
گروه حوادث؛ قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران، بعد از 11 ساعت محاکمه، حکم متهمان پرونده جنايت در شهرک محلاتي را صادر کردند.به گزارش خبرنگار ما در جلسه محاکمه اين متهمان که روز شنبه برگزار شد ابتدا 4 متهم پرونده در برابر قضات ايستادند و مدعي شدند که به تحريک «سکينه» متهم رديف پنجم و همسر مقتول اين جنايت را رقم زدند. اين متهمان گفتند؛ سکينه ادعا مي کرد با عالم غيب در ارتباط است و دستور رسيده مرتضي را بکشيم.پس از اينکه متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفت به قتل اعتراف کرد و گفت؛ توسط دو زن به نام هاي معصومه و تهمينه تحريک شده است. سپس متهم رديف دوم به جايگاه فرا خوانده شد و ادعا کرد که بدون اطلاع از نقشه طراحي شده به قتلگاه کشيده شده است.تهمينه و معصومه - دو زن متهم- نيز در دفاع از خود گفتند؛ سکينه که مدعي بود با عالم غيب در ارتباط است ما را تحريک کرد. او گفت مرتضي مردي خلافکار و مهدورالدم است و از عالم غيب دستور رسيده که او را بکشيم.
سکينه در برابر سوالات 5 قاضي دادگاه
سپس سکينه متهم رديف پنجم و همسر مقتول در جايگاه قرار گرفت. وي در دفاع در برابر اتهام دسيسه چيني براي قتل شوهرش گفت؛ اين اتهامات را قبول ندارم و اظهارات تهمينه و معصومه در مورد قتل دروغ محض است.قاضي عزيزمحمدي از سکينه سوال کرد آيا اين متهمان تحت فرمان تو بودند، متهم پاسخ داد؛ آنها خودشان شعور داشتند، مي توانستند از من اطاعت نکنند.
قاضي؛ آيا با همسرت اختلاف داشتي؟
متهم؛ اختلاف ما سليقه يي بود و اين موضوع به ويژه زماني که بچه ها بزرگ شدند شدت پيدا کرد ما سعي مي کرديم گذشت کنيم اما در تربيت فرزندان باهم مشکل داشتيم.تورم قطعاً زندگي را مشکل مي کند. زندگي اکنون با 30 سال قبل متفاوت است اما همسرم اين مسأله را قبول نمي کرد و بي منطق بود و براي تغيير در اوضاع زندگي و تقبل مخارج زحمتي نمي کشيد.

قاضي؛ علت جدايي از همسرت در پنج ماه آخر زندگي اش چه بود؟
متهم؛ او هر روز خشن تر مي شد. يک شب براي ميهماني به منزل فردي به نام «الف» رفتيم، همسرم زودتر برگشت اما وقتي ما بعد از او به منزل رفتيم او ما را راه نداد و بيرون کرد و بعد از دو روز به جاي عذرخواهي با خشونت تمام، به سراغ مان آمد و گفت بايد به منزل برگرديد اما بچه ها قبول نکردند به منزل برگردند و همسرم نيز اصرار به برگشت نکرد و ما را نيز تهديد مي کرد و من فکر کردم اگر از هم دور باشيم شايد مشکلاتمان رفع شود.
قاضي؛ با توجه به اينکه اقدام طلاق توافقي با همسرت صورت گرفته بود چرا با تعدادي از افراد خانواده ات به منزل وي رفتي؟
متهم؛ ما قصد طلاق نداشتيم. برادرشوهرم قصد ازدواج داشت و همسرم فردي را براي وي در نظر گرفته بود و شب قبل از قتل به من زنگ زد و گفت بيا اين دختر را ببين که من به همين منظور به منزلش رفتم و در آنجا مادرم و آن دختر حضور داشتند و همسرم آن دختر را به من معرفي کرد و من به او گفتم اين کار را نکن و از اينکه چه کسي بچه هايم را خبر کرد مطلع نيستم و آنها باهم درگيري لفظي پيدا کردند.
قاضي؛ همسرت در نامه يي از تو تقاضا کرده بود با او زندگي مسالمت آميزي داشته باشي. اين موارد درست است؟
متهم؛ من چنين نامه يي را نديده ام، شوهرم مشتاق زندگي بود و راضي به طلاق نبوديم.
قاضي؛ نحوه برگزاري کلاس هايت چه طور بود؟
متهم؛ جلساتمان از آموزش به کودکان خردسال آغاز شد و تا آموزش به دانشجويان ادامه پيدا کرد.
قاضي؛ مرتضي بارها گفته بود که مريدان تو او را خواهند کشت، در اين باره چه مي گويي؟
متهم؛ من از اين موضوع اطلاعي ندارم.
قاضي؛ همسرت ابتدا با کارهاي تو موافق بود اما بعداً از اين کارها جلوگيري مي کرد، چه اشکالي در تو ديده بود؟
متهم؛ همسرم مشتاق اين مراسم بود.
قاضي؛ همسرت از ارتباط با «الف»،«ص» و«ح» ناراحت بود و اين موضوع را به يکي از همکارانش گفته بود.
متهم؛ زماني که ما باهم مشکل داشتيم او از آنها به علت اينکه ما را پناه داده بودند و ما را از خانه شان بيرون نکرده بودند ناراحت بود.
قاضي؛ مردي به نام «ح»، تبعه عربستان کيست و چه ارتباطي داشتيد؟
متهم؛ «ح» شهروند سعودي بود و همسرم به لحاظ موقعيت شغلي اش دائم با افراد خارجي ارتباط داشت و با وي نيز در اين زمينه آشنا شده بوديم.
قاضي؛ تحت چه عنواني از مريدانت پول و طلا مي گرفتي؟
متهم؛ من پول و طلا از کسي نگرفته ام.
قاضي؛ در جلسات متعددي که تا صبح طول مي کشيد با «ح» چه مي گفتي؟
متهم؛ در جلساتمان ديگر مريدان مرد هم حضور داشتند و آنها نيز مشتاق ديدن «ح» بودند و فيلم ملاقات ها موجود است.
اظهارات يک شاهد
در ادامه جلسه دادگاه، قاضي عزيزمحمدي با توجه به اينکه سکينه ادعاهاي ديگر متهمان را نپذيرفت و مدعي شد بسياري از پول و طلاها توسط زني به نام «ز- ع» گرفته شده است وي را براي اداي شهادت و بيان حقايق فراخواند که اين زن گفت؛ من يک بار به اصرار سکينه شهادت دروغ دادم و مدعي شدم مرتضي به من تعرض کرده است و عواقب سوء آن را ديدم.
وي گفت؛ سکينه حتي در زندان به ما خط مي داد و انکارهايش در اين دادگاه دروغ است و بعد از آزادي از زندان از من به عنوان جاسوس استفاده مي کرد.
او ادامه داد؛ شب قتل سکينه بسيار بي قرار بود و تماس هاي تلفني پنهاني داشت و به من مي گفت دلم شور مي زند. نوارها، فيلم ها، جزوه ها را سريع از خانه خارج کنيد و مبايعه نامه منزل همسرش را نيز پاره کرد و گفت آن را آتش بزن و طلاها و پول ها را به من داد و گفت مراقب باشم.
اين زن ادامه داد؛ در آن شب تهمينه و معصومه وحشت زده وارد منزل سکينه شدند و گوشه اتاق خوابيدند، ساعت 10 صبح، «ح» به موبايل سکينه که در دست من بود، زنگ زد و با لهجه عربي گفت پول را به بانک ريختم و معصومه فرداي آن روز در حالي که سکينه در خواب بود، به من گفت منزل مرتضي آتش گرفته و او داخل خانه سوخته است.
سکينه بعد از شنيدن مرگ همسرش دستور پنهان کردن اسلحه هاي وي را داد و حکم تازه يي صادر کرد و گفت بايد جو شهرک را عوض کنيد و پلاکاردي مبني بر به شهادت رسيدن مرتضي نصب کنيد،
سپس قاضي عزيزمحمدي از اين شاهد پرسيد، ناراحتي مقتول از همسرش به چه علت بود؟
وي در پاسخ گفت؛ سکينه به من مي گفت شوهرم شکاک است و به من تهمت مي زند اما من هيچ وقت حرف رکيک از مقتول نشنيده ام و مشکلات با ورود «ح» -مرد عرب- به زندگي سکينه آغاز شد.
قضات دادگاه کيفري (رحيمي، افتخاري، عزيزمحمدي، عبداللهي و باقري) پس از اخذ آخرين دفاع از 5 متهم پرونده وارد شور شدند و جعفر متهم رديف اول را به اتهام قتل و آتش زدن خانه مقتول به قصاص و دو سال حبس، زهير متهم رديف دوم را به 18 ماه حبس با احتساب ايام بازداشت، تهمينه و معصومه را به اتهام معاونت در قتل و معاونت در آتش زدن خانه مقتول به 18 ماه حبس تعزيري و دو سال حبس تعليقي و سکينه همسر مقتول را به اتهام معاونت در قتل، تحريک و دسيسه چيني براي قتل شوهرش به 15 سال حبس محکوم کردند.