احسان نراقي؛ در تحليل دستاورد نهضت دوم خرداد و چگونگي حفظ اين دستاورد بايد گفت؛ دوم خرداد خودش را حفظ مي کند. زماني در دانشگاه دختري با مشت گره کرده به من گفت که خاتمي براي ما هيچ کاري نکرد. من به وي گفتم که جرأت و شجاعتي خاتمي به تو داد که امروز چنين فرياد ميزني. مشت تو پر از خاتمي است. اين دستاورد خودش کار خودش را انجام مي دهد. زيرا دانشجويان زير بار وعده هاي خلاف دولت نمي روند براي همين است که دولت با دانشگاه ها مشکل دارد. من به آينده خيلي خوشبين هستم و آمدن آقاي احمدي نژاد را به فال نيک مي گيرم چون مردم قدر خاتمي را بهتر مي دانند.
مجيد انصاري؛ به نظر من بايد ابتدا از حرکت اصلاحات بازشناسي داشته باشيم و در اين بازشناسي نگاه آسيب شناسي داشته باشيم و نقاط ضعف و قوت را بررسي کنيم. نقاط قوت را تقويت و موانع را شناسايي کنيم و راهکارهاي متناسب براي رفع موانع را بايد بررسي کرد و اين مهم بدون انجام حرکت علمي دقيق و برنامه ريزي شده که منطبق با واقعيات اجتماعي است ميسر نمي باشد. زيرا دسترسي به اهداف دشوار است و بايد در راس اين برنامه ها برنامه جامعي از اصلاحات که منطبق با ارزش هاي اسلامي و انقلابي و قانون اساسي قرار گيرد.
فاطمه راکعي؛ دوم خرداد در اصل وداع مردم با اقتدارگرايي و قرار نگرفتن افراد در جايگاه واقعي خودشان بود. در اصل بهادادن بيش از حد به مسائل مادي و اقتصادي و فراموش کردن جنبه هاي فرهنگي براي برگرداندن فضاي سياسي کشور در سال هاي اول انقلاب بود. انديشه تحول در جو اقتصادزده با فضاي فرهنگي و نخبه گرايي و مشارکت مردم در سرنوشت اجتماعي خودشان بود که روح و فلسفه دوم خرداد 76 بود که اگر اين روح زنده بماند و در اين فضا پويايي خود را ادامه دهد و مرعوب فضاي اجتماعي نشود، قطعاً جنبش دوم خرداد مي تواند هميشه ادامه يابد و در اين صورت ما تا نهادينه شدن دموکراسي واقعي در کشور فاصله يي نداريم.
سيدهاشم هدايتي؛ دوم خرداد منادي ظهور پارادايم جديد و يا بازسازي پارادايم نويني بود که محور حکومت را از دوردست ها به ميان مردم آورد و مظهر و مصداق اعمال اراده ملت در اداره جامعه شان بود به رغم کارشکني ها و موانع زياد توانست يک الگوي متناسب با فرهنگ و مطالبات ملت ايران معرفي کند. تعريف و تلاش براي تثبيت حق حاکميت ملت، نفي فردگرايي مطلق گرايانه، نفي استبداد، به رسميت شناختن شرافت و حرمت انسان ها فارغ از مذهب و انديشه و نژاد، ازجمله دستاوردهاي اين نهضت بود. به نظر مي رسد تلاش براي تثبيت ارکان اساسي اين نهضت يعني نهادهاي مدني، مطبوعات آزاد و تحزب و سازماندهي رهبري منسجم و منعطف مي تواند تضمين بخش تداوم دوم خرداد باشد. شايد از ضعف هاي غيرقابل انکار در حاکميت 8ساله اصلاح طلبان برخاسته از دوم خرداد 76 را بتوان فقدان ستاد راهبري جنبش اصلاحات دانست. بايد اين ستاد ايجاد شود که در اين روزها شاهد چنين راهبري اصيلي هستيم؛ ميدان داري خاتمي و حمايت نخبگان و احزاب اصلاح طلب.
محمدعلي حاضري؛ به نظر من بازگشت به اصالت دوم خرداد مهم است آن چيزي که موجب خلق دوم خرداد شد و بايد به اين مساله وفادارمانده و عمل به آن بهترين راهکار براي تضمين تداوم دوم خرداد است. پاره يي از آسيب هايي که به جريان دوم خرداد وارد شد نه ناشي از اصالت آن، بلکه ناشي از انحراف ها و افراطي گري هايي بود که عده يي از سخنگويان ناخوانده آن جريان را ايجاد کردند. جريان دوم خرداد در وضعيت اصيل آن جرياني کاملاً همسو و همراه با ارزش هاي انقلاب و نظر امام بود و آمده بود تا پاره يي از وجوه مردم گرايانه و دموکراتيک و انقلاب و خط امام را که از سوي پاره يي از جريان هاي اقتدارگرايانه مورد غفلت و بي اعتنايي قرار گرفته بود احيا کند، اما متاسفانه اين حرکت اصيل از دو سو با تهديد و آسيب مواجه شد. يک سوي آن اقتدارگراياني بودند که وقتي همه آمال و برنامه هاي خود رادر فرآيند انتخابات دوم خرداد از دست رفته ديدند به جاي تمکين آراي مردم به مقابله با آن پرداختند و مقاومت هاي گسترده يي کردند که به بحران هاي 9 روزه به قول آقاي خاتمي مشهور شد و از سوي ديگر اين تهديدها مواضع سخنگوياني ناخوانده بود که آمال و آرزوهاي خود را به نام دوم خرداد و بي اعتنايي به ارزش هاي اسلامي و انقلابي مي کردند.