پنج شنبه، 20 ارديبهشت 1386 - شماره 1389
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
50 قاضي هيات اصراري ديوان عالي کشور درباره قتل هاي کرمان تصميم گيري مي کنند
گروه حوادث؛ يکي از وکلاي مدافع اولياي دم پرونده قتل هاي محفلي کرمان از ارجاع اين پرونده به هيات عمومي اصراري ديوان عالي کشور خبر داد.

نعمت احمدي با بيان اين که بين دادگاه هاي کرمان و شعبه 31 ديوان عالي کشور در خصوص پرونده قتل هاي محفلي کرمان اختلاف سليقه و برداشت حقوقي وجود دارد اظهار داشت؛ محاکم کرمان همگي وقوع قتل ها را قتل عمد تلقي و به همين اعتبار حکم قصاص صادر کردند ولي شعبه 31 ديوان عالي کشور بر اين باور است که چون متهمان در دادگاه اعلام کرده اند که مقتولان افرادي فاسد بودند و چند بار به آنها تذکر دادند ولي دست از اعمال خود برنداشتند، به استناد سخنراني يکي از بزرگان در اين خصوص که بايد در امربه معروف نخست به صورت زباني به فرد تذکر داد و اگر نوبت دوم به تذکر عمل نکرد به ماموران قضايي سپرده شود و اگر ماموران او را رها کردند و باز هم گرد اعمال گذشته چرخيد مي توانيد او را بکشيد و در اين صورت حسب تبصره ماده 295قانون مجازات اسلامي عمل شود.

وي ادامه داد؛ يعني در صورتي که متهمان ثابت کردند که مقتولان مهدورالدم بودند که قصاص و ديه ساقط است و اگر نتوانستند ثابت کنند تنها به پرداخت ديه محکوم مي شوند، اما در چهار نوبت محاکم کرمان تفسير شعبه 31 ديوان عالي کشور را نپذيرفتند و در آخرين راي خود مجدداً پرونده را به کرمان فرستادند تا اگر شعبه هم عرض با همان استدلال شعبات قبلي اعتقاد به فساد متهمان و مهدورالدم بودن آنان اعتقاد نداشت و راي با همان استدلال سابق صادر شد، پرونده به هيات عمومي اصراري ديوان عالي کشور فرستاده شود.

اين وکيل دادگستري افزود؛ شعبه 110دادگاه عمومي جزايي کرمان در تاريخ 20 فروردين ماه سال جاري به رياست قاضي آزادوار حکم جديدي با همان استدلال شعبات صادر کرد که اين بار نزديک به 50نفر از قضات ديوان عالي کشور به اين اختلاف حقوقي پايان دهند.

راي شعبه 110دادگاه عمومي جزايي کرمان به اين شرح است؛ در خصوص اتهام «سليمان ج.» و «محمد س.» هر دو داير بر معاونت در دو فقره قتل مرحومان غلامرضا نژادملايري و شهره نيک پور به علاوه متهم اولي مشارکت در قتل مصيب افشاري داشته، با ذکر اين مقدمه که متعاقب صدور دادنامه شماره 622شعبه 31 ديوان عالي کشور مبني بر نقض بلاارجاع دادنامه شمار 826- ³/12/1384شعبه 103دادگاه عمومي کرمان و رد اعتراض اولياي دم مرحومان شهره نيک پور و غلامرضا نژادملايري و وکلاي آنان نسبت به برائت متهمان «محمد ح.» و «محمد ي.» و «چنگيز س.» و «محمدس.» و «سليمان ج.» از اتهام شرکت در قتل عمدي مرحومان يادشده و تاييد و ابرام دادنامه شماره ¸´/±¶± شعبه 102محاکم عمومي کرمان در اين باره و در نتيجه رفع مجازات قصاص از متهمان مذکور و تعيين تکليف به دادگاه هم عرض براي اتخاذ تصميم از حيث مجازات تعزيري و نظر به شکايت و ادعاي اولياي دم داير بر قتل عمد بستگانشان با ذکر اين که اولياي دم مرحوم مصيب پور افشاري اعلام گذشت کرده و اولياي دم مقتولان محمدرضا نژادملايري و خانم شهره نيک پور به ادعايشان باقي هستند.

در ادامه راي صادره تصريح شده است؛ گزارش هاي انتظامي درباره چگونگي کشف جرم و شناسايي و دستگيري و معرفي متهمان و تحقيقات اوليه از آنان، اقارير هريک از متهمان به حضورشان به اتفاق ديگر اعضاي گروه در مراحل مختلف دستگيري و بردن و بستن مجني عليهم و در نهايت به قتل رسانيدن آنها به ترتيب نقشي که هر کدام در ارتکاب فعل مادي جرم با قصد عمد داشته و شرح آن در مقدمه آراي سابق تشريح و توصيف شده، النهايه اين که به امر اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتولين تمسک جسته اند اما دليلي بر مهدورالدم بودن ايشان اقامه نشده و اثر چنان اعتقادي در زمان ارتکاب جنايت ثابت نيست و هيچ يک از موارد استنادي مقرون به اثبات نمي باشد زيرا از مجموع قرائن و اوضاع و احوال قضيه من جمله اظهار يکي از اعضاي گروه مي توان استنباط کرد که پس از قضاياي توقيف اتومبيل و شکستن شيشه آن و بازداشت و اخفا و استنطاق از دو تن مقتول (آقاي ملايري و خانم نيک پور) چون دليلي براي اعلام جرم عليه آنها به دست نياورده اند، براي پيشگيري از مخاطرات احتمالي ناشي از بازداشت غيرقانوني مجني عليهم و همچنين حفظ حيثيت و موقعيت اجتماعي خودشان و براي محو اثر از ديگر اعمال خلاف شرع و خودسرانه خويش تصميم به از بين بردن و قتل آنها گرفته اند.

راي صادره مي افزايد؛ به اين ترتيب قتل ها با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتولان نبوده، مضافاً که فساد مجني عليهم ثابت نشده و دفع فاسد به افسد هم وجه عقلي و شرعي ندارد و ابرازعقيده کنوني متهمان بنا به آن چه توصيف شده به عنوان انگيزه قبلي از وقوع قتل ثابت نيست و بلکه به عنوان وسيله يي براي فرار از عدالت استفاده شده و با حقيقت انطباق ندارد و ضمن رد دفاع بلاوجه آنان، انتساب جرايم مذکور به آنها را ثابت دانسته است.

بر اساس راي صادره، در موضوع دو فقره معاونت در قتل ها مطابق ماده 207قانون مجازات اسلامي و يک فقره اشتراک در قتل به شرح صدر طبق ماده 208همان قانون و با رعايت ماده 47قانون مذکور و از باب حيثيت عمومي جرايم مذکور متهم اولي را به تحمل دو فقره مجازات حبس جمعاً به مدت 18سال و متهم دومي را با تشديد به تحمل 15سال حبس به عنوان تعزير محکوم مي کند. راي صادره حضوري محسوب و ظرف بيست روز از ابلاغ قابل تجديدنظر در ديوان عالي کشور است.
دختر جوان به جرم قتل پدرش به پنج سال حبس محکوم شد
اعترافات تلخ دختر معتاد
گروه حوادث؛ دختر معتادي که متهم است پدرش را با وارد آوردن ضربه چاقو به قتل رسانده پس از محاکمه به پنج سال حبس محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه اين دختر که روز گذشته در دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد، حيدري نماينده دادستان گفت؛ زمستان سال گذشته ماموران نيروي انتظامي تهران در جريان قتل مرد ميانسالي به نام سهراب قرار گرفتند که با ضربه چاقو زخمي شده بود.

بررسي هاي پليسي نشان داد سهراب يک هفته قبل از مرگش با دختر معتاد خود به نام ساناز درگير و با ضربه چاقوي او مجروح شده و در نهايت جان باخته است و دختر جوان بعد از زخمي شدن پدرش از خانه فرار کرده است. مادر ساناز در بازجويي ها گفت؛ دخترم به مواد مخدر اعتياد داشت و چند بار هم از خانه فرار کرده بود. شوهرم براي اينکه به ساناز کمک کند او را به خانه آورده بود اما ساناز حاضر نبود اعتيادش را ترک کند. روز حادثه دخترم قصد داشت براي تهيه مواد مخدر از خانه خارج شود، اما سهراب مانع او شد و ساناز با ضربه چاقو او را مجروح کرد و شوهرم چند روز بعد جان باخت.

حيدري افزود؛ در حالي که پليس تحقيقات خود را براي دستگيري ساناز آغاز کرده بود، پليس مبارزه با مفاسد اجتماعي خبر داد يک دختر فراري را که به مواد مخدر اعتياد دارد دستگير کرده است. بررسي ها نشان داد اين دختر همان ساناز است و براي اينکه هويتش مشخص نشود خودش را با نام دروغين معرفي کرده است.

وي افزود؛ با توجه به تحقيقات انجام شده در دادسرا و اعترافات متهم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

سپس ساناز متهم پرونده در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ اتهام قتل پدرم را قبول دارم اما او را به عمد نکشتم. من پدرم را خيلي دوست داشتم اما او روز حادثه قصد داشت من را کتک بزند.

ساناز ادامه داد؛ چند سال بود که به هروئين معتاد شده بودم و براي تهيه مواد از پدرم پول مي گرفتم، اما زماني که پدرم فهميد من پول را براي خريد هروئين از او مي گيرم ديگر به من پول نمي داد تا اينکه مجبور شدم از خانه فرار کنم. دفعه آخر که پدرم مرا به خانه آورد به او قول دادم ترک کنم اما نتوانستم.

روز حادثه من داشتم در آشپزخانه ميوه مي خوردم، مي خواستم از خانه بيرون بروم. پدرم فکر کرد من مي خواهم مواد بخرم و اجازه نداد بيرون بروم. چندين بار با هم درگير شديم. من به پدرم ناسزا گفتم. او عصباني شد و با زنجير به من حمله کرد که مرا بزند، اما من مقاومت کردم و کاردي از ظرفشويي برداشتم و ضربه يي به پدرم زدم.

ساناز در ادامه اعترافاتش گفت؛ پدرم که زخمي شد با عمه ام تماس گرفتم، چون او پزشک است فکر کردم مي تواند به پدرم کمک کند. وقتي مطمئن شدم پدرم سالم است از خانه فرار کردم. پدرم بعد از يک هفته بر اثر عفونت ناشي از جراحت فوت شد.

پس از اعترافات اين متهم پنج قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران (شهرابي فراهاني، رحيمي، تردست، باقري و ملکي) پس از شور، ساناز را با توجه به رضايت اولياي دم از لحاظ جنبه عمومي جرم به پنج سال حبس محکوم کردند. اين حکم ظرف مدت 20 روز قابل تجديدنظرخواهي است.
راننده تاکسي سمند شکارچي دختران جوان بود
راننده 22 ساله يي که با همدستي چند تن ديگر با خودرو تاکسي سمند در مسيرهاي بين شهري، دختران و زنان را قرباني هوس هاي پليد خود مي کرد دستگير شد. به گزارش ايسنا، ساعت 19 روز 23 شهريورماه سال گذشته ماموران کلانتري «سجاد» مشهد، با دختر جوان 17 ساله يي مواجه شدند که به شدت مي گريست. اين دختر در اظهارات خود گفت؛ صبح امروز (روز حادثه) براي رفتن به محلي سوار يک خودرو تاکسي سمند بين شهري شدم. هنوز مدت زمان زيادي از حرکت خودرو نگذشته بود که راننده با تغيير مسير و تهديد چاقو، در همان محل مرا مورد آزار و اذيت جنسي قرار داد و پس از اين اقدام، مرا در جاده قوچان رها و فرار کرد. در پي اظهارات اين دختر، تلاش پليس براي دستگيري راننده تاکسي آغاز شد و در حالي که تحقيقات در اين رابطه ادامه داشت روز سوم دي ماه سال 85، ماموران پليس آگاهي خراسان رضوي از تشکيل پرونده ديگري با موضوع تجاوز به عنف با خبر شدند.

در اين پرونده شکايت نامه مادر و دختري به چشم مي خورد که ماجراي تعرض را تشريح کرده بودند.

زن در شکايت خود گفت؛ «حدود ساعت 45/21 سوم دي ماه بود که به همراه دختر 21 ساله ام از مسير «امامت - آزادشهر» سوار يک خودرو تاکسي سمند شديم. خودرو در مسير عادي حرکت مي کرد، اما در ميانه راه دو مسافر مرد ديگر سوار خودرو شدند. مدت زمان زيادي نگذشت که راننده به سمت جاده قوچان تغيير مسير داد. به شدت ترسيده بوديم و وقتي علت را جويا شديم، تازه متوجه شديم راننده و دو سرنشين مرد همدست هستند و نيت پليدي دارند، اما ديگر کاري از دست مان بر نمي آمد و فريادهايمان نيز نتيجه نداد. در اين حال يکي از سرنشينان چاقويي بيرون کشيد و به همراه همدستانش، مرا در مقابل چشمان وحشت زده دخترم مورد آزار و اذيت قرار داد.»

وقوع اين تجاوز از سوي راننده تاکسي سمند، اين احتمال را در ماموران تقويت کرد که متهم هر دو پرونده يک نفر است و با شکار طعمه هاي خود از ميان مسافران نيت هاي پليدش را اجرا مي کند.

هنوز مدت زمان زيادي از تشکيل دومين پرونده نگذشته بود که به ماموران انتظامي مشهد خبر رسيد، دختر جواني به همراه پدرش در خيابان «نيلوفر - بلوار سجاد» تردد مي کرد که ناگهان سرنشينان يک تاکسي سمند با نزديک شدن به آنها در اقدامي ناگهاني در خودرو را باز کردند و با حمله به دختر جوان قصد ربودن وي مقابل چشمان پدرش را داشتند. اما با مقاومت دختر جوان و در حالي که ماموران انتظامي نيز در حال گشت زني در محل بودند، متهمان از ترس به دام افتادن پا به فرار گذاشتند. بدين ترتيب با حضور ماموران پليس در محل و شنيدن شرح ماجرا از زبان پدر و دختر، پرونده يي در همين رابطه تشکيل شد و مشخصات خودرو و شماره پلاک آن که از سوي پدر و اهالي محل، ثبت شده بود، مورد پيگيري قرار گرفت. به اين ترتيب ماموران آگاهي مشهد که اطمينان يافته بودند اين سه پرونده يک متهم دارد، با توجه به اطلاعاتي که در خصوص شماره پلاک خودرو در اختيار داشتند پس از هماهنگي با مرجع قضايي احضاريه يي از سوي دادگاه براي مالک تاکسي سمند ارسال کردند.

چند روز بعد مالک سمند که پسري حدوداً 22 ساله بود، با خيال فريب مسوولان و تبرئه شدن، به دادگاه مراجعه کرد و دستگير شد. متهم که ابتدا منکر ارتکاب هرگونه جرمي بود، زماني که تمامي مدارک و شواهد را عليه خود ديد سرانجام لب به اعتراف گشود و به دو مورد اذيت و آزار اقرار کرد. اين در حالي بود که دو قرباني نيز در آگاهي حاضر شدند و توانستند در همان اولين ديدار، متهم را شناسايي کنند. بنابراين گزارش هم اکنون پرونده براي دستگيري ديگر همدستان متهم در حال پيگيري است و اين در حالي است که احتمال دارد، متهم چندين تن ديگر را نيز به همين شيوه مورد تعرض قرار داده باشد.
پرونده يي روي ميز قضات دادگاه کيفري استان تهران
سرباز وظيفه براي سرقت، راننده مسافرکش را کشت
گروه حوادث؛ پسر جواني که براي به دست آوردن پول، يک راننده مسافرکش را به طرز فجيعي به قتل رسانده بود در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه خواهد شد.

به گزارش خبرنگار ما 16 ارديبهشت ماه سال گذشته ماموران پليس شهريار از طريق تماس تلفني مردمي در جريان قتل مرد راننده يي قرار گرفتند که به خاطر اصابت ضربه چاقو به گردنش فوت شده بود. ماموران پس از دريافت اين گزارش براي بررسي صحنه جرم در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز کردند. آنها متوجه شدند فرد ضارب پسر جواني است که لباس سربازي به تن داشته و بعد از پياده شدن از ماشين به سمت شهرک اداري شهريار گريخته است. بنابراين ماموران شهرک اداري را تحت نظر گرفتند و موفق شدند بعد از چند ساعت متهم به قتل را بازداشت کنند. جوان 22 ساله که هوتن نام دارد در بازجويي ها به قتل مرد راننده اعتراف کرد. او گفت؛ از وقتي به سربازي رفتم هيچ درآمدي نداشتم. احتياج شديد من به پول باعث شده بود تصميم بگيرم سرقت کنم. وي ادامه داد؛ ابتدا در شهريار ماشين پيکاني را به صورت دربستي کرايه کردم و در راه متوجه شدم راننده مرد 30 ساله يي به نام رسول است و از طريق مسافرکشي هزينه زندگي اش را تامين مي کند. بعد از کمي صحبت و زماني که به منطقه خلوتي رسيديم، چاقويي از جيبم بيرون آوردم و به گردن رسول زدم. فکر نمي کردم رسول بميرد، نمي دانستم گردن نقطه حساسي است و باعث مرگش مي شود. من فقط مي خواستم پول ها و ماشين را به سرقت ببرم. اما وقتي ضربه را به گردنش وارد کردم، يک دفعه حالش دگرگون شد. آنقدر ترسيدم که نتوانستم چيزي سرقت کنم، پياده شدم و پا به فرار گذاشتم. وقتي اين اتفاق افتاد، ما حدفاصل ميدان صياد تا ميدان سپاه شهريار بوديم. من از ترس تمام مسير را دويدم و به سمت شهرک اداري رفتم.

بنا براين گزارش با شکايت اولياي دم رسول و تکميل تحقيقات از هوتن پرونده با صدور کيفرخواست به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد و وي به زودي محاکمه خواهد شد.
عناوين اين صفحه
50 قاضي هيات اصراري ديوان عالي کشور درباره قتل هاي کرمان تصميم گيري مي کنند
اعترافات تلخ دختر معتاد
راننده تاکسي سمند شکارچي دختران جوان بود
سرباز وظيفه براي سرقت، راننده مسافرکش را کشت
کلاهبرداري ميليوني از خانواده متهمان
پسر دانشجو در چنگ گروگانگيران 10ميليون توماني
44 سال حبس و پرداخت ديه مجازات عاملان قتل دو مرد
جنايت در قهوه خانه
نقشه تبهکاران براي کلاهبرداري از يک بانک
پسر 16 ساله مزاحم تلفني خواهرش را از پاي درآورد

کلاهبرداري ميليوني از خانواده متهمان
گروه حوادث؛ مرد شيادي که با وعده هاي دروغين از خانواده متهمان اخاذي ميليوني مي کرد هنگام خروج از کشور در فرودگاه دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما چندي پيش مادر يک متهم که فرزندش به خاطر جعل عنوان مامور نيروي انتظامي و اخاذي در بازداشت به سر مي برد به دادسراي جنايي رفت و به داديار دلداري مسوول رسيدگي به پرونده فرزندش گفت؛ من در رفت و آمدهايي که به دادسراي جنايي داشتم تا کارهاي پسرم را پيگيري کنم با مردي به نام رضا آشنا شدم. او که وضعيت آشفته و پريشان مرا مي ديد خودش را از کارکنان قوه قضائيه معرفي کرد و گفت؛ با نفوذي که دارد مي تواند کمک کند، پسرم را آزاد کنم. وي افزود؛ پس از شنيدن حرف هاي رضا بسيار اميدوار شدم براي همين حاضر بودم هر کاري که مي گويد انجام دهم تا بتوانم پسرم را از زندان آزاد کنم. او براي پيگيري کارهاي فرزندم از من 7 ميليون تومان پول خواست و من نيز به سرعت اين مبلغ را فراهم کردم و به وي تحويل دادم. پس از آن هر چه منتظر ماندم خبري از آزادي پسرم نشد. هر بار هم که درباره اين موضوع از رضا سوال مي پرسيدم بهانه مي آورد و مرتب وعده مي داد تا اينکه پس از مدتي ناپديد شد. در پي اظهارات اين زن پرونده يي براي دستگيري رضا تشکيل شد و در اختيار کارآگاهان اداره پليس آگاهي قرار گرفت. ماموران با آغاز تحقيقات متوجه شدند رضا با اين ترفند از چند تن ديگر نيز کلاهبرداري کرده و ميليون ها تومان به چنگ آورده است. کارآگاهان در پي انجام بررسي هاي پليسي به سرنخ هايي دست يافتند که نشان مي داد متهم 35 ساله قصد دارد از کشور خارج شود به همين خاطر موضوع به پليس فرودگاه اعلام شد و در نهايت روز 13 ارديبهشت ماه هنگامي که رضا وارد فرودگاه امام خميني(ره) شده بود تا از کشور فرار کند از سوي ماموران دستگير و به اداره آگاهي تحويل داده شد. رضا در بازجويي به جرم خود اعتراف کرد و گفت؛ من با پرسه زدن در دادسراي جنايي تهران شاکيان يا خانواده متهمان را شناسايي مي کردم و با دادن وعده هاي دروغين از آنان کلاهبرداري ميليوني انجام مي دادم.


پسر دانشجو در چنگ گروگانگيران 10ميليون توماني
گروه حوادث؛ گروگانگيران ناشناس با ربودن يک پسر دانشجو از خانواده او درخواست 10 ميليون تومان پول نقد کردند. به گزارش خبرنگار ما شامگاه دوشنبه پدر دانشجوي 20 ساله يي به نام محمود يک SMS از پسر خود دريافت کرد که در آن نوشته شده بود؛ مرا دزديده اند. پدر محمود که تا لحظاتي قبل از دريافت اين پيام کوتاه به خاطر تاخير پسرش به شدت نگران او بود و تلاش مي کرد خبري از فرزندش به دست آورد با دريافت اين SMS مضطرب تر از پيش شد. مرد ميانسال که در انتظار دريافت اخبار بيشتري از سرنوشت پسرش بي تابي مي کرد صبح روز بعد با تلفن مرد ناشناس مواجه شد که بر آن پيام تلفني مهر تاييد مي زد. مرد ناشناس در تماس تلفني با بيان اين موضوع که محمود در چنگ او و همدستانش اسير است از پدر دانشجوي جوان خواست براي آزادي پسرش 10 ميليون تومان فراهم کند. پس از اين تماس پدر محمود بلافاصله به پليس آگاهي رفت و از کارآگاهان ويژه مبارزه با آدم ربايي درخواست کمک کرد. اين مرد در شکايت خود گفت؛ روز حادثه پسرم به بانکي در ميدان فاطمي رفت و 5 ميليون تومان دريافت کرد اما ظاهراً زماني که قصد داشت به منزل بازگردد با زور و تهديد از سوي افراد ناشناسي ربوده شده است. وي افزود؛ مرد آدم ربا در تماس با من گفت 5 ميليون تومان را که همراه پسرم بود از او گرفته اند و براي آزادي محمود 10 ميليون تومان ديگر مي خواهند. مرد ناشناس براي تهيه هرچه سريعتر اين پول من را به شدت تهديد کرد و گفت در ازاي هر يک روز که تحويل دادن مبلغ درخواستي شان را به تعويق بيندازم يکي از انگشتان پسرم را قطع مي کنند. پس از طرح اين شکايت بلافاصله کارآگاهان براي رديابي گروگانگيران وارد عمل شدند و هم اکنون تحقيقات پيرامون اين ماجرا ادامه دارد.


44 سال حبس و پرداخت ديه مجازات عاملان قتل دو مرد
گروه حوادث؛ 6 مرد که با حمله به خانه يي 2 مرد را به قتل رسانده و زني را از آنجا ربوده بودند به 44 سال حبس و پرداخت ديه محکوم شدند. به گزارش خبرنگار ما اين 6 مرد روز سه شنبه با کيفرخواست دادستان تهران در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شدند. نماينده دادستان تهران در کيفرخواست صادره گفت؛ 6 متهم پرونده به نام هاي محمد، عباس، غلام، حامد، کمال و مهدي اوايل سال گذشته براي به دست آوردن زني به نام ثريا که مدتي قبل از خانه شوهرش فرار کرده بود با حمله به خانه يي که ثريا و 2 مرد در آنجا زندگي مي کردند، زن جوان را ربوده و 2 مرد افغان را به قتل رسانده اند. آنها در تحقيقاتي که در اداره آگاهي و بازپرسي انجام گرفت به قتل عبدالله و ستار اعتراف کردند. روز سه شنبه و پس از محاکمه 6 عضو باند، 5 قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران وارد شور شدند و 6 مرد متهم را با توجه به درخواست اولياي دم به زندان و پرداخت ديه محکوم کردند. مطابق راي دادگاه، محمد متهم رديف اول به اتهام قتل عبدالله به 10 سال حبس و پرداخت ديه کامل يک مرد مسلمان و به خاطر رابطه نامشروع به سه سال حبس و 100 ضربه شلاق، عباس به اتهام قتل ستار به 10 سال حبس، پرداخت ديه کامل يک مرد، غلام به اتهام معاونت در قتل به چهار سال حبس و مهدي به اتهام معاونت به سه سال حبس محکوم شدند. بنا بر اين گزارش 6 مرد متهم همگي از اتهام آدم ربايي تبرئه شدند.


جنايت در قهوه خانه
گروه حوادث؛ پليس تهران تحقيقات خود را براي دستگيري مردي که متهم است کارگر يک قهوه خانه را به قتل رسانده، آغاز کرد. به گزارش خبرنگار ما صبح روز گذشته کارگران يک قهوه خانه در جواديه تهرانپارس با پليس 110 تماس گرفته و اعلام کردند که جسد مردي در قهوه خانه کشف شده است.

پس از حضور پليس در محل مشخص شد، جسد متعلق به کارگر 56 ساله قهوه خانه به نام کاظم است که با دستمال خفه شده است. شواهد نشان داد، او شب قبل به دنبال درگيري با همکارش وحيد به قتل رسيده و 700 هزار تومان پول کاظم نيز به سرقت رفته است. با توجه به اينکه وحيد هم از محل گريخته بود تحقيقات براي دستگيري وي به دستور بازپرس شاملو، رئيس شعبه يک بازپرسي دادسراي تهران آغاز شد.


نقشه تبهکاران براي کلاهبرداري از يک بانک
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند تبهکاري که قصد داشتند با فروش ملکي که متعلق به يک بانک است دست به کلاهبرداري بزنند، دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما چندي پيش مسوولان يک بانک متوجه شدند افراد ناشناسي قصد دارند قطعه زميني در يوسف آباد که متعلق به بانک است را به فروش برسانند. با افشاي اين موضوع مسوولان بانک بلافاصله شکايتي را تنظيم کردند و خواستار شناسايي و دستگيري کلاهبرداران شدند.

پس از طرح اين شکايت گروهي از ماموران تحقيقات خود را آغاز کردند و دريافتند مردي که به عنوان فروشنده زمين سعي در جلب مشتري دارد جواني به نام سعيد است. به اين ترتيب سعيد دستگير شد و با اعتراف به جرم خود گفت؛ من سند اين زمين را از يکي از دوستانم به نام صمد گرفتم و براي فروش آن دست به کار شدم اما خودم در جعل سند دخالتي نداشتم.» اعترافات اين متهم سبب شد تا صمد هم از سوي ماموران دستگير شود اما وي نيز اتهام جعل سند متعلق به بانک را انکار کرد و گفت؛ من در اين ماجرا فقط به عنوان واسطه عمل کردم و سند را از فردي به نام مجيد گرفتم و به سعيد تحويل دادم.

در شرايطي که کارآگاهان بر اين عقيده بودند که با دستگيري مجيد کليد اين معما را به دست مي آورند وي را به دام انداختند اما اين متهم نيز در اعترافاتش از فرد ديگري به نام رضا به عنوان جاعل اصلي نام برد. ماموران در گام بعدي تحقيقات خود، رضا را در قهوه خانه يي حوالي ميدان راه آهن دستگير و به اداره آگاهي منتقل کردند. رضا هنگامي که متوجه شد چند تن از اعضاي باند کلاهبرداري دستگير شده اند، گفت؛ من زماني که متوجه شدم زميني در يوسف آباد وجود دارد که کسي سراغش نمي رود تصميم گرفتم با جعل سند آن را به فروش برسانم. پس از تحقيقات متوجه شدم زمين متعلق به يک بانک است، براي همين اسناد و مدارک لازم را به همراه يکي ديگر از دوستانم به نام حسن جعل کردم و در اختيار چند تن ديگر قرار دادم تا آن را بفروشند و پول به دست آمده را بين خودمان تقسيم کنيم.


پسر 16 ساله مزاحم تلفني خواهرش را از پاي درآورد
گروه حوادث؛ پسر 16 ساله براي گرفتن انتقام از مزاحم تلفني، او را در دوئلي مرگبار به قتل رساند. به گزارش خبرنگار ما، ششم مردادماه سال 85 ماموران پليس کرج با تماس تلفني مسوولان حراست يک بيمارستان باخبر شدند جوان 16 ساله يي به نام داوود بر اثر جراحت وارده بر ران پايش و به خاطر خونريزي شديد جان باخته است.

پس از حضور ماموران در بيمارستان مشخص شد داوود ساعاتي قبل به بيمارستان انتقال يافته و چون يکي از رگ هاي اصلي بدنش پاره شده بود امکان کنترل خونريزي وجود نداشته و وي در نهايت تسليم مرگ شد.

به اين ترتيب تحقيقات پليس براي پيدا کردن عامل قتل آغاز شد و بازجويي از دوستان داوود نشان داد اين پسر نوجوان در حين درگيري با فردي به نام بهنام مجروح و کشته شده است. از آنجايي که بهنام متواري بود کارآگاهان با تحت نظر گرفتن اماکني که امکان داشت وي به آنجا مراجعه کند موفق شدند او را دستگير کنند. بهنام پس از انتقال به پليس آگاهي در بازجويي ها گفت؛ از روزهاي اول سال 84 داوود مزاحم تلفني ما مي شد. من هم چون خواهر جوان داشتم خيلي ناراحت مي شدم. چندين بار هم به داوود تذکر دادم و گفتم کاري که مي کند اشتباه است. اما او باز هم به رفتارش ادامه مي داد تا اينکه 6 مردادماه بار ديگر با خانه ما تماس گرفت. وقتي متوجه شدم فردي که پشت خط است داوود است خيلي عصبي شدم. بيرون با او قرار گذاشتم. وقتي ديدمش به طرف وي حمله کردم و او را زدم. درگيري ما بالا گرفت. داوود پيشنهاد داد به تپه هاي اطراف برويم و در آنجا دعوا کنيم و فقط خودمان دو نفر باشيم. من هم قبول کردم اما دوستان مان ما را تنها نگذاشتند و همراهمان آمدند. با اين وجود اجازه نداديم در دعوا دخالت کنند.

بهنام ادامه داد؛ در تپه ها با هم درگير شديم. با مشت پي در پي به هم مي کوبيديم. بر شدت عصبانيت من لحظه به لحظه اضافه مي شد. يک دفعه چاقو را درآوردم و ضربه يي به پايش زدم. من مي خواستم خودم را از دست داوود نجات دهم و براي همين با چاقو او را زدم و به هيچ وجه قصد ارتکاب قتل نداشتم. بنابراين گزارش هم اکنون با تکميل تحقيقات قضايي مقدماتي پرونده بهنام براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام