
عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي دموکراسي خواهي در ايران را يک ضرورت خواند و گفت؛ معتقدم حتي حل مساله نان مردم هم در گرو حل مساله اصلاح ساختار سياسي و دموکراتيک کردن آن است اما اين به آن معنا نيست که توده مردم هم آگاهانه دنبال دموکراسي هستند.
به گزارش ايلنا، هاشم آقاجري در ديدار اعضاي دفتر تحکيم وحدت که روز نهم ارديبهشت ماه برگزار شد، ضمن تبريک دوره جديد شوراي مرکزي دفتر تحکيم به اعضاي آن، در تحليل جايگاه تحکيم وحدت گفت؛ جنبش دانشجويي بدون بدنه معنا ندارد، همانطور که سر بدون تن جان ندارد، مثل گروه هاي اصلاح طلب که سري هستند که از تن جدا هستند. فکر کردن به تحکيم اين روابط بين سر و تن و فعال کردن و معنادار کردن جنبش دانشجويي پايه هرگونه برنامه يي است. شما اگر نتوانيد بين تحکيم و دانشگاه ها و دانشجويان همدلي و همزباني و ارتباط و همکاري برقرار کنيد، در نهايت کاري از پيش نمي بريد.
وي با بيان اينکه تحکيم بايد جايگاه تئوريک خود را تعريف کند، گفت؛ تحکيم بايد مشخص کند که به عنوان تشکيلاتي با تاريخ و هويتي مشخص و خاص که البته پويا و سيال بوده کجا مي خواهد بايستد.
آقاجري با اشاره به اينکه هويت دفتر تحکيم وحدت بر سه رأس مثلث دموکراسي، نوگرايي ديني و عدالت خواهي بنا شده است، تصريح کرد؛ تحکيم بايد در تقويت اين سه ضلع بکوشد تا بتواند هم با جنبش هايي مانند جنبش زنان ارتباط داشته باشد و هم با جنبش هاي فرودستان و کارگران گفت وگو کند.
اين استاد دانشگاه افزود؛ استراتژي دوري از قدرت و نقد قدرت که تحکيم براي خود تعريف کرده است، نشان مي دهد تحکيم مي خواهد خود را در يک مقوله روشنفکرانه و مدني تعريف کند، در مقوله پاييني ها نه بالايي ها، در عرصه عمومي نه عرصه نهادهاي قدرت و بخشي از يک جنبش تحول خواه و ترقي خواه باشد اما اين تحول خواهي و ترقي خواهي خود را در چارچوب پروژه مسالمت آميز و عاري از خشونت و تدريجي دنبال مي کند چراکه امکان تحولات ناگهاني در ايران با واقعيت هاي موجود ناسازگار است.هاشم آقاجري آسيب جنبش زنان را سياسي کردن مطالبات و فعاليت هايشان دانست و گفت؛ زنان در سه سطح بايد درگير برآوردن مطالبات خود شوند، اول فقه است، دوم فرهنگ و سنت و در آخر سياست، اما جنبش زنان هم اکنون به سراغ آخرين مقطع حل مشکلات خود رفته و تمام هم خود را مصروف آن مي کند و اين شايد موجب به بن بست رسيدن يا تحليل رفتن انرژي آنان شود.
آقاجري ضمن بيان دغدغه هاي خود در مورد انتخابات پيش روي مجلس اظهار داشت؛ هنوز به جمع بندي در اين باره نرسيده ام. بسياري از ما در دوم خرداد دچار اين توهم شده بوديم که گويا قاطبه مردم دموکراسي مي خواهند. درست است که دموکراسي خواهي در ايران يک ضرورت است و ما معتقديم که حل حتي مساله نان مردم هم در گرو حل مساله اصلاح ساختار سياسي و دموکراتيک کردن آن است اما اين به آن معنا نيست که توده مردم هم آگاهانه دنبال دموکراسي هستند.
وي با بيان اينکه از مشروطيت تاکنون اين مشکل را داريم، گفت؛ انقلابي به نام مشروطيت در صد سال پيش اتفاق افتاد اما توده مردم نمي دانستند مشروطيت چيست. در دوم خرداد هم بعداً معلوم شد که اصولاً مفهوم جامعه مدني هنوز جا نيفتاده است و مردم به دليل اينکه به رقيب خاتمي اعتماد نداشتند که بتواند تغيير ايجاد کند به او رأي ندادند. مردم خاتمي را يک عنصر حاشيه مي دانستند که مي تواند با قرار گرفتن در متن تغيير ايجاد کند. لذا شعارهاي دموکراسي و جامعه مدني آقاي خاتمي حداقل شش ميليون رأي آورد.عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ادامه داد؛ جداي از حرف و حديث هايي که درباره دوم خرداد وجود دارد، آنها يک چيز ديگر مي شنيدند. يعني اينکه آقاي خاتمي چه مي گفت يک بحث است و اينکه مردم در مناطق مختلف کشور و در طبقات و لايه هاي گوناگون اجتماعي چه مي شنيدند، بحث ديگري است. لذا در اين قسمت خلأيي وجود داشت. آقاي احمدي نژاد هم آمد و از همين خلاء اصلاح طلبان استفاده کرد. وي افزود؛ اگر نخواهيم دچار بي عملي شويم يا دچار عمليات ناگهاني شويم يا از سر استيصال به راهکارها و امکانات غيرمنطقي متوسل شويم، نبايد کاري بکنيم که آخرين کار باشد. چنين کاري چقدر تأثير دارد؟ فرد در نهايت مجبور مي شود مهاجرت کند و در عمل نقش و تأثير خود را از دست خواهد داد و اين همان چيزي است که جريان اقتدارگرا مي خواهد و براي آن زمينه سازي مي کند. بايد به گونه يي عمل کرد که نه دست خود را ببنديم که ديگر نتوانيم حرف بزنيم و نه اينکه اصلاً حرفي نزنيم.
اين استاد دانشگاه گفت؛ شرايط امروز ايران بسيار پيچيده و دشوار است و انتخاب عمل درست و منطقي و استمرار آن کار سختي است.
آقاجري با بيان اينکه اگر بخواهيم براي تغيير اجتماعي کار کنيم، بايد برخورد مسوولانه داشته باشيم، گفت؛ نبايد برخورد ما صرفاً خودمان را راضي کند چون بالاخره بايد تأثير گذاشت و تغيير داد. وي با اشاره به اينکه در دوره خاتمي تلاش کردند هزينه هاي طرفداران اصلاحات و مخالفان خودشان را بسيار بالا ببرند، گفت؛ واقعيت اين است که آن حدي که آن روز خشونت به خرج مي دادند، امروز نشان نمي دهند چون واقعيت اين بود که بخشي از قدرت از دستشان خارج شده بود.
آقاجري با ابراز نگراني از تشديد خشونت ها در آستانه انتخابات افزود؛ اگر تحليل ما براي چهار سال آينده اين باشد که ادامه اين وضعيت بهتر است با توجه به موقعيت از تداوم آن نگران نخواهيم بود. اما اگر فکر کنيم که ادامه اين وضعيت بدتر و زيانبارتر است و بايد بخشي از نيروهاي غيراقتدارگرا و جريان هاي مقابل هم وارد سيستم شوند، بايد در مورد راهکارهاي آن و اينکه چه کنيم که اين گزينه مرجح شانس بيشتري پيدا کند بينديشيم.
در ابتداي اين جلسه اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با ارزيابي گذشته اين اتحاديه، مطالبي درباره نگاه گذشته و فعلي اين مجموعه به مسائل مختلف جامعه ايران بيان کردند.
آنها با اشاره به اينکه از سال 82 بحث دوري از قدرت در دفتر تحکيم وحدت مطرح شد، گفتند؛ در مقاطعي اين دوري از قدرت به نزديکي مجموعه به اپوزيسيون تعبير شد اما نگاه کنوني يک نگاه اصلاحي نسبت به اين مقطع است. يعني ما آن استراتژي دوري از قدرت را هنوز هم تصميم و راهکاري کاملاً درست مي پنداريم و در تداوم آن مي کوشيم اما در مورد نزديکي به اپوزيسيون به اين جمع بندي رسيده ايم که تحکيم از جايگاه نقاد قدرت مي بايست به نقدي هر دو طرف، هم حاملان قدرت و هم طالبان آن، بپردازد. در واقع فکر مي کنيم که اپوزيسيون بدون نقد تقريباً همان آسيب هايي را مي بيند که صاحبان قدرت بدون نقد مي بينند لذا استراتژي فعلي، نزديکي به نهادهاي مدني و جنبش هاي اجتماعي از قبيل کارگران و زنان نيز هست اما به طور قطع تحت هيچ شرايطي وارد ائتلاف با احزاب نخواهيم شد.