دوشنبه، 31 ارديبهشت 1386 - شماره 1398
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سينما
همه آنچه مي خواهيد درباره کن 2007 بدانيد؛ اما حوصله نداريد بپرسيد
در حال و هواي عشق
ساسان گلفر

sasangolfar@yahoo.com

اصلاً به ما چه مربوط، جايزه اش را يک عده يي مي گيرند، عده ديگري امضا جمع مي کنند، بعضي به سالن سينما مي روند و فيلم هاي جديد تماشا مي کنند و بقيه هم به کنار دريا مي روند و شنا مي کنند، آن وقت ما نشسته ايم براي گروه اول کف مي زنيم و به حال سه گروه ديگر غبطه مي خوريم. اما هر چقدر هم بگوييم به ما چه مربوط، آخرش مي بينيم به ما مربوط است. بالاخره بايد بدانيم از دستفروش هاي گوشه خيابان کدام دي وي دي ها را بخريم يا نه؟ از همه بدتر اينکه جشنواره کن شصت ساله شده و از وقتي سنش بالا رفته مثل هر بزرگتر ديگري احترامش واجب است. پس به اين نتيجه مهم مي رسيم که کن خيلي مهم است.

در جشنواره کن 2007 که به احتمال زياد در سال 2007 و در مکاني به نام کن -البته در فرانسه- برگزار مي شود، ظاهراً فيلم هايي به نمايش در مي آيد که يک يا چند نفر آنها را کارگرداني کرده اند و از قرار معلوم عده يي هم در آنها بازي کرده اند. ببينيم چه کساني چکار کرده اند، البته با ذکر اين نکته که خوب و بد کارشان به خودشان مربوط است و راقم اين سطور هيچ مسووليتي در قبال کار آنها بر عهده نمي گيرد.

جشنواره کن امسال با نمايش فيلم «شب هاي ذغال اخته يي من» وانگ کار- واي، کارگردان هنگ کنگي متولد شانگهاي که به تقليد از ساواکي هاي فيلم هاي قديمي بهرام بيضايي عينک آفتابي از چشمش نمي افتد، در تاريخ 26 ارديبهشت آغاز شده است. اين اولين فيلم انگليسي زبان کارگردان مشهور فيلم هايي مانند «سريع السير چانکينگ» و «2046» و برنده نخل طلاي کن در سال 1997 براي فيلم «خوشبخت بودن با يکديگر» است و داستان زني را بازگو مي کند که براي يافتن معني محبت، تمام امريکا را زيرپا مي گذارد و با آدم هاي عجيب و غريبي برخورد مي کند که لابد متوجه نمي شود اکثر آنها ستاره هاي سينما هستند. «شب هاي ذغال اخته يي من» در بخش مسابقه به نمايش درمي آيد، بازيگراني همچون جود لاو، ناتالي پورتمن، نورا جونز، ريچل وايز، اد هريس و کوين اسپيسي در آن بازي مي کنند و فيلمبرداري آن برعهده داريوش خنجي خودمان است. «آلکساندرا» محصول روسيه به کارگرداني آلکساندر سوکورف- کارگردان «مولوچ» و «مادر و پسر» که عده يي او را وارث معنوي آندري تارکوفسکي مي دانند- با داستاني که در چچن مي گذرد، درباره پيرزني که به دنبال نوه سرباز خود مي گردد، فيلم ديگر بخش مسابقه است. نقش اين پيرزن را خواننده معروف هشتاد ساله اپرا، خانم گالينا ويشنوسکايا بازي مي کند. «مرگ ناپذير» کوئنتين تارانتينو نيز در بخش مسابقه جشنواره کن امسال است. از قرار معلوم طفلکي کوئنتين ناچار شده اپيزود «مرگ ناپذير» دو فيلم با يک بليت «گرايندهاوس» را از اپيزود «سياره وحشت» رابرت رودريگس جدا کند و تک و تنها به کن بيايد و البته در حدود 15 دقيقه به اين فيلم اضافه کند. «مرگ ناپذير» يک B-Movie است که نشان مي دهد چگونه چند زن در مقابل کرت راسل در نقش قاتل ديوانه يي که با اتومبيل خودش آدم مي کشد، مي ايستند. «اين را به من قول بده» از امير کاستاريکا، کارگردان- فيلمنامه نويس- بازيگر- نوازنده و ترانه سراي نوآور و غيرمتعارف بوسنيايي که در سال 1995 نخل طلاي جشنواره کن را براي کارگرداني «زيرزمين» دريافت کرده است نيز از فيلم هاي احتمالاً جنجالي اين بخش است. کاستاريکا در اين فيلم داستان زن و شوهري را بازگو مي کند که پي مي برند کودکي که در راه دارند ممکن است جان زن را به خطر بيندازد و بايد در مورد زندگي او تصميم بگيرند. در بخش مسابقه همچنين «کرانه بهشت» به کارگرداني فاتح آکين آلماني ترک تبار محبوب جشنواره برلين درباره 6 شخصيتي که مرگ آنها را به هم پيوند مي دهد، «نفس» به کارگرداني کي-دوک کيم کره يي، «تبعيد» آندري زوياگينتسف، کارگردان روس که چهار سال پيش شير طلايي ونيز را براي فيلم «بازگشت» دريافت کرد، «مردي از لندن» بلا تار مجارستاني بر اساس رماني از ژرژ سيمنون درباره سوزنباني که چمدان پر از پول يک مرده را پيدا مي کند، «جايي براي پيرمردان نيست» برادران کوئن با بازي تامي لي جونز، جاش برولين، وودي هرلسون و خاوير باردم که فيلم خشني درباره مسائل يک سرباز بازگشته از جنگ ويتنام با دلالان مواد مخدر است، «پارانوئيد پارک» گاس ون سنت که به خاطر فيلم هايي همچون «کابوي دراگ استور» و «ويل هانتينگ خوب» شهرت دارد و او نيز همچون برادران کوئن، تارانتينو، کار-واي و کاستاريکا قبلاً برنده نخل طلاي کن شده است درباره نوجوان اسکيت بورد سواري که يک مأمور انتظامي را از سر تصادف مي کشد و سرگردان مي شود، «نور ساکت» کارلوس ريگاداس مکزيکي که محصول مشترک مکزيک، فرانسه و هلند و متکي بر نابازيگران است و داستان آن در اجتماع فرقه مسيحي منونيت مي گذرد، «شب مال ماست» فيلم جنايي پليسي جيمز گري که خواکين فونيکس، مارک والبرگ و رابرت دوال در آن بازي مي کنند و «زودياک» ديويد فينچر بر اساس داستان واقعي تحقيقات يک خبرنگار براي يافتن يک قاتل زنجيره يي با بازي جيک جيلنهال، مارک رافالو و رابرت داوني جونيور را فعلاً نمي توانيد ببينيد. براي اينکه باز هم دل تان بسوزد مي توان از فيلم هاي «4 ماه، 3هفته و 2 روز» کريستين مونگيو از کشور روماني، «آوازهاي عشق» کريستف اونور فرانسوي، «اتاقک زيرآبي و پروانه» جوليان اشنابل باز هم فرانسوي، «واردات/ صادرات» اولريش زيدل اتريشي، «جنگل گريان» نائومي کاواسه ژاپني، «آفتاب مخفي» لي چانگ دانگ از کره جنوبي و «خانم سالخورده» کاترين بريا از فرانسه نام برد که در ميان 22 فيلم بخش مسابقه به نمايش در مي آيند.در بخش خارج از مسابقه جشنواره کن 2007، «قلب قدرتمند» اثر مايکل وينترباتم حضور دارد که بر اساس خاطرات ماريان پرل، بيوه دانيل پرل -گزارشگر والت استريت ژورنال که در کراچي پاکستان ربوده شد و به قتل رسيد- ساخته شده است. نقش خانم پرل را آنجلينا جولي بازي مي کند و ساير بازيگران عبارتند از عرفان خان، ويل پتون، آرچي پنجابي و دنيس اوهارا. مايکل وينترباتم که قبل از تحصيل سينما در رشته زبان انگليسي از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصيل شده است، پيش از اين فيلم هايي همچون «جود» بر اساس رمان تامس هاردي و «به سارايوو خوش آمديد» را ساخته و جوايز متعددي را در جشنواره هاي بين المللي دريافت کرده است که مبارکش باشد. «دسته سيزده نفره اوشن» ساخته استيون سودربرگ، کارگردان 44 ساله امريکايي که در سال 1989 با ربودن نخل طلاي کن براي «جنسيت، دروغ ها و نوار ويدئو» به شهرت رسيد و بعد «کافکا» ، «ارين براکويچ» و «ترافيک» را ساخت، ادامه ماجراهاي دو فيلم قبلي همين کارگردان است. ظاهراً اين بار «آل پاچينو» نيز به گروه دوازده نفره سارقان فيلم دوم اضافه شده است تا نحسي سيزده همه آنها را بگيرد. «سيکو» فيلم مستند و لابد جنجالي مايکل مور، منتقد چاق و چله و سمج جرج بوش که اين بار به پر و پاي نظام بهداشتي امريکا پيچيده، فيلم ديگر بخش خارج از مسابقه کن است که در اکران گالا به نمايش در مي آيد.يکي ديگر از فيلم هاي خارج از مسابقه که در شب اختتاميه به نمايش در مي آيد، «دوران تاريکي» دنيس آرکاند کانادايي است. در اين کمدي سياه که به تخيلات افسارگسيخته يک کارمند دولت مي پردازد مارک لابرش و دايان کروگر بازي مي کنند.

برگزار کنندگان جشنواره کن از قرار معلوم به اين قصد که سه فيلم جشنواره را کسي نبيند، آنها را در اکران نيمه شب به نمايش گذاشته اند. يکي از اين فيلم ها «دروازه تخته يي» فيلم دلهره آور انگليسي زبان اليور آساياس فرانسوي، کارگردان نامزد سه جايزه نخل طلايي در سال هاي 2000 و 2002 و 2004، است که مايکل مدسن و آسيا آرجنتو در آن بازي مي کنند، ديگري کمدي اسکروبال آبل فرارا به نام Go-Go Tales است درباره کشمکش هاي مالي يک باشگاه شبانه در منهتن که بازيگران آن ويلم دافو، باب هاسکينز و - بار ديگر- آسيا آرجنتو هستند و سومي مستند U2 3D ساخته کاترين اوونز و مارک پلينگتون درباره گروه U2 است که بونو خواننده در آن حضور دارد.

در بخش نگاه خاص، باربت شرودر کهنه کار با فيلم مستند «وکيل وحشت» درباره ژاک ورژ، وکيل جنجالي افرادي مانند پول پوت، صدام حسين و اسلوبودان ميلوشوويچ، ملقب به «وکيل شيطان» ، حضور دارد. باربت شرودر فرانسوي (متولد تهران، پدر آلماني اش در زمان تولد او - سال 1941- به عنوان زمين شناس در ايران کار مي کرده) از سال 1969 که اولين فيلمش را ساخته تاکنون فقط يک بار در سال 1987 نامزد نخل طلاي کن شده است. در ميان فيلم هاي اين بخش «پرواز بادکنک قرمز» هو شيائو شين تايواني که ژوليت بينوش در آن بازي مي کند و اداي ديني به فيلم کوتاه «بادکنک قرمز» آلبر لاموريس است در ميان 17 فيلم از کشورهايي مانند آلمان، روماني، اروگوئه، شيلي و تايلند نمايش داده مي شود.

نمايش هاي ويژه که لابد به تقليد از جشنواره فجر خودمان در جشنواره کن گنجانده شده، محل نمايش چهار فيلم «ساعت يازدهم» به کارگرداني ليلا کانرز پترسن و ناديا کانرز از امريکا، He Fengming اثر وانگ بينگ از چين، «بازگشت به نورماندي» نيکولاس فيليبرت فرانسوي و «جنگ» کن بنز امريکايي است.

بزرگداشت هاي 60 سالگي بخش ديگري است که چهار فيلم اروپايي در آن حضور دارند؛ «جعبه ها» از فرانسه به کارگرداني جين بيرکين، «صد ميخ» ارمانو اولمي ايتاليايي با داستان استاد دانشگاهي که دست از کار مي کشد و براي يافتن زندگي واقعي به نقطه دوردستي در کنار رود «پو» مي رود ، «رمان ايستگاهي» کلود للوش، کارگردان مشهور فرانسوي و «اولزهان» فولکر شلندورف آلماني که به زبان فرانسه و قزاقي و درباره يک فرانسوي است که نيرويي مرموز او را به قزاقستان مي کشاند.

بخش «کلاسيک هاي کن- مستندهايي درباره سينما» به چهار نام بزرگ تاريخ سينما اختصاص يافته است، «براندو» به کارگرداني ميمي فريدمن و لزلي گريف از امريکا، «ليندسي اندرسون، هرگز عذرخواهي نکن» ساخته مايک کاپلان از امريکا، «موريس پيالا عشق وجود دارد» اثر آن ماري فو و ژان پي ير دوويه از فرانسه و «مرد سينما؛ پي ير ريسيان» که تاد مک کارتي امريکايي، منتقد نامدار ورايتي، درباره نويسنده-کارگردان-تهيه کننده فرانسوي و کاشف استعدادهاي سينمايي ساخته است.

«سينه فونداسيون» نام بخش ديگري است که از سال 1998 به منظور پيدا کردن افراد با استعداد مدارس سينمايي وارد جشنواره کن شده است. امسال 16 فيلم زير 60 دقيقه از کشورهايي مانند آرژانتين، هند، انگلستان، فرانسه، روسيه و صربستان در اين بخش شرکت کرده اند. در بخش مسابقه فيلم هاي کوتاه يازده فيلم از سنگاپور، لهستان، امريکا، سوئد، مکزيک، کره جنوبي، هلند، فرانسه، نيوزيلند و قبرس حضور دارند اما هيچ فيلمي را از ايران دعوت نکرده اند تا مبادا جايزه هاي شان را درو کند.

49 فيلم برگزيده بخش هاي اصلي جشنواره کن از ميان 1600 کانديدا از 95 کشور انتخاب شده اند. در مجموع 3983 فيلم، با احتساب فيلم هاي کوتاه، براي شرکت در جشنواره کن 2007 ثبت نام کرده اند که تعداد آنها نسبت به سال گذشته 22 درصد افزايش نشان مي دهد.

هيات داوران بخش مسابقه بين المللي عبارتند از استفن فريرز، کارگردان انگليسي فيلم «ملکه» در مقام رياست هيات داوران، مارکو بلوکيو کارگردان ايتاليايي، عبدالرحمان سيساکو کارگردان موريتانيايي، مگي چيونگ بازيگر هنگ کنگي، توني کولت بازيگر استراليايي، ماريا دو مديروس بازيگر پرتغالي، سارا پولي بازيگر کانادايي، ميشل پيکولي بازيگر فرانسوي و اورهان پاموک نويسنده ترک برنده جايزه نوبل ادبي 2006. داوري بخش نگاه خاص بر عهده پاسکال فران، کارگردان فرانسوي، به عنوان رياست هيات داوران، کنت جونز، نويسنده امريکايي، کريستي پويو، کارگردان رومانيايي و ياسمين ترينچا، بازيگر ايتاليايي است. هيات داوران دوربين طلايي عبارتند از پاول لانگين، نويسنده روس، در مقام رئيس هيات، رناتو برتا فيلمبردار سوئيسي، جولي برتوچلي، کارگردان فرانسوي و کلوتيلد کورو بازيگر فرانسوي. بخش سينه فونداسيون و فيلم کوتاه را جيا ژانگ که، کارگردان چيني در سمت رياست هيات داوران، نيکي کريمي، بازيگر و فيلمساز ايراني، ژان ماري لو کلزيو، نويسنده فرانسوي، دومينيک مول، کارگردان آلماني و دبورا نادولمن، طراح لباس امريکايي داوري مي کنند.

تقريباً اسم هر کسي که مي شناختيم و نمي شناختيم در فهرست وجود دارد و اينطور که پيداست فقط من و شما مانده ايم که به کن نرفته ايم. با اين حال لازم نيست به خودتان زحمت بدهيد و در اين پنج - شش روزي که تا ششم خرداد و مراسم اختتاميه جشنواره کن مانده است، به آنجا سفر کنيد. اکثر فيلم هاي نمايش داده شده در جشنواره کن را تا دو - سه هفته ديگر مي توانيد به لطف دستفروش کنار خيابان و سر کوچه خودتان تماشا کنيد. خدا خيرشان بدهد.
يکي دو نکته درباره جشنواره کن
اين ملک متروک نشده
محسن آزرم

mohsen.azarm@gmail.com

ظاهراً با دو جبهه طرفيم؛ يک عده که سليقه «امريکايي» دارند و يک عده که «اروپايي» ها را ترجيح مي دهند. ظاهراً حق با آنهايي است که باعث و باني اين جبهه بندي بوده اند. از دست گذر زمان هم که هميشه گفته اند بهترين قاضي است و همه چيز را حل مي کند، کاري برنيامده است. هنوز هر دو جبهه برقرار است و سنگرنشينان، هرازگاهي، گلوله يي يا خمپاره يي به سمت هم شليک مي کنند. اما يک استثنا هم هست؛ يک منطقه بي طرف که سنگرنشينان هر دو جبهه، بخشي از اوقات خود را در آن مي گذرانند. «جشنواره فيلم کن» همين منطقه بي طرف است، که وقتي شروع مي شود، دل هر تماشاگر سينمادوستي را به تپش درمي آورد. اين همان جايي است که دوستي و دشمني مطرح نيست. جشنواره کن، وعده گاهي است براي همه عشاق سينه چاک سينما که منتظرند با «پديده سال» آشنا شوند. «اسکار» و مراسم پرشکوه آکادمي، هنوز مهم ترين «بازي سينمايي» است، ولي کن چيزي است فراتر از يک بازي. يک آيين عمومي است که بايد آن را به جا آورد، تا سال سينما واقعاً تحويل شود. حتي همه آنها که تماشاي فيلم هاي اروپايي و آسيايي را تاب نمي آورند و از کمبود جذابيت در اين فيلم ها گله مي کنند، هر سال بي صبرانه چشم به راه کن مي مانند تا ببينند در سينما واقعاً چه خبر است. کن و در واقع بانيان اين جشنواره، دست دوستي و محبت را به سوي همه سينماگران دراز کرده اند و فرقي نمي کند که اين سينماگر، جوان جوياي نام ايران باشد، يا پيرمردي از امريکا که دست کم به اندازه عمر اين جوان، فيلم در کارنامه اش دارد. اين چيزها هيچ اهميتي ندارد، وقتي پاي کن در ميان باشد. اينجا است که جوان و پيرمرد کنار ديگراني مي ايستند که سليقه هايي متفاوت دارند و فيلم هايي متفاوت مي سازند و هيچ کس آن ديگري را به خاطر ساختن فيلمي پرهزينه، يا فقيرانه و ساده، مسخره نمي کند. مهم خود سينما است، آن تصويري که روي پرده مي افتد و جمعيت عشاق را سيراب مي کند و آنها را تشنه لب از جشنواره بيرون نمي فرستد. چه چيزي مهم تر از اين هست؟

فيلم هاي برگزيده کن، گاهي به مذاق سنگرنشينان هر دو جبهه خوش نمي آيد؛ گاهي که فيلمي امريکايي نخل طلاي کن را مي برد، دسته اروپايي ها هيات داوران را متهم مي کنند و وقتي عکس قضيه اتفاق مي افتد، صداي اعتراض دسته امريکايي ها بلند مي شود. اما کن حواسش به همه چيز هست. همه چيز را زير نظر دارد و موقعيت و وضعيت را خوب مي سنجد و بعد دست به اهداي جايزه مي زند.

«ژيل ژاکوب» که حالا به شمايل اين جشنواره بدل شده است، چندسالي پيش تر، فيلم ساختن را به ساختن تونل تشبيه کرده و گفته بود آن تماشاگري که مي نشيند به تماشاي فيلم و غرق در آن مي شود، دارد از اين تونل تاريک مي گذرد و در طول اين گذر است که به کارگردان مي رسد. اما در اين بين چيزي هست مهم تر از اين رسيدن. نوري که روي پرده مي تابد و همه چيز را روشن مي کند. حالا به کمک اين نور، آدم هاي زيادي از اين سوي تونل به آن سويش مي رسند. حالا همه آنها در يک تجربه شريکند و مي دانند که مي خواهند گذر از اين تونل را بازهم امتحان کنند. فرقي نمي کند سنگرنشين کدام جبهه ايم؛ سليقه «امريکايي» داشته باشيم، يا «اروپايي» ها را ترجيح بدهيم، مهم اين است که همه به کن مديونيم و بخشي از بهترين خاطره هاي ما با اين وعده گاه عشاق سينما گره خورده است. و چه فرقي مي کند «زندگي شيرين» غفدريکو فلينيف و «ويريديانا» غلوئيس بونوئلف فيلم هاي محبوب مان باشد، با «قصه عامه پسند/ پالپ فيکشن» غکوئنتين تارانتينوف و «پيانيست» غرومن پولانسکيف. جشنواره کن، همه اين فيلم ها را عزيز داشته است و در نهايت ادب و احترام، پيش روي آنها سر تعظيم فرود آورده است. نخل طلا را، که کسي در اهميت و ارزش و اعتبارش شک ندارد، دودستي به آنها تقديم کرده و بيش از پيش به اعتبار خودش افزوده است. گاهي شايد حرص مان از برنده شدن فيلمي درآمده باشد و شايد فيلمي را شايسته هيچ جايزه يي ندانسته ايم، اما اين جذابيت کن است، که وقتي «ژان لوک گدار»، «ميکل آنجلو آنتونيوني» و «برادران تاوياني» در اين جشن بزرگ حاضرند، نخل طلا را به «يلماز گوني» و «راه» مي بخشد و استدلال مي کند که موقعيت و وضعيت را خوب سنجيده است. غسياسي کاري؟ توجه به انسانيت؟ف ظاهراً کسي هم اعتراض نمي کند، چون همه مي دانند يکي دو سال بعد، پديده مورد علاقه شان را پيدا مي کنند و زماني که «پاريس تکزاس» غويم وندرسف و «وقتي که بابا به سفر تجاري رفته بود» غامير کاستاريکاف صاحب نخل طلا مي شوند، خيال همه آسوده مي شود. کن، حتي حواسش پي نابغه ها و استعدادهاي سال هاي دورش هم هست. وقتي مجبورند جايزه ها را بين جمعيت کثير شرکت کنندگان قسمت کنند، ممکن است سر «فدريکو فليني» و «گفت وگو»يش غکه اساساً دريغ و افسوسي است بر جواني از دست رفته و عمر گذشتهف بي کلاه بماند، جايزه چهلمين سالگرد جشنواره را تقديمش مي کنند. اين رسم ادب است، نشانه احترام است.«پايان سينما» را گدار دوست داشتني غکه قريحه بي نظيرش شکر خدا هنوز نخشکيدهف سال ها پيش در انتهاي «آخرهفته» اش امضا کرد، ولي پاياني در کار نبود. پاياني در کار نيست. کن هنوز برگزار مي شود. آن تونل تاريک و نوري که کم کم همه چيز را روشن مي کند، هنوز هست. کشتي به راه خودش ادامه مي دهد و ما ساحل نشينان، مثل هميشه، براي مسافرانش دست تکان مي دهيم و سوت مي زنيم. چه زندگي شگفت انگيزي...
عناوين اين صفحه
در حال و هواي عشق
اين ملک متروک نشده
فيلم هاي کوتاه کانادا در کن
فراخوان جشنواره اوورا
نامزدهاي اسکار دانشجويي 2007
فيلمي از سه کارگردان مکزيکي

فيلم هاي کوتاه کانادا در کن
پايگاه خبري فيلم کوتاه؛ انجمن ملي فيلم کانادا (NFB) همزمان با افتتاح جشنواره فيلم کن اعلام کرد که ده فيلم کوتاه از بريتانيا، آرژانتين، امريکا و کانادا به مسابقه فيلم کوتاه آن لاين اين انجمن در کن راه يافتند. اين آثار از ميان 1149 فيلم متقاضي حضور در بازار فيلم کوتاه کن short film corner انتخاب شده اند و در سومين دوره مسابقه با يکديگر رقابت مي کنند. برنده نهايي اين مسابقه از طريق کاربران اينترنتي و براساس امتيازدهي يک تا پنج ستاره انتخاب و به کارگردان فيلم برگزيده علاوه بر جايزه نورمن مک لارن يک دوربين حرفه يي دي وي و يک کامپيوتر قابل حمل با نرم افزار تدوين اهدا مي شود. بازار فيلم کوتاه کن، سايت Youtube و شرکت موزيک پلاس در برگزاري اين مسابقه که سومين دوره آن برگزار مي شود، همکاري مي کنند. نامزدهاي نهايي اين رقابت عبار تند از واژگونگي (نورو ريمينگتن)، تاروت (جان کاندان) و پس گرفتن (مارک کان) از بريتانيا، اشک در چشم (برتران لسن و آنتوني لوانيه)، پايان روز (جروم ژورليت)، هديه کريسمس (پاسکال تيبو) و ژولي دور شد (جولين هريسون) از فرانسه، Eau Boy (اريک گراول) از کانادا، تکه زمين من (دانيل گيل سوارز) از آرژانتين و ضربان جنسيت (ساينه باومن) از امريکا.


فراخوان جشنواره اوورا
پايگاه خبري فيلم کوتاه؛ جشنواره بين المللي فيلم کوتاه اوورا (فيکه) فراخوان براي دريافت آثار را اعلام کرد. اين جشنواره فيلم هاي کوتاه با زمان بندي 40 دقيقه و کمتر از آن را که از سال 2005 به بعد ساخته شده اند، مي پذيرد و آخرين مهلت براي ارسال فيلم 30 ژوئن 2007 است. امسال علاوه بر مسابقه ملي و بين المللي، جشنواره اوورا يک مسابقه ويژه نيز برگزار مي کند که موضوع آن فيلم هاي با موضوع تاکسي و حمل و نقل شهري است. فيلم هايي که از سال 2002 به بعد ساخته شده اند، امکان شرکت در اين رقابت را دارند. فيلم هاي پذيرفته شده در اين بخش، علاوه بر جشنواره اوورا در ماه سپتامبر در ليسبون نيز به نمايش درمي آيند. در بخش مسابقه بين المللي جشنواره جوايزي به بهترين فيلم داستاني، مستند، انيميشن، بهترين فيلم کوتاه اروپايي، بهترين فيلم کوتاه کمتر از 5 دقيقه و جايزه تماشاگران اهدا مي شود. به علاوه يک هيات داوري سه نفره از طرف فدراسيون بين المللي انجمن هاي فيلم با حضور در جشنواره و قضاوت درباره آثار، جايزه دن کيشوت را به بهترين فيلم اهدا مي کند. اين جايزه به شکل خودکار به جشنواره بين المللي انجمن هاي فيلم راه مي يابد که در ايتاليا برگزار مي شود. جشنواره بين المللي فيلم کوتاه اوورا از 16 تا 24 نوامبر در پرتغال برگزار مي شود. دسترسي به قواعد شرکت و فرم ثبت نام در وب سايت جشنواره اوورا به آدرس www.fikeonline.net امکان پذير است.


نامزدهاي اسکار دانشجويي 2007
پايگاه خبري فيلم کوتاه؛ سي و سه دانشجو با آثار کوتاه خود به عنوان نامزدهاي نهايي سي و چهارمين دوره اسکار دانشجويي معرفي شدند. اين رقابت که توسط آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي امريکا برگزار مي شود، چهار رشته دارد و در هر کدام از آنها برندگان مدال هاي طلا، نقره و برنز انتخاب مي شوند. امسال دانشجوياني از 16دانشکده و کالج سينمايي نامزد نهايي دريافت اين مدال ها در رشته هاي فيلم داستاني، مستند، انيميشن و سينماي آلترناتيو هستند. در مراسم اهداي جوايز اسکار دانشجويي امسال که روز نهم ژوئن برگزار مي شود، برندگان مدال هاي طلا، نقره و برنز به ترتيب پنج هزار، سه هزار و دو هزار دلار جايزه نقدي نيز دريافت مي کنند. از جمله نامزدهاي دريافت اين جايزه مي توان به جوئل داون پورت از دانشگاه کاروليناي شمالي با فيلم مته، تولي دوسيوس از دانشگاه يوسي ال اي با فيلم خانه درختان زيتون و آنتوني گرين از دانشگاه نيويورک با فيلم نمايش در رشته آثار داستاني و ارور هال از دانشگاه نبراسکا با فيلم در بيداري فاجعه، پيتر جوردن و جان کين از دانشگاه استنفورد با فيلم رها شده در بغداد و اکتاويو وارناک-گراهام با فيلم خاموشي ها در رشته مستند نام برد.


فيلمي از سه کارگردان مکزيکي
سينماي ما؛ سه دوست و کارگردان دوست بسيار موفق مکزيکي، آلفونسو کوآرون، گي يرمو دل تورو و الخاندرو گونسالس ايناريتو، در حال مذاکره با استوديوي يونيورسال هستند تا پروژه پنج فيلمي آنها را تهيه کنند. اين پروژه که صد ميليون دلار براي استوديو هزينه دارد و فيلم هاي دو کارگردان جوان ديگر مکزيکي، کارلوس کوآرون (برادر آلفونسو) و رودريگو گارسيا را هم در بر مي گيرد به نظر ديگر استوديوها گران آمده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام