دوشنبه، 31 ارديبهشت 1386 - شماره 1398
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
حکم متهمان پرونده جنايت در شهرک محلاتي صادر شد
زن جنايتکار مدعي ارتباط با عالم غيب بود
گروه حوادث؛ قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران، بعد از 11 ساعت محاکمه، حکم متهمان پرونده جنايت در شهرک محلاتي را صادر کردند.به گزارش خبرنگار ما در جلسه محاکمه اين متهمان که روز شنبه برگزار شد ابتدا 4 متهم پرونده در برابر قضات ايستادند و مدعي شدند که به تحريک «سکينه» متهم رديف پنجم و همسر مقتول اين جنايت را رقم زدند. اين متهمان گفتند؛ سکينه ادعا مي کرد با عالم غيب در ارتباط است و دستور رسيده مرتضي را بکشيم.پس از اينکه متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفت به قتل اعتراف کرد و گفت؛ توسط دو زن به نام هاي معصومه و تهمينه تحريک شده است. سپس متهم رديف دوم به جايگاه فرا خوانده شد و ادعا کرد که بدون اطلاع از نقشه طراحي شده به قتلگاه کشيده شده است.تهمينه و معصومه - دو زن متهم- نيز در دفاع از خود گفتند؛ سکينه که مدعي بود با عالم غيب در ارتباط است ما را تحريک کرد. او گفت مرتضي مردي خلافکار و مهدورالدم است و از عالم غيب دستور رسيده که او را بکشيم.

سکينه در برابر سوالات 5 قاضي دادگاه

سپس سکينه متهم رديف پنجم و همسر مقتول در جايگاه قرار گرفت. وي در دفاع در برابر اتهام دسيسه چيني براي قتل شوهرش گفت؛ اين اتهامات را قبول ندارم و اظهارات تهمينه و معصومه در مورد قتل دروغ محض است.قاضي عزيزمحمدي از سکينه سوال کرد آيا اين متهمان تحت فرمان تو بودند، متهم پاسخ داد؛ آنها خودشان شعور داشتند، مي توانستند از من اطاعت نکنند.

قاضي؛ آيا با همسرت اختلاف داشتي؟

متهم؛ اختلاف ما سليقه يي بود و اين موضوع به ويژه زماني که بچه ها بزرگ شدند شدت پيدا کرد ما سعي مي کرديم گذشت کنيم اما در تربيت فرزندان باهم مشکل داشتيم.تورم قطعاً زندگي را مشکل مي کند. زندگي اکنون با 30 سال قبل متفاوت است اما همسرم اين مسأله را قبول نمي کرد و بي منطق بود و براي تغيير در اوضاع زندگي و تقبل مخارج زحمتي نمي کشيد.

قاضي؛ علت جدايي از همسرت در پنج ماه آخر زندگي اش چه بود؟

متهم؛ او هر روز خشن تر مي شد. يک شب براي ميهماني به منزل فردي به نام «الف» رفتيم، همسرم زودتر برگشت اما وقتي ما بعد از او به منزل رفتيم او ما را راه نداد و بيرون کرد و بعد از دو روز به جاي عذرخواهي با خشونت تمام، به سراغ مان آمد و گفت بايد به منزل برگرديد اما بچه ها قبول نکردند به منزل برگردند و همسرم نيز اصرار به برگشت نکرد و ما را نيز تهديد مي کرد و من فکر کردم اگر از هم دور باشيم شايد مشکلاتمان رفع شود.

قاضي؛ با توجه به اينکه اقدام طلاق توافقي با همسرت صورت گرفته بود چرا با تعدادي از افراد خانواده ات به منزل وي رفتي؟

متهم؛ ما قصد طلاق نداشتيم. برادرشوهرم قصد ازدواج داشت و همسرم فردي را براي وي در نظر گرفته بود و شب قبل از قتل به من زنگ زد و گفت بيا اين دختر را ببين که من به همين منظور به منزلش رفتم و در آنجا مادرم و آن دختر حضور داشتند و همسرم آن دختر را به من معرفي کرد و من به او گفتم اين کار را نکن و از اينکه چه کسي بچه هايم را خبر کرد مطلع نيستم و آنها باهم درگيري لفظي پيدا کردند.

قاضي؛ همسرت در نامه يي از تو تقاضا کرده بود با او زندگي مسالمت آميزي داشته باشي. اين موارد درست است؟

متهم؛ من چنين نامه يي را نديده ام، شوهرم مشتاق زندگي بود و راضي به طلاق نبوديم.

قاضي؛ نحوه برگزاري کلاس هايت چه طور بود؟

متهم؛ جلساتمان از آموزش به کودکان خردسال آغاز شد و تا آموزش به دانشجويان ادامه پيدا کرد.

قاضي؛ مرتضي بارها گفته بود که مريدان تو او را خواهند کشت، در اين باره چه مي گويي؟

متهم؛ من از اين موضوع اطلاعي ندارم.

قاضي؛ همسرت ابتدا با کارهاي تو موافق بود اما بعداً از اين کارها جلوگيري مي کرد، چه اشکالي در تو ديده بود؟

متهم؛ همسرم مشتاق اين مراسم بود.

قاضي؛ همسرت از ارتباط با «الف»،«ص» و«ح» ناراحت بود و اين موضوع را به يکي از همکارانش گفته بود.

متهم؛ زماني که ما باهم مشکل داشتيم او از آنها به علت اينکه ما را پناه داده بودند و ما را از خانه شان بيرون نکرده بودند ناراحت بود.

قاضي؛ مردي به نام «ح»، تبعه عربستان کيست و چه ارتباطي داشتيد؟

متهم؛ «ح» شهروند سعودي بود و همسرم به لحاظ موقعيت شغلي اش دائم با افراد خارجي ارتباط داشت و با وي نيز در اين زمينه آشنا شده بوديم.

قاضي؛ تحت چه عنواني از مريدانت پول و طلا مي گرفتي؟

متهم؛ من پول و طلا از کسي نگرفته ام.

قاضي؛ در جلسات متعددي که تا صبح طول مي کشيد با «ح» چه مي گفتي؟

متهم؛ در جلساتمان ديگر مريدان مرد هم حضور داشتند و آنها نيز مشتاق ديدن «ح» بودند و فيلم ملاقات ها موجود است.

اظهارات يک شاهد

در ادامه جلسه دادگاه، قاضي عزيزمحمدي با توجه به اينکه سکينه ادعاهاي ديگر متهمان را نپذيرفت و مدعي شد بسياري از پول و طلاها توسط زني به نام «ز- ع» گرفته شده است وي را براي اداي شهادت و بيان حقايق فراخواند که اين زن گفت؛ من يک بار به اصرار سکينه شهادت دروغ دادم و مدعي شدم مرتضي به من تعرض کرده است و عواقب سوء آن را ديدم.

وي گفت؛ سکينه حتي در زندان به ما خط مي داد و انکارهايش در اين دادگاه دروغ است و بعد از آزادي از زندان از من به عنوان جاسوس استفاده مي کرد.

او ادامه داد؛ شب قتل سکينه بسيار بي قرار بود و تماس هاي تلفني پنهاني داشت و به من مي گفت دلم شور مي زند. نوارها، فيلم ها، جزوه ها را سريع از خانه خارج کنيد و مبايعه نامه منزل همسرش را نيز پاره کرد و گفت آن را آتش بزن و طلاها و پول ها را به من داد و گفت مراقب باشم.

اين زن ادامه داد؛ در آن شب تهمينه و معصومه وحشت زده وارد منزل سکينه شدند و گوشه اتاق خوابيدند، ساعت 10 صبح، «ح» به موبايل سکينه که در دست من بود، زنگ زد و با لهجه عربي گفت پول را به بانک ريختم و معصومه فرداي آن روز در حالي که سکينه در خواب بود، به من گفت منزل مرتضي آتش گرفته و او داخل خانه سوخته است.

سکينه بعد از شنيدن مرگ همسرش دستور پنهان کردن اسلحه هاي وي را داد و حکم تازه يي صادر کرد و گفت بايد جو شهرک را عوض کنيد و پلاکاردي مبني بر به شهادت رسيدن مرتضي نصب کنيد،

سپس قاضي عزيزمحمدي از اين شاهد پرسيد، ناراحتي مقتول از همسرش به چه علت بود؟

وي در پاسخ گفت؛ سکينه به من مي گفت شوهرم شکاک است و به من تهمت مي زند اما من هيچ وقت حرف رکيک از مقتول نشنيده ام و مشکلات با ورود «ح» -مرد عرب- به زندگي سکينه آغاز شد.

قضات دادگاه کيفري (رحيمي، افتخاري، عزيزمحمدي، عبداللهي و باقري) پس از اخذ آخرين دفاع از 5 متهم پرونده وارد شور شدند و جعفر متهم رديف اول را به اتهام قتل و آتش زدن خانه مقتول به قصاص و دو سال حبس، زهير متهم رديف دوم را به 18 ماه حبس با احتساب ايام بازداشت، تهمينه و معصومه را به اتهام معاونت در قتل و معاونت در آتش زدن خانه مقتول به 18 ماه حبس تعزيري و دو سال حبس تعليقي و سکينه همسر مقتول را به اتهام معاونت در قتل، تحريک و دسيسه چيني براي قتل شوهرش به 15 سال حبس محکوم کردند.
بازخواني حافظه موبايل، پسر جوان را از اتهام سنگين تبرئه کرد
گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم به آزار يک دختر و تهيه فيلم از او بود با انجام بررسي هاي تخصصي تبرئه شد.به گزارش خبرنگار ما اواسط سال گذشته دختر جواني به همراه پسر خاله اش نزد ماموران پليس مراجعه کرد و طي شکايتي گفت، پسري به او تعرض کرده و فيلم آن را براي پسرخاله اش فرستاده است.

اين دختر در شکايت خود گفت؛ مدتي قبل با پسري آشنا شدم و چندين بار همديگر را ديديم، اما يک روز پسر جوان مرا به خانه کشاند و مورد آزار قرار داد و فيلمبرداري کرد. من از ترس آبرويم شکايت نکردم، اما بعد متوجه شدم که او فيلم را در اختيار پسرخاله ام قرار داده است. من وقتي متوجه شدم او اين کار را کرده، تصميم گرفتم شکايت کنم. با شکايت اين دختر پسر جوان دستگير و پرونده به شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.

وي در بازجويي ها اتهام تجاوز به عنف را رد کرد و گفت؛ من با اين دختر رابطه داشتم اما هرگز به او به زور تجاوز نکردم، او مي دانست که با موبايلم از وي فيلمبرداري مي کنم و هيچ اعتراضي هم نداشت، اما بعد از اينکه ارتباط مان قطع شد من هم آن فيلم را از حافظه موبايلم پاک کردم و گوشي ام را فروختم. من اين دختر را دوست دارم و حتي حاضرم با او ازدواج کنم، اما خودش حاضر نشد به اين رابطه ادامه دهد.

با توجه به ادعاي پسر جوان قضات شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران، دستور بررسي هاي فني را در اين خصوص صادر کردند و مشخص شد متهم پرونده مدت ها پيش موبايلش را فروخته است و اين گوشي دست به دست چرخيده و به صورت کاملاً اتفاقي به دست پسر خاله دختر جوان رسيده است و چون اين پسر با تکنولوژي گوشي هاي تلفن همراه آشنا بوده توانسته قسمتي از فيلم پاک شده را دوباره باز گرداند.

از سويي قضات براي روشن شدن واقعيت دستور دادند که متخصصان قسمت هاي ديگري از فيلم را از حافظه موبايل بيرون آورند. به اين ترتيب با انجام اين کار مشخص شد اين فيلم در يک پارتي شبانه تهيه شده است و موضوع تجاوز صحت ندارد.

قضات دادگاه کيفري پس از پايان بررسي ها پسر جوان را مورد محاکمه قرار دادند. وي گفت؛ من اين دختر را دوست دارم و با توجه به همه اتفاقاتي که افتاده است باز هم حاضرم با او ازدواج کنم، اما اتفاقاتي که افتاده اصلاً عمدي نبوده است.دختر جوان نيز گفت؛ پسر خاله ام خواستگار من است و به خاطر علاقه يي که به او دارم قصد داريم با هم ازدواج کنيم و حالا که متوجه شدم متهم به عمد فيلم را به دست پسرخاله ام نرسانده است شکايت خود را پس مي گيرم. من و پسر خاله ام حرف هاي مان را زده ايم و قصد ازدواج با هم را داريم. بنابراين قضات شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران حکم برائت اين جوان را صادر کردند.
اختلافات خانوادگي، انگيزه مرد جوان براي قتل همسر
گروه حوادث؛ مردي که در پي اختلافات خانوادگي همسر خود را به قتل رسانده است در جريان بازجويي هاي تخصصي پليس به جرم خود اعتراف کرد.

به گزارش خبرنگار ما چندي پيش ماموران نيروي انتظامي ورامين از مرگ مشکوک زن جوان در منزلش مطلع و به سرعت به محل حادثه اعزام شدند. آنان با حضور در خانه مقتول 23 ساله که سميرا نام داشت متوجه آثار جراحت روي پيشاني اش شدند و از آنجا که مرگ او را مشکوک تشخيص داده بودند به بازجويي از اعضاي خانواده سميرا پرداختند.اعضاي خانواده اين زن در بازجويي ها اعلام کردند، سميرا از چندي قبل به ناراحتي اعصاب مبتلا شده بود و داروهاي قوي مصرف مي کرد، روز حادثه نيز پس از مصرف دارو ناگهان دچار سرگيجه شد و تعادلش را از دست داد و سرش با در ورودي برخورد کرد و وي فوت شد.کارآگاهان که اين توضيحات را قانع کننده نمي دانستند به دستور بازپرس ويژه قتل، جسد سميرا را براي انجام آزمايش هاي تخصصي به پزشکي قانوني منتقل کردند و به تحقيقات خود ادامه دادند.آنان پي بردند سميرا از زمان ازدواج با شوهر 32 ساله خود به نام ابوالفضل اختلاف داشته است. با افشاي اين موضوع مرد جوان بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت اما ارتکاب قتل را انکار و ادعاهاي قبلي اش را تکرار کرد.به رغم انکارهاي اين مرد بازجويي هاي تخصصي از وي ادامه پيدا کرد و سرانجام ابوالفضل قتل را گردن گرفت و گفت؛ روز حادثه طبق معمول با سميرا به مشاجره پرداختم و نزاع ما به حدي بالا گرفت که او را کتک زدم. من کاملاً عصبي بودم و کنترل رفتارم را از دست داده بودم، از سويي سميرا سعي داشت از دست من فرار کند. در اين هنگام او را هل دادم و سرش به لبه در اتاق برخورد کرد و وي جان باخت. من اصلاً قصد کشتن همسرم را نداشتم و اين حادثه ناخواسته رخ داد.
مادرجنايتکار جزئيات قتل دو کودکش را تشريح کرد
گروه حوادث؛ کشف جسد يک دختر سه ساله به پرونده زني که به قتل دو کودکش اعتراف کرده بود ابعاد تازه يي بخشيد.به گزارش خبرنگار ما اين زن 30 ساله روز چهارشنبه، 19 ارديبهشت ماه در حالي که قصد داشت با پرت کردن خود در رودخانه کرج به زندگي اش پايان دهد به کلانتري آدران منتقل شد. اين زن که بسيار پريشان و مضطرب بود در ابتدا ادعا کرد به دنبال دو کودک گمشده اش مي گردد. او سپس به ماموران گفت پسر 7 ساله و دختر سه ساله اش در رودخانه افتاده اند.

در نهايت با توجه به وضعيت نامناسب رواني اين زن و ضدونقيض گويي هايش او در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت و اين بار در اعترافاتي هولناک اعلام کرد دو فرزندش را در رودخانه انداخته است.او گفت؛ من و شوهرم از مدت ها قبل باهم اختلاف داشتيم و همسرم قصد داشت از من طلاق بگيرد. از آنجا که نمي خواستم کودکانم پس از جدايي سرگردان شوند تصميم گرفتم آنها را بکشم براي همين زهرا و محمد را به رودخانه انداختم.در پي اعترافات تکان دهنده اين زن ماموران آتش نشاني وارد عمل شدند و براي يافتن دو کودک به جست وجو در رودخانه پرداختند، اما در چند روز اول اثري از محمد و زهرا به دست نيامد تا اينکه بالاخره روز پنجشنبه هفته گذشته يکي از اهالي شهرک طالقاني واقع در گرمدره جسد دختر سه ساله يي را پيدا کرد که مشخص شد متعلق به زهرا است.با کشف جسد اين کودک، مادر 30 ساله وي بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفت و با تکرار اظهارات قبلي اش گفت؛ روز حادثه پس از آنکه شوهرم از خانه خارج شد يک آژانس کرايه کردم و محمد و زهرا را به جاده چالوس بردم و آنها را براي نجات دادن از آينده يي مبهم به زور به رودخانه انداختم. پس از آن تصميم گرفتم به زندگي خودم نيز پايان دهم که موفق به اين کار نشدم.بنابراين گزارش هم اکنون تحقيقات از اين مادر که به نظر مي رسد به بيماري رواني مبتلا باشد ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
زن جنايتکار مدعي ارتباط با عالم غيب بود
بازخواني حافظه موبايل، پسر جوان را از اتهام سنگين تبرئه کرد
اختلافات خانوادگي، انگيزه مرد جوان براي قتل همسر
مادرجنايتکار جزئيات قتل دو کودکش را تشريح کرد
چهار دليل براي اثبات جنايت گلدکوئيستي
مرگ مرد محکوم به قصاص در زندان
فرضيه يي تازه براي اثبات بيگناهي زن متهم به قتل
نزاع خونين در شهرک اکباتان
گامي ديگر براي افشاي راز جنايت در پژوي 206

چهار دليل براي اثبات جنايت گلدکوئيستي
گروه حوادث؛ دو سرشاخه گلدکوئيست به اتهام قتل يکي از دوستان خود از سوي بازپرس ويژه قتل تهران بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار ما بنا به محتويات اين پرونده جنايي که سال گذشته در شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران تشکيل شد، جواني به نام کامبيز در پي سقوطي مرگبار از خانه يي در تهرانپارس جان خود را از دست داده است.ماموران پليس زماني در جريان اين ماجرا قرار گرفتند که يکي از ساکنان آپارتماني در تهرانپارس هنگام خروج از خانه جسد يک پسر جوان را در حياط مجتمع مشاهده کرد.

کارآگاهان جنايي و بازپرس حسيني - رئيس وقت شعبه 7 دادسراي جنايي تهران - با حضور در محل کشف جسد متوجه شدند اين جنازه متعلق به پسري به نام کامبيز است که شب قبل از حادثه به خانه دو دوست خود به نام هاي «ر» و «س» رفته بود. از آنجا که آپارتمان اين دو جوان در مجاورت ساختمان محل کشف جسد بود، «ر» و «س» تحت بازجويي قرار گرفتند و مدعي شدند کامبيز با پرت کردن خود از پنجره آپارتمان به حياط ساختمان همسايه افتاده و جان باخته است.

به اين ترتيب جسد به پزشکي قانوني منتقل شد و در حالي که تصور مي شد کامبيز دست به خودکشي زده است براي «س» و «ر» که از سرشاخه هاي گلدکوئيست بودند قرار منع تعقيب صادر شد.

با گذشت حدود يک سال از وقوع اين حادثه، محمد شهرياري که به تازگي رياست شعبه 7 دادسراي جنايي تهران را به عهده گرفته است، به بازخواني پرونده پرداخت و با دلايلي مواجه شد که احتمال به قتل رسيدن کامبيز را افزايش مي دهد.

نخستين دليل اين است که پنجره هاي آپارتمان «س» و «ر» که به صورت مجردي زندگي مي کردند در محلي قرار دارد که در صورت خودکشي کامبيز وي نمي توانسته با سر بر کف حياط ساختمان همسايه فرود بيايد.دليل دوم وجود نرده هايي روي ديوار مابين دو ساختمان است که نشان مي دهد در صورت اقدام به خودکشي کامبيز وي بايد با اين نرده ها برخورده و به حياط ساختمان محل سکونت دوستانش سقوط مي کرد.

در اين ميان دوستان کامبيز زماني که با اين استدلالات مواجه شدند اظهارات قبلي خود را تغيير دادند و اين بار مدعي شدند اين جوان به پشت بام رفته و از آنجا خود را به پايين پرت کرده است. در حالي که سومين دليل که فرضيه خودکشي کامبيز را رد مي کند اين است که اين جوان اصلاً کليد در پشت بام را در اختيار نداشته است.

چهارمين دليل براي مشکوک تر شدن مرگ کامبيز اين است که حادثه مرگبار در حالي به وقوع پيوست که فقط چند ساعت از نخستين حضور کامبيز در خانه سرشاخه محل گلدکوئيست مي گذشت و جوان تازه وارد نمي توانسته بدون اطلاع دوستانش از آپارتمان آنها خارج شود و به پشت بام برود.

بازپرس شهرياري با توجه به اين دلايل سرشاخه هاي گلدکوئيست را بازداشت کرد و هم اکنون تحقيقات از آنان با اين زمينه که کامبيز قرباني اختلافات گلدکوئيستي شده است ادامه دارد.


مرگ مرد محکوم به قصاص در زندان
گروه حوادث؛ مرد محکوم به اعدام در اثر عفونت داخلي در زندان رجايي شهر جان باخت.

به گزارش خبرنگار ما مرد جواني که به اتهام قتل همسر زني که با وي رابطه نامشروع برقرار کرده به قصاص محکوم شده بود بعدازظهر شنبه در آخرين روزهاي انتظار براي اجراي حکم در زندان رجايي شهر در اثر عفونت داخلي درگذشت.

محمدرضا با همدستي زن مورد علاقه اش به نام سيما با اين استدلال که عليرضا شوهر سيما مانعي براي ازدواج آنها است او را در روز 17 مهرماه سال 78 با ضربات چاقو به قتل رساند و جسد را در بيابان هاي اطراف پونک رها کرد. چند روز بعد ماموران کلانتري باغ فيض جسد عليرضا را کشف کردند و تحقيقات براي تشخيص هويت وي و شناسايي قاتل يا قاتلان از سوي کارآگاهان جنايي تهران آغاز شد. در نخستين تحقيقات خانواده عليرضا انگشت اتهام را به سوي سيما همسر وي نشانه رفتند. با بازجويي از سيما و بررسي روابط پنهان وي سرانجام مشخص شد که اين زن با اغفال کردن محمدرضا نقشه قتل شوهرش را طراحي کرده است. عليرضا بلافاصله پس از دستگيري اتهام قتل را پذيرفت. با بررسي پرونده اين جنايت در شعبه 1608 دادگاه جنايي محمدرضا به اتهام قتل به اعدام محکوم و سيما به اتهام مشارکت در قتل و رابطه نامشروع در مجموع به 35 سال حبس محکوم شد.

در حالي که پرونده محمدرضا پس از تاييد در شعبه 34 ديوان عالي کشور آخرين مراحل قضايي را براي اجراي حکم مي گذراند و محمدرضا در انتظار قصاص، در اثر عفونت داخلي در زندان رجايي شهر جان سپرد.

مرگ اين محکوم به اعدام در زندان رجايي شهر کرج در حالي گزارش شد که يک هفته پيش نيز يک متهم ديگر که در حال سپري کردن دوران محکوميت خود در همين زندان بود جان سپرد.


فرضيه يي تازه براي اثبات بيگناهي زن متهم به قتل
گروه حوادث؛ قرار بازداشت زني که از دو سال و نيم قبل به اتهام قتل شوهرش در زندان به سر مي برد با مطرح شدن فرضيه يي جديد از سوي بازپرس جنايي تهران به قرار وثيقه تبديل شد.به گزارش خبرنگار ما بهمن ماه سال 82 ماموران نيروي انتظامي جسد مرد جواني را کنار بزرگراه آزادگان پيدا کردند. جسد اين مرد که محمد نام داشت در حالي پيدا شد که موتورسيکلتش و يک رأس گوسفند در نزديکي پيکر بي جان او وجود داشت. پليس در تحقيقات اوليه هويت اين مرد را فاش کرد و در نخستين گام به بازجويي از همسر او به نام فريبا پرداخت.اين زن گفت؛ روز حادثه شوهرم براي خريد گوسفند از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت. او هنگام خروج از منزل 25 ميليون تومان پول همراه داشت.فريبا در ادامه چند نفر را نيز به عنوان مظنون قتل شوهرش به پليس معرفي کرد، اما تحقيقات انجام شده در اين رابطه نشان داد اين افراد بي گناه هستند. پس از گذشت بيش از يک سال از کشف جسد مرد جوان، ماموران به همسر او مظنون شدند و وي را دستگير کردند، اما اين زن اتهام قتل را انکار کرد. با اين وجود با قرار بازداشت روانه زندان شد تا اينکه چند روز پيش بازپرس شهرياري -رئيس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران- با بازخواني پرونده متوجه شد اين زن در پرورشگاه بزرگ شده و دچار افسردگي است.از سوي شهرياري در زمان کشف جسد اين احتمال که مرد جوان بر اثر سانحه رانندگي جان باخته باشد به طور دقيق بررسي نشده است به همين خاطر دستور داد تا بررسي هاي تخصصي روي موتورسيکلت مقتول انجام تا مشخص شود آيا اثري از تصادف وجود دارد يا خير.همچنين زن جوان ديروز تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ «من به خاطر مشکلات رواني يي که دارم زياد دروغ مي گويم و همين دروغ ها باعث شد خودم را به دردسر بيندازم و به اتهام قتل دستگير شوم در حالي که بي گناه هستم.»بازپرس شهرياري با شنيدن اظهارات اين زن با توجه به اينکه او بيمار رواني دو شخصيتي است قرار بازداشت وي را به وثيقه تبديل کرد تا تحقيقات در اين رابطه تکميل شود.


نزاع خونين در شهرک اکباتان
گروه حوادث؛ نزاع خونين دو نوجوان در شهرک اکباتان منجر به قتل يکي از آنان شد.به گزارش خبرنگار ما ساعت يک بامداد ديروز دو نوجوان به نام هاي محسن و ميلاد در شهرک اکباتان با هم درگير شدند که طي اين نزاع محسن با چند ضربه چاقو ميلاد را مجروح کرد و از محل گريخت.پس از انتقال ميلاد به بيمارستان با تلاش پزشکان وي تا ساعت 11 صبح همچنان زنده بود، اما در اثر شدت جراحات وارده سرانجام تسليم مرگ شد. پس از اعلام فوت ميلاد از سوي پزشکان پرونده نزاع خونين اکباتان از دادسراي ناحيه 5 صادقيه به دادسراي جنايي تهران ارجاع شد و با دستور شاملو بازپرس ويژه قتل ماموران اداره مبارزه با قتل پليس آگاهي تهران ماموريت يافتند تا براي دستگيري محسن نوجوان 18 ساله تلاش ويژه يي را آغاز کنند.بنا بر اين گزارش تحقيقات در اين رابطه همچنان ادامه دارد.


گامي ديگر براي افشاي راز جنايت در پژوي 206
گروه حوادث؛ دستگيري 4 متهم جديد در پرونده قتل مرد ميانسالي که جسدش در يک پژوي 206 کشف شده بود دور تازه يي از تحقيقات پليسي را شکل داد.به گزارش خبرنگار ما روز جمعه 17 فروردين ماه سال جاري ماموران آتش نشاني پس از خاموش کردن شعله هاي آتش يک پژو 206 در بزرگراه تهران- کرج متوجه جسد مردي شدند که در آتش سوخته بود. با کشف اين جسد بلافاصله ماموران اداره دهم پليس آگاهي تهران و بازپرس ويژه قتل در محل حاضر شدند و تحقيقات را در اين خصوص آغاز کردند.بررسي هاي اوليه نشان از آن داشت که مقتول با ضربات چاقو به قتل رسيده و قاتل يا قاتلان در صحنه يي ساختگي با به آتش کشيدن خودرو از ناحيه صندلي قصد از بين بردن جسد و آثار جرم خود را داشته اند. در ادامه تحقيقات پس از يک هفته هويت مقتول به نام صفر فاش و بازجويي از اعضاي خانواده صفر آغاز و هاجر دخترش مدعي شد که پدرش يک هفته قبل پس از نزاع با مادر و برادرش خانه را ترک کرده است. با توجه به نزاع صفر با پسرش عليرضا به عنوان نخستين مظنون به قتل دستگير شد، اما بازجويي از وي مشخص کرد اين جوان در ساعاتي که به نظر مي رسد صفر به قتل رسيده همراه با دوستان و خانواده اش بوده است. در اين ميان عليرضا در اظهاراتش سرنخ هاي جديدي را در اختيار پليس قرار داد.وي چند تن از دوستان پدرش را به عنوان مظنون معرفي کرد. او در اين خصوص گفت؛ پدرم در ماه هاي اخير رفت وآمدهاي مشکوکي به تهرانسر داشت و با چند مرد روابط مشکوکي داشت و تنها کسي که احتمالاً اطلاعات دقيقي از اين روابط پدرم دارد زني است که در کرج زندگي مي کند. با توجه به اظهارات عليرضا کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي با توجه به رفت وآمدهاي صفر و تماس هاي تلفني او موفق به رديابي دوستان وي شدند و با دستور اصغرزاده بازپرس ويژه قتل 4 تن از اين افراد دستگير شدند و هم اکنون تحت بازجويي هاي فني - پليسي قرار گرفته اند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام