پنج شنبه، 27 ارديبهشت 1386 - شماره 1395
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: ورزش
ورزش ايران روياهاي شيرين و حقاي قتلخ


سياوش باقي

با مشخص شدن وضعيت شهرداري تهران حالا با قاطعيت بيشتري مي توان گفت که اگر اتفاق خاصي روي ندهد محمد علي آبادي تا دو سال ديگر هم نفر اول ورزش ايران خواهد بود.

اگر چه پس از راهيابي محمود احمدي نژاد به ساختمان رياست جمهوري، علي آبادي به جاي محسن مهرعليزاده زمام ورزش ايران را در دست گرفت اما نام او هميشه به عنوان گزينه اي براي رفتن به خيابان بهشت مطرح بوده است و اصولاً شايد اين تعبير نادرستي نباشد که محمد علي آبادي تنها به اين دليل اکنون رئيس سازمان تربيت بدني است که همفکران رئيس جمهور در شوراي شهر دوم تهران پس از رفتن آقاي احمدي نژاد از شهرداري نتوانستند مسير علي آبادي را براي نشستن بر صندلي او هموار کنند. همين شکست و پيروزي محمدباقر قاليباف در انتخابات شوراي شهر عاملي شد تا رئيس جمهور براي جبران مافات سازمان ورزش را به علي آبادي پيشنهاد کند.

با آغاز به کار شوراي سوم شهر هم اگرچه باز نام علي آبادي به عنوان يکي از گزينه هاي شهرداري مطرح بود اما قاليباف در مقام خود ابقا شد بي آنکه حتي نامي از علي آبادي به عنوان يک آلترناتيو در بحث هاي نهايي شنيده شود.

به اين ترتيب علي آبادي که گفته مي شد حکمراني بر ورزش را با ناخشنودي و بي علاقگي پذيرفته است، حالا مجبور است تا پايان کار کابينه نهم هم به کار خود در اين سمت ادامه دهد. اما پس از گذشت تقريبي دو سال از کار کابينه آقاي احمدي نژاد مي توان به بررسي اجمالي کارنامه علي آبادي در ورزش ايران پرداخت و عملکرد او را در ميانه راه به داوري نشست.

درباره آنچه علي آبادي در مدت حضورش در ورزش انجام داده است، اغلب کارشناسان نظراتي نزديک به هم دارند و کمتر کسي است که به سازمان متبوع و مديريت آن نمره قبولي بدهد، اگر چه بايد نزديکان و دوستان علي آبادي همچنين کساني را که در اين مدت پستي در ورزش گرفته اند يا مورد حمايت واقع شده اند از جمع کارشناسان مستثني کرد اما يک نظرسنجي محدود که در پايان سال گذشته در يکي از نشريات1 انجام شده بود نشان مي داد ورزشي نويسان و خبرنگاران ورزش که از طيف هاي مختلفي نيز انتخاب شده بودند با عملگرايي بالايي، علي آبادي را مديري ناموفق ارزيابي کرده اند و تصميمات حوزه مديريتي او را شکست بار خوانده اند.

اين نظرخواهي البته با واکنش روابط عمومي سازمان تربيت بدني مواجه شد که چندان هم عجيب نبود. درباره روابط عمومي سازمان مي توان به نکته جالبي اشاره کرد و آن هم حضور مدير اين اداره در جمع نظردهندگان آن نظرسنجي و نقطه نظرات ايشان بود. نظراتي که در ميان ديگر آرا کاملاً متفاوت و برجسته به نظر مي رسيد. مدير روابط عمومي سازمان تربيت بدني در اين نظرسنجي عملکرد ورزش ايران در سال 85 را کاملاً موفقيت بار و بدون شکست ارزيابي کرده بود و به نظر اين روابط عمومي هيچ مديري در ورزش ايران نمره منفي نمي گرفت.

اگرچه مثبت ارزيابي کردن کارنامه ورزش از طرف دست اندرکاران و مجريان آن را مي توان امري طبيعي تلقي کرد، اما نگاه مديران به آنچه کرده اند و افقي که پيش رو دارند در نوع خود شگفت انگيز است. از صحبت هاي رئيس سازمان تربيت بدني چنين برمي آيد که او نوع مديريت خود را کاملاً موفق مي داند و کمترين اشکالي به آن نمي بيند. همه آمارها، دلايل و قرائن از نظر رئيس سازمان تربيت بدني و همکاران ايشان نشان دهنده جهش رو به جلوي ورزش در ماه هاي اخير است و چنين برمي آيد که از ديد ايشان ورزش هيچگاه چنين دوران پرفروغي نداشته است. اميدواري هايي که آقاي علي آبادي براي کسب موفقيت ورزشکاران ايراني در المپيک و بازي هاي آسيايي آينده از خود نشان مي دهند و تعداد مدالي که هر بار وعده مي دهند گوياي خوش بيني مفرط و غيرواقع بينانه اي است که مشخص نيست براساس کدام مطالعات و تحقيقات به دست آمده است، همان خوش بيني و اعتماد به نفسي که ايشان در توصيف گسترش ورزش همگاني از خود نشان مي دهند. اين گفته آقاي علي آبادي که در پايان دوره حضور ايشان در دو سال بعد سرانه ورزشي براي آحاد ملت دو برابر مقداري خواهد بود که در ابتداي کار آقاي علي آبادي بوده است و اين ادعا که ما در توسعه ورزش همگاني به توفيقات بزرگي نائل شده ايم همگي ريشه در مانيفستي دارند که گويي همکاران محمود احمدي نژاد و شخص رئيس جمهور سخت به آن پايبندند؛ دادن آمارهاي عجيب و ابرازنظرهاي جالب در مورد آنچه که در کشور در حال وقوع است. مثال ها از اين دست بسيار است و موضوع چنان روشن و آشناست که کمتر کسي در آن ترديد خواهد کرد. به عنوان آخرين نمونه ها مي توان از خبر دوبرابر شدن سرمايه گذاري خارجي در ايران در سال 85 گفت و همچنين از اين ادعا که فروش ناشران در نمايشگاه بين المللي کتاب در سال 86 به دو برابر افزايش يافته است. (مقايسه اين نمونه ها با آنچه آقاي علي آبادي درباره توسعه فضاهاي ورزشي مي گويند از نظر مشابهت رشد صددرصدي در تمامي موارد هم جالب و قابل بررسي است) همچنين اين ادعاي رئيس جمهور در سفر اخيرش به امارات متحده عربي که در ايران چيزي به نام «فرار مغزها» وجود ندارد و اين تعبير غلطي است که از سوي عده اي به کار برده مي شود به اضافه بسياري ديگر از آمارها و گفته ها همگي نشانگر نوعي خودموفق بيني است که با واقعيات و حقايق چندان کاري ندارد. شادي زايدالوصفي که معلوم نيست چگونه پديد آمده اما معلوم است که به اشتباهات بزرگي که در تصميم سازي ها و تفکرات مشاهده مي شود

کمترين اعتقادي ندارد و همه چيز را در نهايت تکامل يا به قولي «ايده آل» مي داند.

اين تعبيري است که در مورد مديريت سازمان تربيت بدني مصداق روشن دارد. سازمان ورزش ايران در حالي کارنامه خود را موفق مي داند و اشکالي در اوضاع موجود نمي بيند که چشم بر اتفاقات بزرگي که در ماه هاي اخير حادث شده بسته است و به آمارهايي که منبع آنها مشخص نيست و همچنين به روياها و خيالپردازي ها نسبت به آنچه که در آينده قرار است اتفاق بيفتد، دل بسته است.

اگر نشانه هايي را که سازمان در توضيح موفقيت خود برمي شمارد برآوردهاي ذهني نسبت به واقعيت موجود بدانيم، آنچه عيني است به سادگي مشخص مي کند که مرکز تصميم گيري براي ورزش در ايام اخير چه کرده است و براي ورزش چه به ارمغان آورده است. در اين باره دم دست ترين مثال همان فوتبال ايران است که بيشترين هزينه ها را مي بلعد، بيشترين توجهات را نصيب خود مي کند و مي تواند شاخص مناسبي براي نمره دادن به رفتار سازمان ورزش باشد.

فوتبال ايران اما همان طور که همه مي دانيم ماه ها است از داشتن رئيس فدراسيون و يک سازمان مديريتي متشکل محروم است و در برزخ به سر مي برد. تعليقي ناگفته که تنها و تنها به خاطر برخورد غلط و غيرعقلايي با نهادهاي بين المللي و قواعد و استانداردهاي معمول شان به وجود آمده است. اما اگر مي شد رفتن فوتبال به محاق را يک اتفاق دانست و آن را به عملکرد مديران گذشته مربوط دانست (اگرچه هنوز اظهارنظرهاي عجيب و چالش غيرمنطقي سازمان و مديرانش با فيفا را فراموش نکرده ايم) درباره باشگاه استقلال چه بايد گفت؟ اشتباهات باورنکردني مديران منصوب آقاي علي آبادي که به حذف اين تيم از جام باشگاه هاي آسيا انجاميد و پس از چند ماه، سازمان تربيت بدني هنوز نتوانسته است مديران جديدي براي اين باشگاه تعيين کند. اما کاش کار به فدراسيون فوتبال و باشگاه استقلال خاتمه مي يافت. آنچه در سال 86 براي باشگاه پرسپوليس به وجود آمد ثابت کرد که تجربيات به دست آمده در دو سال اخير کمترين فايده اي براي فوتبال ما نداشته است. تغيير ترکيب مديران پرسپوليس و به تلاطم انداختن باشگاهي که هر چه نداشت، ثباتي نسبي را به نمايش مي گذاشت ثابت کرد در نزد مديريت ورزش اصل بر بحران سازي است و نبايد به آينده نگري و تدبير اميدي داشت.

تا اينجاي کار فدراسيون فوتبال و باشگاه هاي پرسپوليس و استقلال به عنوان بزرگترين دغدغه هاي سازمان تربيت بدني، چنان وضع اسفناکي پيدا کرده اند که اگر فوتبال را بتوان ويترين ورزش کشور ناميد اوضاع کلي کاملاً مشخص است.

اما به نظر مي رسد رئيس سازمان تربيت بدني که روياهايش در مسابقات آسيايي دوحه رنگ واقعيت نگرفت و به خوبي مي داند که تا مسابقات آسيايي 2010 و المپيک پکن راه درازي مانده و وعده ها بيش از آنکه گوياي واقعيت پيشرفت ورزش باشند، به زبان مي آيند تا سرپوشي بر بحران ها باشند دل به تيم فوتبال المپيک بسته است. علي آبادي که مي داند فوتبال ايران 32 سال است به بازي هاي المپيک راه پيدا نکرده، به نظر مي رسد با بهبود نسبي وضعيت اين تيم در جدول مسابقات دلگرم شده و اميد بسياري پيدا کرده که بتواند صعود اين تيم را به عنوان برگي برنده و کاري درخشان به کارنامه خود سنجاق کند. اينکه علي آبادي پيش از سفر اميدها به استراليا در اردو حاضر شد و به مذاکره با کادر مربيان تيم پرداخت را از همين زاويه مي توان مورد توجه قرار داد. اما اتفاقي که پس از اين ديدار افتاد باز هم تصميم ناگواري بود که موج انتقادات را به دنبال داشت. تعطيل کردن مسابقات ليگ برتر و به تعويق انداختن تمام ديدارها تنها براي اينکه دو يا سه بازيکن تيم اميد بتوانند در سفر طولاني و غيرضروري تيم همراه با بقيه باشند از آن تصميماتي بود که جز در فوتبال ايران نمي توان نمونه اش را پيدا کرد و اعتراض موافق و مخالف سازمان را به طور يکجا در پي داشت. در اين ميان اعتراف مسوولان ليگ به اين که تصميم براي اين تعطيلي در جايي خارج از فوتبال گرفته شده به شايعاتي قوت داد که حاکي از دخالت محمد علي آباد و نظر او مبني بر تعطيلي بودند. حرف هاي پراکنده حاکي از اين است که رئيس سازمان تربيت بدني براي تقويت اميدها دستور به تعويق بازي ها داده، اگرچه کسي مسووليت اين کار را بر عهده نگيرد.

و سرانجام به آخرين موج تصميم سازي سازمان ورزش مي رسيم که هجومي ديگربار براي ايجاد تغييرات در فدراسيون هاي ورزشي است. علي آبادي که در همان آغاز کارش در ورزش تهديد کرده بود با فدراسيون هايي که موفق ارزيابي نکند برخورد خواهد کرد و دست به برکناري روساي فدراسيون ها خواهد زد، پس از آن که به دليل برکناري محمد دادکان از فدراسيون فوتبال با عکس العمل مجامع جهاني روبه رو شد، در معزول کردن روساي فدراسيون ها تجديدنظر کرد. او که مي دانست براساس نظر کنفدراسيون هاي بين المللي هرگونه دخالت دولتي ممکن است با تبعات جبران ناپذيري مواجه شود، با وجود داشتن اختلاف با چند رئيس فدراسيون در تغيير آنها دست نگه داشت و تغييراتي را هم که اعمال کرد بدون دخالت مستقيم و به گونه اي انجام داد که از نظر قوانين بين المللي جاي دفاع داشته باشد. اما اقدام هفته گذشته سازمان تربيت بدني در لاک و مهر کردن درهاي فدراسيون ووشو و برخورد قهري با رئيس اين فدراسيون که بلافاصله به انتصاب يک سرپرست جديد براي ووشو انجاميد حکايت ديگري داشت.

منابع نزديک به سازمان معتقدند که اين شروع موج جديد از عزل و نصب ها خواهد بود و رئيس سازمان ورزش که با توجه به اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال و بنا بر تاکيدات فيفا تا حد زيادي از اختيارات خود را در اين حوزه از دست رفته مي بيند مي خواهد با ايجاد تغييرات گسترده آرايش مديران ورزشي را به گونه اي که خود مي پسندد به هم بريزد.

اين که سازمان تربيت بدني از چنين تغييراتي به دنبال کدام هدف است زياد نياز به تحقيق ندارد. تزريق مديران سياسي به بدنه ورزش و آنچه که در باشگاه هاي استقلال و پرسپوليس شاهد آنيم مي تواند شاهد خوبي بر نيات مديران ارشد ورزش و تفکراتي باشد که در مخيله شان مي گذرد.

ورزش ايران در همين مدت کوتاه حضور مهندس علي آبادي و دوستانش وقايع کم نظير و دردناکي را از سر گذرانده است و آنچه از مستندات برمي آيد اين است که در آينده نيز بي هيچ تجربه اندوزي از آنچه رفته است بايد انتظار حوادث ناگوار و روزهاي سختي را داشت. جاي شکرش باقي است که چنين اتفاقات تلخي خاطر مديران را آزرده نمي کند و گويا خواب آنها همچون گذشته عميق و شيرين است و پريشان نشده است. از مژده دادن ها و مصاحبه هايشان که چنين برمي آيد.

امير قلعه نويي؛ خوشي ها و روزها

به نظر مي رسد تعطيلي فوتبال کشور و بي صاحب ماندن آن تنها يک برنده دارد و آن هم امير قلعه نويي است. سرمربي تيم ملي که روزهاي اخير را در سفر اروپايي اش براي بررسي وضعيت لژيونرهاي ايراني سپري کرده و اظهارنظرهايش درباره آمادگي فوق العاده علي کريمي و نشست با مديران هامبورگ بيش از آن که دلگرم کننده باشد و بيش از آن که سفر سرمربي ايران را توجيه کند، موجب تفريح و طنازي روزنامه هاي ورزشي شده است. اگرچه امير قلعه نويي بي آن که اهميتي به اين واکنش ها بدهد - و بدتر از آن بي آن که اصلاً متوجه موضوع باشد - کار خودش را انجام مي دهد و با همان شخصيتي که از او مي شناسيم و همان تفکرات آشنا منتظر است تا زمان بگذرد و وقت امتحان نهايي فرا برسد.

وقت گذراني سرمربي تيم ملي را هم مي توان به وقت کشي تيم ضعيفي تشبيه کرد که دست بر قضا با يک گل جلو افتاده است و حالا از هر جنجال، هر دعوا و هر اتفاق ناگواري استقبال مي کند تا کار را با همين نتيجه به پايان برساند. يک وقت کشي تمام و کمال به شيوه عربي که مي توان هر موضوعي را بهانه خوابيدن روي زمين قرار داد. امروز براي مثال نداشتن حريف تدارکاتي ملي و غيبت يک مديريت متمرکز در فدراسيون فوتبال بهترين شرايط را براي ژنرال فراهم کرده است تا همه چيز را به نفع خود ببيند. امير قلعه نويي که تا اينجاي کار تنها يک بازي با مکزيک و يک ديدار با نيجريه را تا پيش از جام ملت ها قطعي مي بيند تمام ابزار لازم را در اختيار دارد تا هر آنچه را که تيرماه در شرق آسيا روي دهد به سود خود مصادره کند. تيمي که ديدارهاي مناسب ندارد، تيمي که بازيکنانش چند هفته است بلاتکليفند و سپس چند بازي پرفشار باشگاهي را پشت سر خواهند گذاشت و سرانجام تيمي که لژيونرهايش يا فصل اسف باري را سپري کرده اند (مثل کريمي، مهدوي کيا و هاشميان) يا انگيزه اي براي حضور در جام ملت ها ندارند (مثل نکونام، تيموريان و باز هم هاشميان).

در اين شرايط همه چيز مهياست تا امير قلعه نويي بي اين که تهديدي براي جايگاه خود ببيند و تره اي براي انتقادها خرد کند، تيم ملي را به مالزي ببرد و منتظر حوادث بماند. اين وسط اگر برانکويي هم پيدا شود که به انتقاد از وضعيت تيم ملي و فوتبال بپردازد و از بي برنامگي بگويد نيازي به پاسخگويي اش نيست. اين حرف سرمربي شکست خورده سابق را هم که «ايران با اين بازيکنان بايد قهرمان آسيا شود» مي شود به طعنه و لبخند برگزار کرد که شما اگر بيل زن بوديد، در زمان خود اين باغچه را بيل بهتري مي زديد و اين که برانکو که خود در آسيا مقامي بهتر از سوم کسب نکرده و در جام جهاني هم تحقير شده بهتر است درباره تيم ملي ايران نظر ندهد. به همه خوش باشي هاي سرمربي تيم ملي، خوان نعمت تيم ملي ب را هم اضافه کنيد که هم فال است و هم تماشا. هم مي توان به مرحمتش دل دوستان را به دست آورد، هم مي توان به يارگيري استقلال در فصل بعد سروساماني داد و بازيکنان موردنظر را نرم کرد و هم به ارقام درشتي انديشيد که بنابر عادت مالوف در چنين وانفسايي بايد رد و بدل شود. فوتبال ايران دوراني از تباهي را سپري مي کند و در اين ميان کسي هست که بهترين روزهاي زندگي اش را مي گذراند. پس از چند ماه کشاکش ناشي از حذف استقلال و پس از دوري موقتي از تيم محبوب، امروز مي توان به اوضاع امير قلعه نويي غبطه خورد و او را يکي از مردان خوشبخت زمين به حساب آورد.
حسرت چهارده ساله بندر
فرهاد آريا

هنوز کسي نتوانسته آن صبح بهاري را که صدها هزار نفر براي استقبال از تيم قهرمان اروپا به بندر قديمي مارسي آمده بودند، فراموش کند. ديوارهاي کافه ها و رستوران هاي شهر هنوز پر از تصاويري است که آن روزها را جاودانه کرده. از آن دوران اما 14 سال مي گذرد و مردم شهر در حسرت فرصتي هستند تا خاطرات آن روز را زنده کنند. يکشنبه اين هفته مي توانست يکي از آن روزهاي تاريخي باشد، روزي که همه مردم شهر آماده بودند براي تيمي که آن را بيش از هر چيز دوست دارند، سنگفرش هاي بندر را بار ديگر اشغال کنند. اما مارسي باز هم در پاي قله افتخار ناکام ماند. شنبه شب، مارسي تنها چهار دقيقه با قهرماني جام حذفي فاصله داشت ولي سوشو سمج تر از آن بود که تسليم شود و بازي را براي بار دوم به تساوي کشاند. قمار پنالتي ها هم بار ديگر کلمه «بازنده» را جلوي نام مارسي ثبت کرد. اين تکرار سناريوي سال گذشته بود که مارسي فينال جام حذفي را به دشمن قديمي اش پاري سن ژرمن واگذار کرد.

آلبرامون مربي تيم در پايان بازي حرفي براي گفتن نداشت؛ «نااميدي ما به قدري عظيم است که حرف هاي من ارزشي ندارند. ما جنگندگي هميشگي را نداشتيم. وقتي مجبوريم يکشنبه و چهارشنبه بازي کنيم، خستگي در بدن بازيکنان مي ماند. انتقادي از بازيکنانم ندارم. اگر بازيکنان من جنگنده نبودند، دليلي جز خستگي ندارد.» اما پاپ ديوف مدير باشگاه نظر متفاوتي دارد؛ «وقتي تنها شش دقيقه با قهرماني جام حذفي فاصله داريم، هيچ توجيه بدني يا تاکتيکي وجود ندارد. بايد نتيجه را حفظ مي کرديم، ولي دفاع ما سخت گيري لازم را نداشت.» سمير نصري پديده اين فصل مارسي هم مانند ديوف و اکثر هواداران خط دفاعي را مقصر مي داند؛ «بر روي گل دوم سوشو، لوتالک بين پنج مدافع ما با سر به توپ ضربه زد. ضربات پنالتي هم قابل پيش بيني نيست. هضم اين شکست واقعاً دشوار است.» اما اين توجيهات فني، نمي تواند جلوي زمزمه هاي درگوشي هواداران را بگيرد. پس از اتفاق اين هفته، حتي باور اينکه تيم طلسم شده، بيش از گذشته به گوش مي رسد. اين چهارمين فينالي است که مارسي در عصر مديريت «لويي دريفوس» از دست مي دهد. تاجر ثروتمند فرانسوي و سهامدار «آديداس» در سال 96 مارسي را به اميد اينکه به «بايرن جنوب» تبديل کند، خريداري کرد ولي همه پول هايي که در اين سال ها خرج کرده، نتوانسته به هيچ جامي منجر شود. حتي مارسي دو بار تا نزديکي فتح جام يوفا نيز پيش رفت، ولي در فينال سال 99 مغلوب پارما (3 بر صفر) و در فينال سال 2004 مغلوب والنسيا (دو بر صفر) شد. مجموعه اين ناکامي ها او را از ادامه اين راه دلسرد کرده و به نظر مي رسد که انگيزه اي براي تداوم مالکيت باشگاه ندارد. حتي در ميانه فصل چيزي نمانده بود باشگاه به ژاک کاچکار تاجر کانادايي فروخته شود، ولي ضمانت هاي بانکي کافي نبود تا پيوند تلخ دريفوس و مارسي ادامه يابد. هر چند بعيد نيست که او در صورت دريافت پيشنهاد مناسبي در پايان فصل قيد اين تيم را بزند. مارسي اما فرصتي براي عزاداري ندارد. تنها دو هفته تا پايان ليگ فرانسه باقي مانده و مارسي براي رسيدن به ليگ قهرمانان فصل آينده بايد با چنگ و دندان از رتبه دومش محافظت کند. بازي شنبه اين هفته در برابر تماشاگران پرشور سن اتين، تکليف مارسي را تا حد زيادي روشن مي کند. هواداران هم با اميد بازگشت به جمع بزرگان اروپا، غم شکست ها در فينال جام حذفي را تحمل مي کنند. آيا آنها در آينده نزديک مي توانند جشن قهرماني بگيرند؟ فعلاً تنها چيزي که آنها را تسکين مي دهد، ديدن تصاوير شب پيروزي به يادماندني بر ميلان در فينال جام قهرمانان سال 93 است.

شالکه در بيم و اميد

شالکه، پرطرفدارترين تيم آلمان، هم اين روزها وضعيت بهتري از مارسي ندارد. اين تيم از سال 1958 نتوانسته قهرمان آلمان شود و اين فصل را هم با وجود نتايج درخشانش، ممکن است با دست خالي به پايان برساند. نتايج فاجعه بار بايرن مونيخ که در حال حاضر در رتبه چهارم به سر مي برد، فضاي خوبي را براي ساير مدعيان قهرماني بوندس ليگا به وجود آورده و در ميان آنها شالکه تا هفته گذشته توانسته بود بيشترين بهره را ببرد. تا پيش از عصر روز شنبه گذشته و در فاصله دو هفته تا پايان بوندس ليگا، شالکه در صدر ايستاده و تنها دو پيروزي با قهرماني فاصله داشت. حريف دورتموند، رقيب محلي بود که در 35 کيلومتري شهر گلزن کرشن قرار دارد. هواداران شالکه براي اين بازي سنگ تمام گذاشتند. بيست هزار نفر از آنها به ورزشگاه وست فالن دورتموند رفتند و شصت هزار نفر با تهيه بليت در ورزشگاه خانگي حاضر شدند تا اين بازي حساس را از صفحه تلويزيوني عظيم آن ببينند. اما همه اين حمايت ها بي نتيجه بود، چرا که شالکه در اين بازي حياتي با دو گل مغلوب شد و بدتر اينکه اشتوتگارت، بوخوم را شکست داد تا جاي دو تيم در صدر جدول جابه جا شود. حالا تنها اميد هواداران شالکه به روز آخر است که تيم شان برابر بيله فلد پيروز شود و اشتوتگارت در خانه اش نتواند کوتبوس را شکست دهد؛ نتيجه اي که وقوع آن بعيد به نظر مي رسد.اما دو ماه پيش قهرماني شالکه تقريباً قطعي به نظر مي رسيد. آنها هفت امتياز از سايرين پيش بودند و حتي هواداران ماکت «پسر» قهرماني را به زمين تمرين مي آوردند تا بازيکنان بر روي آن امضا کنند.

ولي سه شکست نابهنگام همه چيز را تغيير داد و صدرنشيني 13 هفته اي در حساس ترين روزها از دست رفت. شالکه سال 2001 هم چنين سرنوشت تلخي را تجربه کرد و گل بايرن در خانه هامبورگ در چهارمين دقيقه وقت تلف شده، قهرماني را از آنها گرفت. در آن روز، يکي از گزارشگران تلويزيوني به اشتباه خبر داد که بازي بايرن تمام شده و بازيکنان و هواداران ديوانه وار شادي کردند. چند ثانيه بعد خبر گل بايرن و قهرماني اين تيم رسيد تا بازيکنان شالکه مضحکه شوند.با اين وجود، آينده درخشاني در انتظار شالکه است. قرارداد پنج ساله با شرکت روسي «گاز پروم»، درآمدي 125 ميليون يورويي براي آنها داشته است. اين بزرگترين قرارداد تبليغاتي تاريخ فوتبال آلمان است و شالکه را به چهاردهمين باشگاه پردرآمد جهان تبديل کرده است.ميرکو اسلومکا مربي جوان باشگاه هم عملکرد فوق العاده اي داشته و با تصميمات شجاعانه اش اين تيم را متحول کرده است. بنابراين هواداران مي توانند اميدوار باشند حتي اگر قهرماني اين فصل بوندس ليگا در کمال ناباوري به اشتوتگارت برسد.
پشت دروازه خبر
* رئال يا بارسا؟

تساوي بارسا مقابل بتيس موجب شد در فاصله چهار هفته تا پايان لاليگا، امتيازات اين تيم با رئال مادريد برابر شود. اين لغزش بارسا ممکن است براي اين تيم گران تمام شود، چرا که در صورت امتياز برابر دو تيم در روز پاياني، رئال به دليل عملکرد بهتر در بازي هاي مستقيم قهرمان اسپانيا خواهد شد. رئال اين هفته موفق شد اسپانيول را در مسابقه اي ديدني با نتيجه 3-4 شکست دهد. نبرد اين هفته بارسا در زمين اتلتيکو مادريد و رئال در خانه رکرتيوو، وضعيت قهرماني را تا حد زيادي روشن مي کند.

* ته وس ناجي وستهام

کارلوس ته وس که در ابتداي فصل انتقالي جنجالي به وستهام داشت با گلي که در روز آخر مقابل يونايتد به ثمر رساند، موجب بقاي اين تيم در ليگ برتر شد. اين پيروزي خيال وستهام را راحت کرد در عوض اين شفيلد يونايتد بود که به دليل شکست مقابل ويگان سقوط کرد. ويگان با اين پيروزي خارج از خانه در ليگ برتر ماندني شد. با اين وجود پل جوئل، مربي اين تيم قصد ندارد به همکاري اش ادامه دهد. پيش از اين واتفورد و چارلتون به دسته اول انگليس سقوط کرده بودند.

* پديده اي به نام هميلتون

گرندپري بارسلونا با قهرماني فليپه ماسا، راننده برزيلي تيم «فراري»، به پايان رسيد. اين دومين موفقيت اين راننده پس از گرندپري بحرين بود. با اين وجود اين هميلتون راننده تيم مک لارن بود که به دليل کسب رتبه دوم در بارسلونا به صدر رده بندي کلي رانندگان صعود کرد. راننده جوان انگليسي که اولين فصل حضور در فرمول يک را تجربه مي کند در هر چهار مسابقه فصل روي سکو قرار گرفته و از اين نظر توانسته رکورد جديدي خلق کند. موفقيت هميلتون موجب شد ميشائيل شوماخر قهرمان سابق مسابقات هم به تمجيد از او بپردازد. هميلتون حالا از قهرماني هم نااميد نيست و مي گويد؛ «اگر همين طور امتياز به دست آورم و تيم هم باثبات ظاهر شود، هر چيزي ممکن خواهد بود.»

*مصدومين فينال ويمبلي

فينال جام حذفي انگليس شنبه هفته آينده در حالي برگزار مي شود که چلسي و منچستريونايتد غايبين مهمي دارند. مورينيو تاييد کرد که براي اين فينال حساس کارواليو، بالاک و شوچنکو را در خدمت ندارد. در آن سو فرگوسن هم نمي تواند روي حضور گري نويل و لويي ساها حساب کند.

*ناکامورا بهترين بازيکن ليگ اسکاتلند

روزنامه نگاران اسکاتلند، ناکامورا هافبک ژاپني سلتيک را به عنوان بهترين بازيکن ليگ اسکاتلند انتخاب کردند. او نقش بزرگي در قهرماني تيمش در ليگ اسکاتلند داشت. او در ليگ قهرمانان هم موفق شد گلي ديدني را از روي ضربه ايستگاهي وارد دروازه منچستريونايتد کند.

*خيال ميلان و لاتزيو راحت شد

ميلان و لاتزيو در بازي هاي اين هفته سري A پيروز نشدند، ولي نتايج به گونه اي رقم خورد تا دو تيم از ماندن در جمع چهار تيم برتر و حضور در ليگ قهرمانان فصل آينده مطمئن شوند. ميلان در زمين کاتانيا به تساوي يک - يک رسيد و لاتزيو در خانه اينتر با نتيجه 4 بر 3 مغلوب شد. اين موضوع به آنچلوتي مربي ميلان کمک مي کند تا در آستانه فينال ليگ قهرمانان مقابل ليورپول به بازيکنان اصلي اش استراحت دهد.

*گيگز هنوز مي تواند

سرالکس فرگوسن پس از قهرماني منچستريونايتد گفت که رايان گيگز و پل اسکولز هنوز مي توانند براي تيم مفيد باشند. او درباره گيگز که برخي او را تمام شده مي دانند، مي گويد؛ «او هنوز دو سال ديگر مي تواند بازي کند. شايد او چابکي

17 سالگي اش را نداشته باشد، اما هنوز به اندازه کافي سريع است.»
عناوين اين صفحه
ورزش ايران روياهاي شيرين و حقاي قتلخ
حسرت چهارده ساله بندر
پشت دروازه خبر
پشت دروازه خبر

پشت دروازه خبر
* تيم ملي کشتي فرنگي ايران با دو مدال نقره، 2 برنز و 3 مدال طلايي که حميد سوريان، سامان طهماسبي و قاسم رضايي به دست آوردند قهرمان آسيا شد. ايران آخرين بار در سال 2003 قهرمان قاره شده بود. پيش از اين تيم کشتي آزاد ايران هم به قهرماني آسيا رسيده بود.

? «براي سال جاري به مبلغي حدود 5 تا 6 ميليارد تومان نيازمنديم.» محمدرضا يزداني خرم رئيس فدراسيون کشتي با اعلام اين خبر گفت يک ميليارد تومان از اين بودجه توسط کميته ملي المپيک، 600 ميليون تومان از طريق سازمان تربيت بدني و بقيه مبلغ از طريق اسپانسرها جذب خواهد شد.

? ليست 42 نفره تيم ملي ب براي حضور در مسابقات غرب آسيا اعلام شد. اين فهرست اعتراض بسياري از دعوت شدگان را برانگيخت. ايران از بيست و ششم خرداد در اين مسابقات به ميدان خواهد رفت.

? آندرانيک تيموريان ملي پوش ايراني تيم بولتون انگليس اعلام کرد ممکن است به دليل فشردگي تمرينات اين تيم براي مسابقات جام ملت هاي آسيا نيايد. آندو روز يازدهم خرداد ماه ازدواج خواهد کرد.

سرمربي سابق تيم ملي، ايران را قدرت اول آسيا مي داند و مي گويد؛ «تيمي که علي کريمي، مهدوي کيا، تيموريان، نکونام، نصرتي، هاشميان و... را دراختيار دارد نبايد نتيجه اي غير از قهرماني در آسيا به دست آورد.» ايران با برانکو ايوانکوويچ در جام ملت هاي 2002 در چين به مقام سوم رسيده بود. رضا قراخانلو رئيس کميته ملي المپيک مي گويد؛ دبير و مسوول روابط بين الملل کميته المپيک امريکا براي حضور در ايران و بازديد از امکانات ورزشي کشورمان ابراز آمادگي کرده است. قراخانلو مي گويد کميته ملي المپيک براي پاسخ دادن منتظر نظر وزارت امور خارجه است.

? مرد ترک خسته شده است. مصطفي دنيزلي مي گويد کار کردن در اين شرايط دشوار است و او نمي داند مشکلات و مسائل را با چه کسي بايد مطرح کند. او مي گويد تيم پنج هفته خوب بازي کرد، اما حالا ديگر نمي توان از آن انتظاري داشت.

? تيم ملي دوچرخه سواري ايران قهرمان تور ترکيه شد. در اين مسابقات 15 تيم شرکت داشتند و پس از ايران برسيا اسپور ترکيه و تيم ملي اسلواکي دوم و سوم شدند. در مجموع انفرادي کلي تور حسين عسگري در مکان سوم قرار گرفت.

? عضو هيات رئيسه انتقالي فدراسيون فوتبال گفت اساسنامه اصلاح شده فدراسيون امروز به سوئيس ارسال مي شود. علي رغبتي درخصوص اصلاحات انجام شده، مي گويد از نظر فيفا ابهاماتي وجود داشته که برطرف شده است.

? تيم واليبال زنان ايران در اردو به سر مي برد و به مسابقات آسيايي تايلند اعزام خواهد شد. محمدرضا داورزني رئيس فدراسيون واليبال با اعلام اين خبر گفت پوشش زنان واليباليست مورد تاييد قرار گرفته و مشکلي وجود ندارد.

? به دنبال صحبت هاي دکتر پرويز سيار مبني بر وجود تخلف در جامعه داوري ايران رئيس سازمان تربيت بدني اين حرف ها را بي اخلاقي خواند و از داوران حمايت کرد. علي آبادي همچنين گفت؛ حاضريم با ورزش امريکا رابطه داشته باشيم

? او مردد است. ابراهيم قاسمپور که توانسته است تيم الحتاي امارات را از دسته دوم به دسته اول بياورد از مربيگري در صنعت نفت آبادان مطمئن نيست. قاسمپور مي گويد خود را به صنعت نفت و آبادان متعهد مي داند اما تماشاگران آباداني آرامش را از هر مربي سلب مي کنند.

? مهاجم ايراني تيم هانوفر آلمان با يادداشتي در سايت شخصي اش از فليکس ماگات سرمربي سابق بايرن انتقاد کرد. وحيد هاشميان دليل افت اين فصل مونيخي ها را انضباط خشک ماگات مي داند. هاشميان همچنين از کمردرد مزمن اش مي گويد و اينکه نياز به استراحت طولاني مدت دارد.

? شير کپنهاگ ممکن است براي مربيگري به دانمارک برود. هادي طباطبايي دروازه بان اسبق تيم ملي کشورمان با اعلام اين خبر گفت، در صورت توافق مربيگري دروازه باني تيم جوانان يک باشگاه دسته اولي دانمارک را به دست مي گيرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام