
گروه حوادث؛ تحقيقات پليس از شکارچي موطلايي زنان و دختران جوان با شناسايي دو شاکي جديد در پرونده وارد مرحله جديدي شد.
به گزارش خبرنگار ما با شکايت دختر دانشجويي در روز 14 اسفندماه سال 85 در خصوص تعرض مرد موطلايي در حاشيه اتوبان شيخ فضل الله نوري به وي، تحقيقات پليس آگاهي در اين خصوص آغاز شد. دختر جوان در اظهارات خود به «روشن» بازپرس پرونده گفت؛ ساعت30/7 بعدازظهر در حاشيه بزرگراه شيخ فضل الله در انتظار تاکسي ايستاده بودم که فردي از پشت به من نزديک شد، من با زياد کردن سرعت سعي کردم که از وي دور شوم و در جايي که گمان مي کردم او ديگر مرا تعقيب نمي کند ايستادم، اما ناگهان مردناشناس به من حمله ور شد و با چاقو مرا تهديد کرد و با دست دهان مرا گرفت و به ميان درختان کنار اتوبان کشاند و با وجود التماس هاي من مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و تهديد کرد که اگر مقاومت کنم مرا خواهد کشت و در کانال آبي که در همان نزديکي است خواهد انداخت. وي سپس با پاره کردن لباس هاي من از محل گريخت.
با توجه به اظهارات اين دختر جوان روشن، بازپرس شعبه سه دادسراي جنايي دستور چهره نگاري رايانه يي متهم را داد و ماموران گشت ناحيه ماموريت يافتند تا در صورت شناسايي متهم نسبت به بازداشت وي اقدام کنند، اما در حالي که تلاش پليس براي دستگيري اين مرد بي اثر مانده بود، پس از گذشت 75 روز از شکايت دختر جوان بعدازظهر چهارشنبه 26 ارديبهشت ماه خود وي در مسير بازگشت به خانه بار ديگر مرد مهاجم را شناسايي کرد و با خبر کردن ماموران مستقر در محل، او را تحويل پليس داد.
پس از دستگيري عبدالمجيد وي در بدو امر به انکار رابطه خود با دختر جوان پرداخت اما زماني که با شواهد موجود مواجه شد اتهام خود را پذيرفت. در اين ميان از آنجا که در محل تعرض عبدالمجيد به اين دختر دانشجو چند لباس زنانه نو کشف شد اين فرضيه که مرد موطلايي به تعداد بيشتري از زنان و دختران در اين منطقه تعرض کرده است، قوت گرفت.
در حالي که عبدالمجيد تنها يک اتهام خود را پذيرفته و منکر هرگونه سابقه ديگري است، تحقيقات پليس براي شناسايي ساير شکات و قربانيان شکارچي موطلايي زنان و دختران به طور گسترده ادامه دارد. در همين راستا بعد از ظهر گذشته بررسي شکايت دو زن که در منطقه پل مديريت مورد تعرض فردي مشابه اين مرد قرار گرفته اند آغاز و با شناسايي اين افراد تحقيقات پليسي وارد فاز جديدي شده است. در صورتي که اين دو زن عبدالمجيد را شناسايي کنند، احتمال وقوع جرايم ديگر از سوي اين مرد بيشتر خواهد شد.
گفت وگو با شکارچي موطلايي
پيش از مهاجرت به تهران در چه شهري ساکن بودي؟
من تا 16 سالگي همراه با خانواده ام در محله فيض آباد سنندج زندگي مي کردم و پس از آن براي پيدا کردن کار از سنندج به تهران آمدم.
چند کلاس سواد داري؟
8 کلاس درس خواندم و بعد از آن براي کار کردن ترک تحصيل کردم.
خواهر و برادري هم داري؟
من چهار برادر دارم. يک سال پيش از نقل مکان به تهران مادرم فوت شد و پدرم زن ديگري گرفت.
کي به تهران آمدي؟
7 سال پيش پدرم در قلعه حسن خان خانه يي خريد و ما به تهران آمديم و 3 سال قبل به خانه جديد نقل مکان کرديم.
ازدواج کرده اي؟
4 سال است که ازدواج کرده ام و اکنون همسرم 5 ماه است که باردار شده است.
تو و همسرت در کجا زندگي مي کنيد؟
در اتاقي در خانه پدرم.
هزينه هاي زندگي ات را از چه راهي تامين مي کني؟
چون گچ کار هستم و در تهران فقط محل خانه هايي که کار کرده ام را مي شناسم وسيله نقليه هم ندارم و تنها تفريح من و همسرم رفتن به پارک نزديک خانه مان است و من براي هيچ تفريحي وقت ندارم. در طول زندگي ام تنها يک بار سينما رفته ام. چگونه مي توانم تهران را بشناسم وقتي فرصت اين کار را ندارم.
فکر نمي کني اگر حقيقت را به پليس بگويي زودتر مشکلت حل شود و از اين مخمصه رها شوي؟
من بارها گفته ام که گناه ديگري ندارم و اميدوارم به زودي اين موضوع روشن شود. 4 ماه ديگر فرزندم به دنيا مي آيد و من دوست دارم در آن زمان کنار زن و بچه ام باشم.