ترجمه؛مهوار

ينس لمان، سنگربان شماره يک تيم ملي آلمان و باشگاه آرسنال است. معلوم نبود اگر يورگن کلينزمن او را به عنوان دروازه بان اصلي ژرمن ها در جام جهاني 2006 بر نمي گزيد، او آينده يي طولاني مدت در ميدان هاي فوتبال داشته باشد. انتخاب لمان از سوي «کلينزي» و نيمکت نشين کردن اوليور کان، نقطه عطفي در زندگي ورزشي سنگربان آلماني توپچي هاي لندني به شمار مي رود. لمان اکنون و در سي و هفت سالگي تجربه يي به يادماندني از جام جهاني دارد. يک جام جهاني رويايي در ميهن همراه با عنوان سومي اين بازي ها آن هم در حالي که کارشناسان خوش بين فوتبال آلمان هم چندان اميدي به موفقيت اين تيم نداشتند.از ياد نمي بريم که فرانتس بکن باوئر، اسطوره فوتبال آلمان در بيانيه خود که درست در روز افتتاح جام جهاني در روزنامه بيلد به چاپ رسانده بود، آلمان را تيم مدعي فتح جام جهاني هجدهم ندانسته بود. (بيانيه يي که بايد در مراسم افتتاحيه خوانده مي شد، اما براي آن فرصتي در نظر گرفته نشد، بکن باوئر رئيس کميته برگزاري جام جهاني 2006 آلمان بود،)سنگربان آلماني آرسن ونگر به تازگي در گفت وگو با «Weltam Sonntag» درباره برخي مسائل صحبت کرده است، از جمله اينکه چرا در فوتبال آلمان (بوندس ليگا) «زبان» به مشکلي عمده بدل شده است، نخستين سال حضور ميشائيل بالاک در فوتبال جزيره چگونه بوده است و اينکه چرا او تجديد قرارداد با آرسنال را به بازگشت به زادگاهش ترجيح داده است.
---
آيا از حذف تلخ بايرن مونيخ تعجب کرديد؟ تيمي که پس از يازده سال، در رقابت هاي سال آينده ليگ قهرمانان حضور ندارد.
ناراحت کننده است که آنها در اين بازي ها حضور نخواهند داشت. اما بايرن هم يک بار سال بدي را تجربه کرده است. همه تيم ها هم چنين چيزي را به خود ديده اند. نبايد فراموش کرد که بايرن مونيخ بيشترين بازيکنان را در جام جهاني داشت.
بايرني ها اکنون قصد دارند، به نسبت سال هاي گذشته پول بيشتري را هزينه کنند. آيا راه حل اين موضوع همين است؟
پول، ضامن هيچ موفقيتي نيست. پرسش اينجاست که آنها اين پول را براي چه سطحي از بازيکنان هزينه مي کنند؟ بازيکنان خوب همواره گران قيمت نيستند.
و البته گران قيمت ترين بازيکنان هم نمي توانند تضمين کننده عنوان قهرماني باشند، همانند آنچه براي چلسي در ليگ برتر انگلستان رخ داد.
به گمان من چلسي به ويژه در انگلستان تصويري نادرست از خود به دست داده است و نمي دانم آيا چنين چيزي به واقع خواسته مالک اين باشگاه است يا خير.
سه تيم انگليسي تا مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان اروپا رسيدند. بوندس ليگا مي تواند چه چيزهايي از ليگ برتر بياموزد؟
در انگلستان بسياري از باشگاه ها به جز چلسي ساليان متمادي رشد و پيشرفت داشته اند. به استثناي هزينه هايي که در مورد برخي بازيکنان صورت گرفته است، مسوولان باشگاه ها به سرمربيان خود زمان مي دهند تا به پرورش و تربيت بازيکنان خوب و جوان بپردازند. استعدادها خيلي زود يافته مي شوند. آنگونه که وقتي راهي اين تيم ها مي شوند، هنوز هم «ارزان» هستند. تيري آنري و فردي ليونبرگ در آرسنال نمونه هاي خوبي در اين مورد هستند. حتي بازيکني همانند سس فابرگاس هم تنها چهارصد هزار يورو مي ارزيد، زماني که با شانزده سال به آرسنال پيوست. اما او اکنون شايد سي ميليون يورو قيمت داشته باشد و اما حرف من در اين باره چيست؛ بايد براي ديدن و کشف اين استعدادها چشم هايي وجود داشته باشد، يعني بايد يک بخش استعداديابي خوب داشت.
آيا پرورش و تربيت در آلمان تا اين اندازه نادرست است؟
در آرسنال بايد در سن 18 تا 20 سالگي به تيم اول راه يافت. اگر بازيکني نتواند به اين مرحله از رشد دست پيدا کند، از دور خارج مي شود اما آنچه بايد در آلمان هم ديده شود، تغيير نگرش و ديدگاه است. گهگاه تيم ها بايد بازيکنان 18 يا 19 ساله را به تيم بزرگسالان بياورند نه 22 يا 23 ساله را، بدون ترديد 70 دليل ديگر در مورد سطح اختلاف ليگ هاي دو کشور، زبان آلماني است.اين عامل در اين رابطه اشکال و نقص به شمار مي آيد.
چرا؟
در آلمان حلقه بسته يي از مربيان حضور دارند. هنگامي که يک مربي از تيم X اخراج مي شود، پس از زماني معين به باشگاه Y مي رود. از آنجا که او به اين زبان اشراف دارد سران باشگاه ها نمي دانند از کجا بايد مربي ديگري را انتخاب کنند و به تيم شان بياورند. زماني که بيشتر بازيکنان در بوندس ليگا تنها به زبان آلماني صحبت مي کنند سخت است بازيکني مثلاً فرانسه زبان مورد استفاده قرار بگيرد.
آيا دوست داريد بوندس ليگا هم از تاثيرات مربيان خارجي و غيرآلماني بهره مند شود؟
در انگلستان درست چنين چيزي رخ داده است. زماني که آرسن ونگر در گذشته از فرانسه به اين کشور آمد يا بازيکني همانند دنيس برکمپ از هلند، يک دگرگوني فرهنگي در اين تيم رخ داد. فوتبال دستخوش دگرگوني شده است، سريع تر شده است و از نظر تاکتيکي هم بهبود يافته است. ليگ برتر از اين موضوع و صد البته از دستيابي و تسخير ديگر بازارها سود مي برد. به تازگي گزارشي را مي خواندم که در آن فردي از فدراسيون فوتبال چين گفته بود تا چه اندازه از فوتبال انگلستان به وجد مي آيد. در مقابل هنگامي که او شاهد فوتبال آلماني ها است، اين احساس را دارد که سرعت بازي پائين تر است. جاي خوشبختي است که در آنجا مي توان بازي هاي بوندس ليگا را تماشا کرد. بنابراين تنها ليگ هايي مورد توجه قرار مي گيرند که بازي در آنها سريع تر و جذاب تر دنبال مي شود.
نياز به جبران و تلافي آنقدر بزرگ است که يوآخيم لو سرمربي تيم ملي آلمان هم چند روز پيش در پي گفت وگو با آرسن ونگر بود.
مطمئن هستم که او در اين بازي نياز به کار زيادي ندارد، اما خوب است همواره در پي ابتکار و در پي تبادل داده ها باشيم. به ويژه در مورد مربياني که اهل يادداشت برداشتن هستند و تيم هاي شان هم سبک بازي ويژه يي دارند. همانند تيم ملي آلمان که شيوه بازي مشخصي دارد و براي همين هم اين روزها بسيار موفق است.
و اين موفقيت تا چه اندازه مي تواند باشد؟
فکر مي کنم اگر ما در قالب تيم در کارهاي هجومي بهتر شويم، فرصت خوبي براي قهرماني در يورو 2008 خواهيم داشت.
ارزيابي شما از عملکرد ميشائيل بالاک در نخستين سال حضورش در ليگ برتر چيست؟
به عنوان بازيکن خط مياني زماني کمتر از يک ثانيه وقت هست تا بشود با توپ کاري کرد، چرا که بلافاصله بازيکني از تيم حريف از راه مي رسد. به نظر من او تازه به انگلستان آمده است و پيشرفت کرده، گل هاي مهمي به ثمر رسانده و در اين اواخر هم به يکي از ارکان اصلي چلسي بدل شده است.
شما به تازگي تصميم گرفتيد يک سال ديگر در آرسنال بمانيد به جاي آنکه به بوندس ليگا برگرديد.
بله. برايم مهم بود تا يک بار ديگر فرصت پيدا کنم در ديدار پاياني ليگ قهرمانان اروپا حاضر باشم و شايد هم آن را ببرم. هنوز هم اين احساس را دارم که مي خواهم برنده باشم.
صف دروازه بان هايي که مي خواهند جانشين و وارث شما در درون دروازه تيم ملي آلمان بشوند، رفته رفته طولاني تر مي شود؛
تيمو هيلده براند، روبرت انکه، رومان وايدن فلر و تيم ويزه.
اين افراد همگي سنگربان هاي خوبي هستند، اما فکر مي کنم از نظر بازي از آنها يک گام جلوتر هستم.
تا يورو 2008 و بعد از آن خيلي ها منتظر کناره گيري شما هستند.
من هيچ گاه نگفته ام که پس از جام ملت هاي اروپا از تيم ملي آلمان کناره گيري خواهم کرد. تنها گفته ام «شايد». خواهيم ديد.
اما چرا نبايد به بازي در تيم ملي ادامه بدهم آن هم زماني که هنوز به اين کار علاقه دارم، آماده هستم و فرد بهتري هم وجود ندارد.