چهارشنبه، 26 ارديبهشت 1386 - شماره 1394
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
خانواده اشخاص معتاد در نارانان
اين خيل سينه سوختگان
زهرا بيگدلي

گروه اجتماعي؛« عکس نشان دهنده نوعي شهامت است. وقتي بتواني عکس خودت را ببيني خودي که از روبه رو شدن با معتاد عاجز شده، يعني شهامت داري.»دور هم جمع مي شوند، روزي خاص در هفته، دردي مشترک آنها را دور هم جمع مي کند؛ داشتن خويشاوند نزديکي که از بيماري اعتياد رنج مي برد. کنار هم مي ايستند، دست هاي يکديگر را مي گيرند و بعد دعا مي کنند يا شايد نوعي آرزو. چه گفته بود جبران خليل جبران؟؛ « خدايا، به من آرامش بده تا بپذيرم آنچه را نمي توانم تغيير دهم، شهامتي که تغيير دهم آنچه را مي توانم و بينشي که تفاوت آن دو را بدانم.»

اينجا مي توانند درددل کنند، مي توانند از آنها که هم دردند، تجربه کسب کنند يا نه چيزي قسمت کنند که نامش را مي گذارند؛ «عشق». « عشق» يعني پيام کمک، کمک به کسي که از اعتياد رنج مي برد، همسري، فرزندي، پدري شايد.

اينجا، اين جمعيت که تعدادشان کم هم نيست، همه با هم دوست هستند و نام گروه شان را« نارانان» مي خوانند.

معتادان گمنام

جامعه مدني که تا چند سال پيش کلمه يي شده بود نزديک به ذهن، اين روزها شايد رويايي به نظر برسد. پس نمي توانيم به شکل گيري و تاثيرگذاري سازمان هاي غيردولتي ( N.G.O ) ها هم زياد خوش بين باشيم. اما هميشه هستند استثناهايي که ما را دلگرم مي کنند. سازمان غيردولتي معتادان گمنام هم که توانسته به سختي سال 72 به ايران راه پيدا کند، از همين دست استثناهاست. البته شکل گيري اين سازمان، خود داستاني است عجيب.

سال 1935 ميلادي پديده يي به نام؛ (ALCOHO LOCS ANONYMOUS) معروف به AA در دنيا به وجود آمد و تاثير آن در زندگي الکلي ها و معتادان بي نظير بود. بنيانگذار اين انجمن در اثر يک تجربه روحاني از وسوسه اعتياد به الکل رها شده بود. او به تجربه فهميده بود رساندن پيام بهبودي به الکلي هاي ديگر، تضميني براي بهبود شخص آنهاست. گسترش ابعاد اين کشف آنقدر وسيع شد که حالا 250 برنامه خودياري در زمينه هاي مختلف اعتياد و ناهنجاري رواني از همين روش که به خاطر استفاده از دوازده گام يا روش به روش دوازده قدمي معروف است، استفاده مي کنند.

سال 1953 ميلادي هم تعدادي از معتاداني که درAA در حال بهبودي بودند، انجمني به narcotics anonymous)) معروف به NA تاسيس کردند. اين انجمن تازه تاسيس از گام هاي معروف براي ترک اعتياد به مواد مخدر استفاده مي کرد. موفقيت بالاتر از حد تصور ماست، حالا حدود يک ميليون نفر در جهان عضو NA و در حال بهبودي هستند.

معتادان گمنام، سعي در بهبود معتادان و جلوگيري از بازگشت دوباره آنها دارند، پس نمي توانند از کنار خانواده ها بي تفاوت بگذرند.

آخر اعتياد نوعي بيماري خانوادگي است. بر روابط نزديکان فرد مصرف کننده تاثير مي گذارد. تمامي افراد علاقه مند به شخص معتاد از رفتار نابهنجار او در عذاب خواهند بود و سعي مي کنند اوضاع به وجود آمده را به نحوي کنترل کنند. نزديکان معتاد از شرايط ايجاد شده احساس شرم مي کنند. خود را مقصر مي دانند، مسووليت هاي فرد مصرف کننده را به عهده مي گيرند و در نهايت خودشان هم بيمار مي شوند. تمام اين دلايل کافي است تا علاوه بر NA که سعي مي کند معتاد را بهبود بخشد،« گروه نارانان» هم تشکيل شود.« نارانان» افرادي هستند که تحت تاثير اعتياد فرد ديگري قرار گرفته اند. اعضاي اين گروه با استفاده از روشي دوازده گامي که به نوعي شبيه گام هاي NA است، سعي مي کنند رفتارهاي خودشان را تغيير دهند تا بتوانند به شخص معتاد کمک کنند.

نارانان

امروز، تو رهبر جلسه يي. تو که گام هاي زيادي را پيموده يي. امروز داوطلب شدي، تا پشت ميزبنشيني و از تجربه هايت بگويي. از شوهري بگويي که شانزده سال سعي کردي بيماري اعتيادش را بهبود دهي و آخر هم موفق نشدي. تو، امروز حاضر شدي تا تجربه ات را به ديگران منتقل کني. براي شان پيامي داشته باشي. پشت ميز نشسته يي و سوالات را جواب مي دهي. بي ترس و واهمه. تو گمنامي و ديگران هم. نام کوچکت را گفته يي، شايد نام خيلي ها ي ديگر را هم بداني. اما، اين نام تنها کلمه يي است تا تو را راحت پيدا کنند. تو گمنامي و بي دغدغه از همسرت صحبت مي کني. از اعتياد صحبت مي کني از ساختار نارانان.

« اعتياد يکسري واکنش هاي زنجيره يي و پي درپي است. اين بيماري افراد خانواده را تحت تاثير قرار مي د هد. همه سعي مي کنند معتاد را کنترل کنند. اما در نهايت انگار به اعتياد خو مي گيري و حس بدبختي مي کني. نگراني، اميدت را از دست داده اي. شايد گاهي هم عصباني شوي. فرد معتاد، تو را مقصر مي داند، حتي رفتارش در تو نوعي احساس گناه به وجود مي آورد. بعد مي گويي کاش کسي يا چيزي عوض مي شد،»

اينجا، اما صحبت از عوض کردن معتاد نيست. تو در نارانان افرادي را پيدا مي کني که مشکلات و احساسات مشابه تو دارند. اينجا ياد مي گيري که نمي تواني معتاد را کنترل کني يا او را تغيير دهي.

«من، چنان به شخص معتاد وابسته بودم که برداشتن تمرکز از روي او و توجه به خودم برايم امري غيرممکن بود. اما با آمدن به اينجا فهميدم که بايد رها کرد و به نيروي برتر اعتماد کرد. با کار کردن قدم ها، پيروي از سنت ها و استفاده از ابزار برنامه، همراه با عشق و کمک ديگر اعضا، برنامه آغاز شد. حالا، همان طور که من از اعضاي ديگر کمک گرفتم، آماده هستم تا از صميم قلب به کساني که نيازمند نارانان هستند کمک کنم. من آرام آرام انسان جديد مي شوم. پس ديگران هم مي توانند.»

کمک کردن

« من فلاني هستم. مادر دو پسر، دوست دارم بتوانم رفتارشان را کنترل کنم.» اين جمله را مي شنوي، اما انگار کسي کنارت زير جولکي مي خندد؛ مي خواهد کنترل چي شود.

ديگري اما ساکت است، نوبت به کمک کردن که مي رسد، سر دردش باز مي شود؛« من، نمي توانم ناراحتي همسرم را ببينم، حاضرم حتي وقتي رنج مي برد خودم برايش مواد تهيه کنم تا از اين رنج خلاص شود.»

کسي به اين جمله زير جولکي نمي خندد، نگاه ها برمي گردد به طرف او. به طرف او که مي گويد خيلي مهربان است. چشم ها به سادگي يک جمله را تکرار مي کنند.

« من هم همين طور،»

امروز تو، رهبر جلسه هستي. يادت که هست؟ حالا همه تو را نگاه مي کنند. پس شروع مي کني؛« نقش تو به عنوان کمک کننده اين نيست که اگر مي خواهي به کسي کمک کني، براي او کاري انجام دهي ، مهم اين است که تو خودت کسي باشي. کار تو اين نيست که به او چيزي ياد بدهي يا رفتارهاي او را عوض کني بلکه اين است که خودت چيزي ياد بگيري و رفتارهايت را تغيير دهي.

وقتي تو نکات منفي خودت را به نکات مثبت تبديل کني، وقتي به جاي تحقير، به او و استعدادهاي نهفته اش احترام بگذاري، وقتي بتواني به جاي اين که قيد او را بزني با عشق رهايش کني، وقتي ديگر سعي نکني او را به قالب و شکلي که خودت مي خواهي درآوري، وقتي از مصلحت انديشي براي او دست برداري، وقتي اجبار جاي خود را به تحمل کردن بدهد، وقتي به جاي توجيه اعمال مان بتوانيم خودمان را درک کنيم و بپذيريم، مي تواني نه تنها براي همسرت بلکه براي اکثر اطرافيان تاثيري مثبت داشته باشي.»حاضران، هنوز نگاه مي کنند، يکي از آينده نيامده مي ترسد و ديگري از فرسودگي روحي شکايت دارد. اما، تو از زندگي امروز مي گويي؛« وقتي ما انرژي خود را صرف افسوس خوردن براي گذشته يا نقشه کشيدن براي فرار از آينده مي کنيم، وقتي که با دلواپسي به تصويري که از آينده ساخته ايم، نگاه مي کنيم و از ترس به حقيقت پيوستن آن مي ترسيم، معلوم است که تمام انرژي و توان خود را از دست مي دهيم. نمي توانيم امروز را دريابيم، در حالي که تنها راه زندگي کردن اين است که فقط براي امروز زندگي کنيم.»

نه، مشکلات اين جمع بيشتر از اين حرف ها است که بتوانند با اين جمله ها راضي شوند، شايد هم نمي توانند به خودشان بقبولانند که تغيير را بايد از خودشان شروع کنند؛« يادت باشد که همه مردم هميشه در حال تغييرند، وقتي ما در مورد مردم قضاوت مي کنيم، قضاوت مان بر پايه چيزهايي است که فکر مي کنيم از آنها مي دانيم، در حالي که فراموش کرده ايم آنها در فراز و نشيب هاي زندگي همواره در حال تغييرند و در زندگي شان مسائل زيادي وجود دارد که ما از آن بي اطلاعيم. پس وقتي ديگري هم، مثل ما با مشکلات دست و پنجه نرم مي کند، او را باور کن، به تلاش هايش بها بده، حتي اگر نتيجه تغييرات را به وضوح نمي بيني. تو مي تواني به اين تغييرات آگاهانه جهت بدهي. اما، تو فقط مي تواني خودت را تغيير دهي و ديگران را تنها دوست داشته باشي.»

فقط براي امروز

مي خواهي چيزي را تغيير دهي. شايد هم کسي را، خودت را.

پس فقط براي امروز، سعي کن، زندگي کني و مشکلات تمام عمر را يکباره به دوش نکشي. تو مي تواني يک مشکل را براي دوازده ساعت تحمل کني، اما اگر بخواهي فکر کني که بايد تمام عمر با آن کنار بيايي، برايت وحشتناک و غيرقابل تحمل خواهد شد. فقط براي امروز خوش باش. به قول بزرگي؛ بيشتر مردم به همان اندازه که خودشان مي خواهند خوشحال خواهند بود.

فقط براي امروز؛خودت را با شرايط وفق بده، به جاي خيال پردازي روزگار را بساز، شانس را به عنوان چيزي که به صلاحت بوده بپذير. سعي کن خودت را با آنچه که صلاح مي داني، تطبيق دهي.

فقط براي امروز؛موضع موافقي داشته باش، تا آنجا که امکان دارد آراسته باش. لباس مناسبي بپوش. با احترام رفتار کن. خرده يي از کسي نگير، دنبال عيب و ايراد در چيزي نگردد. سعي نکن هيچ کس، جز خودت را اصلاح يا منظم کني.

فقط براي امروز؛به مدت نيم ساعت در آرامش، با خودت خلوت کن. در عرض اين نيم ساعت سعي کن در بعضي از لحظات با ديد بهتري به زندگي نگاه کني.

فقط براي امروز؛ترس به خودت راه نده. از لذت بردن به خاطر آنچه زيباست ترسي نداشته باش. مطمئن باش اگر به دنيا چيزي بدهي، دنيا جواب تو را خواهد داد.

فقط براي امروز؛نه اين« فقط براي امروزي» ها زياد است. شايد فقط براي امروز، به اين جلسه آمده، جلسه يي که روي ديوار آن نوشته شده؛« با عشق سکوت مي کنيم» و بعد به جاي تغيير چيزي يا کسي، سعي مي کند با همان درد و رنج کهنه کنار بيايد، کسي چه مي داند؟
طرح هاي ضربتي، مانع برخورد صحيح با معتادان
تارا فخر

گروه اجتماعي؛ديدگاه هاي متضاد در برخورد با معتادان حالا ديگر در ايران ريشه دوانده و کمتر کسي مي تواند اين قدر خوش بين باشد که به يکي شدن دو ديدگاه مجرم محور و بيمارمحور در نهادهاي ايراني اميدوار بماند. وجود و رقابت اين دو نوع برخورد اين قدر جدي است که مسوولان هم در آن به تنگ آمده اند. اما چه مي شود کرد، وقتي اين نوع نگاه ها بيشتر متوجه مسوولان است تا نهادها و سياست ها.

دکتر احترامي معاون پيشگيري از مواد مخدر بهزيستي هم در اين باره دل پردردي دارد؛ «ما در بخش هاي مختلف، مديران متفاوتي داريم که مي توانند از جنبه هاي اخلاقي، سياسي، اجتماعي، روانپزشکي و حتي مدل هاي وجودي به مساله اعتياد نگاه کنند. واقعيت هم اين است که شهروندان حق دارند بخواهند در جامعه يي بدون معتاد زندگي کنند و فشارهاي اجتماعي را از طريق قانون بر معتاد تحميل کنند. مطمئناً نيروي مجري قانون هم قوه قضائيه و نيروي انتظامي است. اما هيچ کدام اين دلايل باعث نمي شود تا ديد بيمارمحور توجيه شود.

چون درصد بالايي از مسووليت اعتياد افراد در وهله اول متوجه جامعه و حتي عوامل ژنتيکي است. اگر شهروندان خواستار جامعه سالم و نيروي انتظامي هم خواستار اجراي قانون است، بايد به حل اين مساله ريشه يي نگاه کنند و در فکر پاک کردن صورت مساله نباشند. پاک کردن صورت مساله تنها بازتوليد معضل را با خود همراه مي آورد.»

«هماهنگ شدن سياست نهادهاي مختلف از جنس آرزوست.» احترامي حق دارد اين هماهنگي را آرزو بداند. آخر مي دانيد که طرح هاي هرازگاه ضربتي، جايي براي هماهنگي باقي نمي گذارد؛ «بايد مسوولان نهادهاي مختلف، دور يک ميز بنشينند، اما اجراي طرح هاي ضربتي اجازه نمي دهد. البته شايد هم مجموعه فعاليت هايي که براي درمان و پيشگيري انجام شده، کافي نبوده و اين نبود هماهنگي از نبود کفايت ناشي مي شود.

در هر صورت، در اين ميان صرف منابع عظيم انرژي براي تعيين سياست، از کار عملياتي کم کرده و هماهنگي را هم سخت تر کرده است.»

وقتي صحبت از طرح هاي ضربتي مي شود، خود به خود بايد به مراکز بازپروري هم فکر کرد. دوره يي که مسوولان بهزيستي هم حالا جزء مخالفان آن شده اند؛ «دوره بازپروري اجباري که تنها با حکم قانون است به مرور زمان تبديل به نوعي زندان مي شود. به همين دليل مسوولان نيروي انتظامي بايد آموزش ببينند و بتوانند در پروژه ترک اعتياد همراه معتاد باشند.

ترک اعتياد، نياز به نوعي فضا، پرسنل و فعاليت هاي خود معتاد دارد. ما بايد بتوانيم مراکزي تاسيس کنيم که در آن معتادان به مرور مسووليت کارهاي مختلف را بر عهده بگيرند و حتي انتظامات مراکز درماني شوند. از طرف ديگر، در پروژه ترک اعتياد، قطعات يک پازل بايد کنار هم قرار بگيرند، يعني زماني که معتاد پروژه ترک اعتياد را مي گذراند، بايد خانواده او بيمه شوند و خود او هم مهارت هاي اجتماعي و فني به دست آورد. ما حتي بايد بيمه پيشگيري محور هم داشته باشيم و در صورت مفيد بودن اين روند، از بخش خصوصي هم کمک بگيريم. البته در حال حاضر دولت بايد بودجه تاسيس چنين نهادهايي را تعيين کند که با وجود ديدگاهي چندگانه اين امر فعلاً منتفي است.»

او از دوره هاي آموزشي هم مي گويد؛ «آموزش دوره هاي پيشگيري از اعتياد از مهدکودک ها شروع شده. درست است که ايران حدود دو ميليون معتاد دارد و اين جمعيت در حال افزايش است. مراکز ترک اعتياد هم بودجه مورد نياز را ندارند، اما ما سعي مي کنيم خوش بين باشيم. حداقل خوش بين به يکسان شدن سياست برخورد با آسيب هاي اجتماعي.»
با اتحاد، محله يي بدون اعتياد
گروه اجتماعي؛حکايت همان حکايت قديمي است. مي خواستيم دنيا را تغيير دهيم و بعد متوجه شديم تغيير از خانواده هم نه، تغيير از خودمان بايد شروع شود. اين تجربه قديمي تجربه يي است که باعث شده سازمان غيردولتي (NGO) «کانون امروز» تشکيل شود. اين سازمان غيردولتي که حالا تنها در يکي از محلات قزوين فعاليت مي کند از سال 80- 79 در دانشگاه فردوسي مشهد شکل گرفته. اما يکي از اعضاي هيات موسس اين سازمان که از اهالي قزوين بوده، از آذرماه سال گذشته سعي کرده با کمک ده نفر محله يي که در آن زندگي مي کند را تحت پوشش قرار دهد. محمد بخارايي مي گويد؛ «محله يي که ما در آن فعاليت مي کنيم، يکي از محلات مهاجرپذير قزوين است و شايد به همين خاطر از امکانات خوبي برخوردار است. از سوي ديگر اين مهاجرپذير بودن باعث شده تا 1700- 1500 خانواده در محله ما ساکن شوند.»

در کشوري که آمار و ارقام حاکي از وجود بيش از دو ميليون معتاد است عجيب نيست که اکثر ما بدانيم، مسائل مربوط به اعتياد به دو بخش پيشگيري و درمان تقسيم مي شود. باز هم عجيب نيست اگر اکثر ما بدانيم که درمان اعتياد از آن بحث هايي است که افراد حالا حالاها نمي خواهند خود را با آن درگير کنند. البته شايد هم نمي توانند پس کانون امروزي ها هم در زمينه يي فعاليت مي کنند که توانايي آن را دارند؛ «واقعيت اين است که ما تخصص، توانايي و حتي وقت درگير شدن با پروژه درمان معتادان را نداريم. بنابراين 80 درصد نيروي خود را روي برنامه هاي پيشگيري متمرکز کرده ايم.» برنامه هاي پيشگيري البته اين روزها کم نيستند و حتي سريال هاي تلويزيوني که هميشه در کليشه ها سير مي کردند هم چند وقتي است سعي مي کنند به خانواده ها چگونگي پيشگيري از اعتياد فرزندان شان را آموزش دهند. اما تاثير سريال تلويزيوني کجا و فعاليت در محله يي خاص کجا؛ «ما با چاپ بروشور و نشريات بسيار ساده که روي يک برگ A4 بود سعي کرديم انواع مواد مخدر و راه هاي پيشگيري از آن را توضيح دهيم. تا به حال هم هشت شماره از اين نشريه را در محله پخش کرده ايم. البته يک همايش هم برگزار کرديم، چون در محله ورزشگاه داريم، برگزاري اين همايش کاري سخت نبود برنامه هاي تازه تري هم در دستور کار داريم مثلاً مي خواهيم ورزش همگاني داشته باشيم. در واقع برنامه هايي که خرج چنداني ندارد، اما مي تواند تاثيرگذار باشد.» تو در محله خودت فعاليت مي کني، اما استقبال از فعاليت تو حتي جهاني شده؛ «پيام هايي که روي وبلاگ براي ما مي گذارند، پيام هاي بسيار جالبي است چون از بعضي نقاط خيلي دور ايران و حتي خارج از کشور پيام هايي داريم که از فعاليت ما استقبال مي کنند.» اعتياد اين روزها فراگيرتر از آن است که بشود تنها به پيشگيري توجه کرد؛ «از بسياري مناطق شهر افرادي به ما مراجعه مي کنند که بيمار هستند و مي خواهند از دست اين بيماري راحت شوند، ما سعي مي کنيم اين افراد را به بهزيستي معرفي کنيم و علاوه بر آن در جمع خودمان هم از افرادي که پيش از اين بيمار بوده اند و حالا پاک هستند، دعوت مي کنيم تا تجربه هاي شان را در اختيار اين افراد قرار دهند.»

مي گويند، سنگ بزرگ نشانه نزدن است. پس اعضاي کانون امروز گامي کوچک برداشته اند تا موفق باشند.
اعتياد افزاينده زنان به الکل در امريکا
گروه اجتماعي، مهديس اميري؛ روي تمام کوسن هايي که روي مبل هاي درون اتاق ديده مي شود، کلمه« اميد» سوزن دوزي شده است و ديوارها با تابلوهايي با جمله هايي نويدبخش و شادي آور پر شده اند. انگار در هر گوشه يي از فضا کلمه هاي محبت، همدردي و پذيرش موج مي زنند. اينجا مرکز ترک اعتياد زنان است که به اختصار WARMخوانده مي شود. در اينجا به افراد گفته مي شود آزادند. اين مرکز خانه آنها به حساب مي آيد و مي توانند بدون وحشت و حس ناامني خود را آن گونه که هستند نشان بدهند. قضاوتي در کار نخواهد بود و دليلي براي شرمنده بودن وجود نخواهد داشت. زيرا شنونده هيچ حالتي از نا اميدي يا شوک در چهره خود نشان نخواهد داد. شنوندگان در اين مرکز خود روزي در جايگاه گوينده همين سخنان بوده اند و تمام داستان را- که روزگاري داستان زندگي خودشان بوده است- از حفظ مي دانند. آنها خوب مي فهمند که چطور يک زن با به خطر انداختن خانواده، دوستان، شغل و سلامتش پا به مسير اعتياد مي گذارد و مي دانند چطور ممکن است کسي از خويشتنش دور شود که تامين مواد مخدر برايش مهم تر از زندگي اش شود. براي همه اين افراد WARM اميدي دوباره براي بازگشت به زندگي محسوب مي شود. کتي، 49 ساله، کسي است که براي درمان اعتيادش 9 سال پيش به اين مرکز مراجعه کرده بود.« کار در اينجا تبديل به خط اصلي زندگي ام شده است، مانند نياز کسي که از مشکل کليوي رنج مي برد به دياليز، آمدن به اينجا و کمک به مراجعان زخمي را در من تسکين مي دهد.» مرکز از مراجعان خود ضمن ثبت نام، نام خانوادگي شان را نمي پرسد تا حس امنيت در مرکز را هرچه بيشتر افزايش دهد. کتي از 9 سال پيش راه زيادي طي کرده و شباهت چنداني به آنچه در آن زمان بود ندارد. به پاس اين تغيير فاحش در زندگي او اکنون تبديل به يکي از حاميان مرکز شده است؛ «تازه واردها زندگي ما را مي بينند و اين مي تواند برايشان آموزنده و مفيد باشد. تجربيات قديمي ترها که اکنون بهبود يافته اند در اين حلقه مي چرخد و به ديگران روحيه و اعتماد به نفس و اميد مي دهد. اين آن کاري است که من مايلم درWARM انجام دهم و براي عملي کردن آن از هيچ تلاشي فروگذار نخواهم کرد.»

اين موسسه غيرانتفاعي خيريه از سال 1991 در حال رسيدگي و ياري رساندن به زنان معتاد است. مراجعان مرکز از 90 نفر در سال 1996 به 199 نفر در سال گذشته افزايش يافته اند. هزينه هاي جاري اغلب از طريق کمک هاي مردمي، موسسات محلي و مساعدت هاي دولتي تامين مي شوند. زناني که به اين مرکز مراجعه مي کنند بين 16 تا 80 سال سن دارند. بسياري از آنها در آغاز مسير دشوار ترک اعتياد قرار دارند و برخي نيز بخشي از راه را طي کرده اند. بيشتر آنها تصور مي کنند تنها کسي هستند که به آخر خط رسيده اند و ديگر جايي در دنيا ندارند. هريک از آنها لحظه يي منحصر به فرد را براي درک وضعيت نا بهنجارشان و اخذ تصميم براي رها شدن از منجلاب اعتياد تجربه کرده اند. برخي پس از خودکشي ناموفق براي فرار از احساس گناه و شرم اراده لازم براي ترک را يافته اند، برخي پس از دستگيري توسط پليس و بسياري نيز در موقعيتي خاص ناگهان فهميده اند اعتيادشان چه بر سر خودشان و اطرافيان شان آورده است. کتي مي گويد؛« تو ناگهان مي فهمي سقوط کرده يي.... مي فهمي از زندگي غيرطبيعي و بيماري که براي خودت ساخته يي بيزاري و تغيير آغاز مي شود.» براساس آمار منتشر شده توسط موسسه سوءمصرف مواد کانادا، ميزان مصرف الکل در زنان ظرف دهه گذشته افزايش چشمگيري يافته است. در حال حاضر تعداد بسياري از زنان در کنار مواد مخدر از اعتياد به الکل رنج مي برند؛ براساس گزارش منتشره در سال 2004، 17 درصد زنان در اين کشور در ماه مقدار زيادي الکل مصرف مي کنند. زنان همچنين در بسياري موارد از داروهاي غيرمجاز و بدون تجويز پزشک استفاده مي کنند. در حالي که اغلب مردان به مواد مخدر غيرقانوني معتاد هستند، زنان آمار بالاي مصرف ضد دردها، قرص هاي خواب، ضدافسردگي ها، قرص هاي رژيم و مسکن ها را دارند. مدير موسسه WARM، دايان دونف خود پيش از اين به شدت به الکل اعتياد داشت. به گفته وي مشکلات و پيچيدگي هاي جديدي در زمينه اعتياد در حال بروز است؛ «نسلي که در حال رشد است، بيش از يک نوع ماده مخدر مورد استفاده قرار مي دهد و در نتيجه به بيش از يک ماده معتاد است. به رغم ميل باطني ام به عنوان يک دست اندرکار، بايد بگويم وضعيت نه تنها در شرف بهبود نيست بلکه رو به بدتر شدن پيش مي رود.»

WARM در مرکز اصلي خود در فورت اري، خدمات مشاوره يي فردي، ورک شاپ ها و حمايت هايي از گروه هاي کوچکي که در زمينه کمک به معتادان فعالند ارائه مي کند. هرچند ارائه مشاوره هاي يک نفره به دليل مشکلات اقتصادي موجود دشوار است و از سوي ديگر بسياري از زنان قدرت مطرح کردن مشکل خود در ميان جمع و سخن گفتن از اعتيادشان در حضور ديگران را ندارند و نمي توانند در مشاوره هاي گروهي شرکت کنند.» لين يکي ديگر از زناني است که در اين مرکز اعتياد خود را کنار گذاشته است. او که اکنون 49 سال دارد مي گويد؛ «اعتياد خود را بازتوليد مي کند. شما براي فرار از مشکلات خود از مخدرها استفاده مي کنيد و آنگاه خود مخدر و اعتياد به آن خود تبديل به مشکل جديد مي شود و شما مي خواهيد تمام اين مشکلات را با مصرف هرچه بيشتر مواد مخدر حل کنيد. اين درست همان چيزي است که به نابودي خواهد انجاميد.» لين مي افزايد از طريق شرکت در مشاوره ها و کلاس هاي مرکز مشکلات ارتباطي که پيش از اين او را رنج مي دادند بسيار کم رنگ شده اند. او اين شانس را داشته است که همسر و فرزندانش همچنان با او همراه باشند و پس از طي کردن دوره ترک توانست به خانه اش برگردد و زندگي خانوادگي اش را از سر بگيرد، اتفاقي که بسياري از تجربه کردن آن محرومند.
متادون، درمان اعتياد تزريقي
گروه اجتماعي؛استفاده از داروي متادون براي درمان معتادان تزريقي به سال 82 برمي گردد؛ سالي که انجمن غيردولتي پرسپوليس، با همکاري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) و ستاد مبارزه با مواد مخدر، فعاليت خود را از منطقه دروازه غار که منطقه آسيب زايي است، شروع کرد. در اين سال و براي اولين بار مجوز استفاده داروي استاندارد متادون از سوي دولت به يک بخش غيردولتي داده شد. انجمن پرسپوليس در سال 1378 با هدف کارکردن با معتادان تزريقي پرخطر در شيراز راه اندازي شد همان گونه که دکتر نصيرمنش مي گويد؛ «به دليل وضعيت نابسامان شکلي و رواني و سخت بودن کار با اين گروه، به وضعيت اين افراد پرداخته نمي شد. به همين دليل مطب خودم را به مکاني براي ارائه خدمات به اين معتادان تزريقي پرخطر خياباني تبديل کردم اما چيزي از اعتياد نمي دانستم. با وجودي که ميزان اعتياد در کشور ما خيلي بالاست اما در منابع درسي پزشکان و پيراپزشکان، اعتياد به عنوان يک علم در دانشگاه هاي پزشکي در نظر گرفته نشده و فقط در برخي از واحدها، اشارات کوچکي به اين موضوع شده است. اين در حالي است که وزارت بهداشت، بهزيستي و ستاد مبارزه با مواد مخدر به صورت تخصصي به اين موضوع مي پردازند».

وي مي افزايد؛ «در زماني که ما کار را شروع کرديم، داروي متادون وجود نداشت ولي اجازه استفاده از متادون در درمان اعتياد داده نمي شد و فقط به عنوان مسکن براي بيماران سرطاني مورد استفاده قرار مي گرفت. دارويي به اسم قرص بوکرنفرين در بازار بود که مي شد به عنوان داروي استاندارد از آن استفاده کرد اما اين دارو به شکل خطرناک آن يعني آمپول در بازار موجود بود که اين آمپول، اعتيادآور است و متاسفانه به عنوان داروي تقويت قواي جنسي و پرورش اندام از آن استفاده مي شد. ما به شکل غيرقانوني با فروشندگان اين دارو وارد معامله شديم و از آنان خواستيم به جاي آمپول، قرص بفروشند. سپس معتادان را مي فرستاديم تا از اين قرص ها بخرند اما خودمان در خريد و فروش آن دخالت نمي کرديم.

اين گروه در مرحله بعدي از تيم هاي سيار براي شناسايي معتادان استفاده کردند، چون دسترسي به معتادان آسيب ديده خياباني آنها حتي با ايجاد فضاهاي امن نيز ميسر نمي شود اما تيم سيار اين گروه با کمک معتاداني که از انجمن خدمات دريافت مي کنند، به محل تجمع ساير معتادان تزريقي راهنمايي مي شوند و آنان را براي دريافت متادون و ساير خدمات به اينجا معرفي مي کنند.

نصيرمنش مي گويد؛ «سال 1382 به تهران آمديم تا اين فعاليت را با کمک دولت در سطح ملي اجرا کنيم. اين پيشنهاد از سمت بخش مستقيم دولت نبود ولي از طرف بخش هاي تخصصي بود چون قسمت عمده اين تکنيک براي کاهش ايدز است و به دليل اين که بتوانيم زمينه توسعه اين فعاليت را در سراسر کشور، فراهم کنيم به تهران آمديم تا پس از به رسميت شناخته شدن آن در پايتخت، فعاليت در ساير مناطق هم شروع شود. در تهران با کمک وزارت بهداشت، دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) و ستاد مبارزه با مواد مخدر، فعاليت را از منطقه دروازه غار که منطقه آسيب زايي است، شروع کرديم و براي اولين بار مجوز استفاده داروي استاندارد متادون از سوي دولت به يک بخش غيردولتي داده شد.»

فرد معتاد با دريافت متادون، تزريق را کنار مي گذارد، حالت پرخاشگري اش از بين مي رود و تمايل مجدد براي حضور در جامعه و اشتغال پيدا مي کند. به همين دليل هم هست که امروزه در مراکز DIC يا همان کلينيک هاي مثلثي که به ارايه خدمات در مورد ايدز، اعتياد و بيماري هاي رفتاري مي پردازند به راحتي داروي متادون در اختيار افراد معتاد قرار مي گيرد. با استفاده از داروي متادون ديگر فرد معتاد نيازي به استفاده از مواد مخدر تزريقي در خود احساس نمي کند و مي توان از اين طريق به کاهش بيماري هاي خطرناک و ايدز کمک کرد. چون در تحقيقات انجمن پرسپوليس نيز مشخص شده که متاسفانه 25 درصد معتادان تزريقي مبتلا به ايدز بوده اند در حالي که استانداردهاي جهاني حاکي از آن است که اگر پنج درصد از اين افراد به ويروس ايدز مبتلا شده باشند، به مرحله خطر رسيده ايم.

پس از اجراي طرح درمان اعتياد با متادون توسط انجمن پرسپوليس، سيستم هاي دولتي و NGOهاي ديگري وارد عرصه فعاليت در اين حوزه شدند. دامنه استفاده از متادون درماني تا بدانجا گسترش يافته که امسال از 8/7 ميليارد توماني که براي درمان معتادان در نظر گرفته شده بيشترين اعتبار براي دانشگاه ها در خصوص ارائه متادون به مراکز ترک اعتياد در نظر گرفته شده است و دانشگاه ها مکلف شدند که مراکز درماني با متادون را افزايش دهند. همچنين در جلسه مشترک مشاور رئيس جمهوري و دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر و جانشين وي وزراي بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، رفاه و تامين اجتماعي و رئيس سازمان بهزيستي در خصوص نحوه فعال سازي مراکز خصوصي و توزيع قرص متادون، تصميماتي اتخاذ شده است.
عناوين اين صفحه
اين خيل سينه سوختگان
طرح هاي ضربتي، مانع برخورد صحيح با معتادان
با اتحاد، محله يي بدون اعتياد
اعتياد افزاينده زنان به الکل در امريکا
متادون، درمان اعتياد تزريقي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام