
گروه فرهنگي، علي راضي، کن؛ آنونس جشنواره از زير دريا شروع مي شود. بعد دوربين از کنار پله هاي قرمز و ماهي ها رد مي شود. بالا مي آيد تا روي دريا و بعد بالاتر تا جايي که آسمان است و نه انتهاي آسمان. هر روز چند بار اين تصاوير انيميشن پخش مي شود و البته جشنواره با يکي از فيلم هاي انيميشن خود در بخش مسابقه جنجالي شده است؛ فيلمي که شرکت پخش کننده اش، اميد هاي بسياري به آن بسته است. ديروز نمايندگان سينماي ايران به نمايش انيميشن «پرسپوليس» اعتراض کردند؛ فيلمي که هنوز چيزي نگذشته دارد به همه زبان ها دنيا ترجمه مي شود. يکي از صداپيشگانش کاترين دنوو است و براي پخش در امريکا
شان پن مسووليتش را برعهده گرفته. شنبه شب وقتي مايکل مور از روي فرش قرمز مي گذشت به دريا نگاه کردم و کشتي هاي ثروتمندان که چند کشتي عرب هم در ميان شان است. افشاگري او در مورد پول عرب ها در امريکا يادتان هست؟ قبل از اين مستند جنجالي ديروز يکي از تکان دهنده ترين مستندهاي اين سال ها را در بخش نوعي نگاه ديدم. «وکيل مدافع ترور» ذهن را دچار وضع عجيبي مي کند. بعد از تماشاي فيلم به همه مشکوک مي شوي. وقتي بيش از چهل سال زندگي ژاک ورژس، وکيل مدافع صدام، را مرور مي کني. دنياي عجيبي است سياست. آدم هايي مثل جميلا بوهيرد، کارلوس، پل پت (همکلاسي سابق ورژس در سوربن) و آنيس نکش در اين فيلم ديده مي شوند. کساني که سال ها افسانه ها يا
ضد قهرمان هايي بوده اند که عليه سيستم ها بلند شده بودند. شايد فقط کسي مثل باربت شرودر با آن سابقه مي توانست چنين فيلمي بسازد. البته شرودر که جالب است بدانيد متولد تهران است اصلاً هيج کجا به اينکه ورژس وکيل صدام و روژه گارودي بوده اشاره نمي کند. اما بعد از ماجراي صدام همه ورژس را مي شناسند.
پنجشنبه اولين فيلم استونيايي، «مگنوس»، که به يکي از بخش هاي رسمي کن راه پيدا کرده است، نمايش داده شد. همانجا فهميديم که اين اولين فيلمي هم است که در استوني توقيف شده است. کدري کوسر کارگردان جوان فيلم مي گفت وقتي داشته دي وي دي فيلمش را براي فستيوال کن پست مي کرده است در رويايش هم نمي گنجيده که براي اين بخش انتخاب شود. «مگنوس» فيلم خيلي سياهي بود. فيلمي در مورد قاچاق و خودکشي در استوني که وضعيتي تاريک از اين کشور نشان مي داد. روز پنجشنبه اما روز برادران کوئن بود. شلوغ ترين صف جشنواره...
فيلم جديد اين دو برادر فيلمساز «نه اين کشور مال پيرمردان نيست» (ترجمه فرانسوي) که براساس رمان کورماک مک کارتي ساخته شده تجربه عجيبي بين رفتن به سينما و شهربازي است. خوشبختانه فيلم قابليت پخش در ايران را دارد و ديدنش در سالن سينما جذاب است. مثل سوار شدن روي يکي از بازي هاي وحشتناک وقتي که آن بالا هستيد و داريد جيغ مي کشيد و چند ثانيه بعد مي خنديد. اين فيلم را که ببينيد همين طور روي چنين اسباب بازي بالا و پايين مي رويد.
ديروز صبح خيلي ها زودتر از هر روز بيدار شدند. فيلم «هر کس سينماي خودش را دارد» مجموعه يي از فيلم هاي کوتاه کارگردانان شناخته شده جهان ساعت هشت و نيم نمايش داده شد. فيلم کيارستمي که «رومئوي من کجاست؟» نام داشت هم مورد استقبال قرار گرفت. تم هاي مشترکي مانند «عشق به سينما»، «نگراني در مورد سينما» و «دفاع از سينما برابر سياست» در بين فيلم ها ديده مي شد. از فيلم هاي ناني مورتي، اليا سليمان، رومن پولانسکي، چن کايگه، والتر سالاس و کيتانو هم استقبال خوبي شد. بعد از نمايش فيلم کيارستمي را ديدم که همراه با اليا سليمان خارج شدند. رومن پولانسکي در نشست مطبوعاتي بعد از فيلم، با خروج زودهنگام جنجال آفريد و خبرنگاران اين حرکتش را نوعي توهين دانستند. در دهکده خيلي ها با عکس مارچلو ماستروياني عکس مي گيرند. وقتي از جلوي عکسش رد مي شديم براي دوستم يک صحنه از فيلم «شکوه» (اتوره اسکالا) را تعريف کردم که در آن مارچلو نقش بليت فروش سينما را بازي مي کند؛ مردم دارند فيلم مي بينند. من تا نيم ساعت ديگر به ديدار آندره زوياگونتسف (کارگردان سرزنش) مي روم. با اينکه عاشق فيلمش شده ام فکر نکنم نخل را ببرد. اما چه کسي نخل طلا را مي گيرد؟