شنبه، 15 ارديبهشت 1386 - شماره 1384
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
ديدار ديپلمات صلح با پاپ

گروه سياسي؛ سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور کشورمان طي سفري به ايتاليا با پاپ بنديکت شانزدهم رهبر مذهبي کاتوليک هاي جهان ديدار کرد و با او درباره راه هاي همزيستي مسالمت آميز بين پيروان اديان بزرگ جهان از جمله اسلام و مسيحيت گفت وگو کرد. راه هاي بررسي استقرار صلح در عراق ديگر محور گفت وگوي خاتمي با پاپ بود که هر دو شخصيت جهان اسلام و مسيحيت تاکيد کردند به هر طريق ممکن بايد آرامش و صلح به اين کشور بازگردد و تمام گروه ها، اقوام و مذاهب عراقي نقشي عادلانه را در نظام سياسي عراق برعهده بگيرند.سيدمحمد خاتمي در شرايطي به ديدار پاپ رفته است که سخنان پاييز سال 2006 پاپ درباره اسلام بازتاب منفي در جهان اسلام داشت و به همين دليل خاتمي هم سفر خود را به ايتاليا به تعويق انداخت. با اين وجود سفر سيدمحمد خاتمي به ايتاليا از جايگاه سياسي خاصي برخوردار است به خصوص اينکه اکنون روابط رسمي دولت با کشورهاي اروپايي چندان مناسب نيست و به همين دليل خاتمي به مرکز ثقل ديپلماسي غيررسمي نظام جمهوري اسلامي تبديل شده است و خلاء ديدارهاي رسمي مقامات جمهوري اسلامي با کشورهاي غربي را پر مي کند. از همين رو سفرهاي پي در پي خاتمي به اروپا و برخي از کشورهاي ديگر با توجه خاص رسانه هاي جهاني مواجه مي شود و در سطح وسيعي منعکس مي شود. سيدمحمد خاتمي در دوران رياست جمهوري خود يک بار ديگر به ايتاليا سفر کرد که بازتاب جهاني زيادي داشت. با اين وجود سفر اخير خاتمي به ايتاليا تفاوت ماهوي با سفر پيشين او دارد زيرا در آن زمان ايران و اروپا در راستاي تنش زدايي در روابط دوجانبه گام برمي داشتند و بهترين دوره روابط ايران و اروپا در دوران 28 ساله استقرار نظام جمهوري اسلامي طي شد اما اکنون ايران و اروپا روابط چندان مثبتي با يکديگر ندارند به ويژه اينکه اروپاييان با اتفاق آرا عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل متحد راي داده اند. بنابراين سفرهاي خارجي خاتمي که از مقبوليت خاصي هم در جهان برخوردار است مي تواند تا حدودي رافع آثار منفي باشد که طي دو سال اخير در روابط ايران با جامعه بين الملل به ويژه اروپا به وجود آمده است. به خصوص اينکه خاتمي در سفرهاي متعدد خود سيمايي صلح طلبانه از اسلام و مسلمانان به نمايش مي گذارد و به نفي هرگونه خشونت طلبي در تعامل ميان اديان بزرگ جهان از جمله اسلام و مسيحيت مي پردازد . در واقع خاتمي اين روزها به سفير صلح جهان اسلام تبديل شده و به هر منطقه يي که سفر مي کند درباره صلح ودوستي سخن به ميان مي آورد کما اينکه خاتمي در ديدارش با پاپ بر همين مسائل انگشت گذاشت و خواستار تعامل صلح طلبانه و به دور از هرگونه خشونت طلبي ميان ابناي بشر از هر نژاد و رنگ و ديني شد. خاتمي ترجيح داد به اظهارات اخير پاپ درباره اسلام بپردازد و گفت؛ «سخنان ضداسلامي پاپ در سپتامبر گذشته «زخم هايي» را ميان مسيحيان و مسلمانان باعث شد که همچنان باقي است.» خاتمي گفت؛ «اين زخم ها باقي است اما لااقل تلاشي را براي آغاز التيام آن انجام مي دهيم.» خبرگزاري انگليسي رويترز در گزارش خود از اين ديدار آورده است که خاتمي يکي از اولين روحانيون برجسته مسلمان است که پس از سخنراني توهين آميز پاپ بنديکت درباره اسلام که خشم مسلمانان سراسر جهان را برانگيخت، با وي ديدار کرد. وي در کنفرانسي در رم در پاسخ به اين سوال که آيا زخم هاي ايجاد شده در پي سخنان پاپ التيام يافته است يا خير، اظهار کرد که اين زخم ها بسيار عميق است. زخم هاي بسياري وجود دارد و نمي توان به سادگي آنها را مداوا کرد.

خاتمي ادامه داد؛ «مطمئناً يک ديدار با پدر مقدس نمي تواند براي التيام اين جراحت ها کافي باشد اما دست کم ما تلاشي مشترک در راستاي آغاز التيام آن زخم ها انجام مي دهيم.»

پاپ در يک سخنراني که در ماه سپتامبر انجام شد، اسلام را به خشونت در سراسر جهان ربط داده بود.

سيدمحمد خاتمي رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها همچنين صبح ديروز در همايش «گفت وگوي بين فرهنگي؛ چالشي براي صلح» که از سوي دانشگاه پاپي گريگوريانوي واتيکان برگزار مي شود، سخنراني کرد.

به گزارش ايسنا رئيس جمهور سابق ايران در اين همايش گفت؛ گفت وگوي اسلام و مسيحيت درباره صلح به ايجاز و زيبايي، در اين آيه قرآن کريم از قول حضرت عيسي مسيح(ع) بيان شده است؛ والسلام علي يوم ولدت و يوم اموت و يوم ابعث حيا. (سوره مريم آيه 33)

کلمه عربي «سلام» هم به معني صلح و هم به معني درود است. بهشت جاودان از نظر قرآن مجيد «خانه صلح»

(دارالسلام) است. سلام به معني آلوده نبودن به آفات ظاهري و باطني است. معني اين کلمه قرآني با معني کلمه ديگر قرآن يعني کلمه امن کاملاً به يکديگر نزديک هستند. فرق آن دو در اين است که سلام مفهومي عام و مطلق است اما امن هميشه امنيت نسبت به چيزي است، مثلاً امنيت داشتن از جنگ يا در امان بودن از بيماري.

سيدمحمد خاتمي افزود؛ سلام از اسماء الهي در قرآن است؛ زيرا ذات متعال خداوند نفس خيري است که در او هيچ شري راه ندارد و بهشت خانه سلام ناميده شده است؛ زيرا در آنجا هيچ شري وجود ندارد. خداوند در قرآن کريم همه مردمان را به خانه صلح دعوت مي کند؛ والله يدعوا الي دارالسلام (سوره يونس آيه 25) چون جمله منقول از عيسي(ع) در قرآن مجيد آمده است، پس مرتبط با اسلام است و چون به نقل از حضرت عيسي ذکر شده است با مسيحيت مرتبط است و موضوع کلام عيسي(ع) صلح است و اين يعني خلاصه ترين تصوير از گفت وگوي مسيحيت و اسلام درباره صلح.

وي ادامه داد؛ صلحي که در اينجا و در بسياري از منابع مهم ديني از آن سخن رفته است، عيناً به معني صلحي که در زمره اصطلاحات علوم سياسي است، نيست؛ گرچه متضمن آن نيز هست.

خاتمي سپس گفت؛ صلح را اگر مفهومي منفي به معني رفع و نفي جنگ بدانيم، در اين صورت هم در تحقق خارجي و هم در صورت، مفهومي متاخر از جنگ است. اين امر را تاريخ نيز تاييد مي کند؛ چنان که گفته اند «صلح نزد يونانيان دوره هومر جايگاهي ندارد و مثلاً هکتور هنگام بدرود با همسر خويش بر بلاهت و بيدادگري جنگ تروا افسوس مي خورد»، او پسر خود را در آغوش مي گيرد و براي او نه زندگي صلح آميز بلکه زندگي جنگاوران را آرزو مي کند تا پسرش دل مادر خويش را با به غنيمت آوردن سلاح هاي خونين دشمنان خود به خانه شاد کند. از اينکه صلح به نحو آشکاري نخست در دوران کلاسيک تفکر يونان به چشم مي خورد و «اوريپيد» تراژدي نويس و «آريستوفان» کمدي نويس هر دو سخناني در مخالفت با جنگ مي گويند، مي توان دريافت که متفکران قرن هجدهم که انسان را موجودي کمال پذير مي دانستند چندان به خطا نرفته اند؛ گرچه توصيف سير تاريخ انسان، به مثابه جرياني که مستمراً متکامل شده است و از سير قهقرايي و ارتجاعي در آن خبري نيست، توصيفي است که آشکارا با مسلمات تاريخي تطبيق نمي کند، اما به خوبي مي توان جهت کلي و عمومي اين سير را با اذعان به موارد استثنايي، سيري استکمالي دانست.

خاتمي در ادامه گفت؛ از آنجا که خرد آدمي با گذشت زمان و از راه آزمون و خطا متحول مي شود لذا امري کمال پذير و افزون شدني است. قرن ها بايد زمين با خون آدميان بي شماري آبياري مي شد تا امروز فضيلت و رجحان گفت وگو بر جنگ به آساني و سادگي نزد همگان پذيرفتني باشد، گرچه به روشني مي دانيم اگر زماني «لايبنيتس» طرح «پيمان صلح دائمي ميان زمامداران مسيحي» را که در سال 1713 مطرح شده بود مسخره کرد و گفت «صلح دائمي» (Pax perpetua) او را به ياد نوشته يي بر سر در گورستان مي اندازد، چندان نگذشت که کانت آن را از سر در گورستان برگرفت و به پيشاني طرح هاي سياسي و اخلاقي خود برافراشت. او کوشيد ثابت کند که صلح از جهات اخلاقي و عقلي الزام آور است و از جهت تجربي تحقق پذير. اين واقعه مي تواند نمونه يي از سير حرکت استکمالي تاريخ و تمدن بشري باشد. خاتمي همچنين گفت؛ مشترکات ميان اسلام و مسيحيت در مسائل اصلي فلسفي، کلامي، اجتماعي و مسائل مهم مربوط به سعادت و صلح در زندگي انسان چندان فراوان است که برشمردن آن در متن يک سخنراني کوتاه شدني نيست. اسلام نيز مانند مسيحيت و يهوديت بر خداگونه بودن انسان صحه گذاشته است و برآن است که خداوند انسان را به صورت خود آفريده است. خداگونه بودن انسان تنها فضيلت و مزيت نيست بلکه مستلزم کوشش خستگي ناپذير اخلاقي است براي دستيابي به صلح عمومي و غلبه بر نفرت و دشمني.

از نظر متفکران مسيحي قرون وسطي صلح جاودان در هفتمين دوره تاريخ نوع بشر به وجود خواهد آمد، دوره يي که به هفتمين روز آفرينش جهان مشابهت خواهد داشت، اين دوره يي است که مدينه زميني مطابق مدينه الله (The City of God) در آسمان خواهد شد. ايشان تصريح کرده اند که در آن روز مدينه خدا به زمين مي آيد و اين البته به معني هبوط مدينه الله نيست، بلکه به معني مشابهت کامل مدينه زميني با آن خواهد بود. مهمترين دستاورد آن دوره فرجامين، صلح است و مقصد نهايي فيلسوفان مسيحي، تمهيد مقدمات استقرار مدينه خدا و استقرار صلح بيان شده است، زيرا فلسفه از نظر آنها معلم عدالت و راهگشاي محبت است. چنين وظيفه يي متوجه متفکران ما نيز هست، زيرا مطابق اعتقاد ما نيز جهان در انتظار منجي آخرالزمان است که با ظهور او مدينه زميني به اصل آسماني خود يعني مدينه الله نزديک شود.

در مدينه الله علاوه بر صلح، محبت و عدالت نيز حاکم است. مطابق تعاليم اسلامي ميان صلح و عدالت از يک طرف و صلح و حيات مدني و اجتماعي از طرف ديگر ارتباط محکمي وجود دارد. بي عدالتي، مطابق نظر اسلامي مخل زندگي سالم اجتماعي است. پيامبر اسلام فرموده است؛ ملک با کفر دوام مي آورد ولي با ظلم (بي عدالتي) قابل دوام نيست. منظور از ملک در اينجا امري اعم از حکومت و مردم است. در واقع نظم عام و شاملي که طبق آن نظم، زندگي اجتماعي حاکمان و مردمان و مراوده انساني بين آنها ممکن مي شود، نظمي است مبتني بر عدالت و لذا اين سخن که اگر تعارض مشهوري که ميان عدالت و آزادي در فلسفه سياسي دوره متاخر غرب ادعا شده است، در حقيقت تعارض نيست و ناشي از عدم تامل کافي در فهم نسبت ميان آزادي و عدالت است. اين سخن وقتي به آساني فهميده مي شود که وجود هر يک را همراه با عدم ديگري در عرصه حيات اجتماعي تصور کنيم. در اين صورت به روشني درمي يابيم که عدالت بدون آزادي در حقيقت عدالت نيست بلکه توهمي از عدالت است؛ زيرا چگونه مي توان سهم هريک از شهروندان را از آزادي مصادره کرد و ادعاي عدالت داشت. عدالت مستلزم سپردن حق اشخاص به ايشان است. فقدان آزادي و غصب آن، غيرعادلانه ترين اقدام يک حکومت به شمار مي رود. عدالت بايد حاکم بر روابط شهروندان آزاد باشد و حکومتي عادل است که در گام اول زنجير از پاي مردمان برگيرد و ايشان را چونان زنان و مردان آزادي بداند که در پي ايجاد عادلانه ترين مناسبات اجتماعي کوشش مي کنند. تعبير «زنجير از پاي گرفتن» تعبيري قرآني است و يکي از وظايف. اگر عدالت بدون آزادي چيزي جز ظلم نيست، آزادي بدون عدالت نيز آزادي تجاوز و غارت و اشاعه فقر و فساد و ظلم است. تفکيک آزادي و عدالت گرچه به لحاظ مفهومي صحيح است اما هر کس معتقد به جدايي عيني آن دو در زندگي اجتماعي شود، گر چه واقعاً طرفدار عدالت و آزادي باشد، بايد بداند کوشش هاي او از قبل محکوم به شکست است. طرفداران تقدم آزادي بر عدالت قبل از آنکه به عدالت نظر داشته باشند، به حکومت هاي توتاليتر مدعي عدالت نگاه کرده اند و معتقدان به تقدم عدالت بر آزادي پيش از توجه به آزادي به مدعيان آزادي که در حقيقت منکران آزادي و عدالتند توجه کرده اند. آن چه در زبان جامعه شناسان به «همبستگي» (Solidarity) اجتماعي تعبير شده است تنها در صورت تلائم و حضور توامان عدالت و آزادي است که متحقق مي شود و هرچه همبستگي دوام و قوام بيشتري داشته باشد صلح ثبات و استحکام بيشتري دارد.

وي در ادامه اظهار داشت؛ بي شک يکي از مظاهر عدالت، توزيع متعادل حق و تکليف در ميان شهروندان است. نسبت ميان حق و تکليف را مي توان نوعي تضايف (Correlation) دانست، هر کجا کسي حقي دارد، ديگري به نسبت آن حق تکليفي خواهد داشت. زندگي مبتني بر صلح و عدالت زندگي است که در او حق و تکليف متعادل و متناسب تقسيم شده باشد. حق داشتن امري متدرج و ذي مراتب است. گاهي حقي به نحو انحصاري به شخصي يا جمعي تفويض مي شود، در اين صورت تکليف آن شخص يا جمع نيز تکليفي انحصاري است، اما هرچه بهره مندي از حقي خاص بيشتر توزيع شود، تکليف نيز به همان اندازه بين ديگران بايد توزيع شود. نظام اليگارشي نظامي است که صاحبان قدرت از پذيرش تکاليف تن مي زنند. تکاليف به بيان ديگر همان وظايف و محدوديت هاي ناشي از زندگي اجتماعي است؛ محدوديت هايي که وقتي مسيري خاص را براي تصويب و کسب مشروعيت مي پيمايد، قانون ناميده مي شود. وقتي مي گوييم همه در برابر قانون مساوي باشند (Isonomy) در حقيقت مي خواهيم بگوييم وظايف ناشي از زندگي اجتماعي و محدوديت هاي منبعث از حياط اجتماعي مردمان بايد به نحوي توزيع شود که مزيت و محدوديت آن شامل همگان شود نه اينکه بعضي فقط حاملان محدوديت ها و نواهي و موانع زندگي اجتماعي باشند و ديگران تنها در پي بهره گرفتن از منافع زندگي جمعي و طبق آنچه گذشت برابري در برابر قانون، استقلال قوه قضائيه، برابري در بهره مندي از مزايا و تساوي در تحمل محدوديت هاي اجتماعي، اگر به تعريف مشهوري که از دولت شده است توجه کنيم مي بينيم در آنجا دولت به عنوان نهادي تعريف شده است که حق انحصاري حمل سلاح را دارد. وقتي اين حق، انحصاري تلقي مي شود پس بايد تکليف انحصاري عظيمي نيز متوجه دولت باشد. حال بايد پرسيد حمل سلاح براي دفاع از کدام حق است؟ حق انحصاري حمل سلاح طبعاً ناظر به تکليف عظيم دفاع از حقوق مشروع شهروندان است. از زمره عظيم ترين حقوق شهروندان يکي امنيت و ديگري آزادي است. وظيفه اصلي دولت دفاع از حريم آزادي هاي مشروع افراد و حفاظت و حمايت (Protection) از آنهاست. از اين رو بايد گفت نه تنها عدالت و آزادي با يکديگر تعارضي ندارند بلکه حراست از آزادي نشانه شاخص يک دولت عدالتخواه است.

رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها افزود؛ بنابر آنچه گذشت صلح در سطح يک ملت و ميان مردم يک کشور وقتي دوام مي يابد و نظم و ثبات اجتماعي وقتي شايسته نام صلح مي شود که مبتني بر آزادي و عدالت باشد، وگرنه هر ثبات نسبي و هر سکوت قبرستاني دور از شأن کرامت و فضيلت انساني را نمي توان وضعيت صلح آميز خواند. صلح ميان ملل نيز از اين حيث کاملاً شبيه صلح ميان مردمان يک کشور است. هرگاه نسبت ميان حکومت ها نه ناشي از قدرت سرنيزه که برآمده از نيروي عدالت و آزادي بود در اين استقرار صلح علاوه بر لوازم و زمينه هاي اجتماعي، نيازمند جان هاي صلح طلب است. صلح زماني مستقر خواهد شد که آدميان بتوانند قلب خود را چونان ملکوت آسماني، سرزمين حکومت بي شريک و بلامنازع خداوند بسازند. با سلطنت پروردگار بر قلوب مردمان است که اسباب جنگ و نفرت يکسره برچيده خواهد شد. تنها سلطنت خداوند که همان سلطنت گسترده و امن محبت است- محبت به خدا، محبت به انسان و محبت به همه جهان به مثابه مظهر جمال و جلال خداوند- قادر است ما را براي هميشه از ترس و حرص و نفرت و خشونت آزاد کند و اراده هاي خودپرست و منفعت طلب يکايک ما را به عزم استواري براي ايثار و دوستي و شفقت مبدل سازد. اکسير اعظم که کيمياگران در پي آن بودند، محبت خداوند است. با نام پر از لطف اوست که بر جنگ پيروز خواهيم شد و زندگي ما معني و لطافت و بهجت مي يابد. نام خداوند را که نام همه کمالات و خيرات و زيبايي ها و حقايق است، نبايد و نمي توان سرلوحه جنگ و نفرت قرار داد و جاهلانه سخن از جنگ هاي صليبي گفت. وجود مطلق، کمال مطلق و زيبايي مطلق از آن خداوند است. آنچه در اين جهان نسبت حقيقي با خدا داشته باشد به نسبت دامنه وجود خود از صلح برخوردار است. اين مطلب را عموم مردم بدون اينکه با اصطلاحات کلامي و فلسفي آشنا باشند با همه وجود خود درک مي کنند. نمونه بسيار گوياي آن پناه بردن مردم پس از فاجعه يازدهم سپتامبر به کليساها بود. مردم وحشت زده و هراسان که در جست وجوي پناهگاه بودند به خانه خدا پناه آوردند. صوامع و کنيسه ها و کليساها و مساجد خانه صلح است و پيروان همه اديان و از آن ميان مخصوصاً پيروان اديان ابراهيمي مي توانند با نام خدا و در پناه خانه خدا بر شرارت ظلماني ظالم جنگ، غلبه کنند.

وي افزود؛ پايان کلام من بازگشت به سخن آغازين است، آنجا که عيسي گفت؛ والسلام علي يوم ولدت و يوم اموت و يوم ابعث حيا.

ايران و امريکا مذاکره کردند
تابو شکست

گروه سياسي، نيلوفر منصوريان؛ جنوبي ترين نقطه شبه جزيره سينا طي دو روز گذشته شاهد برپايي يکي از بزرگترين کنفرانس هاي بين المللي درباره امنيت و ثبات عراق بود.همسايگان عراق به همراه اعضاي دائم شوراي امنيت و اعضاي گروه 8 از روز پنجشنبه در شرم الشيخ مصر يکي از تفريحگاه هاي مهم منطقه خاورميانه گرد آمدند تا آخرين مسائل مهم منطقه در ارتباط با عراق را به بحث و بررسي بگذارند.اما آنچه که در کنار مسائل عراق تمامي نگاه ها را در نشست دو روزه شرم الشيخ به خود جلب کرد، ديدار و گفت وگوي مستقيم وزراي خارجه ايران و امريکا با يکديگر بود. اين رويداد تا بدان حد مورد توجه ناظران قرار داشت که گويي بازيگران اصلي نشست شرم الشيخ ايران و امريکا بودند. با چنين رويکرد و انتظاري از سوي پنجاه کشور شرکت کننده در اين کنفرانس ساحل درياي سرخ، ضيافت ناهار ديروز کنفرانس مذکور به محلي براي گفت وگويي هر چند کوتاه ميان کاندوليزا رايس و منوچهر متکي بدل شد. هر چند اين اولين بار نيست که مقامات ايراني و امريکايي و خصوصاً وزراي خارجه دو کشور در يک ضيافت با يکديگر گفت وگو مي کنند. آخرين ديدار وزراي خارجه ايران و امريکا (سيدکمال خرازي و کالين پاول وزراي خارجه سابق) نيز چهار سال قبل در شرم الشيخ مصر و بر سر ميز شام صورت گرفت. در آن ضيافت هم که به مناسبت بررسي مسائل عراق ترتيب داده شده بود، دو وزير خارجه پشت يک ميز والبته کنار يکديگر نشسته بودند و با اين تفاسير گفت وگوي کوتاهي در حد سلام و احوالپرسي با يکديگر داشتند.اما اين بار کارگردانان کنفرانس شرم الشيخ مکان نشستن اين دو مقام ارشد ايراني و امريکايي را کنار يکديگر قرار ندادند و آن دو در دو سوي ميز نشستند تا ناگزير به گفت وگويي اجباري نشوند. شايد اين هم يکي از شروط و ترديدهاي ايران براي حضور در کنفرانس امنيتي - اقتصادي همسايگان عراق بود که در نهايت با موافقت طرفين، مقامات ايران را به حضور در مصر ترغيب کرد.

به هر حال رد و بدل شدن جملاتي هر چند کوتاه ميان رايس و متکي بر سر ميز ناهار به تاييد شان مک کورمک سخنگوي وزارت خارجه امريکا و حتي احمد ابوالغيط وزير خارجه مصر رسيد، تا آنجا که وزير خارجه مصر اظهار داشت؛ «هر چه باشد آنها آدم هاي متمدني هستند.» اما اين خبر بلافاصله از سوي محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه ايران تکذيب شد. او در گفت وگو با ايسنا تصريح کرد که رسانه هاي گروهي به اين مساله دامن زده اند و هيچ ملاقاتي بين کاندوليزا رايس و منوچهر متکي صورت نگرفته است.

به گفته حسيني در حاشيه اجلاس شرم الشيخ شايعات هر لحظه تشديد مي شد تا اينکه اوج آن در هنگام ميهماني ناهار بالا گرفت که به دعوت مسوولان مصري برگزار شد و نوري مالکي نخست وزير عراق و بيش از 30 تن از وزراي خارجه کشورهاي مختلف شرکت کننده در اين اجلاس در آن حضور داشتند. سخنگوي وزارت امور خارجه تاکيد کرد که اين دو وزير خارجه مانند بقيه وزرا در ميهماني حضور داشتند.

ماجراي خروج متکي از ضيافت شام

پس از انتشار اين اخبار موضوع ضيافت شام و ماجراي خروج وزير خارجه ايران از سر ميز شام مطرح شد. خبرگزاري «آرتي تي نيوز» در اين ارتباط خبر داد که منوچهر متکي پنجشنبه شب ميز شام را در اعتراض به نحوه لباس پوشيدن يکي از مدعوين زن ترک کرده است. خبرگزاري فرانسه نيز در گزارشي اعلام کرد که وزير خارجه ايران نامناسب بودن پوشش يکي از زنان ويولنيست حاضر در محل صرف شام را علت خروجش اعلام کرده است. هر چند اين اقدام متکي با هيچ واکنشي تاکنون مواجه نشده، با اين حال شان مک کورمک سخنگوي وزارت خارجه در اين باره چنين اظهار داشته است؛ «من مطمئن نيستم آقاي متکي از کدام يک از خانم ها ترسيده است، خانمي که لباس قرمز پوشيده بود يا خانم وزير.» اين اظهارنظر شايد از آن رو عنوان شده که برخي مقامات اعلام کردند منوچهر متکي وزير خارجه هنگام صرف شام متوجه شد صندلي اش مقابل صندلي وزير خارجه امريکا قرار دارد و پس از آن ميز شام را ترک کرد. از سوي ديگر محل نشستن منوچهر متکي و کاندوليزا رايس در اجلاس هم در دو سوي ميز بزرگ کنفرانس بود تا تنها از دور نظاره گر سخنان و رفتارهاي يکديگر باشند.

نشست کارشناسان ايران و امريکا

اما اين تمامي رويدادهاي مربوط به مسائل ايران و امريکا در حاشيه نشست شرم الشيخ نيست. آنچه که بيش از گفت وگوهاي هرچند کوتاه وزراي خارجه ايران و امريکا که خبرگزاري آسوشيتدپرس و رويترز روز گذشته خبر آن را اعلام کردند، حائز اهميت است برگزاري نشست کارشناسان دو کشور است. به گزارش ايسنا به نقل از شبکه تلويزيوني الجزيره، هوشيار زيباري وزير امور خارجه عراق در کنفرانس مطبوعاتي مشترک با احمد ابوالغيط همتاي مصري اش تاکيد کرد اين نشست در سطح وزراي امور خارجه دو کشور برگزار نشده است. وي افزود؛ ديدارهاي مستقيم بين وزراي امور خارجه ايران و امريکا در اين نشست صورت گرفته اما اين ديدارها بدون مذاکره همراه بود. اما با توجه به نشست کارشناسي ايران و امريکا بايد بگوييم به رغم برگزاري نشست وزراي امور خارجه فضا و جو حاکم در حال حاضر مثبت است. هوشيار زيباري همچنين اعلام کرد که هيچ گونه برنامه يي براي ديدار منوچهر متکي و کاندوليزا رايس در شرم الشيخ تدارک ديده نشده بود و ديدار مستقيمي هم انجام نشد.

آمادگي واشنگتن براي تغيير سياست

کاندوليزا رايس وزير خارجه امريکا هم ديروز در پايان اجلاس شرم الشيخ با بيان اينکه فرصتي براي ديدار با منوچهر متکي پيش نيامد، گفت که تمايلي به وجود تنش در روابط دو کشور ندارد. او که قبل از برگزاري نشست دو روزه همسايگان عراق بارها براي ديدار و گفت وگو با همتاي ايراني اش و مذاکره درباره تمامي مسائل مورد نظر دو کشور اعلام آمادگي کرده بود در يک کنفرانس خبري اظهار داشت؛ ميان ما و ايران تاريخي وجود دارد که به 28 سال پيش برمي گردد؛ ما هيچ مشکل و بحراني از نظر خود با ملت ايران نداريم و مشکلاتي سياسي درباره نحوه رفتار تهران در سطح بين المللي داريم. به گزارش مهر وزير امور خارجه امريکا يک بار ديگر همچون گذشته اتهاماتش را عليه ايران تکرار کرد و گفت؛ اميدواريم ايران در راستاي منافع عراق حرکت کند و از ارسال سلاح به گروه هاي تندرو که از اين سلاح ها بر ضد عراقي ها و نيروهاي ما استفاده مي کنند، خودداري کند. رايس ادامه داد؛ اگر ايران به تعهدات خود براساس قطعنامه شوراي امنيت مبني بر توقف غني سازي اورانيوم عمل کند به گونه يي که مورد تاييد جامعه بين المللي قرار گيرد؛ در آن صورت امريکا آماده خواهد بود تا سياست هاي 28 ساله خود را در قبال اين کشور تغيير دهد و در مسائل مهم با ايراني ها مشارکت و همکاري کند.

بخشش 30 ميليارد دلاري بدهي هاي عراق

به هر ترتيب نشست بين المللي امنيتي، اقتصادي عراق خارج از مباحث مربوط به ايران و امريکا از روز پنجشنبه در دو بخش اجلاس امنيتي و همايش ميثاق بين المللي براي عراق در شرم الشيخ مصر واقع در ساحل درياي سرخ برگزار شد. شرم الشيخ از زمان جنگ سال 1967 اعراب و اسرائيل تا سال 1982 و خروج نيروهاي اسرائيلي از صحراي سينا در اشغال اين کشور بود و پس از آن به يکي از مراکز توريستي مهم منطقه و محل برگزاري چندين اجلاس مهم منطقه يي درباره اعراب و اسرائيل و عراق تبديل شد. سال گذشته نيز کنفرانسي البته در سطح پايين تر در مورد مسائل عراق در بغداد برگزار شد اما تشکيل نشست شرم الشيخ با حضور وزراي خارجه بيش از 50 کشور جهان يکي از بزرگ ترين تلاش هاي جامعه بين المللي براي حل و فصل مشکلات عراق از سال 2003 تاکنون محسوب مي شود. در هر صورت کنفرانس بين المللي عراق اولين روزش را با سخنان نوري المالکي نخست وزير عراق که همراه با وزراي خارجه و اقتصاد دولتش حضور يافته بود، آغاز کرد. نخست وزير عراق در سخناني در مراسم آغاز به کار اين کنفرانس از کشورهاي مشارکت کننده خواست بدهي هاي عراق را ببخشند.

به گزارش ايسنا نوري المالکي اظهار داشت؛ دولت متحد ملي عراق تعهداتي را به جامعه جهاني داده که همچنان به اين تعهدات پايبند است و تلاش مي کند خدمات رساني لازم را به ملت محروم عراق به رغم وجود تمامي ثروت هاي طبيعي در اين کشور ارائه دهد. مالکي تاکيد کرد؛ جا دارد در اين کنفرانس مهم و سرنوشت ساز از تمامي شرکت کنندگان محترم رسماً بخواهم در راستاي همکاري و کمک به عراق جهت برقراري ثبات و امنيت و بازسازي اين کشور تمام بدهي هاي دولت سابق عراق را ببخشند. اين درخواستي بود که از زبان برهم صالح معاون نخست وزير عراق هم جاري شد. بان کي مون دبيرکل سازمان ملل هم که در کنار نوري المالکي نخست وزير عراق رياست اولين روز نشست شرم الشيخ را برعهده داشت با بيان اينکه سازمان ملل در کنار دولت عراق خواهد ايستاد و از اين دولت حمايت مي کند، از تمامي کشورهاي شرکت کننده در اين کنفرانس خواست تمام بدهي هاي عراق را ببخشند و براساس کنفرانس پاريس حمايت هاي لازم را از عراق ارائه دهند. بان کي مون در ادامه طي يک نشست خبري از بخشودگي 30 ميليارد دلاري بدهي عراق از سوي بلغارستان، چين، عربستان سعودي، يونان، انگليس، استراليا، دانمارک، اسپانيا و کره جنوبي خبر داد.

تصويب پيمان بين المللي پنج ساله

احمد ابوالغيط وزير خارجه مصر نيز در اين کنفرانس خبري که در حاشيه اجلاس بين المللي همسايگان عراق برگزار شد با اشاره به طرح «پيمان بين المللي» ارائه شده از سوي دولت عراق به کنفرانس شرم الشيخ اعلام کرد؛ اين طرح به اتفاق آرا از سوي تمامي کشورهاي شرکت کننده در نشست روز پنجشنبه به تصويب رسيد و مورد تاييد قرار گرفت. به گزارش ايسنا ابوالغيط همچنين گفت؛ دولت عراق طرح «پيمان بين المللي عراق» را به اعضاي شرکت کننده در نشست شرم الشيخ ارائه داده است که براساس اين پيش نويس بايد در چارچوب و مدت زماني معين برنامه هاي خود را در زمينه برقراري امنيت، ثبات و دموکراسي در عراق عملي سازد. وزير امور خارجه مصر افزود؛ از جمله برنامه هاي ارائه شده اين طرح که مدت زماني آن پنج ساله است، آن است که دولت عراق متعهد مي شود در اين دوره با بسياري از پديده هاي موجود در اين کشور از جمله پديده تروريسم و خشونت مقابله کند.

گفت وگوي وزراي خارجه سوريه و امريکا

شايد يکي ديگر از تحولات مهم در ارتباط با نشست بين المللي شرم الشيخ در اولين روز کاري اش ديدار کاندوليزا رايس وزير خارجه امريکا با وليد معلم وزير خارجه سوريه باشد. ديدار و گفت وگويي نسبتاً طولاني هر چند که به گفته اين دو مقام سوري و امريکايي محور مذاکرات آنها تنها مباحث مربوط به عراق بوده است. اين ديدار از آن جهت حائز اهميت است که سوريه نيز در کنار ايران بارها متهم به دخالت در امور داخلي عراق شده است. با اين تفاسير اولين روز کنفرانس شرم الشيخ با بخشش بدهي هاي عراق و امضاي يک معاهده بين المللي پنج ساله براي عراق پايان يافت.

توضيحات وزير خارجه درباره ديدار با رايس

دومين روز نشست نيز ديروز با سخنان وزير خارجه کشور ميزبان آغاز شد. اما اين تنها وزير خارجه مصر نبود که در دومين روز اجلاس شرم الشيخ سخنراني کرد. منوچهر متکي وزير خارجه ايران که عراق و امريکا به شدت خواستار حضورش در نشست بودند و برگزاري اجلاس را بدون حضور ايران فرصتي از دست رفته توصيف مي کردند نيز روز گذشته در سخنراني اش از برنامه و اصول راهنما براي موفقيت برنامه خروج نيروهاي اشغالگر از عراق سخن گفت. او همچنين به بازداشت پنج مقام ايراني در اربيل کردستان عراق اشاره کرد و آن را نقض فاحش کنوانسيون هاي بين المللي خواند. منوچهر متکي همچنين در پايان نشست دو روزه شرم الشيخ در يک کنفرانس خبري شرکت کرد و درباره ديدارش با وزير خارجه امريکا به عنوان يکي از مهمترين مباحث موجود در شرم الشيخ که کانون توجه تمامي شرکت کنندگان بود، توضيح داد. او در اين زمينه گفت؛ روز پنجشنبه ديدار گروهي وزراي امور خارجه انجام شد اما ديدار جداگانه يي بين ايران و امريکا صورت نگرفت و هيچ گونه زماني نيز براي برگزاري اين ديدار تعيين نشد. متکي ادامه داد؛ در خصوص مسائل مربوط به ايران و امريکا و روابط دوجانبه وضعيت سخت و دشواري حاکم است، امريکا با درخواست هايي از سوي ايران روبه رو و اين در حالي است که نيمي از کشورهاي منطقه معتقدند امريکا بايد در برخورد با مسائل منطقه سياست هاي خود را تغيير بدهد.

ديدارهاي متکي در شرم الشيخ

اما حاشيه نشست شرم الشيخ که ديروز پايان يافت، حواشي ديگري هم داشت. ديدارهاي منوچهر متکي با «لبوي آگاپسي» فرستاده ويژه رئيس جمهوري سوئيس که منجر به استقبال متکي از پيشنهاد سوئيس براي استمرار مشورت ها در برنامه هسته يي شد، ديدار با دبيرکل سازمان ملل در مورد گفت وگوهاي اخير خاوير سولانا و علي لاريجاني و مذاکراتش با مارگارت بکت وزير خارجه انگليس از مهمترين ملاقات هاي وزير خارجه ايران با همتايانش به شمار مي رود.

دومين روز نشست شرم الشيخ با يک بيانيه مبني بر حمايت کشورهاي شرکت کننده از تماميت ارضي و يکپارچگي عراق و توافق براي برگزاري کنفرانس آشتي براي عراق از سوي اتحاديه عرب پايان يافت.

مداخلات وزارت کار در شوراهاي کارگري باطل اعلام شد

گروه اقتصادي؛بر اساس راي ديوان عدالت اداري، مجمع عمومي کانون عالي شوراهاي اسلامي کار کشور که 25آبان ماه 84 در اصفهان برگزار شد، معتبر بوده و کليه اقدامات وزارت کار غيرقانوني و باطل است. به گزارش ايلنا، بر اساس اين راي، مجمع عمومي و انتخابات کانون عالي شوراهاي اسلامي کار که در 25آبان 1384 در اصفهان برگزار شده، قانوني است. اين راي که قطعي و لازم الاجرا است، کليه تصميمات و اقدامات وزارت کار در خصوص انتخابات مجدد کانون عالي شوراهاي اسلامي کار را خلاف قانون دانسته و باطل اعلام کرده است. متن کامل راي ديوان عدالت اداري به شرح زير است؛با مطالعه اوراق پرونده معلوم مي شود شاکيه به شرح ادله مندرج در دادخواست تقديمي، تقاضاي ابطال کليه تصميمات و اقدامات انجام گرفته از سوي طرف شکايت که منجر به سلب فعاليت کانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي کار سراسر کشور که طي انتخابات مجمع عمومي مربوط در مورخ 25/8/84 تشکيل شده است را دارد و در اين راستا موفق به اخذ دستور موقت از شعبه بدوي ديوان عدالت اداري نيز شده است.متقابلاً طرف شکايت نيز طي لايحه مثبوت تحت شماره 3718-19 11/84 دفتر شعبه بدوي، از تصميمات و اقدامات خود دفاع کرده که در نهايت دادنامه معترض عنه مبني بر رد شکايت شاکيه صادر و با تجديد نظرخواهي وي، پرونده به اين شعبه ارجاع شده است که با توجه به دلايل ذيل، تجديد نظرخواهي نامبرده وارد است.اولاً در خصوص ايراد مطروحه توسط طرف شکايت مبني بر فقدان سمت قانوني شاکيه در طرح دعوي که در متن دادنامه بدوي به استناد تبصره يک ماده هشت آيين نامه مصوب 30/3/72 هيات محترم وزيران ...

و بندهاي 4 و 5 بخشنامه شماره 6061 مورخ 6/6/72 وزير محترم وقت کار و امور اجتماعي، ايراد مذکور چنين تعبير شده که نامبرده به دليل فقدان سمت اشتغال در کارگاه هاي مشمول قانون تشکيل شوراها، فاقد سمت است،

در حالي که ملاحظه مي شود شاکيه مستند به اعتبارنامه شماره 25356/290 مورخ 2/10/83 صادره از سوي مديرکل وقت اداره کل کار و امور اجتماعي استان تهران، داراي عنوان معتبر شورايي بوده و در مقام عضو سهميه کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي کار استان تهران در مجمع عمومي مورخه 25/8/84 در سمت عضو هيات نظارت انتخابات شرکت کرده است، لذا ايراد سمت که نوع بر عدم اشتغال در شوراها است مردود و سمت شاکيه محرز و مسلم است که شعبه بدوي نيز در واقع آن را معتبر دانسته وگرنه مي بايست مستند به بند «الف» ماده 20 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري، قرار رد شکايت صادر مي کرد، در حالي که با ورود به ماهيت دعوي آن را رد کرده است، بديهي است بي اثر کردن دستور موقت صادره آن هم با قيد عبارت (بديهي است...) توسط شعبه بدوي مخالف نص صريح ماده 16 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري که دلالت بر ابقاي آثار دستور موقت تا پايان رسيدگي قطعي را دارد، بوده و فاقد وجاهت قانوني است.

ثانياً استناد به بخشنامه 6061 مورخ 6/6/72 وزير محترم کار و امور اجتماعي وقت به اين مضمون که کانون عالي مکلف به تبعيت از نظر اداره کل سازمان کارگري و کارفرمايي است، به نظر مخدوش است، چرا که اولاً بخشنامه مذکور در اجراي ماده 135 قانون کار و در مورد ثبت کانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي کار سراسر کشور است و خطاب به ادارات کل کار و امور اجتماعي استان ها صادر شده است و در مقام حل اختلاف ميان ادارات کل زيرمجموعه وزارت کار و امور اجتماعي در خصوص نحوه تشکيل و ثبت کانون هاي موضوع بخشنامه است که در نهايت آن را به عهده اداره کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي قرار داده و ساير ادارات کل را با توجه به بند 5 آن از اظهارنظر در اين خصوص منع مي کند.

ثانياً بخشنامه امري داخلي و جهت تنظيم و هماهنگي روابط ميان ارکان متشکله وزارتخانه ها بوده و نمي تواند با آيين نامه و قانون مغايرت داشته باشد و طبق ماده 15 آيين نامه موضوع تبصره يک ماده 135 قانون کار، صرفاً وزارت کار وظيفه اخذ مدارک لازم جهت انجام امور محوله وفق ماده مرقوم را دارد.

ثالثاً در خصوص اينکه وزارت طرف شکايت طي لايحه جوابيه، کليه تصميمات و اقدامات معموله را در راستاي مسووليت نظارتي خود مستند به ماده 135 قانون کار و تبصره مربوط دانسته به نظر با عنايت به فلسفه ايجاد نهادهاي صنفي و مستند به مدلول ماده 15 آيين نامه عسرالاشعار که صرف تسليم مدارک از سوي کانون هاي ذيربط را به وزارت کار بيان کرده است و از توجه به متن ماده 17 آيين نامه مرقوم برمي آيد که نظارت وزارت کار جنبه استطلاعي داشته و صرفاً در حد اختيارات مصرحه قانوني، حق نظارت بر تصميمات و اقدامات نهادهاي صنفي را دارد. ضمن آنکه مطابق ماده 135 قانون کار تشکيل کانون هاي عالي به منظور تبادل نظر در چگونگي وظايف و اختيارات نيز صرفاً بر عهده شوراهاي اسلامي کار استان است که خود دليل ديگري بر استطلاعي بودن اين نظارت است که بند 4 بخشنامه 6061 مورد اشاره هم آن را تاييد مي کند و پر واضح است که بخشنامه نمي تواند وظيفه يي بر خلاف قانون کار بر عهده نهاد ديگري (سازمان هاي کارگري و کارفرمايي) بگذارد. در حالي که اين وظيفه طبق نص صريح ماده 135 و آيين نامه آن، به عهده شوراهاي کار است و بر فرض بخشنامه هم امر خلاف قانون را احداث کند، قاضي طبق قانون اساسي موظف به تبعيت از آن نبوده و به آن ترتيب اثر نمي دهد.

رابعاً در خصوص ادعاي طرف شکايت مبني بر عدم رعايت مقررات قانوني مندرج در ماده 16 آيين نامه حدود وظايف و اختيارات و عملکرد کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي کار استان و کانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي کار سراسر کشور مصوب 30/3/73 هيات وزيران، ملاحظه مي شود که کانون عالي طي نامه 84246 ک مورخه 23/6/84 خطاب به مقام محترم وزارت استمهال جهت برگزاري مجمع عمومي در مورخ 25/8/84 را مي کند که مقام وزارت نيز در ذيل نامه مذکور بلامانع بودن تعويق انتخابات را در تاريخ درخواستي اعلام و بدين ترتيب خواسته کانون را اجابت مي کند که با تدقيق در مفاد تبصره ماده 16 آيين نامه مذکور که عنصر قانوني مجوز تاخير انتخابات با تاييد وزارت کار است وجاهت قانوني برگزاري مجمع عمومي مورخ 25/8/84 و انتخابات کانون عالي را مدلل مي کند و لذا کليه تصميمات و اقدامات وزارت مذکور در اين خصوص باطل است. خامساً در خصوص تصميمات و اقدامات وزارت کار مبني بر تعيين نمايندگان کارگران در مجامع داخلي و بين المللي، با عنايت به تبصره 2 ماده 136 قانون کار و تبصره ذيل ماده 2 آيين نامه اجرايي ماده مذکور مصوب 11/6/71 هيات محترم وزيران مدلل مي شود که وزير محترم کار صرفاً در مواردي که تشکل هاي عالي کارگري ايجاد نشده باشند مجاز به انتخاب نمايندگان مزبور است که مستند به ادله پيش گفته که حاکي از صحت برگزاري مجمع عمومي و انتخابات کانون عالي مورخ 25/4/84 است و اعتبار انتخابات و تشکيل کانون عالي محرز شده و همچنين انتخابات نمايندگان کارگران در مجمع تصويب و به عهده کانون منتخب قرار دارد. بنابراين کليه تصميمات و اقدامات وزارت کار در اين خصوص خلاف موازين قانوني بوده و باطل است، لذا با توجه به جميع موارد معنونه، ضمن نقض دادنامه معترض عنه بدوي حکم به ورود تجديد نظرخواهي مبني بر ابطال کليه تصميمات و اقدامات وزارت کار که مبني بر عدم فعاليت کانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي کار شده است، صادر و اعلام مي شود راي صادره قطعي است.

توافق براي برگزاري انتخابات زودهنگام در اوکراين
گروه بين الملل؛ رئيس جمهور و نخست وزير اوکراين بر سر برگزاري انتخابات زودهنگام مجلس توافق کردند. آسوشيتدپرس که اين خبر را ارسال کرده مي نويسد؛ اين توافق پيروزي مهمي براي ويکتور يوشچنکو رئيس جمهوري اوکراين به حساب مي آيد که يک ماه پيش پيشنهاد انحلال مجلس و برگزاري انتخابات زودهنگام را داده بود.يوشچنکو اين توافق را پاسخي خواند که ملت اوکراين در انتظارش بوده است.در عين حال گمان مي رود در صورت برگزاري انتخابات جناح يانوکوويچ که طرفدار روسيه است اکثريت کرسي هاي مجلس را به دست آورد.
عناوين اين صفحه
ديدار ديپلمات صلح با پاپ
تابو شکست
مداخلات وزارت کار در شوراهاي کارگري باطل اعلام شد
توافق براي برگزاري انتخابات زودهنگام در اوکراين

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام