
گروه اقتصادي، رويا خالقي؛ نوشتن در مورد سوابق باسابقه ترين وزير پس از انقلاب بي شک تکرار مکررات است. او به مانند بسياري از وزراي دولت پيشين در دانشگاه تدريس مي کند و به تازگي رياست هيات مديره هپکو را پذيرفته است و البته شنيده مي شود خود را براي شرکت در انتخابات دوره هشتم نمايندگان مجلس آماده مي کند. وزير نفت دولت خاتمي بر ضرورت هاي اقتصادي غيرنفتي با توسل به خود نفت تاکيد فراواني دارد و راه هاي زيادي براي برون رفت از اقتصاد نفتي مطرح مي کند. او سال هاي زيادي را در نفت سپري کرده اما اينک در مورد دلايل کاهش ظرفيت توليد نفت ترجيح مي دهد که بگويد من ديگر نفتي نيستم. او همچنين از جواب دادن در مورد تحريم و تاثير آن بر صنعت نفت خودداري مي کند. گفت وگوي مان با بيژن نامدار زنگنه در مورد جايگاه نفت در اقتصاد ايران، راه هاي برون رفت از اقتصاد نفتي، مساله بنزين، تغيير اساسنامه شرکت ملي نفت و عدم انتشار گزارش شرکت در پي مي آيد.
جايگاه نفت را در اقتصاد ايران چگونه ارزيابي مي کنيد؟
اقتصاد ايران سال هاست به دليل سهم بسيار بالاي نفت در توليد ناخالص ملي، تراز بازرگاني و نيز تامين درآمدهاي بودجه عمومي دولت در کنار سهم عمده يارانه هاي پرداختي براي فرآورده هاي نفتي و گاز طبيعي مصرف داخلي پيوند ناهمگوني با نفت داشته است اما کشورمان براي برون رفت از وابستگي به نفت راهي جز توسل به خود نفت ندارد چرا که در حال حاضر سهم نفت در توليد ناخالص داخلي و در تامين درآمدهاي بودجه عمومي به ترتيب حدود 50 و 70 درصد است. همچنين سهم اين ماده در تراز بازرگاني خارجي به بيش از 85 درصد مي رسد و در واقع سهم عمده صادرات کشورمان از آن نفت است. ضمن اينکه نبايد سهم عظيم يارانه که امسال بالغ بر 36 ميليارد دلار يعني بيش از 20 درصد از توليد ناخالص ملي ايران است را به فراموشي سپرد.
چگونه مي توان در جهت کاهش وابستگي به نفت گام برداشت و اقتصاد غير نفتي ايجاد کرد؟
براي کاهش سهم نفت در توليد ناخالص داخلي از دو روش مي توان استفاده کرد؛ اولين روش کاهش توليد نفت است که در اين روش سهم نفت در توليد ناخالص داخلي کم مي شود و صادرات کاهش مي يابد و در پي آن سهم نفت در تراز بازرگاني خارجي نيز کاهش مي يابد و بدين ترتيب دولت هم درآمد نفتي ندارد تا از آن استفاده کند. اما اين غيرممکن است چرا که کشوري که عادت کرده درآمدهاي خود را از محل فروش نفت تامين کند، محال است اين روال را رها کند و البته شايد هم معقولانه نباشد چون در اين صورت رفاه عمومي به شدت کاهش يافته و مشکلات چندين برابر مي شود اما روش ديگر اين است که اگر قرار است عدد يک کسر کاهش پيدا کند لازم نيست حتماً عدد صورت کسر را کم کنيم. در اينجا بهتر است عدد مخرج کسر را بزرگ کنيم که سهم نفت در مجموع کم رنگ شود بدون آنکه جلوي رشد بخش نفت را بگيريم.
نقش ماليات در کاهش وابستگي به نفت را چه اندازه مي دانيد؟
ماليات بدون شک بهترين جايگزين براي نفت در تامين درآمدهاي بودجه عمومي کشور است که در ازاي توليد و مشارکت بخش خصوصي حاصل مي شود. در واقع بدون بالا رفتن توليد ناخالص داخلي قادر به افزايش ماليات نخواهيم شد چون در صورت بالا بردن نرخ هاي مالياتي قدرت سرمايه گذاري را کاهش داده ايم، پس بهترين راه در اين رهگذر افزايش توليد ناخالص داخلي است تا سهم درآمدهاي مالياتي در کل درآمدهاي عمومي دولت نيز رشد کند.
چگونه مي توان به راه هاي برون رفت اقتصاد وابسته به نفت دست يافت؟بايد بهره وري در اقتصاد افزايش پيدا کند و اين بدان معناست که بايد نقش دولت کم شود و اقتصاد رقابتي مبتني بر موتور بخش خصوصي در کشور ايجاد شود تا به رشد شتابان اقتصادي دست يابيم. براي تحقق اين امر بايد منابع عظيم مالي تجهيز شود که اين منابع را مي توان از طريق نفت تامين کرد. در دولت آقاي خاتمي به اين موضوع که نگاه به نفت از «درآمد دولت به سرمايه ملت» تغيير کند بسيار مورد توجه بود و ماحصل آن شد که حساب ذخيره ارزي تشکيل و بخش عمده يي از مازاد درآمدهاي نفتي در آن حساب، ذخيره و از محل آن به بخش خصوصي وام پرداخت مي شد و اينجاست که نفت نه تنها عليه اقتصاد غير نفتي عمل نکرد بلکه به کمک ايجاد اقتصاد غيرنفتي آمده است.
با توجه به روندي که اقتصاد در حال حاضر با آن مواجه است دستيابي به آنچه شما در مورد خروج از اقتصاد غيرنفتي ذکر کرديد دور از انتظار به نظر مي رسد؟
من درباره روند نمي توانم صحبت کنم اما اين روند موقتي است و نمي تواند ادامه پيدا کند. کشور ايران بايد رشد کند چون اين خواسته مردم است.
اما نقش مردم بسيار اندک است؟
پس مردم علاقه يي به پيشرفت ندارند، براي دستيابي به توسعه بايد خواست، درک، منطق و شعور مردم بالا برود.
آيا شما مي پذيريد که مسوولان نقش مهمي در شکوفايي خواسته مردم دارند؟
فقط مسوولان نيستند بلکه احزاب، گروه هاي سياسي، فرهنگيان، عناصر اجتماعي و... نقش مهمي دارند. دولت مسوول مردم نيست مسوول عدالت است.
آقاي مهندس اين مواردي که براي اقتصاد غيرنفتي اشاره کرده ايد چه زماني تحقق مي يابد؟
ظرف 20 سال آينده. در واقع چشم انداز و اصل 44 قانون اساسي بايد تبديل به خواسته ملي شود و در صورت تحقق آن هيچ دولتي جرأت مقابله با آن را ندارد.
از بحث ضرورت هاي اقتصاد غيرنفتي بگذريم.
بنزين به عنوان نقطه ضعف دوران وزارت شما مطرح است که سبب واردات سيل عظيمي بنزين و دود شدن حجم عظيمي از دلارهاي نفتي شد. البته در دوره چهارساله دوم وزارت بحث آزادسازي قيمت بنزين مطرح شد اما اجرايي نشد تا رقم بخورد. نقطه سياه وزارت شما و حتي دولت خاتمي.
ما در مجلس ششم در قانون برنامه چهارم توسعه ماده 3 داشتيم که اساس آن رساندن قيمت فرآورده هاي نفتي به قيمت منطقه و هدفمند کردن يارانه ها بود و مصارف پول به دست آمده از اجراي اين ماده به طور کامل مشخص شده بود. بحث بسيار عميقي بود و ملاحظات اجتماعي نيز در آن لحاظ شده بود تا فشاري به مصرف کنندگان وارد نشود. مجلس هفتم اما در اولين اقدام خود اين ماده را تحت عنوان تثبيت قيمت ها حذف کرد تا مشکل عدم هدفمند کردن يارانه همچنان ادامه داشته باشد. اگرچه مجلس ششم مسووليت آن را پذيرفت اما بايد توجه داشت با يارانه نيز اقتصاد قادر به پيشرفت نيست مگر آنکه مردم حذف يارانه را بپذيرند.
آقاي مهندس چرا وزارت شما توليد بنزين و ساخت پالايشگاه را جدي نگرفت؟
چون ساخت پالايشگاه از نظر من غير اقتصادي است. سرمايه گذاري بايد بازگشت داشته باشد. اين بايد مهمترين علت باشد نه صرف اينکه وارد نسازيم توليد کنيم. ما بايد زنجيره توليد و توزيع را با هم داشته باشيم که فاقد زنجيره توزيع هستيم و از اين رو توليد بنزين براي ما صرفه اقتصادي ندارد و همان بهتر که وارد کنيم اما به قيمت واقعي به فروش برسانيم تا دچار بحران نشويم. از نظر قانوني نيز مجلس هفتم زماني اجازه ساخت و تاسيس پالايشگاه را دارد که حتماً توجيه اقتصادي داشته باشد هم وزير و شوراي اقتصاد تاييد کند که با اين قيمت داخلي اصلاً توجيه نداشت. تنها در اين چند سال اخير به دليل افزايش قيمت نفت و فرآورده ها، اقتصاد پالايشگاه ها وضعيت مطلوب تر پيدا کرد که البته باز هم در ايران ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست.
اما اين انتقاد در دولت قبلي و از سوي آقاي ستار ي فر رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز به شما وارد بود.
نه انتقادي نبود، تصويب شد در صورت تشخيص وزير و توجيه اقتصادي پالايشگاه بسازيم که ما اعتقادي نداشتيم و اگر امروز هم وزير بودم اعتقاد نداشتم وگرنه براي وزارت من کاري نداشت.
دليل حمايت شما از کارت هوشمند که بسياري از جمله نعمت زاده مديرعامل شرکت پخش و پالايش فرآورده هاي نفتي آن را با توجه به امکانات کشور بلند پروازانه ذکر مي کند چه بود؟
اين طرح مصوبه مجلس بود که برخلاف راي و نظر ما تصويب شد. به نظر من طرح بي خاصيتي است و در آن مقطع نيز در مجلس اعلام کردم که طرح معقولي نيست و در حال حاضر تنها در صورت دونرخي يا سهميه بندي بنزين مي تواند کاربردي شود.
دلايل کاهش ظرفيت توليد نفت ايران را در شرايط کنوني در چه مي دانيد؟
موضع وزارت نفت در حال حاضر نيز همان افزايش ظرفيت و سرمايه گذاري است. نمي دانم دليل عدم افزايش ظرفيت به مشکلات داخلي وزارتخانه برمي گردد يا خير. در واقع نمي خواهم وارد اين بحث شوم اما بخشي از اين مشکلات به شرايط کنوني کشور در عرصه جهاني مرتبط است.اما بسياري از مديران صنعت نفت تاکيد دارند که ظرفيت سازي و سرمايه گذاري با افزايش مواجه بود نه کاهش.اگر سرمايه گذاري شده باشد خوب است ولي تا جايي که من اطلاع دارم تاکنون قرارداد جديدي بسته نشده و يکسري يادداشت تفاهم (MOU) امضا شده که هيچ کدام از اين يادداشت ها ارزش قراردادي ندارد و به نظر من در بعضي از اين موارد بزرگنمايي مي شود. در واقع قرارداد موثر خيلي کم بسته شده.
تغيير اساسنامه شرکت ملي نفت چرا به نتيجه نمي رسد؟
من به تغيير اساسنامه شرکت ملي نفت اعتقادي نداشتم و ندارم چون اين تغيير به نفع شرکت ملي نفت نيست و در حال حاضر اساسنامه فوق از لحاظ حقوقي و ساختار مشکلي ندارد. در واقع تغيير اساسنامه ضررهاي جدي به خصوص در شرايط ملتهب به شرکت ملي نفت مي زند.
آقاي زنگنه به عنوان سوال هاي پاياني تمايل دارم در مورد شرکت Bain که اواخر وزارت شما براي بررسي وضعيت وزارت نفت فراخوانده شد بدانم چرا گزارشات اين شرکت هيچگاه منتشر نشده؟
اين گزارش پس از پايان وزارت من به پايان رسيد. البته اين گزارش با همکاري موسسه مطالعات انرژي تهيه شد و حاوي ساختار مدرن و به روز براي صنعت نفت با توجه به تجارب و واقعيات منطبق با شرايط ايران بود. از نظر ساختار و روش هاي کار نيز شرکت Bain در حال بررسي بود که من اطلاعي ندارم.
اما برخي از کارشناسان موسسه مطالعات انرژي معتقدند به دليل به هم ريختگي وضعيت صنعت نفت شما مانع انتشار اين گزارش شده ايد؟
همانطور که گفتم اين گزارش بعد از وزارت من تکميل شد و البته موسسه مطالعات يک نسخه از آن را در اختيار من گذاشت. در واقع اين گزارش ارتباطي به به هم ريختگي صنعت نفت نداشت، ضمن اينکه تهيه اين گونه گزارشات که از سوي سازمان يا وزارتخانه يي به شرکتي واگذار مي شود براي انتشار نيست.