسيس مي کند که اکنون نيز مديرعامل آن است. خانم شيرزاد در هيأت رئيسه انجمن حقوق بشري «زانياران»، هيأت رئيسه مجمع ملي جوانان استان آذربايجان غربي و هيأت رئيسه فدراسيون بشر دوستانه نيز حضور دارد. آخرين سمتش رياست خانه تشکل هاي غيردولتي استان آذربايجان غربي بوده است. او در آن جا طرحي را با نام توانمندسازي زنان اجرايي مي کند که هدف از آن ارتقاي سطح حضور زنان در همه صحنه ها به صورتي قاطع و پررنگ بود.

گذشته از اين ها شهره شيرزاد يک دختر کرد است و به قول خودش از نزديک، مشکلات زنان کرد را (که خيلي هم زياد هستند) درک کرده است. يکي از دلايلي که خانم شيرزاد تصميم مي گيرد تا وارد صحنه انتخابات شوراها شود، همين کïرد بودن اوست. تاکنون در اروميه هيچ دختر يا زن کردي نامزد انتخابات شوراها نشده بود. فرماندار اروميه براي اولين بار اجازه داد تا کïردها با لباس محلي بتوانند تبليغ کنند. به اين ترتيب دو مدل از پوسترهاي شهره شيرزاد با لباس محلي کردي بر در و ديوارهاي شهر نصب شد. براي اولين بار مردم اروميه عکس يک دختر کرد را بر روي پوسترهاي تبليغاتي ديدند. آن هم در لباس محلي کردي. هزينه هاي تبليغات انتخاباتي براي خانم شيرزاد گران بود. او توانست 80 هزار پوستر رنگي چاپ کند که براي آن ها نزديک به 15ميليون تومان هزينه کرد. اما عکس اين دختر جوان با لباس زيباي محلي کار خودش را کرد. خانم شيرزاد نمي تواند اين تأثير را انکار کند. البته به گفته خودش کïرد بودن در کنار فعاليت در زمينه مسايل حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان مهم ترين عواملي بوده که باعث پيروزي او شده است. همين جا بايد اشاره کنم که اروميه شهري است که دو قوم آذري و کرد در آن حضور دارند. به گفته خانم شيرزاد معدودي که هدف آنها ايجاد اختلاف بين کرد و آذري است در طول انتخابات بر طبل اختلافات کوبيدند. او مي گويد؛ «مشکلات زيادي براي من و دوستانم به وجود آمد اما خوشبختانه تاثيري نداشت» راي اول شهر را يک زن کرد از آن خود کرد و خانم شيرزاد هم نفر چهارم شد. به اين ترتيب در اين دوره انتخابات دو زن کرد به شوراي شهر اروميه راه يافتند.

دغدغه اصلي خانم شيرزاد مساله زنان است. پيش از اين او طرحي براي توانمندسازي زنان در يکي از مناطق کردنشين اروميه را با همکاري يک «ان جي او»ي هلندي و برخي تشکل هاي ديگر اجرا کرده بود. در اين طرح او با مسائل و مشکلات زنان منطقه آشنا شد و به گفته خودش حل اين مسائل و مشکلات انگيزه يي شد تا در انتخابات شوراها کانديدا شود. شيرزاد مي گويد؛ «حضور من در انتخابات در راستاي طرح توانمندسازي زنان بود. من مي خواستم ابهت و قدرت زنان را اثبات کنم.» به عقيده او «نابرابري ميان حقوق زنان و مردان و بي توجهي به مسائل زنان از جمله مهم ترين مشکلات بانوان اروميه يي است.» شيرزاد مي گويد؛ «در بسياري از مناطق حقوق اوليه زنان از سوي اعضاي خانواده نقض مي شود و برخي سنت ها و باورها باعث شده است تا زنان در برخي مناطق استان از ارث محروم باشند، حق کار به زنان در خارج از خانه داده نشود و بسياري از مشکلات ديگر. اميدوارم در شورا بتوانيم براي زنان و دختران اقدامات موثري انجام دهيم.» اما اين اقدامات موثر چيست؟ خانم شيرزاد به برخي از آن ها اشاره مي کند؛ «احداث پارک ويژه زنان، تاسيس تعاوني هاي توليدي و توزيعي براي زنان، آموزش و فرهنگ سازي براي خانواده ها درباره حقوق زنان بايد در اولويت قرار گيرد.»

شهره شيرزاد هم به طور مستقل وارد انتخابات شوراي شهر شد و همچنان هم از برچسب وابستگي به يک جناح سياسي خاص پرهيز مي کند. گو اين که علائق و دغدغه هاي او به اصلاح طلبان بيش تر نزديک است. شيرزاد يک وبلاگ هم دارد. وبلاگ او چيزي شبيه به هايدپارک لندن است. همه جور نظري در آن ديده مي شود و خانم شيرزاد بدون سانسور نظرات را درج کرده است. اقدام شجاعانه او در به راه انداختن يک وبلاگ از يک سو قابل تحسين است و از سوي ديگر به عقيده برخي نشانگر نداشتن آشنايي کافي و به عبارتي تازه کار بودن او براي ورود به کار سياسي است. در وبلاگ خانم شيرزاد نظرات و کامنت هاي مختلفي گذاشته شده که برخي مملو از اتهامات و ادعاهاي مختلف و بعضاً نه چندان مودبانه نسبت به چهره هاي شهري و سياسي و اعضاي شوراي شهر و شهرداري است. معلوم نيست اين وبلاگ تا کي ادامه خواهد داشت. يکي از سوژه هاي داغ در وبلاگ انتخاب شهردار است. نظرات بازديدکنندگان وبلاگ در اين باره خواندني است. گويا انتقادات نسبت به شهردار کنوني اروميه بسيار است. اين شهردار البته حدود بيست روز پيش استعفاي خود را به شوراي وقت شهر ارسال کرد ولي اعضاي شورا تا روي کار آمدن شوراي جديد با استعفاي او مخالفت کردند. و حالا خانم شيرزاد در وبلاگش فراخوان داده تا مردم اروميه فرد اصلح را براي شهرداري اروميه به او معرفي کنند.خيلي ها واقعاً نگران اين هستند که يک دختر جوان چگونه مي تواند همه مشکلات را حل کند. شهره شيرزاد 27 ساله به اين نگراني ها پاسخ مي دهد؛ «من به خودم اطمينان دارم.» او جمله يي را به زبان مي آورد که روزگاري شبيه به آن را از سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهوري پيشين کشورمان، نيز شنيده بوديم؛ «اگر هم روزي ببينم که نمي گذارند کار بکنم حتماً به مردم خواهم گفت.»

کانديدا مي شود؛ پس هست

«نتايج آرا ديشب ساعت 10 اعلام شد. و من راي آوردم . با 14841 راي و در ليست 9 نفره شوراي شهر همدان قرار گرفتم. از حاشيه ها بگذريم که زياد بود و حرف زياد است. از اين که نمايندگانم معترض بودند و مي گفتند در خيلي از حوزه ها من يا نفر اول بودم يا دوم. ولي... بگذريم. حالا بار سنگيني را بر دوش خود حس مي کنم. خيلي سنگين. دست هاي ياري دوستان و شهروندان مي تواند کمکم باشد.»

اينها اولين جملاتي است که خانم مهرنوش نجفي راغب در وبلاگ «نقطه سرخط» خود پس از پيروزي در انتخابات شوراي شهر همدان نگاشت. او وبلاگ نويس قهاري است و حتي پس از انتخاب شدن به عنوان عضو شوراي شهر هم دست از نوشتن برنداشته و يا حداقل محافظه کارانه تر ننوشته است. خانم نجفي راغب حقوقدان و عضو کانون وکلاي دادگستري است، اما بيش تر به عنوان يک فعال جامعه مدني در سازمان هاي غيردولتي حوزه زنان و کودکان و حقوق بشر شناخته مي شود. مهرنوش از طرف ائتلاف اصلاح طلبان همدان مورد حمايت قرار گرفت و نام او در ليست هشت نفره اين ائتلاف حضور داشت. خودش درباره اين که چرا نامزد انتخابات شوراي شهر همدان شد مي گويد؛ «راستش اين کانديدا شدن من هم خيلي ماجرا دارد. از قبل، دوستان با من صحبت هاي زيادي کرده بودند که برو کانديدا شو. ولي خودم بنا به دلايلي علاقه يي نداشتم و فعاليت اجتماعي ام را ترجيح مي دادم. اما پس از اصرار دوستان و با دو دليل وارد گود انتخاباتي شدم. اول اينکه به عنوان يک فعال سازمان هاي غيردولتي، مي خواستيم که چند نفري از فعالان «ان جي او»ها در انتخابات حضور داشته باشند. دليل دوم اين بود که تعداد کانديداهاي زن کم بود. با اين نيت به عنوان يک کانديداي زن وارد عرصه انتخاباتي شدم.» از مجموع 125 نامزد انتخابات شوراي شهر همدان تنها 16 نفر زن بودند. جالب اين جاست که بانوان در انتخابات شوراي اسلامي شهر همدان خوش درخشيدند. در اين شهر 600 هزار نفري 4 نفر از نامزدهاي زن آراي لازم براي تصدي سمت نمايندگي مردم در شوراي 9 نفره همدان کسب را کردند. اين بانوان هر يک گرايش هاي سياسي مختلف و گاه متفاوتي داشته اند. به اين ترتيب بانوان شهر همدان 45درصد از کرسي هاي شورا را به خود اختصاص دادند. هفته تبليغات انتخاباتي براي مهرنوش نجفي راغب چگونه گذشت؟ او مي گويد؛ «دوست داشتم زودتر اين يک هفته تمام شود. خيلي هفته کلافه کننده يي بود. سخنراني هاي تکراري و حرف هاي هميشگي را دوست نداشتم. دلم نمي خواست وعده و وعيد بدهم. دوست نداشتم دروغ بگويم. و کلاً حسي که در پايان داشتم اين بود که بابا، ما فعالان اجتماعي يک جور ديگر فکر مي کنيم.»

شش هفت سالي هست که خانم نجفي راغب مي نويسد. وبلاگ او يکي از وبلاگ هاي پربيننده در شهر همدان است. او اين سخن ولتر را به عنوان شعار وبلاگش انتخاب کرده که «من با آن چه مي گويي مخالفم، ولي تا پاي جان ايستاده ام تا تو بتواني آزادانه حرفت را بزني». نجفي راغب در گوشه وبلاگ خود به وبلاگ هاي مهرانگيز کار و مسعود بهنود هم لينک داده، اخبار کمپين يک ميليون امضا و دستگيري ها و آزادي هاي فعالان آن را هم ذکر کرده و لينک فيلم مستند «روز تولد» (که درباره تغيير جنسيت در ايران است) را نيز گذاشته و تا توانسته درباره آبگيري سد سيوند و اعتراض ها نسبت به آن مطلب جمع کرده است.خانم نجفي راغب اهل سفر است و به تاريخ و ميراث فرهنگي ايران هم علاقه شديدي دارد. اما مهم تر از همه او وکيلي است که سرش براي احقاق حقوق زنان و کودکان درد مي کند. آخرين پرونده يي که در اين باره داشته مربوط به وکالت يک کودک 11ساله همداني است با نام بهزاد. اين کودک 4 روز توسط دو جوان معتاد ربوده شد و به بدترين شکل ممکن توسط آنها شکنجه شد و مورد آزار و اذيت روحي، جسمي و جنسي قرار گرفته بود. کسي سراغ مهرنوش نجفي راغب نيامد تا او وکالت اين کودک را قبول کند. خودش به سراغ او و پرونده اش رفت. حالا اين خانم 27ساله اميدوار است تا شايد در شوراي شهر همدان ايده آل ها و آرمان هاي خود را درباره زنان و کودکان همداني کمي تحقق بخشد. ساعاتي پيش از پايان راي گيري انتخابات شوراي شهر همدان، مهرنوش نجفي راغب در وبلاگش نوشت؛ «کانديدا مي شوم پس هستم». ببينيم چگونه هست.

آرزو؛ فروشنده لوازم آرايشي

اگر تا يک هفته پيش وارد مرکز خريد مدرن و لوکس «آسمانه» کيانپارس اهواز مي شديد، مي توانستيد در سومين مغازه از سمت راست او را بيابيد. خانم آرزو بابادي را مي گويم. او فروشنده لوازم آرايشي زنانه بود و حالا با کسب 36هزار و 561 راي، دومين منتخب مردم اهواز در انتخابات شوراي شهرشان به شمار مي رود. او سر و ته تبليغات خود را با چاپ يک پوستر و انتشار عکسي از خود جمع کرد. خانم بابادي در انتخابات شوراي شهر به صورت مستقل شرکت کرده بود و مورد حمايت هيچ گروهي هم نبود. شعار او اين بود؛ «دوري از تملق و چاپلوسي و جايگزيني صداقت».خانم آرزو بابادي قول داده که انحصار پروژه هاي آسفالت خيابان هاي شهر اهواز را از دست پيمانکارهاي کنوني آن خارج کند. گويا اهوازي ها از آسفالت خيابان هايشان گله فراواني دارند.آرزو بابادي درباره سابقه کاري خود به سينا قنبرپور مي گويد؛ «مدير و موسس يک آموزشگاه فني و حرفه يي در اهواز بوده ام و صنعتگر اداره ميراث فرهنگي اهواز.» آرزو بابادي اينک تنها منتخب زن شوراي شهر اهواز است. بسياري معتقدند که عکس خانم بابادي نقش مهمي در پيروزي او داشته، اما خودش مي گويد؛ «تنها عکس من نبود که مردم را جذب کرد. من در تمام محله هاي اهواز جلسات سخنراني داشتم و ارتباط چهره به چهره و حرف هايي که زدم مردم را جذب کرد.» او تأکيد دارد که حتي يک سکه تک توماني هم از کسي کمک نگرفته و وامدار کسي نيست. آرزو بابادي فهرست بالابلندي به عنوان برنامه هاي خود براي شهر اهواز دارد؛ «ايجاد فرهنگسرا و گالري هاي هنري، توجه به مبلمان شهري، احداث پارک ها به خصوص مکان هاي ويژه بانوان و جوانان، توجه به زيرساخت هاي اساسي و عمراني اهواز که مرکز مهم ترين استان کشور است و نياز شديد به اتمام پروژه هاي اساسي آن از قبيل طرح پروژه مترو و توجه به حمل و نقل شهري و آغاز پروژه هاي جديد.» البته در هيچ کدام از اين برنامه ها خانم بابادي سابقه تخصصي و شغلي ندارد. بابادي در بيان آنکه چرا وارد عرصه فعاليت در حوزه مديريت شهري و سياستگزاري براي آن شده، به سينا قنبرپور مي گويد؛ «با توجه به برنامه هايي که براي شهر اهواز به عنوان يک کلانشهر و بخصوص در رابطه با مسائل فرهنگي و اجتماعي و مسائل مربوط به جوانان دارم و همچنين با مشورتي که با بعضي از موثرترين نخبگان شهر به عمل آوردم، در اين عرصه حاضر شدم.»ايرادي ندارد. صبر مي کنيم و کار اين خانم فروشنده لوازم آرايشي را نيز در شوراي شهر اهواز مي بينيم.

عناوين اين صفحه
«اسميت خانم»ها به شورا مي روند

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام