
سينماي ايران مدتي است حضور کم فروغي در جشنواره هاي جهاني دارد و اين مساله از يک سو باعث نگراني هايي در ميان سينماگران و سينما دوستان شده و از سوي ديگر به اين نکته دامن زده که عمر سينماي جشنواره يي ايران به پايان رسيده است.
براي بررسي اين مساله بايد ابتدا به موشکافي اين نکته بپردازيم که سينماي ايران از چه زماني در جشنواره هاي جهاني مطرح شده و جوايز را در چه دوره يي گرفته است. اينکه عباس کيارستمي در دوره يي با فيلم هايش موفق شد در جشنواره هاي متعدد جهاني مطرح شود و جوايز مهمي را به دست آورد، چيزي نبود که يک شبه به دست آمده باشد. کيارستمي ادامه دهنده مسيري بود که فيلمسازاني نظير سهراب شهيد ثالث در سال هاي قبل تر آغاز کرده بودند. او در اين مسير گام برداشت، آن را به اوج رساند و دنيا را متوجه سينماي ايران کرد. بعد از آن بود که دنيا متوجه سينماي ايران شد و موفقيت هاي ايران در جشنواره هاي جهاني آغاز شد. پس از کيارستمي فيلمسازان ديگري نيز وارد جشنواره هاي جهاني شدند و موقعيت سينماي ايران را در جشنواره ها مستحکم تر کردند. جعفر پناهي، ابوالفضل جليلي و... که عمدتاً در ژانر سينماي کودک فيلم مي ساختند، روند موفقيت و حضور ايران در جشنواره ها را ادامه دادند. پس از آن نسل جديد هم با اعتبار به دست آمده توانست کاري کند که ديده شود و موفقيت هايي هم به دست بياورد. مثلاً بهمن قبادي، سميرا مخملباف، پرويز شهبازي و فيلمسازان ديگر نسل سوم سينما، فيلم هاي شان در جشنواره ها ديده شد و دست به تجربه هاي متفاوتي در زمينه سينماي جشنواره يي زدند.
اين نسل فيلمسازان سينماي ايران هم اکنون در حال تجربياتي هستند که نتيجه اش تا چند سال آينده مشخص خواهد شد و به بار خواهد نشست. ديگر سينماي فعلي ايران براي جشنواره هاي جهاني چيز نويي ندارد و نسل جديد سينماي ايران در تلاش است که به نگاه هاي جديد تري برسد تا دوباره خود و سينماي ايران را در جشنواره ها مطرح کند. هم اکنون در جشنواره هاي معتبر جهاني، سينماي امريکاي جنوبي و فيلم هايي از برزيل، مکزيک و... حضور موفقي دارند. آنها دوره يي را گذرانده اند تا به مرز بلوغ و شکوفايي برسند و بتوانند سينماي شان را به جهان عرضه کنند. من معتقدم اين اتفاق در مورد سينماي ايران و نسل جديد فيلمسازان ايراني هم خواهد افتاد و مجدداً دوران اوج سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني فرا خواهد رسيد.
يکي از مهمترين عوامل تاثيرگذار در شکوفايي مجدد سينماي جشنواره يي و خاص در ايران، حمايت دولتي از اين نوع سينما است. ما شاهد اين هستيم که هر روز نوع سينماي تجربي و خاص به لحاظ توليد يا اکران، محدودتر از گذشته مي شود و غالب فيلمسازان به سينماي گيشه يي روي آورده اند. جالب اينکه از طرفي پز اين داده مي شود که سينماي ايران در دنيا مطرح است ولي هميشه اين نکته به فراموشي سپرده مي شود که چه نوعي از سينماي ايران در جشنواره ها مطرح است و موفقيت کسب مي کند؟، آيا سينماي گيشه يي و تجاري ايران است که در دنيا مطرح مي شود؟، هميشه اين رسم وجود دارد که در پايان سال آمار فيلم هاي ايراني شرکت کننده در جشنواره ها و تعداد جوايز کسب شده توسط آنها اعلام مي شود. اما متاسفانه حدود 90 درصد اين آثار رنگ پرده را در ايران به خود نديده اند و منتظر اولين فرصت براي ديده شدن در داخل هستند. وقتي نگاهي به دوران اوج و طلايي حضور سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني مي اندازيم، متوجه حمايت هاي دولتي چه در توليد و چه در پخش در زمينه سينماي خاص و تجربي مي شويم. مثلاً فيلم هاي عباس کيارستمي يا محسن مخملباف در دهه هاي گذشته هم از حمايت در توليد برخوردار بوده اند و هم از حمايت در نمايش. فيلم «زير درختان زيتون» عباس کيارستمي در بهترين زمان اکران و در بهترين سينماي تهران(سينما آزادي) چند ماه روي پرده مي ماند و اتفاقاً مخاطب خود را هم پيدا مي کند. نمونه هايي از اين دست در زمان گذشته بسيار است. اما هم اکنون چيزي نمانده که تعداد فيلم هاي اکران نشده کيارستمي و پناهي از تعداد انگشتان دو دست فراتر برود. مگر نه اينکه اين دو فيلمساز مهمترين جوايز خارجي را براي سينماي ايران کسب کرده اند؟،
با اينکه سينماي ايران در يکي دو سال اخير حضور موفقي در جشنواره هاي خارجي نداشته است، اما همچنان مسوولان جشنواره هاي جهاني چشم انتظار جرقه يي از سينماي ايران هستند تا دوباره از فيلم هاي ايران در جشنواره هاي شان ميزباني کنند. همين الان که من مشغول نگارش اين يادداشت هستم، تعداد زيادي از عوامل و مسوولان سينماي ايران در جشنواره کن حضور دارند. اگر سينماي جشنواره يي و حضور در جشنواره ها بد است و ارزشي ندارد، پس چرا اين تعداد فيلم اعم از خاص يا تجاري در بازار کن عرضه شده و اين همه علاقه براي حضور در اين جشنواره وجود دارد؟،
نسل جديد کارگردانان سينماي ايران، در آينده يي نزديک دوباره سکان جشنواره هاي خارجي را دست خواهند گرفت و به زودي سينماي ايران به دوران اوج باز خواهد گشت. اميدوارم در آن زمان مسوولان سينمايي سرشان را بالا بگيرند و با افتخار اعلام کنند که ما بوديم که از اين نوع سينما حمايت کرديم.