
مديران مرکز هنرهاي نمايشي هيچگاه آدم هاي محبوبي نبودند. دليل ساده يي هم دارد. مهم تر از همه اينکه هيچکدام از آنها نتوانستند انتظارات تئاتري ها را برآورده کنند. با اين پيش فرض قبول مي کنيم که حسين پارسايي هم براي همه تئاتري ها محبوبيت ندارد. اين را از همان ابتدا نشان دادند. او اولين مديري بود که از ابتداي مديريتش مورد حمله منتقدان قرار گرفت و هر عملش آنچنان تقبيح مي شد که به ثمر نشستن برنامه هايش امري ناممکن مي نمود. اما به هر حال انتقادات تلطيف شد و حالا تقريباً آرام تر از قبل به کارهايش ادامه مي دهد، تا اين جريان بازسازي تئاتر شهر آغاز شد و دوباره پارسايي شد آدم بده تئاتر. گفت وگو با مدير تئاتر در اين شرايط بي اعتمادي که همه حرف ها تعبير ديگري دارد شايد گوشه يي از ابهامات بي شمار گره کور بازسازي را باز کند. گره يي که از زمان مديريت مجيد جعفري بسته شد و انگار در حال باز شدن است.
---
متاسفانه در پيگيري جريان بازسازي تئاترشهر نقاط تاريکي وجود دارد. و اين مصاحبه شايد ثمره اش پيدا شدن نکات مبهم است.
همه چيز شفاف و روشن است حتي برخي از برنامه هاي مرکز براي چند سال طراحي شده است.
ولي آقاي پارسايي، ما در جايي اين بازتاب را نمي بينيم.
علت اين است که ما صبرمان کم شده و کمتر براي کشف و بروز حقيقت تلاش مي کنيم. بيشتر اوقات به شايعات و اولين خبرهاي دم دستي قانع مي شويم. در حالي که روال کار مشخص است. به عنوان مثال برخي از مصاحبه هاي حوزه تئاتر به اراده يک گروه و کارگردان براي اجراي نمايش مربوط مي شود يعني بعضاً يک فرد تصميم دارد نمايش روي صحنه ببرد و قبل از ارائه تقاضا و سير مراحل اداري اخبار آن بي هيچ پرسش و جست وجو درج مي شود و بعدها سراغ اجراي اثر را از مرکز مي گيرند، اولين چيزي که به ذهن مي آيد اين است که چه چيزي مانع اين اجرا شده، در حالي که مسائل کوچک اما مهم وقتي پيش هم گذاشته مي شوند، مي شود همان نقاط مبهمي که شما مي فرماييد، که البته آخرش مي پرسند که در مرکز چه خبر است؟ سلامتي.
منظور من هم همين بود. در رابطه با قضيه بازسازي حداقل ابهامات زياد بود. يکي اين است که همه معتقدند اصلاً معلوم نيست چه خبر است. بودجه را چه کسي داده و چه کسي گرفته؟ به چه دليل آقاي غريب پور از اين پروژه حذف شده؟ ولي آقاي پارسايي هيچ وقت از زبان شما اطلاعات صريح گفته نمي شود.
من آدم دسترسي بودم؛ اما بعضاً واکنش هايي مي بينم...
من مي دانم که شما به خاطر شرايط موجود حداقل الان مايل نيستيد صحبت کنيد، من موضع را کاملاً درک مي کنم. کما اينکه درک مي کنم که شما هر جمله يي را بگوييد ممکن است آن جمله مثبت شما عليه تان استفاده شود، اينها را درک مي کنم، اما با تمام وجود باز هم فکر کردم که صحبت هاي شما را بشنويم و چاپ کنيم، آن هم فقط به عنوان مصاحبه، نه گزارشي يک طرفه از شنيده ها.
در هر صورت اين حس کنجکاوي و اخبار غلط باعث مي شود نه من که خيلي هاي ديگر برنامه هاي روتين مديريتي خودشان را اعلام نکنند. برنامه هاي مرکز هنرهاي نمايشي و حتي سفرها در سطوح مختلف مورد ارزيابي است و اينطور نيست که رئيس يک مرکز بدون هدف و برنامه بتواند سفر کند. مرکز هنرهاي نمايشي يکي از مراکز مهم و موثر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است که تمام برنامه ها و رئوس فعاليت هاي آن توسط شوراهاي تخصصي مطالعه مي شود. اينکه برخي در مقام رسانه يا از طريق رسانه برخوردهاي شخصي يا قهري مي کنند و بعضاً از طريق اطلاعات غيرموثق و غلط دست به قلم مي برند و چيزي مي نويسند براي من تازگي ندارد. به نظرم رسالت اهل قلم و روزنامه نگاران در عرصه فرهنگي و به ويژه تئاتر خيلي خطيرتر از اينهاست. صادقانه و با صداي بلند مي گويم که بايد بپذيريم در حوزه تئاتر بايد دست به دست هم بدهيم تا موجب عزت و سربلندي و ارتقايش شويم، برخي از اين شيوه ها در حوزه تئاتر نه تنها پسنديده نيست، بلکه راهگشا هم نخواهند بود.
ببينيد من وقتي مي خواستم با شما مصاحبه کنم خيلي از دوستان تئاتري من که خبرنگار هم هستند به من گفتند چرا اصلاً مي خواهي اين کار را بکني؟ به هر حال برخي از شما گله مند هستند. البته يکي هم خود من به عنوان کسي که حتي شما را نديده فکر مي کردم قطعاً اين کمبود و نقصان از اين است که شايد شما با خبرنگاران رابطه خيلي تنگاتنگي نداريد و خبرها به آنها به صورت خيلي مستند رسيده نمي شود؛ در حد اين که به شما زنگ بزنند يا روابط عمومي شما يک جمله بگويد و آنها هم برداشت خودشان را تيتر کنند و بنويسند.
من خيلي حرف براي گفتن دارم. ولي نوع انتقال آن به جرايد و پذيرش آن مانع از صراحت گويي من مي شود.
من هم شنيده بودم که شما آدم صريحي هستيد، حداقل در کارهايتان اين صراحت گاهي ديده مي شود وگرنه به قول خودتان مي توانستيد براي رضايت عمومي هنرمندان و نه مصالح تئاتر مدير محبوبي باشيد يا خودتان را مثل ماجراي بازسازي تئاتر شهر به زحمت نيندازيد،
من سعي مي کنم صادقانه پاسخ شما را بدهم، بپرسيد.
شما که قطعاً صادقانه جواب سوالات ما را مي دهيد، ما هم سعي مي کنيم اين حرف ها را کامل و درست منتقل کنيم.

من معتقدم همه ما در سطوحي که به تئاتر مربوط مي شود اعم از خبرنگار، هنرمند، منتقد، نويسنده، بازيگر، کارگردان، مدير اجرايي و پرسنل تئاتري متعلق به يک مجموعه هستيم. تئاتر شبيه يک کشتي است که در شرايط نامساعد و در ناملايمات جوي هميشه در حرکت است. اينکه يک نفر با اثر خود يا سر قلمش بدنه اين کشتي را نشانه بگيرد و بخواهد آسيبي به تئاتر برساند، سزا نيست، ناصواب است. مديران هم در کارنامه خود نقاط مثبت و البته اشتباه دارند، مثل هر نمايشي که جذابيت هايي دارد و البته نقصان هايي. به نظرم مي رسد که خانواده تئاتر هنوز به آن همفکري و همراهي و همدلي نرسيده است، چرا؟ به دليل اينکه بعضاً در هر تصميمي منافع برخي به خطر مي افتد. حتي اگر آن تصميم براي مصالح تئاتر باشد. به عنوان مثال امروز که تصميم گرفته شده تئاتر شهر بيش از 35 نمايش را توليد نکند و به کيفيت فکر کند، ايده خوبي است و بايد تقويت اش کنيم. بگذاريم يک سال آزمون پس بدهد و بعد نقد شود. هر فکري هر ايده يي در آستانه طراحي و تدوين جاي نقد ندارد. البته پاسخ هم بسيار است. مي گويند که تئاتر خيلي آزمون و خطا داشته است. بس است. ديگر شما کارهاي صوابي را که خروجي اش مطمئن است انجام دهيد. من مي گويم تئاتر کشور بايد از نظر جايگاه حرفه يي تعريف شود. مجموعه تئاتر شهر به اندازه ظرفيت اش سرويس بدهد. بخش هاي مختلفي که وابسته به مرکز هنرهاي نمايشي است بايد به اندازه توانايي شان سرويس بدهند. ما نمي توانيم سالي هزار فارغ التحصيل رشته تئاتر را فعال کنيم. اصلاً وظيفه ما هم نيست. ما مرکز تئاتر حرفه يي هستيم. مرکز هنرهاي نمايشي اتاق فکر تئاتر کشور است. بايد اين مجال از دست نرود. زماني که ما بلند فکر مي کنيم نقد مي شويم. زماني که فکر مي کنيم و با درايت عمل مي کنيم متهم به سکوت مي شويم. زماني که بلند فکر مي کنيم و عمل مي کنيم متهم به اشتباه مي شويم. در شرايط حاضر بالغ بر 100 فرهيخته و صاحب نظر در عرصه تئاتر در شوراهاي مختلف به مرکز هنرهاي نمايشي مشاوره مي دهند پس بنابراين اداره تئاتر کشور براساس يک خرد جمعي است و کسي به تنهايي تصميم نمي گيرد. اما رئيس مرکز به تنهايي بايد پاسخ بدهد، آيا به نظر شما اين منصفانه است؟ موضوع بازسازي هم از همين دسته است. يعني شما تصور بکنيد که همه ما مي دانيم که تئاتر شهر بازسازي مي خواهد. همه ما از وضعيت ناهنجار و مشکلات عديده تئاتر شهر رنج مي بريم ولي حاضر نيستيم اين پروژه را در سلامت همراهي کنيم. چه فرقي مي کند که چه کسي مدير اين پروژه باشد؟ آيا بازسازي بشود يا نه؟ اگر بازسازي بشود، مي گويند چرا توسط فرد خاصي مي شود؟ يا چرا تغيير رويه داده ايد؟ اگر بازسازي نشود پس چرا مجموعه تئاتر شهر دچار اين وضعيت است؟ امروز مرکز هنرهاي نمايشي با شوراهاي تخصصي و با بهره گيري از خرد جمعي تصميم مي گيرد و اجرا مي کند پس همه چيز شفاف است. بودجه تئاتر شفاف است، مديران شرح وظايف دارند، فعاليت ها هم نه براي سال 86 که تا پايان سال 87 طراحي و تدوين شده و انجام هم خواهند شد. آيا هنوز هم چيز مبهمي وجود دارد؟ از دو سال پيش تا الان در حوزه تئاتر کشور اتفاقاتي افتاده که مرهون تلاش خود هنرمندان است؛ چرا اينها نوشته نمي شود؟ چرا نمايش هاي ارزشمندي که دست بر قضا پرمخاطب بوده و در جريان تئاتر کشور و تئاتر ملي موثر بوده، نوشته نمي شود؟ چرا حرکتي که در تئاتر شهرستان ها به وجود آمده است نوشته نمي شود؟ چرا سالم سازي که در عرصه بين الملل شد گفته نمي شود؟ چرا مشارکت هايي که مرکز هنرهاي نمايشي براي توسعه تئاتر صورت داده، مورد توجه قرار نمي گيرد؟ چرا ساماندهي در عرصه روابط عمومي و انتشارات گوشزد نمي شود؟ اينکه شما يک کفه را سنگين بگيريد و بخواهيد وانمود بکنيد که پرابهام و اشتباه است به نظر باز هم صادقانه و منصفانه نيست.
وقتي که شروع به بازسازي مي شود از اين حرف مي زنند که چرا تئاتر بايد تعطيل شود و ما جايي را براي تئاتر نداريم. اين کل قضيه است. حالا ما دو نوع مي توانيم نگاه بکنيم، يکي اينکه بگوييم تئاتري ها اساساً آدم هاي بدبيني هستند، ديگر اينکه بگوييم اينها به اقتضاي شرايط شان است که مجبورند اعتراض کنند. اينکه دستمزدهايشان را نمي گيرند يا آن بودجه يي که مرکز هميشه تلاش مي کند تا از وزارتخانه و دولت بگيرد، نمي تواند بگيرد. بودجه يي تامين و بعد دوباره کسر مي شود، اتفاق هاي ديگري مي افتد، قسط هاي بچه ها دير مي شود و مهمتر اينکه جاي ديگري به غير از تئاتر شهر نيست که بتوانيم توليد تئاتر کنيم. جايي هست؟
بله هست، اولاً که وزارت ارشاد به همه تعهدات خود عمل کرده است. البته ممکن است که گاهي با تاخير ولي کار انجام شده است. دوماً تمام پرداخت هاي بچه هاي تئاتر که در دوره هاي گذشته به 9 ماه و يک سال و بيشتر کشيده مي شد الان ظرف حداکثر سه ماه پرداخت مي شود. نمايش هايي که در دي ماه و با پايان يافتن جشنواره تئاتر فجر آخرين اجراي خودشان را رفتند اول ارديبهشت ماه تسويه کردند. بودجه تئاتر هم از دو و نيم ميليارد به هفت ميليارد و ششصد ميليون ارتقا داشت. چرا يک نفر نمي گويد که پرداخت ها حداقل نسبت به سال هاي گذشته بهتر شده است. همين قدر تلاش براي اينکه از يک سال به سه ماه تقليل پيدا کرده آيا يک گام مثبت نيست؟ چرا در شرايط حاضر همه به سه ماه تاخير اشاره مي کنند. اين يک طور ناشکري نيست؟ هر چند وضعيت موجود ايده آل نيست. در سينما و تلويزيون هم نيست. من شخصاً اعتقادم اين است که امروز تئاتر شهر عليه تئاتر کشور اقدام مي کند. مادامي که بچه هاي تئاتر چشم دوخته اند به اين چند تالار چراغ هيچ تالاري در هيچ جاي تهران و کشور روشن نخواهد شد.
ما تالار مناسب ديگري نداريم...
داريم، الان ما چند تالار را فعال کرده ايم که گروه هاي نمايشي مي توانند در آن تالارها اجرا کنند و مردم آن مناطق تهران هم نمايش ببينند.
مثلاً چند تالار داريم؟
چند فرهنگسرا از جمله فرهنگسراي نياوران که يک تالار کاملاً نمايشي است با خصوصيات فني و حرفه يي ولي هنرمندان ما کمتر تن به اين جابه جايي مي دهند. براي شما مثالي مي زنم، کار فرهاد آئيش (پنجره ها) يا نمايش فنز را هر کجاي تهران که بفرستيد تماشاگر دارد. براي اينکه مشخصه هايي دارد که مردم آن را دوست دارند يا تئاتر عبدي. هرچند اينها هم نقد شدند...
نمي توانيم اکبر عبدي و پرويز پرستويي را در همه تئاتر هايمان بگذاريم.
نه من نگفتم شخص اکبر عبدي، تئاتر اکبر عبدي را گفتم. من اصلاً با هنرپيشه کاري ندارم.
قبول داريد که درصد بيشتري به خاطر خود اکبر عبدي مي آيند؟
بله، شما ببينيد ما در طول سال نمايش هايي داشتيم که اين نمايش ها مورد استقبال قرار گرفته اند. مطمئن باشيد هرکجا که بروند مورد استقبال قرار مي گيرند.
خب چرا اين کارها را نمي بريد در اين تالارها؟
من چرا، ببينيد چرا هنرمندها وقتي به آنها مي گوييم برويد تالارهاي ديگر شهر، معترض مي شوند؟،
خب اکبر عبدي که سنگلج رفت؟ خب مثلاً اين اجرا را مي توانستيم به صورت يک تور در تهران و ساير شهرها بگردانيم.
خيلي خب، ما حرفي نداريم. آقاي عبدي را مي بريم و تور برايش مي گذاريم.
مردم ما عادت کرده اند که تئاترهايي که خارج از تئاتر شهر مي بينند يک چيزي در حد تئاتر آزاد باشد.
نه، اشکال کار اين است که همه مي گويند مرکز. خود گروه چرا براي سرنوشت اقتصادي خود تلاش نمي کند؟
به اين دليل که تئاتر ما دولتي است.
هر گروهي که بتواند روي پاي خودش بايستد و چراغي را به غير از تئاتر شهر روشن کند، مورد حمايت است. شما به عنوان نماينده رسانه با 10 کارگردان مصاحبه کنيد و بگوييد که مي خواهند خارج از مجموعه تئاتر شهر به شما اجرا بدهند، ببينيد که آيا مي پذيرند؟
ما در يک تکرار تاريخي قرار گرفته ايم. تا مجموعه تئاتر شهر ما را پس نزند جاي ديگر را نمي توانيم فعال کنيم. من بارها گفته ام الان هم مي گويم. هرچند من اول متهم شدم که به بهانه بازسازي تئاتر را تعطيل کرده ام، اشکالي ندارد، ولي همه ديدند که مساله تعطيلي نيست. توسعه تئاتر است. تئاتر شهر مي توانست 6 ماه در يک آرامش بازسازي و ايمن سازي شود و ما در اين 6 ماه چند تالار ديگر را در نقاط مختلف شهر فعال کنيم. به نظر من بچه هاي تئاتر بايد بپذيرند که تئاتر شهر وجود ندارد و حالا تئاتر کار کنند، آن وقت همه چيز درست مي شود.
فکر مي کنيد مشکل اين قضيه کجاست؟
عادت. ما عادت کرده ايم. به مجموعه تئاتر شهر عادت کرده ايم. خود من به ديدن اين ساختمان عادت کرده ام. تئاتر شهر ساختمان موزه يي است و نزديک 40 سال از عمرش مي گذرد. اين ساختمان در آينده و در ساليان سال نماد تئاتر ايران مي شود. اين که هر سوراخي را به سالن اجرا تبديل بکنيم توسعه تئاتر نيست. امروز تئاتر شهر شرايط پذيرش اين همه آدم و اجرا را ندارد.
ما نمي توانيم تئاترشهر ديگري بسازيم؟
کار من نيست. مرکز هنرهاي نمايشي مجري ساخت و ساز نيست. مسوول توليد انديشه است. الان هم در موضوع بازسازي خواستم يک قدمي برداريم. فقط همين. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي بايست امکانات توسعه فعاليت هاي نمايشي را با بودجه در اختيار بگذارد؛ تا مديريت شود. ورود به عرصه فعاليت هاي عمراني خلاف مقررات و شرح وظايف مرکز هنرهاي نمايشي است. الان تئاتر کشور در بهترين شرايط شکل گيري و توسعه است. اول هم مرهون تلاش خود خانواده تئاتر است. به اين دليل که خانواده تئاتر همراهي خودشان را با شرايط فرهنگي کشور اعلام کردند. در رويدادهاي بزرگي مثل تئاتر رضوي، آئين هاي عاشورايي، فستيوال هاي بين المللي و... حضور پيدا کردند و نظام فرهنگي هم متوجه شد که بچه هاي تئاتر همراه ترين هنرمندان را با جريان فکري حاکم بر کشور دارند. اجازه بفرماييد ما اول بياييم و وارد گود بشويم، رودررو بنشينيم و شروع کنيم به گفت وگو. ما الان هنوز فکر نکرده و تصميم نگرفته عده يي موافق و مخالف داريم. اگر شما جاي من باشيد مثل سال 85 با صداي بلند فکر مي کنيد؟ هرگز. بنابراين به من حق بدهيد که تا کاري عملياتي و جدي نشده است مصاحبه نکنم چون محکوم مي شوم به اين که من کاري را نکردم و مبلغ آن کار را داده ام.
آقاي پارسايي بازسازي تئاتر شهر ادامه دارد؟
بازسازي وضعيت مجموعه تئاتر شهر با طراحي و مديريت آقاي بهروز غريب پور شروع شد و ما هرگز فکر نمي کرديم که مجموعه تا اين اندازه نگران کننده باشد. لذا ما روي يک رقمي حداکثر بين يک تا يک و نيم ميليارد حساب باز کرده بوديم. در فاز اول قبل از جشنواره تئاتر فجر يک دستي به سر و روي مجموعه کشيده شد و در فاصله جشنواره تئاتر فجر تا شروع فاز دو که 18 اسفند بود متوجه شديم که اگر قرار باشد مجموعه درست بازسازي و ايمن سازي بشود حداقل تا دو ميليارد و نيم هزينه دارد. بنابراين اولين مرحله توقف ما در امر بازسازي و ايمن سازي، جذب اين بودجه بود. و اعلام کرديم که بازسازي مجموعه تئاتر شهر در چند فاز مي تواند صورت بگيرد.
1- حفظ شرايط موجود و تزئين ظاهري مجموعه تئاتر شهر يعني آراستگي ظاهري، چون در درازمدت خودش را نشان مي دهد. اين اصولي نبود و ما هم قانع نشديم. گفتيم ما حاضر نيستيم به قيمت خوشحالي خودمان مجموعه را بزک کنيم.
2- شکل دوم پس از دريافت اعتبارات هر فاز. هر چقدر اعتبارات عمراني پول بدهد، به ترتيب اولويت بازسازي.
3- شکل سوم اين است که تمام اين پول را تصويب کنيم و از طريق مجراهاي قانوني به آن بازسازي مطلوب و آرماني برسيم. ما در طول اين پيشنهادات و پيگيري هايي که انجام داديم متوجه شديم که موانع قانوني و اداري بر سر راه هست که اگر اين کار با مديريت بنياد رودکي انجام شود، اولاً به سرعت اين اعتبار به اندازه نياز جذب خواهد شد. يعني با اولويت ايمن سازي و تجهيز مراحل ضروري در واقع ما مي توانيم کار خودمان را شروع کنيم. ثانياً ما همچنان از ايده هاي آقاي غريب پور بهره مند هستيم و به جاي اينکه خودمان نقش عامل اجرا را بازي کنيم فرصت پيدا مي کنيم فکر و ايده هاي مناسب را به جريان بيندازيم. بنابراين بازسازي هيچ تغيير وضعيتي نداده، بازسازي مجموعه تئاترشهر قرار است انجام شود؛ بر اساس سقف اعتبارات. ابتدا تصميم بر اين بود که اين کار در 45 تا 60 روز انجام شود و به دليل تاخير و قوانين مديريت پيمان و جذب اعتبارات ديديم که اين بازسازي اگر بخواهد يک باره صورت بگيرد ممکن است تا نيمه تابستان طول بکشد، باز دوستان در شوراي راهبردي و در شوراي انتخاب مجموعه تئاتر شهر تصميم گرفتند به دليل نگراني خانواده تئاتر و به دليل اينکه اين سوءتفاهم برطرف شود که مديريت تئاتر شهر به بهانه بازسازي تئاتر را تعطيل کرده، به رغم ميل باطني و همه خطرهايي که مجموعه تئاتر شهر را تهديد مي کند، فعاليت خودش را آغاز کند. بازسازي مجموعه تئاتر شهر از روي بام و فاز به فاز آغاز شده است. اين در واقع کل فکر و ايده بازسازي ما در هنرهاي نمايشي است و من اميدوارم تا پايان بازسازي اتفاق غيرمنتظره يي در مجموعه تئاتر شهر نيفتد و با هوشياري و دلسوزي که خانواده تئاتر دارند اين مجموعه بتواند ان شاءالله به سلامت به بازسازي برسد و مورد بهره برداري قرار گيرد.