
مسعود سفيري
تشکيل شوراها پس از انقلاب اسلامي با دو دهه تاخير، موجب فراموشي تجربه ما در شوراهاي شهر شد. کمتر کسي امروز مي داند که در ايران قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي در دوران مشروطه نوشته شد و انجمن شهري نيم بند در دوران پهلوي دوم تشکيل شد. بماند که انجمن هاي مردمي محله يي با همت بچه محل ها تشکيل مي شد که به مشکلات محلي رسيدگي مي کرد. از عمران و آباداني تا کمک به بيماران و تهيه جهيزيه دختران دم بخت،
اما اين شورا وقتي تشکيل شد مردم تهران نمي دانستند که چه کاره خواهد بود. شوراها وقتي شهرداران را برگزيدند و در امور شهر دخالت کردند نظر و طرح دادند، لايحه تصويب کردند، خبر آنها در رسانه ها منتشر شد، مردم به آرامي با نقش شوراها آشنا شدند. بماند که امروز باز هم از توان و کار آنها آگاهي قابل قبولي در ميان مردم نيست. اما براي اينکه جمعيت شهري از مرحله دوم وارد مرحله شهروندي شود، نياز به شوراي شهري دارد که متولي مديريت شهري باشد با انتخاب مردم. اين فراموشي فقط مختص شهروندان نبود بلکه قانونگذاران را هم شامل مي شد. نگاه کنيد اصلاحيه هاي متعدد قانون شوراها و نارسايي ها در تعيين حدود اعتراض فرمانداري يا دستگاه هاي ذي ربط به مصوبات شوراها و مشکلات شهرها با اين تعدد اعضاي شورا. نگاه کنيد شوراي شهر تهران فقط 15 نفر است. شهري با 9 ميليون نفر جمعيت ثابت. اينها همه دليل اثبات اين ادعاست. ساختار شوراها بر اين اساس چيده شد. ساختاري که به پيشنهاد هيات وزيران شکل گرفت، تا حدي برگرفته از ساختار مجلس شوراي اسلامي يا پارلمان هاي شهري ديگر کشورها بود. شوراها براي بررسي و رفع مشکلات شهرها سه کميسيون که به مسائل عمراني، برنامه و بودجه و اجتماعي رسيدگي مي کنند، تشکيل دادند. هر يک از اعضاي شورا حداقل عضو يکي از اين کميسيون هاست. گروه هاي نظارت که در شوراي شهر تهران و برخي از شهرهاي بزرگ تشکيل شد، نقش نظارتي شورا به مديريت شهري را بازي مي کرد.
شوراها با توجه به گستردگي مشکلات شهرها بعدها تلاش کردند تعداد کميسيون ها را افزايش دهند. به طور مثال شوراي شهر تهران سه کميسيون را به پنج کميسيون افزايش داد. کميسيون حمل و نقل و ترافيک و حقوق در آيين نامه داخلي شوراي شهر تهران شکل گرفت، اما هرگز اجرا نشد. در شوراي دوم شهر تهران همچنان سه کميسيون پابرجا ماند. اما براي بررسي مشکلات که قانون پيش بيني نکرده بود در کميسيون هاي شورا، کميته هايي تشکيل شد. در کميسيون شهرسازي، فني و معماري (توسعه و عمران شهري) پنج کميته حمل و نقل و ترافيک، شهرسازي و معماري، نظارت بر پروژه هاي عمراني، ايمن سازي ابنيه و IT يا فناوري اطلاعات تشکيل شد تا به مشکلات شهر تهران دقيق تر رسيدگي شود. به نظر من مشکل اساسي شوراها را نبايد در ساختار داخلي، اداري و ستادي آن جست وجو کرد، بلکه بايد نگاهي کلي به تجربه شورا در ايران و مشکلات پيش روي آن داشت. اينها مواردي هستند که بر ساختار و عملکرد شوراها تاثير جدي مي گذارند.
خود مساله شهر را هم نبايد فراموش کرد. شهرهاي بزرگ ايران منطبق با برنامه رشد نکرده اند، نخستين طرح جامع تهران در سال 1347 نوشته شد و تا سال 1357 (قبل از انقلاب اسلامي) به گسترش شهر نظارت داشت (و آن را تا حدي که بزرگان اجازه مي دادند) هدايت مي کرد. پس از انقلاب و با بروز جنگ تحميلي نگاه ها به سمت ضروري ترين موارد حيات يک ملت جلب شد و گسترش شهرها با برنامه، به حاشيه رانده شد. شهرها رشد کردند و بي توجه به برنامه و مشکلات همچنان بزرگ تر و بزرگ تر شدند. امروز به مدد تشکيل شوراها و امنيت يافتن مديريت شهري همه نگاه ها به سمت مشکلات شهري بازگشته اند. اما هنوز تصوير دقيقي از شهر و مشکلات آن در ذهن ما نيست. راه هاي برون رفت از مشکلات و جلوگيري از بحران هاي شهري مورد توافق همگان نيست. به اختلاف نظر در گسترش مترو يا راه اندازي مونوريل نگاه کنيد.
شهر در ذهن ما هنوز تصويري مبهم و مه آلود دارد. مه آلودگي شهر واقعيتي عيني است. صبح هاي زمستاني و زيباي تهران به صبح هاي مه آلودگي هوا مبدل شده اند. تماشاي قله دماوند هر روز و هر صبح ميسر نيست. اگر ملک الشعراي بهار امروز در ميان ما مي زيست، شايد نمي توانست شعر زيباي «ديو سپيد پاي در بند» را که توصيف او از قله دماوند است، بسرايد. اما مشکل اساسي شهرها فقط در همين جا نيست. تلاش گروه هاي ذي نفع شهري براي کسب سود بيشتر و رانت مناسب از زمين هاي شهري از ديگر مشکلات است. باور کنيد اين گروه ها روي طرح هاي عمران شهري تاثير مي گذارند و مسير بزرگراه ها را کج مي کنند، اجازه تردد به خودروهاي فرسوده مي دهند، طرح توسعه فاضلاب را زمين گير مي کنند، برج 15 طبقه را 20 طبقه مي کنند، قانون را دور مي زنند و طرح جامع و تفصيلي را زمين گير مي کنند تا چند سال بعد دوباره مجبور به نوشتن طرح جامع ديگري شويم و... همه اينها تصوير واقعي شهر ماست. اينجاست که مدير شهري و پليس راهنمايي و رانندگي از حل مشکل ترافيک وامي ماند. شوراها با اين مشکلات آشنا هستند. اما خود شوراها هم با مشکل جدي تري به نام «مقاومت بوروکراتيکي» مواجه هستند که هر روز در تلاش براي کاهش توان آنها حرکت مي کند. شورا بايد به تمام امور شهري نظارت و دخالت کند. براي رفع کمبودها طرح بدهد. قانون اساسي مي گويد. اما شوراي شهر ما شوراي شهرداري است. در غيبت 18 ساله شوراها وظايف قانوني آنها را دستگاه هاي ديگر انجام داده اند و حال، حاضر به واگذاري آن به شوراها نيستند.شورا را فاقد تجربه مي دانند و پروژه شورا را در ايران ناموفق اعلام مي کنند. مثال شاهد را هم شکست شوراي اول تهران اعلام مي کنند. نشاني را غلط مي دهند، شوراي اول شهر تهران بيش از مغلوب شدن به اختلافات داخلي، زمين گير مقاومت بوروکراتيک شده بود. به مجموع مصوبات آن که مورد اعتراض واقع شد و هرگز فرصت اجرا پيدا نکرد نگاه کنيد. آماري که هنوز استخراج نشده است، اما مطمئناً نتيجه آن قابل توجه خواهد بود.
اينها بخشي از مشکلات شوراها در ايران است که مسلماً بر ساختار آن تاثير مي گذارد. به نظرم مشکل شوراها در انجام وظيفه، بيش از آنکه به ساختار شوراها برگردد به مسائل بيرون از آن و جاي تنگ مانور شورا در شهر مربوط است.