عليرضا اشراقي

مي خواهم خداحافظي کنم. در اين چند ماهه درباره بيش از صد چهره در اين دو صفحه نوشته ام. چند نکته را هم در اين باره سعي کردم رعايت کنم. اول اين که حتي الامکان کاري به سياسيون نداشته باشم. يک بار هم دلايل اش را نوشتم. به هر حال من دوست دارم دنياي ايراني خودم را از دريچه اي غير از سياست ببينم و فکر مي کنم چهره هاي فراواني هم پيدا مي شوند که بتوان اين گونه ديدشان. دوم اين که سعي کردم حتي الامکان با انصاف بنويسم. مي دانم حرف چًرتي است. براي آن که همه ما ناخودآگاه پيشداوري ها و مسبوقات ذهني خودمان را داريم و بخواهيم نخواهيم اينها در نوشتار ما تأثير دارند. اما من تلاش آگاهانه خودم را کردم. و البته سعي کردم محکم بنويسم.
يعني چيزي بنويسم که بر مبناي حدس و شايعه و گفته مي شود و از اين قبيل نباشد. سوم اين که بيش تر سراغ چهره هاي مثبت رفتم. اين کار هم باز از تحليل خودم سرچشمه مي گرفت که در اين زمانه عسرت قدر عافيت دانستن غنيمت است و از خوبي ها گفتن مزيت. القصه، در اين نيمه شبي که خسته دارم مي نويسم؛ باقي نکته هايم را فراموش کردم. گفتن و نگفتن اش چندان هم مهم نيست. مي دانم. چهره هاي انتخابي اين هفته را بخوانيد. اوقات به کام و ايام سعد مستدام.
سفير همه فن حريف
چند ماهي بيش تر نيست که حميدرضا آصفي سفير ايران در کشور امارات متحده عربي شده است. او پيش از اين و به مدت 8 سال سخنگوي وزارت امورخارجه ايران بود. آصفي تقريباً تمام جهان را ديده است. او اولين کار خود را با خبرنگاري در خبرگزاري ايرنا به همراه دکتر خرازي شروع کرد. او در دوران جنگ سرد، سفير ايران در آلمان شرقي بود. سپس به فرانسه رفت و سفارت ايران در پاريس را اداره کرد. با آغاز دوران رياست جمهوري خاتمي اين ديپلمات بلندپايه ايراني عهده دار سمت سخنگويي وزارت امور خارجه شد. پست سخنگويي با آمدن آصفي دچار تغيير و تحول جدي و اساسي شد و پس از آن به عنوان يک شغل حساس در وزارت امور خارجه مورد توجه قرار گرفت. همزمان با سخنگويي وزارت خارجه، مديرکلي اداره اطلاعات و مطبوعات به علاوه دستياري ويژه وزير و سپس معاونت حقوقي و پارلماني وزارتخانه نيز به حميدرضا آصفي سپرده شد. او با زبان هاي انگليسي، آلماني، فرانسوي و عربي به خوبي آشنا و به آنها مسلط است.
انتصاب آصفي به عنوان سفير ايران در امارات نشان دهنده تمايل ايران به بهبود روابط بود. دست کم 400هزار نفر از ساکنان 4/1 ميليون نفري امارات ايراني هستند و در چنين شرايطي يک سفير فعال و مسلط مي تواند نقش موثري در دفاع و حمايت از ايرانيان داشته باشد. اصولاً هر چه يک سفير بيش تر به عنوان يک ديپلمات بلندپايه و داراي سوابق مثبت شناخته شده باشد، استقبال کشور ميزبان از او بيش تر خواهد شد. اين اتفاق براي آصفي نيز افتاد. او در طول دوران کوتاه اقامت در امارات روزهاي پرکاري داشت و به شدت شروع به مذاکره و ملاقات با مقامات مختلف سياسي و اقتصادي امارات کرد. اولين ديدارها با وزير آموزش عالي امارات و روساي سازمان هاي گردشگري دبي و ابوظبي بود. آصفي مسوولين توريسم امارات را به سفر به ايران ترغيب کرد.
رايزني هاي او موجب شد تا براي نخستين بار اماراتي ها ايران را به عنوان يکي از مقاصد گردشگري در کتاب هاي راهنماي سفرشان معرفي کنند. آصفي در عين حال تلاش کرد تا محدوديت هاي سفر اماراتي ها به ايران را کاهش دهد. تشکيل کميسيون مشترک اقتصادي و سرمايه گذاري در دو کشور و برگزاري کميته کنسولي مشترک دو کشور نيز از ديگر نتايج تلاش هاي آصفي بود. آصفي به فاصله حدود يک هفته پس از ديدار با رئيس دولت امارات، با وزير خارجه اين کشور نيز ديدار و درباره چگونگي گسترش روابط بين دو کشور گفت وگو کرد. سفير ايران در امارات متحده عربي با نخست وزير امارات و حاکم دبي نيز گفت وگو و ديدار مفصلي داشت. نتيجه اين فعاليت ها در نهايت به سفر وزير امورخارجه کشورمان و به فاصله کوتاهي پس از آن سفر رئيس جمهوري به امارات انجاميد. فقط معلوم نيست که آيا آصفي هماهنگي هاي سفر رئيس جمهوري را پس از به وجود آمدن نشانه هايي از کوتاه آمدن اماراتي ها در مورد ادعاهاي واهي شان درباره جزاير سه گانه ايراني انجام داده يا نه؟ هر چه باشد تا زماني که آصفي سخنگوي وزارت امورخارجه بود، موضع گيري هاي سخت و محکمي در واکنش به ادعاهاي اماراتي ها داشت.
خانم متيوز و نسيم هنر ايراني در هواي امريکا

اين روزها خبر برگزاري نمايشگاه آثار هنرمندان ايراني در واشنگتن دي سي پايتخت ايالات متحده امريکا در اکثر رسانه هاي خبري دنيا پيگيري مي شود. بازديد کاندوليزا رايس وزير امورخارجه امريکا از نمايشگاه و سخناني که در ستايش فرهنگ غني ايراني به زبان آورد، نيز مزيد بر علت شده تا اين اتفاق را از حالت يک نمايشگاه صرف هنري درآورد.
حضور رايس در اين نمايشگاه آن هم يک روز پيش از افتتاح نشان مي دهد که مسأله براي ايالات متحده امريکا چيزي بيش از آشنايي شهروندان شان با هنر ايران است. رسانه هاي ايراني به اشتباه گمان مي کنند که اين نخستين نمايشگاه هنري ايران است که در امريکا برگزار مي شود. در حالي که چنين نيست. در حقيقت نمايشگاه «روياها و آرزوها» نسخه به روز شده نمايشگاه ديگري است که در سال 2001 در بسياري از شهرهاي امريکا برگزار شد و نام «نسيمي از باغ هاي ايراني» را بر خود داشت. مي توان گفت نمايشگاه سال 2001 اولين حضور هنري ايران در ايالات متحده پس از سال هاي متمادي بود.
باني برگزاري اين نمايشگاه ها در امريکا موسسه غيرانتفاعي «مريدين اينترنشنال» است. اين موسسه مدعي است که هدفش ترويج درک و تفاهم بين المللي از طريق مراودات فرهنگي است. در اين ميان خبرگزاري ايسنا مدعي شده که هيات امناي مريدين اينترنشنال را تعدادي از نمايندگان مجلس امريکا تشکيل مي دهند، هرچند که اين نمايندگان به دموکرات ها (جناح رقيب بوش) نزديک ترند.
نمايشگاه سال 2001 با همکاري دانشکده هنر دانشگاه تهران، موزه هنرهاي معاصرتهران (و مدير وقت اين موزه يعني آقاي عليرضاسميع آذر) و نيز سازمان غيرانتفاعي ديگري با نام «زمينه مشترک» ترتيب داده شده بود.
خانم «نانسي متيوز» کسي است که عملاً بار هماهنگي ها و برگزاري اين نمايشگاه را بر دوش داشته است. متيوز معاونت بخش هنري و ارتباطات «مريدين اينترنشنال» را بر عهده دارد. او فارغ التحصيل دانشگاه کانکتيکات است. او به واسطه کار همسرش سفرهاي زيادي در دنيا داشته و با هنر سرزمين هاي مختلف از اين طريق آشنا شده است. از جمله در زماني که در مصر به سر مي برد، (يعني سال 1979ميلادي) مجله اي منتشر کرد با نام «قاهره امروز» که به معرفي فرهنگ و هنر مصر مي پرداخت. خانم متيوز پس از بازگشت به امريکا مدتي به تدريس در دانشگاه خدمات بين المللي پرداخت. سپس در سال 1983 به موسسه مريدين اينترنشنال دعوت شد و از سال 1992 معاونت مرکز را به عهده دارد. برنامه برگزاري نمايشگاه هاي هنري فرهنگ هاي مختلف و سفرها و مبادلات هنري به وسيله او در مرکز پايه گذاري شد. او در عين حال يکي از اعضاي انجمن موزه ها و گالري هاي هنري امريکا و نيز باشگاه ملي نويسندگان اين کشور نيز هست.
متيوز چهار بار به ايران سفر کرد و تقريباً از سراسر کشور بازديد و به طور نزديک با متصديان و سرپرستان موزه ها و هنرمندان ايراني ديدار کرد تا آثار ويژه اي را براي نمايشگاه انتخاب کند. او خود نام «نسيمي از باغ هاي ايران» را براي نمايشگاه انتخاب کرد. متيوز مي گويد؛ « اين نام را به اين علت انتخاب کردم تا نمايانگر اهميت باغ در فرهنگ ايراني و نيز توصيف نمايشگاه به عنوان يک نسيم که از ايران به سوي دنياي خارج وزيده تا ديدي تازه را از يک فرهنگ بسيار کهن باز کند، باشد.»
خانم متيوز توانست حمايت کمپاني نفتي «اکسون موبيل» ، شرکت هواپيمايي بوئينگ و خودروسازي دايملر کرايسلر اي جي را نيز براي اين که اسپانسر نمايشگاه شوند، جذب کند. به هر حال هر سه اين شرکت ها علاقه فراواني به حضور در بازار اقتصادي ايران دارند.
نخستين نمايشگاه هنري ايران پس از يک تور و گردش دو سال و نيمه در موزه ها و گالري هاي نيويورک، ايلي نويز، کاليفرنيا، جورجيا، تگزاس، ورمانت، فلوريدا، ميشيگان و چند شهر ديگر امريکا به کار خود پايان داد. اين نمايشگاه بيش از صد هزار نفر بازديده کننده داشت. متيوز مي گويد؛ «در نيويورک، نمايشگاه چند روز پس از حملات تروريستي 11سپتامبر گشايش يافت و هزاران نفر به بازديد آن رفتند. سه دفترچه بزرگ از نظرات و عقايد بازديدکنندگان در مورد اهميت وجود چنين نمايشگاه هاي هنري در چنين شرايط مهمي پر شد.» نمايشگاه چنان مورد استقبال واقع شد، که برگزارکنندگان آن مصمم شدند آن را پس از گذشت چند سال مجدداً به روز کنند.
.jpg)
متيوز با همکاري موسسه نشنال جئوگرافيک عکس هاي نمايشگاه را به ايران فرستاد. همان زمان او معتقد بود که «نمايشگاه «نسيمي از باغ هاي ايران» راه را براي برگزاري نمايشگاه هاي هنر امريکا در ايران «در زمان معين» بازخواهد کرد.» البته اين چنين نشد و دومين نمايشگاه آثار هنرمندان ايراني زودتر از همتايان امريکايي آنان در در واشنگتن دي سي افتتاح شد. نمايشگاه اخير شامل تابلوهاي نقاشي 14 هنرمند ايراني بين 22 تا 40 سال است. در کاتالوگ نمايشگاه هدف از برگزاري آن، «ارتقاي پيوندهاي فرهنگي با ايران» اعلام شده است. نانسي متيوز معتقد است؛ «برگزاري نمايشگاه هنرمندان ايراني، بازتاب هدف اصلي مرکز مريدين اينترنشنال در استفاده از زبان هنر به عنوان ابزاري براي ارتباط افرادي که نياز به درک يکديگر دارند است. به ويژه اين هدف در مورد اين نمايشگاه صدق مي کند، چون ما هيچ گونه روابط سياسي و يا کانال رسمي جهت مکالمه با افراد ايراني را نداريم. اين نمايشگاه، فرهنگ زيباي ايران را به امريکائيان معرفي کرده است و بر موانع سياسي، اقتصادي و تمام آن چيزهايي که بين دو دولت است غلبه مي کند. اين يک کوشش مردم براي مردم است.» قرار است 16 هنرمند ديگر ايراني نيز در روزهاي آينده به امريکا بروند تا هشتم تيرماه نمايشگاه هاي ديگري در ايالت هايي نظير تگزاس، فلوريدا و لس آنجلس برپا کنند.
نانسي متيوز در کاتالوگي که براي معرفي نمايشگاه منتشر شده نوشته؛ «تمام کساني که در اين پروژه بنيادي دست اندرکار بوده اند اميدوارند که اين نمايشگاه بتواند پل فرهنگي نويني را بين مردماني که به عنوان افراد، سال هاي متمادي در تماس با يکديگر بوده اند، بنا کنند. اين نظر اجمالي به روح مردم ايران مي تواند ادراک ما از يکديگر را عميق تر سازد. به زبان يکي از هنرمندان، «ما همگي در زير يک آسمان زندگي مي کنيم.»
قيمت آقاي آسوده

مديرعامل بيمه ايران مثل همه روزهاي ديگر خود را آماده کار کرده بود که به ناگاه خبر برکناري خود توسط رئيس جمهوري را شنيد. براي سيدمحمد آسوده خبر شوکه کننده اي بود، او تازه وارد سومين سال مديريت خود بر بزرگ ترين شرکت بيمه کشور شده بود. آسوده 52ساله بر خلاف بسياري ديگر از مديران دولتي، گام به گام مراحل ترقي را طي کرده بود. او ليسانس خود را در سال 1356 از موسسه علوم بانکي مي گيرد و مانند خيلي از دانشجويان ايراني ديگر به راحتي راهي مملکت ينگه دنيا مي شود. در اواخر سال 1358 او مدرک فوق ليسانس خود را از دانشگاه ايالتي امريکا در رشته مديريت بازرگاني اخذ مي کند. سال هاي پرتلاطم انقلاب بود و آسوده به ايران بازمي گردد. کارش را معلمي آغاز مي کند.
يک سالي دبير انگليسي و حسابداري در آموزش و پرورش مي شود. بعد به عنوان حسابرس در شرکت سهامي حسابرسي استخدام مي شود. اين شرکت حالا به سازمان حسابرسي تبديل شده. همان زمان آسوده مسوول ارشد حسابرسي دو دوره مالي بيمه ايران و چهار دوره مالي بيمه مرکزي مي شود. زندگي آسوده، به آرامي ادامه داشت تا اين که با آقاي گرانمايه آشنا مي شود. گرانمايه، يک جزوه حسابداري شرکت هاي بيمه به زبان انگليسي را به آسوده داد تا ترجمه کند. در سال 1362 گرانمايه رئيس کل بيمه مرکزي شد و بلافاصله از آسوده هم خواست تا با او کار کند. آسوده چندان علاقه اي به اين پيشنهاد نداشت. او حسابرسي را بسيار دوست داشت و برعکس به بيمه بي علاقه بود. اما در نهايت پيشنهاد را پذيرفت و معاون مالي بيمه مرکزي شد. به مدت کوتاهي او عضو هيات عامل بيمه مرکزي نيز شد. اين دوره مصادف بود با ملي شدن 12شرکت خصوصي فعال در حوزه بيمه کشور يعني شرکت هاي بيمه آسيا، البرز، آريا، اميد، خصوصي ايران، توانا، پارس، حافظ، شرق تهران، ساختمان و کار، دانا و ملي. آسوده مسوول حسابرسي اين شرکت ها شد. تسويه حساب هاي دو نمايندگي بيمه خارجي در ايران يعني «يورکشاير» (انگلستان) و «اينگستراخ» (بيمه دولتي شوروي) را نيز به عهده گرفت. مسووليت محمدآسوده در بيمه مرکزي تا سال 1367 ادامه داشت.
در آن سال او وظيفه تدوين اوليه مقررات پس از ملي شدن شرکت هاي بيمه را به عهده گرفت. شرکت در ديوان بين المللي لاهه نقطه عطف کارنامه آسوده بود. امريکا عليه بيمه ايران شکايت و 7 ميليون دلار مطالبه خسارت کرده بود. آسوده به اتفاق مشاور حقوقي بيمه مرکزي ايران در دادگاه لاهه حاضر مي شود. رسيدگي به پرونده حدود يک سال به طول انجاميد، راي ديوان به نفع ايران صادر شد. حتي داور امريکايي نيز عليه کشورش راي داد و بيمه ايران يک دلار هم خسارت نپرداخت. کار تدوين اداره امور بيمه هاي دولتي و تدوين اساسنامه شرکت هاي بيمه که به سرانجام رسيد، آسوده به بيمه البرز رفت.
او از سال 81 تا 83 مديرعامل اين شرکت بيمه دولتي بود. آسوده مشتريان بزرگ و دانه درشت را به سوي بيمه البرز سوق داد. در عرض يک سال پس از آغاز مديريت او ميزان حق بيمه دريافتي از سوي شرکت 0¶ درصد افزايش يافت و به بيش از 100ميليارد تومان رسيد. ميزان سرمايه گذاري بيمه البرز در بورس نيز دوبرابر شد. در سال 83 بيمه البرز توانست براي اولين بار مقام اول جلب رضايت مشتري در بين بانک ها و بيمه هاي کشوري را از آن خود کند.
11 بهمن ماه سال 1383 محمد آسوده به بزرگ ترين و قديمي ترين شرکت بيمه کشور، يعني بيمه دولتي ايران اسباب کشي کرد. نشستن بر صندلي مديرعاملي شرکت بيمه ايران از سوي آسوده زمزمه هايي را در مورد خصوصي سازي اين شرکت به وجود آورد. گفته مي شود که آسوده براي تسريع در خصوصي سازي شرکت بيمه آمده است. آن زمان بحث اصلاح اصل 44 داغ بود و انتظار مي رفت که بسياري از بانک ها و بيمه هاي دولتي خصوصي شوند. آسوده خود نيز به نوعي اين زمزمه ها را تأييد کرد. او در مراسم معارفه خود گفت؛ «درباره خصوصي سازي مشکلي نداريم، بيمه ايران جزيي از نظام است بنابراين اگر نظام تصميم به خصوصي کردن آن گرفته باشد بايد همه آن را اجرا کنند.» او چندي بعد نيز در گفت وگويي تاکيد کرد که «راه گريزي غير از خصوصي سازي بيمه هاي دولتي وجود ندارد.»
به زودي مشخص شد که قرار نيست بيمه ايران خصوصي شود. برعکس، پس از ابلاغ سياست هاي کلي اصل 44 قرار شد بيمه ايران به عنوان تنها بيمه دولتي باقي بماند. در حالي که بيمه هاي خصوصي رو به رشد بودند و هر روز سهم بيش تري از بازار بيمه را طلب مي کردند، پاسداري از سهم 53 درصدي بيمه ايران در بازار رقابتي کار مشکلي بود. مديرعامل شرکت بيمه ايران خواستار آن بود که دستگاه هاي دولتي مجبور شوند بيمه هاي خود را تنها توسط اين شرکت انجام دهند. اين پيشنهاد يا بهتر بگوييم اصرار آسوده بالطبع مي توانست بازار مشتريان دولتي بيمه ايران را انحصاري کند. آسوده در عين حال از بوروکراسي دولتي گلايه مي کرد. اين مدير دولتي معتقد بود؛ «وقتي شرکت هاي بيمه از قوانين دست وپاگير دولتي آزاد شوند، مي توانند خدمات خود را در کوتاه ترين زمان ممکن ارائه نمايند و نسبت به قبول پروژه هاي جديد و ايجاد خدمات متنوع تصميم گيري کنند. در بوروکراسي دولتي نه تنها اين آزادي عمل وجود ندارد بلکه شرکت هاي بيمه با تخصيص نابهينه منابع، مشکلات نيروي انساني، وضعيت نابسامان بهره وري و بسياري از مسايل ديگر روبه رو هستند.»
چندين ماه پس از تصدي گري مديريت بيمه ايران، سيدمحمد آسوده آشکارا از سياسي بودن اين شرکت بيمه گلايه کرد. اين گلايه او را که در لابه لاي بسياري از گفته هاي ديگر نهان بود، اکنون و پس از برکناري آني او بهتر مي توان ارزيابي کرد. آسوده در گلايه خود گفت؛ «بيمه ايران قدري رنگ و بوي سياسي دارد. تلاش ما اين است که اين شرکت از حالت سياسي خارج شود و صرفاً جنبه حرفه اي به خود بگيرد.»
آسوده سياست جذب مشتري هاي دانه درشت را در بيمه ايران نيز دنبال کرد. او توانست در قالب يک کنسرسيوم با ساير شرکت هاي دولتي بيمه و برخي شرکت هاي خصوصي، مجموعه صنايع نفت، گاز و پتروشيمي کشور را به مبلغ 27ميليارد دلار بيمه کند. آبان ماه سال گذشته بالاترين رکورد پرداخت ريالي خسارت بيمه اي در ايران به نام شرکت بيمه ايران ثبت شد. بيش از 84ميليارد ريال خسارت از سوي بيمه ايران به شرکت هاي عمليات اکتشاف نفت و «ايزوايکو» به علت وقوع حريق در کشتي «پژواک» پرداخت شد. در شش ماهه نخست سال 85 بيش از شش هزار ميليارد ريال حق بيمه در شرکت بيمه ايران توليد شد که نسبت به مدت مشابه در سال گذشته آن نزديک 20درصد رشد را نشان داد. بيمه ايران توانست رتبه يازدهم در بين صد شرکت برتر ايراني در سال 84 را از آن خود کند که يک پله بالاتر از سال 83 بود.
همين نکته مي تواند ارزيابي مناسبي از عملکرد سيدمحمد آسوده در اين شرکت نشان دهد. اصلاح ساختار سازماني بيمه ايران يکي از اولويت هاي آسوده در سال 85 بود. او قصد داشت سطوح سازماني و رده هاي مديريتي و سرپرستي بيمه ايران را کاهش و تعداد نيروهاي عملياتي را افزايش دهد. يکي از پيشرفت هاي بيمه ايران در دوسال اخير، کاهش زمان پرداخت خسارت به بيمه گذاران بود. در عين حال سياست آسوده اين بود که در سال جاري قسمت فروش را تا حد امکان به نمايندگي هاي خصوصي منتقل کند و قسمت طراحي و برنامه ريزي و پرداخت خسارت را برعهده بيمه ايران بگذارد. اتفاقاً همين سياست براي ديوان محاسبات کشوري حساسيت زا بود.
همان طور که مي دانيد، گزارش ديوان محاسبات کشوري به رئيس جمهوري بود که عزل فوري آقاي سيدمحمد آسوده و ديگر اعضاي هيات مديره بيمه ايران را به دنبال داشت. يکي از محورهاي اين گزارش، واگذاري نمايندگي ها به اقوام و منسوبان، تباني در پرداخت هاي غيرقانوني و وصول نشدن مطالبات دولت عنوان شده بود. بيمه ايران بيش از 200 شعبه و 4000 نمايندگي در داخل کشور و 12 شعبه و نمايندگي در خارج از کشور دارد. از اين تعداد، محمدرضا رحيمي رئيس ديوان محاسبات کشور، مدعي است که 151 نمايندگي بيمه ايران متعلق به منسوبين و افراد درجه يک و دو و خانواده هاي مديران بوده است. در مقابل ادعاي رئيس ديوان محاسبات، صفرخانلو يکي از اعضاي هيات مديره بيمه ايران پاسخ داده که از 151 نماينده فاميلي که ديوان محاسبات نام برده، حتي يک نفر هم به اعضاي هيات مديره فعلي مربوط نمي شود. اين در حالي است که غفور پاک نهاد معاون رئيس ديوان محاسبات نيز ادعا کرده که عمده مشتريان بزرگ و قراردادهاي داراي حق بيمه هاي کلان به همين نمايندگي هاي فاميلي معرفي مي شدند. اين سخن نيز توسط اعضاي هيات مديره بيمه ايران تکذيب شده است.
به هر حال بيمه ايران شرکت بزرگي است. همواره جزء 15 شرکت برتر ايراني بوده است. بيمه ايران افزون بر 200 ميليارد تومان سرمايه، نزديک به 20 ميليارد تومان اندوخته قانوني، 5/7 ميليارد تومان اندوخته سرمايه اي و حدود 800 ميليارد تومان ذخيره فني در اختيار دارد که تمامي آنها متعلق به دولت جمهوري اسلامي ايران است. بيمه ايران هم اکنون با دارا بودن 53 درصد سهم بيمه کشور بزرگ ترين شرکت بيمه کشوري است. مالک يک شعبه مستقل بيمه اي در لندن است و هتل پنج ستاره و زيباي عباسي اصفهان نيز متعلق به اين شرکت مي باشد. اين شرکت در بيش از 115 شرکت سرمايه پذير بورسي و 29 شرکت خارج از بورس سرمايه گذاري کرده و همه اينها نشان از حساسيت بيمه ايران دارد.
سيدمحمد آسوده اتهامات وارد شده به خود در بيمه ايران را قبول ندارد. اما تا زمان نوشتن اين مطلب نيز هيچ گونه دفاعي از خود نکرده است. تنها دفاع او پاسخي بود که به پرسشگر راديو داد؛ «هر فردي قيمتي دارد و قيمت من بسيار بيشتر از اتهاماتي است که به بنده وارد شده است.»